جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09107644194 در تماس باشید.

تفاوت-حکم-رشد-با-سند-قانونی

سن قانونی به سنی گفته می‎شود که فرد در آستانه بزرگسالی قرار دارد و در قانون به طور مشخص اعلام شده است و افراد از این سن می‎‌توانند بر اقدامات قانونی خود کنترل داشته باشند و بدون نیاز به والدین یا سرپرست‎شان، برای امور قانونی خود تصمیم بگیرند.

سن قانونی سنی است که فرد در آستانه بزرگسالی قرار دارد و در قانون به طور مشخص اعلام شده است. افراد از این سن می‎‌توانند بر اقدامات و مسئولیت‌های قانونی خود کنترل داشته باشند و بدون نیاز به والدین یا سرپرست‎شان، برای امور قانونی خود تصمیم بگیرند. در بسیاری از کشورها از جمله کشور ایران سن قانونی 18 سال تمام عنوان شده است. اما در متون دینی سن خاصی برای رشد فرد در نظر گرفته نشده و تنها از آن به عنوان بلوغ نکاح یا رشد یاد می‌شود.  

طبق آیات قرآن، فردی که قدرت ازدواج و تشکیل خانواده داشته باشد، به بلوغ رسیده است.  

 معنای حکم رشد

در قانون برای اینکه افراد بتواند نسبت به اعمال حقوقی و معاملاتی خود استقلال و آزادی داشته باشند، یک سن قانونی در نظر گرفته شده است و زمانی که فرد به این سن برسد، رشید فرض می‎شود و می‎تواند برای امور خود آزادانه و بدون دخالت کسی تصمیم‎گیری کند.

به طور کلی باید گفت تمام انسان‎ها دارای حق انتخاب و تصمیم‎گیری هستند؛ اما اگر توانایی اجرای حق را نداشته باشند، محجور شناخته می‎شوند.

افراد محجور به حمایت قانونگذار نیاز دارند تا بتوانند برای امور مالی و حقوقی مانند ازدواج، خرید و فروش و مواردی دیگر تصمیم بگیرند.

دوره کودکی و صغر از جمله مراحلی از زندگی است که فرد در اجرای حقوق خود اختیاری ندارد. افراد صغیر باید بعد از رسیدن به بلوغ، برای اداره امور خود رشد کافی کرده باشند تا بتوانند در این امور وارد شوند.

اگر فردی پس از رسیدن به سن بلوغ همچنان دچار اختلال قوای فکری یا جنون و سفاهت باشد، محجور شناخته شده و باید همچنان با حمایت قانون عمل کند.

 صدور حکم رشد

همه افراد زمانی که به سن قانونی برسند، می‎توانند در امور حقوقی و مالی مربوط به خود عمل کنند. برای اینکه دادگاه حکم رشد به فردی بدهد، باید آن شخص صغیر به دادگاه رجوع کرده و دادخواست خود را ثبت کند.

شخص صغیر در دادخواست خود باید به رشد کافی و امکان اداره امور خود اشاره کند. دادگاه در این شرایط تمام جوانب را بررسی کرده و در صورت نیاز او را به پزشکی قانونی می‎فرستد تا رشد کامل و سن دقیق فرد به طور کامل محرز شود.

اگر بررسی‎های صورت‎گرفته نشان دهد که فرد صغیر به رشد کامل فکری و عقلی رسیده است، دادگاه اقدام به صدور حکم رشد خواهد کرد.

این حکم برای امور مالی فرد بوده و هیچ ارتباطی با مباحث دیگر از جمله ازدواج نخواهد داشت. بعد از دریافت حکم رشد فرد می‎‌تواند بر تمام دارایی و امور مالی خود اختیار تام داشته باشد.

 صغیر ممیز و غیر ممیز

به گزارش پایگاه حقوقی یاسا، صغیر به فردی گفته می‎شود که هنوز کودک بوده و به سن بلوغ نرسیده باشد. در قانون افراد صغیر به دو دسته ممیز و غیرممیز تقسیم می‌شوند.

صغیر ممیز توانایی تشخیص خوب از بد را تا حدودی دارد و از قوه درک نسبی برخوردار است.

بیشتر افراد از سن 6 سالگی به عنوان صغیر ممیز در نظر گرفته می‎شوند؛ اما این سن قطعی نبوده و باید قاضی تشخیص دهد که آیا صغیر، ممیز به حساب می‎آید یا غیر ممیز. اگر نتوان در این مورد به اتفاق نظر رسید، کودک را غیرممیز خطاب خواهند کرد.

صغیر غیرممیز به فردی می‎گویند که هنوز به درک کاملی نرسیده و توانایی تشخیص خوب از بد را ندارد. برای این دسته از افراد نیز نمی‎توان سن خاصی را در نظر گرفت و ممکن است فردی 10 ساله باشد، اما هنوز یک صغیر غیرممیز به حساب آید.

فردی که حضانت یک صغیر را بر عهده می‎گیرد، نمی‎تواند در امور مالی او دخالت کند و حق فروش اموال او را ندارد.

 سن بلوغ جنسی و فکری

بلوغ دورانی از زندگی است که فرد دچار تغییراتی از نظر جسمی و بعضا فکری و احساسی خواهد شد. بلوغ در زمان نوجوانی فرد شکل گرفته و بسیاری از حالات او به حالات بزرگسالانه تغییر پیدا خواهند کرد. تغییراتی که در این برهه از زمان بر روی دختر و پسر شکل می‌گیرد، به دلیل ترشح هورمون‎های جنسی است.

طبق عرف و شرع، پسرها در سن 15 سالگی و دخترها در سن 9 سالگی به بلوغ رسیده و اصطلاحا بالغ می‌شوند.

فرد در سن بلوغ علاوه بر تغییرات ظاهری، دچار تغییرات روانی و رفتاری نیز خواهد شد. علاوه بر بلوغ جسمی و جنسی، هر فردی برای اینکه به تشخیص خوب و بد در زندگی برسد، باید به بلوغ عقلی یا فکری رسیده باشد.

بلوغ عقلانی مربوط به سن خاصی نیست و نمی‎توان در مورد آن به قطعیت گفت. ممکن است فردی در سن 20 سالگی به بلوغ فکری رسیده و فرد دیگری در سن بالاتر به آن برسد.

به طور کلی بلوغ فکری در بین سنین 20 تا 40 سالگی افراد اتفاق می‎افتد. از مواردی که نشان می‎دهد فرد به بلوغ فکری رسیده است، می‎توان به ایجاد تعادل بین احساس و عقل، مدیریت زمان به بهترین شکل ممکن، باور به توانایی‎های خود و پذیرفتن تغییرات، مواجه شدن با ترس‎های زندگی، تصمیم‎گیری بر اساس اولویت‌ها و زندگی صادقانه اشاره کرد.

 مراحل درخواست حکم رشد

حکم رشد نیز همانند دیگر حکم‌ها، یک دعوای حقوقی محسوب می‎شود. در این دعوا فرد علیه سرپرست خود دادخواست تنظیم می‎کند. اگر هم فرد دارای ولی یا سرپرست نباشد، باید علیه دادستان این طرح را ثبت کند.

برای طرح دعواعلیه دادستان، فرد باید هزینه دادرسی را پرداخت کرده و در دادگاه خانواده محل اقامتش، دادخواست را ثبت کند.

مدارک لازم برای درخواست حکم رشد عبارت از اسناد هویتی مانند شناسنامه و کارت ملی و در صورت لزوم یک استشهادیه مبنی بر رشد کامل شخص است.

برای درخواست حکم رشد می‎توان از طریق دادگاه خانواده یا دفاتر خدمات قضایی اقدام کرد. علاوه بر صدور حکم رشد، امکان لغو حکم نیز وجود دارد. در این شرایط فرد باید دادخواست لغو را به دادگاه ارائه کند.

دادگاه نامه‎ای را ارائه کرده تا معاینات لازم در پزشکی قانونی به همراه بررسی‎های دیگر انجام شود. سپس کلیه این نتایج به مرجع قضایی فرستاده می‎شود تا دادگاه در صورت اثبات عدم رشد، حکم را لغو کند.

 فرآیند تعیین سن

برای تعیین سن افراد باید به پزشکی قانونی مراجعه کنند. تعیین سن براساس ظاهر انجام شده و شامل معایناتی خواهد بود.

به عنوان مثال بررسی وضعیت مو، چین و چروک‎های صورت، بررسی دندان و مواردی از این قبیل از جمله معایناتی است که در پزشکی قانونی برای این دسته از افراد انجام می‎شود.

اصولا افرادی که برای تعیین سن به این پزشکی قانونی مراجعه می‎کنند، خواستار کاهش، افزایش و یا تعیین سن هستند. بسیاری از افراد به دلیل استخدام یا ازدواج خواستار کاهش یا افزایش سن‎شان هستند.

افراد زیر 18 سال زیادی هم هستند که برای دریافت دیه، ازدواج یا خروج از کشور درخواست تعیین سن ارائه می‎دهند.

برای تعیین سن نیاز به ارائه مدارکی از جمله 3 قطعه عکس، اصل شناسنامه به همراه کپی آن، اصل کارت ملی یا کپی آن و پرداخت هزینه خواهد بود.

اگر فردی پیش از رسیدن به سن قانونی بخواهد اقدام به اموری همچون خرید و فروش خودرو، ملک و... کند، می‎تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای صدور حکم رشد را مطرح کند.

حکم رشد تنها به امور مالی فرد مربوط بوده و به امور دیگری مانند ازدواج و طلاق مربوط نمی‎شود.

زمانی که فرد این حکم را از دادگاه دریافت کند، می‎تواند بدون نیاز به اجازه ولی و سرپرست خود بر روی تمام اموالش اختیار داشته باشد.