جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09172220205 در تماس باشید.


به تاریخ : 29/5/1375
شماره دادنامه :75/510
کلاسه پرونده :75/3/235
مرجع رسیدگی کننده : شعبه سوم دادگاه عمومی کهگیلویه
شاکیان : اردشیر، خسرو و جهانگیر
متهمین : محمد، هجیر، ولی ، محمدرحیم ، شهریار، بهرام ، امرالله و بانوآفتاب
اتهام : قتل عمد و زنا

رای دادگاه
در خصوص اتهام آقایان 1 محمد فرزند خون محمد32 ساله اهل و ساکن دیشموک کارمند مذهب شعیه متاهل ، ایرانی فاقد سابقه موثر کیفری مبنی بر قتل عمدی هجیر 2 هجیر فرزند علی (سلطانعلی )مبنی بر زنای غیرمحصنه با بانو آفتاب 3 آقای محمدرحیم فرزند گلال 4 ولی فرزند خجر 5 امرالله فرزنداسلام 6 شهریار فرزند ولی خان 7 کزو فرزن خان محمد 8 بهرام فرزند خان محمد همگی مبنی برشرکت در قتل آقای هجیر و بانو آفتاب فرزند مرداس 22 ساله اهل و ساکن دیشموک مذهب شیعه تابعه ایران فاقد سابقه موثرکیفری متاهل مبنی بر زنای محصنه باآقای هجیر که حکایت پرونده از این قرار است در مورخه 25/12/72 آقای محمد متهم ردیف اول پرونده از روستای محل کارش (دشتک ) که حدودا" 20 کیلومتری با محل سکونتش فاصله داردبا پای پیاده به طرف محل سکونتش دیشموک حرکت می کند که ساعت حدودنه شب به روستای محل سکونتش دیشموک می رسد که قبل از مراجعه به منزل خودش اول به منزل شخصی به نام سرمست (سرو) مراجعه می نماید و تا حدود ساعت 11 شب در منزل شخص مذکور مهمان می باشد که این مورد را صاحب منزل و افراد حاضر در منزل مذکور گواهی دادند و بعد از ساعت بیست و سه شب به طرف خانه اش که درهمان همسایگی منزل سرمست بوده حرکت می کند و به محض مراجعه به منزلش از بیرون منزل متوجه می گردد که درب منزل بسته و چراغ اتاق خانه اش (اتاق خواب ) خاموش می باشد درب می زند ولی کسی درب را باز نمی کند همسرش را صدامیکند ولی جواب نمی شنود که شخص محمد مجبور می گردد درب را با لگد باز نموده در همین حین با چراغ قوه ای که در دست داشته متوجه می گردد که زنش در حالت وحشت زده ای می باشد و متوجه رختخوابی می گرددکه بر خلاف معمول در گوشه ای از اتاق گسترده می باشد و متوجه رختخوابی می گردد که بر خلاف معمول در گوشه ای از اتاق گسترده می باشد و از همسرش بهنام بانو آفتاب سئ<ال می کند که چه خبر است چرا وحشت زده می باشد و از همسرش به نام بانو آفتاب سئوال می کند که چه خبر است چرا وحشت زده می باشد و از همسرش به نام بانو آفتاب سئوال می کندکه چه خبر است چرا وحشت زده هستی و چراغ فانوس چرا خاموش جوابی نمی شنود ودر همین حین با استفاده از همان چراغ قوه ای که در دستداشته متوجه می گردد که شخصی عریان در حلای که فقط زیر پیراهن بر تن دارد از پش چوب لباسی بیرون آمده و باهم درگیر می شوند که در حین درگیری شخص محمد دستش به آلت تناسلی هجیر برخورد و متوجه می گرددکه آلت فردمذکور خیس بوده و مطمئن می شود که فرد مذکور در حال ارتکاب زنا با همسرش بوده و بعد از مدتی درگیری در خانه درگیریشان به بیرون از خانه منتقل می گرددو آقای هجیر مقتول پرونده قصد فرار دارد و آقای محمد (قاتل ) از فراراو جلوگیری نموده و او را با ضربات مشت پا و سنگ مورد اصابت ضربه قرار داده وخلاصه مقتول (هجیر) به همان حالت لخت و عریان در پشت دویار منزل بهمن که شوهر خواهر متوفی بوده ودر فاصله تقریبا" یکصد متری شرق منزل محمد(قاتل ) افتاده که با توجه به صورت جلسه مورخه 26/12/72 از پاسگاه انتطامی دیشموک آثارخون ریخته درمحوطه مذکور و همچنین بر روی دیوار حیاط منزل بهمن که مجروح قصد فرار را از آن داشته مشاهده گردیده بعد از این که متوفی با حالت بی جانی بر روی زمین دراز کشیده عده ای از اهالی روستا با سرو صدای محمد از خانه بیرون آمده و متوجه قضیه می گردند که آقایان غلامحسین و الله یار از اولین اشخاصی بودند که در صحنه درگیری حاضر شده و به محض حضور علت درگیری رااز آقای محمد جویا که طبق اظهارات گواهان مضبوط در پرونده آقای محمد اول چیزی بیان نداشته فقط مبادرت به فحاشی ، سروصدا و جارو جنجال می نماید که با اصرار آن دو نفر محمد اظهار می دارد که این شخص (اشاره می نماید به شخصی که به حالت درازکش روی زمین افتاده ) با زنم رابطه نامشروع داشته و من هم او را کشتم واحد دیگر از مطلعین به نام محمدرجحیم اظهار می دارد که موقعی که بالای سر مضروب رسیدیم مضروب قادر به تکلم نبوده و فقط یک کلمه از شخص مضروب شنیده که می گفته (محمدتوبه ) و گواهان همچنین اظهار داشتند که در زمان اولیه که بر روی صحنه درگیری حضار گردیدند غیر از محمد (قاتل ) و هجیر (مقتول ) کسی را دیگر مشاهده نکردند که بعد از این قضیه قاتل خود را به پاسگاه انتظامی دیشموک معرفی و تحقیقات ادامه پیدامی کند که اولیاءدم از اشخاصی علاوه بر محمدبه نام آقایان 1 محمدرحیم 2 ولی 3 امرالله فرزند اسلام 4 شهریار فرزند ولی خان 5 کزوفرزندخان محمد6 بهرام فرزند خان محمد مبنی بر شرکت در قتل شکایت نمودند که در مورخه 26/5/73 در مورد افراد نامبدره از طریق جانشینی محترم بازپرس در زمان دادگاه حقوقی دو مستقل دهدشت قرار منع پیگرد صادر می گردد خلاصه پرونده جهت اظهارنظر به دادسرای عمومی سابق یاسوج ارسال که مجددا" جهت ادامه تحقیقات به دادگاه دهدشت ارسال لذا باتوجه به مجموع محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده توسط دادگستری و نیروی انتظامی اولا" در مورد اتهام متهم ردیف اول به نام آقای محمد مبنی بر قتل عمدی آقای هجیر با عنایت به مجموع محتویات پرونده اظهارات گواهان تعرفه شده علی الخصوص اشخاصی که بر روی صحنه درگیری حضور داشته و با عنایت به کشف لباسهای مقتول در منزل آقای محمد همگی حکایت از این دارد ه متهم (محمد) زمانی که وارد خانه شده متوجه می گردد که شخص بیگانه ای (مقتول ) با زنش در حال زنا می باشد و با عنایت به اقرار صریح ومقرون به صحت همسر (قاتل متهمه ردیف آخر این پرونده به نام آفتاب ) که حکایت ازاین دارد که مقتول با وی عمل زنا انجام داده و با توجه به سابقه اخلاقی مقتول در روستا و با عنایت به اظهارات گواهان پیوست پرونده که همه متفق القول اظهار داشتند که زمانی بر روی صحنه رسیدیم مقتول را در حالتی لخت و عریان دیدیم که این خود دلیلی بر وجود نامشروع (انجام عمل زنا بین مقتول و هسمر قاتل بوده هرچند قاتل اقرار صریح به قتل نموده ولی با توجه به مجموع محتویات پرونده واینکه قاتل زمانی وارد خانه خود گردیده یقین پیدا می کند که شخص بیگانه ای (مقتول ) در حال عمل زشت زنا باهمسرش بوده ونامبرده را به تقل می رساند لذا از این باب هیچ گناهی متوجه او نخواهد بود لذا مستندا" به ماده 630 قانون مجازات اسلامی (تعزرات ) کتاب پنجم با توجه به نص صریح این ماده که اظهار می دارد(هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می تواند به قتل برساند.00)هر چند طبق ماده چهار قانون مدنی اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خوداثر ندارد مگر اینکه در خودقانون مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد و از طرفی با توجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی پیش بینی گردیده ه اگر بعد از وقوع جرم قانونی وضع شود که مبنی بر تخفیف یاعدم مجازات بوده و یااز جهات دیگر مساعدتر به حال مرتکب باشد نسبت به جرائم سابق بر وضع آن قانون تاصدرو حکم قطعی موثر خواهد خواهد بود لذا از این باب هیچگونه مسئولیتی متوجه نامبرده نخواهد بود و با توجه به اجازه صریح قانون به شخص متهم نسبت به عمل ارتکابی خود (قتل )به برائتش اعلام رای می گردد. ثانیا" در خصوص اتهام متهم ردیف دوم هجیر علی (سلطانعلی ) مبنی بر زنای غیر محصنه با بانو آفتاب با عنایت به فوت مشارالیه مستندا" به بند اول ماده هشت قانون آئین دادرسی کیفری حکم به موقوفی تعقیب صادر می گردد ثالثا" در خصوص اتهام متهمین ردیفهای سوم الی هشت پرونده به نام (آقایان 3 محمد رحیم 4 ولی 5 امرالله فرزند اسلام 6 شهریار 7 کزو 8 بهرام ) همگی مبنی بر شرکت در قتل عمدی آقای هجیر باعنایت به مجموع محتویات پروده و با توجه به اقرار صریح و مقرون به صحت متهم ردیف اول پرونده به نام آقای محمد مبنی بر اینکه اظهار داشته خود به تنهائیمرتکب قتل گردیده ... ) و با توجه به اظهارات گواهان تعرفه شده در پرونده علی الخصوص الله یار 2 غلامحسین 3 سرمست (سرو) 4 محمد که همگی حکایت از این دارد در آن موقع (درموقع ارتکاب قتل ) قاتل تنها بوده به غیر از شخص قاتل (محمد) کسی را در صحنه درگیری مشاهده ننمودند و با توجه به مجموع تحقیقات انجام شده توسط نیروی انتظامی و همچنین صورت جلسه تنظیمی ازطرف جانشین محترم بازپرس در زمان دادگاه و همچنین صورت جلسه تنظیمی از طرف جانشین محترم بازپرس در زمان دادگاه حقوقی دومستقل سابق و با عنایت به مجموع محتویات پرونده و اینکه اولیاءدم دلیل ویا دلائلی جهت اثبات ادعای خود و منتسب نمودن اتهام متهمین موصوف به آنان ارائه ندادند به لحاظ فقد ادله مکفی و به بنا به اصل حکم به برائت آنان صادر می گردد رابعا" در خصوص اتهام متهمه ردیف آخر پرونده به نام بانو آفتاب مبنی بر زنای محصنه با هجیر با توجه به اظهارات و اقاریر صریح و مقرون به صحت نامبرده مبنی براینکه شخص هجیر با وی عمل زنا انجام داده هرچند که اظهارات متهمین مبنی بر اینکه اظهار داشته عمل زنای ارتکابی به عنف بوده لذابا توجه به اینکه اولا" در شب حادثه خواهر متهم و فرزندانش درخانه و در پیش نامبرده خوابیده بودندکه متهمه می توانسته با سرو صدای حتی جزئی آنها را از خواب بیدار نماید و یا اینکه با توجه به وضعیت جغرافیائی روستا متهمه می توانسته با سروصدای حتی اندک همسایگان را مطلع یا از آنان استمداد نماید و از طرفی باتوجه به اظهارات شوهر متهمه مبنی براینکه وقتی واردمنزل گردیده رختخوابی بر خلاف معمول در گوشه ای از اتاق گسترده دیده و اینکه در زمان اولیه درگیری بین شوهر متهمه (قاتل ) و مقتول متهمه قصد مساعدت و همکاری در فراز ممقتول را داشته که اینها خود همگی حکایت از رضایت متهمه و تمایل نامبرده جهت انجام عمل زنا بوده و موضوع زنای (به عنف ) آن در این مودر مصداق نداشته لذا بزهکاریش محرزو مسلم است و اما از طرفی با توجه به اینکه همسر متهمه مذکور طبق محتویات پرونده و اظهارات گواهان در رستائی غیر از روستای ، محل سکونتش مشغول به کار بوده و در بین ایام هفتهمرتب به خانه خود مراجعه نمی نمود لذا امکان دسترسی هر صبح و شامی جهت انجام عمل زناشوئی با شوهرش را نداشته و با توجه به اینکه بانوی مذکورمتمکن از وطی با همسر حلال خود نبوده چونکه به علت وضعیت کاری شوهرش مرتب به شوهرش دسترسی نداشته زنای او محصنه محسوب نمی گردد وعمل ارتکابی نامبدره با توجه به مجموع دلائل فوق واقاریرصریحش منطبق است با مواد86و88 قانون مجازات اسلامی مصوب آذرماه هزار و سیصدو هفتاد و هفت رجم ساقط و حکم به محکومیت نامبرده به صد تازیانه با رعایت مواد92و96 و100 قانون ماراکذکر صادر و اعلام می گردد رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در مرجع محترم دیوان عالی کشور می باشد.
دادرس شعبه سوم دادگاه عمومی شهرستان کهکیلویه

مرجع :
کتاب گزیده آراء دادگاههای کیفری ،تدوین نورمحمدصبری ،انتشارت
فردوسی ، چاپ سپیدرود،/ 78 ، چاپ اول

115
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
510
تاریخ تصویب :
1375/05/29
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :