جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121393288 در تماس باشید.


رای شماره : 31 - 28/3/1352

رای اصراری هیئت عمومی دیوانعالی کشور
اعتراض فرجامخواهان وارد است زیرا فتوکپی ورقه مورخ اول آبانماه 1344 حاکی است ازاینکه وراث صدوروصیت نامه وتعیین فرجامخواهان به سمت وصی وآقای دکترنبوی رابه سمت ناظرازناحیه موصیه تصدیق کرده اندبنابراین وصیت نامه تامیزان ثلث ترکه وتعیین اوصیاءوناظرقابل ترتیب اثراست و دادنامه فرجامخواسته که مخالف مستفادمستندمزبورصادرشده نقض می شودو نتیجه رسیدگی به شعبه دیگردادگاه استان مرکزارجاع می گردد.

* سابقه *
ردیف 38/51هیئت عمومی دیوان عالی کشور
رای شماره :31-28/3/52 شماره پرونده :12-5350

فرجامخواهان :آقایان حاج سیدموسی رهنمامازندرانی وآقای حاج سید باقرطباطبائی .
فرجامخواندگان :آقایان حسن وحسین زعفرانلووبانوان ایران وملک آغاشادلووبانوان شجاع الملوک وملک آغاوآقای هوشنگ شجاعی زعفرانلو.
فرجامخواسته :دادنامه شماره 159-12/4/50 صادره ازشعبه چهارم دادگاه استان مرکز.
مرجع رسیدگی :شعبه پنجم دیوان عالی کشور.
خلاصه جریان پرونده :وکیل آقای حاج سیدموسی رهنمامازندرانی وآقای حاج سیدباقرطباطبائی قمی دادخواستی بخواسته اثبات وصایت والزام خواندگان به اجرای وصیت نامه عادی مورخ 15/6/44مرحومه حاجیه ترکان آغا زعفرانلوصبیه مرحوم ابوالحسن خان شجاع الدوله قوچانی بطرفیت آقای حسن و هوشنگ وبانوان شجاع الملوک وملک آغاوایران شادلو(که نام فامیل آنان زعفرانلوشجاعی بوده )به دادگاه شهرستان تهران تسلیم نموده وتوضیح داده اندکه مرحومه حاجیه ترکان آغازعفرانلوصبیه مرحوم ابوالحسن خان شجاع الدوله قوچانی درتاریخ 7/7/44درتهران فوت کرده وخواندگان که شش نفراول برادرزادگان ودونفراخیرالذکرخواهرزادگان اومی باشندوورثه قانونی آن مرحومه هستندطبق یک برگ وصیت نامه عادی مورخ 15/6/44که بشرح نامه مورخ اول آبانماه 1344مورد تائید و تنفیذورثه آن مرحومه قرارگرفته و موکلان اوصیای متوفی می باشندوباآنکه صحت وصیت نامه مزبورموردتائید ورثه قرارگرفته معذلک خواندگان به تذکرات اوصیاءحاضربه اجرای مفاد وصیت نامه نیستندوحتی درخواست صدورگواهی حصروراثت به کلاسه 44-4538 به دادگاه بخش داده اندونامی ازوصیت نامه نبرده اندوموکلین حسب الوظیفه آن رابه دادگاه مذکورتسلیم داشته اندازجهت اینکه ورثه حاضر به اجرای آن نیستندبرطبق ماده 291 قانون امورحسبی وماده 843 قانون مدنی تقاضای رسیدگی وصدوررای براثبات وصیت والزام خواندگان به اجرای آن را نموده وفتوکپی وصیت نامه عادی مورخ 15/6/44ونامه مورخ 7/7/44 منسوب به ورثه مرحومه حاجیه ترکان آغازعفرانلوکه قسمتی ازآن درج می شود(وطبق یک برگ نوشته عادی حضرات حجج اسلام آیات عظام آقایان حاجی آقاباقرقمی و آقای حاج سیدموسوی مازندرانی رابعنوان اوصیای خودتعیین کرده ....