بانک اطلاعات وکلا وکیل وکیل پایه یک دادگستری وکیل دادگستری وکیل با سابقه موسسات حقوقی کارشناس دادگستری دفاتر اسناد رسمی
مرتضی دستوری
آدرس : تهران-فلکه دوم صادقیه،بلوار آیت الله کاشانی-ایستگاه مهران ساختمان آرمیتا - پلاک77-طبقه اول-واحد8
تلفن تماس : 44007642 -44049071 - 09122546782
وب سایت مرتضی دستوری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری و کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل
بنیاد وکالت ایرانیان
آدرس : سعادت آباد، نبش خیابان سی و دوم، پلاک 116، طبقه 4 واحد 9
وب سایت بنیاد وکالت ایرانیان
طیبه برزگر
آدرس : تهران - فلکه دوم صادقیه- ایتدای خیابان آیت الله کاشانی -بعد از بانک مسکن - پلاک 80-طبقه 3 واحد سوم
تلفن تماس : - 09122249601
وب سایت طیبه برزگر وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز ،با بیش از 10 سال سابقه کار و وکیل بانکها و موسسات مالی و اعتباری و وکیل شرکتهای خصوصی
محسن حسين پور
آدرس : تهران بلوار ميرداماد نبش نفت جنوبي پلاك ٢٦٨ طبقه دوم
تلفن تماس : 021-22270133 - 09127922824
وب سایت محسن حسين پور وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
رامین مهرآسا
آدرس : خیابان ولیعصر - بالاتر از پل پارک وی - روبروی خیابان فرشته - پلاک 2714 - طبقه دوم
وب سایت رامین مهرآسا وکیل دادگستری و مشاوره حقوقی
اسدعلی امرایی
آدرس : تهران اشرفی اصفهانی بالاتر از تقاطع نیایش بین فلاح و دربندی ساختمان 55 طبقه 2 واحد 5
تلفن تماس : 021-44872230-44872231/02144820428 - 09122595695
وب سایت اسدعلی امرایی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای مرکز
سید علیرضا حسینی
آدرس : تهران،سعادت آباد،چهارراه سرو،به سمت میدان کتاب،پلاک 72 ،ساختمان سروناز واحد 8
وب سایت سید علیرضا حسینی وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي
علی جاوید
آدرس : تبریز ، 17 شهریور جدید ،جنب بانک ملی ، ساختمان ایران ، واحد A14
تلفن تماس : 04135572731 - 09141193504
وب سایت علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
سرور ثانی نژاد
آدرس : سعادت آباد ، میدان کاج ،سرو غربی،پلاک 11 ،ساختمان پزشکان سینا ، طبقه دو نیم ، واحد 17
تلفن تماس : 22350512 - 09124357415
وب سایت سرور ثانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
احسان عابدین
آدرس : سعادت آباد ، میدان کاج ،سرو غربی،پلاک 11 ،ساختمان پزشکان سینا ، طبقه دو نیم ، واحد 17
تلفن تماس : 22350512 - 09123956043
وب سایت احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
دکتر سهیل طاهری
آدرس : تهران-سعادت آباد- نبش خیابان 32- پلاک 116- طبقه 4 - واحد 9
تلفن تماس : 88689911-13 - 09122505985
وب سایت دکتر سهیل طاهری وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز و استاد دانشگاه
محمد رضا مهرجو
آدرس : تهران سید خندان ابتدای خیابان دبستان کوچه شهید صفا فردوسی بلاک 24واحد 10
تلفن تماس : 02188463970 - 09123347471
وب سایت محمد رضا مهرجو وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز و دانشجوی دکتری حقوق خصوصی
عباس بشیری
آدرس : تهران-بلوارکشاورز - خیابان فلسطین جنوبی - کوچه شهیدذاکری - بن بست اول -پلاک یک واحدشماره 10
وب سایت عباس بشیری و همکاران وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
فاطمه موذن
آدرس : تهران - انتهای حکیم غرب بلوار جوانمردان (تعاون) پلاک 18 ساخنمان نوبهار ط 6 واحد 19
تلفن تماس : - 09123255200
وب سایت فاطمه موذن وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
آيلين محمدي رفيع
آدرس : تهران بلوار ميرداماد نبش نفت جنوبي پلاك ٢٦٨طبقه ٢ واحد ٨
تلفن تماس : 021-22116677 - 09125908241
وب سایت آیلین محمدی رفیع وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی کانون وکلا دادگستری مرکز
مطالب پربازدید
جدیدترین مطالب
 

نگهبانی که با حمله سگ به کارگران، راهی زندان شد

ارسال شده توسط : پرتال اطلاع رساني وكالت آن لاين در تاریخ : 01-12-1394
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.
نگهبانی که با حمله سگ به کارگران، راهی زندان شد

نگهبانی به دلیل عدم مراقبت صحیح از سگ نگهبانش و حمله این سگ به چهار نفر از کارگران شهرداری و شکایت خواهان، بدهکار 24 میلیون تومان شده و در زندان تحمل حبس می کند.

 در بازدیدی از بازداشتگاه موقت زندان مرکزی کرمان، ظاهر غلط انداز «طاهر» نظرم را جلب کرد، به سراغش رفتم تا اسم او را بپرسم و بهانه‌ای برای شنیدن قصه حبس شدنش بتراشم که خودش کلی طفره رفت تا طاهر را به زبان بیاورد. هم بندی‌های او هم با اسامی مختلف بازیگران مشهور ایرانی و خارجی در ارتباط من با طاهر سنگ‌اندازی می‌کردند اما همین که خواستم او را ترک کنم دستم را گرفت و بی‌مقدمه از خودش گفت.

با صدای بلندی که اطرافیان هم بشوند از خانواده‌اش شروع کرد و گفت: از بچگی ناف من رو با بدشانسی و بد بیاری بریدن، نه مهر مادری را حس کردم و نه سایه‌ لطف پدری را. زندگی دیگر برایم معنا و مفهومی نداره و نمی دانم از شاکی خودم شاکی باشم یا متقابلا شکایتی علیه متهم ردیف اول این حادثه تنظیم کنم.

این مددجوی کرمانی با غصه‌ای عمیق گفت: بعد از گذشت چهار سال از زندگی مشترک، پدر و مادرم هنوز صاحب اولاد نشده بودند که با هزار نذر و کلی درمان خداوند من را به این خانواده داد که ای کاش به دنیا نمی آمدم.

طاهر با ناراحتی خاصی ادامه داد: از شانس بد یک ماه بعد از تولد من مادرم به دلیل لخته خون دچار مرگ مغزی شد. خیلی تلخ بود اما طعم مهر مادری را هیچ وقت نچشیدم. بعد از چهلم مادر هم که پدر ارجمند ما تجدید فراش می‌کنند، زن بابای گرامی افتخار هم‌خانگی با ما را نمی دهد و به ناچار بر حسب حق حیاتی که داریم برای همیشه مهمان ناخوانده مادربزرگم می‌شوم، مادر حقیقی، همیشگی و عزیزم.

او که دیگر صدایش بلندی دقایق قبل را نداشت، ادامه داد: با مهرِ عزیز (مادر بزرگم) در ورزش و درس موفق بودم و حتی 3 سال پیش در یک رشته خوب در تهران قبول شدم اما پولش را نداشتم البته حوصله درس و تحصیل هم در رشته صنعتی نداشتم. بابت همین قید درس را زدم و یک راست خدمت سربازی رفتم، اما از شانس بد من همان ماه اول در تمرینات دوره آموزشی از ماشین به زمین پرت شدم و جفت پاهایم شکست و 8 تا پیچ مهره درون پاهایم برایم یادگاری گذاشتند و البته جلوتر از خدمت معاف شدم اما دیگر این پاها برایم پا نشد.

