جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09126865497 در تماس باشید.

استقلال-وکلا-و-قانون-جامع-وکالت

نوشته : رحمن زارع - وکیل دادگستری  

از دست آوردهای مهم انقلاب اسلامی "استقلال" مملکت از وابستگی هائی بود که در رژیم سابق ایجاد شده وملت ورهبران انقلاب خواستارقطع آن بودند.

خاطرمان هست که یکی از سه شعار محوری انقلاب وخواسته های ملت انقلابی "استقلال" بود. اصولا موضوع داشتن استقلال یکی از نیازهای فطری وغریزی انسان است که هر انسان به مراتب "رشد" طالب آن است. بدیهی است نهادهای اجتماعی اگر بتوانند در جهت حفظ منافع مملکت مستقلا سرنوشت خویش را رقم بزنند هم بارمسئولیت دولت ها کاهش می یابد وهم حاکمیت بهتر می تواند برنهادها نظارت فائقه داشته باشد.لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری قریب شصت سال پیش مورد قبول دولت وقت قرار گرفت لیکن پس ازانقلاب، سلب استقلال جامعه وکالت همیشه در دستور کار دولتمردان قرار گرفته و دغدغه مزمن جامعه وکالت بوده است.

سوال وجواب بدیهی این است که آیا استقلال خوب است یا بد؟ همه باتفاق می گویند خوب است! جامعه وکالت می گوید در چهار چوب قوانین موضوعه اگر وکیل استقلال نداشته باشد یا مزدور است یا محجور! وکیل که مزد بگیر دولت نیست و به انسان محجورهم نمی توان وکالت داد ! متولیان امرمی گویند حالا با طرح جامع وکالت یک کاریش می کنیم !  دولت یک طرح می دهد ! مجلس یک طرح می دهد ! قوه قضائیه یک طرح می دهد ! به کانون می گویند شما هم یک طرح بدهید! طرح های متعدد با دیدگاه های متفاوت خوب است .به شرطی که طرح اصلی قبلا در ذهن تصویب کنندگان تصویب نشده باشد.اگر مسئولین امر بیایند در یک محیط سالم فکری با وکلا نشست داشته باشند وحالت رئیس و مرئوسی و تشریفاتی نباشد آیا بهتر نمی توان طرح جامع وکالت نوشت؟ مگر جز این است که ما هم مصلحت مملکت را می خواهیم؟

اگر بخواهیم نقض استقلال وکلا را بعد ازانقلاب تا کنون ذکر نمائیم سخن به درازا کشیده خواهد شد و حالا همان اندیشمندان ناقض استقلال وکلا  قانون جامع وکالت برای وکلا می نویسند!  یکی از موارد نقض استقلال کانون وکلا دادن صلاحیت نامزدهای انتخاباتی انتخابات داخلی کانون وکلا توسط نهادی خارج از کانون است یعنی انتظامی قضات" href="/tags/15778/دادگاه-عالی-انتظامی-قضات/" class="link">دادگاه عالی انتظامی قضات ! در دوره انتخابات سال هشتاد وهشت کانون وکلا(دوره بیست وششم) بسیاری از وکلای نامزد هیئت مدیره حتی اکثریت اعضای وقت هیئت مدیره که در بین آنها نماینده سابق مجلس وعضو حقوقدان سابق شورای نگهبان وجود داشت توسط انتظامی قضات" href="/tags/15778/دادگاه-عالی-انتظامی-قضات/" class="link">دادگاه عالی انتظامی قضات رد صلاحیت شدند.که بعضی از نامزدها اعتراض کردند وصلاحیتشان تائید شد ولی خویشتن داری  بعضی از آنان مانع اعتراضشان شد.دادگاه عالی انتظامی قضات چه سنخیتی برای دادن صلاحیت وکلا برای عضویت درهیئت مدیره وکلادارد نمی دانم ؟! آیا جز این است که در بسیاری مواقع سلیقه معیار دادن صلاحیت است؟ مگر اینکه فکر کنیم از تائید صلاحیت شدگان بعدی یکسری تعهدات اخلاقی گرفته شده که در فلان موضعگیری تجدید نظر کنند!( آنطور که شنیدم نبوده است) قاعده کلی این است که صلاحیت وکلا برای نامزدی هیئت مدیره توسط دادسرای کانون وکلا با لحاظ استعلاماتی که انجام می گیرد صورت پذیرد. اگر مملکت قانون داردکه دارد وملاک قانون است هر وکیلی تخطی از قانون کرد وفق قانون با او رفتار شود .کانون وکلا که یک نهاد سیاسی نیست که صلاحیت سیاسی نامزد انتخابات هیئت مدیره اش باید مورد تائید سیاسی قرار گیرد.

استقلا لی که وکلا می گویند اینست که وکیل در موضع دفاع تحت تاثیرفشار بیرونی خارج از قدرت او قرار نگیرد! ویاهمانطور که شان یک نظامی،شان یک نفر روحانی ،شان قاضی دادگستری،اقتضا دارد که مراجع قضائی خاصی که از صنف خودشان است در رابطه با وظایف خاصشان اظهار نظر کند شان یک وکیل دادگستری اقتضا دارد که مرجع قضائی خاصی که از صنف خودش می باشد در رابطه با وظایف خاصش اظهارنظر کند! چرا باید مراجع قضائی عمومی وکیل را از وکالت محروم کنند؟می گویند تفسیر ما از محرومیت از حقوق اجتماعی مقتضای چنین امری است! آیا معقول است که یک قاضی دادگستری در یک مرجع قضائی عمومی از شغلش محروم شود؟ آیا معقول است یک نفر روحانی در یک مرجع قضائی عمومی محکوم به خلع لباس شود ؟ حالا اگر وکیلی خارج از ضوابط ، در امر قضا وارد شد قانون تکلیف او را روشن کند. سی ودوسال است  استقلال وکلا به بهانه های مختلف نقض گردیده وحالا قانون جامع وکالت می خواهد کار را یکسره کند.خواستند وکلا را با استانی کردن کانون ها متفرق کنند! وحدت وکلا با تشکیل اتحادیه بیشتر شد!تعداد وکلا را با طرق مختلف افزایش دادند بدون اینکه اشتغال ایجاد کنند.وکلایا سختی را تحمل کرده ومی کنند یا به مشاغل دیگر روی آوردند!واقعیت اینست که وکلا از سطح هوشی نسبتا بالائی برخوردارند ومسئله به این سادگی حل نمی شود.آمدند بحث تعامل را پیش کشیدند وعده ای از وکلا هم به ظاهر همراهی کردند.ما گفتیم مگر خدای نا کرده وکلا تا کنون  تقابل داشته اند که حالا بخواهند تعامل کنند؟ ومضافا، تعامل شمائی که همه ی قدرت را در دست دارید با وکیلی که بجز توسل به قانون که آنهم نوشته خودتان است چیزی در اختیار ندارد چه معنائی می تواند داشته باشد؟آیا جز این است که دعوت به تعامل چیزی جز پذیرش ذلت نیست؟مسلمان شیعه وذلت؟ ایرانی وذلت؟ ایرانی جماعت به شهادت تاریخ سر خم کرده است ولی هیچگاه شکسته نشده که پس از گذر طوفان دوباره قد راست کرده است ! آمدند چند وکیلی را به اتهام امنیتی دستگیر کردند گفتند شما وکلا این قبیل افراد هستید.بگذریم از اینکه در این قبیل مسائل هم وکلا نسبت به اصناف دیگر کمترین ها را دارند.ولی ما می گوئیم بافرض صحت، حساب چند نفر را به پای چند هزاروکیل نفرننویسید. انصاف چیز خوبی است!

  وکالت یک امر تخصصی است که صالحترین افراد برای قضاوت در مورد آن مانند تمام صنفهای تخصصی، خود وکلا هستند.