بانک اطلاعات وکلا وکیل وکیل پایه یک دادگستری وکیل دادگستری وکیل با سابقه موسسات حقوقی کارشناس دادگستری دفاتر اسناد رسمی
علی جاوید
آدرس : تبریز ، 17 شهریور جدید ،جنب بانک ملی ، ساختمان ایران ، واحد A14
تلفن تماس : 04135572731 - 09141193504
وب سایت علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
سیدجلال میرکاظمی
آدرس : تهران - خیابان انقلاب - پیچ شمیران - روبروی تجدید نظر دیوان عدالت اداری ساختمان تنکابن - ط 6- واحد 28
تلفن تماس : 02177684200 - 09122406368
وب سایت سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
محسن موسوی
آدرس : خیابان کارگر شمالی نرسیده به مرکز قلب نبش آراسته پلاک ۱۷۶۵ واحد ۴
وب سایت محسن موسوی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
احسان عابدین
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09123956043
وب سایت احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
عارف رضایی
آدرس : تهران-فلکه دوم صادقیه -خیابان آیت الله کاشانی-بلوار فردوس شرق- بعد از خیابان ابراهیمی-جنب بانک ملت-ساختمان بلوط طبقه اول - واحد 13
وب سایت عارف رضایی وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
منوچهر ناصري فر
آدرس : بابلسر بلوار پاسداران - نبش پاسداران 23 - مجتمع سامان طبقه پنجم واحد15
وب سایت منوچهر ناصري فر مشاور حقوقی قوه قضائیه و وکیل دادگستری
سرور ثانی نژاد
آدرس : تهران، خیابان پاسداران، خیابان عابدینی زاده (بین بهارستان 5 و 6)، پلاک 34، طبقه همکف
تلفن تماس : 22779314 - 09124357415
وب سایت سرور ثانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
علی رمضانزاده
آدرس : تهران، شهرک غرب،ابتدای بلوار فرحزادی،روبروی مجتمع تجاری میلاد نور،مجتمع تجاری شهرک غرب،طبقه سوم شرقی،واحد پنج.
وب سایت علی رمضانزاده وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
محمد رضا مهرجو
آدرس : تهران سید خندان ابتدای خیابان دبستان کوچه شهید صفا فردوسی بلاک 24واحد 10
تلفن تماس : 02188463970 - 09123347471
وب سایت محمد رضا مهرجو وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری مرکز
فرانک وکیلی
آدرس : اصفهان - سه راه حکیم نظامی -ابتدای خیابان ارتش - دست چپ - پلاک 64
وب سایت فرانک وکیلی وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان
مطالب پربازدید
جدیدترین مطالب
 

معاملات قابل ابطال در حقوق ایران

ارسال شده توسط : پرتال اطلاع رساني وكالت آن لاين در تاریخ : 09-04-1393
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.
معاملات قابل ابطال در حقوق ایران

ﺑﻪ اﺣﻜﺎم وﺿﻌﻲ ﻗﺮارداد ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ﺻﺤﺖ، ﺑﻄﻼن و ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ، وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻗﺮارداد ﻣـﻲ ﮔﻮﻳﻨـﺪ .

معامله معارض - معامله فضولی - قدرت بر تسلم مورد معامله - اختیار فسخ معامله در قانون مدنی  -  دادخواست صدور حکم بر فسخ معامله و بیع نامه با اعمال - دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی معامله و مطالبه وجه التزام 

ﺑﺮﺧﻲ از اﻳﻦ وﺿﻌﻴﺘﻬﺎی ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ وﺿـﻌﻴﺘﻬﺎی ﺣﻘـﻮﻗﻲ ﺟﺪﻳـﺪ ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﺷـﻮﻧﺪ . ﻣـﺜﻼً ﻗـﺮاردادﺻﺤﻴﺢ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﻗﺮارداد ﺑﺎﻃﻞ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴﺘﻲ ﺑﻪ آن ﻗﺮارداد ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﻣﻲ  ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻗﺮاردادﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺑﺎ ﻗﺮاردادﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﻳﺎ ﻗﺎﺑﻞ رد ﻣﺘﻔﺎوﺗﻨﺪ . ﻗﺮاردادﻫﺎی ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل در ﺣﻘﻮ ق ﻛﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎﻳﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ، وﻟﻲ در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان، ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻳﻚ ﻗﺮارداد ﺻـﺤﻴﺢ ﺑـﻪ ﺑﺎﻃـﻞ مﻮﺟﺐ ﺷﮕﻔﺘﻲ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻃﻮر اﺳﺘﺜﻨﺎﻳﻲ ﻣﺼﺎدﻳﻖ ﭼﻨﻴﻦ ﻗﺮاردادﻫﺎﻳﻲ در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان ﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ شود.

ﻛﻠﻴﺪواژه اﺑﻄﺎل، ﺑﺎﻃﻞ، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ، ﻗﺮارداد.

با افراد مختار و راضی معامله کنید - نکاتی که برای یک معامله بی دردسر باید بدانیم - نمونه دفاع دعوی فسخ معامله 

-۱ ﻣﻘﺪﻣﻪ

ﺑﻪ ﺣﻜﻢ وﺿﻌﻲ ﻳﻚ ﻗﺮارداد، وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻗﺮارداد ﻣﻲ . ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻗﺮارداد ﻣﻤﻜـﻦ اﺳـﺖ ﻣـﺸﻤﻮل ﻳﻜﻲ از ﺳﻪ ﺣﻜﻢ ﺻﺤﺖ، ﺑﻄﻼن و ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﻀﻲ ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﻬﺎ ﻗﺮارداد ﻏﻴـﺮ ﻧﺎﻓـﺬرا از اﻗﺴﺎم ﻗﺮاردادﻫﺎی ﺻﺤﻴﺢ ﺷﻤﺮده، ﺣﻜﻢ وﺿﻌﻲ ﻗﺮاردادﻫﺎ را ﺑﻪ دو ﻗﺴﻢ ﺻـﺤﻴﺢ و ﺑﺎﻃـﻞ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮده اﻧﺪ [۱، ج ص ،۲۱ ۲]. ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪی اﺧﻴﺮ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ از ﻋﺒﺎرات ﻓﻘﻴﻬﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻘﺪ ﻏﻴـﺮﻧﺎﻓﺬ را ﺟﺰء ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﺤﻴﺢ ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﻨﺪ[ ج ،۲۲ ۲ ص ، ۲۷۳].

ﻗﺮارداد ﺻﺤﻴﺢ ﻳﺎ ﻧﺎﻓﺬ ﺑﻪ ﻗﺮاردادی ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ دارای ﺗﻤـﺎم ﺷـﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳـﻲ ﺻـﺤﺖﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﺎﺷﺪ (ﻣﺎده ۱۹۰ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ). در ﻣﻮرد ﻋﻘﻮد ﻣﻌﻴﻦ، ﻋﻼوه ﺑﺮداﺷﺘﻦ ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﻤـﻮﻣﻲ،ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺮاﻳﻂ اﺧﺘﺼﺎ ﺻﻲ ﻋﻘﺪ ﻧﻴﺰ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺎﺷﺪ . اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺮای ﺻﺤﻴﺢ داﻧﺴﺘﻦ ﻗـﺮارداد ﻻزم ﻧﻴـﺴﺖ ﻛﻪ آﺛﺎر آن ﻧﻴﺰ در ﭘﻲ اﻧﺸﺎ اﻳﺠﺎد ﺷﻮد، ﭼﻨﺎن ﻛﻪ در ﻋﻘﻮد ﻣﻌﻠﻖ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﻘـﺪ ﻣﻨـﻮط ﺑـﻪ ﺣـﺼﻮل ﻣﻌﻠﻖ ﻋﻠﻴﻪ اﺳﺖ (ﻣﺎده ۱۸۹ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ).

ﻗﺮارداد ﺑﺎﻃﻞ ﺑﻪ ﻗﺮاردادی ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷـﻮد ﻛـﻪ وﺟـﻮد وﻋـﺪم آن ﻳﻜـﺴﺎن ﺑـﻮده، ﻫـﻴﭻ اﺛـﺮی ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و در آﻳﻨﺪه ﻧﻴﺰ ﺗأ ﺛﻴﺮی ﻧﺪارد ﻋﻠﺖ آوردن ﻗﻴـﺪ اﺧﻴـﺮ ﺑـﺪان ﺟﻬـﺖ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣـﺜﻼً ﻗﺮارداد ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ ﺗﺎ زﻣﺎن ﺗﻨﻔﻴﺬ اﺛﺮی ﻧﺪارد، وﻟﻲ ﭘﺲ از آن ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ و ﻟﺬا ﻗـﺮارداد ﻏﻴـﺮ ﻧﺎﻓـﺬ ﻋﻠﻲ رﻏﻢ ﻧﺪاﺷﺘﻦ اﺛﺮ، ﺑﺎﻃﻞ ﺗﻠﻘﻲ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد. ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﺑﺎﻃﻞ، ﻓﺎﺳﺪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ شود . ﻣـﺜﻼً ﻣـﺎده ۳۶۵ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ از ﻋﻘﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﻪﻓﺎﺳﺪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻛﺮده و ﻣﻘﺮر داﺷﺘﻪ: «ﺑﻴﻊ ﻓﺎﺳﺪ اﺛﺮی در ﺗﻤﻠﻚ ﻧﺪارد .»

ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ دارای دو ﻣﻌﻨﺎی ﻋﺎم و ﺧﺎص اﺳﺖ [۳، ج ۲، ص ۴ ،۲۹۸، ج ۱، ص ۱۷۴]. در ﻣﻌﻨـﺎی ﻋﺎم، ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﺣﺎﻟﺖ ﻗﺮاردادی اﺳﺖ ﻛﻪ دارای اﺛﺮ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻧﺒﺎﺷﺪ . در اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ، ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ اﻋﻢ از ﺑﻄﻼن اﺳﺖ و در ﻣﻘﺮرات ﮔﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺑﻄﻼن ﺑﻪ ﻛﺎر رﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎده ۲۰۰ ﻗﺎﻧﻮن ﻣـﺪﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻘﺮر ﻣﻲ دارد «اﺷﺘﺒﺎه وﻗﺘﻲ ﻣﻮﺟﺐ ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﺧـﻮد ﻣﻮﺿـﻮع معامله ﺑﺎﺷﺪ ».

ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﺑﻪ ﻣﻌﻨـﺎی ﺧـﺎص، وﺿـﻌﻴﺖ ﻗـﺮاردادی اﺳـﺖ ﻛـﻪ دارای ﻧﻘـﺺ اﺳـﺖ،ﺑﻪﮔﻮﻧﻪ ای ﻛﻪ در ﺻﻮرت رﻓﻊ ﻧﻘـﺺ، ﻛﺎﻣﻞ ﮔﺸﺘﻪ، ﺣﻴـﺎت ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻲ ﻳﺎﺑــﺪ و اﮔـﺮ رد ﺷـــــﻮد ﺑﺎﻃﻞ و ﺑﻼاﺛﺮ ﻣﻲ ﮔﺮدد ﻓﻘﻬﺎ از ﻋﻘﺪ ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓـﺬ « ﺑـﻪ ﻋﻘـﺪ ﻣﻮﻗـﻮف » ﻫـﻢ ﺗﻌﺒﻴـﺮ ﻛـﺮده اﻧـﺪ [۵، ج ۱،ص۱۰۹]. ﮔﺎﻫﻲ ﻧﻴﺰ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار از ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﻪ ﺑﻄﻼن آن ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻛـﺮده اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧﺒﺎﻳـﺪ ﺑـﺎ ﺑﻄﻼن ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺧﺎص ﺧﻠﻂ ﺷﻮد . ﻣﺜﻼً ﻣﺎده ۵۰۰ ﻗـﺎﻧﻮن ﻣـﺪﻧﻲ ﻣﻘـﺮر داﺷـﺘﻪ : «در ﺑﻴـﻊ ﺷـﺮط، ﻣﺸﺘﺮی ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺒﻴﻊ را ﺑﺮای ﻣﺪﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﻊ ﺣﻖ ﺧﻴﺎر ﻧﺪارد اﺟﺎره دﻫﺪ و اﮔﺮ اﺟﺎره ﻣﻨـﺎﻓﻲ ﺑـﺎ ﺧﻴﺎر ﺑﺎﻳﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺟﻌﻞ ﺧﻴﺎر ﻳﺎ ﻧﺤﻮ آن، ﺣﻖ ﺑﺎﻳﻊ را ﻣﺤﻔﻮظ دارد واﻟّﺎ اﺟﺎره ﺗﺎ ﺣﺪی ﻛﻪ ﻣﻨﺎﻓﻲ ﺑﺎ ﺣﻖ ﺑﺎﻳﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد».

معامله معارض را بشناسید -  تفاوت ها و تشابهات معامله فضولی و انتقال مال غیر - برزخی در تنفیذ معامله یا رد آن 

ﮔﺎﻫﻲ وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻗﺮاردادﻫﺎ از ﺣﻜﻢ اوﻟﻴﻪ آﻧﻬﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﺎﻓﺘﻪ، وﺿـﻌﻴﺖ ﺣﻘـﻮﻗﻲ ﺟﺪﻳـﺪی ﭘﻴﺪا ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺣﻜﻢ وﺿﻌﻲ ﺻﺤﺖ، ﺑﻄﻼن و ﻋـﺪم ﻧﻔـﻮذ، ﺗﺒـﺪﻳﻞ وﺿـﻌﻴﺖ ﺣﻘـﻮﻗﻲ ﻗﺮاردادﻫﺎ در ﺷﺶ ﻓﺮض ﻣﺘﺼﻮر اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ از ﻓﺮوض ﻣﻤﺘﻨﻊ اﺳﺖ . ﻣﺜﻼً ﻗﺮارداد ﺑﺎﻃﻞ، ﻳﺎ
ﻓﺎﺳﺪ ﺣﻴﺎت ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻧﺪارد و ﺑﺎ ﻣﻌﺪوم ﻳﻜﺴﺎن اﺳﺖ . ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮔﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻏﻠﻂ ﺗﺼﻮر ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ اﮔﺮ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻗﺮارداد ﺑﻪ آن رﺿﺎﻳﺖ دﻫﻨﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﻣﻲ ﮔﺮدد، وﻟﻲ رﺿﺎی ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻣﻘﺮرات آﻣـﺮه اﺛﺮی ﻧﺪارد و ﻣﻮﺟﺐ اﺣﻴﺎی ﻗﺮارداد ﻧﻤﻲ ﺷﻮد و ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻨـﺪاﻟﻠﺰوم ﻗـﺮارداد ﺟﺪﻳـﺪی را ﺑـﺎ ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﺔ رﻋــﺎﻳﺖ ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳــﻲ آ ن ﻣﻨـﻌﻘﺪ ﺳﺎزﻧﺪ . اﻟﺒﺘــﻪ در ﻣﻜـﺘﺐ ﺣﻨــﻔﻲ، ﺗـﺼﺤﻴﺢ ﻋﻘـﺪ ﻓﺎﺳــــﺪ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷــﺪه اﺳﺖ [۵، ج۱، ص۱۱۰].

ﻋﺪم ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮاردادﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳﻲ ﺻﺤﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت در آﻧﻬـﺎ رﻋﺎﻳـﺖ ﻧـﺸﺪه «ﻋﺎﻣـﻞ ﺑﺎزدارﻧﺪه ﺣﻜﻮﻣﺖ اراده و ﺗــــﺄﻣﻴﻦ ﺑــﺎزرﺳﻲ اداره ﻗــﺮارداد ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ اﺟﺘﻤــﺎع اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔـﺎه ﻧﻴﺰ ﺑﺮای ﺣﻤـﺎﻳﺖ از اﺷﺨﺎص ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ رود » [۳، ج ۲، ص ۲۹۷]. ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل، در ﻣﻮارد ﻧﺎدر در ﻗﻮاﻧﻴﻦ اﺣﻜﺎﻣﻲ دﻳﺪه ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻟﺤﺎظ ﭘﺎره ای آﺛﺎر ﺟﻨﺒﻲ را ﺑﺮای ﻗﺮارداد ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. ﻣﺜﻼً ﺿﻤﺎن درک در ﻣﺎده ۳۶۲ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ از آﺛﺎر ﺑﻴﻊ ﺻﺤﻴﺢ ﻗﻠﻤﺪاد ﺷﺪه، وﻟﻲ ﺑﻪ واﻗﻊ، ﻫﻨﮕﺎم ﻓﺴﺎد ﺑﻴﻊ ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﺿﺎﻣﻦ درک ﻣﺒﻴﻊ و ﻣﺸﺘﺮی ﺿﺎﻣﻦ درک ﺛﻤﻦ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد.

از ﺟﻤﻠﻪ ﻗﺮاردادﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ در آﻧﻬﺎ ﺑﻌﻴﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣـﻲ رﺳـﺪ ﻗﺮاردادﻫـﺎی ﺻﺤﻴﺢ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﻗﺮاردادﻫﺎی ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ داﺷﺘﻦ ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳﻲ ﺻـﺤﺖ، ﻧﺎﻓـﺬ ﺑـﻮده، ﺗﻐﻴﻴـﺮ ﺣﻜﻢ وﺿﻌﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪه ﺑﻌﻀﻲ از ﻋﻠﻤﺎی ﺣﻘﻮق ﻣﻤﺘﻨﻊ اﺳﺖ [۱، ج ۲، ص ۲۴]. ﺑﻪ ﻧﻈـﺮ اﻳـﺸﺎن،ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل، ﻧﻬﺎدی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﻳﺮان وﻓﻘﻪ اﻣﺎﻣﻴﻪ ﺳـﺎزﮔﺎر ﻧﻴـﺴﺖ و ﭼﻨـﻴﻦ ﻧﻬﺎدی در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘـﻮﻗﻲ اﻳـﺮان از ﻃـﺮف ﻗﺎﻧﻮﻧﮕـﺬار ﭘـﻴﺶ ﺑﻴﻨـﻲ ﻧـﺸﺪه اﺳـﺖ و در ﺻـﻮرت ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ ﻣﻘﺮراﺗﻲ ﻛﻪ در آن ﺣﺘﻲ وﺿﻊ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎدی ﻣﺤﺘﻤـﻞ ﺑﺎﺷـــ ﺪ، ﺑﺎﻳـﺪ ﺑﻨـﺎ را ﺑـﺮ اﺻـﻞ ﻋــﺪم ﮔﺬاﺷﺖ [۱، ج ۲، ص ۵۷]. ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل، اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر در ﻣﻮرد ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎدی در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان ﺑﻪﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻲ ﭘﺮدازد ﺗﺎ ﻧﻬﺎﻳﺘﺎً وﺿﻌﻴﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﺣﻘـﻮﻗﻲ اﻳـﺮان روﺷـﻦ ﮔﺮدد وﻟﺬا ﭘﺲ از ﻣﻌﺮﻓﻲ اﻳﻦ ﻧﻬﺎد و اﺷﺎره ﺑﻪ وﺟﻪ ﺗﻤﺎﻳﺰ آن ﺑﺎ ﻋﻨﺎوﻳﻦ ﻣﺸﺎﺑ ﻪ، ﻣﺼﺎدﻳﻘﻲ از اﻳﻦ ﻗﺴﻢ ﻣﻌﺎﻣﻼت در ﻣﻘﺮرات ﻣﻮﺿﻮﻋﻪ اﻳـﺮان اﺣـﺼﺎ ﻣـﻲ ﺷـﻮﻧﺪ .

در ﭘﺎﻳـﺎن ﻧﻴـﺰ ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪ ﺗﻄﺒﻴﻘـﻲ ﻣﺨﺘﺼﺮی از وﺿﻊ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﭼﻨﺪ ﻛﺸﻮر ﺧﺎرﺟﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد.

-۲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل

در ﺗﺮﻣﻴﻨﻮﻟﻮژی ﺣﻘﻮق، اﺑﻄﺎل ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی از درﺟﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﺳـﺎﻗﻂ ﻛـﺮدن، ﻧـﺎﺑﻮد ﻛـﺮدن، و از ﻛـﺎر اﻧﺪاﺧﺘﻦ آﻣﺪه و در اﺻﻄﻼح ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﻧﺎﺑﻮد ﻛﺮدن ﻳﻚ ﻋﻤﻞ ﻳﺎ واﻗﻌﻪ ﺣﻘﻮﻗﻲ و ﻫﺮ ﭼﻴـﺰی ﻛﻪ دارای ارزش ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺑﺎﺷﺪ [۶، ج ۱، ش ۲۷۶]. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ «اﺑﻄﺎل ﻋﻘﺪ، ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از اﻳﻨﻜﻪ ﻳﻚ ﻣﻘﺎم ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﻛﺎن ﻟﻢ ﻳـﻜﻦ ﺑﻮدن ﻳﻚ ﻋﻘﺪ ﺑﺪﻫﺪ و ﻳﺎ ذﻳﻨﻔـﻊ دﺳت  ﺑﻪ ﺎوﻳـﺰ ﻗﺎﻧـﻮن، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻖ ﻓﺴﺦ، ﻋﻘـﺪ ﻣـﻮﺟـﻮدی را از روز ﭘﻴﺪاﻳﺶ آن ﻛــﺎن ﻟــﻢ ﻳﻜـﻦ ﮔﺮداﻧــﺪ » [۷، ج ص ،۲۰ ۱] . دﻛﺘـﺮﻛﺎﺗﻮزﻳﺎن ﻋﻘﺪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل را ﻋﻘﺪی ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ از آﻏﺎز اﻧﻌﻘﺎد ﺑـﻪ وﺳـﻴﻠﻪ اﺷـﺨﺎص ﻣـﻮرد ﺣﺒﻴﺐ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﻗﺎﺑﻞ ﺣﺬف اﺳﺖ[۳، ج۲، ص۳۰۷].

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺎرﻧﺪه، اﺑﻄﺎل معامله ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ رأی ﻣﻘﺎم ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻳﺎ اراده ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻧﻈـﺮ ﺑﺮﺧـﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ، ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ و ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ را ﻧﻤﻲ ﺗﻮان ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻧﺎﻣﻴﺪ . ﭘﺲ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺑﻪﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺻﺤﻴﺤﻲ اﻃﻼق ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اراده ﺻﺮﻳﺢ ﻳﺎ ﺿـﻤﻨﻲ ﻫـﺮ ﻳـﻚ از ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻫﺮ ﻳﻚ از اﻳﺸﺎن و ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ رأی دادﮔﺎه ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد . رأی دادﮔﺎه ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎً ﻧﺎﻇﺮ ﺑـﺮ اﺑﻄـﺎل ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑﺎﺷـﺪ و ﻳـﺎ ﺑﻄـﻼن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ از آﺛﺎر ﺣﻜﻢ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد.

ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ-۳ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل و ﺑﺎﻃﻞ

ﺑﺮﺧﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﺣﻘﻮق، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل را در ﺷـﻤﺎر ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﺑﺎﻃـﻞ آورده اﻧـﺪ، ﺟـﺰ اﻳﻨﻜـﻪ ﺑﻄﻼن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را ﻧﺴﺒﻲ ﻣـﻲ داﻧﻨـﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ « : ﻗﺎﺑﻠﻴـﺖ اﺑﻄـﺎل، ﺿـﻤﺎﻧﺖ اﺟـﺮای ﺑﻄـﻼن ﻧـﺴﺒﻲ ﻗﺮارداد اﺳﺖ؛ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛـﻪ، ﻫﺮﮔـﺎه ﻣﺒﻨـﺎی ﺑﻄـﻼن ﺣﻤﺎﻳـﺖ از ﺣﻘـﻮق اﺷـﺨﺎص ﻣﻌـ ﻴﻦ ﺑﺎﺷـﺪ،
ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻋﻘﺪ را ﺑﻪ دﺳﺖ آﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺳﭙﺎرد ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ اﺑﻄﺎل آن را از دادﮔﺎه ﺑﺨﻮاﻫﻨـﺪ و ﻧﻬﺎد ﻣﺰاﺣﻢ و زﻳﺎﻧﺒﺎر را از ﺳﺮ راه ﺧﻮد ﺑﺮدارﻧﺪ»[۳، ج۲، ص۳۰۸].

ﺑﺮداﺷﺖ ﻣﺬﻛﻮر ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻛﺸﻮر ﻓﺮاﻧﺴﻪ اﺳﺖ؛ زﻳـﺮا در آن ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﭼﻨـﺎن ﻛﻪ در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻄﺒﻴﻘﻲ اﺷﺎر ه ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ، ﺑﻄﻼن ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﻪ دو ﻗﺴﻢ ذاﺗﻲ و ﻧـﺴﺒﻲ ﺗﻘـﺴﻴﻢ ﻣـﻲﺷﻮد. در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان اﻳﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪی دﻳﺪه ﻧﻤﻲ ﺷﻮد و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﻪ ﻋﻘﺪی اﻃـﻼق ﻣـﻲ ﮔـﺮدد
ﻛﻪ از اﺑﺘﺪای اﻳﺠﺎد، ﻓﺎﻗﺪ اﺛﺮ ﺑﻮده، ﺑﺎ ﻣﻌﺪوم ﺗﻔﺎوﺗﻲ ﻧﺪارد، ﺣﺎل آﻧﻜﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺟـﺰء ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﺤﻴﺢ و ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ اﺑﻄﺎل ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ دارای اﺛﺮ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﺳـﺖ . ﭘـﺲ ﻗﺮاردادﻫـﺎی ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻗﺮاردادﻫﺎی ﺑﺎﻃﻠﻨﺪ، وﻟﻲ ﺑﺎﻃﻞ ﺷﻤﺮده ﻧﻤـﻲ ﺷـﻮﻧﺪ و ﻗﺒـﻞ از اﺑﻄﺎل، درﻣﻴﺎن ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻗﺮارداد و ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪاﺷﺨﺎص ﺛﺎﻟﺚ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻨﺎد ﻫﺴﺘﻨﺪ.

معامله به قصد فرار از دین - تحلیل معامله معارض با قولنامه 

-۴ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل و ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ

وﺟﻪ ﺗﺸﺎﺑﻪ اﻧﺪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل و ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ را ﺑﺮﺧﻲ از ﻋﻠﻤﺎی ﺣﻘﻮق ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻴﺎن ﻛﺮده : «ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺑﻄﺎل ﺑﺎ ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﺷﺒﺎﻫﺖ دارد، زﻳﺮا در ﻫﺮ دو ﻣـﻮرد، ﺷﺨﺼﻲ ﻛﻪ ﻣـﻮرد ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻋﻘــﺪ را ﺗﻨﻔﻴﺬ ﻛﻨﺪ »[۳، ج ۲، ص۳۰۸]. در ﻫﻤـﻴﻦ راﺳـﺘﺎ، ﮔﺮوﻫـﻲ دﻳﮕـﺮ اﺑﻄـﺎل ﻋﻘـﺪ را ﺷﺎﻣﻞ ﻋﻘﻮد ﺻﺤﻴﺢ و ﻧﻴﺰ ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﺮده، ﻣﻌـﺎﻣﻼت اﻛﺮاﻫـﻲ و ﻓـﻀﻮﻟﻲ را ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل .[۲۰ص ،۱ج ، ، ۷ ۲۷۶ ش ،۱ج ،۶] ﻣﻲداﻧﻨﺪ.

ﺑﺮﺧﻼف ﻧﻈﺮ ﻓﻮق و ﭼﻨﺎن ﻛﻪ ﻫﻢ اﻳﺸﺎن ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪ: «ﻋﻘﺪ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﭘـﻴﺶ از ﺗﻨﻔﻴـﺬ ﻧﻴـﺰ ﻧﻔﻮذ ﺣﻘﻮﻗﻲ دارد » [۳، ج ۲، ص ۳۰۸]؛ در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ، وﻳﮋه ﻣﻌـﺎﻣﻼﺗﻲ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧـﺎﻗﺺ ﺑﻮده، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻛﻤﺎل دارﻧﺪ و در ﺻﻮرت ﺗﻨﻔﻴﺬ، ﺣﻴﺎت ﺣﻘﻮﻗﻲ ﭘﻴﺪا ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و اﮔﺮ «رد» ﺷﻮﻧﺪ ﻫـﻴﭻ اﺛﺮی ﻧﺪارﻧﺪ . ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﻮﺿﻴﺢ، ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل و ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ رد آﺷـﻜﺎر ﻣـﻲ ﮔـﺮدد .

ﺑﻪدﻳﮕﺮ ﺳﺨﻦ، ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺟﺰء ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﺤﻴﺢ و ﻧﺎﻓﺬﻧﺪ . ﻧﻴـﺰ در ادﺑﻴـﺎت ﺣﻘـﻮﻗﻲ ﻣـﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ را ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻧﻤﻲﻧﺎﻣﻨﺪ.

-۵ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل و ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ

ﻋﻘﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻋﻘﺪی اﻃﻼق ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎ اراده ﻫـﺮ ﻳـﻚ از ﻃـﺮﻓﻴﻦ ﻳـﺎ ﻫـﺮ دو ﻃـﺮف ﻳـﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎً رأی ﻣﻘﺎم ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺤﻼل ﺑﺎﺷﺪ . ﻣﻨﺸﺄ ﭘﻴـﺪاﻳﺶ ﺣـﻖ ﻓـﺴﺦ ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑﻪاﺻﻞ ﻟﺰوم ﻗﺮاردادﻫﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮن ﻳﺎ ﺷﺮط ﺿﻤﻦ ﻋﻘﺪ ﺑﺎﺷﺪ . ﻋﻘﻮد ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﺑﺮ دوﻗﺴﻢ
ﻫﺴﺘﻨﺪ: ﻋﻘﻮد ﺟﺎﻳﺰ و ﻋﻘﻮد ﻻزم ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ . ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑـﻞ ﻓـﺴﺦ و ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﻫـﺮ دو ﺟـﺰء ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﺤﻴﺢ ﻫﺴﺘﻨﺪ وﻟﻲ ﺑﺎ ﻓﺴﺦ، اﺛﺮ ﻋﻘﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﺗﻴﻪ از ﻣﻴﺎن ﻣﻲ رود و ﺗـﺎ ﻫﻨﮕـﺎم ﻓـﺴﺦ، ﻛﻠﻴﻪ آﺛﺎر ﺑﺮ ﻣﻌﺎﻣﻠ ﻪ ﺑﺎر ﻣﻲ ﺷﻮد و ﺣﺎل آﻧﻜﻪ ﺑﺎ اﺑﻄﺎل، ﻛﻠﻴﻪ آﺛﺎر ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ در ﮔﺬﺷـﺘﻪ ﻧﻴـﺰ ﻣﺮﺗﻔـﻊ ﮔﺮدﻳﺪه، در آﻳﻨﺪه ﻫﻢ اﺛﺮی ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﺑﻌﻀﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﺣﻘﻮق، اﻧﺤﻼل ﻋﻘﺪ از ﻃﺮﻳﻖ اﻋﻤﺎل ﻳﻜﻲ از ﺧﻴﺎرات و ﻳﺎ اﻗﺎﻟـﻪ را ﺑـﻪ اﺑﻄـﺎل ﻋﻘﺪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻛﺮده اﻧﺪ [۶، ج ۱، ش ۲۷۸]. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ اﺑﻄﺎل ﻋﻘﺪ آن را از روز ﭘﻴـﺪاﻳﺶ از ﺑـﻴﻦ ﻣﻲ ﺑﺮد و اﺛﺮ ﻗﻬﻘﺮاﻳﻲ دارد، ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮدن واژه «اﺑﻄﺎل» در ﻣﻮرد ﻓﺴﺦ ﻳﺎ اﻗﺎﻟﻪ ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻲ رﺳﺪ و ﻋﻘﻮد ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ را ﻧﻤﻲ ﺗﻮان ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل داﻧﺴﺖ . اﻟﺒﺘﻪ ﻗﺴﻤﻲ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑـﻞ ﻓـﺴﺦ در ﺣﻘﻮق ﻓﺮاﻧﺴﻪ را ﻣﻲ ﺗﻮان ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄـﺎل ﻧﺎﻣﻴـﺪ ﻛـﻪ در ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪ ﺗﻄﺒﻴﻘـ ﻲ ﺑـﻪ اﻳـﻦ ﻣﻮﺿـﻮع اﺷـﺎره ﻣﻲﺷﻮد .

-۶ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺳﻬﺎﻣﻲ

اداره ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺳﻬﺎﻣﻲ ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﻣﺪﻳﺮان ﺷﺮﻛﺖ اﺳﺖ . ﺑﺎ اﻳـﻦ ﺣـﺎل، ﻫـﺮ ﻳـﻚ از ﻣـﺪﻳﺮان دارای ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﺴﺘﻘﻞ از ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ اﺳﺖ وﻟﺬا ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻫﺮ ﮔﻮﻧـﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ای را ﺑـﺎ ﺣﺒﻴﺐ ﺷﺮﻛﺖ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ . اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺪﻳﺮان از ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺧﻮد ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻨﺪ و ﺳﻮد ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺮﺟﻴﺢ دﻫﻨﺪ . ﭘﺲ آزادی ﻣﻄﻠـﻖ ﻣـﺪﻳﺮان در ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑـﺎ ﺷـﺮﻛﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﺬﻳﺮش ﻧﻴﺴﺖ.

در ﻣﺎده ۱۳۲ ﻗﺎﻧﻮن اﺻﻼح ﻗﺴﻤﺘﻲ از ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت، ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻣـﺪﻳﺮان را ﻣﻤﻨﻮع و ﻣﻄﻠﻘﺎً ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻲ داﻧﺪ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل ﻣـﺪﻳﺮ ﻋﺎﻣـﻞ ﺷـﺮﻛﺖ ﻳـﺎ اﻋـﻀﺎی ﻫﻴـﺄت ﻣـﺪﻳﺮه آن ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ از ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺤﺼﻴﻞ وام ﻳﺎ اﻋﺘﺒﺎر ﻛﻨﻨﺪ . وﻟﻲ اﺻﻞ ﻛﻠﻲ در ﻣﻮرد ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻣـﺪﻳﺮان ﺑـﺎ ﺷﺮﻛﺖ در راه ﺣﻞ ﻣﻴﺎﻧﻪ ای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ وﺿﻊ ﻳﻚ ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﻛﻨﺘﺮﻟـﻲ در ﻣـﺎده ۱۲۹ ﻫﻤـﺎن ﻗـﺎﻧﻮن ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ.

اﺷﺨﺎص ﻣﺸﻤﻮل ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻛﻨﺘﺮﻟﻲ در اﻳﻦ ﻣﺎده ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از : اﻋـﻀﺎی ﻫﻴـﺄت ﻣـﺪﻳﺮه و ﻣـﺪﻳﺮ ﻋﺎﻣﻞ ﺷﺮﻛﺖ و ﻧﻴﺰ ﻣﺆﺳﺴﺎت و ﺷﺮﻛﺘﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻋﻀﺎی ﻫﻴـﺄت ﻣـﺪﻳﺮه ﻳـﺎ ﻣـﺪﻳﺮ ﻋﺎﻣـﻞ ﺷـﺮﻛﺖ، ﺷﺮﻳﻚ ﻳﺎ ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﻳﺎ ﻣﺪﻳﺮ ﻋﺎﻣﻞ آﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ . اﻳﻦ اﺷـﺨﺎص ﺑـﺪون رﻋﺎﻳـﺖ ﺗـﺸﺮﻳﻔﺎتﻛﻨﺘﺮل ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻃﺮف ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﺳﻬﻴﻢﺷﻮﻧﺪ.

ﻣﺮاﺣﻞ ﻛﻨﺘﺮل ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺎده ۱۲۹ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه، ﮔﺰارش ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﺑﻪﺑﺎزرس و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺿﻴﺢ آن ﺑﻪﺷﺮح زﻳﺮ اﺳﺖ:

ﭘﻴﺶ از اﻧﻌﻘﺎد ﻗﺮارداد ﺑﺎﺷﺮﻛﺖ، اﺑﺘﺪا ﺑﺎﻳﺪ از ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﺗﺤﺼﻴﻞ اﺟﺎزه ﺷﻮد . اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﻧﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ د ر ﺟﻠﺴﻪ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺟﻠـﺴﺎت و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی ﻣﻘﺮر ﺷﺪه ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﻳﺪ . در ﻧﺘﻴﺠـﻪ، ﻣﻮاﻓﻘـﺖ ﻫـﺮ ﻳـﻚ از اﻋـﻀﺎی ﻫﻴـﺄت ﻣـﺪﻳﺮه
ﺑﻪﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎی اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

دادخواست ابطال معامله و الزام به انتقال سند و دستور موقت بر جلوگیری از نقل و انتقال - اخذ استعلام هنگام هر معامله ای الزامی است

در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻮﺻﻮف ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﻛﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻼ ﻓﺎﺻـﻠﻪ ﺑـﺎزرس ﺷﺮﻛﺖ را از ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای ﻛﻪ اﺟﺎزه آن داده ﺷﺪه، آﮔﺎه ﺳﺎزد و ﮔـﺰارش ﻣـﺸﺎﺑﻬﻲ ﻫـﻢ ﺑـﻪ ﻣﺠﻤـﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻋﺎدی ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺪﻫﺪ . ﺑﺎزرس ﻧﻴﺰ ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﻲ، ﮔﺰارش ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻫﻤـﺎن ﻣﺠﻤـﻊ اراﺋـﻪﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﮔﺰارش ﺑﺎزرس ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺎوی ﺟﺰﺋﻴﺎت ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ و اﻇﻬﺎر ﻧﻈﺮ ﺧﻮد او ﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﺮﺟﻊ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻧﺪه در ﻣﻮرد ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای ﻛﻪ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه اﺟـﺎزه اﻧﺠـﺎم آن را داده، ﻣﺠﻤـﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻋﺎدی ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم اﺳﺖ . ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی در اﻳﻦ ﺧـﺼﻮص در ﺷـﺮاﻳﻂ ﻋـﺎدی راﺟـﻊ ﺑﻪﺗﺸﻜﻴﻞ ﺟﻠﺴﺎت ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺻﻮرت ﻣﻲ ﮔﻴﺮد و ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﻳﺎ ﻣﺪﻳﺮ ﻋﺎﻣﻞ ذ ﻳﻨﻔﻊ در ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ،ﺑﻪرﻏﻢ ﺷﺮﻛﺖ در ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺣﻖ رأی ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﺿﻤﺎﻧﺖ اﺟﺮای ﻋﺪم رﻋﺎﻳﺖ ﺗﺸﺮﻳﻔﺎت ﻣﺬﻛﻮر در ﻣﺎده ۱۳۱ ﻗﺎﻧﻮن اﺻﻼح ﻗـﺴﻤﺘﻲ از ﻗـﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ . ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﻳﻦ ﻣﺎده « در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺬﻛﻮر در ﻣﺎده ۱۲۹ اﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺪون اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﺮ ﮔﺎه ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤـﻮﻣﻲ ﻋـﺎدی ﺷـﺮﻛﺖ آﻧﻬﺎ را ﺗﺼﻮﻳﺐ ﻧﻜﻨﺪ آن ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و ﺷـﺮﻛﺖ ﻣـﻲ ﺗﻮاﻧـﺪ ﺗـﺎ ﺳـﻪ ﺳـﺎل از ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﻌﻘﺎد ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ و در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﺨﻔﻴﺎﻧﻪ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺳـﺎل از ﺗـﺎرﻳﺦ ﻛـﺸﻒ آن ﺑﻄﻼن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را از دادﮔﺎه ﺻﻼﺣﻴﺘﺪار درﺧﻮاﺳﺖ ﻛﻨﺪ… .»

اﮔﺮ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺬﻛﻮر در ﻣﺎده ۱۲۹ ﺑﺎ اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓ ﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ ﺻـﺤﻴﺢ و ﻏﻴـﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل اﺳﺖ، ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ آن را ﺗﺼﻮﻳﺐ ﻧﻜﻨﺪ . اﻳﻦ راه ﺣـﻞ ﻛـﻪ از ﻣﻔﻬـﻮم ﻣـﺎده ۱۳۱ اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻣﻲ ﺷﻮد ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد ﺑﻌﻀﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ زﻳﺮا ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﻣﺘﻀﻤﻦ زﻳﺎن ﺑﺮای ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﺷﺪ و ﺟﺒـﺮان ﺧـﺴﺎرت وارد ﺑـﻪ ﺷـﺮﻛﺖ ﻫـﻢ ﺑـﻪ دﻟﻴـ ﻞ اﻋﺴﺎر ﻳﺎ ورﺷﻜﺴﺘﮕﻲ ﻣﺪﻳﺮان اﻣﻜﺎﻧﭙﺬﻳﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ [۸، ج۲، ص۱۵۹].

در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺪون اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، وﻟﻲ ﻣﺠﻤـﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ آن را ﺗﺼﻮﻳﺐ ﻛﻨﺪ، ﻃﺒﻖ ﻗﺴﻤﺖ اول ﻣﺎده ۱۳۱ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑـﻮد؛ وﻟـﻲ در ﺣـﺎﻟﺘﻲ ﻛـﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺪون اﺟﺎزه ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻋﺎدی ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم ﻫـﻢ آن را ﺗﺼﻮﻳﺐ ﻧﻜﻨﺪ، ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد . ﺑﺪﻳﻬﻲ اﺳﺖ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺑـﻮدن اﻳـﻦ ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﺻﺤﺖ آﻧﻬﺎ را ﻣﺨﺪوش ﻧﻤﻲ ﺳﺎزد و اﮔﺮ ﻇﺮف ﻣﻮاﻋﺪ ﻣﻘﺮر در ﻣﺎده ۱۳۱ درﺧﻮاﺳـﺖ اﺑﻄـﺎل از دادﮔﺎه اﻧﺠﺎم ﻧﮕﻴﺮد، ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻛﻤﺎﻛﺎن ﺻﺤﻴﺢ ﻫﺴﺘﻨﺪ و دﻳﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺑﻌﻀﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻨﻜﺮ وﺟﻮد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺣﻘﻮق اﻳـﺮان ﻫـﺴﺘﻨﺪ ﻋﺒﺎرت «ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل » در ﻣﺎده ۱۳۱ را ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی «ﻋﺪم ﻧﻔـﻮذ » اﻳـﻦ ﻣﻌـﺎﻣﻼت داﻧـﺴﺘﻪ اﻧـﺪ . ﺑـﻪ ﻧﻈـﺮ اﻳﺸﺎن، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺬﻛﻮر ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗـﺼﻮﻳﺐ ﻣﺠﻤـﻊ
ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺗﻨﻔﻴﺬ و ﺑﺎ رد آن، ﺑﺎﻃﻞ ﺷﻮد، ﻣﻨﺘﻬﺎ درﻣﺎده ۱۳۱ ﺑﺮای رد ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ، ﻣﻬﻠـﺖ ﺳـﻪ ﺳـﺎﻟﻪ از زﻣﺎن ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﻛﺸﻒ آن در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺪم رد آن را در ﻣﻬﻠـﺖ ﻣـﺬﻛﻮر ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺤﻤﻮل ﺑﺮ رﺿﺎی ﺷﺮﻛﺖ و ﺗﻨﻔﻴﺬ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ داﻧﺴﺖ . ﺑﻪ اﻳﻦ ﻋﻠﺖ، ﺑﺮای ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺬﻛﻮر ﺗﺎ ﭘـﻴﺶ از ﺗﻨ ﻔﻴﺬ ﻳﺎ اﻧﻘﻀﺎی ﻣﺪت ﺳﻪ ﺳﺎل ﻣﻘﺮر، اﺛﺮ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻧﻤﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ از ﻣـﺎده ۱۳۱ ﻧﻤـﻲ ﺗﻮان ﻣﺆﺛﺮﺑﻮدن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه را ﺗﺎ زﻣﺎن ﺗﻨﻔﻴﺬ اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻛﺮد [۱، ج۲، ص۵۷].

ﻣﺒﻨﺎی ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻓﻮق از ﻣﺎده ۱۳۱ ﺑـﺮ ﺳـﻪ ﻣﻘﺪﻣـﻪ اﺳـﺘﻮار ﮔﺮدﻳـﺪه اﺳـﺖ : اول اﻳﻨﻜـﻪ وﺟـﻮد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺣﻘﻮق اﻳﺮ ان ﺑﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﻳﻦ ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﺳـﺎزﮔﺎر ﻧﻴـﺴﺖ . دوم اﻳﻨﻜـﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎدی در ﻓﻘﻪ اﻣﺎﻣﻴﻪ ﻛﻪ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﺎ اﺳﺖ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻧﺸﺪه و ﺳﻮم اﻳﻨﻜـﻪ ﺑﺮ ﻓﺮض اﺣﺘﻤﺎل وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻨﺎ را ﺑﺮ اﺻﻞ ﻋﺪم ﮔﺬاﺷﺖ.

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺎرﻧﺪه، اﺳﺘﺪﻻل ﻓﻮق ﺗﻤﺎم ﻧﻴﺴﺖ؛ زﻳﺮا ﻫﺮ ﭼﻨـﺪ ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺗﺤـﺖ اﻳـﻦ ﻋﻨﻮان در ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻣﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻧﺸﺪه و ﻃﺒﻖ ﻋﺎدت ذﻫﻨﻲ ﻣﺎ ﻧﺎﻣﺄﻧﻮس ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ، وﻟﻲ وﺟـﻮد ﭼﻨـﻴﻦ ﻧﻬﺎدی ﺑﺎ ﻫﻴﭽ ﻴﻚ از ﻣﻘﺮرات در ﺗﻌﺎرض ﻧﺒﻮده، ﻣﻨﻌﻲ ﻫﻢ در ﻣﻮردش دﻳﺪه ﻧﻤﻲ ﺷﻮد. ﭼﻨـﺎن ﻛـﻪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ وﺟﻮد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺑﺎب اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻛﻪ ﻣﻘﺮرات آن ﻛﺎﻣﻼً از ﻓﻘﻪ اﻗﺘﺒﺎس ﺷﺪه ﻣﺼﺪاق دارد . ﺑﻪ ﻋﻼوه ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ اﺻﻞ ﻋﺪم در ﻫﻨﮕﺎم ﺗﺮدﻳﺪ و ﺑﺎ ﻓﻘﺪ دﻟﻴﻞ ﺻـﺤﻴﺢ اﺳـﺖ، درﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ درﻣﺼﺪاق ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ و ﻣﺼﺎدﻳﻖ دﻳﮕﺮی ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﺪآﻣﺪ، ﺗﺮدﻳﺪی ﺑـﺎﻗﻲ ﻧﻤـﻲ ﻣﺎﻧـﺪ
ﺣﻤﻞ ﻋﺒﺎرت «ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل » ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی «ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ » ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ . ﻋﻠﻤﺎی ﺣﻘﻮق ﺗﺠﺎرت اﻳﺮان ﻧﻴـﺰ از ﻣﺎده ۱۳۱ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﻓﻮق اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻧﻜﺮده اﻧﺪ. ﻧﺘﻴﺠـﻪ آﻧﻜـﻪ وﺟـﻮد ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل، ﺗـﻮﻫﻢ ﻧﺒﻮده، در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﻳﺮان واﻗﻌﻴﺖ اﻧﻜﺎر ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ و ﻣﺎده ۱۳۱ ﻳﻜﻲ از ﻣـﺼﺎدﻳﻖ ﭼﻨـﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ را ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻛﺮده اﺳﺖ.

-۷ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﺠﺎت

ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﺠﺎت ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﭘﻴ ﺶ آﻣﺪﻫﺎﻳﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد ﻛﻪ در آن، ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪﻛﻤﻚ دﻳﮕﺮان ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﺸﺮ ﻃﻮری اﺳﺖ ﻛـﻪ درﻛﻤـﻚ ﺑـﻪ آﺳـﻴﺐ دﻳـﺪه و ﻧﺠـﺎت او ﺗﺮدﻳـﺪ ﺑـﻪ ﺧـﻮد را ه ﻧﻤﻲ دﻫﺪ. ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﻧﻴﺰ در ﻣﺎده ۱۷۹ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺠﺎزات اﺳـﻼﻣﻲ و ﻗـﺎﻧﻮن ﻣﺠـﺎزات ﺧـﻮدداری از
ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﻣﺼﺪوﻣﻴﻦ و رﻓﻊ ﻣﺨﺎﻃﺮات ﺟﺎﻧﻲ ﻣﺼﻮب ۱۳۵۴ ﻛﻤﻚ ﻧﻜﺮدن ﺑﻪ ﻣﺼﺪوﻣﻴﻦ ﻳﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ را ﻛﻪ دﭼﺎر ﻣﺨﺎﻃﺮات ﺟﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺟﺮم و ﻣﺮﺗﻜﺐ را ﻣـﺴﺘﺤﻖ ﻣﺠـﺎزات ﻣـﻲ داﻧـﺪ . اﻧﺠـﺎم ﻋﻤﻠﻴـﺎت ﻧﺠﺎت در اﻗﺴﺎم ﺣـﻮادث ﻣﻤﻜـﻦ اﺳـﺖ ﻣـﺴﺒﻮق ﺑـﻪ اﻧﻌﻘـﺎد ﻗـﺮاردادی در اﻳـﻦ زﻣﻴﻨـﻪ ﺑﺎﺷـﺪ ﻛـﻪ اﺻﻄﻼﺣﺎً «ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت » ﺧﻮاﻧﺪه ﻣـﻲ ﺷـﻮد . ﻋﻤـﻞ ﺷـﺨﺺ در ﻧﺠـﺎت دﻳﮕـﺮان، اﻋـﻢ از اﻳﻨﻜـﻪ ﻗﺮاردادی در ﺑﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ، ﻣﺤﺘﺮم اﺳﺖ وﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻲ اﺟﺮ ﺑﻤﺎﻧـﺪ . در ﻫﻤـﻴﻦ راﺳـﺘﺎ ﻣـﺎده ۱۷۴ ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ درﺧﺼﻮص ﻧﺠﺎت در درﻳﺎ ﻣﻘﺮر ﻣﻲ  دارد «ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧـﻮع ﻋﻤـﻞ ﻛﻤـﻚ و ﻧﺠـﺎت ﻛـﻪ دارای ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻔﻴﺪ ﺑﺎﺷﺪ اﺟﺮت ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ . اﮔﺮ ﻋﻤﻞ ﻛﻤﻚ ﻳﺎ ﻧﺠﺎت، ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﻣﻔﻴـﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ اﺟﺮﺗﻲ ﺑﻪ آن ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ و در ﻫﻴﭻ ﻣﻮرد، ﻣﺒﻠﻎ ﭘﺮداﺧﺘﻲ ﺑﻴﺶ از ارزش اﺷﻴﺎی ﻧﺠﺎت ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد .»

ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻴﺰان اﺟﺮت، ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﻗﺮاردادی در ﺑﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﺠـﺎت ﺑـﺪون ﻗـﺮارداد اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ . ﻃﺒﻖ ﻣﺎده ۱۷۸ ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ : ﻣ ﻴﺰان اﺟﺮت ﻛﻤﻚ و ﻧﺠﺎت ﺑـﺮ ﻃﺒـﻖ ﻗﺮاردادی ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﭘﺮداﺧـﺖ ﻣـﻲ ﮔـﺮدد و در ﺻـﻮرت ﻧﺒـﻮدن ﻗـﺮارداد
ﺑﻪوﺳﻴﻠﻪ دادﮔﺎه   ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ . اﻳﻦ ﺣﻜﻢ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻣﻞ ﻃﺮز ﺗﻘـﺴﻴﻢ اﺟـﺮت ﻣﺰﺑـﻮر ﺑـﻴﻦ ﻧﺠـﺎت دﻫﻨﺪﮔﺎن و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻴﻦ ﻣﺎﻟﻚ و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه و ﺳـﺎﻳﺮ اﺷﺨﺎﺻـﻲ ﻛـﻪ در ﺧـﺪﻣﺖ ﻛـﺸﺘﻴﻬﺎی ﻧﺠـﺎت دﻫﻨﺪه ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد .

ﭼﻨﺎن ﻛﻪ از ﻣﺎده ﻓﻮق ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﻗﺮاردادی را ﻛﻪ ﺑﺮای اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﺠـﺎت، ﻣﻴﺎن ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺷﺪه در رواﺑﻂ اﻳﺸﺎن ﺻﺤﻴﺢ و ﻻزم اﻻﺗﺒﺎع ﻣﻲ ،داﻧﺪ ﻣﻨﺘﻬﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻜﺘـﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﺮد ﻛﻪ ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت در ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﺎدی ﻣﻨﻌﻘـﺪ ﻧﻤـﻲ ﺷـﻮد و ﻟـﺬا ﺷـﺨﺺ ﻧﻴﺎزﻣﻨـﺪ ﻛﻤـﻚ ﺑﻪﻧﺎﭼﺎر ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﺮاﻳﻂ ﻧﺠﺎت دﻫﻨﺪه را ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد و ﻣﺜﻼً ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻴﺰان اﺟـﺮت در ﻗـﺮارداد، ﭼﻨﺪ ﺑﺮاﺑﺮ اﺟﺮت اﻟﻤﺜﻞ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﮔﺮدد. ﭘﺲ آﻳﺎ ﺻﺤﻴﺢ ﺗﻠﻘﻲ ﻛﺮدن آن ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺻﻮل اﺳﺖ؟

از دﻳﺪﮔﺎه ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﻲ، ﭼﻨﻴﻦ ﻗﺮاردادی ﻣﺸﻤﻮل ﻣﻌﺎﻣﻼت اﺿﻄﺮاری اﺳﺖ ﺑﺮاﺑﺮ ﻣـﺎده . ۲۰۶ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ : «اﮔﺮ ﻛﺴﻲ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺿﻄﺮار اﻗﺪام ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻛﻨﺪ ﻣﻜﺮه ﻣﺤﺴﻮب ﻧـﺸﺪه و ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ اﺿﻄﺮاری ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد .»

ﭘﺲ ﺻﺤﺖ ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت ﻛﻪ از اﻗﺴﺎم ﻣﻌﺎﻣﻼت اﺿﻄﺮاری اﺳﺖ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮕﻔﺘﻲ ﺷـﻮد؛ زﻳﺮا اﮔﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺟﺰ اﻳﻦ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻣـﻲ ﻛـﺮد، دﻳﮕـﺮ ﻛـﺴﻲ ﺑـﺎ ﺷـﺨﺺ ﻣـﻀﻄﺮ وارد ﻣﻌﺎﻣﻠـ ﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺻﻮرت، ﺿﺮر ﻋﺪم اﻧﺠـﺎم ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑـﺎ او ﺑـﻴﺶ از زﻳـﺎﻧﻲ ﺑـﻮد ﻛـﻪ از اﻧﺠـﺎم
ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻀﻄﺮ ﻣﻲ ﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﺿـﻄﺮاری، ﻓـﺸﺎری ﻛـﻪ ﻣـﻀﻄﺮ را ﻣﺠﺒـﻮر ﺑﻪاﻧﺠــﺎم ﻣﻌـﺎﻣـﻠﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺧﻠﻠﻲ ﺑﻪ آزادی او در اﺗﺨـﺎذ ﺗﺼﻤﻴﻢ وارد ﻧﻤﻲ آورد ﺗــﺎ ﻣﺎﻧــﻊ ﻧﻔـﻮذ ﻗـــﺮارداد ﺑﺎﺷـﺪ [۴، ج۱، ص۱۹۴].

ﻋﻠﻲ رﻏﻢ اﻋﺘﺒﺎر ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت ﻛﻪ در ﻣﺎده ۱۷۸ ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه، اﻳـﻦ ﻗـﺮارداد ﭘﺎﻳﺪاری ﺧﻮد را در ﻣﺎده ۱۷۹ ﻫﻤﺎن ﻗﺎﻧﻮن از دﺳﺖ ﻣﻲ دﻫﺪ. ﻃﺒﻖ اﻳﻦ ﻣﺎده : «ﻫﺮ ﻗﺮارداد ﻛﻤﻚ و ﻧﺠﺎت ﻛﻪ در ﺣﻴﻦ ﺧﻄﺮ و ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﻣﻨﻌﻘـﺪ ﺷـﺪه و ﺷـﺮاﻳﻂ آن ﺑـﻪ ﺗـﺸﺨﻴﺺ دادﮔـ ﺎه ﻏﻴـﺮ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺑـﻪ وﺳـﻴﻠﻪ دادﮔـﺎه ﺑﺎﻃـﻞ ﻳـﺎ ﺗﻐﻴﻴـﺮ داده ﺷﻮد… .» ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت ﺑﻪ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﺎده ﻣﺬﻛﻮر، ﺟﺰء ﻗﺮاردادﻫﺎی ﺻﺤﻴﺢ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄﺎل ﺷﻤﺮده ﻣﻲشود.

ﺑﺮﺧﻲ از ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎن از ﻣﺎده ۱۷۸و۱۷۹ ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮده اﻧﺪ ﻛﻪ وﺟـﻮد ﻳـﺎ ﻋﺪم ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت ﺗﺄﺛﻴﺮی در ﻣﻴﺰان اﺟﺮت ﻧﺪارد و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎً دادﮔﺎه ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻜﻠﻴـﻒ اﺟـﺮت را ﺗﻌﻴـﻴﻦ ﻛﻨﺪ [۹، ص ۱۸۶]. اﻳﻦ ﺳﺨﻦ زﻣﺎﻧﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﺬﻳﺮش اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳـﻚ ﻃـﺮف ﻗـﺮارداد ﻧﺎراﺿـﻲ ﺑـﻮده، ﻣﻮﺿﻮع را داد ﺑﻪ ﮔﺎه ﺑﻜﺸﺎﻧﺪ واﻟّﺎ ﻗﺮارداد ﻧﺠﺎت ﺗﺎ ﻗﺒﻞ از ﺻﺪور رأی دادﮔﺎه ﺟـﺰء ﻗﺮاردادﻫـﺎی ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻮده، ﻣﻔﺎد آن ﻣﻴﺎن ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻻزم اﻻﺗﺒﺎع اﺳﺖ.

-۸ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در اﺧﺬ ﺷﻔﻌﻪ ﺑﻪ

در ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ اﻳﺮان، ﻣﻘﺮرات اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻛﺎﻣﻼً از ﻓﻘﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ . ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣـﺎده ۸۰۸ اﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن : «ﻫﺮﮔﺎه ﻣﺎل ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻘﻮل ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻘﺴﻴﻤﻲ ﺑﻴﻦ دو ﻧﻔﺮ ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺎﺷﺪ و ﻳﻜﻲ از دو ﺷﺮﻳﻚ ﺣﺼﻪ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺑﻴﻊ ﺑﻪ ﺷـﺨﺺ ﺛـﺎﻟﺜﻲ ﻣﻨﺘﻘـﻞ ﻛﻨـﺪ ﺷـﺮﻳﻚ دﻳﮕـﺮ ﺣـﻖ دارد ﻗﻴﻤﺘـﻲ را ﻛـﻪ ﻣﺸﺘﺮی داده اﺳﺖ ﺑﻪ او ﺑﺪﻫﺪ و ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ را ﺗﻤﻠﻚ ﻛﻨﺪ . اﻳﻦ ﺣﻖ را ﺣﻖ ﺷـﻔﻌﻪ و ﺻـﺎﺣﺐ آن را ﺷﻔﻴﻊ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ».

ﭘﺲ از اﻧﺠﺎم ﺑ ﻴﻊ، ﻣﺸﺘﺮی ﻣﺎﻟﻚ ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ ﻣﻲ ﮔﺮدد و ﺗﺎ ﻗﺒﻞ از اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷـﻔﻌﻪ، ﺗـﺼﺮﻓﺎت او در ﻣﻠﻚ ﺧﻮد ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻮده، ﺣﻖ ﺗﻤﻠﻚ ﺷﻔﻴﻊ، ﻣﺸﺘﺮی را از ﺗﺼﺮف ﻣﻨﻊ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ، ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻛـﻪ ﻣﺘﻬﺐ ﻋﻠﻲرﻏﻢ ﺣﻖ رﺟﻮع واﻫﺐ، ﺣﻖ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﺼﺮف در ﻋﻴﻦ ﻣﻮﻫﻮﺑﻪ را دارد.

ﺻﺤﺖ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی، ﻣﻮرد اﺗﻔﺎق ﻓﻘﻬﺎ اﺳﺖ و ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻮل ﺧﻼف آن اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺗـﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻀﻴﻴﻊ ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ ﺷـﻮد و ﺣـﻖ ﺷـﻔﻌﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨـﺪ ﺣـﻖ ﻣـﺮﺗﻬﻦ اﺳـﺖ [۱۰، ج ۱۴، ص ۳۴۹]. ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦ ﻛﻼم آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺤﺖ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣـﺸﺘﺮی ﻣﺘﻮﻗـﻒ ﺑـﺮ اﺟـﺎزه ﺷﻔﻴﻊ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﻌﻀﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﺣﻘﻮق ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﭘﻴﺮوی از اﻳﻦ ﻧﻈﺮ، ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ را در اﺛﺮ ﺣﻖ ﺷﻔﻌﻪ ای ﻛﻪ از ﺑﻴﻊ ﺳﻬﻢ ﺷﺮﻳﻚ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪه، ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ داﻧـﺴﺘﻪ، ﺗـﺼﺮﻓﺎت ﻣـﺸﺘﺮی را ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻓﻀﻮﻟﻲ ﻣﺮاﻋﻲ ﺑﻪ ﺳﻘﻮط ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ وﻳﺎ اﺟﺎزه او ﻣﻲداﻧﻨﺪ [۱۱، ج۳، ص۳۹] . اﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ
در ﺻﻮرﺗﻲ ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ در زﻣﺮه ﺣﻘﻮق ﻋﻴﻨﻲ ﺗﺒﻌﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺣﺎل آﻧﻜﻪ ﻗﻴﺎس ﺣـﻖ ﺷﻔﻴﻊ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻣﺮﺗﻬﻦ ﻣـﻊ اﻟﻔـﺎ رق اﺳـﺖ؛ زﻳـﺮا ﺣـﻖ ﺷـﻔﻴﻊ از ﺟﻤﻠـﻪ ﺣﻘـﻮق ﻋﻴﻨـﻲ اﺻـﻠﻲ اﺳـﺖ [۱۲، ص ۲۸۸]. ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﻧﻴﺰ ﻣﻮﺟﺐ از ﺑﻴﻦ رﻓﺘﻦ ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد، زﻳﺮا ﺣﻖ ﺷـﻔﻴﻊ، ﺳﺎﺑﻖ ﺑﺮ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻮده و ﻣﻘﺘﻀﻲ ﺣﻖ ﺷـﻔﻌﻪ، ﺑﻴـﻊ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻫـﻢ ﭼﻨـﺎن وﺟـﻮد دارد .[۳۵۰ص ،۱۴ج ،۱۰]

ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺻﺤﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺸﺘﺮی ﭘﻴﺶ از اﺧﺬ ﺑـﻪ ﺷـﻔﻌﻪ و ﺑﻘـﺎی ﺣـﻖ ﺷـﻔﻴﻊ، ﭼﮕـﻮﻧﮕﻲ ﺗﻤﻠـﻚ ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ از ﻣﺸﺘﺮی ﺟﺎی ﺑﺤﺚ دارد، زﻳﺮا ﺑﺎ اﻧﺠـﺎم ﺗـﺼﺮﻓﺎت ﻧﺎﻗﻠـﻪ، دﻳﮕـﺮ ﻣـﺸﺘﺮی ﻣﺎﻟـﻚ ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﺘﻮان از او اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻛﺮد . ﭼﻨـﺎن ﻛـﻪ ﺑﻌـﻀﻲ از اﺳـﺎﺗﻴﺪ ﺑـﻪ اﻳـﻦ ﻧﻜﺘـﻪاﺷﺎره ﻛﺮده اﻧﺪ ﻋﺪم ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺳﺘﻨﺎد ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻣـﺸﺘﺮی در ﺑﺮاﺑـﺮ ﺷـﻔﻴﻊ اﻳـﻦ ﺣـﻖ را ﺑـﻪ او داده اﺳﺖ[۱۲، ص ۲۳۴]. ﺑﻪ دﻳﮕﺮ ﺳﺨﻦ، ﺑﻪ ﺷـﻔﻴﻊ اﻳـﻦ ﺣـﻖ داده ﺷـﺪه ﻛـﻪ ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻣـﺸﺘﺮی را ﺑـﺎ دﻳﮕﺮان ﻧﺎدﻳﺪه اﻧﮕﺎرد و ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻣﺸﺘﺮی را ﻣﺎﻟﻚ ﺣﺼﻪ ﻣﺒﻴﻌﻪ ﺑﺸﻤﺮد و از او اﺧﺬ ﺑﻪﺷﻔﻌﻪ ﻛﻨﺪ. ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﺑﻪ ﭘﻴﺮوی از اﺗﻔﺎق ﻧﻈﺮ ﻓﻘﻬﺎ ﺑﺮاﺑـﺮ ﻣـﺎده ۸۱۶ اﺧﺬﺑـﻪ ﺷـﻔﻌﻪ را ﻣﻮﺟـﺐ ﺑﻄـﻼن ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی داﻧﺴﺘﻪ و ﻣﻘﺮر داﺷﺘﻪ : «اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻫﺮ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را ﻛـﻪ ﻣـﺸﺘﺮی ﻗﺒـﻞ از آن و ﺑﻌﺪ از ﻋﻘﺪ ﺑﻴﻊ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻮرد ﺷﻔﻌﻪ ﻧﻤﻮده ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻃـﻞ ﻣـﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺪ ». ﺑﻄـﻼن ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﺻـﺤﻴﺢ ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻪواﺳﻄﻪ اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ، اﻳﻦ ﻣﻌﺎﻣﻼت را در زﻣﺮه ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻗﺮار ﻣﻲدﻫﺪ.

در اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺸﺘﺮی ﭘﺲ از اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻛﺎﻣﻼً ﺑﺎﻃـﻞ اﺳـﺖ ﻳـﺎ ﺑﻄـﻼن ﻧـﺴﺒﻲ اﺳـﺖ، اﺧﺘﻼف ﻧﻈﺮ وﺟﻮد دارد . ﺑﻌﻀﻲ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ ﻛـﻪ ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻣـﺸﺘﺮی در راﺑﻄـﻪ ﺑـﺎ ﻃـﺮف ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺻﺤﻴﺢ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ و اﺧﺬ ﺑﻪﺷﻔﻌﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻄﻼن اﻳﻦ ﻣﻌﺎﻣﻼت در ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﻔﻴﻊ ﻣﻲ ﺷـﻮد وﻟـﺬا
ﻋﻮﺿﻲ را ﻛﻪ ﺷـﻔﻴﻊ ﺑـﻪ ﻣـﺸﺘﺮی ﻣـﻲ ﻃـ دﻫـﺪ از آنِ ﺮف ﻣﻌﺎﻣــﻠﻪ ﺑـﺎ ﻣـﺸﺘﺮی اﺳـﺖ [۱۰، ج ۱۴،ص۲۵۳ ].

اﮔﺮ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺑﻄﻼن ﻧﺴﺒﻲ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘـﻪ ﺷــــﻮد، ﺷـﻔﻴﻊ را از اﻗﺎﻣـﻪ دﻋـــﻮا و درﺧﻮاﺳـﺖ اﺑﻄـﺎل ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻲ ﻧﻴﺎز ﻣﻲ ﻛﻨﺪ؛ زﻳﺮا ﭼﻨﺎن ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺸﺘﺮی ﺑﺎ ﻃـﺮف ﺧـﻮد ﺻـﺤﻴﺢ ﺑﺎﻗﻲ ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ [۱۲، ص ۲۹۰] ؛ وﻟﻲ از دﻳﺪﮔﺎه ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ اﻳﻦ ﻧﻈﺮ ﻗ ﺎﺑﻞ دﻓﺎع ﻧﻴﺴﺖ، زﻳـﺮا ﺑﻄـﻼنﻧﺴﺒﻲ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺘﻌﺎرف ﺑﻄﻼن ﻛﻪ درﻣﺎده ۸۱۶ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ اﺳـﺘﻌﻤﺎل ﺷـﺪه ﺳـﺎزﮔﺎری ﻧـﺪارد . ﺑﻪﻋﻼوه ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺎده ۸۱۷ ﻫﻤﺎن ﻗﺎﻧﻮن : «در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺷﺮﻳﻜﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺷﻔﻌﻪ ﺗﻤﻠﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻣـﺸﺘﺮی ﺿﺎﻣﻦ درک اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﺎﻳﻊ ….» و اﮔﺮ اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ را در ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣـﺸﺘﺮی ﻏﻴـﺮ ﻣﺒ ﻄـﻞ ﺑـﺪاﻧﻴﻢ، ﺿﺎﻣﻦ درک ﺣﺼﺔ ﻣﺒﻴﻌﻪ ﺗﻠﻘﻲ ﻛﺮدنِ ﻣﺸﺘﺮی ﺻـﺤﻴﺢ ﻧﻴـﺴﺖ . ﺑﻌـﻀﻲ از ﻓﻘﻬـﺎ اﻳـﻦ اﺣﺘ ﻤـﺎل را ﻣﻄﺮح ﻛﺮده اﻧﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻛﻪ ﻣﺎل ﻗﻬﺮاً از ﻣﻠﻜﻴﺖ ﻣﺸﺘﺮی ﺧﺎرج ﻣﻲ ﺷﻮد ﺑـﻪ ﺣﻜـﻢ ﺷـﺎرع ﻣﺸﺘﺮی، ﺿﺎﻣﻦ درک ﻫﻢ ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮد و اﻟّﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺿـﺎﻣﻦ درک را ﺑـﺎﻳﻊ داﻧـﺴﺖ، ﻧـﻪ ﻣـﺸﺘﺮی و ﺳﭙﺲ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺿﻌﻒ اﻳﻦ ﻧﻈﺮ اذﻋﺎن ﻛﺮدهاﻧﺪ[۱۰، ج۱۴، ص۳۵۲ ].

ﺑﻪﻃﻮر ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺎﻃﻞ داﻧﺴﺘﻦ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻪ واﺳﻄﻪ اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﺑﺎ واژه ﺑﻄﻼن درﻣـﺎده ۸۱۶ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﺗﻨﺎﺳﺐ دارد و ﻧﻈﺮ اﻛﺜﺮ ﻓﻘﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﺮ آن اﺳﺖ . اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻌﻀﻲ از اﺳـﺎﺗﻴﺪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ ﺑﻪاﻳﻦ ﻋﻠﺖ ﻛﻪ اﻧﺤﻼل ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺸﺘﺮی ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد ﺻﻮ رت ﻣـﻲ ﭘـﺬﻳﺮد و اﺑﻄـﺎل آن از دادﮔـﺎه درﺧﻮاﺳﺖ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم «ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺑﻄﺎل » ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎر اﺳﺖ [۱۲، ص ۲۹۰]؛ وﻟﻲ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺑﻮدن ﻳﻚ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺸﺮوط ﺑﻪ رأی ﻣﻘﺎم ﻗﻀﺎﻳﻲ در اﻳـﻦ ﺧـﺼﻮص ﻧﻴـﺴﺖ، ﺑﻠﻜـﻪ اﺑﻄـﺎل ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ اراده ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ ﺑﻪ ﻃـﻮر ﻣـﺴﺘﻘﻴﻢ ﻳـﺎ ﻏﻴـﺮ ﻣـﺴﺘﻘﻴﻢ ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد.ﻻزم ﺑﻪ ذﻛﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻃﺒﻖ ﻧﻈﺮ ﻋﺪه ای از ﻓﻘﻬﺎ، ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی اﮔﺮ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺑﻴﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﺑـﺎ اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻲ ﮔﺮدد؛ وﻟﻲ اﮔﺮ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻪ ﻏﻴـﺮ ﺑﻴـﻊ اﻧﺠـﺎم ﺷـﺪه ﺑﺎﺷـﺪ ﺗﻮﺳـﻂ ﺷﻔﻴﻊ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺎ زﻣﺎن اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ، ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮده، ﺑﺎ ا ﺧﺬ ﺑﻪﺷﻔﻌﻪ ﻣﻨﺤﻞ ﻣﻲ ﮔﺮدد و ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻳﻨﺪه اﺛﺮی ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ . در ﻫﻤﻴﻦ راﺳﺘﺎ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺳﺆال و ﺟﻮاب از ﺳﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪﻛﺎﻇﻢ ﻳﺰدی (ره ﻧﻘﻞ) می ﺷﻮد:
ﺳﺆال دو ﺷﺨﺺ در ﺧﺎﻧﻪ ای ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺷﺮﻳﻚ ﺑﻮدﻧﺪ . ﻳﻜﻲ از آن دو ﺳﻬﻢ ﺧﻮد را از ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪﺛﺎﻟﺚ ﻓﺮوﺧﺘﻪ و ﺛﺎﻟﺚ در آن ﺗﺼﺮﻓﺎﺗﻲ ﭼﻮن ﺑﻴﻊ و ﻣﺎﻧ ﻨﺪ آن ﻛﺮده اﺳﺖ . آﻳﺎ ﭼﻨـﻴﻦ ﺗـﺼﺮﻓﺎﺗﻲ ﻗﺒﻞ از اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ و آﻳﺎ اﻳﻦ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﻮﺟـﺐ از ﺑـﻴﻦ رﻓـﺘﻦ ﺣـﻖ ﺷـﻔﻌﻪﻣﻲﮔﺮدد ﻳﺎﺧﻴﺮ؟

ﺟﻮاب: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ اﻃﻼق ادﻟﻪ و ﻧﻈﺮ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺣﻖ ﺷﻔﻴﻊ ﻣﻌﻠﻮم ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻖ ﻣﺮﺗﻬﻦ ﻣﺎﻧﻊ از ﺗﺼﺮف ﺑﺎﺷﺪ، ﻇﺎﻫﺮاً ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺼﺮﻓﺎﺗﻲ ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ و اﺷﻜﺎل درﻋﺪم ﺳﻘﻮط ﺣﻖ ﺷﻔﻌﻪ ﺳـﺰاوار  ﻧﻴﺴﺖ ﻟﺬا اﮔﺮ ﺗﺼﺮﻓﺎت ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺑﻴﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﭘﺲ ﺷﺮﻳﻚ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ از ﻣـﺸﺘﺮی اول اﺧـﺬ ﺑﻪﺷﻔﻌﻪ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺻﻮرت، ﺑﻴﻊ دوم ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻲ ﮔﺮدد و اﮔﺮ از ﻣﺸﺘﺮی دوم اﺧﺬ ﺑﻪ ﺷﻔﻌﻪ ﻛﻨﺪ،ﺑﻴﻊ اول و دوم ﻫﺮ دو ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ . اﮔﺮ ﺗﺼﺮف ﻣﺸﺘﺮی ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﺑﻴﻊ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺻﻠﺢ ، ﻫﺒﻪ ﻳﺎ وﻗـﻒ و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن ﺑﺎﺷﺪ ﺷﺮﻳﻚ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﻳﻦ ﺗﺼﺮﻓﺎت را ﻓـﺴﺦ و از ﻣـﺸﺘﺮی اﺧـﺬ ﺑـﻪ ﺷـﻔﻌﻪ ﻛﻨـﺪ [۱۳،ص۲۹۲].

-۹ ﻣﺼﺪاق ﻣﺸﺘﺒﻪ در ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺗﺎﺟﺮ ورﺷﻜﺴﺘﻪ

ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺎده ۴۱۲ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت : «ورﺷﻜﺴﺘﮕﻲ ﺗﺎﺟﺮ ﻳﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺠـﺎری در ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﺗﻮﻗـﻒ از ﺗﺄدﻳﻪ وﺟﻮﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻬﺪه او اﺳﺖ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲ دﺷﻮ … ». ﺣﻜﻢ ورﺷﻜﺴﺘﮕﻲ ﭘﺲ از ﺻﺪور، آﺛﺎر ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ در ﭘﻲ دارد ﻛﻪ از آن ﺟﻤﻠﻪ اﺛﺮ ﺣﻜﻢ ﻣﺰﺑﻮر ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺗـﺎﺟﺮ ورﺷﻜـﺴﺘﻪ اﺳـﺖ .

ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺣﻜﻢ ﺑﺮ ﻣﻌﺎﻣﻼت، ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ زﻣﺎن اﻧﺠﺎم آﻧﻬﺎ دارد و ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺗﺎﺟﺮ ورﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺮ اﺳـﺎس ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﻮﻗﻒ ﺗﺎﺟﺮ و ﺗﺎرﻳﺦ ﺻﺪور ﺣﻜﻢ در ﺳﻪ ﻣﻘﻄﻊ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ا ﺳـﺖ . در اﻳـﻦ ﻗـﺴﻤﺖ ﻓﻘـﻂ ﺑﻪﻣﻮرد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﭘﻴﺶ از ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﻮﻗﻒ ﻛﻪ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺳﺖ اﺷﺎره ﻣﻲﺷﻮد.در ﻣﻮرد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺗﺎﺟﺮ ﻗﺒﻞ از ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﻮﻗﻒ، اﺻـﻞ ﺑـﺮ ﺻـﺤﺖ اﺳـﺖ و ﻣـﺎده ۴۲۴ ﻗـﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت ﺗﻨﻬﺎ در ﻳﻚ ﻣﻮرد، ﺗﺤﺖ ﺷﺮاﻳﻄﻲ، ﻗﺴﻤﻲ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺗﺎﺟﺮ را در اﻳﻦ ﻣﻘﻄـﻊ ﻗﺎﺑـﻞ ﻓـﺴﺦ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﺮده اﺳﺖ . ﻗﺎﺑـﻞ ﻓـﺴﺦ ﺑـﻮدن ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﻣﺰﺑـﻮرﻧﻴﺰ ﺻـﺤﺖ آن را ﻣﺨـﺪوش ﻧﻤـﻲ ﺳـﺎزد .ﺑﻪﻣﻮﺟﺐ ﻣﺎده ﻣﺰﺑﻮر : «ﻫﺮﮔﺎه در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻗﺎﻣـﻪ دﻋـﻮا از ﻃـﺮف ﻣـﺪﻳﺮ ﺗـﺼﻔﻴﻪ ﻳـﺎ ﻃﻠﺒﻜـﺎری ﺑـﺮ اﺷﺨﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﺟﺮ ﻃﺮف ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮده ﻳﺎ ﺑﺮ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎم ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ آﻧﻬﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﺷـﻮد ﺗـﺎﺟﺮ ﻣﺘﻮﻗـﻒ ﻗﺒﻞ از ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﻮﻗﻒ ﺧﻮد ﺑﺮای ﻓ ﺮار از ادای دﻳﻦ ﻳﺎ ﺑﺮای اﺿﺮار ﺑﻪ ﻃﻠﺒﻜﺎرﻫﺎ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﻧﻤـﻮده ﻛـﻪ ﻣﺘﻀﻤﻦ ﺿﺮری ﺑﻴﺶ از رﺑﻊ ﻗﻴﻤﺖ ﺣﻴﻦ اﻟﻤﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ آن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻓـﺴﺦ اﺳـﺖ، ﻣﮕـﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﻃﺮف ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺒﻞ از ﺻﺪور ﺣﻜﻢ ﻓﺴﺦ، ﺗﻔﺎوت ﻗﻴﻤﺖ را ﺑﭙﺮدازد . دﻋـﻮا ﻓـﺴﺦ درﻇـﺮف دو ﺳﺎل از ﺗﺎرﻳﺦ وﻗﻮع ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ در ﻣﺤﻜﻤﻪ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ میشود  .»

ﻋﻠﻲ رﻏﻢ ﺣﺬف ﻣﺎده ۲۱۸ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ، اﺻﻮل و ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﻌـﺎﻣﻼت، دﻻﻟـﺖ ﺑـﺮ ﻋـﺪم ﻧﻔﻮذ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻓﺮار از دﻳﻦ دارد [۳، ج ۲، ص ۲۶۰]. در ﻣﺎده ۲۴۲ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت ﻛﻪ ﺗـﺎﺟﺮ ﺑﻪﻗﺼﺪ ﻓﺮار از ﭘﺮداﺧﺖ دﻳﻮن، اﻗﺪام ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻛﺮده اﺳﺖ ﻗﺎﻋﺪﺗﺎً ﺑﺎﻳﺪ ﺣﻜﻢ ﺑﺮ ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ ﻣﻌﺎﻣﻠـ ﻪ ﻣﻲﺷﺪ و ﺣﺎل آﻧﻜﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪای را ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ اﻋﻼم ﻣﻲﻛﻨﺪ.

ﺑﻌﻀﻲ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎن ﺑﺎﺗﻌﺒﻴﺮ «ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ » ﻣﺬﻛﻮر در ﻣﺎده ۴۲۴ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت « ﺑﻪ ﻋـﺪم ﻧﻔـﻮذ » ﺳﻌﻲ ﻛﺮده اﻧﺪ ﺣﻜﻢ ﻣﺎده ﻣﺰﺑﻮر را ﺑﺎ اﺻـﻮل و ﻣﺒـﺎﻧﻲ ﺣﻘـﻮق ﻣـﺪﻧﻲ ﺳـﺎزﮔﺎر ﻛﻨﻨـﺪ [۱۴، ج ۱، ص۱۸۲] . در اﻳﻦ ﺻﻮرت، اﺻﻄﻼح ﻗ ﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﺑـﺎ ﻋﻘـﺪ ﻗﺎﺑـﻞ ﻓـﺴﺦ ﻣـﺼﻄﻠﺢ در ﺣﻘـﻮق اﻳـﺮانﻣﺘﻔﺎوت ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و ﺣﻤﻞ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﺑﺮ اﺻﻄﻼح ﻳﺎد ﺷﺪه ﺗﻮﺳـﻂ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕـﺬار ﺑـﻲ ﺳـﺎﺑﻘﻪ و ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ . ﺑﻪ ﻋﻼوه در ﻣﺎده ۴۲۵ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت ﺑﻼﻓﺎﺻـﻠﻪ اﺛـﺮ ﻓـﺴﺦ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑﻴـﺎن ﺷـﺪه اﺳﺖ.

ﺑﻌﻀﻲ از اﺳﺎﺗﻴﺪ ﻧﻴﺰ «ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ » در ﻣﺎده ﻣﺰﺑﻮر را « ﺑﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل » ﻣﻌﻨـﺎ ﻛـﺮده، ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ :

«ﻣﻌﻨﺎی ﻓﺴﺦ در ﻣﺎده ۴۲۴ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ از روز اﻧﻌﻘﺎد ﻣﻨﺤﻞ ﺷﻮد و اﺛﺮی ﺑﻪ ﺑﺎر ﻧﻴﺎورد، ﻧــﻪ اﻳﻨﻜــﻪ ﻣﻨــﺎﻓﻊ ﻣــﺎل در ﻓﺎﺻــﻠﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠــﻪ و ﺣﻜــﻢ دادﮔــﺎه از آن اﻧﺘﻘــﺎل ﮔﻴﺮﻧــﺪه ﺑﺎﺷــﺪ»[۳، ج۲،ص۲۵۹]. در ﺗﺄﻳﻴﺪ اﻳﻦ ﻧﻈﺮ، ﻣﻲ ﺗﻮان اﺿﺎﻓﻪ ﻛﺮد ﻛﻪ «ﻗﺎﺑﻞ ﻓ ﺴﺦ» در ﻣﺎده ﻣﺰﺑﻮر ﺗﺮﺟﻤﻪ اﺻﻼحﻓﺮاﻧﺴﻮی annulable ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل اﺳﺖ.

در ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮش اﻳﻦ ﻧﻈﺮ، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺬﻛﻮر در زﻣﺮه ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، وﻟـﻲ ﻗﺒﻮل آن در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان از ﺟﻬﺎت زﻳﺮ دﺷﻮار ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﻲرﺳﺪ:

اوﻻً ﭼﻨﺎن ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ در ﻣﺎده ۴۲۵ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت ﺑﻪ اﺛﺮ ﺻـﺪور ﺣﻜـﻢ ﻓﺴﺦ ﭘﺮداﺧﺘﻪ، آﺛﺎر ﺑﻄﻼن ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺗﺎﺟﺮ ورﺷﻜﺴﺘﻪ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﻪ ﺻﻮری ﻳﺎ ﻣﺴﺒﻮق ﺑﻪ ﺗﺒـﺎﻧﻲ ﺑـﻮدن آﻧﻬﺎ در ﻣﺎده ۴۲۶ ﻫﻤﺎن ﻗﺎﻧﻮن ﻋﻨﻮان ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺛﺎﻧﻴﺎً ﺗﻌﺒﻴﺮ از ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﺑﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄـﺎل، ﺧﻼف ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺎده ۴۲۴ ﻗـﺎﻧﻮن ﺗﺠـﺎرت اﺳـﺖ . ﺛﺎﻟﺜـﺎً ﻛﻠﻤـﻪ annulation در زﺑـﺎن ﻓﺮاﻧـﺴﻪ ﻫـﻢ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎی اﺑﻄﺎل اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻓﺴﺦ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ [۱۴، ج ۱، ص ۱۸۲]؛ اﻣـﺎ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕـﺬار اﻳـﺮان در ﺗﺪوﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت آن را ﺑﺎ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺴﺦ ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮده اﺳﺖ . ﻧﺘﻴﺠﻪ آﻧﻜﻪ اﻳﻦ ﮔﺮوه از ﻣﻌـﺎﻣﻼت را ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺎرﻧﺪه ﻧﻤﻲ ﺗﻮان از ﻣﺼﺎدﻳﻖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺷﻤﺮد و از ﻫﻤﻴﻦ رو، ﺗﺤﺖ ﻋﻨـﻮان اﻧﺪ ﻣﺼﺪاق ﻣﺸﺘﺒﻪ ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ .

۱۰- ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻄﺒﻴﻘﻲ

در ﺣﻘﻮق ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﻋﻘﻮد ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻳﻜﻲ از وﺿﻌﻴﺘﻬﺎی ﺻﺤﺖ، ﺑﻄﻼن ﻣﻄﻠـﻖ، ﺑﻄـﻼن ﻧـﺴﺒﻲ و
ﻴﺖﻗﺎﺑﻠ ﻓﺴﺦ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻋﻘﺪ ﺻﺤﻴﺢ و ﻣﻌﺘﺒﺮ، ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻤﺎم ﺷﺮاﻳﻂ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ را دارد .
اﻣﺎ ﻋﻘﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻄﻠﻖ ﻳﺎ ﻧﺴﺒﻲ ﻳﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ، ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﺷﺮاﻳﻂ اﻋﺘﺒﺎر ﻳﺎ ﺑﻘﺎی ﻋﻘـﺪ را
ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
وﺿﻌﻴﺖ ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻗـﺎﻧﻮن ﺑـﺮای آن ﻫـﻴﭻ اﺛـﺮی ﻧﻤـﻲ ﺷﻨﺎﺳـﺪ و ۱ ﺑﻄﻼن ﻣﻄﻠﻖ ﻳﺎ ذاﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺰ در ﻋﺎﻟﻢ ﺣﻘﻮق ﺑﻪ وﺟﻮد ﻧﻴﺎﻣـﺪه اﺳـﺖ . ﺑﻌـﻀﻲ از ﻧﻮﻳـﺴﻨﺪﮔﺎن ﻗـﺪﻳﻤﻲ ﺗﻔﺎوت ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪه  اﻧﺪ اﮔﺮ ﻋﻘﺪی ﺗﻤﺎﻣﻲ ۲ ﺣﻘﻮق ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﻣﻴﺎن ﺑﻄﻼن ﻣﻄﻠ ﻖ ﻋﻘﺪ و ﻋﻘﺪ ﻏﻴﺮ ﻣﻮﺟﻮد ﺷــﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳــﻲ ﺑــﺮای ﺻــﺤﺖ ﻣﻌﺎﻣﻠــﻪ را دارا ﺑﺎﺷــﺪ، وﻟــﻲ ﻳﻜــﻲ از ﺷــﺮاﻳﻂ ﻻزم ﻋﻤــﻮﻣﻲ ﻳــﺎ ﺧﺼﻮﺻﻲ را ﻓﺎﻗﺪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺜﻞ آﻧﻜﻪ ﻋﻘﺪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻧﻈﻢ ﻋﻤﻮﻣﻲ و اﺧﻼق ﺣﺴﻨﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﻤﺮده ﻣﻲ ﺷﻮد، وﻟﻲ ﻋﻘﺪ ﻏﻴﺮ ﻣﻮﺟﻮد، ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﺷـﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳـﻲ ﺑـﺮای ﺻـﺤﺖﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را ﻓﺎﻗﺪ ﺑﺎﺷﺪ . از ﻧﻈﺮ ﻋﻤﻞ، ﻋﻘﺪ ﺑﺎﻃﻞ و ﻏﻴﺮ ﻣﻮﺟﻮد ﺗﻔﺎوﺗﻲ ﻧﺪارﻧﺪ و ﻟﺬا در ﺣﻘﻮق اﻣﺮوز اﻳﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪی ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد اﺳﺖ. [۱۵، ص۱۸۳].

وﺿﻌﻴﺖ ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻊ ﺑﻮدن ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳﻲ ﺑـﺮای ﺻـﺤﺖ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ، ۳ ﺑﻄﻼن ﻧﺴﺒﻲ ﺷﺮاﻳﻄﻲ را ﻛﻪ ﺑﺮای ﺣﻔﻆ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻳﻜﻲ از ﻣﺘﻌﺎﻣﻠﻴﻦ اﺳﺖ دارا ﻧﺒﺎﺷـﺪ . ﺑـﺮای ﺣﻤﺎﻳـﺖ از ﺷـﺨﺺ ﻣﺰﺑﻮر، ﻗﺎﻧﻮن ﺑﻪ او اﺟﺎزه اﻧﺤﻼل ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را داده و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻋﻠﺖ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﺑﻄﺎل ﻋﻘﺪ را ﺑﺨﻮاﻫـﺪ . اﻣﺎ اﮔﺮ اﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻋﻘﺪ را ﺑﻪ ﺣﺎل ﺧﻮد واﮔﺬارد، آﺛﺎر ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ آن ﺟﺮﻳﺎن ﭘﻴﺪا ﻣـﻲ ﻛﻨـﺪ . ﺑـﻪ ﻫﻤـﻴﻦ ﻛﻨـﺪ ﻳـﺎ در ۵ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد. اﮔﺮ ﺷﺨﺺ ﻣﺰﺑـﻮر ﻋﻘـﺪ را ﺗﺄﻳﻴـﺪ ۴ ﺳﺒﺐ ﭼﻨﻴﻦ ﻋﻘﺪی ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻣﻬﻠﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ، اﺑﻄﺎل آن را از دادﮔﺎه درﺧﻮاﺳﺖ ﻧﻜﻨﺪ، دﻳﮕﺮ اﻣﻜﺎن اﺑﻄﺎل وﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ .

ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻋﻘﺪ ﺑﺎ ﺗﻨﻔﻴﺬ آن ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ . ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻋﻘﺪ، ﺳﺒﺐ ﺳﻘﻮط ﺣﻖ اﺑﻄﺎل ﻋﻘﺪ و ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑـﻞ اﻧﺤـﻼل ﺷﺪن آن ﻣﻲﮔﺮدد.ﻣﻮارد ﺑـﻄﻼن ﻧﺴﺒﻲ در ﺣﻘـﻮق ﻓﺮاﻧﺴـﻪ ﻋﺒﺎرﺗـﻨـﺪ از: اﻛﺮاه، ﺗﺪﻟﻴﺲ، اﺷﺘﺒﺎه، ﻋﺪم اﻫﻠـﻴﺖ،ﻓﺮوش ﻣﺎل ﻏﻴﺮ ﺑـﺪون اذن ﻣﺎﻟﻚ، و ﺑﻄﻼن ﻧﺎﺷﻲ از ﺿﺮر.

ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺎده ۱۱۱۷ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ :

«ﻗﺮارداد ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ اﺷﺘﺒﺎه، اﻛﺮاه ﻳـﺎ ﺗـﺪﻟﻴﺲ اﻣـﺮﺣﻘﻮﻗﻲ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻴﺴﺖ . ﭼﻨﻴﻦ ﻗﺮاردادی ﺻﺮﻓﺎً ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎه ﻛﻨﻨﺪ ه ﺣﻖ ﻣﻲ دﻫﺪ ﺑﻄﻼن ﻳﺎ ﻓـﺴﺦ ﻗـﺮاردادرا ﺑــﻪﻧﺤــﻮی و در ﻣــﻮاردی ﻛــﻪ در ﺑﺨــﺶ ﻫﻔــﺘﻢ، ﻣﺒﺤــﺚ ﭘــﻨﺠﻢ ﻓــﺼﻞ ﺣﺎﺿــﺮ، ﺗــﺸﺮﻳﺢ ﺷــﺪ درﺧﻮاﺳﺖ ﻛﻨﺪ» [۱۶ ص ، ۱۴].

ﻃﺒﻖ ذﻳﻞ ﻣﺎده ﻣﺬﻛﻮر و ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺎده ۱۳۰۴ ﻗﺎﻧﻮن ﻣـﺪﻧﻲ ﻓﺮاﻧـﺴﻪ، ﻣـﺮور زﻣـﺎن دﻋـﻮای ﺑﻄﻼن ﻳﺎ ﻓﺴﺦ ﻗﺮارداد ﺗﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎل ﻗﺎﺑﻞ ﻃﺮح اﺳﺖ . در ﻣﻮرد اﻛ ﺮاه اﻳﻦ ﻣﺪت از روز رﻓـﻊ اﻛـﺮاه و در ﻣﻮرد اﺷﺘﺒﺎه ﻳﺎ ﺗﺪﻟﻴﺲ، ﻣﺪت از روز ﻛﺸﻒ آﻧﻬﺎ آﻏﺎز ﻣﻲﺷﻮد [۱۶ ص ، ۷۳].
ﻃﺒﻖ ﻣﺎده ۱۱۲۳ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ : «ﻫﺮ ﺷـﺨﺺ ﻣـﻲ ﺗﻮاﻧـﺪ ﻗـﺮارداد ﺑﺒﻨـﺪد، ﻣﮕـﺮ اﻳﻨﻜـﻪﻗﺎﻧﻮن، ﻋﺪم اﻫﻠﻴﺖ او را اﻋﻼم ﻛﺮده ﺑﺎﺷﺪ ». و ﻣﺎده ﺑﻌﺪی ﺻﻐﺎری را ﻛﻪ ﺣﺠﺮ آﻧﺎن رﻓﻊ ﻧﺸﺪه واﺷﺨﺎص ﻛﺒﻴﺮ ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﻘﺮر درﻣﺎده ۴۸۸ ﻗﺎﻧﻮن را ﻓﺎﻗﺪ اﻫﻠﻴـﺖ ﻣﻌﺮﻓـﻲ ﻣـﻲ ﻛﻨـﺪ .

ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﺤﺠﻮرﻳﻦ، ﻃﺒﻖ روﻳﻪ ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ از اﻳﺸﺎن، ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺴﺒﻲ اﻋﻼم ﺷﺪه اﺳﺖ. در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻣﻬﻠﺖ اﺑﻄﺎل اﻳﻦ ﻗﺴﻢ ﻗﺮاردادﻫـﺎ، ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﺎده ۱۳۰۴ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧــﻲ ﻓﺮاﻧـﺴﻪ، ﻣﻬـﻠﺖ ﭘﻨ ﺞ ﺳﺎل از روز ﺑﻠﻮغ ﻳﺎ رﻓﻊ ﺣـﺠﺮ ﺟـﺮﻳﺎن ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ و در ﻣﻮرد اﻋﻤﺎل اﻓـﺮاد ﺑـﺎﻟﻎ ﺗﺤـﺖ ﻗﻴﻮﻣﺖ، ﻣﺪت از روز اﻃﻼع از آﻧﻬﺎ ﻳﺎ از زﻣﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ در ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﻛﻪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﺄﻳﻴـﺪ ﺑﺎﺷـﻨﺪ، ﺟﺮﻳﺎن ﻣﻲ . ﻳﺎﺑﺪ در ﻣﻮرد وارث ﺷﺨﺺ ﻣﺤﺠﻮر، ﻣﺪت در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻗﺒﻼً ﺟﺮﻳﺎن ﻧﻴﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ، ﺻﺮﻓﺎً از روز ﻓﻮت ﺷﺨﺺ ﻣﺰﺑﻮر، ﺟﺮﻳﺎن ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ [۱۶، ﺺﺻ ۷۳ ، ۱۵].
ﻓﺮوش ﻣﺎل ﻏﻴﺮ، ﺑــﺪون اذن ﻣﺎﻟﻚ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺎده ۱۵۹۹ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻓﺮاﻧـﺴﻪ ﺑﺎﻃـﻞ اﺳـﺖ .

روﻳﻪ ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﻧﻴﺰ اﻳﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺴﺒﻲ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﺮده؛ اﻣـﺎ اﻳـﻦ روﻳـﻪ ﻣـﻮرد اﻧﺘﻘـﺎد ﺑﺮﺧﻲ ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﻬﺎ واﻗﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ ص ،۲ج ،۶۳ ]۱].

ﻧﻬﺎﻳﺘﺎً ﻃﺒﻖ ﻣﺎده ۱۶۷۴ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ، اﮔﺮ ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﻣﺎل ﻏﻴـﺮ ﻣﻨﻘـﻮل، ﺑـﻴﺶ از ﻫﻔـﺖ دوازدﻫﻢ ﻗﻴﻤﺖ ﻣﺒﻴﻊ ﻣﺘﻀﺮر ﺷﻮد، ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﻋﻼم اﻧﺤﻼل ﻋﻘﺪ را از دادﮔﺎه درﺧﻮاﺳﺖ ﻛﻨﺪ.

ﻣﻨﻈﻮر از ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻓﺴﺦ، وﺿﻌﻴﺖ ﻋﻘﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ در اﺻﻞ ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ، اﻣـﺎ ﺑـﻪ وﺳـﻴﻠﻪ ﻳـﻚ ﻃﺮف ﻳﺎ ﻫﺮ دو ﻃﺮف ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻓﺴﺦ و ﻣﻨﺤﻞ ﺷﻮد. در ﻋﻘﺪ آﻧﻲ، ﻓﺴﺦ، ﺳﺒﺐ زوال ﻋﻘﺪ از اﺑﺘﺪای ﺗﺸﻜﻴﻞ آن اﺳﺖ و ﻟﺬا ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻋﻘﺪی، ﻋﻘﺪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ۱[ ص ،۲ج ، ۵۸].در ﻗﺎﻧﻮن ﺗﻌﻬﺪات ﺳﻮﺋﻴﺲ، ﺻﺮف ﻧﻈﺮ از اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺟﺰﺋﻲ ﻣﻘﺮرات، وﺿﻌﻴﺖ، ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻓﺮاﻧﺴﻪ اﺳﺖ [۱۷].

در ﺣﻘﻮق اﻧﮕﻠﻴﺲ، ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺑ ﻮدن ﻗﺮاردادﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨـﻮان ﻳـﻚ ﺿـﻤﺎﻧﺖ اﺟـﺮا ﺑـﺮای رﻋﺎﻳـﺖ ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ در ﺣﻘﻮق ﻗﺮاردادﻫﺎ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ . از ﻣـﻮاردی ﻛـﻪ ﻣﻮﺟـﺐ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺷﺪن ﻗﺮارداد ﻣﻲﮔﺮدد، ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺧﻼف واﻗﻊ و ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﻐﺎر اﺳﺖ: ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ اﺻﻞ اﺳﺎﺳﻲ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺧﻼف واﻗﻊ ﺑﺮ ﻗﺮارداد آن اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻗـﺮارداد را ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﻣﻲ ﺳﺎزد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﻄﻼن آن ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﻗﺮارداد ﺗـﺎ زﻣـﺎﻧﻲ ﻛـﻪ ﺗﻮﺳـﻂ ﻃـﺮف ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻛﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮد ﻣﻌﺘﺒﺮ اﺳﺖ . ﺑﺎ ﻣﻌﻠﻮم ﺷﺪن ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺧﻼف واﻗﻊ در ﻗﺮارداد، ﻃﺮف ﺗﻮﺻﻴﻒ، ﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺑﻄﻼن آن ﺷﻮد و ﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻗﺮارداد را ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻛﻨﺪ . ﻗﺮارداد ﺑ ﺎ اﻣﺘﻨﺎع ﻃﺮف ﺗﻮﺻﻴﻒ از ﻣﻔﺎد آن ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻲ ﮔﺮدد و در اﻳﻦ ﺻﻮرت، ﻗﺮارداد از ﻫﻤﺎن اﺑﺘﺪا ﭘﺎﻳـﺎن ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن اﺳﺖ ﻛﻪ از اول ﺑﻪوﺟﻮد ﻧﻴﺎﻣﺪه اﺳﺖ [۱۸ ص ، ۲۸۶].

ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺻﻐﺎر، ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل اﺳﺖ، ﻳﻌﻨﻲ ﻋﻠﻲ رﻏﻢ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮای ﺻـﻐﻴﺮ اﻳﺠـﺎد اﻟﺘـﺰام ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، وﻟﻲ او ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻗ ﺒﻞ از رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺳﻦ ﺑﻠﻮغ ﻳﺎ ﻇﺮف ﻣﻬﻠﺖ ﻣﻌﻘﻮﻟﻲ ﭘﺲ از ﺑﻠـﻮغ، ﭼﻨـﻴﻦ ﻗﺮاردادﻫﺎﻳﻲ را ﻧﭙﺬﻳﺮد . ﻗﺮاردادﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در اﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ﻗﺮاردادﻫﺎی ﻓﺮوش ﻳﺎ ﺧﺮﻳﺪ زﻣﻴﻦ، اﺟـﺎره، ﻗﺮاردادﻫـﺎی ﺧﺮﻳـﺪ ﺳـﻬﺎم، ﻗـﺮارداد ﺗﻌﻴـﻴﻦ ﺣﻘـﻮق ﻣـﺎﻟﻲ ﻃـﺮﻓﻴﻦ ازدواج، ﻗﺮاردادﻫﺎی ﺷﺮﻛﺖ [۱۸ ،ص۴۳۳].

۱۱- ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﻴﺮی

در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﻳﺮان، ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻳﻜﻲ از ﺳﻪ وﺿﻌﻴﺖ ﺻﺤﺖ، ﺑﻄﻼن و ﻋﺪم ﻧﻔﻮذ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺻﺤﻴﺢ، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻠﻴﻪ ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺎﺳﻲ آن رﻋﺎﻳﺖ ﺷﺪه و ﻫﻴﭻ ﻋﻴﺐ و ﻧﻘﺼﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای اﻃـﻼق ﻣـﻲ ﺷـﻮد ﻛـﻪ وﺟـﻮد و ﻋـﺪم آن ﻳﻜﺴﺎن ﺑﻮده، در ﻋﺎﻟﻢ ﺣﻘﻮق اﺛﺮی ﻧﺪارد . ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ای را ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪدﻟﻴـﻞ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﺎﻗﺺ ﺑﻮدن اﺛﺮی ﻧﺪارد، وﻟﻲ در ﺻﻮرت رﻓﻊ ﻧﻘﺺ ﻣﻲ ﺑﻪﻳﻚ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺻـﺤﻴﺢ ﺗﺒـﺪﻳﻞ و ﻳـﺎ در ﺻﻮرت رد، ﺑﺎﻃﻞ ﮔﺮدد.

وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ وﺿﻌﻴﺖ ﺟﺪﻳﺪی ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﺷـﻮد . ﺗﺒـﺪﻳﻞ وﺿـﻌﻴﺘﻬﺎ ی ﺣﻘﻮﻗﻲ را ﻣﻲ ﺗﻮان در ﻓﺮوض ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺼﻮر ﻛﺮد ﻛﻪ از ﺟﻤﻠﻪ اﻳﻦ ﺣﺎﻻت، ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﻋﻘـﺪ ﺻـﺤﻴﺢ ﺑﻪﺑﺎﻃﻞ اﺳﺖ . ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺻﺤﻴﺤﻲ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺑﻄﺎل دارد «ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل » ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻏﻴﺮ ﻧﺎﻓﺬ و ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺴﺦ ﻛﺎﻣﻼً ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ.

وﺟﻮد ﻧﻬﺎد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان ﻣﻮرد ﺗﺮدﻳﺪ ﺑﻮده، ﺑﻌﻀﻲ از ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﻬﺎ آن را ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ و ﻓﻘـﻪ اﻣﺎﻣﻴـﻪ داﻧـﺴﺘﻪ اﻧـﺪ و ﺣـﺪاﻛﺜﺮ ﺑـﺎ ﺗﺮدﻳـﺪ در وﺟـﻮد ﭼﻨـﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ، اﺻﻞ ﻋﺪم را ﺟﺎری ﻣﻲ . ﻛﻨﻨﺪ ﻧﻬﺎﻳﺘـﺎً وﺟـﻮد ﻣﻌـﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل در ﺣﻘـﻮق اﻳـﺮانﺑﻪﻧﻈﺮ اﻳﺸﺎن ﺗﻮﻫـﻤﻲ ﺑﻴﺶ ﻧﻴﺴﺖ.

در اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ﺳﻌﻲ ﺷﺪ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﻲ اﻳﻦ ﻧﻬﺎد ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ در ﺣﻘﻮق اﻳﺮان، ﺟﺎﻳﮕﺎه آن در ﻣﻴﺎن ﻣﻘﺮرات روﺷﻦ ﺷﻮد . در اﻳﻦ راه از دو روش ﺳﻮد ﺑﺮدﻳﻢ : اول در ﻛﻠﻴﺎت ﺑـﺎ ﻣﻌﺮﻓـﻲ اﻳـﻦ ﻧﻬـﺎد ﻣﻌﻠﻮم ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺗﻌﺎرﺿﻲ ﺑﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻳﺎ ﻓﻘﻪ اﻣﺎﻣﻴﻪ ﻧـﺪارد وﺻـﺮﻓﺎً ﻳـﻚﻧﻬﺎد ﻧﺎﻣﺄﻧﻮس اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻋﺎ دت ذﻫﻨﻲ، ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد. دوم آﻧﻜﻪ در ﻣﻘـﺮرات داﺧﻠـﻲ،ﻣﺼﺎدﻳﻘﻲ از اﻳﻦ ﻗﺴﻢ ﻣﻌﺎﻣﻼت در ﺣﻘﻮق ﺗﺠﺎرت، ﻣﺪﻧﻲ و درﻳﺎﻳﻲ ﻧﺎم ﺑﺮده ﺷـﺪ . ﺑـﺪﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴـﺐ ﺗﺮدﻳﺪی در وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎدی درﺣﻘﻮق اﻳﺮان ﺑﺎﻗﻲ ﻧﻤﻲ . ﻣﺎﻧﺪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﺣﻘﻮق ﻛـﺸﻮرﻫﺎیاروﭘﺎﻳﻲ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﺳﻮﺋﻴﺲ و اﻧﮕﻠﻴﺲ ﻛﻪ در آﻧﻬﺎ ﻗﺎﺑﻞ اﺑﻄﺎل ﺑﻮدن ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺿﻤﺎﻧﺖاﺟﺮای رﻋﺎﻳﺖ ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ، در ﺣﻘﻮق اﻳـﺮان، ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺑـﻮدن ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﻴﻨﻲ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻧﺸﺪه و ﺗﻨﻬﺎ درﻣﻮاردی ﻛﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻛﺮده ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺎﺑﻞﭘﺬﻳﺮش اﺳﺖ

منبع : کانون وکلای دادگستری اصفهان
بخش بسیاری از خدمات سایت وکالت آنلاین رایگان میباشد ولی شما میتوانید با اهداء کمک های مالی خود ما را در خدمت رسانی بهتر یاری نمایید.

موضوعات مرتبط

مطالب مرتبط

مزایای قرارداد ارفاقی در توسعه فضای کسب و کار
خداحافظی با قراردادهای دائم در ایران
رای شماره 309 الی 313 هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال مصوبات شورای اسلامی شهرهای کرمانشاه
ماشین توقیفی را به من فروختند، خواستم شکایت کنم گفتند بجایش زمین و چک بگیر، زمین، ملی شده بود و چک سرقتی، چه کنم؟
امکان پیگیری قانونی معامله ای که در آن فریب خورده ایم حتی بعد از چند سال هم وجود دارد
قراردادهایی که پیش از خواندن امضاء می شوند!
قرارداد رحم جایگزین یا مادر واسطه
بسیاری از دعاوی املاک ناشی از معامله در بنگاه هاست
رای شماره 31 هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع قرارداد کار مدت معین مشمول قانون کار نبوده و خارج از مقررات قانون کار میباشد
شرایط اساسی صحت معامله

دیدگاه های شما

نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
نظر :
اختصاصی برای مدیر سایت ( درصورت انتخاب این گزینه نظر شما در وب سایت دیده نخواهد شد )
 
لطفا از ارسال سوالات حقوقی در این صفحه خودداری نمائید . به سوالات حقوقی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
 
 
کد امنیتی :
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

مشاوره تلفنی با وکیل 09128304909

 
وضعیت حقوقی احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه توصیه های حقوقی به خریداران خودرو حضانت در آیینه قانون مهریه بهترین سن اعلام فرزند خواندگی به کودک ، پیگیری اعطای تابعیت به کودکان دارای مادر ایرانی مطالبه وجه بیشترین پرونده های وارده به شوراهای حل احتلاف فساد از طریق خدشه وارد کردن بر سیاست دولت باعث اتلاف منابع ملی می شود تشریح قوانین تملک آپارتمان ها توسط معاون رییس کل دادگستری تهران بیش از 90 سیستم رایانه ای طلا فروشان تهرانی طعمه کیلگرها شد تصویب موافقتنامه همکاری ایران و لهستان در مبارزه با جرایم سازمان یافته قانون تسهیل ازدواج پرونده ای گمشده در بایگانی دولت ها حضور وراثت جدید پس از انجام مراحل انحصار وراثت تغییر کاربری اراضی زراعی با لحاظ شرایطی امکان پذیر است آیا تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغ ها امکان پذیر است ؟ 2 زندانی محکوم به قصاص از اعدام نجات یافتند نمایش یک کیلو بال مگس پیرامون مهریه های نامعقول سوال درباره رفتارهای پرخطر جنسی در اتوبوس های ایدز مولاوردی : سند اشتغال پایدار برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تدوین شد تعیین مرجع تجدید نظر قرارهای ماده 273 قانون آیین دادرسی کیفری در دیوان عالی کارتن خوابی کودکان را به 123 اطلاع دهید