وی افزود: نه می‌توانستم درست و حسابی راه بروم و نه اینکه فعالیت کنم؛ با این‌که چندین مرتبه به پزشک مراجعه کردم اما همه آنها یک نظر داشتند و آن این بود که هر چه سریعتر باید عمل کنم. عملی که تامین هزینه‌اش برایم غیرقابل باور بود. هر جا هم که دنبال کار رفتم یا بهانه کارت معافیت در می‌اوردند یا پاهای چلاقم را بر سرم می زدند.

این مددجوی جوان کرمانی افزود: بالاخره از طریق یکی از دوستان خانوادگی در یکی از رستوران‌های معروف شهر به عنوان پیشخدمت کار پیدا کردم، البته درآمدش زیاد نبود اما برای من عالی بود. تقریبا 18 ماه در این رستوران شیک شهر دستم بند شده بود که مادربزرگم گیر داد حالا که کار پیدا کردی، زن هم باید بگیری.

طاهر لبخندی می‌زند و اضافه می‌کند: با همین خواب و خیال‌های مادربزرگم در یک مدت خیلی کوتاه معصومه دختر همسایه دیوار به دیوارمان، همسر، همراه و به اصطلاح همدم‌ همیشگی ام شد اما از بد حادثه صاحب رستورانی که در آنجا مشغول به کار بودم طی یک تصادف از دنیا رفت و در طرفه‌العینی وراث این مرد شریف که انگار تحقق چنین روزی را ثانیه شماری کرده باشند، چهلم پدرشان نشده هم ملک و هم مغازه را به فروش رساندند و به دنبال این اقدام فرزندان ناخلف این پدر، 11 نفر از کارگران و آشپزان این رستوران از جمله من بیکار شدند.

وی آهی می‌کشد و می‌گوید: چند ماهی با همسرم دنبال کار گشتم اما پیدا نکردم. شغل و حرفه خاصی هم بلد نبودم تا اینکه یک نفر از دوستان، نگهبانی باغ یکی از اقوامشان را به ما پیشنهاد داد که در خارج از شهر و در نزدیکی‌های شهرستان ماهان زندگی می کرد و سالی یکی دو ماه بیشتر در ایران نبود.

طاهر گفت: خوشحال شدم که بعد از چند ماه بیکاری به همراه همسر و فرزند 6 ماهه‌مان تنها با سرایداری و یک باب منزل مسکونی لوکس می‌توانم دوباره درآمد خودم را داشته باشم و دستم جلوی کسی بلند نشود. بدون هیچ مشکلی در محل کار و به عبارتی در محل زندگی جدید خودمان هم مستقر شدیم اما بعد از گذشت چند هفته در وسعت باغ دو هزار متری صاحبخانه‌ متوجه جابجایی و کم شدن یکسری وسایل شدم. موضوع را با دوستم در میان گذاشتم و او پیشنهاد داد که برای مراقبت بیشتر از باغ و اطمینان خاطر یک سگ نگهبان بیاورم که من هم پذیرفتم و با این نظر معقول چنین کردم.

او با اشاره به خبر مرگ ناگهانی پدرش می‌گوید: دو ماهی بود که در باغ زندگی آرام و خوبی را از سرگرفته بودیم که پسر عمویم خبر مرگ پدرم را به من داد و به منظور شرکت در مراسم تشییع او به اتفاق همسرم راهی شهر کرمان شدیم. در همین مدت بود که با خبر شدیم سگ نگهبان خانه از باغ بیرون رفته و در اتفاقی عجیب در حالی چهار نفر از کارگران شهرداری مستقر در کنار باغ با پرتاب سنگی به سمتش قصد فراری دادن سگ را داشتند به سمت آن‌ها حمله‌ور شده و ساق پای یکی از آن‌ها را کنده و دیگر کارگران را هم نه با این شدت بلکه به قدر وسعش بی نصیب نگذاشته است.

طاهر افزود: با شنیدن خبر از مراسم پدرم بیرون آمدم و هرچند با دست‌های خالی و دلی پر درد مشغول بحث درمانی این کارگران شدم اما با گذشت دو ماه از این ماجرا از دادگاه احضاریه‌ای دریافت کردم که به دنبال آن بعد آمد و شد قضایی در عین ناباوری و تفهیم از سوی قاضی پرونده متوجه شدم که بدهکار 24 میلیون تومان شده‌ام. من هم که توان پرداخت این مبلغ را نداشتم ناخواسته و ندانسته به جرم عدم مراقبت صحیح از این سگ راهی زندان شدم. حقیقتا نمی دانم با این وضعیت از شاکی خودم شاکی باشم یا متقابلا شکایتی علیه متهم ردیف اول این حادثه که یک سگ نگهبان است داشته باشم و دادخواستی را تنظیم کنم. به هر حال با وجود اصرار همسرم اما شاکی از این مطالبه خود کوتاه نیامد و بر حسب همین خواسته خواهان، نزدیک به دو ماه است که در بازداشتگاه موقت کرمان تحمل حبس می‌کنم.

 

نگهبانی که با حمله سگ به کارگران، راهی زندان شد
» سرویس: معارف و حقوق - حقوقی و قضایی
کد خبر: 94120100248
شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۴
1441706112539_index.jpg

نگهبانی به دلیل عدم مراقبت صحیح از سگ نگهبانش و حمله این سگ به چهار نفر از کارگران شهرداری و شکایت خواهان، بدهکار 24 میلیون تومان شده و در زندان تحمل حبس می کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در بازدیدی از بازداشتگاه موقت زندان مرکزی کرمان، ظاهر غلط انداز «طاهر» نظرم را جلب کرد، به سراغش رفتم تا اسم او را بپرسم و بهانه‌ای برای شنیدن قصه حبس شدنش بتراشم که خودش کلی طفره رفت تا طاهر را به زبان بیاورد. هم بندی‌های او هم با اسامی مختلف بازیگران مشهور ایرانی و خارجی در ارتباط من با طاهر سنگ‌اندازی می‌کردند اما همین که خواستم او را ترک کنم دستم را گرفت و بی‌مقدمه از خودش گفت.

با صدای بلندی که اطرافیان هم بشوند از خانواده‌اش شروع کرد و گفت: از بچگی ناف من رو با بدشانسی و بد بیاری بریدن، نه مهر مادری را حس کردم و نه سایه‌ لطف پدری را. زندگی دیگر برایم معنا و مفهومی نداره و نمی دانم از شاکی خودم شاکی باشم یا متقابلا شکایتی علیه متهم ردیف اول این حادثه تنظیم کنم.

این مددجوی کرمانی با غصه‌ای عمیق گفت: بعد از گذشت چهار سال از زندگی مشترک، پدر و مادرم هنوز صاحب اولاد نشده بودند که با هزار نذر و کلی درمان خداوند من را به این خانواده داد که ای کاش به دنیا نمی آمدم.

طاهر با ناراحتی خاصی ادامه داد: از شانس بد یک ماه بعد از تولد من مادرم به دلیل لخته خون دچار مرگ مغزی شد. خیلی تلخ بود اما طعم مهر مادری را هیچ وقت نچشیدم. بعد از چهلم مادر هم که پدر ارجمند ما تجدید فراش می‌کنند، زن بابای گرامی افتخار هم‌خانگی با ما را نمی دهد و به ناچار بر حسب حق حیاتی که داریم برای همیشه مهمان ناخوانده مادربزرگم می‌شوم، مادر حقیقی، همیشگی و عزیزم.

او که دیگر صدایش بلندی دقایق قبل را نداشت، ادامه داد: با مهرِ عزیز (مادر بزرگم) در ورزش و درس موفق بودم و حتی 3 سال پیش در یک رشته خوب در تهران قبول شدم اما پولش را نداشتم البته حوصله درس و تحصیل هم در رشته صنعتی نداشتم. بابت همین قید درس را زدم و یک راست خدمت سربازی رفتم، اما از شانس بد من همان ماه اول در تمرینات دوره آموزشی از ماشین به زمین پرت شدم و جفت پاهایم شکست و 8 تا پیچ مهره درون پاهایم برایم یادگاری گذاشتند و البته جلوتر از خدمت معاف شدم اما دیگر این پاها برایم پا نشد.

وی افزود: نه می‌توانستم درست و حسابی راه بروم و نه اینکه فعالیت کنم؛ با این‌که چندین مرتبه به پزشک مراجعه کردم اما همه آنها یک نظر داشتند و آن این بود که هر چه سریعتر باید عمل کنم. عملی که تامین هزینه‌اش برایم غیرقابل باور بود. هر جا هم که دنبال کار رفتم یا بهانه کارت معافیت در می‌اوردند یا پاهای چلاقم را بر سرم می زدند.

این مددجوی جوان کرمانی افزود: بالاخره از طریق یکی از دوستان خانوادگی در یکی از رستوران‌های معروف شهر به عنوان پیشخدمت کار پیدا کردم، البته درآمدش زیاد نبود اما برای من عالی بود. تقریبا 18 ماه در این رستوران شیک شهر دستم بند شده بود که مادربزرگم گیر داد حالا که کار پیدا کردی، زن هم باید بگیری.

طاهر لبخندی می‌زند و اضافه می‌کند: با همین خواب و خیال‌های مادربزرگم در یک مدت خیلی کوتاه معصومه دختر همسایه دیوار به دیوارمان، همسر، همراه و به اصطلاح همدم‌ همیشگی ام شد اما از بد حادثه صاحب رستورانی که در آنجا مشغول به کار بودم طی یک تصادف از دنیا رفت و در طرفه‌العینی وراث این مرد شریف که انگار تحقق چنین روزی را ثانیه شماری کرده باشند، چهلم پدرشان نشده هم ملک و هم مغازه را به فروش رساندند و به دنبال این اقدام فرزندان ناخلف این پدر، 11 نفر از کارگران و آشپزان این رستوران از جمله من بیکار شدند.

وی آهی می‌کشد و می‌گوید: چند ماهی با همسرم دنبال کار گشتم اما پیدا نکردم. شغل و حرفه خاصی هم بلد نبودم تا اینکه یک نفر از دوستان، نگهبانی باغ یکی از اقوامشان را به ما پیشنهاد داد که در خارج از شهر و در نزدیکی‌های شهرستان ماهان زندگی می کرد و سالی یکی دو ماه بیشتر در ایران نبود.

طاهر گفت: خوشحال شدم که بعد از چند ماه بیکاری به همراه همسر و فرزند 6 ماهه‌مان تنها با سرایداری و یک باب منزل مسکونی لوکس می‌توانم دوباره درآمد خودم را داشته باشم و دستم جلوی کسی بلند نشود. بدون هیچ مشکلی در محل کار و به عبارتی در محل زندگی جدید خودمان هم مستقر شدیم اما بعد از گذشت چند هفته در وسعت باغ دو هزار متری صاحبخانه‌ متوجه جابجایی و کم شدن یکسری وسایل شدم. موضوع را با دوستم در میان گذاشتم و او پیشنهاد داد که برای مراقبت بیشتر از باغ و اطمینان خاطر یک سگ نگهبان بیاورم که من هم پذیرفتم و با این نظر معقول چنین کردم.

او با اشاره به خبر مرگ ناگهانی پدرش می‌گوید: دو ماهی بود که در باغ زندگی آرام و خوبی را از سرگرفته بودیم که پسر عمویم خبر مرگ پدرم را به من داد و به منظور شرکت در مراسم تشییع او به اتفاق همسرم راهی شهر کرمان شدیم. در همین مدت بود که با خبر شدیم سگ نگهبان خانه از باغ بیرون رفته و در اتفاقی عجیب در حالی چهار نفر از کارگران شهرداری مستقر در کنار باغ با پرتاب سنگی به سمتش قصد فراری دادن سگ را داشتند به سمت آن‌ها حمله‌ور شده و ساق پای یکی از آن‌ها را کنده و دیگر کارگران را هم نه با این شدت بلکه به قدر وسعش بی نصیب نگذاشته است.

