وحید رجا وکیل پایه یک  دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
مریم میراحمدی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان
آیلین محمدی رفیع وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی کانون وکلا دادگستری مرکز
محمدرضا علیزاده ثابت وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
پونه سالارکیا وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
علی رمضانزاده  وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز ،بیست سال سابقه کار قضایی و وکالت ،داشتن تجارب و تخصص در امور ملکی و اراضی و نیز مطالبات
موسسه حقوقی، کل حق الوکاله اخر کار
رامین مهرآسا وکیل پایه یک دادگستری و  مشاور حقوقی

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09128304909 در تماس باشید.

ازدواج، عهدی که می شکند

ارسالی توسط وکالت آنلاین وکیل پایه یک دادگستری
ازدواج، عهدی که می شکند

طلاق توافقی یکی از انواع طلاق است که بر اساس آن زن و مرد با توافق از یکدیگر جدا می‌شوند. اما آمارها نشان می‌دهد علاوه بر طلاق شرعی در خانواده‌های ایرانی، طلاق عاطفی و اخلاقی تشدید شده و زوجین زیادی فقط یکدیگر را تحمل می‌کنند و به همین دلیل بیگانگی در بین اعضای خانواده افزایش یافته است.

فرزانه بهرامی/ کارشناس ارشد روانشناسی

طلاق توافقی یکی از انواع طلاق است که بر اساس آن زن و مرد با توافق از یکدیگر جدا می‌شوند. اما آمارها نشان می‌دهد علاوه بر طلاق شرعی در خانواده‌های ایرانی، طلاق عاطفی و اخلاقی تشدید شده و زوجین زیادی فقط یکدیگر را تحمل می‌کنند و به همین دلیل بیگانگی در بین اعضای خانواده افزایش یافته است.

نکته‌ای که دراین میان نباید از آن غفلت کنیم این است که گذشته از طلاق‌های رسمی که توسط ثبت احوال اعلام می‌شود بسیاری از زوجین دچار طلاق پنهان شد‌ه‌اند که از این نوع طلاق‌ها به عنوان طلاق عاطفی نام می‌ برند. در این نوع طلا‌ق‌ها زوجین تنها بنا به ملاحظات اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و به ویژه فرزندان به زندگی مشترک خود به صورت کج دار  و مریز ادامه می‌دهند چرا که از نظر حقوقی طلاق یک فرآیند زمانبر و پیچیده و از نظر روانی نیز پدیده‌ای شدیدا فرسایشی است.  حاصل این نوع زندگی در جامعه امروز ما وجود هزاران کودک خیابانی در کشور است که اغلب نتیجه گسست خانواده و طلاق هستند.

طلاق به عنوان مسئله اجتماعى یکى از مهم‌ترین پدیده هایی است که به نظر می‌رسد نباید به آسانی از آن عبور کرد. از نظر اجتماعی تغییر در فضای جامعه و آشنا شدن مردم به‌ویژه زنان با حقوق شان یکی از علل رشد آن است. همچنین گسترش سازمان های حمایت و حمایت های اجتماعی از مطلقان به ویژه زنان مطلقه از دیگر عوامل رشد این پدیده است. نکته دیگر قانون به روز شدن مهریه است. در سال های اخیر با وضع قانون های جدید، مسائل مالی که یکی از موانع اقدام به طلاق بود، حل شده و زنان مطمئن هستند در صورت طلاق علاوه بر حمایت های اجتماعی، پشتوانه مالی نیز دارند موجب شده بسیاری از طلاق های عاطفی تبدیل به طلاق واقعی شود و می‌توان گفت شاید طلاق به‌طور مطلق افزایش پیدا نکرده بلکه بیشتر نمود اجتماعی پیدا کرده است. شکی نیست این نمود اجتماعی می تواند قبح و منفور بودن طلاق را در جامعه از بین ببرد. در حال حاضر پیوندهای زناشویی جدید نیز بیشتر روبنایی  شده است . این سطحی نگری در ازدواج علل بروز طلاق در سال های آینده و روشن است که بیشتر طلاق ها نیز در بین این گروه اتفاق افتد.

به نظر می رسد علاوه بر کنترل آسیب‌های اجتماعی تقویت آموزش زوجین قبل و بعد از ازدواج، مشاوره برای حل اختلاف‌های خانوادگی، ایجاد توازن مالی و غیرمالی زوجین و آموزش‌های رسانه‌ای درباره عواقب طلاق به عنوان راه‌ حل پیشگیری از سرعت افزایش طلاق باشد.آموزش به صورت کارگاهی ، چهره به چهره در محل کار و دانشگاه نیز راه حلی برای کاهش این سرعت است.با نگاهی به عوامل و راه‌حل‌های پیشنهادی، جواب  مسئله طلاق در تدبیر و همکاری نهادهای اقتصادی، فرهنگی و برنامه‌ریز یافت می شود. آیا تضمین آینده جامعه ارزش این تدبیر را ندارد؟

 از سویی دیگر باید به طلاق به عنوان آخرین راه‌حل نگریسته شود نه اولین راه حل.

اما چیزی که  مسلم است؛ پدیده طلاق برای گروه کثیری از انسان ها اجتناب ناپذیر است و برای عده ای دیگر به عنوان نوعی راه حل رفع مشکلات محسوب می شود که متاسفانه اغلب فرزندان در این راه صدمه دیده و حتی خود را مقصر و محکوم می بینند. به همین خاطر در اینجا به طور اختصار به این موضوع اشاره داریم که چگونه والدین می توانند علی رغم جدایی شان کمک حال فرزندان خود باشند قبل از اینکه آنها دچار صدمات جدی روحی و روانی شوند.

تأثیر مستقیم خانواده های پرتنش پس از طلاق بر فرزندان تزریق عواطف رنجور از جمله ترس، خشم، گیجی و بهت‌زدگی است. اما باید اذعان داشت کودکان می‌توانند پس از مدتی به حیات طبیعی خود بازگردند. البته در این رابطه نقش والدین بسیار اساسی است. آنان باید کودکان خود را زیر چتر حمایت شان قرار دهند و هدایت صحیح را از آنان دریغ نکنند. طلاق به‌خصوص بر کودکان در دوران ابتدایی تحصیل تأثیر عمیق‌تری می‌گذارد. حس عدم امنیت کودکان را به‌شدت آزار می‌دهد و آنها از بازگو کردن شرایط خانواده خود احساس شرمساری دارند. حتی پس از مدتی ممکن است بچه‌ها خود را سرزنش کنند. در این باره واکنش بچه‌ها متفاوت است. برخی غم و درد نهان خود را ابراز و بعضی دیگر آن را پنهان می‌کنند.

هر کدام از والدین در این شرایط باید به بچه‌ها کمک کنند تا عواطف خود را ابراز کنند؛چه از طریق بیان یا از طریق نوشتن، نقاشی کردن یا حتی از طریق موسیقی. باید  به عواطف بچه‌ها احترام گذاشت و به آنها اطمینان داد که احساسات  شان طبیعی است  و تا آنجا که ممکن است علل جدایی را برای آنها توضیح داد تا دریابند که طلاق به‌ علت تقصیر آنها صورت نگرفته است. بچه‌ها باید بدانند خشم یکی از مظاهر طبیعی طلاق است و راه‌های سالم ابراز خشم را به آنان آموزش داد تا از راه های ناسالم ابراز خشم بر حذر باشند.

منبع : روزنامه قانون

برچسب ها:
مطالب مرتبط

قاعده لاضرر

نام نویسنده
قاعده لاضرر

قاعده لاضرر

ادامه مطلب ...
مشاهده کلیه مطالب مرتبط
0 دیدگاه

دیدگاه خودتان را ارسال کنید