الخ ) پیوست کرده است پس ازابلاغ دادخواست وکیل آقایان امیرحسین زعفرانلوو بانوان ایران وملک آغاپاسخ داده ووصیت نامه مذکورراتکذیب نموده وآنرا موافق قانون امورحسبی وقانون مدنی ندانسته وتوضیح داده که این وصیت نامه درمرحله حصروراثت ابرازشده لکن بعلت عدم تنظیم آن برطبق قانون امورحسبی به تفضیل درموردآن دردادگاه بخش بحث نموده وقابل ترتیب اثرندانسته ایم تقاضای ملاحظه پرونده انحصاروراثت راکرده وکیل خواهان پاسخ داده که وراثت بموجب نامه 7/7/44وصیت وسمت اوصیاءراتائیدوتنفیذنموده اند تقاضای صدورحکم پس ازانحام تبادل لوایح وتعیین وقت ازطرف دادگاه رسیدگی بموجب حکم شماره 384 - 19/8/47چنین رای داده (نظربه اینکه وصیت نامه مورداختلاف طبق قانون امورحسبی تنظیم نشده وبموجب ماده 291قانون مذکوردرمراجع رسمی قابل پذیرش نمی باشدمگراینکه اشخاص ذینفع به صحت آن اقرارنمایندونظربه اینکه درصورت علیه استنادی مورخ 1/8/44ورثه صریحا به صحت وصیت نامه مورداختلاف اقرارننموده اندونظردادگاه نمی توان آنرا اقرارمندرج درماده 296قانون امورحسبی دانسته لذادعوی خواهانهاقابل پذیرش نبوده وردآن اعلام میشود)ازاین حکم آقایان حاج سیدموسی رهنما مازندرانی علیحده وهمچنین حاج سیدباقرطباطبائی قمی پژوهشخواهی کرده اند چون دادخواست ناقص بوده ازطرف دفتراستان به آقای حاج سیدموسی رهنما مازندرانی علیحده وهمچنین به آقای حاج سیدباقرطباطبائی قمی نیزاخطار رفع نقص کردیده که نامبرده اخیرالذکرآن راتکمیل کرده لایحه اعتراضی به امضای هردونفربوده عمده اعتراض این بوده که تکلیف شرعی دارندکه دعوی را تعقیب نمائیم انتظارداریم به واقعیت امربیشترتوجه شودزیراغالب مردم آگاهی به قوانین عمومی ندارندوبه همان قواعدشرعی که بدان خوگرفته اندعمل می کنندخصوصادرامروصیت ووقف وازتعقیب این دعوی نظرجلب منافع شخصی ندارنددادگاه به ورقه تنفیذوصیت نامه ازناحیه وراث دقت کافی مبذول نداشته درحالی که تنفیذنامه آنان صراحت دراقرارداردومنطبق ذیل ماده 291 قانون امورحسبی می باشدوعمده مطلب این است که وراث به وصیایت مااقرار کرده اندواصل وصیت نامه راپذیرفته اندوباجمله درحضوراوصیاءمندرج در تنفیذنامه وصیت وصایت ماراتصدیق کرده اندواین اقرارآنان بامواد1259 و1260و1280قانون مدنی تطبیق می کندچه دلیلی داشته کسانی که درتهران ساکن بوده انددرحضوراینجانبان حمع شده اندواین صورت جلسه راامضاءکرده اندو حتی یکی ازآنان نسبت به غائبین وکالتاآنراتنفیذکرده وهرگاه منکرامضاء خودهستندبااستفاده ازآن باقی بوده تقاضای رسیدگی به اصالت ورقه مذکوراز طریق استکتاب ازآن راداریم وچون هیچیک ازوراث دردادگاه حاضرنشده اند وکیل به رویه وکالتی آنراتکذیب کرده ولذابعیدبنظرمی رسدکه واقعاورثه منکرامضای خودباشندوبه شهادت شهودی که هفت نفرهستندواسامی آنان درذیل لایحه اعتراضی قیداست تقاضای رسیدگی وفسخ حکم بدوی وصدورحکم به اثبات وصیت والزام خواندگان به اجرای آن راکرده اندپس ازانجام تبادل لوایح دادگاه استان ملاحظه اصول مستندات راضروری دانسته وباتعیین جلسه وملاحظه اصل وصیت نامه وتنفیذیه آن وشنیدن اظهارات وکلای طرفین پایان دادرسی را اعلام وبموجب حکم شماره 467-12/11/48چنین رای داده است .اولادرمورد پژوهشخواخی آقای حاج سیدموسی رهنمامازندرانی ازجهت اینکه نامبرده ظرف مدت مقرردررفع نقض دادخواست اقدامی نکرده مستندابماده 496قانون آئین دادرسیمدنی دادخواستپژوهشی مشارالیه راردکرده ثانیادرمورد پژوهشخواهی آقای حاج سیدباقرطباطبائی قمی ازجهت اینکه ایرادواعتراض موثری که فسخدادنامه پژوهشخواسته یارسیدگی بیشتری راایجاب نمایدبه عمل نیامده واشکالی هم به حکم پژوهشخواسته ندیده آن رااستوارکرده است که وکیل آنان ازاین حکم فرجامخواهی کرده وباتکراراعتراضات پژوهشی تقاضای رسیدگی ونقض حکم راکرده است شعبه پنجم دیوانعالی کشوربموجب رای 14/10/49چنین رای داده است .(اعتراض فرجامخوهن موثربنظرمی رسدوحکم و قرارفرجامخواسته واستدلال دادگاه مخدوش است زیرااولادردادخواست پژوهشی نام کسانی که بعنوان اوصیاءدادخواست داده اندقیدشده وهزینه دادرسی دعوای اثبات وتنفیذوصیت نامه که غیرمالی می باشدوبه وسیله یکی ازآنان درموعدقانونی تادیه گردیده که برای جریان دادن پرونده کافی بوده و رددادخواست پژوهشی آقای حاج سیدموسی رهنمامازندرانی موردنداشته و اصولادعوی قابل تفکیک نبوده ثانیادراصل موضوع استنباط دادگاه برخلاف صریح مندرجات برگ تائیدیه وتنفیذیه مورخ هفتم مهرماه چهل وچهارمی باشد که به امضای اوصیاءومنتسب به امضای ورثه مرحوم حاجیه ترکان آغازعفرانلو وبرطبق قسمت اخیرماده 291قانون امورحسبی موثردررددعوی بوده وحکم و قرارفرجامخواسته که بدون توجه به مندرجات برگ مزبورصادرگردیده طبق مادتین 559 و564 قانون آئین دادرسی مدنی به اتفاق آراءشکسته می شودو رسیدگی مجددبه شعبه دیگردادگاه استان مرکزرجوع می گردد)پس ازطرح پرونده درشعبه چهارم دادگاه استان مرکزدرجلسه اداری وردایرادپژوهشخوانده نسبت به دادخواست پژوهشی احدازپژوهشخواهان ازباب اینکه هزینه دادرسی وسیله پژوهشخواه دیگردرموعدقانونی تادیه شده ورفع نقص ازدادخواست گردیده ختم دادرسی رااعلام وبموجب حکم فرجامخواسته چنین رای داده است (اعتراض پژوهشخواهان بررای پژوهشخواسته این است که :
1- دادگاه بدوی فقط متوجه این امرشده که وصیت نامه عادی است و منطبق باقانون امورحسبی نیست ولی به ارزش اقرارنامه وخاصیت اقراری تنفیذنامه توجهی نکرده درحالیکه تنفیذنامه موردبحث دراقراربه صحت وصیت صراحت داردومنطبق باذیل ماده 291قانون امورحسبی است .
2-قانونگذاردرقانون امورحسبی موارداستثنائی ومعذوریت ازتنظیم وصیت نامه رامنحصربه میدان جنگ نکرده وازکلمه (ازقبیل مرگ فوری )در ماده 283وباتوجه به ماده 286قانون امورحسبی بخوبی نشان میدهدکه مقنن برای مواردمعذوریت قائل به حصرنبوده وموردمذکوربعنوان مثال درماده 286 قانون امورحسبی ذکرگردیده ودرموردزن معمره ای که فرزندنداشته وتمام اسنادراانگشت میزده ودرآخرعمربه فکرتوشه آخرت افتاده فکرومجالی برای مراجعه به دفتراسنادرسمی نبوده است .
3- عمده مطلب این است که وراث به وصایت اقرارکرده اندواصل وصیت راپذیرفته اندوسندعادی استنادی صورت اقرارنامه داردواین اقراربا مواد259و1260و1280قانون مدنی تطبیق می کند.
4- تنفیذنامه به خوبی مثبت مدعاست .
5- هرگاه ورثه منکروتکذیب اظهارات خودهستندبه استفاده ازمستند باقی بوده وتقاضای استکتاب ونیزبه شهادت شهوداستنادمی شودبنظردادگاه هیچیک ازاعتراضات مذکوربرای پژوهشخواه واردنمی باشدزیرابموجب ماده 291قانون امورحسبی هروصیتی که بترتیب مذکوردرفصل ششم آن قانون راجع به وصیت واقع نشده باشددرمراجع رسمی پذیرفته نیست مگراینکه اشخاص ذینفع درترکه به صحت وصیت اقرارنمایندنظربه اینکه وصیت نامه موردبحث به ترتیب مذکوردفصل ششم قانون امورحسبی راجع به وصیت واقع نشده ونوشته مورخ اول آبانماه 44هم قطع نظرازآنکه دلالتی نداردکه نوشته عادی مذکوردر آن همان وصیت نامه موردنظرباشداصولابه هیچ وجه اقراربه صحت وصیت محسوب نمی شودوفقط حاکی است متوفات دریک نامه عادی وصی معین کرده وقرارشده که ورثه به منزل آن مرحومه رفته واثاثیه رارسیدگی وتصمیم لازم اتخاذنمایند وبعداهم برای تشریفات قانونی درخواست حصروراثت نمایندکه هیچ یک از مراتب فوق اقراربه صحت وصیت وقبول مندرجات وصیت نامه مورداستناد محسوب نمی شودچه بموجب ماده 259قانون مدنی اقرارعبارت شخصی است برای غیربضررخودوازنوشته موردبحث چنین اخبارشخصی برای غیروبرضررامضاءکنندگان که نامه مذکورازنظراقراربه صحت مندرجات وصیت موردنظرمشاهده نمی شودوچون دلیل دیگری که مثبت وقوع اقرارورثه به صحت وصیت مزبورباشد ابرازنشده علیهذابارداعتراضات پژوهشخواهان مستندابماده 515قانون آئین دادرسی مدنی حکم به استواری رای بدوی صادرمی شود)وکیل آقایان حاج باقرقمی وحاج سیدموسی مازندرانی بشرح بالافرجامخواسته عمده اعتراض این است باآنکه دادگاه پذیرفته که نامه ای به امضای ورثه موصی تنظیم شده لیکن آنراحاکی ازتنفیذوصیت نامه ندانسته است درصورتیکه عبارت نامه چنین است :
الف - مرحومه ترکان آغازعفرانلوطبق یک برگ نوشته عادی حضرات حجج اسلام وآیات عظام آقایان حاج باقرقمی وحاج سیدموسی مازندرانی رابه عنوان اوصیاءتعیین کرده وآقای دکترنبوی رابه سمت ناظرمعین نموده این عبارت صراحت دراقراربه وصیت وتنفیذآن داردکه ورثه اوصیاءوناظررا قبول کرده اندوماده 1260قانون مدنی مقررداشته اقراربهرلفظی که دلالت بر آن نمایدواقع می شودیعنی خواه این دلالت صریح برقسمتی باشدواگرفرجام - خواندگان اقرارصریح نکرده باسندضمناوصیت نامه راقبول کرده اند.
ب -چه لزومی داشته که وراث غایب وکالتنامه رسمی به آقای بهادری بدهندوباقیدشماره وکالت نامه درتنظیم این صورت مجلس شرکت نمایند.
ج -درذیل صورت جلسه هم نوشته مراتب فوق راتائیدوتنفیذنمودندکه کلمه تنفیذدراین جاخودمفهوم خاص دارد؟چه موضوعی موردتنفیذواقع شد.
د-دادگاه صادرکننده حکم چطورخودرامتقاعدکرده که ورثه بدون هیچ گونه سمتی برای موکلین ازنقاط مختلف به خانه ایشان آمده اندواقدام به تنظیم این صورت مجلس کرده اند.وازتنظیم آن هیچ منظورومقصودعاقلانه نداشته اندواگرمنظورآنان پذیرفتن وصیت ووصایت اوصیاءنبوده چه نظری برای نوشتن آن داشته اند.
تقاضای رسیدگی ونقض آن راکرده است .ازآقای حسین شایسته وکیل بعضی ازفرجامخواندگان پاسخ رسیده استواری آن راتقاضاداردوازطرف آقایان فرازیان وسراجی روحانی وکلای دیگران لایحه درپرونده مشاهده نشد.
موضوع اصراری تشخیص بایددرهیئت عمومی دیوان عالی کشوررسیدگی به عمل آید.
رای شماره 31تاریخ 28/3/52 کلاسه 12/5350
به تاریخ روزدوشنبه بیست وهشتم خردادماه یکهزاروسیصدوپنجاه ودو هیئت عمومی دیوان عالی کشوربه ریاست آقای عمادالدین میرمطهری ریاست کل دیوان عالی کشوروباحضورجناب آقای دکترعبدالحسین علی آبادی دادستان کل کشوروجنابان آقایان روساومستشاران شعب حقوق دیوان عالی کشورتشکیل گردیدپس ازطرح وبررسی اوراق پرونده وقرائت گزارش وکسب نظریه جناب آقای دادستان کل کشورمبنی بر:"برای اظهارنظرلازم است قبلادرچگونگی اتفاق وصیت نامه مختصری بحث نمایم .
بطوریکه ازوصیت نامه ادعائی مشهودمی افتدمرحومه حاجیه ترکان آغا که صبیه مرحوم ابوالحسن خان شجاع الدوله می باشدیکی ازبانوان متمول ومشهور خطه اقامت خودمی باشدومستبعداست که هیچ سوادنداشته باشدبطوری که حتی نتوانداسم خودرادرذیل وصیت نامه ادعائی بنویسدبعلاوه رسم است که بانوان متمول وسرشناس برای خودمهری تهیه می نمایندکه درموقع ضرورت آن رابکار برندولی بامشاهده وصیت نامه ادعائی معلوم می شودکه این مرحومه مجلله مانندیک زن روستائی بجای امضاءیانصب مهرانگشت زده ووضع جای انگشت هم طوری است که اداره انگشت نگاری نمی تواندآن رادرذیل وهامش وصیت نامه زده شده باهم مقایسه نماید.
بعلاوه آیادرآن خطه کسی یافت نمی شده که جای انگشت منتسب به آن مرحومه راگواهی کندآیامحل این خانم خالی ازسکنه بوده ویاخانم بقدری گمنام ومحقربوده که کسی اورانمی شناخته است .
بایدتوجه داشت که قبل ازقانون امورحسبی وصیت نامه یکی ازبلایای حقوقی این کشورمحسوب میشده واشخاص برای بردن مال متوفی متوسل به وصیت نامه خلاف واقع می شدندوقانونگذاربرای جلوگیری ازلطایف الحیل آنها تنظیم وصیت نامه رامشروط به رعایت تشریفاتی نموده ومخصوصادرماده 291 قانون مزبوراعلام داشته (هروصیتی که بترتیب مذکوردراین فصل واقع نشده باشددرمراجع رسمی پذیرفته نیست مگراینکه اشخاص ذینفع درترکه به صحت وصیت اقرارنمایند)اینک بایددیدکه آیاوصیت نامه فوق که فاقدتشریفات مربوط به وصیت است مورداقراروراث قرارگرفته است یانه مدعیان وصیت متمسک بصورت مجلسی شده اندکه واجدامضای وراث است وآن رایگانه دلیل اعتراف آنان برصحت وصیت نامه ادعائی می دانند.
برای اینکه آقایان مستشاران قضاوت فرمایندکه آیاورقه مزبور اشعاربراعتراف وراث بصحت وصیت نامه ادعائی داردیانه ،ناگزیرم عین آنرابشرح زیرقرائت نمایم .
"چون درتاریخ هفتم مهرماه 44مرحومه حاجیه ترکان آغازعفرانلوصبیه مرحوم ابوالحسن خان شجاع الدوله قوچانی به رحمت ایزدی پیوسته وطبق یک برگ نوشته عادی حضرات حجج اسلام آقایان آقای حاج آقاباقرقمی وآقای حاج سیدموسی مازندرانی رابعنوان اوصیاءخودتعیین کرده وآقای دکترنبوی رابه سمت ناظرتعیین کرده است وپس ازفوت ازطرف آقایان اوصیاءبه وراث آن مرحوم اطلاع داده شده است واثاثیه واتاقهامهروموم شده وامروزکه روزاول آبانماه 44است کلیه ورثه آن مرحومه درساعت سه بعدازظهردرخانه حضرت آیت الله مازندرانی جمع شده وعده وراث که هشت نفرمی باشندباین شرح معرفی گردیدند.
1- آقای امیرحسن شجاعی زعفرانلو،2- آقای امیرهوشنگ زعفرانلو 3-آقای امیرحسین زعفرانلو،4- بانوحاجیه ملوک آغا،5- بانوملک آغا، 6- شجاع الملوک زعفرانلوکه این شش نفرفرزندان مرحوم عبدالرضا شجاع الدوله برادرمتوفی می باشندوبانوان ملک آغاشادلووایران آغاشادلو که این دونفربانوصبایای مرحوم آغابی بی خواهرمتوفاکه جمعاهشت نفرو حسب الاظهارخودآقایان ،وراث منحصربه فردمرحوم حاجیه ترکان آغا می باشندوقرارشدکه به اتفاق بروندمنزل آن مرحومه واثاثیه رسیدگی وتصمیم لازم رااتخاذنمایندوبعداهم برای انجام تشریفات قانونی به همین صورت درخواست حصروراثت نمایندوضمناآقای بهادری ازطرف دونفرازورثه بنام آقای امیرحسن وبانوشجاع الملوک طبق وکالتنامه شماره 9526-23/7/44 دفترخانه دوقوچان دراین جلسه حاضروازطرف دونفرمذکوربرای ثبت فوق را تائیدوتنفیذنمودند.محل چندامضاء)
باامعان نظربراین صورت مجلس اطلاعات ذیل ازآن استخراج می گردد:
1- فوت بانوحاجیه مرحومه درتاریخ هفتم مهرماه 1344واقع شده وپس ازتصرف اموال اوازطرف مدعیان وصیت چندروزبعدبه ورثه اطلاع داده می شود که به منزل آقای مازندرانی تجمع نمایند.
2- ازطرزتنسیق صورت مجلس محرزمی گرددکه تنظیم آن ازطرف مدعیان وصیت صورت گرفته است زیرادرصورت مجلس جملات زیراین امرراثابت می نماید(کلیه ورثه آن مرحوم که هشت نفرمی باشندباین شرح معرفی گردیدند) وراث حسب الاظهارخودآقایان وراث منحصربه فردمرحوم حاجیه ترکان آغا می باشند.(قرارشدکه به اتفاق بروندمنزل آن مرحومه واثاثیه رارسیدگی و تصمیم لازم اتخاذنمایندوبعداهم برای انجام تشریفات قانونی به همین صورت درخواست حصروراثت نمایند)
اگرصورت مجلس مزبورازطرف وراث تنظیم می گردیدبایدافعال استعمال شده بصورت متکلم لمع الغیرباشدنه جمع مخاطب برای اینکه ثابت نمایم صورت مجلس مزبورکه ازطرف مدعیان وصیت تنظیم شده ابدااشعاری به اقراروراث برصحت وصیت نداردلازم می دانم دراطراف اقراروشرایط نفوذ آن صحبت نمایم .
قانون مدنی درماده 1259اقراررابنحوزیرتعریف کرده است (اقرار عبارت ازاخباربه حقی است برای غیربه ضررخود)یکی ازشرایط نفوذاقرار منجزبودن آن است به این معنی که اقرارکننده بایدبه ضررخودبرای غیرحق ثابتی قائل شودبنابراین طبق این ماده قانونگذاراقرارمعلق واقرارمبهم راازدرجه اعتبارساقط ساخته است .
باتوجه دقیق بصورت مجلس فوق علاوه براینکه وراث اعترافی برصحت وصیت نامه ادعائی نکرده انداقداماتی نموده اندکه می رساندمنکروصیت مرحومه حاجیه ترکان می باشندزیرااگروصیت ادعائی راقبول داشتنددیگرذکر عبارت (قرارشدکه به اتفاق بروندمنزل آن مرحومه واثاثیه رارسیدگی نمایند)وجهه قانونی نداشت زیراوقتی اشخاص قبول نمایندکه وصیت متوفی برتمام اموال اواستیعاب دارددیگرنبایدبه منزل آن مرحومه بروندوبه اثاثیه رسیدگی نمایندبعلاوه ازدعوت سدن وراث به جمع شدن منزل آقای مازندرانی این معنی استشمام می شودکه خودمدعیان وصیت به اتفاق واعتبار وصیت عقیده ندارندزیرااگروصیت مزبورصحیح باشدواستیعاب برکلیه اموال داشته باشددیگرمداخله دادن وراث که به منزل آن مرحومه بروندو اثاثیه رارسیدگی نمایندمعنی نداردمگراینکه بخواهندمسئولیت کمیت و کیفیت اثاثیه رامتوجه وراث نمایندتااگردرایامی که وراث ازفوت بانو حاجیه اطلاع نداشتنداثاثیه کم شده باشدایرادی متوجه مدعیان وصیت نگردد. بااینکه درصورت مجلس بحثی ازوصیت نامه بعمل نیامده وجمله (تصمیم لازم اتخاذنمایندمی رساندکه ابدانسبت به صحت وصیت نامه تصمیمی اتخاذنشده معلوم نیست چگونه مدعیان وصیت این صورت مجلس رادلیل اعتراف وراث به صحت وصیت نامه می دانند.
به علاوه از انتخاب آقای دکترنبوی بعنوان ناظرمعلوم می شودکه وصیت نامه ادعائی در موقع مرض آن مرحومه تنظیم شده است و طبق عقیده رایجه علماء مریض در مرض منتهی بموت ذیحق در تصرف زائد برثلث نمی باشد و به همین جهت منجزات او را در زائد برثلث غیرنافذ دانسته اند و منجزات وقتی در عقود و ایقاعات مصداق پیدا می نمایدکه مریض در اموال خود تصرفاتی از قبیل صلح محاباتی و هبه و غیرمعوضه و وقف و وصیت بنماید با این حال معلوم نیست که مدعیان وصیت چگونه چنین وصیت ادعائی رابه تمام اموال مستوعب می دانند.
صرفنظرازایرادات اگرهم وراثی بطورکلی به صحت وصیت نامه ای اقرار نماینداین اقرارموجب قبول وصیت زائدبرثلث نمی باشدقانون مدنی در ماده 843 مقررداشته که (وصیت زائدبرثلث ترکه نافذنیست مگربااجازه وراث )
بنابه مراتب بالاونظربه اینکه وصیت نامه موردبحث که فقط ممضی به اثرانگشت بوده وکسی صحت آن راگواهی نکرده واثرانگشت هم طوری است که قابل انگشت نگاری نمی باشدوباتوجه به اینکه وراث ابدااعترافی ازلحاظ صحت آن نکرده اندبنظردادسرای دیوان عالی کشوررای دادگاه تالی قابل ابرام است .
ضمنادادسرای دیوان عالی متذکرمی شودکه دیون شرعی بانوترکان آغااز قبیل خمس وزکوه وغیره بایدازاصل دارائی تادیه شودولومستوعب تمام اموال بانوی مزبورگردد.
دادستان کل کشورعبدالحسین علی آبادی
مشاوره نموده چنین رای می دهند.

مرجع :
موازین قضائی ،ازانتشارات حسینیه ارشاد(جلد 4) صفحه 163تا000

3
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
31
تاریخ تصویب :
1352/03/28
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :