جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09122406368 در تماس باشید.


کلاسه پرونده : 33/2/3688
شماره دادنامه : 279/2
تاریخ رسیدگی :20/5/71
فرجامخواه : دادستان محترم کل کشور در تعقیب درخواست اولیای دم مبنی بر اعمال ماده 35 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو
فرجامخواسته : دادنامه شماره 8451/5/69 صادره از شعبه هفتم دادگاه کیفری یک ...
مرجع رسیدگی : شعبه دوم دیوان عالی کشور
هیئت شعبه : آقایان ...

خلاصه جریان پرونده : در تقعیب گزارشات قبلی و دادنامه های 298/2 21/3/69 و 890/12/2/69 اجمالا" اینکه بنا به حکایت اوراق پرونده و کیفرخواست شماره 308 دادسرای عمومی آقای (الف ) فرزند.00 30 سال به اتهام قتل عمدی آقای (ب ) به علت تیراندازی با اسلحه کلاشینکف تحت تعقیب قرار گرفته و توجها" به شکایت اولیای دم و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات متهم و ا ظهارات شاهد وناظر اصلی قتل بزهکاری وی محرز اعلام " شده " و طبق مواد 2و5 قانون قصاص و31 قانون دیات درخواست رسیدگی و صدور حکم شده است.
اجمال جریان که در نظریه بازپرس و دادگاه آمده به این صورت بوده است که به تاریخ 14/8/65 مامورین پایگاه درجاده ... آقایان (الف ) ، (ج ) و (د) در حال نگهبانی بوده اند که نسبت به سه نفر سرنشین موتور سیکلت به نامان (ب ) (متوفی ) و (ه)و(و) که در حال عبور از آن محل بوده اند مشکوک می شوند و دستور ایست می دهند. پس از توقف موتور سییکلت و تفتیش بدنی آنان رابه سمت.00 هدایت می ناید به این صورت که (ه) و (و) در قسمت جلو وانت پیکان متعلق به احد از نگهبانان به نام (ج ) " سوارمی شوندو " (ب ) در پشت آن سوار می شود و آقایان (الف ) و (د) به وسیله موتور سیکلت افراد توقیفی به دنبال پیکان وانت به صورت محافظت حرکت می نمایند. در بین راه پس از گذشتن از میدان ... موتورسیکلت خاموش " می شود" و راننده وانت و ظاهرا" متوجه تاخیر همراهان می گردد و پس از توقف لحظه ای مجددا" به راه خود ادامه می دهد در این لحظه سرنشین قسمت عقب وانت از فرصت استفاده کرده به قصد فرار از آن پیاده می شود و در حال نشسته روی زمین بوده که متوجه حرکت مجدد موتور سیکلت می شودو (د) او رامشاهده وبه آقای (الف ) ابلاغ " می کند" و پس از توقف موتور سیکلت (الف ) رفته مشاهده " می کند" و (ب ) به داخل کوچه پناهنده شده و آقای (د) نیز به طرف (ب ) و (الف ) رفته مشاهده می کند" مقتول " در گوشه دیواری نشسته و گویا نایلونی در دست او بوده که متهم خطاب به اومی گوید: (پلاستیک را بده ) و خواسته است پلاستیک یا بادگیر را به اوبدهد در این حین تیری از اسلحه متهم شلیک " می شود" و به مغز او اصابت می کند و به قتل می رسد.
در نظریه پزشکی قانونی آمده است : (از دو نقطه گونه و چشم چپ آثار ورود گلوله و خروج آن از ناحیه پشت سری ومتلاشی وپراکنده شدن مغز سر دیده شده است.ظاهرا" گلوله از فاصله نزدیک به مقتول شلیک گردیده است.)
متهم گفته است : (او بادگیر را از تن خود درآورد و به صورت نیم خیز داخل کوچه رفت.00 از او پرسیدم چرا فرارکردی ؟ گفت فرار نکردم 0 گفتم در دستت چیست ؟ گفت بادگیر0 گفتم بده به من 0 وقتی خواست بدهد به من و من آن را از او بگیرم ، با دست دیگرش لوله اسلحه را گرفت و بادگیر به کنارش افتاد و درگیری بین من و او صورت گرفته و بنده اصلا" متوجه نبودم که دست من یا دست خودش به ضامن خورد و آن را از ضامن خارج کردو صدای شلیک تیر را شنیدم و دیدم که سر ایشان به پایین آمده است.)
(د) کههمراه آنان بوده است ضمن اینکه می گوید: ( من یک متری آنهابودم ) اظهارا متهم را تایید و تکرار کرده است و در تحقیقات مورخ 13/3/66 می گوید: (به محض اینکه پیش آنها رسیدیم (الف ) شلیک کرد. متقول نشسته بود و (الف ) ایستاده که (الف ) تیر را شلیک کرد و به (ب ) خورد و مغزش به دیوار چسبید.)
بین آنان (متهم و (د) ) مواجهه حضوری صورت گرفته که شاهد گفته است : (بنده شنیدم که (الف ) در مورد بادگیر پرسید، ولی درگیریبین او (ب ) را ندیده ام 0)
در نهایت شعبه هفتم دادگاه کیفری یک ... باجری تشریفات قانونی به موضوع رسیدگی " کرده " و با انطباق مورد با بندج ماده 8 قانون دیات و ماده یک وبند 6 و تبصره یک ماده 2 و ماده 20 قانون دیات اظهارنظر به پرداخت ده هزاردرهم در حق اولیای دم ظرف سه سال از زمان وقوع حادثه توسط متهم موصوف نموده است و پس از تنفیذ آن توسط این شعبه اقدام به انشاء رای نموده است وپس از آن اولیای دم نسبت به رای صادره اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده اند وپرونده به این شعبه ارجاع شده که طی دادنامه بعدی چنین اعلام گردیده : (با التفات به صراحت ماده 34 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو اعتارض اولیای دم در وضع موجودقابل طرح نیست.نامبردگان می توانند از طریق اجرای احکام دادسرای مربوطه و یا ماده 35 قانون یاد شده اعتراض خود را مطرح نمایند.)
اولیای دم درخواست نموده اند که از طریق اجرای احکام پرونده به دادسانی کل کشور ارسال گردد که پس از ارسال ، معاون اول دادستان محترم کل کشور با موافقت آقای دادستان معظم دیوان عالی کشور طی شماره 262594/12/70 پس از ذکر اجمالی جریان پرونده مرقوم داشته (با توجه به اظهارات (د) تنها شاعد عینی قضیه که گفته است (ب ) " مقتول " در کنار دیوار نشسته بود و (الف )درحالت ایستاده با اسلحه کلاشینکف تیری به سمت او شلیک نموده که تیر به سر مقتول خورد و مغزش متلاشی شد) و باتوجه به ادعای متهم به اینکه در اثنای کشمکش و درگیری با مقتول تیر شلیک شده و به مقتول اصابت نموده مقرون به دلیل نمی باشد لذا کیفیت قتل مشخص نیست و چون حکم صادره بر خطایی بودن قتل فاقد وجاهت قانونی است ، نهایتا" درخواست اعمال ماده 35 قانون تشکیل یاد شده را نموده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پورنده و نظریه کتبی آقای ... دادیار دیوان عالی کشور اجمالا" مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته قانونی دادنامه شماره 8351/5/69 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهند:
(پیشنهاد دادستان محترم کل کشوربه شرح مورداشاره قابل اعمال نیست ، بدین جهت که اولا" استناد به گفته های تنها گواه صحنه با وجود تعارض و اختلاف فاحش به نحوی که در گزارش به آن اشاره شد قابل استناد نیست.زیرا فرضا" در یک جا گفته است به مبحض اینکه رسید شلیک کرد و در همان جلسه گفته است ( در مورد بادگیر شنیدم که سوال کرد) و این مطلب با دعای اولی منافات دارد. مضافا" اینکه در سه مرحله بازجویی هر بار اظهاراتی دارد معارض اظهارات قبلی خود و علاوه بر اینکه مشارالیه خود به نحوی طرف قضیه بوده ودر صورتی که متهم موصوف مشابه وی ادعا را علیه او مطرح می کرد خود متهم می شد و با این وصف شهادت وی جنبه دفع ضرر احتمالی از خود را دارد که حسب موازین فقهی وتحریر الوسیله ، ج 2، ص 243 قابل استماع نیست و ثانیا" در پیشنهاددادستان محترم کل کشور تصریح شده به اینکه کیفیت قتل مشخص نیست در حالی که این عدم تشخیص و تعیین وصف قتل نمی تواند بتنهایی سبب نقض دادنامه و دال بر مخالف با موازین باشد، بلکه ادعای مخالفت دادنامه با موازین و عدم وجاهت قانونی آن زمانی قابل بررسی است که در پیشنها قانون معارض و مخالف با دادنامه قید شده و معلوم باشد وثالثا" نظربه محتویات پرونده احراز اینکه شلیک گلوله توام با قصد شلیک کننده بوده است مقدور نیست و در این زمینه تنها اظهارات متهم است که می تواند مستند اصل عمل انتسابی باشد، اما به هر حال چون سلاح در دست وی بوده و شلیک شده است احتمال اینکه مقتول سبب خروج سلاح از ضامن شده باشد ضعیف است. ولی از طرف دیگر تعمد و آگاهی متهم در ارتباط با تیراندازی نیز فاقد هر گونه دلیل اثباتی است و راهی جز اعلام خطا بودن عمل ارتکابی وجود ندارد و لذا رای دادگاه قابل نقض نیست وپیشنهاد فوق الاشاره ردمی شود.پرونده به شعبه مربوطه اعاده گردد.)

مرجع :
کتاب قتل شبیه عمد و خطای محض ، جلداول ، تالیف یداله بازگیر
ازانتشارات ققنوس ،چاپ اول ،چاپ دیبا، سال 1376

77
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
279
تاریخ تصویب :
1371/05/20
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :