جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09126395699 در تماس باشید.

تاریخ رسیدگی :4/10/70 شماره دادنامه :566 مرجع رسیدگی شعبه 16 دیوان عالی کشور هیات شعبه : آقایان 000رئیس و .... عضو معاون 0

خلاصه جریان پرونده :
حسب مندرجات پرونده آقایان (الف ) و (ب ) و بانوان (ج )و (د) و (و) همگی فرزندان (ز) و (خ ) فرزند.00 به اتهام شرکت در کلاهبرداری تحت تعقیب دادسرای عمومی.00قرارگرفته اند. پس از انجام تحقیقات و صدور قرار مجرمیت به شرح کیفرخواست شماره 12560/8/69 تقاضای تعینی مجازات آنان از دادگاه کیفری دو .... شده است.پرونده در شعبه 192 دادگاه کیفری 2 مورد رسیدگی قرار گرفته است. در تاریخ 1/11/69 جلسه رسیدگی دادگاه تشکیل و آقای (ط) و خانم (ی ) شکات پرونده اظهار کرده اند شکایتمان از متهمین این است که کلاهبرداری کرده اند، مطابق قرارداد شش دانگ خانه را به ما فروخته اند و بعد از آن نامه پدرشان رادرآورده اند که یک ونیم دانگ این خانه را بفروشند وبگذارنددرصندوق قرض الحسنه و دو نفر از متهمین نیز ناظر اجرای وصیت نامه هستند. دو نفر از متهمین به نامهای (د) و (ج ) در دادگاه حضور داشته اند وسایر متهمین نیز لایحه ای ارسال و از اتهام انتسابی دفاع نموده اند. اتهام به دو نفر از متهمین حاضر تفهیم شده که اظهار کرده اندخدا شاهد است نمی دانستیم وصی نیر باید امضاء کند. سپس دادگاه ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 172246/11/69 با توضیح اینکه مرحوم (ز) پدر متهمین و شوهر(خ ) تحت شماره 6299 دفتر اسناد رسمی شماره 29 در تاریخ 3/2/67 طی وصیت رسمی نسبت به ثلث ماترک خود آقایان (ن ) و (م ) و (س ) رابه عنوان اوصیا تعیین و ترتیب عمل به وصیت را با نظارت فرزندان خود (الف ) و (ب ) قرار می دهد و به این ترتیب آقایان (الف ) و (ب ) با علم کامل و با قصد مجرمانه مرتکب انتقال مال غیر در نتیجه کلاهبرداری شده اند هر یک از آنان را مستند به ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب سال 1308 ناظر به ماده 238 سابق منوط به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری با توجه به تاریخ ارتکاب جرم به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم نموده است ودر خصوص سایر متهمین به علت عدم احراز سوءنیت آنان حکم به برائت صادر شده است.محکوم علیها نسبت به محکومیت خود و شکات نسبت به حکم برائت سایر متهمین به رای صادره اعتراض نموده اند و ریاست محترم دادگاه به شرح تصمیم قضائی مورخ 25/12/69 به نظر و رای خود باقی مانده و پرونده به شعبه 141 دادگاه کیفری یک ارجاع و در تاریخ 25/3/70 جلسه رسیدگی دادگاه با حضور شاکیان خصوصی و احد از محکوم علیهم به نام (الف ) تشکیل گردیده و شاکیان خصوصی اظهار کرده اند به شکایت خود باقی هستیم 0 دادگاه به متهم خطاب کرده هر توضیحی در اطراف تجدیدنظرخواهی خودداریدبفرمایید. در پاسخ اظهارکرده اینجانب هیچ گونه مشکلی در انتقال ملک نسبت به سهم خود به شاکیان خصوصی ندارم و خود شاکیان با مراجعه به وجدان خود آگاهند که من سوءنیت نداشته ام بنابراین پیش وجدان خود مقصر نیستم و تقاضای صدور حکم برائت خود را دارم 0 این جلسه به منظور اخذ توضیح از دو نفر وصی مرحوم (ز) تجدیدنظر شده و در تاریخ 8/4/70 در وقت فوق العاده آقای (س ) در دادگاه حاضر شده و از ایشان تحقیق شده است و دادگاه به وصی حاضر خطاب کرده آیا حاضر به تحویل ملک مورد معامله بر خریدار هستید پاسخ داده ملک در دست آقای (ل ) وصی دیگر آن مرحوم می باشد حرف او هر چه باشد حرف من هم همین است ، آقای خریدار می تواند با آقای (ل ) تماس بگیرد و رضایت ایشان را حاصل نماید، ضمنا" آقایان (الف ) و (ب )خواهر زاده های اینجانب هستند به هیچ وجه قصد کلاهبرداری نداشتند. در تاریخ 15/4/70 در وقت فوق العاده آقای (ل ) در دادگاه حاضر و اظهار کرده حاضر نیستم موضوع وصیت نامه را به مبلغ قولنامه به خریداران منتقل نمایم 0 سپس دادگاه ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 15320/4/70 اعتراض شکات خصوصی را در مورد اعتراض به حکم برائت به دلیل عدم وجود دلیلی مبنی بر علم و آگاهی بانوانی که حکم برائت آنان صادر شده از مسئله وصیت نامه و عدم احراز سوءنیت آنان وارد ندانسته است ودرخصوص اعتراض محکوم علیهما با توجه به اینکه در وصیت نامه مورد بحث نامبردگان به عنوان ناظر تعیین شده اند و با علم و آگاهی بر مورد وصیت و اینکه بخشی از ملکمذکور متعلق حق غیر است اقدام به تنظیم مبایعه نامه و انتقال مال غیر نموده اند اعتراض را وارد ندانسته و دادنامه بدوی تایید شده است. محکوم علیهما از جانب آقای مقتدائی ریاست محترم دیوان عالی کشور تقاضای اعمال ماده 35 از قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو و شعب دیوان عالی کشور را نموده اند و پس از تهیه گزارش پرونده امر واظهار نظر تهیه کننده گزارش دایر بر اینکه اعتراض متهمان به رای صادره از جهتی موجه است چون اصولا" عمل متهمان که خود جزء وراث بوده اند را نمی توان تحت عنوان فروش مال غیر قابل تعقیب دانست و اینکه دلیل کافی بر اثبات تحقق عناصر متشکله بزه مزبور نیز ابراز نشده است و ثانیا" قرائن و امارات منعکسه در پرونده و مطالبی که در آراء صادره عنوان شده است به نحوی نیست که ایجاد علم و یقین بر احراز سوءنیت و قصد مجرمانه متهمان نماید، معظم له با اعمال ماده فوق الذکر موافقت فرموده اند سپس پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای .... عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای .... دادیار دیوانعالی کشور اجمالا" مبنی بر نقض دادنامه صادره مشاوره و چنین رای می دهند.
بسمه تعالی
با توجه به محتویات پرونده اولا" متهمان جزء ورثه هستند وفروش ملکمورث را که به عنوان ارث به آنان رسیده بدون جلب نظر اوصیا فروش مال غیر تلقی نمودن مشکل به نر می رسد زیرا فروش مال غیر علی القاعده موقعی مصداق پیدا می کند که به طور مطلق متعلق به دیگران باشد. ثانیا" وجود وصیت نامه در گواهی حصر وراثت قیدنشده و دلیل کافی وجود ندارد که متهمان ازوجود وصیت نامه مطلع بوده اند. ثالثا" در صورتی که گفته شود ورثه پس از تنظیم قولنامه و گران شدن ملک با اوصیاء تبانی کرده اند از این تبانی نفعی عاید ورثه نخودهد شد زیرا با فرض اینکه ثلث دو دانگ مورد وصایت به قیمت گرانتر به فروش برسد وجه آن عاید ورثه نمی شود و در امور تعیین شده از طرف موصی هزینه خواهد شد رابعا" صرف نظراز مراتب اشعاری فوق نیت متهمان احراز نمی گردد فلذا با قبول اعتراض دادنامه شماره 15320/4/70 صادره از شعبه 141 دادگاه کیفری یک تهران نقض رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه کیفری یک تهران ارجاع می گردد

مرجع :
کتاب کلاهبرداری ، اختلاس وارتشاءدرآرای دیوان عالی کشور
تالیف یداله بازگیر ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائیز 1376
55
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
566
تاریخ تصویب :
1370/10/04
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :