یوسف شفیع زاده وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان
طیبه برزگر وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز ،با بیش از 10 سال سابقه کار و وکیل بانکها و موسسات مالی و اعتباری و وکیل شرکتهای خصوصی
محمدرضا صادقی نیای رودسری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
دکتر ابوالفضل احمدزاده ،دکتری فقه و حقوق اسلامی ،پژوهشگر فقه اسلامی
محسن بهرام علیان وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری البرز
ایلدار آقاقلیزاده خیاوی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی
وب سایت سید سعید میرمحمدی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی  قوه قضائیه محقق دکتری حقوقی و مدرس دانشگاه
ساره نیکونژاد وکیل پایه یک دادگستری کارشناس ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09128304909 در تماس باشید.

چه زمانی تمدید بیمه نامه مهم می شود؟

ارسالی توسط وکالت آنلاین وکیل پایه یک دادگستری
چه زمانی تمدید بیمه نامه مهم می شود؟

طبق قانون همه وسایل نقلیه موتوری در ایران موظف به دریافت بیمه‌نامه معتبر هستند اما گاهی عده‌ای در تمدید این بیمه‌نامه قصور کرده و برای جمعی هم توجه به این موضوع چندان مهم نیست.

طبق قانون همه وسایل نقلیه موتوری در ایران موظف به دریافت بیمه‌نامه معتبر هستند اما گاهی عده‌ای در تمدید این بیمه‌نامه قصور کرده و برای جمعی هم توجه به این موضوع چندان مهم نیست.

 در گزارش ستاد مردمی رسیدگی به امور زندانیان نیازمند در این زمینه می‌خوانیم:

در بازدید از زندان رفسنجان با فردی 45 ساله برخورد کردم که ناامید از یافتن وثیقه‌ای معتبر برای رفتن به مرخصی گوشه‌ای کز کرده بود. وقتی گروه را دید به هر کدام از ما  که می‌رسید تقاضای سفارشی را جهت رفتن به یک مرخصی 10 روزه داشت. تعییین مدت 10 روز برای خودم جالب بود. با صدای بلند اعلام می‌کرد جرمش غیرعمد است و به علت فقط یک تصادف ناخواسته محکوم به پرداخت دیه‌ای شده که داشتن مبلغ ریالی معادل آن، همواره از بچگی آرزوی او بوده و حالا همین آرزو به نوعی باید محقق شود تا او بتواند با بخشش همه آن خودش را از یک محیط بسته نجات دهد.

از او خواستم ماجرای زندانی شدنش را برای من شرح دهد اول تمایلی نداشت بعد خودش از من خواست دقیقه‌ای به او فرصت دهم که به گمانم آمد بهانه‌ای تراشید که برود اما بعد از گذشت 20 دقیقه به اتاق مددکاری آمد و سراغ مرا از مددکار زندان گرفت که او در ادامه راهنمایی شد به داخل اتاق و گفت‌گوی ما آن شد که در ادامه مشروح این گپ‌وگفت را می‌خوانید:

همین که روی صندلی نشست بدون مقدمه گفت: اول یک جمله می‌گویم بعد ماجرای حبسم را تعریف می‌کنم و آن هم این‌که زندگی فرزندان معلولم به سختی می‌گذرد، اگر دستت می‌رسد و توانایی انجام کاری را داری کمکم کن.

سکوتی کرد و نگاهش را به زمین دوخت و ادامه داد: حالا چرا زندان هستم. این را  برای خودت می‌گویم بدون این که بخواهم بدانم دستت به جایی بند هست و از دستت کاری برمی‌آید یا خیر؟ اسمم حبیب است اما بهم می‌گویند هیبت حالا چرا بماند. تو یک خانواده 8 نفره بدنیا آمدم که ای کاش به دنیا نمی آمدم. پدرم کارگر بود و روی زمین کسایی کار می‌کرد که فقط اگر ما هم کمی جیب‌مون از مخارج نعمت‌های تمام‌نشدنی دنیا قدری پر بود صد سال سیاه هم سلام آن‌ها را  علیک نمی‌گفتیم تا چه برسد جلوی همه تحقیرها شاهد حمالی آقای خدابیمرزم جلوی چشم آن‌ها باشیم.

کار داشتم اما دل پر درد این مددجو بهم اجازه نمی‌داد صحبت‌هایش را  قطع کنم.

