جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09124321990 در تماس باشید.

ازدواج-های-منفعت-طلبانه-عامل-افزایش-جدایی

 خیلی دور نیست زمانی که خانواده‌ها در نخستین روزهای جوانی فرزندان‌شان آنان را به خانه بخت می‌فرستادند و  زوج‌های جوان هم  با کمترین امکانات زندگی خود را آغاز می‌کردند اما چند سالی است که تغییراتی در سبک زندگی ایجاد شده است و برخی به جای اینکه در سن مناسب ازدواج کنند، به بهانه‌های مختلف مانند تحصیلات و نبود امکانات اقتصادی مناسب ازدواج را به تعویق می‌اندازند.

همین موضوع به گفته کارشناسان موجب شده است تا پسران تمایل به خانواده‌هایی داشته باشند که از نظر اقتصادی در وضع مناسب قرار دارند. علیرضا محمدی، آسیب‌شناس در این باره توضیح می‌دهد. 

در گذشته ازدواج‌ها بر مبنای تفاهم بیشتر و اخلاق بود این در حالی است که امروزه این دیدگاه تغییر کرده و موضوع‌های اقتصادی سر فصل مباحث ازدواج است. بر این اساس یکی از اولویت‌های ازدواج نه تنها برای دختران بلکه برای پسران وضع اقتصادی عنوان می‌شود.

چرا؟

در زندگی کنونی با توجه به وضعی که تورم در جامعه به وجود آورده است متاسفانه برخی جوانان به جای اینکه به فکر کار کردن باشند در اندیشه این هستند که با همسرانی پولدار ازدواج کنند این تفکر در چند سال خیر در میان پسران نیز زیاد شده است به طوری که تمایل دارند تا با دخترانی که بزرگتر از آنان هستند و از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند ازدواج کنند. دراوضاع اقتصادی‌ای که جامعه دارد پسرها موقعیت کاری کمتری دارند و همچنین حاضر نیستند سر هر کاری  بروند و از طرف دیگر نکته ای که مطرح می‌کنند این است که چون دخترها در شرایط یکسان حاضر می‌شوند با حقوق و مزایای پایین‌تر مشغول به کار شوند موقعیت‌های شغلی از پسرها گرفته می‌شود.

بنابراین این موضوع منجر شده است تا پسران به سمت ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان بروند به طوری که می‌گویند سن دختربرای ما مهم نیست و اگر چندین سال هم بزرگتر باشد موردی ندارد.

نتیجه چنین ازدواج‌هایی چیست؟

همان‌طور که می‌دانید طلاق در سال‌های اخیر افزایش یافته است. زیرا جوانان به موضوع‌های حاشیه‌ای توجه می‌کنند و از اصل موضوع که تفاهم در ازدواج است دور می‌شوند و به ظاهر قضیه توجه دارند. بنابراین پس از ازدواج به تدریج اختلاف‌ها نمایان  و ادامه زندگی گاهی برای هر دو نفر دشوار می‌شود. ادامه این روند زوج را مجبور به ترک یکدیگر و جدایی می‌کند. البته یکی دیگر از عوارض ازدواج‌هایی که به قصد کسب ثروت صورت می‌گیرد تن‌پروری برخی  پسران است به طوری که تمایلی برای کار کردن ندارند و همین موضوع موجب می‌شود تا افراد به جای کار کردن به فکر به دست آوردن پول از راه‌های غیرقانونی باشند و فقط چشم‌شان به دست همسرشان باشد و همین موضوع موجب اختلاف‌های بزرگ خواهد شد.

آیا می‌توان یکی از دلایل طلاق‌های توافقی را چنین ازدواج‌هایی دانست؟

خوب است بدانید که چنین افرادی مسئولیت‌ناپذیرند و همیشه به دنبال کسی می‌گردند تا از آنان سلب مسئولیت کند این موضوع زنگ خطری برای زندگی زناشویی محسوب می‌شود زیرا ادامه این وضعیت خطرهای زیادی را برای دختران و پسران جامعه به دنبال دارد به طوری که آمار طلاق‌های توافقی را بالا برده است و به مرور نقش پسرها از نقش حامی بودن تغییر می‌کند. البته اختلاف‌ها با آمدن فرزند  شدیدتر می‌شود زیرا در این زمان زن نمی‌تواند مانند گذشته اشتغال داشته باشد و درآمد قبل را به دست بیاورد به این ترتیب مشکلات مالی و به دنبال آن مشکلات بعدی خانواده‌ها آغاز می‌شود. پس پای نفر سومی نیز در این زمینه گیر می‌افتد و کودک در آتشی می‌سوزد که دیگران برایش به پا کرده‌اند. زیرا نهایت چنین ازدواج‌هایی جدایی خواهد بود یا اگر بنا به ادامه زندگی باشد چنین زندگی‌هایی با چاشنی اختلاف تا پایان عمر همراه می‌شود.

این ازدواج چه ضرری برای خانم‌ها دارد؟

باید بدانید که خانم‌ها تمایل دارند تا در زندگی به کسی تکیه کنند.

یک زن هر قدر هم که مستقل باشد به تکیه‌گاه احتیاج دارد؛ بنابراین باید زن و شوهر از نظر عقلی هم‌سطح باشند تا مرد بتواند تکیه‌گاه مناسبی برای همسرش محسوب شود؛ اما نمی‌شود قاعده مشخصی برایش تعریف کرد؛ ممکن است مردی آن قدر در زندگی تجربه کسب کرده باشد که اگر سنش کمتر از زن هم باشد، در اداره مشکلات و مسایل جاری زندگی بتواند قدرتمندتر از او عمل کند؛ اما اگر عکس این موضوع وجود داشته باشدحضور چنین مردی در زندگی یک زن می‌تواند از نظر روحی لطمه‌های زیادی به زن وارد کند و او همسر خود را در زمره کسی که هیچ کارایی برای زندگی‌اش ندارد قرار دهد.