جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09133264586 در تماس باشید.

نظریه-مشورتی

با توجه به اینکه بر اساس بند «پ» مجازات حبس تعزیری" href="/tags/66892/ماده-6-قانون-کاهش-مجازات-حبس-تعزیری/" class="link">ماده 6 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب سال 1399، دادگاه در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف می تواند مجازات مصادره کل اموال را به جزای نقدی درجه یک تا چهار تبدیل کند، اولا، آیا بند قانونی یادشده شامل مصادره بخشی از اموال یا ضبط تمام یا بخشی از اموال مانند خودروهای حامل مواد مخدر با اصلاحات و الحاقات بعدی نیز می شود یا خیر؟ به عبارت دیگر بین مجازات مصادره و ضبط اموال اعم از اموال ناشی از جرم چه تفاوتی وجود دارد؟ ثانیا، آیا مقرره قانونی یادشده در خصوص جرایم مواد مخدر نیز تسری دارد یا خیر؟

اولا، بند «پ» مجازات اسلامی" href="/tags/19080/ماده-37-قانون-مجازات-اسلامی/" class="link">ماده 37 قانون مجازات اسلامی اصلاحی سال 1399 دائر بر امکان تبدیل «مصادره کل اموال» به جزای نقدی درجه یک تا چهار، منصرف از ضبط اموالی است که دلیل یا وسیله ارتکاب جرم بوده یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال یا برای استعمال اختصاص داده شده است، بلکه این بند از ماده 37 ناظر به موردی است که مصادره اموال به شرح مقرر در مجازات اسلامی" href="/tags/10795/ماده-19-قانون-مجازات-اسلامی/" class="link">ماده 19 قانون مجازات اسلامی به عنوان مجازات، مقرر شده باشد که هم اکنون تنها مصداق آن، بند «ب» ماده 20 با رعایت ماده 22 همین قانون است. بنابراین تبدیل ضبط اموالی که دلیل یا وسیله ارتکاب جرم بوده یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال یا برای استعمال اختصاص داده شده، به جزای نقدی فاقد وجاهت قانونی است. ثانیا، چون به موجب ماده 38 قانون مبارزه با مواد مخدر در مورد نحوه تخفیف مجازات های تعزیری در قانون مزبور مقررات خاصی پیش بینی شده، لذا مجازات اسلامی" href="/tags/19080/ماده-37-قانون-مجازات-اسلامی/" class="link">ماده 37 قانون مجازات اسلامی اصلاحی سال 1399 در جرایم موضوع قانون مبارزه با مواد مخدر قابل اعمال نیست.

با توجه به اینکه دادخواهی بر مبانی اصل 35 قانون اساسی از حقوقی اساسی و شهروندی افراد محسوب شده و نظر به اینکه حسب پاسخ استعلام یادشده به طور کلی مطالبه خسارت دادرسی در غیر موارد قراردادی تابع قواعد عمومی حاکم بر اتلاف و تسبیب است و از طرفی طبق قسمت میانی ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی، خوانده دعوی نیز می تواند خسارتی که عمدا از طرف خواهان با علم به غیرمحقق بودن در دادرسی به او وارد شده است را از خواهان مطالبه کند، حال سوال آن است که اثبات علم و نیز عمد خواهان در غیرمحقق بودن خود در دادرسی بر عهده خوانده دعوای مطالبه خسارات دادرسی است یا خواهان؟ به عبارت بهتر آیا منظور از عمد و علم خواهان به عدم حقانیت خود ناظر به دعوی واهی است یا آن که به صرف صدور حکم قطعی به ضرر خواهان، مطالبه خسارت دادرسی واردشده به خوانده از طرف وی در هر صورت اعم از علم و عمد خواهان به غیرمحقق بودن خود در دادرسی یا فقدان عمد و علم ایشان به این موضوع قابلیت مطالبه دارد؟

احراز شرایط مقرر در بند میانی ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی که عمد و علم خواهان به غیرمحق بودن خود در دادرسی است، شرط استحقاق خوانده برای مطالبه خسارت ناشی از دادرسی است. بنابراین ادعای یادشده هم مانند هر ادعای دیگری نیازمند اثبات است و وظیفه اثبات هم طبق عمومات دادرسی از جمله قاعده البینه علی المدعی و ماده 1257 از قانون مدنی و مواد 196،194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی، بر عهده مدعی آن (یعنی خوانده دعوای اصلی) است.