از وضع زندگی خودش می‌گفت که «گاهی دورغه، همیشه هم شاید دروغ باشه اما تا جایی که فکرم کار می‌کند و عقلم قد می‌دهد خرج و دخل زندگی‌مان با هم سر رفاقت و برابری نداشتند. با نان پختن مادرم و فروش نان‌ها به در  و همسایه به نوعی کمک حال پدر بودیم. من فرزند چهارم خانواده هستم.  پدرم اعتقاد داشت یا باید درس خواند و دکتر شد یا باید به همان کلاس اول که الفبا را یاد گرفتی اکتفا کرد. در راستای همین اندیشه ابوی عزیزمان همه خواهر و برادرهایم را می توان گفت مدرک تحصیلی‌شان یک جا همه را جمع ببندی به سیکل هم نرسد.»

سرش را بالا آورد و لبخندی تحویلم داد و گفت  یک شاگرد تنبل به نظرت از خدا چه می‌خواهد. خب منم از خداخواسته درس و مشق و مدرسه را بوسیدم و رفتم سراغ کارگری. قربونش برم هیچ کاری را هم دووم نیاوردم و نشد یک کار را به طور ثابت ادامه بدهم تا این که این ور و اون ور رفتن‌ها به سرم زد بروم سربازی تا شاید از این مملکت کند و رفت جایی که روزی‌ات آنجا تقسیم می‌شود.

پرسیدم: قصد مهاجرت داشتی که الان اینجایی؟

جواب داد: روزی که خدمت‌مون تموم شد از پادگان تا خانه پول کرایه اتوبوس را هم نداشتم. مهاجرت کجا بود؟! دوست داشتم و دارم ولو برای یک تجربه تلخ هم که شده آن طرف این آب‌ها را هم گز کنم اما کو پول اما کو دل اما کو ... .

وی ادامه داد: دوران خدمت تو واحد پشتیبانی بودم و گه گاه برای رنگ سوله‌ها ما را می‌بردند وسط یک بیابان که از همانجا علاقه‌مند به نقاشی شدم و نقاشی صنعتی را یاد گرفتم همین یادگار دوران خدمت باعث شد یک روزم بعد از پایان دوره بیکار نباشم. کار می‌کردم و دستم تو جیب خودم بود و یک جاهایی هم دستگیر آقام بودم.

وی با اشاره همکاران متوجه تاخیرم شد و برای همین با سرعت دادن در بیانش گفت: یکی از دختران فامیل را قسمت شد و برای ما نشان کردند که بعد از مراحل نفس‌گیر ازدواج ابتدای زندگی‌ ما با اجاره  زیرزمین منزل عموی همسرم که یک محل 50 متری بود شروع شد و تا 2 سال هم که خدا زینب را به ما بدهد زندگی به قول معروف عشقولانه ما سر جای خودش بود اما آمدن این میوه دل آدمی همه روال ما را بهم ریخت.

نگاهی به ساعت روی دیوار انداخت و ادامه داد:  می‌دانم دیرت شده اما خواستم بگویم مرخصی را برای خودم نمی‌خواستم. دخترم دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود ابتدا فکرمی کردیم بشود که درمانش کنیم یا حداقل تا حدودی از این حالتی که داشت درش بیاوریم اما هرچه پس‌انداز داشتیم را هزینه کردیم تهران بردیم این دکتر از آمریکا آمده بود، بردیم اما چشم تو چشم‌مون گفتند الکی دارید بالا و پایین می‌پرید و مشکل زینب حل شدنی نیست.

آه سردی کشید و خیره به پرونده‌های روی میز شد و گفت: سخت کار می‌کردم تا حداقل هزینه‌های نگهداری از زینب را بتوانم تامین کنم تا حالش از همینی هم که بود بدتر نشود. 2 سالی زندگی ما همین طور تو سیاهی و نداری گذشت تا شوک بزرگ دیگه‌ای از راه رسید و متوجه شدیم همسرم مجددا باردار شده اما اوج این حیرت اینجا نبود زمانی بود که همسرم کمی جلوتر فارغ شد و  متوجه شدیم میلاد هم دقیقا به همان مشکل خواهرش مبتلاست یعنی فرزند دوم ما هم معلولیت ذهنی و جسمی دارد.

بریده بریده ادامه می‌داد و سرعت بیان دقایق قبل خودش را نداشت: 3 الی 4 ماهی که از تولد این طفل معصوم گذشت دیگر درآمدم کفاف زندگی خانه را نمی‌داد. اجاره بها و خورد و خوراک و این مصارف یک طرف و هزینه‌های نگهداری از  دو تا فرزند معلول هم از طرف دیگر باعث شد که مجبور شوم در کنار نقاشی ساختمان یک کاری برای خودم دست و پا کنم که به پیشنهاد برادرانم ماشینی گرفتیم تا با کار در آژانس نصف به نصف پولشو با صاحب خودرو تقسیم کنیم تا هم او بی بهره‌ از ماشینی نباشد که تو پارکینگش خوابیده بود و هم من کمک حالی برای درآمدهای بالای زندگی پیدا کنم.

تا الان هر حرفی زده بود جواب سوال من نبود اما از این جا بود که گفت چرا ناخواسته روانه زندان شده. گفت که عصرها در یک آژانس به جابه‌جایی مسافر مشغول بوده که صبح یک روز تعطیل  با تماس یکی از مشتریان و تقاضای وی جهت رفتن به یکی از دهستانهای اطراف شهر راهی می‌شود اما در نزدیکی محل مورد نظر بر اثر فرسودگی لاستیک در سرعت بالا در پیچ پرشیب جاده از مسیر منحرف شده و واژگون می‌شود.

خودش در مورد جزییات ماجرا گفت: آن زمان هیچ نفهمیدم حتی قبل از حادثه را یادم نمی‌آید که چه شد اما زمانی که چشمم را در بیمارستان باز کردم متوجه شدم 3 روزه که آنجا بستری شدم و مسافر سرپرست عایله مندی بدشانس من هم از دنیا رفته که بعد از گذشت 17 روز و انجام 2 عمل جراحی روی پاهایم از بیمارستان مرخص شدم.

نیشخند تلخی زد و ادامه داد: سه ماه از زمان حادثه می‌گذشت که تازه داشتم راه رفتن بدون عصا را تمرین می‌کردم  که از دادگاه برایم احضاریه آمد و متوجه شدم خانواده متوفی از دستم شکایت کردند.  به همراه یکی از دوستانم به دادگاه رفتم  و آنجا بود که متوجه شدم بیمه‌نامه ماشین 21 روز پیش از وقوع حادثه مهلتش تموم شده بود و سرتان را درد  نیاورم، بابت این دسته‌گل ناخواسته و نشسته به یک دیه‌ای محکوم شدم که داشتن مبلغ ریالی آن یک جا همیشه آرزوی من بوده و هست.

با همان لهجه شیرین کرمانی سری تکان داد و گفت: بابت صدمه‌ای که دیده بودم امکان فعالیت و کار کردن نداشتم. مشکلات بچه‌ها از یک طرف و هزینه زندگی استیجاری هم از طرف دیگر باعث شده بود که در این آش در هم و برهم مانده بودم و با پول دیه چه کنم و این نشدنی را چطور پرداخت کنم. فروش دار و ندار نداشته زندگی‌مان هم نتوانست گوشه‌ای از مشکل را حل کند تا بتوانم از زیر این بار دیه بیرون بیایم و بابت همین بدهی سنگین هم با هر این در و آن در زدنی بود نشد و آخرش امدم اینجایی که نه برای اولیادم آبی شده و نه برای بچه‌های چشم به راهم نان.

9 سال از زمان تصادف این محبوس کرمانی می‌گذرد و او هنوز نتوانسته دیه خودش را بپردازد. درست از شهریور سال 88 روانه زندان شده و از آن روز  تا به امروز هزینه معیشتی خانواده او که هم‌اکنون در اتاق کوچکی در خانه یکی از برادرانش اسکان داده شده از محل کمک‌های موردی اقوام و یارانه تامین شده است.

در این مدت کمیته صلح و سازش ستاد دیه با خانواده شاکی جلسات متعددی را برگزار کرده و توانسته از همسر متوفی تا مبلغی از دیه را رضایت بگیرد اما مابقی مبلغ دیه که سهم فرزندان صغیر فرد متوفی است هنوز از سوی اولیاءدم مطالبه می‌شود.

کل دیه این زندانی آبرومند یک میلیارد و 900 میلیون ریال است که با همکاری شاکی به 1 میلیارد و 510 میلیون ریال تقلیل پیدا کرده است اما همین میزان خارج توانایی پرداخت برای شخص بدهکار است.

 فرزندان معلول این خانواده هر چند با عنایت مسئولین هم‌اکنون تحت پوشش بهزیستی قرار دارند اما وضعیت این خانواده به نحوی است که برای مرخصی شخص زندانی هنوز موفق به معرفی وثیقه نشده است.

نیکوکارانی که استطاعت کمک به این زندانی را دارند می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به حساب 74/74 بانک ملت به نام «ستاد دیه کشور» واریز کرده و برای اختصاص مبلغ پرداختی جهت آزادی این مددجو، فیش‌ پرداختی را با تحریر موضوع کمک به شماره 88916011 دورنگار کرده و یا با روابط عمومی ستاددیه با تلفن تماس 15 - 88916012 تماس حاصل کنند.

منبع : ایسنا

مطالب مرتبط

صداقت وکیل دادگستری درمقابل دستگاه قضائی وتقابل آن با حفظ اسرار و مصلحت موکل

نام نویسنده
صداقت وکیل دادگستری درمقابل دستگاه قضائی وتقابل آن با حفظ اسرار و مصلحت موکل

صداقت وکیل دادگستری درمقابل دستگاه قضائی وتقابل آن با حفظ اسرار ومصلحت موکل در متن سوگند وکلای دادگستری موضوع ماده 39 آئین نامه لایحه قانونی استقلال وکلای دادگستری مصوب سال 1334 وکلا به خداوند متعال قسم یاد کردهاند که : « جز عدالت و احقاق حق منظور نداشته باشند و بر خلاف شرافت قضاوت و وکالت اقدام و اظهاری ننمایند و . . . مدافع از حق باشند و راستی و درستی را رویه خود قرار دهند . . . » . از توجه به منطوق و مفاد سوگندنامه مذکور این پرسش به ذهن متبادر میگردد که اگر در یک پرونده وکیل پس از ملاحظه اسناد و مدارک و استماع اظهارات موکل اعتقاد بر حقانیت او پیدا کند و قرارداد وکالت تنظیم شود، ولی در جریان دادرسی به هر دلیلی وکیل متوجه حقانیت طرف مقابل و بیحقی موکل خود شود، در این صورت، تکلیف قسم در خصوص تعهد به عدالت و احقاق حق و راستی و صداقت در مقابل دستگاه قضائی در تعارض با رعایت صرفه و صلاح موکل چگونه قابل حل است؟

ادامه مطلب ...

وکیل دادگستری وظیفه‌ اش چیست و از چه دفاع می‌کند؟-قسمت اول

نام نویسنده
وکیل دادگستری وظیفه‌ اش چیست و از چه دفاع می‌کند؟-قسمت اول

محسن طاهری -وکالت " کار " نیست. یا نه، وکالت " کار " است، ولی استثنائأ کار وکیل همیشه و در همه حال تبرعی است و نباید بابت اش مزد بگیرد. به خصوص آن جایی که کارش برای موکل مطلوب و " نتیجه بخش " نباشد. در نتیجه هر گاه در ازای آن مزد مطالبه می کند، به ابلیس و شیاد تبدیل می شود و آن جا که مطلوب و " نتیجه بخش " و مفت و مجانی کار می کند، قدیس است و یاور مظلومان.

ادامه مطلب ...

وکیل دادگستری وظیفه‌اش چیست و از چه دفاع می‌کند؟-قسمت دوم

نام نویسنده
وکیل دادگستری وظیفه‌اش چیست و از چه دفاع می‌کند؟-قسمت دوم

محسن طاهری-قبول دارم که وکیل دادگستری در خلاء زندگی نمی کند. ولی بهتر است تعارف و رودربایستی را کنار بگذاریم و آینه را برداریم و به خودمان و کارمان نگاه کنیم. این که روزها مردم در به در دنبال "برش دار" و "تضمین" می گردند، آیا تا اندازه ای به خاطر این نیست که پس از این همه سال، حدو حدود، آداب و ماهیت کار وکیل دادگستری را نمی شناسند؟ ؟

ادامه مطلب ...

آسیب شناسی وکالت دادگستری-قسمت اول

نام نویسنده
آسیب شناسی وکالت دادگستری-قسمت اول

بهمن کشاورز-آن چه در این نوشته آمده حاصل چهل سال دیدن، شنیدن و حس کردن در پهنه کار وکالت در ایران است.

ادامه مطلب ...

دلیل سمت وکیل

نام نویسنده
دلیل سمت وکیل

امروزه نهاد وکالت از هر طرفی مورد بی مهری قرار می گیرد به نحوی که بین بودن و نبودن گرفتار آمده است.

ادامه مطلب ...

تبلیغات وکلای دادگستری، بایسته ها و نبایسته ها

نام نویسنده
تبلیغات وکلای دادگستری، بایسته ها و نبایسته ها

گسترش جوامع شهری و پیچیدگی روابط انسانی از یک سو و تحولات فنی اخیر و پیدایش بازار های جهانی و رونق روز افزون ارتباطات از سویی دیگر، نقش و اهمیت اطلاع رسانی را در انتخاب اصلح می نمایاند. در حال حاضر، تبلیغات یکی از بارز ترین و سهل ترین راهکارها جهت کسب اطلاعات و افزایش آگاهی محسوب می گردد؛ اما، نحوه و نوع آن با توجه به موضوع متفاوت است. بر خلاف تبلیغات تجاری که با هدف کسب منافع حداکثری صورت می گیرد، گونه های دیگری از تبلیغات صرفا با هدف آگاهی رسانی و همیاری با مخاطب در انتخاب متناسب انجام می گیرند.

ادامه مطلب ...

فضای عمومی منفی و ضرورت ترویج اخلاق حرفه ای

نام نویسنده
فضای عمومی منفی و ضرورت ترویج اخلاق حرفه ای

یکی از مهمترین ویژگی هایی که وکالت را از سایر حرف ممتاز می کند کارکرد همزمان صنفی و ملی آن است. به تعبیر دیگر، وکالت همزمان هم در خدمت نفع خصوصی ( بعنوان یک شغل و منبع درآمد) است و هم ماموریت عمومی( نظارت بر حاکمیت قانون) دارد. برای ایفای درست همین نقش دوگانه است که اراده عمومی به این حرفه استقلال و خود انتظامی بخشیده است. این کارکرد دوگانه از جهتی دیگر منشاء مهمترین چالش فراروی نهاد وکالت است.

ادامه مطلب ...

وکیل موفق و وکیل خوب

نام نویسنده
وکیل موفق و وکیل خوب

روزگاری نه چندان دور یکی از رهبران حزب کمونیست چین گفته بود: « اهمیتی ندارد که گربه سفید است یا سیاه ، مهم آن است که بتواند موش بگیرد » این سخن پیام روشنی دارد : اهمیت نیل به هدف با هر وسیله در دسترس . معتقدان به چنین پنداری که متاسفانه پر تعداد هستند کامیابی در رسیدن به مقصد را مهم می دانند و در این راه حاضر به حذف همه موانع هستند ؛ گر چه عامل مزاحم اصول اخلاقی و جنبه های ارزشی حیات انسانی باشد .

ادامه مطلب ...

وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت

نام نویسنده
وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت

ماجرای این پرونده همان است که در قالب شرح یک دعوی، نتیجه یک دعوی و نتیجه نهایی یک دعوی در ستون تجربه های یک وکیل در سایت گروه وکلای کاسپین ، سایت سیمرغ عدالت وهمین وبلاگ خوانده اید مسئولیت مدنی ناشی از اهداء عضو و قصور تقصیر وزارت بهداشت در عدم وضع مقرراتی جهت احراز هویت هنگام انجام آزمایش خون اهداء کننده، آلودگی گیرنده عضو(کلیه) به ایدز، مرگ او و آلودگی همسرش و مرگ تدریجی او .

ادامه مطلب ...

مشخصات حرفه ای وکیل موفق

نام نویسنده
مشخصات حرفه ای وکیل موفق

فردی که وکالت رابه‌عنوان شغل وحرفه خود برمی‌گزینددروهله نخست لازم است تحت تعلیمات ویژه‌ای قرار گیرد و به درستی ارشاد شود.این تعلیمات بایددربردارنده‌ دفاع قوی،درست، مؤثر،بجاوبه موقع ازحقوق موکل باشد.رعایت نکردن فنون خاص دفاع وازدست دادن فرصت آن، دراکثرمواردسبب ورود لطمات جبران ناپذیری به حقوق موکل شده ویقیناً عدم اعتماد به جامعه وکلارانیزدرپی خواهدداشت.

ادامه مطلب ...
مشاهده کلیه مطالب مرتبط
0 دیدگاه

دیدگاه خودتان را ارسال کنید