جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09123574655 در تماس باشید.

تاریخ رسیدگی 1/7/67
شماره دادنامه 467
شعبه 24 دیوان عالی کشور

تجدیدنظر خواهان در تاریخ 6/3/64 دادخواستی بطرفیت تجدیدنظر خوانده بخواسته صدور حکم بخلع ید نسبت به هفت قفیز زمین آب مشهور به رودبار تقدیم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بابل نموده و با این توضیح که مالک نسق زراعتی 7 قفیز زمین مذکور بوده و مدت بیست سال است زمین فوق در اختیار خوانده بعنوان زارع بود ولی از تحویل آن امتناع و مدعی مالکیت می باشد درخواست رسیدگی و معاینه محل تحقیق محل و در صورت لزوم ید آن از اداره کشاورزی و صدور حکم بخلع یدنامبرده می نماید.
آقای ... با تقدیم وکالتنامه خود وکیل خوانده معرفی و ضمن لایحه وارده بشماره 73706/6/62 دفاعا" اظهار می دارد:ادعای خواهان از هر حیث مورد انکار موکل است و موکل در اراضی مزروعی خود بیش از سی سال است تصرف و با هزینه گزاف آنرا احیاء نموده و دارای حق ریشه و حق زارعانه و نسق زراعتی است و در همین اراضی متصرفی هنگام اجرای قانون اصلاحات ارضی بنام وی آمار شده و براساس آن سند انتقال از اداره کشاورزی بنام وی صادر شده است فتوکپی مصدق اسناد رسمی پیوست لایحه حکایت از مالکیت قطعی موکل و دلیل کذب ادعای واهی خواهانهاست وادعای خواهانها مستند بدلیل نیست و مستندات خواهانها بهیچوجه حکایتاز مالکیت موهوم ادعائی خواهانها ندارد زیرا اولا" دو فقره سند رسمی دادخواست در حال حاضر اراضی که مشارالیهم در اختیار خود دارند نه تنهاکمتر از میران مندرج در آن اسناد نمی باشد بلکه بیشتر از آنهم در اختیار و تصرف خود دارند ثانیا" چه دلیل ارائه شده که موردادعایشان منطبق بااستناد ارائه شده است با اینکه خود متصرف اراضی بهنگام اجرای قانون اصلاحات ارضی آمار داده اند می باشند و اراضی موکل نیزبهمین کیفیت بنام خودشان آماربرداری شده است ثالثا" با ارائه صورت جلسه ای که مورد تکذیب موکل است و بهیچوجه در یک چنین جلسه خیالی شرکت نداشته و با اظهارات تناقضات در آن صورتجلسه نمیتوان بمالکیت مسلم موکل خدشه ای وارد نموده تقاضای رد دعوی خواهانها رادارد.
دادگاه در جلسه مورخ 9/6/64 قرار تحقیق محلی و معاینه محل صادر و در تاریخ 27/2/65 اجرا میگردد وکیل خوانده مجددا" طی لایحه وارده بشماره 11417/6/65 ضمن تکذیب ادعای خواهانها شخصا" اظهار میدارد: اراضی متصرفی موکیل یا در زمان اصلاحات ارضی در تصرف وی بوده یا از اراضی مستحدثه ساحلی می باشد که با مخارج سنگین و زحمات بسیار آنرااحیاء نموده و گواهی گوهان تلقینی بوده وگواهان از خویشاوندان خواهانها و شرعا" ممنوع نمیباشد. اراضی مورد تصرف موکل دو قطعه ، قطعه اول مثلث شکل و در زمان اجرای قانون اصلاحات ارضی رودخانه بو و موکل قطه زمین 415 قفیز از کنار بستررودخانه داشته که بنام وی آمار شده و مورد اقرار و اعتراف خواهانها هستم می باشد قطه دوم در کنار رودخانه فعلی بابل قرار دارد که این قطعه نیز پس از تغییر مسیر رودخانه و خشک شدن ساحل آن از ناحیه موکل و دو فرزندان با مخارج سنگین احیاء گردیده است ادعای خواهانها اینست که قبلا" در این منطقه که رودخانه آنرا بزیر آب برده زمین داشته اند و حال که رودخانه عقب نشینی کرده زمین متعلق به آنان است که البته بهیچوجه شرعا" قانونا" مالکیت از آن احیاء کننده است . خواهانها مدعی هستند که مدت بیست سال است زمین مورد ادعایشان در ید مکول است و حال آنکه در صورتجلسه سه ضمیمه شورای اسلامی قریه صحبت از25 سال در جلسه اجرای قرار بیش از عریمت به محل در محضر دادگاه صحبت از سال 47و48 است تناقضات آشکاراظهارات گواهان تعرفه شده خواهانها و تلقینی بودن گواهی دلیل بارز بر کذب ادعا می باشد برای جلوگیری از تضمین حقوق موکل مستندا"بماده 28 اولا" قانون تشکیل دادگاههای عمومی هرگونه تحقیق وبررسی موارد مورخه را که مورد عنایت قرار دارند اجرای قرار و فن نظر دادگاه نبوده و کروکی نیز ترسیم گردیده و تحقیق از گوهان نیز بر مبنای قرار صادره ا نجام شده است لذا تقاضای صدور حکم بر بحق خواهانها دارد.
دادگاه پس از بررسی پرونده و ملاحظه لوایح پیوست در تاریخ 11/6/65ختم رسیدگی را اعلام و باین شعبه بصدوررای مبادرت می نماید دادگاه بمنظور احراز صحت ادعای خواهانها قرار تحقیق و معاینه محل صادر و شهودله و علیه طرفین اظهاراتی بیان داشته اند بنا بمراتب نظر باینکه طرفین دارای اسناد اصلاحات ارضی می باشند که نشانه صاحب نسق نبودن و مالکیت آنها خواهد بود و با اظهارات گواهان طرفین می توان احراز نموده که زمین مورد تصرف خوانده مشمول نشده خواهانها با مورث آنها باشد مضافا" حسب اظهارات گواهان طرفین زمین مورد ادعا سالها در تصرف خوانده بود و تحت کشت وی قرار داردو همین تصرفاتدلیل مالکیت خوانده بوده ودلیل دیگری که ثابت کند خواهانها مالک یا صاحب نسق این اراضی باشند وجود ندارد لذا ادعای خواهانها غیر ثابت تشخیص و حکم ببطلان دعوی صادر واعلام می شود. دادنامه در تاریخ 26/7/65بخواهانها ابلاغ و آقای ... وکالتا" از طرف تجدیدنظرخواهان درتاریخ 26/7/65دادخواست تجدیدنظرتقدیم و پرونده پس از انجام تبادل لوایح بدیوان عالی ارسال و باین شعبه ارجاع می گردد لوایح وکلاء طرفین هنگام شور قرائت خواهد شد.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس ازقرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده و چنین رای می دهند:
قطع نظر از اینکه با توجه بادعای طرفین اقتضاء داشته دادگاه جهت کشف حقیقت موضوع را به کارشناس ارجاع نماید اصولا" مقررات ماده 3 قانون دادگاههای حقوقی یک و دو رعایت گردیده و شعبه دوم دادگاه حقوقی یک بابل بدون اخذ نظریه مشاور و قبل از انقضاء مدت 5 روز مذکور در تبصره ذیل ماده فوق الاشعار مبادرت بصدور رای نموده است لذا رای تجدیدنظرخواسته نقض ورسیدگی بشعبه دیگردادگاه حقوقی یک بابل ارجاع می گردد.

مرجع :
کتاب منتخب آراء دیوانعالی کشور پیرامون مسائل اراضی وآب
تالیف یداله بازگیر
انتشارات فردوسی ، چاپ گیتی / 78 ، چاپ اول
155

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
467
تاریخ تصویب :
1367/07/01
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :