جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121932428 در تماس باشید.


به تاریخ :15/1/1375
شماره دادنامه :24
کلاسه پرونده : 3/5938/27
مرجع رسیدگی کننده : شعبه 27دیوان عالی کشور
فرجام خواه : وکیل محکوم علیه
فرجام خوانده : اولیاءدم مقتول ودادگاه
فرجام خواسته : دادنامه شماره 528 مورخ 11/9/1374 صادره از شعبه 35 دادگاه عمومی تهران
هیئت شعبه آقایان : رئیس ... عضو معاون ...

خلاصه جریان پرونده : متهم مسعود فرزند رضا29 ساله تعمیرکار لوازم صوتی با سواد اهل و ساکن کرج به اتهام قتل عمدی مرحوم محمد و سوزانیدن جسد وی پس از قتل و سرقت کیف سامسونت ووجوه نقدی و چکهای مسافرتی وی وهمچنین کلاهبرداری تحت تعقیب قانونی قرارگرفته است. بدین توضیح در تاریخ 25/12/73 در بیابانهای اندیشه جنوبی داخل محل تخلیه آشغال جسد سوخته مردی که یک لنگه کفش چرمی دریک پا داشته و مقداری از سبیل و ریش نیم سوخته در صورتش بوده کشف و از ساکنین اطراف آن محل تحقیق می شود که اعلام می دارند شب گذشته آتشی را در آن محدوده دیده اند ولی صدای فریاد کسی رانشنیده اند و براساس شکایت همسر مقتول از متهم نامبدره مبنی بر اینکه به دلیل فریب همسرم (مقتول ) در امر خرید دلار و بردن پول ایشان در حدود سه میلیون وششصد هزار تومان باعث مفقود شدن وی ازساعت 5/11 صبح 24/12/73 شده است و آن روز برای گرفتن پولش طبق قرار قبلی به نزد او (متهم ) رفته بود واز طرفی شخصی به نام رضااظهارداشته که اتومبیل پیکانی را(که متعلق به مقتول بوده ) در حالی که تازه شسته و روی صندلی آن لخته های خون مشهود بوده متهم به منزل او آورده و از او خواسته است چند روزی از آن در منزلش نگهداری کند پس از دستگیری متهم در منزلش بعد از تحقیقاتی که از متهم به عمل آمده بدوا" همه چیز را منکر واظهارات همسر مقتول را کلا" تکذیب می نماید ولی در تحقیقات بعدی با صراحت تمام و شرح واقعه و جنایت خود را توضیح می دهد اجمالا" به اینکه در تاریخ 25/12/73سر قرار قبلی در میدان صادقیه رفتم و مقتول را سوار پیکان کردم در حدود 500 هزار تومان پولش که می خواست معامله دلار کند در نزد بنده بود از من پرسید پول مرا آوردی گفتم خیر که شروع کر به سروصدا کردن و به من گفت برو جلوی پاسگاه نگهدار من از وی خواهش کردم که از پاسگاه منصرف وشد و گفتم برویم کرج پول شما را تهیه کنم که در بین راه حرفمان شد یکدیگر ار کتکاری کردیم بعد با پیچ گوشتی دو بار به شکم او زدم خون بیرون ریخت جسد اورا ازماشین پائین آوردم و چهارلیتری بنزین داشتم روی او ریختم و با فندک آتش زدم وفرار نمودم و رفتم ماشین را شستم الخ برگ 16و24 و25 و48تا50 و غیره و از سوی دیگر در بازرسی از منزل متهم نیز ده فقره چک مسافرتی بانک تجارت متعلق به مقتلو بوده و یک برگ که متهم ماهیانه مبلغ دویست هزار تومان به عنوان سودآوری به مقتول بدهد کشف گردیده 0 (برگ 34) و بالجمله دادگاه عمومی تهران شعبه 35با حضور طرفین دعوی و وکلای آنها به موضوع رسیدگی وسرانجام بشرح دادنامه شماره 528 11/9/74 بزهکاری مهم را در مورد قتل موصوف محرز تشخیص و طبق درخواست شکات (مادر مقتول وهمسرش که قیمه دو صغیر است ) محکوم به قصاص نفس نموده و در خصوص سوزانیدن جسد پس از مرگ (جنایت برمرده ) به لحاظ اینکه پزشکی قانونی اعلام داشته مقتول هنوز حیات داشته که سوزانیده شده و نیز نسبت به کلاهبرداری متهم رای به برائت متهم صادر و در مورد سرقت مذکور او را به یک سال حبس واسترداد چکهای مکشوفه به ورثه مقتول حکم نموده است که وکیل محکوم علیه (محمد) طی لایحه ای به حکم دادگاه اعتراض درخواست تجدیدنظرکرده لذاپرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 11528/9/74 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای دیوان
بسمه تعالی با توجه به محتویات پرونده درخواست تجدیدنظربا هیچیک از موارد مذکور در ماده 10 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 73 تطبیق نمی کند لذا با درخواست مزبور دادنامه فوق الاشاره پرونده به مرجع مربوط اعاده می گردد النهایه دادنامه خالی از خدشه وایراد نیست زیرا اولا" رعایت غبطه ومصلحت صغار مقتول نشده و باید حکم قصاص مقید شود به تضمین سهم الدیه صغار از سوی ولی دم کبیری که خواهان قصاص است که با این قید حکم قصاص ابرام می گردد و ثانیا" متهم در محضر دادگاه چند بار صریحا" اعتراف کرده که کیف سامسونت مقتول را برداشتم وباز کردم و بعد کیف و لوازم آن را کنار جسد گذاشتم ورهاکردم بنابراین اگرواقعا" هم در این جهت راست بگوید به مقتضای قاعده علی الید وتسبیب ضامن آن است و همچنین اعتراف دارد که (حداقل ) مبلغ 470هزار تومان به مقتول بدهکارم (برگ 235تا241) ولی دادگاه در این خصوص اصلا" رایی صادر ننموده و یا در خصوص ادعای همسر مقتول نسبت به محتوای کیف مزبور یا مطالباتی که مقتول از متهم داشته اگرچه نتوانسته است دلیل شرعی و قاطعی اقامه کند ولی ایجاب می نمایددادگاه قاعده مدعی و منکر را اجرا نماید که انجام نگرفته ودراین خصوص هم دادرسی ناقص است.
رئیس شعبه عضومعاون

مرجع :
کتاب گزیده آراء دادگاههای کیفری ،تدوین نورمحمدصبری ،انتشارت
فردوسی ، چاپ سپیدرود،/ 78 ، چاپ اول

115
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
24
تاریخ تصویب :
1375/01/15
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :