سلمان محمدی آگاه وکیل پایه یک و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان
مهدیه کتابی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری
ارکان درستکار وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری کردستان
دکتر سهیل طاهری وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز  و استاد دانشگاه
سمیرا پهلوانی علمداری  وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
فاطمه قنبری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری البرز
علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
عارف رضایی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09128304909 در تماس باشید.

الزام به پرداخت حق بیمه، کارکنانی که قسمتی از سود حاصل از فروش را دریافت می نمایند

ارسالی توسط محمد علی نیک بین وکیل پایه یک دادگستری
الزام به پرداخت حق بیمه، کارکنانی که قسمتی از سود حاصل از فروش را دریافت می نمایند

الزام به پرداخت حق بیمه، کارکنانی که قسمتی از سود حاصل از فروش را دریافت می نمایند

هیات عمومی دیوان عدالت اداری صادر کرد : افرادی که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد یا حقوق کار می‎کنند، مشمول قانون تامین اجتماعی هستند و کارفرما موظف است حق بیمه آنان را پرداخت کند.


به گزارش ماوی، طرح دعوای خواهان، رای شعب دیوان و مشروح رای بدین شرح است:
تاریخ دادنامه: ۳۰/۸/۱۳۹۰شماره دادنامه: ۳۶۹کلاسه پرونده: ۹۰/۸۲۳
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
درخواست‌کننده: آقای صفرعلی- الف

موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری.

گردش کار: آقای صفرعلی- الف در لایحه دادخواهی خود اعلام کرده است، شعب ۲۳ و ۱۵ دیوان عدالت اداری در موضوع مشابه، آراء متعارض صادر کرده‎اند و رفع تعارض و صدور رای وحدت رویه را خواستار شده است. مشارالیه در لایحه خویش توضیح داده است که:

“تولیدات پوشاک اینجانب در فروشگاه رفاه عرضه و به فروش می‎رسید. به همین اعتبار اینجانب به عنوان سرمایه‌گذار به موجب قراردادهای تنظیمی با خانم های طرف قرارداد و با عنوان فروشنده و شریک کاری چنین توافق داشتیم «... ماده یک ... سرمایه تولید کلاً از آن سرمایه‌گذار بوده و فروشنده (شریک کاری) هیچ گونه دخالت و مالکیتی در آن ندارد. ماده ۲.... سود حاصل از فروش محصولات ۱۴درصد از فروش خالص می‎باشد که ۵ درصد آن متعلق به فروشنده (شریک کاری) و ۹ درصد مانده متعلق به سرمایه‌گذار است. ماده ۶ .... دریافت ۵ درصد سود شامل کلیه حقوق و مزایا اعم از حقوق، حق بیمه، اولاد و حق سنوات می‎باشد و هرگونه ادعای بعدی از جانب طرفین بلا اثر است...».

متاسفانه تامین اجتماعی بدون توجه به سوابق گذشته که مستند به نوع همین قراردادها بوده است، اخیراً با تغییر مدیریت در سازمان، قراردادهایی را که موضوعش سابقاً مورد قبول و تایید بوده است، نمی‎پذیرد و برای مدت ۷ سال (سال ۱۳۸۰ لغایت ۱۳۸۷) جرایمی را مطالبه می‎نماید و به همین اعتبار مبادرت به صدور اجراییه‎های به شماره ۲۲۳۱۶ـ۲۱/۲/۱۳۸۴ و ۶۱۱۹۸ ـ۱۴/۴/۱۳۸۵ و ۶۲۵۲۹ ـ۷/۵/۱۳۸۶ و ۱۰۶۱۴۵ـ۳/۸/۱۳۸۶ کرده است.

اینجانب در اعتراض به اجراییه‎های خلاف مذکور به دیوان عدالت اداری عارض شدم، شعبه ۱۵ دیوان عدالت اداری، بدون امعان نظر به مفاد قراردادها و توافقات حاصله خصوصاً مفاد آراء ۱۸۸۹ـ۱۷/۱۱/۱۳۸۴ در پـرونده ۲۳/۸۴/۷۸۸ شعبه ۲۳ و ۱۱۱۹ـ۱۶/۸/۱۳۸۶ در پرونده ۱۵/۸۵/۳۲۰۲ شعبه ۱۵ مبادرت به صدور رای به رد شکایت این جانب کرده است. با این مضمون که این جانب قراردادی حاکی از داشتن رابطه شراکت با شرکاء کاری خود ارائه نکرده‎ام و استنتاج این نتیجه خلاف که بین اینجانبان رابطه کارگری و کارفرمایی حاکم بوده است و حال آن که هرگز رابطه کارگری و کارفرمایی بین اینجانبان حاکم نبوده و قرارداد شراکت نیز پیوست پرونده‎ها بوده و مطابق توافقات حاصله دریافت و حاصل از فروش سهم شریک کاری پیش‎بینی و عمل شده ولاغیر. لازم به توضیح این که هیچ کدام از شرکاء کاری یاد شده هرگز به تامین اجتماعی مراجعه نکرده و دفترچه بیمه دریافت نکرده و فاقد هرگونه سوابق بیمه‎ای می‎باشند و هرگز ادعایی نداشته و ندارند مضاف این که عمل خلاف واقع تامین اجتماعی موجب بیکاری حدود ۲۰ نفر و تعطیلی کارگاه اینجانب شده است.

علی‎ای‎حـال چون نتیجه آراء اخیرالذکر مغایر و معارض با نتیجه آراء سابق، صادر شده از شعبات ۱۵ و ۲۳ بوده و اجرای آنها موجبات ورود خسارات مادی و معنوی را فراهم می‎سازد، لذا بدین وسیله از محضر ریاست محترم هیات عمومی دیوان تقاضای رسیدگی مجدد به موضوعات معنونه و نقض آراء یاد شده را استدعا دارم.»

گردش کار پرونده‎ها و مشروح آراء به قرار زیر است:
الف: شعبه ۱۵ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده‎های کلاسه ۱۵/۸۷/۲۰۵۷ و ۱۵/۸۷/۲۰۵۶ و ۱۵/۸۷/۲۰۵۵ با موضوع دادخواست آقای صفرعلی- الف به طرفیت سازمان تامین اجتماعی و به خواسته اعتراض به اعلام بدهی و اجرائیه‎های صادر شده مبنی بر محکومیت وی به پرداخت حق بیمه، به موجب دادنامه‎های شماره ۹۲۱ـ۱۷/۶/۱۳۸۸ و ۹۱۴ـ۱۷/۶/۱۳۸۸ و ۹۱۵ـ۱۷/۶/۱۳۸۸ مفاداً به شرح آینده به صدور رای مبادرت کرده است:

“در خصوص دادخواست خواهان با عنایت به این که نامبرده در جهت اثبات ادعای خویش (وجود قرارداد شراکت فی‎مابین وی و کارکنان فروشگاه) دلیل و مستندی ارائه نکرده است و صرف ادعا نمی‎تواند موجد حقی برای خواهان شود و با توجه به ملاحظه قرارداد ارائه شده توسط خواهان طرف قرارداد اگر چه به عنوان شریک کاری قید شده است ولیکن نامبرده با دریافت سود فروش کالا و مستند به مفاد ماده ۲ قانون کار، کارگر محسوب می‎شود. فلذا در اقدامات سازمان تخلفی احراز نمی‎شود، با اجازه حاصل از ماده ۷ قانون دیوان عدالت اداری حکم به رد دعوا صادر و اعلام می‎شود و این قرار قطعی است.»

ب: شعبه بیست و سوم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده کلاسه ۲۳/۸۴/۷۸۸ با موضوع دادخواست آقای صفرعلی- الف به طرفیت سازمان تامین اجتماعی و به خواسته اعتراض به اعلام بدهی و اجرائیه صادر شده مبنی بر محکومیت وی به پرداخت حق بیمه، به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره ۱۸۸۹ـ۱۷/۱۱/۱۳۸۴ مفاداً به شرح آینده به صدور رای مبادرت کرده است: “شاکی در دادخواست خود به طرفیت مشتکی‎عنه و به خواسته مارالذکر از دیوان عدالت اداری تقاضای رسیدگی دارد. در نهایت با عنایت به مجموع مراتب و نیز توجهاً به لایحه دفاعیه اداره طرف شکایت، ملاحظه می‎شود که شاکی در دادخواست خود در رابطه با دوره خاصی اعتراض نکرده است، بلکه نسبت به کل بدهی به قول خودش چهار ساله و جریمه‎های مربوط، اعتراض دارد و مضافاً این که در خصوص قرارداد رسمی منعقد شده بین خود و فروشنده کالا که در فروشگاه رفاه در غرفه‎ای مستقر است لکن قرارداد مورد قبول خوانده قرار نگرفته است. شاکی تاکید می‎کند آقایان شبابی مسوول درآمد و افشین نیا مسوول پرونده مطالباتی در جریان قرارداد هستند به این معنی که فروشنده حقوقی از اصلانی دریافت نمی‎کند بلکه از فروشی که انجام می‎شود درصدی را برداشت می‎کند و بقیه را به اصلانی می‎پردازد و بالطبع کارگران شاغل نزد فروشنده غرفه نیز حق بیمه آنها طبق مفاد قرارداد باید اعمال شود. علی‎هذا بنا به مراتب و مستنداً به مادتین ۱۱ و ۱۴ قانون دیوان عدالت اداری دادخواست صدرالتوصیف موجه تشخیص و با وارد دانستن آن در این حد که پرونده مطالباتی مربوطه به استناد مواد ۴۲ الی ۴۴ در هیاتهای تشخیص بدوی و تجدیدنظر مربوط با حضور شاکی مورد رسیدگی قرار گیرد و سپس هیاتهای یاد شده رای صادر کنند اعلام رای می‎کند.»

ج: بعد از صدور رای در شعبه ۲۳ دیوان عدالت اداری به شرح مندرج در بند «ب» گردش کار حاضر، تامین اجتماعی بر اقدام قبلی خود اصرار و مجدداً شاکی را به پرداخت حق بیمه محکوم و با دادخواهی دوباره مشارالیه شعبه پانزدهم دیوان عدالت اداری در پرونده کلاسه ۸۵/۱۵/۳۲۰۲ و به موجب دادنامه شماره ۱۱۱۹ـ۱۶/۸/۱۳۸۶ مفاداً به شرح آینده به صدور رای مبادرت کرده است:«دعوی آقای صفـرعلی- الف به طرفیت سازمان تامین اجتماعی (شعبه ۲۶) به خواسته اعتراض به آراء شماره ۴۳۵۷۸ الی ۴۳۵۷۵ سازمان تامین اجتماعی مربوط به محاسبه حق بیمه از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ تا ۳۰/۱۲/۱۳۸۳ است. اداره طرف شکایت طی لوایحِ ثبت شده در دفتر شعبه اعلام داشته است درخواست شاکی مجدداً در هیات همعرض مطرح و تجدید محاسبه شده است و دوره بدهی سال ۱۳۸۴ به کسر حق بیمه خانم مرضیه- م (کارگر غرفه پوشاک ) از تـاریخ ۱۶/۲/۱۳۸۴ تجدید محاسبه شـده است کـه مفاد پـاسخ حکایت از پذیرش ادعای شاکی دارد. علی‎هذا این شعبه دیوان با محق دانستن شاکی حکم به سود صادر و اعلام می‎دارد.»

هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رای مبادرت می‎کند.

رای هیات عمومی

مطابق ماده ۴ قانون تامین اجتماعی مصوب سال ۱۳۵۴، افرادی که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد یا حقوق کار می‎کنند، مشمول قانون تامین اجتماعی هستند و به موجب بند ۵ ماده ۲ قانون یادشده، مزد یا حقوق یا کارمزد شامل هرگونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده می‎شود. نظر به این که شاکی پرونده‎های موضوع تعارض، به موجب قرارداد، از محل سود حاصل از فروش اجناس فروشگاه، عوض خدمات فروشندگان را پرداخت می‎کرده است و این عوض مطابق بند ۵ ماده ۲ قانون تامین اجتماعی داخل در عنوان مزد یا حقوق یا کارمزد است. بنابراین وی مکلف بوده به عنـوان کارفرما وظایف مقرر در قانون تامین اجتماعی از جمله پرداخت حق بیمه کارکنان خود را ایفاء کند. با توجه به مراتب، آراء صادر شده از شعبه پانزدهم دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه‎های ۹۲۱ و ۹۱۵ و ۹۱۴ ـ۱۷/۶/۱۳۸۸ که بر رد شکایت از اجراییه‎های سازمان تامین اجتماعی در خصوص وصول مطالبات صادر شده صحیح تشخیص و موافق مقررات است. این رای به استناد بند ۲ ماده ۱۹ و ماده ۴۳ قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‎الاتباع است.


مطالب مرتبط

حق بیمه اضافه کسر شده، مصداق دریافت مال من‌ غیر حق و قابل استرداد است

نام نویسنده
حق بیمه اضافه کسر شده، مصداق دریافت مال من‌ غیر حق و قابل استرداد است

حق بیمه اضافه کسر شده، مصداق دریافت مال من‌ غیر حق و قابل استرداد است

ادامه مطلب ...
مشاهده کلیه مطالب مرتبط
0 دیدگاه

دیدگاه خودتان را ارسال کنید