طاهر افزود: با شنیدن خبر از مراسم پدرم بیرون آمدم و هرچند با دست‌های خالی و دلی پر درد مشغول بحث درمانی این کارگران شدم اما با گذشت دو ماه از این ماجرا از دادگاه احضاریه‌ای دریافت کردم که به دنبال آن بعد آمد و شد قضایی در عین ناباوری و تفهیم از سوی قاضی پرونده متوجه شدم که بدهکار 24 میلیون تومان شده‌ام. من هم که توان پرداخت این مبلغ را نداشتم ناخواسته و ندانسته به جرم عدم مراقبت صحیح از این سگ راهی زندان شدم. حقیقتا نمی دانم با این وضعیت از شاکی خودم شاکی باشم یا متقابلا شکایتی علیه متهم ردیف اول این حادثه که یک سگ نگهبان است داشته باشم و دادخواستی را تنظیم کنم. به هر حال با وجود اصرار همسرم اما شاکی از این مطالبه خود کوتاه نیامد و بر حسب همین خواسته خواهان، نزدیک به دو ماه است که در بازداشتگاه موقت کرمان تحمل حبس می‌کنم.

منبع : ایسنا
بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.

موضوعات مرتبط

مطالب مرتبط

خدمات عمومی رایگان بجای حضور در زندان
هر روز زندان ، معادل 30 هزار تومان جریمه با 3 ضربه شلاق است
ویزیت رایگان بیماران ، رای جایگزین زندان برای پزشک بی احتیاط
آزادی زندان زندانی به جرم معاونت در قتل عمد پس از 3 سال و 6 ماه
لایحه ای که زنان را در برابر مردان بیمه می کند ، مردان با کوچترین خشونت علیه همسر روانه زندان می شوند
قضا و محیط زندان در حال حاضر چندان اصلاحی نیست
ضرورت خالی شدن زندان ها
زندان برای ورود بدون مجوز خارجی ها
اشتغال هر زندانی و دور شدن چند آسیب از خانواده
محیط اجتماعی جایگزین حبس در زندان می شود

دیدگاه های شما

نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
نظر :
اختصاصی برای مدیر سایت ( درصورت انتخاب این گزینه نظر شما در وب سایت دیده نخواهد شد )
 
لطفا از ارسال سوالات حقوقی در این صفحه خودداری نمائید . به سوالات حقوقی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
 
 
کد امنیتی :
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

 
خصوصیات علایم تجاری در قوانین کشورها آگهی آزمون پذیرش متقاضیان پروانه کارآموزی وکالت کانونهای وکلای دادگستری ایران سال 1396 هشدارهای پلیسی برای پیشگیری از کلاهبرداری بدهکاری که نتواند بدهی خود را بدهد ، در صورت رد درخواست اعسار ، زندانی می شود قانونا هیچکس نمی تواند بدون بیمه کردن ، کارگر یا کارمندی را بکار بگمارد ضبط مکالمات خود با دیگران غیر قانونی است تمدید زمان  ثبت نام آزمون وکالت مرکز مشاوران ممنوعیت اخراج مادران کارگر لغو شد قولنامه های بی اساس مجازات های تعزیری در قوانین اسلامی اعضاء شورای راهبردی  دادرسی الکترونیکی چه کسانی هستند؟ نحوه رسیدگی غیابی به دعاوی مدنی اذن ولی برای ازدواج دختر مرگ تعداد 25 نفر بر اثر مسمومیت با قرص برنج خدمات عمومی رایگان بجای حضور در زندان آزمون در آیینه قانون چالش های رسیدگی ماهوی به اعتراض از ارای مراجع شبه قضایی در دیوان عدالت اداری رای شماره 432 هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع:ابطال قسمتی از بخشنامه شماره 1390/7/9-9253 سازمان امور مالیاتی آیا دوران نامزدی یک دختر و پسر ، حتی اگر طولانی هم شده باشد ، تعهدی برای عقد ایجاد می کند ؟ پس از بهم خوردن قرار ازدواج ، تکلیف هدایای دوران نامزدی چه می شود ؟