بانک اطلاعات وکلا وکیل وکیل پایه یک دادگستری وکیل دادگستری وکیل با سابقه موسسات حقوقی کارشناس دادگستری دفاتر اسناد رسمی
ایلدار آقاقلیزاده خیاوی
آدرس : تبریز – جنب دادگستری کل استان ساختمان قانون طبقه اول
تلفن تماس : 04113299540
تلفن همراه : 09126977398
وب سایت وب سايت ایلدار آقاقلیزاده خیاوی وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری آذزبایجان شرقی
احسان عابدین
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09123956043
وب سایت احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
محمد یوسفی (نصیری خلج)
آدرس : تهران - خیابان ولیعصر - بین خیابان زرتشت و فاطمی - خیابان پرستو - دفتر محمد یوسفی و وکلا
وب سایت محمد یوسفی (نصیری خلج) وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلا
سرور ثانی نژاد
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09124357415
وب سایت سرور ثانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
علی جاوید
آدرس : تبریز ، 17 شهریور جدید ،جنب بانک ملی ، ساختمان ایران ، واحد A14
تلفن تماس : 04135572731 - 09141193504
وب سایت علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
حسين مزاجي
آدرس : اصفهان-چهارباغ بالا روبروی رستوران خوانسالار کوی عطاالملک،شماره4 واحد2
وب سایت حسين مزاجي وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان
موسسه حقوقی عدالتخواه
آدرس : بابلسر بلوار پاسداران - نبش پاسداران 23 - مجتمع سامان طبقه پنجم واحد15
وب سایت موسسه حقوقی عدالتخواه
محمد رضا مهرجو
آدرس : تهران سید خندان ابتدای خیابان دبستان کوچه شهید صفا فردوسی بلاک 24واحد 10
تلفن تماس : 02188463970 - 09123347471
وب سایت محمد رضا مهرجو وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
سیدجلال میرکاظمی
آدرس : تهران - خیابان انقلاب - پیچ شمیران - روبروی تجدید نظر دیوان عدالت اداری ساختمان تنکابن - ط 6- واحد 28
تلفن تماس : 02177684200 - 09122406368
وب سایت سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
مطالب پربازدید
جدیدترین مطالب
 

آئین رسیگی دادسرا ها وهیأتهای انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

ارسال شده توسط : ایلدار آقاقلیزاده خیاوی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی در تاریخ : 16-01-1391
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.
آئین رسیگی دادسرا ها وهیأتهای انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

مقدمه

آئین رسیدمجموعه اصول ومقرراتی است که برای کشف وتحقیق تخلفات انتظامی و تعقیب متخلفین در دادسراو نحوه رسیدو صدور رأی در هیأت های بدوی وتجدید نظر وهیأت عالی انتظامی وتعیین وظائف و اختیارات مقامات انتظامی وچگوناجرای آرای صادره از هیأت ها وضع شده است.  

باب اول :دادسرای انتظامی
فصل اول :وظائف وتشکیلات

ماده1- دادسرای انتظامی عهده دارتحقیق و کشف تخلفات و تعقیب متخلفین و اقامه شکایت انتظامی در هیاتهای بدوی انتظامی در حدود قوانین و مقررات پزشکی اعم از تصویبنامه ها، آئین نامه ها، مصوبات شورایعالی ، دستورالعملها و نظامات معین میباشد .

ماده2- دادسرا به ریاست دادستان انتظامی و به تعداد لازم دادیار تشکیل می شود . دادستان می تواند دارای یک معاون اول باشد که در غیاب او وظایف انتظامی واداری را انجام دهد. دبیرخانه دادسرا تحت نظارت دادستان انجام وظیفه می کند. رئیس دفتر دادسرا ازبین کارمندان با سابقه سازمان انتخاب میشود. دبیرخانه به تناسب  پرونده ها و در صورت اقتضا می تواند دارای منشی و بایگان باشد.
تبصره � درصورت وم، دادستان می تواندازسازمان نظام پزشکی محل تقاضای مشاور حقوقی نماید .

ماده 3 - وظیفه دبیرخانه دادسرا دریافت شکایات و ثبت آنها در دفتر مخصوص ثبت شکایت و نگهداری سوابق و مدارک است . دبیرخانه باید شکایت را بلافاصله پس از وصول ثبت نموده و رسیدی مشتمل بر نام شاکی و دیگر مشخصات او، موضوع شکایت، تاریخ تسلیم وشماره ثبت به شاکی بدهد .
  تبصره � ثبت و بررسی شکایت موکول به پرداخت هزینه به میزانی است که شورایعالی تعیین می نماید .

ماده4- دادستان ودادیاران باملاحظه شرایط قانونی از بین صاحبان حرفه های پزشکی که دارای اعتبارعلمی و حسن شهرت در جامعه پزشکی و آشنا به امورانتظامی هستند انتخاب می شوند و نباید دارای سابقه محکومیت انتظامی یا کیفری باشند.

ماده5- دادسرای انتظامی در معیت هیات های بدوی انتظامی تشکیل می شود. قلمروماموریت دادسرا، حوزه صلاحیت هیات بدوی است که توسط شورایعالی تعیین می گردد.
ماده6- تعقیب امور انتظامی منحصرا" با دادسرای انتظامی است . جهات قانونی برای شروع تعقیب همان است که  درماده 30 قانون سازمان نظام پزشکی( که از این پس به اختصار قانون نامیده می شود) ذکر شده است.

  *  تبصره1- شاکی و مراجع ذیصلاح جهت اعلام تخلف حداکثر ظرف مدت یال از تاریخ وقوع تخلف یابروز عوارض می توانند به دادسرا اعلام شکایت کنند. آغاز مرورزمان تخلف انتظامی شاغلان حرفه های پزشکی، تاریخ وقوع تخلف بوده و درمورد تخلفات مستمر، تاریخی است که استمرار قطع شده است.
 *  تبصره2- درصورتیکه رسیدبه پرونده منوط به تعیین تکلیف در دادگستری باشد، مرورزمان متوقف شده و مدتی که تعقیب متخلف به علل مذکور معلق می ماند، جزو مدت مرورزمان محسوب نمی شود. همچنین جریان مرورزمان با هراقدام تعقیبی قطع شده و مدت قبلی مرورزمانهایی که قطع شده ، محاسبه نمی شود.

ماده7- دادستان در اموری که به دادیار ارجاع می شود حق نظارت و دادن تعلیمات را دارد و می تواند در تحقیقاتی که توسط دادیار بعمل می آید حضور به هم رساند.

ماده8- دادیار در جریان تحقیقات ، تقاضای دادستان را اجرا و در صورتمجلس قید می کند. چنانچه با اشکالی مواجه شود که انجام آن مقدور نباشد، مراتب را به دادستان اعلام کرده و منتظر رفع مانع و تعیین تکلیف می شود. در صورتیکه دادیار ضمن تحقیقات خود به تخلفات دیگری برخورد نماید، موضوع و چگونرا به دادستان اعلام نموده و در صورت ارجاع او آن را مورد رسیدقرار می دهد .

ماده9- دادیار جز در مورد تخلفات مشهود، بدون ارجاع دادستان یا معاون اوحق رسیدندارد.

ماده10- کلیه مراکز و مقامات بهداشتی و درمانی اعم از دولتی وغیر دولتی باید فورا" درخواست دادسرا را به موقع اجرا در آورده و اطلاعات و مدارک و اسناد مورد مطالبه را در مهلتی که تعیین می شود دراختیار دادسرا قرار دهند و چنانچه عذر موجهی داشته باشند در همان مهلت اعلام  نمایند.

تبصره- خودداری، ممانعت و یا تاخیر در انجام دستورات دادسرا مستوجب تعقیب و مجازات انتظامی است.
ماده11- دادسرا می تواند هر گونه تحقیق واطلاعاتی را که برای کشف و تعقیب تخلف لازم می داند به عمل آورده و اشخاصی که اطلاعات آنان را موثر میداند احضار یا کتبا" از آنان استعلام نماید .
ماده12- چنانچه رسیدبه تخلفاتی که واجد جهات فنی وتخصصی است مقتضی دخالت کارشناس باشد دادسرا می تواند نظر کارشناسی متخصصان معتمد را استعلام و در صورت اختلاف نظر آنان توضیحات لازم را اخذ نماید.

ماده13- دادسرا شکایت شاکی یا اعلام کننده تخلف را با دلایل آن استماع می نماید.چنانچه پس از خاتمه تحقیقات دلایل برای تعقیب مشتکی عنه کفایت داشته باشد می تواند او را با تصریح نوع تخلف در احضاریه دعوت نماید. دادسرا مکلف است نوع تخلف و دلایل مشتکی عنه را به وی تفهیم نماید. در صورتیکه شاکی یا مشتکی عنه به دلایلی اعم از نظر کارشناسی یا مطالبه و ملاحظه اسناد و سوابق پزشکی و دیگر مدارک استناد نمایند و رسیدبه آن دلایل موثر در احراز واقع باشد، دادسرا آن را انجام می دهد. چنانچه رسیدبه دلایل مزبور مستم هزینه ای باشد، پرداخت هزینه به عهده استناد کننده است .

 *  تبصره- در صورتیکه مشتکی عنه برای تدارک دفاع یا تهیه مدارک ، استمهال نماید، دادسرا می تواند حداکثر دوهفته مهلت به او اعطا کند.
ماده14- شاکی انتظامی بایدهزینه های لازم را طبق تعرفه ای که شورایعالی نظام پزشکی تعیین می کند ، پرداخت نماید، مگر اینکه به تشخیص دادستان یا رئیس هیات مدیره نظام پزشکی محل، فاقد استطاعت باشد .

ماده15- شاکی انتظامی ی است که شخصا" ذینفع بوده و قانونا"حق مطالبه دیه و ضرر وزیان را در محاکم دادگستری دارد . چنانچه اقدام شاکی به شکایت انتظامی به نماینداز بیمار صغیر ، محجور یا عاجز باشد باید سمت شاکی از حیث ولایت ، قیمومت ، وکالت ، امانت و غیره مسلم و مدارک مربوط به سمت اخذ گردد.

ماده16- تعقیب انتظامی موقوف به شکایت شاکی نیست و گذشت شاکی یا  اولیا و نمایندگان قانونی او موجب موقوف ماندن تعقیب نخواهد بود، مگر اینکه صرفنظر از گذشت، دلایل برای تعقیب کافی نباشد که در اینصورت دادسرا قرار منع تعقیب صادر خواهد کرد.

ماده17- شکایت باید با امضا و تاریخ و شامل نام و مشخصات و نشانی کامل شاکی و مشتکی عنه و تاریخ و محل وقوع تخلف باشد. به شکایات بدون امضا یا دارای امضای مستعار ترتیب اثر داده نمی شود.

ماده18- تخلف انتظامی مشهود عبارت است از تخلفی که در مرئی و منظر اعضای دادسرا یا هیات های انتظامی واقع شود یا اعضای مذکور بلافاصله در محل وقوع حضوریافته، آثار و دلایل تخلف را پس از وقوع آن مشاهده نمایند یا دلایل و وسایل تخلف در تصرف فرد یافت شود یا تعلق اسباب و دلایل به وی محرز باشد.

ماده19- در مورد تخلفات مشهود، اعضای دادسرا با تنظیم صورتمجلس و ذکر چگونوقوع تخلف، اقدامات قانونی را معمول خواهند داشت .
   * تبصره � درمورد تخلفات مشهود، اعضای هیاتهای انتظامی با تصریح به مشهود بودن تخلف، مراتب را جهت تعقیب انتظامی به دادسرا اعلام می نمایند .

ماده20- چنانچه تعطیل موقت آن بخش از مؤسسه و مرکز بهداشتی و درمانی که مربوط به موضوع و محل ارتکاب تخلف است برای انجام تحقیقات یا جلوگیری از ادامه تخلف انتظامی یا مصالح تندرستی جامعه ضروری باشد، دادستان انتظامی می تواند پلمپ مرکز فوق را حسب مورد از دادسرای عمومی و انقلاب محل و یا وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی درخواست نماید.
  * تبصره- در صورتیکه دلیلی بر وقوع جرمی باشد یا اقدام دیگری لازم باشد که مستم تعقیب کیفری یا دخالت دادسرای عمومی و انقلاب باشد، مراتب فورا" به آن دادسرا اعلام می گردد.

ماده21- چنانچه مشتکی عنه در شعب مختلف دادیاری تحت تعقیب باشد، به دستور دادستان به کلیه تخلفات او تؤاما" در شعبه واحد دادیاری رسیدمی شود .
ماده22- تحقیقات در دادسرا غیر علنی است .

فصل دوم :دراحضارشاکی ومشتکی عنه وترتیب ابلاغ

ماده23- احضار شاکی و مشتکی عنه با احضاریه به عمل می آید.  احضاریه در دو نسخه تنظیم و ارسال می شود که یک نسخه ازآن به شاکی یا مشتکی عنه تسلیم و نسخه دیگر پس از امضا، اعاده می گردد . در احضاریه مشخصات مخاطب و جهت احضار و تاریخ و محل حضور قید می شود .
تبصره- فاصله بین ابلاغ احضاریه تا تاریخ حضور نباید کمتر از سه روز باشد. در مواردیکه جنبه فوریت داشته باشد ، می توان مشتکی عنه را زودتر احضار کرد. در صورت امتناع مخاطب از گرفتن اوراق، مراتب در برگ احضاریه قید می شود.

ماده24- هرگونه ابلاغ اوراق در محل کار یا مطب یا در محل اقامت بعمل می آید و می تواند بطریق مقتضی دیگر از جمله پست الکترونیک یا دورنگار و در موارد فوری بوسیله تلفن انجام گیرد. درصورت اخیر باید ازاطلاع مخاطب اطمینان حاصل شود.

ماده25- صاحبان حرفه های  پزشکی و وابسته در صورت تغییر نشانی مکلفند نشانی جدید خود را کتبا" اعلام نمایند. در غیر اینصورت اوراق به آدرسی که در سوابق سازمان نظام پزشکی موجود است ارسال گردیده وابلاغ شده محسوب می شود و ادعای عدم اطلاع پذیرفته نیست .

ماده26- دادسرا نباید ی را بدون دلیل احضار کند.

فصل سوم:اقدامات دادسرا پس از خاتمه تحقیقات

ماده27- چنانچه پس از انجام تحقیقات لازم، دلایل ارتکاب کفایت داشته باشد، دادیار نظرخود را به دادستان یا معاون او کتبأ اعلام نموده و در صورت موافقت با تنظیم کیفر خواست، از هیات بدوی انتظامی تقاضای مجازات متخلف را می نماید. مشخصات کیفر خواست همان است که در قانون آمده است.

ماده28- دبیرخانه دادسرا پرونده را به انضمام کیفرخواست به دفترهیات بدوی ارسال می نماید.
ماده29- چنانچه متخلف دارای سوابق انتظامی دیگری باشد، به منظور رعایت تعدد و تکرار باید در کیفر خواست به آن تصریح شود .
ماده30- در صورتیکه فعل یا ترک فعل انتسابی در فرض وقوع و صحت، تخلف نباشد یا تخلف ادعایی متوجه مشتکی عنه نباشد یا دلایل برای تعقیب کافی نباشد، دادسرا قرار منع تعقیب صادر می کند .
ماده31- در صورتیکه متخلف فوت نموده یا دچار جنون گردد یا تخلف انتسابی مشمول مرور زمان باشد یا قبلا" همان تخلف مورد رسیدواقع و مختومه شده باشد، قرار موقوفی تعقیب صادر می شود .
 *  تبصره � کلیه قرارهای صادره توسط دادیار باید با موافقت دادستان یا معاون اول وی باشد.

