جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09132429546 در تماس باشید.


به تاریخ : 4/5/1369
شماره دادنامه :145احکام
مرجع رسیدگی کننده : شعبه 134 دادگاه کیفری یک تهران
شاکی : حسین
متهم : غلامرضا
اتهام : سربه نیست کردن عروس

رای دادگاه
بسم الله الرحمن الرحیم 0 احسنه واستعینه بنابه کیفرخواست عمومی تهران آقای غلامرضا متهم است به سربه نیست کردن عروس خود فاطمه پرنده به نحو اختصار مطالعه می شود: آقای حسین پدر فاطمه (نرگس ) در تاریخ 25/7/67 به دادسرای ناحیه هفت مراجعه وشکوائیه تسلیم می کند و می گوید: دخترم حدود پانزده ماه پیش به عقد مردی به نام محدرضا درآمده دو ماه پیش به علت فقشارهای روحی و جسمی از خانه شوهر وبرادرشوهرش خارج و به خانه ما در مشهد مراجعه نموده است بعد از45 روز به علت حاملگی او را به خانه شوهرش آوردم قرارشد دخترم را مثل فرزندشان بدانند و بدون اذیت وآزاری با او زندگی کنند پس از20 روز از آپدن به خانه شوهرش مجددا" پدرشوهرش تلفنی به من اطلاع داد که فاطمه دوباره از منزل فرا کرده است ما تا به حال همه جا جستجو کرده ایم نتیجه ای نگرفته ایم لازم به توضیح است به حسب محتویات پرونده خانم فاطمه از تاریخ 15/7/67 مفقودالخبر می باشد محمدرضا شوهر فاطمه در اولین بازجوئی می گوید فاطمه جمعه حدود ساعت 7الی 8 شب مورخه 15/7/67 از منزل خارج شده هیچگونه اطلاعی از ایشان ندارم آقای حسین مجددا" در تحقیقی که از او می شوژد می گوید ( ... دخترم نزد دائی خود آقای جوان وزن دائی اش بود آنجا او را اغفال کرده و مرتبا" به وی اعتقاداتی از قبیل اینکه امام زمان می آید و با من صحبت می کرد من خود چند جلسه شاهد بودم که وی ظاهرا" با شخصی نامرئی که او راامام می نامید با همکاری زن دائیش صحبت می کرد) محمدرضا در جای دیگر می گوید >>فاطمه رفتار عادی داشت وی می گفت با امامها در ارتباط می باشد. یک باردر اطاق که پدر ومادرم هم بودند نشسته بودیم از عالم غیب به ایشان یک تسبیح و یک مهر دادند گفت این تسبیح را حضرت فاطمه علیهاالالسلام داده است.00 یک روز غیبش زده بود عصر آن روز یک خانمی به منزل ما زنگ زد گفت فاطمه دارید گفتیم بله گفت فاطمه درشاه عبدالعظیم است بیائید او را ببرید من رفتم شاه عبدالعظیم دیدم فاطمه به تنهایی در حرم است لباسهای وی عوض شده ، آرایش کدره بود همراه با یک تسبیح و سه انگستر مردانه بود چون کفش نداشت برایش کفش به قیمت 1700 ریا خریدم باز از طرف غیب دست وی 1700 پول آمد و پول را به من داد او را به منزل بردم گفتم چگونه رفتی گفت از پله ها که آمدم پائین یک نفر حضرت علی زد توی گوشم دیگر چیزی نفهمیدم یک دفعه دیدم در حرم هستم (ص 16) منیژه دختر متهم می گوید>>در سال 65 به عنوان دفتردار آموزشگاه علمی شروع به کار کردم فاطمه با خانواده دائی خود زندگی می کرد. فاطمه به آموزشگاه رفت وآمدداشت.0 یک روز فاطمه وزن دائی و بچه های او را به منزلمان دعوت کردم با آنها کاملا" آشنا شدم ... زن دائی فاطمه به من گفت زود بیا اینجا ببین فاطمه چه کارمی کند. من هم با حرف او دویدم دیدم مادر زری (زهرا زن دائی فاطمه ) نشسته اند بالای سرفاطمه ، فاطمه در حالی که چادری سرش بود در حالت خواب حرف می زد ناگهان دستش را باز کرد و تسبیحی از دستش در آوردند من با تعجب نگاه کردم پرسیدم چه شد آنها گفتند امامها برای او تسبیح آورند.00 فاطمه می گفت اگربهرام (محمدرضا) با من ازدواج کند هیچ اتفاقی در جبهه برایش نمی افتد. پدرم گفت این دختر قلب پاکی دارد و خقیقتی در وجودش است ولی باید نامحرم ها را از جمله داود و پسرهای دیگر را ازاودورکرد.00 پدرفامطه هم چون جریان عروسی را شنیده بو آمد تهران در جریان خوابهای دخترش قرار گرفت از آن به بعد هر وقت اینها به خانه ما می آمدند می گفتند سعی کنید هرچه زودتر ازدواج سر بگیرد چون بهرام هم فقط ده روز مرخصی داشت در همین ده روز وسائل عقد و عروسی جور شد چند روز دوباره به منطقه رفت.00 ما همیشه خودمان را در معرض امتحان امامان می دیدیم ... خلاصه یک روز جمعه در حالی که همه دور هم نشسته بودیم دائی و زن دائی ام آمدند خانه ما ... بعد من با نرگس نستیم نیت کردیم کمی با امامها حرف زدیم بعد من رفتم توی حیاط ... تقریبا" ساعت 10 بود که دائی اینها داشتندمی رفتند همه جا را دنبال نرگس کشتیم که خداحافظی کننددیدیم نیست واز آن روز به بعد دیگر از وی خبری ندارم 0 نوارهائی از فاطمه هنگام صحبت با امامان کذائی ضبط شده است این نوارها را خانم زهرازن دائی فاطمه ضبط کرده ومی گوید چون فاطمه خواب می دید و بلند هم صحبت می کرد وقتی از حالت خوابش به حالت عادی برمی گشت به او می گفتم که او اصرار داشت صدایش را ضبط کنیم و خودش هم نوار را با اصرار در ضبط می گذاشت محمدرضا در صفحه 91 در خلال تحقیقی که از وی می شود می گوید >>حقیقت را می گویم اشتباه کردم تا به حال دروغ گفتم جریان از این قرار است فاطمه ما میهمان داشیتم با پدرم ازخانه رفت.00 وقت برگشتن پدر دیگر وی را نیاورد از وی سئوال کردیم فاطمه را کجا بردید گفت با من نیامده و منیژه هم دیده بود که پدرم فاطمه را با کامیون برده بود.<< منیژه نیز درصفحه 98می گوید >>البته به این مسائلی که خود شما مرح کردید( یعنی مامورتجسس ) احتمال 90% می دهم که پدرم وی را (فاطمه را) کشته باشد)اظهارات منیژه ومحمدرضا برای متهم قرائت می شود او اظهارات آنهارا تکذیب می کند محمدرضا در صورت جلسه 28/9/67 ص 108 می گوید>>از پدرم غلامرضا به دلیل مخفی کردن و اغفال وفراری دادن فاطمه شکایت دارم ضمنا" یک روز مادرم به من گفت که پدرت می گوید چون فاطمه کارهای خلاف کرده است باید او را سربه نیست کنم << خانم طاهره همسر متهم در صفحه 111 می گوید فاطمه دروغ می گوید تا اینکه یک روز به من گفت ابنطور زنها را که هر روز نزد مردی هستند باید کشت و از برخی از افارد که فامطه را دیده بودند تحقیق شده است به آقای رضا مداح حرم امامزاده صالح عکس فاطمه نشان داده می شود از او سئوال می شود آیا فاطمه را می شناسید در پاسخ می گوید بله من ایاشن را حدود دو الی سه ماه پیش در حرم مهطر صالح دیدم ... ایشان نزد من آمد از من تقاضای گرفتن جاکرد و گفت حاج آقا امکان دارد امشب من دراین محل بیتوته کنم ؟ که من جواب رد به ایشان دادم و به احتمال 90% همین عکسی را که من دیده ام بوده است.00 من احساس کردم که ایشان یک فرد روانی ومریض است (ص 169) این تحقیق ظاهرا" اوایل اسفند ماه و اواخر بهمن صورت گرفته است این رویت قاعدتا" موخربرمفقود شدن فاطمه از لحاظ زمانی می باشد( اصل تاخر حادث ) همچنین عکس فاطمه به خانم سعادت اهل شهرری مسئول انتظامات ستادبرگزاری نماز جمعه در تاریخ 2/12/67 نشان داده می شود ایشان می گوید حدوددوماه پیش ساعت 12 روز جمعه من مسئول بازرسی خواهران دم در ورود به محوطه نماز جمعه بودم این خانم که اسم ومشخصات او را نمی دانم و او را کاملا" دیدم که حالت عادی نداشت در موقع ننشستن خیلی زیاد به اطرافش نگاه می کرد زیاد ایاشن را نیز نظر داشتم ... ( ص 168 ) در اینجا نیز ملاحظه می شود که مسئول انتظامات نمازجمعه شهرری قاعدتا" فاطمه را بعد از مفقود شدنش دیده است بالاخره ازکسانی که آن شب یعنی شبی که نرگس مفقود شده در منزل متهم به مهمانی آمده بودند تحقیق به عمل آمده است ( صفحه 178به بعد) همگی حضور فاطمه را در آن شب تایید نموده ولی به هنگام خداحافظی فاطمه را ندیده اند در تحقیقی که از سیدعباسعلی سردفتر268 که عقد ازدواج فاطمه و محمدرضا را جاری نموده است در دادگاه بعمل آمده ایشان می گوید در دفترخانه نشسته بودم خانمی (یعنی منیژه ) به دفترآمد گفت آقا یحسنی شما عاقد برادرم محمدرضا وفامطه بوده اید ازآن روز تا کنون فاطمه حرفهائی می زند نمی دانم واقعیت دارد یاخیرگفتم چه می گوید گفت مثلا" می گوید این سید که عاقد بوده حضرت جوادعلیه السلام بوده گفتم بیشتر بگو گفت می گوید با ائمه سروکار دارم و اطلاعات کسب می کنم و ا ز غیب خبر می دهم یک روز نزدیک غروب رفتم یادم نیست چه روزی بود از او (فاطمه ) سوالهائی کردم مثلا" پرسیدم چه کسی را می بینی گفت همین الان حضرت زینب کبری علیهاالسلام رامی بینم و خیره به گوشه ای چشم انداخته بود گفتم بپرس من چند فرزند دارم گفت می گوید شش تا ... امام به من گفت به شما بگویم دیگر نماز نخوان ... او را تکذیب نکردم مبادا که روحا" ناراحت شود ولی فهمیدم ممکن است جنبه روانی داشته باشد طولی نکشید برای صاحب منزل مهمان آمد و من خداحافظی کردم 0 نوارهائی که از فاطمه ضبط و ضمیمه پرونده است در دادگاه شنیده شد فاطمه جملاتی از قبیل اینکه امام زمان مریض بودی خوب شدی و مانند آن را به زبان می آورد که حکایت از عدم استقامت روحی فاطمه دارد به هر حال آقای بازپرس محترم زید توقیفه با توجه به محتویات پرونده به این نتجیه رسیدند که فاطمه حیات ندارد و توسط غلامرضا کشته شده است و موردازموارد لوث دانسته و پیدا نشدن جنازه را هم صالح برای بیرون بردن از موارد لوث ندانسته و به مسئله ششم مبحث لوث صفحه 528 تحریرالوسیله امام قدس سره تمسک نموده و قرار مجرمیت متهم موصوف را دائر به قتل عمدی عروسش خانم فاطمه صادر کرده است کیفرخواست تنظیم و به استناد ماده 1و2و43 قانون قصاص تقاضای مجازات متهم شده است کیف کان هرچند برای تحقق لوث وجود قتل شرط نیست ولی باز هم می بایست شواهد وامارات ظنی بر اصل قتل قائم و برای دادگاه ظن وگمان قوی بر صدق مدعی و صحت ادعای وی حاصل وشد و از طرفی به فرض قیام اماره ، اماره می بایست خالی ازم عارض باشد وگرنه لوث باطل خواهد شد در مانحن فیه فاطمه کرارا" از منزل بیرون می رفته و ظاهرا" خادم حرم امامزاده صالح ومسئول انتظامی نماز جمه شهرری فاطمه را چنانکه گفته شد بعد از تاریخ 15/7/67 دیده اند اظهارات مطلعین و اظهاراتی که از فاطمه ضبط شده حکایت دارند که مشارالیهاازاعتدال روحی برخوردار نبوده و با توجه به اینکه متهم در شبی که فاطمه مفقود شده میهمان داشته وعادتا" بعید است وی در آن اوضاع واحوال عروس خود را سربه نیست کند واظهارات خانواده متهم مبنی براینکه فاطمه احتمالا" به وسیله غلامرضا به قتل رسیده است باتوجه به اینکه فاطمه احتمالا" به ویله غلامرضا به قتل ریده است با توجه به اینکه این اظهارات ابتدائا" در نزد آقا یبازپرس اخذ نشده و عدواتی هم بین متهم وعروسش نبوده مقرون به حقیقت نمی باشد علیهذا به جهت عدم حصول ظن بر اصل قتل ونیتجتا" عدم حصول ظن برصدورقتل ازناحیه مهم موصوف و به مقتضای اصل ، حکم برائت آقای غلامرضاازبزه انتسابی صادر واعلام می گردد. مقتضی آنکه دفتر جنانچه متهم به جهت دیگری در حبس نباشد فورا" از زندان آزاد شود.
رئیس شعبه 134 دادگاه کیفری یک تهران

مرجع :
کتاب گزیده آراء دادگاههای کیفری ،تدوین نورمحمدصبری ،انتشارت
فردوسی ، چاپ سپیدرود،/ 78 ، چاپ اول

115
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
145
تاریخ تصویب :
1369/05/04
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :