بانک اطلاعات وکلا وکیل وکیل پایه یک دادگستری وکیل دادگستری وکیل با سابقه موسسات حقوقی کارشناس دادگستری دفاتر اسناد رسمی
علی جاوید
آدرس : تبریز ، 17 شهریور جدید ،جنب بانک ملی ، ساختمان ایران ، واحد A14
تلفن تماس : 04135572731 - 09141193504
وب سایت علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
محمد یوسفی (نصیری خلج)
آدرس : تهران - خیابان ولیعصر - بین خیابان زرتشت و فاطمی - خیابان پرستو - دفتر محمد یوسفی و وکلا
وب سایت محمد یوسفی (نصیری خلج) وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلا
سیدجلال میرکاظمی
آدرس : تهران - خیابان انقلاب - پیچ شمیران - روبروی تجدید نظر دیوان عدالت اداری ساختمان تنکابن - ط 6- واحد 28
تلفن تماس : 02177684200 - 09122406368
وب سایت سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
حسین حاجی پور
آدرس : اصفهان فلکه ارتش - ابتدای خیابان ارتش - نبش کوچه چهرازی - ساختمان رحیمی - طبقه 2 واحد 4
وب سایت حسین حاجی پور وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی قوه قضائیه
احسان عابدین
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09123956043
وب سایت احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
عارف رضایی
آدرس : تهران-فلکه دوم صادقیه -خیابان آیت الله کاشانی-بلوار فردوس شرق- بعد از خیابان ابراهیمی-جنب بانک ملت-ساختمان بلوط طبقه اول - واحد 13
وب سایت عارف رضایی وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
سرور ثانی نژاد
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09124357415
وب سایت سرور ثانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
فاطمه قنبری
آدرس : کرج - میدان آزادگان - ابتدای 45 متری کاج عظیمیه - بعد از بانک مسکن - ساختمان البرز - طبقه 2 واحد 8
وب سایت فاطمه قنبری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری البرز
محمد رضا مهرجو
آدرس : تهران سید خندان ابتدای خیابان دبستان کوچه شهید صفا فردوسی بلاک 24واحد 10
تلفن تماس : 02188463970 - 09123347471
وب سایت محمد رضا مهرجو وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
رامین مهرآسا
آدرس : خیابان ولیعصر - بالاتر از پل پارک وی - روبروی خیابان فرشته - پلاک 2714 - طبقه دوم
وب سایت رامین مهرآسا وکیل دادگستری و مشاوره حقوقی
مطالب پربازدید
جدیدترین مطالب
 

استفتائات مراجع در مرگ مغزى

ارسال شده توسط : پرتال اطلاع رساني وكالت آن لاين در تاریخ : 09-09-1392
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.
استفتائات مراجع در مرگ مغزى

1. امام خمینى

سئوال : امروز در دنیا مسئله مرگ مغزى پذیرفته شده است و در صورتى که در فردى با کمک معاینات و آزمایشات مخصوصى مرگ مغز مسلم شود زندگى او خاتمه یافته تلقى مى شود و ادامه موقت زندگى نباتى چنین فردى به کمک دستگاه تنفس مصنوعى و داروها میسر است و از اعضایى نظیر قلب و کبد این افراد براى پیوند به بیماران و نجات جان آنان استفاده مى شود. لطفاً نظر مبارک را در مورد انجام چنین اعمال جراحى و برداشتن اعضاى افراد با مرگ مسلم مغزى بیان فرمایید.

جواب : بر فرض مذکور چنان چه حیات انسان دیگرى متوقف بر این باشد, با اجازه صاحب قلب یا کبد و امثال آن جایز است.(1)

سئوال : اگر میّتى مشکوک باشد که مسلم است یا کافر و راهى براى حکم به اسلام او نباشد, تشریح آن جایز است یا خیر؟

جواب :مانع ندارد.

سئوال : من یک شوهرى دارم که بینایى خود را از دست داده است, آیا مى توانم یک چشم خودم را به او تقدیم کنم؟ زیرا او دوست دارد در این انقلاب بزرگ نقشى داشته باشد و در راه انقلاب کوشش نماید.

جواب :در فرض مرقوم جایز نیست.

سئوال : آیا برداشتن چشم از افراد متوفاى مجهول الهویّه که در کشور اسلامى در میان سردخانه هاى بیمارستان مدتى نگه دارى مى شوند و بازماندگان و اقوام آن ها به سراغ اجساد نمى آیند و پیوند زدن (قرنیه) قسمتى از چشم آن ها با چشم بیمارانى که نیاز به این نوع عمل جراحى دارند اشکال دارد یا خیر؟

جواب :اگر کفر او احراز نشده جایز نیست.

سئوال : معمول است اشخاصى که کلیه ها یا سایر اعضاى آن ها فاسد مى شود, دیگرى, آن عضو از بدن خود را به آن شخص اعطا مى کند, آیا شرعاً شخص مى تواند یک کلیه یا یک چشم یا عضو دیگرى را که دو تا هست به دیگرى اعطا نماید یا خیر؟

جواب :اگر حیات دیگرى منوط به آن باشد و خطر جانى متوجه اعطا کننده نشود اشکال ندارد.

سئوال : نظر به نیاز بیماران به پیوند اعضا, به خصوص کلیه, نظر حضرت عالى چیست؟

جواب :اگر بیمار در خطر جانى باشد پیوند براى حفظ جان مسلمان مانع ندارد و تا از بدن غیرمسلمان ممکن است عضو مورد نیاز برداشته شود, از مسلمان جایز نیست.

سئوال : جراحى غددى که در بدن مى باشد و ضررى هم ندارد شرعاً چگونه است؟ جراحى بینى و یا گوش جهت زیبایى شرعاً چه حکمى دارد؟

جواب :مانع ندارد.

سئوال : قطع عضوى از میّت جهت پیوند عضو به شخصى زنده در صورتى که میّت مسلمان باشد جایز نیست, مگر این که حیات شخص زنده متوقف بر آن باشد و امّا اگر حیات عضو او متوقف بر پیوند باشد ظاهراً جایز نمى باشد, پس اگر آن را قطع کند گناه کرده و بر او دیه مى باشد. این در صورتى است که قطع آن را اذن ندهد و اما اگر در آن اذن دهد در جواز آن اشکال است, لیکن بعد از اجازه دیه بر او نیست, اگر چه قائل به حرمت آن شویم و اگر میّت اذن نداده باشد, آیا اولیاى او حق دارند اجازه برداشت عضو بدهند یا نه؟ ظاهر آن است که چنین حقى ندارند, پس اگر به اذن اولیاى میت عضو او را قطع کند معصیت کرده و بر او دیه مى باشد.

جواب : قطع عضو میّت غیرمسلمان براى پیوند زدن مانعى ندارد, لیکن بعد از آن, اشکال در نجاست آن واقع مى شود و این که میته است و نماز در آن صحیح نیست و ممکن است گفته شود در جایى که حیات در آن حلول نماید از عضویت میت خارج مى شود و عضو زنده مى گردد, پس پاک و زنده مى شود و نماز در آن صحیح است, و هم چنین اگر عضوى از حیوان قطع شود ولو نجس العین باشد و پیوند شود, پس به حیات مسلمان زنده مى شود.

سئوال : اگر به جواز قطع و پیوند با اذن صاحب عضو در زمان حیاتش قائل شویم ظاهر آن است که بیع آن جایزمى باشد تا بعد از مرگش از آن استفاده شود, و اگر به جواز اذن اولیاى میت قائل شویم نیز جواز فروش آن جهت استفاده از آن بعید نیست. در این صورت باید ثمن را براى خود میّت خرج کرد و با آن یا دین او را ادا کرد و یا از طرف میت در خیرات مصرف کرد و وارث حقى در آن ندارد.

جواب : اگر حفظ جان مسلمانى موقوف باشد بر پیوند عضوى از اعضاى میّت مسلمانى, جایز است قطع آن عضو و پیوند آن و بعید نیست دیه داشته باشد و آیا دیه بر قطع کننده است یا بر مریض محل اشکال است, لکن طبیب مى تواند با مریض قرار دهد که او دیه را بدهد و اگر حفظ عضوى از مسلمان موقوف باشد بر قطع عضو میت در این صورت بعید نیست جایز نباشد و اگر قطع کند دیه دارد, لکن اگر میت در حال زندگى اجازه داد ظاهراً دیه ندارد, لکن جواز شرعى آن محل اشکال است و اگر خود او اجازه نداد, اولیاى او بعد از مرگش نمى توانند اجازه بدهند و دیه از قطع کننده ساقط نمى شود و معصیت کار است.

سئوال : قطع عضو میّت غیرمسلمان براى پیوند, حرام نیست و دیه ندارد, لکن اگر پیوند کرد اشکال در نجاست آن و میته بودن آن براى نماز واقع مى شود, اگر میته انسانى در نماز اشکال داشته باشد. بنابراین اشکال در میته مسلمان نیز هست و اشکال نجاست اگر قبل از غسل قطع نمایند نیز هست, لکن مى توان گفت که اگر عضو میت پس از پیوند حیات پیدا کند از عضویت میّت مى افتد و به عضویت زنده در مى آید و نجس و میته نیست, بلکه اگر عضو حیوان نجس العین نیز پیوند شود و زنده به حیات انسان شود از عضویت حیوان خارج و به عضویت انسان در مى آید.

جواب : اگر قطع عضو را بعد از مردن جایز دانستیم, بعید نیست که در حال حیات فروش آن جایز باشد و انسان بتواند اعضاى خودش را براى پیوند بفروشد در مواردى که قطع جایز است, بلکه جواز فروش تمام جسم براى تشریح در موردى که جایز است, خیلى بعید نیست, اگر چه بى اشکال نیست, لکن گرفتن مبلغى براى اجازه دادن در مورد جواز مانع ندارد.(2)

2. آیت اللّه محمدتقى بهجت

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند پیوند عضو براى جواز قطع عضو, کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ چنین اجازه اى بدهند؟

در صورت توقف حیات مریضهایى بر این کار, با احتیاط در استیذان از ورثه و استیذان از حاکم شرع, و تحقق موت حقیقى اشکال ندارد و صرف موت مغزى کفایت نمى کند.

2ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

حکم در مورد مرگ مغزى گذشت که موت حقیقى و استیذان لازم است.

3ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن برعهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

در تقدیر جواز هم, دیه یا ارش ثابت است و دیه قطع اعضا میّت صرف در خیرات مى شود و بر کسى ثابت است که قطع کرده است.

q اگر شخصى بخواهد عضوى از اعضاى بدن خود; مثلاً کلیه را به دیگرى بدهد و یا وصیت کند که بعد از مردن خود, آن عضو در مقابل پول یا مجانى برداشته و به دیگرى داده شود, در صورتى که نجات مسلمانى متوقف بر آن عضو باشد; یعنى راه نجات آن مسلمان منحصر در دادن عضو به او باشد و تهیه آن از غیرمسلمان هم ممکن نباشد اشکالى ندارد.(3)

3. آیت اللّه میرزا جواد آقا تبریزى

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند, در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟

2ـ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند, پیوند عضو براى جواز قطع عضو, کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟

3ـ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ چنین اجازه اى بدهند؟

4ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

5ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟

6ـ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن برعهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟

7ـ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

قطع اعضاى مسلمان مبتلا به مرگ مغزى و پیوند زدن آن به بدن شخص دیگر اشکال دارد و اذن صاحب عضو در زمان حیات و اعلام رضاى او اثرى در حکم ندارد, و وصیت به امر مزبور نافذ نیست و اولیاى میّت چنین حقى ندارند که اجازه قطع اعضاى او را بدهند و در صورت قطع اعضاى مبتلا به مرگ مغزى دیه آن بر قطع کننده است و به حسب سهام ارث بین ورثه میّت تقسیم مى شود.

سئوال : یرى الاطباء ان الموت یتحقق بموت القوة العاقلة, حتى لو کان القلب لم یتوقف تماماً عن النبض والحرکة ـ کما فى حالة ذبح الشاة مثلاً ـ امّا العرف المسامحى فیرى تحققه بتوقف القلب عن النبض و الخفقان والحرکة ومع کل ذلک فلو التفت العرف هذا الى ما یقوله الاطباء علمیاً کما فى المثال الآنف الذکر, فلربّما حکم بحکمهم, فبماذا یتحقق الموت؟

جواب : المیزان فى ترتب احکام الموت زهوق الروح و بقاء الانسان او الحیوان جسداً محضاً, و قد عین فى الروایات لذلک علامات و مجرّد موت القوة العاقلة لایوجب ترتب احکام المیت, واللّه العالم.

سئوال : فى حالة اثبات وفاة المریض طبیاً فهل یجوز اغلاق اجهزة التنّفس الصناعى الّتى توزّع الا وکسیجن فى جثة المتوفى؟

جواب : الموت الطبى لیس ملاکاً وانّما المعتبر الموت العرفى فلایجوز التعجیل فى اماتته, واللّه العالم.

سئوال : هل یجوز للطبیب اجراء عملیّة نقل کلیة من شخص الى آخر, اذا علم بانّ المتبرع قد تقاضى اجراً فى مقابل تبرّعه؟

جواب : اذا جاز للشخص اعطاء کلیته, کما فى صورة الاضطرار, او کون المعطى کافراً, فلابأس, واللّه العالم.

سئوال : فى حالة وجود شخص میت و شخص آخر مریض, یواجه الموت سبب فشل فى احد اعضائه الرئیسیّه مثل القلب فهل یجوز او یجب نقل العضو المطلوب من المیت الى المریض؟

جواب : لایجوز ذلک الاّ اذا کان المیت غیر مسلم, واللّه العالم.

سئوال : فى ایّ سن یجوز للشخص التبرّع باحدى کلیته و هل یجوز لغیر البالغ التبرّع لاحد اقار به بموافقة ولیّ امره؟

جواب : التبرّع فیه اشکالٌ ولا یبعد عدم الجواز مطلقا, واللّه العالم.(4)

4. آیتاللّه سیدمحسن طباطبائى حکیم(1)
پیوند بعضى از اجزاى بدن میّت به بدن انسان زنده چنان چه ضرورت اقتضا کند, مانعى ندارد.

اگر جزئى از اجزاى میته به ظاهر بدن انسان زنده وصل شود, چنان چه حیات در آن دمیده باشد جزء بدن انسان محسوب است و قبل از حلول حیات, چون مضطر است در حمل آن در حال نماز, احکام ضرورت بر آن جارى است.

اگر جزئى از حیوان نجس العین را, مانند روده سگ به روده انسان زنده وصل کنند در صورتى که بیمار مضطر به چنین عملى باشد مانعى ندارد.

جدا نمودن بعضى از اجزاى بدن مسلمان محتضر (یعنى کسى که در حال جان کندن است) و وصل آن به بدن انسان زنده, حرام است و دیه دارد.

اگر کسى وصیت کند که پس از مرگ مثلاً چشم مرا جدا کنید و به دیگرى دهید عمل به وصیت عیبى ندارد, لکن ادعاى موصى له قبول نمى شود, مگر آن که از دعوى او علم حاصل شود.

5. آیتاللّه خامنه اى

سئوال : احتراماً معروض مى دارد تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است.

با عنایت به این که به طور خلاصه بیماران با مرگ مغزى فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى مى باشند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید, آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى بیمار مبتلا به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده نمود؟

جواب : در فرض سؤال, استفاده از اعضاى بدن موصوف, در صورتى که نجات نفس محترمه اى متوقف بر آن باشد, اشکال ندارد.(5)

سئوال : مستدعى است پاسخ چند سؤال فقهى زیر که در پزشکى مبتلا به مى باشد, مرقوم فرمایید.

امواجى که بر روى نوار ثبت مى شود دال بر فعالیت مغز یا قلب مى باشند با توجه به این که مى تواند امواج مغزى وجود نداشته باشد و قلب انسان با کمک دستگاه هاى مصنوعى فعالیت داشته باشد, سؤال این است که:

1ـ آیا نداشتن امواج مغزى دال بر مرگ است یا نداشتن امواج قلبى؟

2ـ در حالت اغماى بدون برگشت که مغز به طور کلى مرده است و حرکات قلبى, عروقى و تنفسى به کمک دستگاه ها و داروها نگه دارى مى شود, بنابر این که پیوند اعضاى بدن مباح باشد, آیا جدا کردن عضوى مثل قلب از بدن شخص در این حالت براى پیوند به شخص دیگر جایز است؟

3ـ آیا جدا کردن عضو در این حالت, جدا کردن عضو از انسان زنده محسوب مى شود یا از بدن مرده؟

4ـ چه زمانى احکام میت مانند ارث,وصیت, عده وفات در مورد زوجه و … بر او جارى مى شود؟ از زمان مرگ مغزى یا از زمان جدا کردن دستگاه هاى مذکور و توقف قلب؟

تشخیص مفهوم مرگ هم, مثل سایر موضوعات عرفیه با عرف است نه ملاحظه امواج فوق الذکر, و عرف تا حسّ و حرکتى در شخص باشد او را مرده نمى بیند; بلى جدا کردن عضو از انسان براى پیوند در مورد جواز, تابع صدق میّت نیست و اگر نجات نفس محترمه از مرگ موقوف باشد بر جدا کردن عضو در این حال و پیوند به او و با شرایط معتبره دیگر جایز است, هر چند احکام میّت از ارث و غیره در این حال مترتب نمى شود.(6)

سئوال : بیماران با مرگ مغزى فاقد تنفّس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند, ولى داراى ضربان خودکار قلب موقتى مى باشند, آیا مى توان از اعضاى این بیماران براى نجات جان سایر بیماران استفاده نمود؟ آیا اجازه قبلى بیمار یا اولیاى او شرط است؟

جواب : اگر این کار در مردن او اثر ندارد, با اجازه قبلى خود بیمار یا اولیاى او اشکال ندارد.

سئوال : در صورتى که در اثر وقوع بیمارى لاعلاج و پیش رونده از نظر پزشکان مرگ حتمى قریب باشد, آیا مى توان از اعضاى بدن بیمار نظیر قلب, کلیه و کبد براى پیوند به بیماران و نجات جان آنان استفاده نمود؟

جواب : اگر هنوز نمرده و قطع اعضاى مزبور بر زنده واقع مى شود اشکال دارد; بلى اگر عرفاً مرده به حساب آید با شرایط معتبره مانع ندارد.

سئوال : در صحنه جنگ مسلمانان با کفّار, در صورتى که حیات رزمنده مسلمان متوقف بر پیوند اعضا باشد, آیا مى توان اعضاى میّت غیرمسلمان را قطع و براى پیوند استفاده نمود؟

برفرض جواز آیا در این صورت دیه لازم است یا نه؟ و بر عهده بیمار است یا قطع کننده؟ آیا عضو پیوند شده براى نماز اشکال ایجاد نمى کند؟

قطع عضو میّت غیرمسلمان و پیوند آن مانع ندارد و دیه ندارد و پس از پیوند به مسلمان حکم عضو مسلمان را پیدا مى کند.

سئوال : بعضى از افراد براى کمک به درمان بیمارانى که نیاز به فرآورده هاى خونى یا اعضاى بدن دارند حاضر مى شوند که خون یا مثلاً کلیه یا چشم خود را بفروشند, این موضوع چه حکمى دارد؟

جواب : اگر براى خود آن ها ضرر لازم المراعات نداشته باشد, مانع ندارد.

ئوال : خرید و فروش اعضا براى پیوند در این که عضو مورد اشاره یک کلیه یا یک چشم باشد فرقى نمى کند؟

جواب : فرقى ندارد, بلى جواز اعطاى کلیه در فرض توقّف حیات مؤمنى بر آن, بى اشکال است.(7)

سئوال : تزریق خون به دستور پزشک از زن به مرد یا بالعکس و یا از کافر به مسلمان چه حکمى دارد؟

جواب : اشکال ندارد.(8)

سئوال : در صورتى که عضو یا اندام بیرونى, مانند دست و پاى فرد غیرهم جنسى را به کسى پیوند زنند آیا لمس آن قسمت توسط فرد اشکال دارد؟

جواب : اگر عضو او شده لمس آن براى او مانع ندارد.(9)

سئوال : شخصى که اجازه تشریح و پیوند اعضاى بدن خود را نداده, آیا بعد از مرگش اولیاى او مى توانند اجازه بدهند؟

جواب : اگر جدا کردن بعضى اعضا از بدن میّت موجب مثله یا هتک میّت نشود مانع ندارد.

سئوال : شخصى که وصیت به تشریح و پیوند اعضاى بدن خود را کرده; آیا بعد از(1) مرگش اولیاى او مى توانند اجازه چنین کارى را ندهند؟

جواب : احتیاط آن است که بدون اجازه عمل نکنند, مگر در موارد ضرورت لازم المراعات.

6. آیت اللّه سید ابوالقاسم خوئى

سئوال : کالبد شکافى که در ساعات آخر حیات پس از فوت مغزى, قبل از فوت قلبى, اعضایى از شخص را براى استفاده در علاج احیاء بر مى دارد با توجه به ضرورت علاج احیاء جایز است یا نه؟ و با وصیت قبلى خود شخص چه حکمى دارد؟ لطفاً اشاره اجمالى به دلیل. واین عمل براى کشف جرم با اذن اولیاى میّت جایز است یا نه؟

جواب : اصل عمل کالبد شکافى بدون ضرورت شرعیه جایز نیست و نیز برداشتن عضوى براى علاج زندگان بدون وصیت, ولى با وصیت صاحب جسد در حیات خود به هر مقدار که وصیت به آن واقع شد جایز است و وجه جواز, دفع منافات ناشى از لزوم احترام مسلم میّت آن مانند حیّ است با اذن مستفاد از وصیت.(10)

سئوال : آیا وصیت قبلى مسلمان در زمان حیات در مورد استفاده از بدن او براى تشریح یا استفاده از بعضى اعضاى او مانند کلیه, قلب و چشم اثرى در حکم جواز و رفع دیه دارد یا نه؟ (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل).

جواب : وصیت اثر در جواز و رفع دیه هر دو دارد, زیرا دو حکم نام برده به لحاظ احترام مسلم است و در فرض وصیت ارتکاب خلاف احترام او صورت نگرفته.

سئوال : خرید و فروش اعضاى آدم زنده براى پیوند; مانند یک کلیه و یک چشم و خون چه حکمى دارد؟

جواب : جایز است و مانعى ندارد, ولى اعضاى رئیسه مثل چشم را نمى توان فروخت.

سئوال : در مورد محکومین به اعدام در دادگاه شرع, آیا حاکم شرع مى تواند به لحاظ مصلحت تخفیف کیفر محکوم را موکول به اهداى عضوى براى نجات مسلمانى از مرگ نماید یا نه؟ البته مراد موارد حدود الهى است نه موارد قصاص هاى اشخاص؟

جواب : در صورتى که موجب حدّ آن محکوم به بیّنه ثابت شده قابل اسقاط و اعفا نیست و در صورتى که به اقرار او ثابت شده حاکم شرع مى تواند عفو کند.

سئوال : استفاده از باقیمانده زایمانى, مانند جفت و پرده جنین براى اعمال جراحى دیگران جایز است یا نه؟

جواب : جایز است و مانعى ندارد.

سئوال : آیا جایز است از استخوان هاى مکشوفه در مقابر مسلمین براى تعلیم و تعلّم و احیاناً براى علاج احیا استفاده کرد؟

جواب : مانعى ندارد.(11)

q جایز نیست بدن مرده مسلمان را تشریح کرد و اگر تشریح کنند برگردن تشریح کننده دیه لازم مى شود به طورى که تفصیل آن را در کتاب دیات بیان کرده ایم.

q جایز است بدن مرده کافر را تشریح کرد به تمام انواع تشریح و همین طور است اگر مرده اى اسلام او مشکوک باشد و فرق نمى کند که تشریح بدن کافر یا مشکوک الاسلام در بلاد اسلامى بوده باشد یا غیر اسلامى.

q اگر زنده ماندن یک مسلمانى متوقف باشد بر تشریح بدن مرده مسلمانى, و تشریح بدن غیرمسلمان, و یا مشکوک الاسلام ممکن نباشد و راه دیگرى براى زنده نگه داشتن آن مرد مسلمان نباشد, در این صورت جایز است که بدن مرده مسلمان را تشریح کنند و نسبت به لزوم پرداخت دیه در چنین صورتى در باب دیات ذکر شده است.

q جایز نیست بریدن عضوى از اعضاى بدن مرده مسلمان مانند چشم و یا عضو دیگر به منظور پیوند زدن آن عضو به بدن شخص زنده دیگر, و قطع کننده ملزم به پرداخت دیه آن عضو به ورثه مرده مى باشد, ولى چنان چه زنده ماندن فردى مسلمان متوقف بر بریدن عضو بدن مرده مسلمان و پیوند به شخص زنده گردد, جایز است بریدن آن عضو ولى قطع کننده باید دیه آن را بپردازد, و در هر دو صورت پیوند زدن عضو قطع شده به بدن دیگرى اشکال ندارد و پس از پیوند چون جزء بدن شخص زنده مى گردد, احکام بدن زنده بر او جارى است ….

و ظاهر این است که جایز باشد شخصى در حال حیات خود وصیت کند که پس از مردن او عضوى از اعضاى او را قطع کنند و به دیگرى پیوند زنند و در این صورت بریدن عضو آن میت دیه ندارد.

q اگر شخصى راضى شود که در حال حیات خود عضوى از اعضاى او را بریده و به دیگرى پیوند زنند, چنان چه عضوى که به رضایت خود او بریده مى شود از اعضاى رئیسه باشد که بریدن آن صدمه اى به حیات او مى زند و یا نقص و عیبى در او ایجاد مى کند, بریدن آن عضو جایز نیست و اگر با بریدن آن عضو ضرر و عیبى بر او وارد نمى شود, مانند بریدن مقدارى از پوست و یا گوشت ران که جاى آن روییده مى شود, در این صورت بریدن آن عضو به رضایت خود او جایز است و مى تواند براى بریدن آن عضو مبلغى نیز دریافت کند.

q جایز است تبرع کردن خون به بیمارانى که احتیاج به تزریق خون دارند و جایز است گرفتن مبلغى در مقابل دادن خون, ولى در هر دو صورت باید دادن خون براى صاحب آن ضرر جانى نداشته باشد.

q جایز است بریدن عضوى از بدن مرده کافر و یا مشکوک الاسلام به منظور پیوند آن به بدن شخص مسلمان و پس از پیوند چون جزء بدن مسلمان مى شود, احکام بدن مسلمان بر او جارى است و همین طور جایز است عضوى از اعضاى بدن حیوان نجس العین را به بدن شخص مسلمان پیوند زد و چون پس از پیوند جزء بدن مسلمان مى گردد احکام بدن مسلمان بر آن عضو جارى است و نماز خواندن با آن عضو نیز جایز است.(12)

7. آیت اللّه صافى گلپایگانى

سئوال : اگر جسدى مجهول الهویه که اعضاى قابل پیوندى داشت, در دست رس باشد آیا مى توان این اعضا را به بیمارى که محتاج است, پیوند زد؟

جواب : اگر جسد کافر باشد اشکال ندارد و نسبت به جسد مسلم در صورتى که جسد کافر در دست رس نباشد و حفظ نفس مسلمانى دیگر بر آن توقف داشته باشد, حکم به جواز خصوصاً به اذن مجتهد جامع الشرایط قابل توجیه است, ولى دیه آن ساقط نمى شود.

سئوال : در فرض مسئله فوق در مواردى که نجات جان بیمار مسلمانى وابسته به پیوند یک یا چند عضو از شخص دیگرى باشد, لطفاً بفرمایید اگر بعداً ولیّ متوفا پیدا شود و از این کار ناراضى باشد چه باید کرد؟

جواب : در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن, اگر آن را قابل توجیه دانستیم عدم رضایت ولیّ مضرّ نیست.

سئوال : اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش, اعضاى قابل پیوندش را به بیماران پیوند زنند, آیا مجاز به این کار هستیم؟

جواب : در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن, جواز قابل توجیه است والاّ وصیت شخص مجوّز نیست.

سئوال : اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش, اعضایش را به دیگران پیوند زنند, امّا ولیّ وى پس از مرگش از این کار ناراضى باشد, آیا مجازیم این کار را بدون اجازه ولیّ انجام دهیم؟

جواب : جواز فقط در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجیه است.

سئوال : اگر شخصى از پیوند اعضاى خود به دیگران پس از مرگش ناراضى باشد, ولى پس از وفاتش ولیّ وى مایل به این کار باشد, آیا مى توانیم چنین کارى انجام دهیم؟

جواب : از جواب پرسش هاى قبل جواب این سؤال هم معلوم مى شود.

سئوال : اگر شخصى در طول زندگیش نظر مخالف یا موافقى در مورد پیوند اعضایش نداشت; آیا پس از مرگش مى توان به اجازه ولیّ وى چنین کارى را انجام داد؟

جواب : از جواب هاى قبل جواب این سؤال هم معلوم مى شود.

سئوال : آیا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پیوند مستلزم پرداخت دیه مى باشد؟

جواب : بدون درخواست او دیه دارد و با درخواست خودش اثبات دیه محلّ تأمّل است و امّا حکم تکلیفى از جواب سایر مسائل معلوم مى شود.

سئوال : اگر احتمال بدهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصى که زنده است در آینده نزدیک یا دور, وى دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد و از طرفى نجات جان بیمار دیگرى وابسته به همین کار باشد و مورد دیگرى نیز در دست رس نباشد, آیا مجازیم بدون آگاهى دادن شخص پیوند دهنده, چنین کارى را انجام دهیم؟ اگر به وى اطلاع بدهیم و با تمایل وى عضو پیوندى را از بدنش خارج کنیم, در صورت ایجاد عارضه در وى, آیا پزشک مسئول است؟

جواب : بدون آگاهى او مسلماً جایز نیست و با آگاهى و اذن او و توقف حفظ جان بیمار جواز قابل توجیه است, ولى با احتمال خطر جانى, حرام و با عارضه شدید براى خود شخص, حکم به جواز مشکل است.

سئوال : اگر مطمئن باشیم و یا احتمال دهیم که این پیوند رد خواهد شد و نهایتاً مفید نخواهد بود آیا مجازیم با خوش بینى و به عنوان کمک به بیمار از بدن فرد زنده یا مرده دیگرى عضوى را جدا و به آن بیمار پیوند بزنیم؟

جواب : با اطمینان به عدم فایده جایز نیست و با احتمال عقلایى در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجیه و بررسى است.

سئوال : با توجه به این که بعد از پیوند, شیمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد و همین عمل باعث عوارض خفیف تا شدید در بیمار مى گردد, آیا پزشکى که مجبور به انجام این کار جهت عدم ردّ پیوند مى باشد در ایجاد عوارض آن مسئول است؟

جواب : اگر عنوان درمان و معالجه دارد اشکال ندارد.

سئوال : آیا مى توان اعضاى شخصى را که دچار مرگ مغزى شده است و از لحاظ پزشکى امیدى به زنده ماندن وى نیست, ولى برخى اعضایش مثل قلب وى براى مدتى هنوز کار مى کنند, به بیمارى که محتاج است پیوند زد; با توجه به این که اگر صبر نماییم ممکن است دیگر اعضایش قابل پیوند نباشند؟

جواب : اگر سبب تسریع در مرگ یا شدت بیمارى او مى شود جایز نیست و بدون آن هم, چون کسب اجازه از بیمار ممکن نیست جایز نمى باشد.

سئوال : آیا براى شخص جایز است که اجازه دهد در حال حیات یا پس از مرگ بعضى اعضاى او که حفظ نفس بیمارى بر آن متوقف نیست از قبیل انگشت, دست, قرنیه چشم و … را در مقابل وجه یا مجاناً به دیگرى پیوند زنند؟

جواب : جایز نیست.

سئوال : آیا مى توان از اعضاى بدن خوک به انسان پیوند زد؟

جواب : ظاهراً اشکالى ندارد, چون بعد از پیوند جزء بدن انسان محسوب مى شود.

سئوال : اگر ندانیم جسدى که در اختیار ما است جسد یک مسلمان است یا کافر, آیا مجازیم آن را تشریح نماییم؟

جواب : دایر مدار این است که میّت در چه محلى باشد اگر در دارالاسلام و بلاد مسلمین است محکوم به اسلام است و تشریح آن بدون ضرورت جایز نیست.

سئوال : شخصى که در اثر آسیب مغزى درک, شعور, شنوایى, بینایى و حس خود را از دست داده فقط قلب او مى زند و حرکت مى کند بفرمایید:

1ـ آیا چنین شخصى از نظر احکام اسلام زنده است یا خیر؟

2ـ آیا کسى این شخص را در این شرایط بکشد باید دیه کامل بپردازد؟

3ـ اگر برداشتن عضوى از اعضاى وى در حال و شرایطى که جایز باشد, منوط به پس از مرگ وى باشد, در چنین وضعى مى توان اقدام به عضوبردارى از او نمود؟

4ـ در صورتى که با صرف هزینه هاى بسیار سنگین چنین بیمارى را بتوان براى مدتى زنده نگاه داشت, آیا انجام این کار واجب است؟(13)

5ـ در صورت واجب بودن تا چه مقدار از اموال وى را باید صرف این کار نمود, و آیا اجازه وارث این شخص شرط است یا خیر؟ در صورت داشتن وارث صغار چه باید کرد؟

6ـ در صورتى که اموال این بیمار براى چنین هزینه اى کافى نباشد چه باید نمود؟

7ـ آیا مى توان این بیمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از کار بیفتد؟

جواب : به طور کلّى میزان در حکم به مرگ و ترتّب احکام موت و میّت بر شخص, دایر مدار زهاق (خارج شدن) روح و حکم عرف به زهاق روح و مرگ او است و مادام که عرف حکم نمى کند و او را زنده مى گویند تمام احکامى که بر آن مترتب بود شرعاً مترتب است, حتى دیه و قصاص; بلى اگر برحسب عرف موت ثابت و مسلّم باشد, ولى پزشک احتمال حیات او را بدهد هر عملى که موجب قتل بشود نسبت به او جایز نیست, ولى اگر کسى در این فرض مرتکب قتل شود حکم به قصاص نمى شود و وجوب صرف مال یا عدم وجوب آن نیز دایر مدار حکم عرف به حیات یا موت او است و در مسئله تفاصیل دیگرى نیز هست که در این جا به همین مقدار اکتفا مى شود.(14)

9. آیت اللّه محمد فاضل لنکرانى

سئوال : آیا انسان حق دارد عضوى از بدن خود را به دیگرى بدهد؟ اگر حق دارد کدام یک از اعضا مورد نظر است؟

جواب : اگر حیات مسلمانى منوط به اهداى عضوى مانند یک کلیه باشد و تهیه آن از غیرمسلمان مقدور نباشد و خطر جانى و یا ضرر غیرقابل تحمل براى اهدا کننده نداشته باشد, اهدا مانعى ندارد.

سئوال : آیا انسان زنده حق فروش اعضاى بدن خود را دارد؟ اگر فقیر و مسکین باشد چطور؟

جواب : دلیلى بر عدم جواز فروش فى نفسه به نظر نرسیده, مگر این که خطر جانى یا عوارض غیرقابل تحمل در پى داشته باشد که در این صورت جایز نیست و در هر حال فقر مجوّز فروش نمى شود.

سئوال : فردى محکوم به اعدام شده و مى خواهد عضوى یا اعضاى بدنش را به اشخاص مضطر هدیه کند و در قبال آن از حاکم شرع تخفیفى بخواهد, آیا مى تواند حکم اعدامش را تخفیف دهد؟ و اگر تخفیف را شرط کند, آیا این شرط صحیح است؟

جواب : در مواردى, حاکم شرع مى تواند طبق موازین شرع تخفیف بدهد, ولى ظاهراً مورد سؤال از آن موارد نباشد. در عین حال اگر حاکم شرع صلاح دانست بعید نیست که طبق ولایت عامّه اى که دارد بتواند چنین تخفیفى را بدهد, ولى محکوم را در اهداى اعضا مخیر کند نه به صورت شرط, آن هم نسبت به اعضایى که مجاز به اهدا است نه مطلقاً, بلى اگر اعدام مربوط به حق الناس باشد, حاکم چنین حقى را ندارد.

سئوال : فروش عضوِ قطع شده در حدّ یا قصاص یا واگذارى آن به مسلمان دیگر جایز است یا نه؟ اگر جایز است رضایت چه کسى شرط است و پول فروش آن به چه کسى مى رسد؟

جواب : عضو قطع شده در فرض سؤال میته است و فروش میته صحیح نیست, ولى صاحب آن نسبت به آن اولویت دارد و مى تواند در اختیار نیازمند بگذارد.

سئوال : خرید و فروش خون چه حکمى دارد؟

جواب : در شرایط فعلى که داراى منفعت حلال عقلایى است مانعى ندارد.

سئوال : آیا قطع و برداشتن عضوى از انسان زنده براى پیوند به انسان دیگر دیه دارد؟

جواب : در صورتى که براى دهنده عضو ضرر نداشته باشد و با رضایت او برداشته شود ظاهراً دیه ندارد.

سئوال : آیا اهداى کلیه شخص نامحرم به دیگرى جایز است؟

جواب : از این جهت, مانعى ندارد.

سئوال : اگر شخص دهنده عضو یا گیرنده, زن و مرد بیگانه باشند حکمش چیست؟

جواب : در مواردى که دادن عضو جایز باشد, اشکالى ندارد.

سئوال : اگر شخصى در زمان حیات وصیت کند که بعد از مرگش عضوى از بدنش را به شخصى یا اشخاصى که نیازمند مى باشند, پیوند زنند, آیا وصیت او نافذ است؟ اگر وصیت کرده باشد که او را بعد از مرگ بفروشند چطور؟

جواب : اگر حفظ جان مسلمانى بر پیوند عضوى از اعضاى میّت مسلمان متوقف باشد و از غیر مسلمان جاى گزین نداشته باشد, قطع و پیوند جایز است و وصیت صحیح مى باشد و بنابر احتیاط دیه آن را طبق مسئله 1946 بدهند تا براى خود میت مصرف شود, ولى فروش صحیح نیست.

سئوال : اگر انسان مسلمانى وصیت نکند, امّا اولیاى میّت بخواهند عضوى از بدن میّت را به شخص نیازمندى یا غیر نیازمند پیوند زنند, آیا حق چنین کارى را دارند؟ اگر اولیا جنازه را بفروشند, حکمش چیست؟

جواب : ملاک جواز و عدم جواز همان است که در جواب قبل بیان شد و رضایت و عدم رضایت اولیاى میّت تأثیرى ندارد.

سئوال : شخصى وصیت مى کند که فلان عضو مرا به فلان مریض بدهید یا بدن مرا تشریح کنید, آیا نافذ است؟

جواب : بعید نیست نافذ باشد.

سئوال : قطع و برداشتن عضوى از اعضاى بدن مسلمان براى پیوند زدن به انسان دیگر چه حکمى دارد؟ و آیا دیه دارد؟

جواب : در صورتى که براى دهنده عضو ضرر نداشته باشد و راضى باشد, جایز است و ظاهراً دراین فرض دیه ندارد.

سئوال : آیا برداشتن عضوى از میّت براى پیوند زدن به انسان دیگر جایز است؟ و آیا در صورت برداشتن عضو دیه باید پرداخت شود؟

جواب : قطع اعضاى میّت مسلمان جایز نیست, مگر این که حفظ جان یا سلامتى مسلمانى متوقف بر قطع و پیوند اعضاى او باشد و از غیر مسلمان جاى گزین نشود که در این صورت جایز است, ولى بنابر احتیاط دیه اعضاى قطع شده را مطابق مسئله 1946 بپردازند تا براى میت به مصرف حج یا صدقات و خیرات برسد.

سئوال : آیا مى توان عضوى از بدن انسان را به حیوانى پیوند زد, حکم کلى آن چیست؟

جواب : اگر غرض عقلایى بر آن مترتب باشد و ضررى براى انسان نداشته باشد مانعى ندارد.

سئوال : در صورت امکان اگر سر انسان را به انسان دیگر پیوند زنند, آیا جایز است؟ در صورت جواز, احکام صاحب سر بر او جارى مى شود یا احکام صاحب بدن, یا شخص جدیدى است؟

جواب : این مسئله داراى فروع و تفصیلاتى است که در صورت ابتلا حکم آن بیان خواهد شد.

سئوال : اگر عضوى به خاطر حدّ یا قصاص بریده شود آیا مى توان آن را به خود جانى دوباره پیوند زد؟ اگر بخواهند به دیگرى پیوند بزنند آیا رضایت جانى شرط است یا مجنى علیه؟

واب : پیوند مجدّد عضو در مفروض سؤال خلاف حکمت جعل حدود و قصاص است, ولى پیوند زدن آن به غیر, با رضایت مجنى علیه و اجازه حاکم شرع, ظاهراً جایز باشد.

سئوال : اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش اعضاى قابل پیوندش را به بیماران پیوند زنند, آیا مجاز به این کار هستیم؟

جواب : اگر حفظ جان مسلمانى بر پیوند عضوى از اعضاى میّت مسلمان متوقف باشد قطع و پیوند آن عضو جایز است و بنابر احتیاط دیه آن را طبق مسئله 1946 بپردازند تا براى خود میت در امور خیریه مصرف شود و اگر آن شخص وصیت کرد, باز بنابر احتیاط دیه را بدهند تا براى او مصرف شود.

سئوال : اگر شخص وصیت کند بعد از وفاتش اعضایش را به دیگران پیوند بزنند, امّا ولیّ وى (پس از مرگش) از این کار ناراضى باشد, آیا مجازیم این کار را بدون اجازه ولیّ انجام دهیم؟

جواب : اگر احراز شود که حفظ جان مسلمانى متوقف بر پیوند مذکور است و جاى گزین از غیرمسلمان ندارد, جایز است به وصیت او عمل کنند و در این فرض نیازى به اجازه ولیّ نیست و بنابر احتیاط دیه اعضاى قطع شده را بدهند تا براى خود میت در امور خیریه مصرف شود.

سئوال : اگر شخصى از پیوند اعضاى خود به دیگران پس از مرگش ناراضى باشد, امّا پس از وفاتش ولیّ وى مایل به این کار باشد, آیا مى توان چنین کارى را انجام داد؟

جواب : ملاک جواز و عدم جواز همان است که قبلاً گفته شد و رضایت و عدم رضایت و میل و عدم میل ولیّ تأثیرى ندارد.

سئوال : شخصى در طول زندگیش نظر مخالف یا موافقى در مورد پیوند اعضایش نداشت, آیا پس از مرگش مى توان به اجازه ولیّ وى, چنین کارى را انجام داد؟

جواب : اگر حفظ جان مسلمانى متوقف بر پیوند اعضاى میت باشد و جاى گزینى از غیر مسلمان نباشد, جایز است.

سئوال : اگر احتمال بدهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصى که زنده است در آینده نزدیک یا دور, وى دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد و از طرفى نجات جان بیمار دیگرى وابسته به همین کار باشد و مورد دیگرى نیز در دست رس نباشد, آیا مجازیم بدون آگاهى دادن به شخص پیوند دهنده, چنین کارى را انجام دهیم؟ اگر به وى اطلاع بدهیم و با تمایل وى عضو پیوندى را از بدنش خارج کنیم, در صورت ایجاد عارضه در وى, آیا پزشک مسئول است؟

جواب : اگر جان پیوند دهنده در خطر باشد جایز نیست, هر چند جان بیمارى وابسته به آن باشد و اگر بدون آگاه کردن وى چنین کارى شد و خطرى متوجه او گردید, پزشک مسئول است و در فرض آگاه کردن وى نیز چنان چه پزشک شرط عدم ضمان نکرده باشد, مسئول است.

سئوال : اگر مطمئن باشیم و یا احتمال دهیم که این پیوند رد خواهد شد و نهایتاً مفید نخواهد بود, آیا مجازیم با خوش بینى و به عنوان کمک به بیمار از بدن فرد زنده یا مرده دیگرى, عضوى را جدا و به آن بیمار پیوند بزنیم؟

جواب : خیر.

سئوال : با توجه به این که بعد از پیوند, شیمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد و همین عمل باعث عوارض خفیف یا شدید در بیمار مى گردد, آیا پزشکى که مجبور به انجام این کار جهت عدم ردّ پیوند مى باشد, در ایجاد عوارض آن مسئول است؟

با شرط عدم ضمان و رعایت احتیاط لازم و دقت کافى و اکتفا به مقدار ضرورى, مسئول نیست.

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود ندارد. بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق, مى توان از اعضاى افراد مبتلا به مرگ مغزى, براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟

برداشتن اعضاى افرادى که به علت سکته مغزى یا تصادف از لحاظ پزشکى امیدى به زنده ماندن آنان نیست, ولى قلب آن ها از کار نیفتاده است, مشکل است خصوصاً قلب را که هنوز از کار نیفتاده اگر بردارند بعید نیست که صدق قتل کند, ولى نسبت به سایر اعضا اگر حفظ جان مسلمانى متوقف بر برداشتن آنها باشد, مانعى ندارد.

2ـ آیا صرف ضرورتِ نجاتِ جان مسلمانان نیازمند به پیوند عضو, براى جواز قطع عضو کافى است, یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو لازم است؟

قطع اعضاى میت مسلمان جایز نیست, مگر این که حفظ جان یا سلامتى مسلمانى متوقف بر قطع و پیوند آن باشد و از غیر مسلمان جایگزین نباشد که در این فرض جایز است و در این صورت اذن قبلى و وصیت لازم نیست, ولى بنابراحتیاط دیه آن را طبق مسئله 1946 بدهند تا براى میت در امور خیریه مصرف شود.

3ـ آیا اطرافیان این فرد مى توانند پس از مرگ, چنین اجازه اى بدهند؟

ملاک جواز و عدم جواز همان است که در جواب سؤال دوم بیان شد و اجازه و عدم اجازه تأثیرى ندارد.

4ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش, در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به مسلمان نیازمند اعلام کند؟

مى تواند وصیت کند و رضایت خود را اعلام کند, اما ملاک جواز عمل به وصیت او همان است که در جواب سؤال دوم گفته شد و در این صورت نیز بنابر احتیاط دیه بدهند تا براى میّت در امور خیریه, مصرف شود.

5ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟

از جواب سؤال هاى قبل جواب این سؤال هم معلوم شد.

6ـ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن برعهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟

دیه بر عهده پزشک است, اما پزشک مى تواند با بیمار قرار بگذارد که بیمار دیه را از طرف پزشک بپردازد.

7ـ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

محل مصرف دیه در مسائل قبل بیان شد.

سئوال : اگر ندانیم جسدى که در اختیار ماست, جسد مسلمان است یا کافر یا اهل کتاب, آیا مجازیم آن را تشریح کنیم؟

nخیر.

10. آیت اللّه سید محمّد رضا گلپایگانى

سئوال : اگر کسى وصیت کند که پس از مرگ مثلاً چشم مرا جدا کنید و به دیگرى بدهید

در صورت رضایت وارث, عمل به وصیت جایز است یا خیر؟

به نظر حقیر مشکل است و احتیاط لازم ترک عمل به این وصیت است.(15)

q اگر جزئى از اجزاى میته به ظاهر بدن انسان زنده وصل شود چنان چه حیات در آن حلول کند جزء بدن او محسوب است و قبل از حلول حیات چون مضطر است در حمل آن, در حال نماز احکام ضرورت بر آن جارى است.

q اگر جزئى از حیوان نجس العین را به بدن انسان زنده وصل کنند, در صورتى که بیمار مضطر به چنین عملى باشد مانعى ندارد و بعد از حلول حیات در آن, جزء بدن انسان محسوب مى شود و طاهر است.(16)

11. آیت اللّه ناصر مکارم شیرازى

سئوال : اگر جسدى مجهول الهوّیه که اعضاى قابل پیوندى داشته باشد در دست رس باشد, آیا مى توان این اعضا را به بیمارى که محتاج است پیوند زد؟

جواب : اگر موجب نجات جان مسلمانى از مرگ یا بیمارى مهمى بشود جایز است.

سئوال : در فرض مسئله فوق اگر بعداً ولیّ متوفّا پیدا شود و از این کار ناراضى باشد چه باید کرد؟

جواب : در فرض فوق عدم رضایت او مشکلى ایجاد نمى کند و فرقى بین مجهول الهویه و غیر او نیست.

سئوال : اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش, اعضاى قابل پیوندش را به بیماران پیوند زنند, آیا مجاز به این کار هستیم؟

جواب : تنها با شرطى که در جواب مسئله 1442[سؤال اوّل] گفته شد مجاز است.

سئوال : اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش, اعضایش را به دیگران پیوند بزنند, اما ولیّ وى پس از مرگش از این کار ناراضى باشد, آیا مجازیم این کار را بدون اجازه ولیّ انجام دهیم؟

جواب : اجازه ولیّ در فرض جواب مسئله 1442 [سؤال اوّل] شرط نیست.

سئوال : اگر شخصى از پیوند اعضاى خود به دیگران پس از مرگش ناراضى باشد, ولى پس از وفاتش ولیّ وى مایل به این کار باشد, آیا مى توانیم چنین کارى انجام دهیم؟

جواب : با شرط فوق جایز است.

سئوال : اگر شخصى در طول زندگیش نظر مخالف یا موافقى در مورد پیوند اعضایش نداشته باشد, آیا پس از مرگش مى توان به اجازه ولیّ وى چنین کارى را انجام داد؟

جواب : اگر ضرورتى ایجاب کند مانعى ندارد.

سئوال : آیا برداشتن عضوى از بدن فرد زنده جهت پیوند, مستلزم پرداخت دیه مى باشد؟

جواب : اگر با اجازه خود او باشد و خطرى او را تهدید نکند جایز است و دیه ندارد.

سئوال : اگر احتمال بدهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصى که زنده است درآینده نزدیک یا دور وى دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد و از طرفى نجات جان بیمار دیگرى وابسته به همین کار باشد و مورد دیگرى نیز در دست رس نباشد; آیا مجازیم بدون آگاهى دادن شخص پیوند دهنده, چنین کارى را انجام دهیم؟ اگر به وى اطلاع بدهیم و با تمایل وى عضو پیوندى را از بدنش خارج کنیم, در صورت ایجاد عارضه در وى, آیا پزشک مسئول است؟

اگر عارضه مثلاً به خاطر از دست دادن یک کلیه یا مانند آن باشد واجب نیست کسى براى نجات جان دیگرى این کار را انجام دهد, اما اگر عارضه, خفیف و قابل تحمل باشد, وجوب نجات جان دیگرى با رضایت صاحب عضو بعید نیست و در صورتى که با اطلاع و رضایت صاحب عضو باشد و احتمال عارضه ضعیف بوده, اما تصادفاً گرفتار آن شود پزشک مسئول نمى باشد; مانند برداشتن یک کلیه که معمولاً خالى از خطر است, ولى گاه ممکن است عارضه اى پیش آید.

سئوال : اگر مطمئن باشیم و یا احتمال دهیم که این پیوند رد خواهد شد و نهایتاً مفید نخواهد بود, آیا مجازیم با خوش بینى و به عنوان کمک به بیمار, از بدن فرد زنده یا مرده دیگرى عضوى را جدا و به آن بیمار پیوند بزنیم؟

جواب : جواب ـ اگر اطمینان به عدم نتیجه باشد این کار جایز نیست, ولى در صورت احتمال عقلایى, برداشتن عضو پیوندى از مرده مانعى ندارد و از زنده در صورت عدم ضرر و خطر نیز جایز است.

سئوال : با توجه به این که بعد از پیوند, شیمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد و همین عمل باعث عوارضى خفیف یا شدید در بیمار مى گردد, آیا پزشکى که مجبور به انجام این کار جهت عدم ردّ پیوند مى باشد در ایجاد عوارض آن مسئول است؟

جواب : چنان چه قبلاً مسئله را با بیمار در میان بگذارد و به او تفهیم کند و او رضایت بدهد مانعى ندارد.

سئوال : آیا براى شخص جایز است که اجازه دهد در حال حیات یا پس از مرگ, بعضى اعضاى او که حفظ نفس بیمار بر آن متوقف نیست از قبیل انگشت, دست, قرنیه چشم و … را در مقابل وجه یا مجاناً به دیگرى پیوند زنند؟

جواب : در حال حیات مشکل است, ولى بعد از مرگ در مواردى که اثر مهمى دارد مانعى ندارد.

سئوال : آیا مى توان از اعضاى بدن خوک به انسان پیوند زد؟

جواب : در موارد ضرورت مانعى ندارد.

سئوال : آیا بعد از قطع انگشتان سارق, بلافاصله پیوند زدن به دست خود سارق جایز مى باشد یا مقصود باقى ماندن بر وضع بریدگى, براى عبرت دیگران مى باشد؟

جواب : جایز نیست.

سئوال : پیوند زدن انگشتان قطع شده سارق به دست شخص دیگرى که فرضاً در کارخانه بریده شده چه حکمى دارد؟ بر فرض جواز, آیا اجازه صاحب عضو در این کار لازم است؟

جواب : با اجازه صاحب عضو جایز است.

سئوال : آیا با توجه به هزاران هزار بیمار دیالیزى و نظر به این که پیوند کلیه قطعى ترین درمان این عزیزان است, احتراماً خواهشمند است نظریات خود را در مورد مسائل ذیل مرقوم بفرمایید:

جواب : 1ـ به نظر حضرت عالى آیا پیوند عضو از فردى که دچار مرگ مغزى (با توجه به نظر متخصّصین, با از کار افتادن مغز, کلیه اعضاى بدن نیز پس از ساعتى از کار مى افتد) شده است, جایز است یا نه؟

2ـ آیا با وصیّت فرد, چنین پیوندى جایز است؟

3ـ چنان چه به نظر حضرت عالى پیوند عضو از فرد دچار مرگ مغزى شده جایز است, لطفاً بفرمایید براى روشن شدن اذهان مردم نسبت به این امر چه باید کرد؟

هرگاه مرگ مغزى به طور کامل و مسلّم باشد و هیچ گونه احتمال بازگشت به زندگى عادى وجود نداشته باشد, برداشتن بعضى از اعضا (خواه مانند قلب باشد یا کلیه یا عضو دیگر) براى نجات جان مسلمانى, مانعى ندارد, خواه وصیت به این کار کرده باشد یا نه, ولى بهتر جلب رضایت اولیاى میت است.

سئوال : آیا اهداى اعضاى بدن, مثل قلب, کلیه و چشم بعد از فوت و با موافقت ورثه جهت پیوند به

سئوال : انسان زنده دیگر جایز است؟

جواب : در موارد ضرورت اشکالى ندارد.

سئوال : پیوند عضوى که با قصاص قطع مى شود جایز است؟

جواب : اشکال دارد.

سئوال : آیا فروش عضو قطع شده در حدّ یا قصاص یا واگذارى آن به مسلمان دیگر جایز است؟

جواب : اگر به منظور پیوند به دیگرى باشد با اجازه صاحب آن جایز است.

سئوال : خرید و فروش اعضا براى پیوند چه حکمى دارد؟

جواب : جایز است, ولى بهتر این است که پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.

سئوال : در موارد زیر آیا از فردى که در حال مرگ مغزى است, ولى به وسیله دستگاه تنفس مصنوعى به حیات نباتى ادامه مى دهد و از نظر پزشکى امکان برگشت وى وجود ندارد و مرده تلقّى مى شود, مى توان عضوى را مثل چشم یا کلیه براى پیوند خارج کرد؟

جواب : الف ـ در مورد مسلمانان به طور کلّى;

ب ـ در مورد مسلمانان با وصیت قبلى و یا جواز اطرافیان;

ج ـ در مورد غیر مسلمانان.

با اجازه و رضایت قبلى خودش در مورد یک کلیه و مانند آن مانعى ندارد و اما در غیر مسلمان مطلقاً جایز است و در مورد اعضاى اصلى مانند مسئله 1456 است.

سئوال : آیا مى توان تخفیف جرم محکومین به اعدام را موکول به اهداى عضوى از آن ها براى نجات جان مسلمانى دانست؟

تنها صاحب حق در مورد قصاص یا دیات مى تواند گذشت از تمام حقّ خود یا بعضى از آن را مشروط به اهداى عضوى که اهداى آن جایز است بکند و طرف مقابل مى تواند این شرط را بپذیرد یا نپذیرد.

سئوال : آیا برداشتن قطعه اى از استخوان یا عضله از شخص مسلمان با رضایت یا بدون رضایت براى استفاده در بدن شخص غیرمسلمان که دشمنى با مسلمانان ندارد جایز است؟

جواب : اگر با اجازه بردارند و شخصى که از او بر مى دارند به خطر جانى یا نقص عضو مهمّى گرفتار نشود, مانعى ندارد.

سئوال : استفاده از باقیمانده هاى زایمانى (جفت, پرده جنین و…) براى اعمال جرّاحى دیگران, چه حکمى دارد؟

جواب : اشکالى ندارد.

سئوال : آیا انسان بالغ مى تواند وصیت کند که بعد از مرگش اعضاى بدنش را (مانند قلب و کلیه و…) بدون اخذ وجهى به بیماران نیازمند بدهند و سپس او را دفن کنند و آیا مى تواند شرط کند که اعضا را بفروشند و در مواردى که وصیت مى شود خرج یا اهدا کنند؟

جواب : این وصیت تنها در صورتى نافذ است که ضرورتى ایجاب کند که اعضاى بدن او را بردارند و بهتر این است که رایگان در اختیار نیازمندان بگذارند, هر چند گرفتن پول هم به صورتى که در بالا گفته شد مانعى ندارد.

سئوال : اگر مریضى به خاطر ضعف و ناراحتى اعضاى مهمّ بدنش, مثل قلب, در حال مرگ باشد و از طرفى جسد مرده اى نیز در اختیار باشد, آیا جایز است که عضو مورد نظر را از بدن میّت برداریم و به بدن شخص مریض پیوند بزنیم؟

جواب : اگر زندگى آن مریض متوقف بر این کار باشد, واجب است.

سئوال : در چه سنّى اهداى کلیه جایز است؟ آیا براى انسان غیربالغ در صورتى که ولیّ او اجازه دهد این کار جایز است؟

جواب : اهداى کلیه براى غیربالغ جایز نیست, چون ولیّ در این گونه موارد ولایت ندارد.

سئوال : آیا جایز است که شخص وصیّت کند که اعضاى بدنش را بعد از وفاتش به مریض مسلمانى که اعضاى مهمّ بدنش مثل قلب و غیر آن در خطر است اهدا کنند؟ به شخص غیرمسلمان چطور؟

جواب : در مورد مریض مسلمان در فرض مسئله اشکالى ندارد و امّا در مورد مریض غیرمسلمان جایز نیست, مگر این که غرض مهم ترى در کار باشد و یا این که وصیّت کننده از کفّار باشد.

سئوال : آیا براى طبیب جایز است که عملیات انتقال کلیه از شخصى به شخص دیگر را عهده دار شود, در حالى که مى داند اهدا کننده کلیه, پولى را در مقابل این کار مى گیرد؟

جواب : در صورتى که باعث نجات جان مسلمانى شود جایز است.

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده و در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفّس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره, مطلقاً وجود نداشته بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقّتى و تنها به کمک دستگاه تنفّس مصنوعى به مدت چند ساعت وحداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود, از طرفى نجات جان عدّه دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفّس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند:

جواب : 1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟

سئوال : جواب این مسئله در سابق گفته شد, ولى از نظر اهمیت مسئله توضیحاً عرض مى شود که در موارد مرگ مغزى به صورتى که در بالا ذکر شده اگر موضوع قطعى و یقینى باشد چنان فردى در این گونه احکام مانند میّت است (هرچند پاره اى از احکام میّت, مانند غسل و نماز و کفن و دفن و غسل مسّ میّت بر او جارى نمى شود), بنابراین برداشتن اعضاى او براى نجات جان مسلمان ها مانعى ندارد.

2ـ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمان نیازمند به پیوند عضو, براى جواز قطع عضو کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟

در مواردى که عضو را بعد از مرگ کامل بر مى دارند و نجات جان دیگران منوط به آن است اذن قبلى یا اجازه بازماندگان لازم نیست هر چند بهتر است.

3ـ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ مغزى چنین اجازه اى بدهند؟

از جواب بالا معلوم شد.

4ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشتن اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى, جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

از جواب بالا معلوم شد.

2ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا, دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟

در موارد جواز قطع اعضا, دیه واجب نیست.

3ـ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن بر عهده کیست پزشک یا بیمار؟

4ـ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

در فرض مذکور دیه وجود ندارد.

13. آیت اللّه نورى همدانى

سئوال : مستدعى است پاسخ چند سؤال فقهى زیر که در پزشکى مبتلا به مى باشد مرقوم فرمایید.

امواجى که بر روى نوار ثبت مى شود دال بر فعالیت مغز یا قلب مى باشند با توجه به این که مى تواند امواج مغزى وجود نداشته باشد و قلب انسان با کمک دستگاه هاى مصنوعى فعالیت داشته باشد.

1ـ سؤال این است که آیا نداشتن امواج مغزى دال بر مرگ است یا نداشتن امواج قلبى؟

2ـ در حالت اغماى بدون برگشت که مغز به طور کلى مرده است و حرکات قلبى, عروقى و تنفسى به کمک دستگاه ها و داروها نگه دارى مى شود, بنابراین که پیوند اعضاى بدن مباح باشد, آیا جدا کردن عضوى مثل قلب از بدن شخص در این حالت, براى پیوند به شخص دیگر جایز است؟

3ـ آیا جدا کردن عضو در این حالت, جدا کردن عضو از انسان زنده محسوب مى شود یا از بدن مرده؟

4ـ چه زمانى احکام میّت مانند ارث, وصیت, عده وفات در مورد زوجه و … بر او جارى مى شود؟ از زمان مرگ مغزى یا از زمان جداکردن دستگاه هاى مذکور و توقف قلب؟

در قرآن مجید و احادیث اهل بیت{ که مبنا و اساس استنباط احکام الهى است (موت شخص) به معناى مرگ به عنوان موضوع و محور ذکر شده است. شأن فقیه هم این است که احکام خداوند را از منابع و مآخذ خود استنباط کرده در اختیار مسلمانان قرار بدهد, امّا تشخیص موضوع به عهده فقیه نیست و تشخیص آن اغلب با نظر اهل عرف و گاهى با نظر متخصّص است; مثلاً شارع مقدس اسلام (آب) را پاک کننده معرفى مى کند, امّا این که (آب) چیست و حدّ و مرز آن تا کجا است؟ اگر با یک مقدار کم از خاک مخلوط شد نیز مسلّما آب صدق مى کند, ولى اگر با مقدار بیش تر و بیش تر مخلوط باشد, آیا باز هم آب صدق مى کند؟ این بستگى به نظر و تشخیص اهل عرف دارد.

و نیز مثلاً به ما امر فرموده اند که در حال نماز استقبال قبله نمایید, آیا در استقبال این اندازه دقّت معتبر است که اگر یک خط از وسط پیشانى نمازگزار خارج شود به وسط خانه کعبه بخورد یا این که همین قدر که عرفاً بگویند مقابل خانه کعبه ایستاده است کافى است؟ در این مورد تشخیص و قضاوت با اهل عرف است. در موارد مذکور در فوق نیز نظر عرف و نظر متخصّص ملاک و میزان است و به نظر مى رسد تا خون در رگ هاى بدن جریان دارد و نبض مى زند شخص نمرده است و در صورتى که موردى پیش بیاید که اهل عُرف متحیّر و مردّد باشند و متخصّص هم نتواند تشخیص قاطع بدهد, باید به قواعد دیگرى که در اصول فقه مدوّن است مراجعه کنیم و مقتضاى قواعد در موارد مزبور احتیاط است و ما احکام ارث و وصیت و عدّه وفات … را از زمانى در نظر مى گیریم که یقین به تحقّق مرگ داشته باشیم.

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند, در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است.

با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟

در صورتى که افرادى که با مرگ مغزى مواجه شده اند, کاملاً فاقد حسّ و حرکت مى باشند و خون در رگ هاى بدن آن ها از جریان افتاده و ضربان نبض آن ها نیز قطع شده است و مطلبى که در سؤال قبل پاسخ دادیم درباره آنها صدق مى کند, مرده محسوب مى شوند و حکم قطع عضو آن ها به این شرح است.

2ـ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند به پیوند عضو, براى جواز قطع عضو کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟

اذن قبلى و وصیت صاحب عضو لازم است و اگر آن انجام نشده است با نظر و اجازه فقیه جامع الشرایط جایز است.

3ـ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ چنین اجازه اى بدهند؟

دلیلى بر ولایت اطرافیان و اقربایِ میّت در این قبیل امور نداریم.

4ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

بلى مى تواند, به شرط این که مرگ مغزى, مرگ شخص محسوب شود (به شرحى که در فوق ذکر گردید).

5ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟

اگر خود در حال حیات وصیّت کرده باشد بعید نیست که دیه ساقط شود, ولى اگر وصیّت نکرده است دیه ثابت است.

6ـ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن بر عهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟

ذاتاً به عهده پزشک که مباشر این عمل است مى باشد, ولى او مى تواند با قرار قبلى از بیمار بگیرد یا از بیت المال با نظر فقیه پرداخته شود.

7ـ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

هر آسیبى که به بدن میّت بعد از مرگ وارد مى شود و موجب دیه مى گردد باید در راه خداوند صرف و ثواب آن به میّت مى رسد و این امر نیز باید با نظر فقیه انجام شود.

q اگر حفظ جان مسلمانى بر پیوند عضوى از اعضاى میّت مسلمانى موقوف باشد, قطع آن عضو و پیوند آن جایز است و دیه آن هر چند بر طبیب که آن عضو را قطع کرده است تعلّق مى گیرد, ولى مى تواند با مریض قرار بگذارد که آن را از مریض گرفته به ورثه میّت بدهد.

و اگر حفظ و یا سلامت عضوى از اعضاى مسلمان موقوف بر قطع عضو میّت باشد, در این صورت اگر آن میّت در حال حیات خود این اجازه را داده که پس از مرگ آن عضو را از بدن او قطع کرده به آن مریض پیوند بزنند بعید نیست که دیه نداشته باشد و براى او هم در حال حیات دادن چنین اجازه اى جایز باشد.

ولى اگر در حال حیات چنین اجازه اى نداده است اولیاى او نمى توانند بعد از مرگش اجازه بدهند, امّا بعید نیست که فقیه به حکم ولایتى که دارد بتواند این اجازه را بدهد; البّته باید انجام این قبیل کارها ـ چنان که گفته شد ـ با نظر فقیه و با ضوابطى که از طرف او تنظیم مى شود صورت بگیرد و دیه هم باید از مریض گرفته شده به ورثه داده شود.

و اگر عضو بدن میّت غیرمسلمان به بدن مسلمان پیوند زده شد و جزء بدن مسلمان گردید به طورى که حیات پیدا کرد, در این صورت دیگر نه تنها نجس و میته نیست, بلکه پاک است و نماز خواندن با آن هم اشکال ندارد, و هم چنین اگر عضو حیوان نجس العین (مانند سگ و خوک) نیز پیوند شود از عضویّت حیوان خارج مى شود و به عضویت بدن انسان در مى آید.

در مواردى که قطع عضو به منظور پیوند زدن جایز است, فروش آن عضو نیز جایز است و ظاهر این است که شخص مى تواند در حال حیات عضو بدن خود را بفروشد که پس از مرگ او از آن براى پیوند زدن استفاده کنند, بلکه جواز فروش تمام جسم براى تشریح ـ در موردى که تشریح جایز است ـ بعید نیست; چنان که گرفتن مبلغى براى دادن اجازه این موضوع نیز مانعى ندارد.(23)

پی نوشت :

(1)در این قسمت سؤال ها با علامت *, جواب ها با علامت n و مسئله ها با علامت o مشخص شده اند.
(2)مجله طب و تزکیه, شماره 8, تابستان 1372, ص91.
(3)امام خمینى, رساله توضیح المسائل, ص 548 به بعد.
(4)محمد تقى بهجت, رساله توضیح المسائل.
(5)میرزا جواد آقاتبریزى, صراط النجاة فى اجوبة الاستفتائات, ص552 به بعد.
(6)سیدمحسن طباطبائى حکیم, رساله توضیح المسائل.
(7)ر.ک: مجله طب و تزکیه, شماره 8, تابستان 1372, ص91.
(8)استفتا توسط نگارنده.
(9)سیدعلى خامنه اى, پزشکى در آیینه اجتهاد (استفتائات پزشکى) ج1, ص145 تا 149.
(10)همان, ص10.
(11)همان, ص68.
(12)همان, ص138 و 139.
(13)مجله طب و تزکیه, شماره 8, تابستان 1372, ص111.
(14)مجموعه مقالات سمینار دیدگاه هاى اسلام در پزشکى, ص510 ـ 514.
(15)سیدابوالقاسم خوئى, رساله توضیح المسائل, مستحدثات المسائل, مسئله 36 ـ 42.
(16)باید توجه داشت فرض سؤال ها با هم در تضاد است و حالت آسیب مغزى غیر از مرگ مغزى است.
(17)لطف الله صافى گلپایگانى, استفتائات پزشکى, ص77 و 78.
(18)یوسف صانعى, رساله توضیح المسائل, ص483 و 484.
(19)سیدمحمدرضا گلپایگانى, مجمع المسائل, ج3, ص243.
(20)همان, رساله توضیح المسائل, ص487.
(21)استفتا توسط نگارنده.
(22)حسینعلى منتظرى, رساله استفتائات.
(23)حسین نورى همدانى, رساله توضیح المسائل, ص610 و 611.

منبع : معاونت حقوقی و امور مجلس
بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.

موضوعات مرتبط

مطالب مرتبط

دیدگاه های شما

نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
نظر :
اختصاصی برای مدیر سایت ( درصورت انتخاب این گزینه نظر شما در وب سایت دیده نخواهد شد )
 
لطفا از ارسال سوالات حقوقی در این صفحه خودداری نمائید . به سوالات حقوقی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
 
 
کد امنیتی :
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

 
وضعیت حقوقی احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه توصیه های حقوقی به خریداران خودرو حضانت در آیینه قانون مهریه بهترین سن اعلام فرزند خواندگی به کودک ، پیگیری اعطای تابعیت به کودکان دارای مادر ایرانی مطالبه وجه بیشترین پرونده های وارده به شوراهای حل احتلاف فساد از طریق خدشه وارد کردن بر سیاست دولت باعث اتلاف منابع ملی می شود تشریح قوانین تملک آپارتمان ها توسط معاون رییس کل دادگستری تهران بیش از 90 سیستم رایانه ای طلا فروشان تهرانی طعمه کیلگرها شد تصویب موافقتنامه همکاری ایران و لهستان در مبارزه با جرایم سازمان یافته قانون تسهیل ازدواج پرونده ای گمشده در بایگانی دولت ها حضور وراثت جدید پس از انجام مراحل انحصار وراثت تغییر کاربری اراضی زراعی با لحاظ شرایطی امکان پذیر است آیا تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغ ها امکان پذیر است ؟ 2 زندانی محکوم به قصاص از اعدام نجات یافتند نمایش یک کیلو بال مگس پیرامون مهریه های نامعقول سوال درباره رفتارهای پرخطر جنسی در اتوبوس های ایدز مولاوردی : سند اشتغال پایدار برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تدوین شد تعیین مرجع تجدید نظر قرارهای ماده 273 قانون آیین دادرسی کیفری در دیوان عالی کارتن خوابی کودکان را به 123 اطلاع دهید