ماده32- چنانچه دادستان با قرارهای منع یا موقوفی تعقیب موافقت نماید، قرار صادره باید با تذکر حق اعتراض به شاکی یا مرجع اعلام تخلف ابلاغ گردد. مهلت اعتراض بیست روز از تاریخ ابلاغ است و مرجع رسیدبه آن هیات بدوی انتظامی است .
ماده33- در صورتیکه رسیدبه تخلف منوط به اثبات امری باشد که اتخاذ تصمیم درخصوص آن درصلاحیت مرجع دیگری بوده و تفکیک تخلف ممکن نباشد، رسیدتا تعیین تکلیف از  مرجع صلاحیتدارمتوقف و مراتب به شاکی ابلاغ می گردد.


ماده34- در صورتیکه چندین نفر در پرونده تحت تعقیب بوده و پرونده نسبت به تخلفات بعضی از آنان مهیای صدور کیفرخواست باشد، دادستان می تواند نسبت به آنها تعیین تکلیف نماید، مگر اینکه صدور کیفرخواست جداگانه با توجه به نحوه روابط و دخالت افراد، ممکن نباشد .

ماده35- در صورتیکه یکنفر به ارتکاب تخلفات متعددی در پرونده تحت تعقیب باشد و به نظر دادستان تحقیقات پرونده نسبت به بعضی از آن تخلفات کامل بوده و تفکیک آن بخش ممکن باشد، نسبت به  همان قسمت کیفرخواست صادر شده و پرونده در مورد سایر قسمتها مفتوح مانده و رسیدادامه خواهد یافت.

ماده36- چنانچه تخلف در حوزه نظام پزشکی دیگری واقع شده باشد، پرونده با صدور قرار عدم صلاحیت به آن مرجع ارسال می شود.
ماده37- در صورتیکه شکایت شاکی یا اعلام کننده واجد عنوان جزایی باشد، مراتب با صدور قرار عدم صلاحیت به مراجع قضایی اعلام می گردد .
 * تبصره- رسیدو اقدامات مراجع قضایی در هر حال مانع رسیدبه تخلفات صنفی و حرفه ای متخلفان در دادسراها و هیاتهای انتظامی نمی باشد.
ماده38- چنانچه انجام تحقیقات درمورد تخلف اعلام شده یا انجام امر کارشناسی در حوزه نظام پزشکی دیگری لازم باشد ، با اعطای نیابت ، انجام آن مطالبه می شود . موارد نیابت و چگوناقدام باید تصریح شود . دادسراها و هیاتهای انتظامی در حدود نیابت، اقدام و پرونده را اعاده می نمایند.

ماده39- اعضای دادسراها وهیاتهای انتظامی درموارد زیر در رسیدو صدور رای شرکت نمی کنند:
 الف- عضو هیات (عضو دادسرا) یا همسرایشان با شاکی یا مشتکی عنه ، قرابت نسبی یا سببی تادرجه دوم ازطبقه سوم داشته باشند .)  قرابت یا نسبی  است و یا سببی. قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است: طبقه اول- پدر، مادر، اولاد و اولاد اولاد. طبقه دوم- برادر و خواهر و اولادآنها به علاوه اجداد و اجداداجداد. طبقه سوم- عمو، عمه، دایی، خاله و اولادآنها. در هر طبقه درجات قرب و بعد قرابت نسبی به عده نسل ها در آن طبقه معین می گردد. مثلا در طبقه اول قرابت پدر و مادر با اولاد در درجه اول و نسبت به اولاد اولاد در درجه دوم از طبقه اول خواهد بود و یا در طبقه سوم قرابت عمو و دایی در درجه اول از طبقه سوم و قرابت اولاد آنها در درجه دوم ازهمان طبقه است. شایان ذکر است که هر در هرخط ودرجه که با یکنفر قرابت نسبی داشته باشد، درهمان خط و به همان درجه قرابت سببی با زوج یا زوجه او خواهد داشت.)

 ب- عضوهیات (عضو دادسرا) یاهمسرایشان با شاکی یامشتکی عنه دعوای حقوقی یاجزایی داشته باشند.
 ج- عضو هیات (عضو دادسرا) یاهمسرایشان در دعوای طرح شده ذینفع باشند.
 د- عضو هیات یا عضو دادسرا قبلا در پرونده اظهارنظر انتظامی نموده باشند.
 *  تبصره- کارشناسان انتظامی برای هر پرونده فقط در یک مرحله می توانند اظهارنظر تخصصی نمایند.

ماده40- تصمیمات دادسرا از طریق دبیرخانه ابلاغ می شود

باب دوم:هیأت بدوی انتظامی
فصل اول:حوزه صلاحیت

ماده41- قلمروصلاحیت هیات بدوی حوزه ای است که توسط شورایعالی تعیین میشود و محل آن مقر نظام پزشکی آن شهرستان است .
ماده42- رسیدبه تخلف درهیات بدوی که تخلف درحوزه آن واقع شده، به عمل  می آید.
  *  تبصره- شورایعالی میتواند درصورت درخواست رئیس هیات مدیره نظام پزشکی شهرستان مربوط و یا رئیس کل سازمان ، رسیدبه تخلف واقع شده را به هیات بدوی شهرستان دیگری محول نماید .
ماده43- چنانچه شخصی مرتکب چندین تخلف در حوزه های مختلف شود، هیاتی به تخلفات او رسیدمی نماید که مهمترین تخلف با توجه به میزان مجازات در حوزه آن واقع شده است . چنانچه تخلفات ارتکابی از حیث مجازات انتظامی از یک درجه باشند، هیاتی که ابتدا شروع به رسیدکرده است صلاحیت دارد .
ماده44- درمورد تعدد تخلف هرگاه تخلفات ارتکابی مختلف باشند، باید برای هریک از تخلفات، مجازات انتظامی جداگانه درنظر گرفته شود و اگر مختلف نباشند، تعدد تخلف از علل تشدید مجازات بوده و فقط یک مجازات انتظامی درنظر گرفته می شود.
ماده45- هر به موجب رای قطعی هیاتهای انتظامی نظام پزشکی محکومیت حاصل نماید، چنانچه بعداز اجرای حکم، مرتکب تخلف انتظامی گردد، هیاتهای انتظامی می توانند مجازات وی را تشدید نمایند.
  *  تبصره- هرگاه درحین صدور رای، محکومیتهای سابق متخلف معلوم نبوده و بعدأ محرز گردد، مراتب به هیات صادر کننده حکم قطعی اعلام می گردد تا مطابق مقررات این ماده اقدام گردد.
ماده46- چنانچه بین دو هیات انتظامی واقع در حوزه یک استان یا استانهای مختلف در مورد صلاحیت محلی اختلاف شود، رفع اختلاف با شورایعالی نظام پزشکی است.

فصل دوم :سازمان و تشکیلات هیأت بدوی انتظامی

ماده47- ترکیب اعضای هیات بدوی و طرز انتخاب آنان به ترتیبی است که در قانون آمده است. هیات بدوی دارای دفتری است که تصدی آن با رئیس دفتر بوده و تحت نظارت رئیس هیات انجام وظیفه می کند .
ماده48- چنانچه هیات بدوی دارای شعب متعدد باشد، رئیس شعبه اول مسئولیت امور اداری و ارجاع پرونده ها را عهده دار می باشد .
ماده49- اعضای هر هیات در اولین جلسه با رای مخفی و به اکثریت آرا از بین خود یکنفر را به عنوان رئیس و یکنفر را به عنوان دبیرهیات برای مدت دو سال انتخاب مینمایند. تجدید انتخاب ایشان برای دوره بعد بلا اشکال است. تعیین تعداد جلسات هیات وزمان تشکیل آنها با توجه به تناسب پرونده ها و تراکم امورتوسط اعضا تعیین میشود.

*  تبصره1- مسؤلیت اداره جلسات هیات با رئیس و در غیاب وی با دبیرهیات است و چنانچه هیچیک از ایشان در جلسه حضورنداشته باشند، اعضای حاضرازبین خود و با اکثریت آرا یکنفر را برای اداره همان جلسه معین می نمایند.

*  تبصره2- احکام رئیس  و دبیر هیات بدوی انتظامی توسط رئیس کل سازمان صادر می گردد.

ماده50- اعضای هیات بدوی مکلفند به طور منظم در جلسات هیات شرکت نمایند. درصورتیکه بدون عذر موجه یا بدون موافقت قبلی رئیس هیات، ظرف مدت یال در 3 جلسه متوالی یا 5 جلسه متناوب غیبت داشته باشند، با اعلام رئیس هیات بدوی به رئیس هیات مدیره نظام پزشکی شهرستان مربوط ، نسبت به جایگزینی ایشان اقدام خواهد گردید.

فصل سوم: نحوه رسیدهیأت بدوی انتظامی

ماده51- با وصول پرونده به هیات بدوی، دفترهیات آنرا به نوبت ثبت نموده و با دستور رئیس هیات، مشتکی عنه را احضارنموده وکیفرخواست دادسرا وضمایم آن را به رؤیت وی رسانده واخطار می نماید چنانچه پاسخی داشته باشد کتبا" و ظرف مدت ده روز به دفتر هیات تسلیم نماید .
  *  تبصره- رئیس هیات می تواند در موارد ضرورت، پرونده را خارج از نوبت در هیات مطرح نماید.
ماده52- پس از وصول پاسخ یا عدم وصول آن و انقضای مهلت معین، پرونده به نظر رئیس همان هیات میرسد .
ماده53- پرونده ها به نوبت توسط رئیس هیات به یکی از اعضا ارجاع میشود. عضو هیات مکلف است ظرف مدت یک هفته خلاصه ای از جریان شکایت انتظامی و دلایل طرفین و چگونآنرا ضمن اظهار عقیده خود کتبا" اعلام نماید تا درجلسه هیات مطرح شود . هیات با توجه به تحقیقات انجام شده و گزارش کتبی عضو محقق به شرح آتی اتخاذ تصمیم می نماید :

الف- چنانچه اخذ توضیحی لازم باشد با تعیین وقت از طرفین دعوت به عمل می آید . موارد سؤال باید در صورتمجلس هیات و در اخطاریه ها قید شده و زمان و محل جلسه نیز تصریح شود. درجلسه معین، هیات در حدود موارد سؤال رسیدمی نماید. عدم حضور طرفین مانع از رسیدو صدور رای نمی باشد .
ب- در مواردی که از طرفین دعوت به عمل می آید، ابتدا از شاکی و شهود و کارشناس در صورتی که احضار شده باشند و سپس از مشتکی عنه و شهود و کارشناسی که معرفی کرده باشد تحقیق به عمل می آید.
ج- چنانچه تحقیقات کامل نباشد یا اخذ توضیح از کارشناس لازم باشد، هیات می تواند راسا" نسبت به تکمیل تحقیقات اقدام نموده یا با ذکر موارد توضیح، از کارشناس یا کارشناسان کتبا" استعلام نماید یا پرونده را با تصریح موارد نقص و چگونانجام تحقیقات به دادسرا اعاده دهد .
د- در صورتیکه تحقیقات کامل و پرونده مهیای صدور رای باشد، هیات با اعلام ختم رسیدرای مقتضی صادر می نماید .
ه- چنانچه هیات معتقد باشد دلایل ابرازی برای احراز تخلف کفایت نداشته یا تخلف انتسابی به مشتکی عنه توجه ندارد یا فعل و ترک فعل انتسابی به فرض صحت، تخلف نیست ، بدون وم تعیین وقت ، حکم به برائت می دهد .
و- در صورتیکه فعل یا ترک فعل انتسابی منطبق با عنوان دیگری جز آنچه که در کیفرخواست به آن استناد شده، باشد، هیات به تشخیص خود و با تطبیق تخلف با عنوان مورد نظر اقدام به صدور رای می نماید .
ز- در مواردی کـــه هیات بدوی به دنبال اعتراض شاکی، قرار منع یا موقوفی تعقیب دادسرا را فسخ می کند، راسا" به ماهیت موضوع رسیدنموده و رای مقتضی صادر می نماید.
ح- چنانچه معاینه یا تحقیق محلی ضروری باشد، به دستور رئیس هیات، یکی از اعضای هیات آنرا اجرا می کند .

ماده54- در صورتیکه تخلف در حوزه هیات بدوی دیگری واقع شده یا هیات فاقد صلاحیت ذاتی باشد، با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به مرجع مربوط ارسال می نماید .
ماده55- هیات بدوی در حدود کیفرخواست رسیدنموده و خارج از آن حق رسیدندارد. چنانچه در جریان بررسی به تخلفات دیگری برخورد نماید، مکلف است آنرا به دادسرا اعلام کند .
ماده56- در صورتیکه چندین نفر در پرونده تحت تعقیب بوده و پرونده نسبت به تخلفات بعضی از آنان مهیای صدور رای باشد، هیات می تواند با صدور رای نسبت به آن بخش تعیین تکلیف نماید، مگر اینکه صدور رای جداگانه با توجه به نحوه روابط و دخالت آنان ممکن نباشد .

ماده57- در صورتیکه یکنفر به ارتکاب تخلفات متعددی در پرونده تحت تعقیب باشد و به نظر هیات بدوی تحقیقات پرونده نسبت به بعضی از آن تخلفات کامل بوده و تفکیک آن بخش ممکن باشد، هیات همان قسمت را مورد رسیدو صدور رای قرارمی دهد و پرونده در مورد سایر قسمتها مفتوح مانده و رسیدادامه خواهد یافت.
ماده58- چنانچه تخلفات یکی از صاحبان حرفه های  پزشکی و وابسته درشعب متعددهیات بدوی مطرح باشد، به منظور رعایت تعدد و رسیدتوأم و به دستور رئیس شعبه اول، پرونده ها به شعبه ای ارجاع می شود که تاریخ ارجاع آن مقدم است.

ماده59- رای  هیات بدوی به اکثریت آرا صادر و ابلاغ میشود. نظراقلیت نیزدرصورتمجلس ثبت میگردد.
ماده60- هیات بدوی می تواند از دادستان یا جانشین قانونی او برای دفاع از کیفرخواست دعوت به عمل آورد. عدم حضور ایشان مانع از رسیدنیست .
 *  تبصره- دادستان می تواند در موارد ضروری برای دفاع از کیفرخواست با هماهنرئیس هیات بدوی در جلسه هیات شرکت نماید.
ماده61- هیات باید در ذیل رای خود قابلیت و مهلت اعتراض و مرجع آنرا تصریح نماید. این امر مانع از این نخواهد بود که اگر هیات بدوی رای غیر قطعی را قطعی اعلام کند هر یک از طرفین درخواست تجدیدنظر نمایند.

ماده62- آرای هیات بدوی باید مستدل و موجه بوده و مستند به قانون یا مقررات مربوط اعم از آئین نامه، تصویبنامه و مصوبات و دستورالعملها و نظامات معین باشد. چنانچه تخلف انتسابی، تخطی و نقض یکی از اصول علمی و موازین فنی بوده و در مقررات پزشکی فاقد عنوان صریح باشد،  هیات مکلف است مستند علمی و مأخذ و مرجع آنرا در رای خود ذکر نماید .
ماده63- هیاتهای بدوی انتظامی در مواردی که مطابق تبصره (3) ماده 35 قانون از طرف مراجع قضایی برای اعلام نظر کارشناسی و تخصصی مورد استعلام قرار می گیرند، می توانند راسا" نسبت به موضوع اظهارنظر نمایند. چنانچه اظهارنظرمستم جلب نظرکارشناس ودخالت اشخاص خبره باشد، میتوانند نظرآنان یا کمیسیون های تخصصی مشورتی را استعلام وسپس با اظهارنظرخود به مراجع قضائی اعلام نمایند.

ماده64- هیات بدوی مکلف است درمهلتی که از طرف مراجع قضایی تعیین می گردد نسبت به موضوع اظهار نظر نموده و چنانچه این امر در مهلت معین مقدور نباشد، از مرجع مزبور استمهال نماید .

باب سوم: هیأت تجدید نظر انتظامی
فصل اول: آرای قابل تجدید نظر

ماده65- آرای قابل تجدید نظر هیأت های بدوی انتظامی عبارتنداز:
         الف- احکام برائت یا محکومیت .
         ب � قرار های منع یا موقوفی تعقیب.
ماده66- مرجع تجدیدنظرخواهی ازآرای هیاتهای بدوی هرحوزه انتظامی، هیات تجدیدنظر مرکز همان استان است .

فصل دوم: اشخاص ذینفع جهت در خواست تجدید نظر

 ماده67- اشخاص ذیل، حق درخواست تجدید نظررا دارند:
        الف- محکوم علیه یا نماینده قانونی او.
        ب- شاکی یا مشتکی عنه مندرج در ماده 30 قانون .
فصل سوم: درخواست تجدید نظر و مقدمات رسیدگی
ماده68- متقاضی تجدیدنظر باید درخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر هیات بدوی صادر کننده رای تسلیم نماید.مرجع یاد شده باید بلافاصله پس از وصول درخواست آنرا ثبت نموده و رسیدی مشتمل برتاریخ و نام متقاضی و طرف شکایت تسلیم نماید و روی کلیه برگه های درخواست تجدیدنظر، همان تاریخ را قید کند. این تاریخ، تاریخ تجدیدنظرخواهی محسوب میشود.

 *   تبصره � پس از تسلیم درخواست تجدیدنظر، مدیر دفتر هیات بدوی پس از تکمیل، اصل پرونده را ظرف مدت یک هفته به مرجع تجدیدنظر ارسال می نماید .
ماده69- درخواست تجدیدنظر بایدمشتمل بر نکات زیرباشد:
الف- نام و نام خانوادو محل سکونت و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه و نماینده قانونی او( در صورتی که درخواست تجدیدنظررا نماینده داده باشد .)
ب- نام و نام خانوادومحل سکونت و سایر مشخصات تجدیدنظرخوانده.
ج- رای صادره که از آن تجدیدنظرخواهی شده، هیات بدوی صادر کننده رای و تاریخ ابلاغ .
د- دلایل تجدیدنظرخواهی .
ماده70- درخواست تجدیدنظر و ضمائم آن باید دردونسخه تنظیم و هزینه آن به میزانی که توسط شورایعالی تعیین شده، پرداخت گردد. چنانچه به تشخیص رئیس هیات تجدیدنظر و یا رئیس هیات مدیره نظام پزشکی محل، متقاضی فاقد بضاعت باشد از پرداخت هزینه معاف است.

ماده71- مدیر دفتر هیات تجدیدنظر ظرف مدت یک هفته از تاریخ وصول پرونده، درخواست تجدیدنظر و ضمائم آن را برای تجدیدنظرخوانده ارسال و یا آنرا به رؤیت وی رسانده و اخطار می نماید چنانچه پاسخی دارد ظرف مدت ده روز تسلیم نماید.
ماده72- چنانچه درخواست تجدیدنظر خارج از مهلت تقدیم شده باشد، هیات تجدیدنظر قرار رد درخواست تجدیدنظرخواهی صادر می نماید .
ماده73- چنانچه متقاضی تجدیدنظر درخواست خود را مسترد دارد، هیات تجدیدنظر قرار رد آن را صادر نموده و رای هیات بدوی به قوت خود باقی خواهد ماند.

فصل چهارم: سازمان و ترکیب هیأت تجدیدنظرانتظامی

ماده74- ترکیب هیات تجدیدنظر و طرز انتخاب اعضای آن به ترتیبی است که در قانون آمده است . هیات تجدیدنظر دارای دفتری است که تصدی آن با رئیس دفتربوده و تحت نظارت رئیس هیات انجام وظیفه می کند .
ماده75- درصورتیکه هیات تجدیدنظردارای شعب متعدد باشد، رئیس شعبه اول امور اداری و ارجاع پرونده ها را عهده دار است .
ماده76- اعضای هیات تجدیدنظر در اولین جلسه با رای مخفی و به اکثریت آرا از بین خود یکنفر را به عنوان رئیس و یکنفر را به عنوان دبیر هیات برای مدت دو سال انتخاب می نمایند. تجدیدانتخاب ایشان برای دوره بعد بلا اشکال است.  تعیین تعداد جلسات هیات و زمان تشکیل آنها با توجه به تعدادو تناسب پرونده ها با مشاوره اعضا توسط رئیس هیات تعیین می شود .
*   تبصره1- اداره جلسات هیات با رئیس و در غیاب او با دبیر هیات خواهد بود و در صورتیکه هیچیک از ایشان در جلسه هیات حضور نداشته باشند، اعضای حاضر از میان خود و با اکثریت آرا یکنفر را برای اداره همان جلسه انتخاب می نمایند.

*  تبصره2- احکام رئیس و دبیر هیات تجدیدنظرانتظامی توسط رئیس کل سازمان صادر می گردد.
ماده77- اعضای هیات تجدیدنظر مکلفند به طور منظم در جلسات هیات شرکت نمایند. در صورتیکه بدون عذرموجه یا بدون موافقت قبلی رئیس هیات، ظرف مدت یال در 3 جلسه متوالی یا 5 جلسه متناوب غیبت داشته باشند، با اعلام رئیس هیات تجدیدنظر به رئیس شورای هماهننظام پزشکی های استان مربوط ، نسبت به جایگزینی ایشان اقدام خواهد گردید.

فصل پنجم: نحوه رسیدهیأت تجدیدنظرانتظامی

ماده78- پس از وصول پرونده به هیات تجدیدنظر، هیات به نوبت رسیدمی نماید. مگراینکه به تشخیص رئیس هیات رسیدخارج از نوبت لازم باشد .
ماده79- پرونده ها به نوبت توسط رئیس هیات به یکی از اعضا ارجاع می شود. عضو هیات مکلف است ظرف یک هفته خلاصه ای از جریان پرونده و دلایل طرفین و جهات تجدیدنظرخواهی را ضمن اظهارعقیده خود کتبا" اعلام نماید تا دراولین جلسه پس از آن مطرح شود. هیات با توجه به تحقیقات به عمل آمده و گزارش کتبی عضومحقق و مشاوره، به شرح آتی اتخاذ تصمیم می نماید:
الف- چنانچه با توجه به معات طرفین و دلایل آن ، حضور طرفین برای اخذ توضیح لازم باشد با تعیین وقت از آنان دعوت به عمل می آورد. موارد سؤال در صورتمجلس هیات ودراحضاریه ها قید می شود. عدم حضور مانع رسیدنمی باشد.

*   تبصره- احضار طرفین و سایر ترتیبات مربوط به آن مطابق مقررات هیات بدوی انتظامی است .
ب- اگر رای تجدیدنظرخواسته در حدود قانون و مقررات مربوط صادر شده باشد، ضمن تائید، آن را به هیات بدوی صادر کننده رای اعاده می دهد .
ج- چنانچه رای از هیات بدوی فاقد صلاحیت صادر شده باشد، هیات تجدیدنظر آنرا نقض و پرونده را به مرجع صالح ارجاع می نماید .
د- اگر عملی که محکوم علیه به علت ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت تخلف نباشد یا به لحاظ سایر جهات قانونی قابل تعقیب نبوده یا متوجه محکوم علیه نباشد و هیات تجدیدنظر برائت محکوم علیه را احراز کند، رای بدوی  را نقض و برائت او را صادر می کند .
ه- چنانچه به نظرهیات ، تحقیقات کامل نباشد یا اخذ توضیح از کارشناس لازم باشد، هیات می تواند راسا" تحقیقات مورد نظر را انجام یا از کارشناس استعلام نموده یا اینکه انجام آنرااز دادسرا و یا هیات بدوی انتظامی بخواهد.

و - اگر رای هیات بدوی به صورت قرار باشد و به هر علت نقض شود ، پرونده جهت رسیدبه هیات مذکور ارسال می شود .هیات بدوی مکلف است به ماهیت موضوع رسیدو رای صادر نماید.
ز- چنانچه سمت تجدیدنظرخواه محرزنباشد، هیات قراررد درخواست تجدیدنظرخواهی صادر می نماید.
ح- هیات تجدیدنظر می تواند ازدادستان یا جانشین قانونی او برای دفاع از کیفرخواست دعوت به عمل آورد. عدم حضورایشان مانع از رسیدنیست.
*   تبصره- دادستان می تواند در موارد ضروری برای دفاع از کیفرخواست با هماهنرئیس هیات تجدیدنظر در جلسه هیات شرکت نماید.
ماده80- هیات تجدیدنظر به آنچه که موضوع رسیدهیات بدوی قرار گرفته و نسبت به آن تجدیدنظر خواهی شده رسیدمینماید و خارج از آن حق رسیدندارد.
*   تبصره- نسبت به مواردیکه هیات بدوی رسیدننموده، هیات تجدیدنظر با ذکر موارد، پرونده را جهت رسیدو صدور رای به هیات بدوی اعاده می نماید.
ماده81- چنانچه رای هیات بدوی در اساس قضیه وچگوناحرازتخلف، صحیحا" صادرشده ولی ازحیث تطبیق آن باماده استنادی مواجه با اشکال باشد،هیات تجدیدنظرضمن اصلاح آن،رای صادره را تائید مینماید.

ماده82- هیات تجدیدنظرحق تشدید مجازات انتظامی را ندارد مگر اینکه شاکی از رای صادره تجدیدنظرخواهی کرده باشد .
ماده83- چنانچه در رای هیات بدوی از نظراحتساب مدت محکومیت یا تعیین مشخصات طرفین و یا  تنظیم و نوشتن رای، سهو قلم رخ داده باشد( مانند از قلم افتادن کلمه ای یا زیاد شدن آن) هیات تجدیدنظر آنرا تصحیح می نماید .
ماده84- چنانچه یکی ازصاحبان حرفه های پزشکی یا وابسته درشعب متعدد هیات تجدیدنظر مرکزیک استان و در پرونده های متعدد تحت تعقیب باشد، رئیس شعبه اول پس ازاطلاع ، به منظور رسیدتوأم  و رعایت مقررات تعدد، پرونده ها را به  شعبه ای که تاریخ ارجاع آن مقدم است ارجاع  می دهد.

ماده85-  درصورتیکه یکنفر به ارتکاب تخلفات متعددی در پرونده تعقیب و محکوم شده باشد و به نظر هیات تجدیدنظر ، تحقیقات پرونده نسبت به بعضی از آن تخلفات کامل بوده و تفکیک آن بخش نیز ممکن باشد، هیات همان قسمت را مورد رسیدو صدور رای قرار می دهد و پرونده در مورد سایر قسمتها مفتوح مانده و رسیدادامه خواهد یافت.
ماده86- چنانچه اشخاص متعددی موضوع رسیددر هیات تجدیدنظر باشند و به نظر هیات، رسیدنسبت به شخص یا اشخاصی از آنان مهیای صدور رای باشد، نسبت به آنان تعیین تکلیف خواهد شد.
ماده87- آرای صادره از هیات تجدیدنظر جز در مورد احکام محرومیت از اشتغال، قطعی است .
ماده88- رای هیات تجدیدنظر به اکثریت آرا صادر و ابلاغ می شود. نظراقلیت نیز در صورتمجلس هیات ثبت می گردد .
ماده89- هیات در مورد آرای قابل تجدیدنظر مکلف است قابلیت اعتراض، مهلت و مرجع تجدیدنظر رادر ذیل رای تصریح کند .
ماده90- هیات تجدیدنظر انتظامی در مواردی که مطابق تبصره (5) ماده (35) قانون مکلف به رسیدبه اعتراض نسبت به نظریه کارشناسی و تخصصی است، چنانچه نظریه کارشناسی هیات بدوی  مطابق مدارک و اوضاع و احوال مسلم و معلوم قضیه باشد، آنرا تائید و به مرجع مربوط اعلام می نماید ودر صورتیکه اظهار نظر نسبت به آن مستم جلب نظر کارشناسان دیگرباشد، می تواند نظر آنان را استعلام نموده و سپس با اظهار نظر صریح خود به مراجع قضائی اعلام نماید.
*   تبصره- هیات تجدیدنظر مکلف است درمهلتی که از طرف مراجع قضائی تعیین میشود، نسبت به موضوع اظهار نظرنموده و چنانچه این امر در مهلت معین مقدور نباشد، از مرجع مزبور استمهال نماید.

باب چهارم:هیأت عالی انتظامی
فصل اول: سازمان و تشکیلات

ماده91- مقر هیات عالی در تهران است و ترکیب و طرزانتخاب اعضای آن همان است که در قانون پیش بینی شده است.
ماده92- چنانچه هیات عالی دارای شعب متعدد باشد، رئیس شعبه اول، عهده دارمسئولیت اموراداری از جمله ارجاع پرونده ها است.
ماده93- هرهیات دارای یک رئیس و یک دبیر می باشد که در اولین جلسه و با رای مخفی اکثریت اعضا، برای مدت 2سال انتخاب می شوند . تجدید انتخاب آنها برای دوره بعد بلا اشکال است. تعداد جلسات هیات و زمان تشکیل آنها با توجه به تناسب پرونده ها و تراکم امور با مشاوره اعضا توسط رئیس هیات تعیین میشود.
*   تبصره1- اداره جلسات با رئیس و در غیاب وی با دبیر هیات بوده و چنانچه هیچیک از ایشان در جلسه حضور نداشته باشند، اعضای حاضر از میان خود و با اکثریت آرا یکنفر را برای اداره همان جلسه انتخاب می نمایند.
*   تبصره2- احکام رئیس و دبیر هیات عالی انتظامی توسط رئیس کل سازمان صادر می گردد.
ماده94- هیات عالی دارای دفتری است که تصدی آن با رئیس دفتر بوده و تحت نظارت رئیس هیات انجام وظیفه می کند.

فصل دوم: صلاحیت و حدود وظایف هیأت عالی انتظامی

ماده95- صلاحیت و حدود وظایف هیات عالی به شرح ذیل است:
الف- تجدید نظرنسبت به آرای موضوع بندهای (د),(ه),(و) و(ز) تبصره یک ماده 28 قانون.
*   تبصره: منظور از آرای قابل تجدید نظر اعم است از آرای محکومیت یا برائت صاحبان حرفه های پزشکی و وابسته در مورد محرومیت از اشتغال.
ب- رسیدگی مجدد نسبت به آرای قطعی بدوی یا تجدید نظر که خلاف قانون صادر شده است ، به درخواست رئیس کل سازمان.
تبصره : منظور از آرای قطعی آرایی است که یا در مهلت مقرر از آن تجدید نظر خواهی نشده یا آرایی که از هیات تجدید نظر انتظامی صادر شده باشد.
ج- رسیدگی به اعتراضات و شکایات اشخاص از طرز کاردادسراها و هیاتهای بدوی و تجدید نظرانتظامی.
د- نظارت عالیه بردادسراها و هیاتهای بدوی و تجدید نظرانتظامی.
ه-  ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در امورهیاتهای انتظامی.
و- رسیدگی به اعتراض طرفین یانمایندگان قانونی آنان نسبت به نظریه کارشناسی هیات بدوی انتظامی موضوع تبصره (5) ماده (35) قانون.

فصل سوم: درخواست تجدید نظر از هیأت عالی انتظامی و مقدمات و نحوه رسیدگی هیأت

ماده96- اشخاص ذیل حق درخواست تجدید نظر از هیات عالی را دارند:
 الف- محکوم علیه یا نماینده قانونی او.
 ب- شاکی یا نماینده قانونی او.
ماده97- مهلت تجدید نظر خواهی بیست روز از تاریخ ابلاغ  رای تجدید نظرخواسته است . چنانچه اعتراض خارج از مهلت به عمل آمده باشد، هیات قرار رد درخواست تجدید نظر خواهی صادر می نماید.
ماده98- هزینه تجدید نظرخواهی در هیات عالی مطابق مصوبه شورایعالی است . چنانچه متقاضی به تشخیص رئیس هیات یا رئیس کل سازمان، فاقد استطاعت باشد، ازپرداخت آن معاف خواهد بود.
ماده99- چنانچه محکوم علیه از تعقیب دعوی تجدید نظرخواهی در هیات عالی منصرف شود و درخواست خود را مسترد نماید، هیات قراررد درخواست تجدید نظر خواهی صادر نموده و رای تجدیدنظرخواسته به قوت خود باقی خواهد ماند.
*   تبصره- چنانچه پس از استرداد درخواست تجدیدنظر، هیات عالی رای صادره را مخالف قوانین و مقررات و یا موازین علمی و فنی تشخیص دهد، می تواند راسا به موضوع رسیدگی نموده و رای مقتضی صادر نماید.
ماده100- رسیدگی درهیات به نوبت به عمل می آید، مگراینکه به تشخیص رئیس هیات، رسیدگی خارج ازنوبت ضرورت داشته باشد.

ماده101- رئیس هیات ، پرونده های ارجاعی را شخصاً بررسی و گزارش آنرا تنظیم نموده یا به نوبت به یکی از اعضا ارجاع می نماید . عضو هیات مکلف است ظرف یک هفته خلاصه ای از جریان پرونده و دلایل طرفین و جهات تجدید نظرخواهی را ضمن اظهار عقیده خود کتبا اعلام نماید تا در جلسه بعدی هیات مطرح شود . هیات با توجه به گزارش عضومحقق وتحقیقات بعمل آمده، مشاوره نموده و به شرح آتی اتخاذ تصمیم می نماید:
الف- در صورتی که به نظر هیات اخذ توضیحی از طرفین لازم باشد، با تعیین وقت رسیدگی از طرفین دعوت به عمل می آید. موارد اخذ توضیح در صورتمجلس هیات و در احضاریه های طرفین قید می شود . عدم حضور مانع از رسیدگی نیست.
ب- در مواردی که از طرفین دعوت به عمل می آید، ابتدا از تجدید نظر خواه یا شهود و کارشناس در صورتی که دعوت شده باشند و سپس از تجدید نظرخوانده تحقیق می شود . خلاصه اظهارات طرفین باید در صورتمجلس ثبت شود.

ج- هیات عالی منحصراً درحدود تجدیدنظرخواهی و آنچه که درمرحله تجدیدنظر بررسی شده است حق رسیدگی دارد. چنانچه درجریان بررسی به تخلف جدیدی برخورد نماید، پرونده را جهت رسیدگی به رئیس هیات مدیره نظام پزشکی محل ارسال مینماید.
د- چنانچه رای از هیات بدوی یا تجدید نظر فاقد صلاحیت صادر شده باشد، هیات عالی ضمن نقض آن ، پرونده  را به مرجع صالح ارسال می نماید.
ه- در صورتیکه رای تجدیدنظرخواسته به صورت قرار باشد و به هر علتی نقض شود،  پرونده جهت رسیدگی به هیات تجدید نظر ارسال می شود . هیات تجدیدنظر مکلف است به ماهیت موضوع رسیدگی نموده و حکم مقتضی صادر نماید.

و- چنانچه رای تجدیدنظرخواسته در حدود قانون و مقررات صادر شده باشد، هیات ضمن تائید رای هیات تجدیدنظر، پرونده را به مرجع مربوط اعاده می دهد .
ز- در صورتیکه به نظر هیات، تحقیقات پرونده کامل نباشد و اخذ توضیح از کارشناس یا شهود برای احراز و کشف واقع لازم باشد، هیات  میتواند راساً و با دعوت از آنان تحقیقات مورد نظر را انجام داده یا کتباً از کارشناس استعلام نماید یا رفع نقایص و تکمیل پرونده را با ذکرموارد نقص از دادسرا یا هیاتهای انتظامی بخواهد.
ح- چنانچه رای تجدید نظر از حیث رعایت مقررات یا اصول و موازین علمی وفنی ، مخدوش یا غیر موجه باشد، هیات رای رانقض و رای مقتضی صادر می نماید.
ماده102- مقرراتی که در دادرسی بدوی یا تجدید نظر رعایت می شود، در مرحله رسیدگی در هیات عالی نیز جاری است، مگر اینکه به موجب قانون یا مقررات آئین نامه ترتیب دیگری مقرر شده باشد .
ماده103- هیات عالی می تواند از دادستان صادرکننده کیفرخواست یا جانشین قانونی او برای دفاع از کیفر خواست دعوت به عمل آورد. عدم حضورایشان مانع از رسیدگی نیست .
*   تبصره- دادستان صادرکننده کیفرخواست یا جانشین قانونی او می تواند در موارد ضروری با هماهنگی رئیس هیات عالی برای دفاع از کیفرخواست درجلسه هیات شرکت نماید.
ماده104- هیات عالی باید در ذیل رای خود قطعیت آنرا تصریح نماید.
ماده105- باتوجه به تبصره الحاقی به ماده 40 قانون، اشخاصی که به آرای قطعی هیاتهای بدوی، تجدیدنظر و عالی انتظامی اعتراض داشته باشندمی بایست ظرف مدت یکماه از تاریخ ابلاغ رای ، اعتراض خودرا به دفتر هیات صادرکننده رای قطعی تسلیم و رسید دریافت نمایند. دفتر هیات مکلف است اصل پرونده راضمن برگ شماری، ظرف مدت یکهفته به دفترکل دادگاههای تجدیدنظردادگستری استان مربوط ارسال نماید.

*   تبصره- به درخواست تجدیدنظرخواهی، مبلغ ده هزار ریال تمبر الصاق می گردد.

فصل چهارم: نحوه رسیدگی به اعتراضات و شکایات از طرزکارهیأت های بدوی و تجدید نظر انتظامی و اعمال نظارت بر آنها

ماده106- چنانچه هیات عالی در جریان رسیدگی به پرونده های انتظامی یا در تعقیب شکایت اشخاص یا اعلام مقامات و مراجع اعم از شورایعالی ، رئیس کل ، هیات مدیره ، شورای هماهنگی استان ، دادستان و معاونین او هرگونه اخلال یا سوء جریانی مشاهده نماید، می تواند راساً به موضوع رسیدگی کرده و مراتب را با ذکر چگونگی آن به هریک از ارکان سازمان که مسئولیت موضوع به عهده آن است ، اعلام نموده و رفع آن را بخواهد.
ماده107- در صورتیکه سوء جریان ناشی ازمسامحه  در رسیدگی به وظایف محوله یا عدم رعایت بیطرفی یا اعمال غرض یا جهات دیگری باشد که به حسن جریان امور هیاتها اخلال نماید، هیات عالی می تواندعزل متخلف یا تعقیب انتظامی یا انحلال واحد را از رئیس کل سازمان درخواست نماید.

فصل پنجم : اجرای احکام وتصمیمات هیأت های انتظامی

  ماده108-  اجرای احکام وتصمیمات هیاتهای انتظامی جز در مورد تذکر یا توبیخ شفاهی که در حضور هیات مدیره نظام پزشکی محل صورت می گیرد ، با دادسرای انتظامی است .
ماده109- احکام برائت و قرارهای منع یا موقوفی تعقیب که از هیاتها صادر می شود، مستم اقدام از ناحیه دادسرا نبوده  و ابلاغ رای کفایت دارد.
ماده110- در مورد اجرای حکم تذکر یا توبیخ شفاهی موضوع بند (الف) ماده 28 قانون که باید در محضر هیات مدیره به عمل آید، دفتر هیات مدیره هماهنگی لازم را به عمل می آورد .
ماده111- احکام لازم الاجرا عبارتند از :

الف- حکم هیات بدوی که در مهلت مقرر نسبت به آن تجدید نظر خواهی نشده باشد.
ب- حکم هیات بدوی که مورد تائید هیات تجدید نظر قرار گرفته باشد .
ج- حکم هیات تجدید نظرکه  پس از نقض رای بدوی صادرشده باشد.
د- حکم هیات تجدید نظر در مورد محرومیت از اشتغال در صورتیکه در مهلت مقرر از آن تجدید نظر خواهی نشده باشد.
ه- حکم هیات عالی در موردمحکومیت که پس ازنقض رای هیات  تجدید نظر صادر شده باشد.
و- حکم هیات عالی که  در مقام رسیدگی به درخواست رئیس کل سازمان صادر شده باشد.
ز- حکم قطعی که از دادگاه تجدیدنظردادگستری استان صادر شده باشد.

ماده112- در مواردی که اجرای حکم باید توسط وزارت بهداشت یا دانشگاههای علوم پزشکی یا مراجع و مقامات مؤسسات بهداشتی و درمانی اعم ازدولتی یا غیردولتی به عمل آید، دادستان ضمن ارسال رونوشت حکم قطعی، دستور اجرای آنرا صادر می نماید. خودداری و ممانعت از اجرای دستور، مستوجب تعقیب انتظامی است .

ماده113- رفع ابهام یا اجمال از حکم هیاتها، با هیات صادر کننده حکم قطعی است، لیکن رفع اشکالات مربوط به نحوه اجرای حکم با دادسرا است .
ماده114- آموزش نحوه اجرای حکم و نظارت کامل بر چگونگی اجرا با دادستان است . دادستان می تواند معاون یا یکی از دادیاران را به این منظور تعیین نماید.
ماده115- هرگاه رای صادره راجع به چند نفر باشد و در موعد مقرربعضی از ایشان از آن، تجدید نظر خواهی کرده باشند، رای مزبور نسبت به بقیه پس ازانقضای مهلت تجدید نظرخواهی قطعی ولازم الاجراست.

ماده116- واحد اجرای احکام مکلف است محکومیت های صاحبان حرفه های پزشکی و وابسته را در سوابق انتظامی ثبت و ضبط نموده و یک نسخه از رونوشت حکم را جهت درج در پرونده نظام پزشکی صاحبان حرفه های پزشکی پروانه دار، به آن مرجع ارسال نماید.
ماده 117- چنانچه محکوم علیه در زمان اجرای حکم قطعی محرومیت از اشتغال به حرفه مربوط، در امر پزشکی یا حرفه مورد نظر دخالت نماید، دادستان انتظامی مکلف است علاوه برتعقیب انتظامی محکوم علیه (در مواردی که محرومیت از اشتغال دائم نباشد) فورا مراتب را به دادستان عمومی و انقلاب جهت تعقیب کیفری به اتهام دخالت غیرمجاز در امور پزشکی اعلام نماید.
ماده118- دادستان انتظامی می تواند برای اجرای احکام محرومیت، از مقامات وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی و سایر مقامات ذیربط استمداد نماید.
ماده119- چنانچه هنگام اجرای حکم، محکوم علیه فوت نموده یا دستخوش جنون شود، اجرای حکم موقوف می شود.

ماده120- ابلاغ آرای هیاتهای بدوی و تجدیدنظرانتظامی با هیات صادرکننده رای بوده و ابلاغ آرای هیات عالی انتظامی با هیات تجدیدنظرانتظامی استان مربوط می باشد.

فصل ششم: نحوه رسیدگی به درخواست مجدد رئیس کل سازمان برای تجدید نظر در آرای قطعی

  ماده121- چنانچه رئیس کل سازمان،آرای قطعی هیاتهای بدوی و تجدیدنظرانتظامی را خلاف قانون تشخیص دهد، می تواند از هیات عالی انتظامی درخواست بررسی مجدد پرونده را نماید.
*   تبصره- در صورتیکه به تشخیص رئیس کل ، پرونده جهت بررسی به هیات عالی انتظامی ارسال گردد، اجرای رای تا صدور رای هیات عالی متوقف خواهد شد.
ماده122- در صورتیکه هیات عالی پس از رسیدگی های لازم ، رای صادره را مخالف قوانین ومقررات تشخیص دهد، آنرا نقض و رای مقتضی صادر می کند، در غیر اینصورت قرار رد آنرا صادر می نماید .
ماده123- درخواست رسیدگی مجدد نسبت به هرپرونده فقط برای یکبار پذیرفته می شود.
ماده124- درخواست رئیس کل سازمان فقط می تواند ناظر به آرایی باشد که در زمان حکومت قانون جدید صادر شده است .
 آیین نامه فوق مشتمل بر124 ماده و  33  تبصره ، در جلسه مورخ  4/12/84  به تصویب شورایعالی سازمان رسید.

بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.

موضوعات مرتبط

مطالب مرتبط

صدور کیفرخواست برای تخلف پزشکی در مداوای کودک اصفهانی
دستورالعمل مشترک سازمان های امور مالیاتی و نظام پزشکی ابطال شد
پزشکان از حرمت و جایگاه خود صیانت کنند
نایب رییس شورایعالی نظام پزشکی: حوادث پزشکی جرم زدایی شود
کاهش تلفات حوادث رانندگی در فروردین امسال
معاون نظام پزشکی: هیچ پزشکی به دلیل قصور پزشکی حبس نشده است
اعمال پزشکی از دیدگاه قانون - سازمان نظام پزشکی عمومی (انگلستان)
میزان شکایت مربوط به قصور پزشکی در دادسراها افزایش یافته است
رییس دادگستری اصفهان: نظام پزشکی، اخلاق حرفه ای را دائم به پزشکان یادآوری کند

دیدگاه های شما

نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
نظر :
اختصاصی برای مدیر سایت ( درصورت انتخاب این گزینه نظر شما در وب سایت دیده نخواهد شد )
 
لطفا از ارسال سوالات حقوقی در این صفحه خودداری نمائید . به سوالات حقوقی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
 
 
کد امنیتی :
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

 
هنگام نقل و انتقال ملک به چه نکاتی باید توجه کرد؟ مجازات افشای اسرار بیماران موج سوم ایدز روی خط هشدار لزوم پیشگیری از مفاسد اخلاقی در باغ شهرها رسانه ها نباید به مجرمان آموزش جرم بدهند رسید خودپرداز در کارت به کارت ، مدرک قانونی است ؟ متهم اسیدپاشی : مرد ناشناس روی خواهرشوهرم اسید پاشید و ناپدید شد اطلاعیه شروع دوره 196 کارآموزی قضایی تهران لایحه مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی ، فاقد بازدارندگی است مدارک و شرایط لازم برای تعویض قطعات اصلی خودرو یا تغییر رنگ شرایط معافیت مشمولان غایب دارای فرزند معلول مصادیق نشر اکاذیب در قوانین و مقررات جرایم نیروهای مسلح 20 درصد کاهش یافته است توضیح کشاورز درباره سئوالات و محل برگزاری آزمون وکالت 95 آخرین وضعیت اجرای سند ملی پیشگیری از جرم کاهش ورودی 15 درصدی زنان به زندان مرکزی در سال جاری رقابت بین آسایشگاه ها به علت بیمه نبودن خدمات از بین رفته است هیچ محکومی به اعدامی از زندان فرار نکرده است جریمه 2 پرتاب از خودرو ، زباله و آب دهان پیشگیری از دعاوی حقوقی با ساماندهی بنگاه های املاک و خودرو