جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09127559999 در تماس باشید.


تاریخ رسیدگی :28/2/1373
شماره دادنامه :73/82/18
شعبه 18 دیوان عالی کشور

خلاصه جریان پرونده : در تاریخ 21/10/69 آقایان (الف ) و (ب ) دادخواستی بطرفیت بانک تجارت (بین المللی ایران و ژاپن سابق ) به خواسته الزام خوانده به تعین میزان مطالبات از مورث خواهانها ناشی از اسناد مشروحه در متن و ارائه مستندات طلب و انجام حسابرسی مقوم بدو میلیون و یکصد هزار ریال و صدور دستور موقت بشرح متن دادخواست به دادگاههای حقوقی یک تهران تسلیم داشته که رسیدگی به شعبه 35 دادگاه حقوقی یک تهران ارجاع وبکلاسه 35/69/566 ثبت شده (در پرونده شماره کلاسه پرونده مشخص نیست از قرائت شماره 35/39/566 بدست می آید) و بشرح دادخواست توضیح داده اندکه (محترما" تصدیع می دهد همانگونه که مندرجات سند رهنی شماره 121848 مورخ 4/4/57 ثبت شده در دفترخانه 64 تهران موید است بانک خوانده بدوا" بموجب سند شماره 9092190433 مورخ 23/12/52 دفترخانه مزبوراعتبار در حسابجاری بمبلغ ششصد هزار ریال و سپس بموجب سند شماره 10577 مورخ 10/10/54 اعتبار در حسابجاری دیگری بمبلغ شش میلیون ریال بمورث اینجانبان اعطا می نماید تا مشارالیه از اعتبار مذکور استفاده نماید و نهایتا" بشرح توضیحات مذکور در سند شماره 107577 را بمبلغ شصت میلیون ریال افزایش می دهد و در قبال آن ششدانگ پلاک 85/1849 بخش 11 تهران ملکی مورث اینجانبان در رهن می گردد به نحویکه دادگاه محترم مستحضر است طبق مقررات بانکی اعتبارگیرنده می تواند از آن استقاده نموده و ایجاد دین نماید لکن تاآنجائیکه اینجانبان مطلع هستیم مورث اینجانبان از اعتبار اعطائی وتسهیلات پیش بینی شده استفاده ننموده و نظریه هیئت کارشناسان منتخبه در پرونده کلاسه 63/921 مطروحه در شعبه 39 دادگاه حقوقی یک تهران (مطالبه وملاحظه پرونده مورد استناد می باشد) موید عدم استفاده مذکور می باشد متاسفانه بانک خوانده بدون داشتن طلبی از مورث اینجانبان فقط بجهت وجود و بقاء اسناد رهنی مورد بحث بشرح پرونده اجرائیه کلاسه س 3/5606 و ارجاعی 1306 اجرای ثبت قلهک مبادرت بصدور اجرائیه برای وصول مبلغ شصت و چهار میلیون وهفتصد هزار ریال نموده است نظر باینکه بانک خوانده مستندا" بمواد 301 و 302 و303 قانون مدنی چیزی را که مستحق نباشد نمی توان مطالبه نماید و انیجانبان درصددیم که که در صورت وجود دین نسبت بادای آن اقدام نمائیم و ابنک خوانده ملزم است نسبت به تعیین میزان دقیق مطالبات ومنشاء و وقوع دین و ارائه مستندات و انجام حسابرسی بشرح مقررات قانون تجارت اقدام نماید که دراین خصوص مستندا" بماده 14 قانون تجارت دفاتر قانونی بانک خوانده در ارتباط با اعتبار حسابجاری مورد بحث که جزء دلائل اینحانبان می باشد لذا به تقدیم این دادخواست مبادرت نموده بدوا" با توجه به اجرائیه صادره استناد به توقیف وثیقه ملکی و اقدامات بانک خوانده در تعقیب پرونده اجرائی و اب توجه بفوریت امر مستندا" بماده 770 قانون آئین دادرسی مدنی استدعای رسیدگی فوری نموده و صدوردستور موقت بر منع بانک خوانده در تملیک اجرائی مورد رهن پرونده اجرائی کلاسه های فوق الذرک را تقاضا داریم و سپس در ماهیت با استدعای ارجاع امربکارشناس بمنظور انجام حسابرسی دقیق الزام بانک خوانده را به تعیین میزان دقیق مطالبات ناشی از اعتبار در حسابجاری و تسهیلات مصوب پیش بینی شده برای مورث اینجانبان و ارائه مستندات طلب بمنظور واریز مطالبات احتمالی با احتساب خسارات قانونی را تقاضا داریم ) وکالتامه ای از طرف خواهانها از آقای (ج ) وکیل ضمیمه است رسیدگی قرار داده است آقای (د) وکیل دادگستری نیزلایحه ای داده که بشماره 30859/5/1370 ثبت شده وباضمیمه کردن فتوکپی وکالتنامه ای خود را بسمت وکیل آقایان (الرف ) و (ب ) معرفی کرده وپس ازتوضیحاتی تقاضای صدور حکم نموده است و دادگاه پس از ملاحظه لوایح وکلای طرفین و استماع اظهارات آنان برای احراز واقعیت امرتعیین واینکه (آیا مرحوم ه) از اعتبار و تسهیلات بانکی نسبت به سند شماره 121848 که نسبت به آن اجرائیه صادر گردیده استفاده نموده یا خیر و تعیین اینکه اصولا" ورثه مرحوم (ه) چه میزان بدهی بابت اصل وامهای ماخوذه بهره ساده تا کنون ببانک خوانده دارند) جلب نظر کارشناس حسابرسی را ضروری دانسته و قرار ارجاع امر به هئیت کارشناسان صادر نموده است و در تاریخ 10/7/70 بشرح وارد بشماره 142866/7/70 کارشناسان ضمن تقاضای اعطای گواهی برای مراجعه به بانک تجارت درخواست استمهال نموده اند (ظاهرا" دراین خلال شعبه 39 دادگاه حقوقی یک تهران منحل و رسیدگی پرونده بشعبه پنجم دادگاه حقوقی یک تهران محول شده و بکلاسه 5/70/637 ثبت شده دادگاه اخیر با استمهال موافقت و گواهی لازم اعطا نموده است و آقایان هیئت کارشناسان بشرح گزارش وارده بشماره 82/1/71 نظریه خود را اعلام نموده اند و پس از ابلاغ نظریه آقای (الف ) طی لوایحی که به شماره های 24161/1/71 و1347/2/71 ثبت شده تقاضای صدور حکم نموده است و آقای و بشرح لایحه وارده بشماره 311749/5/71 نسبت به نظریه کار شناسان اعتراض و درخواست ارجاع امر به هیئت دیگری از کارشناسان نموده است و آقای (الف ) طی لایحه ای که بشماره 12069/7/71 ثبت شده بپرونده کیفری کلاسه 70/10/268 شعبه دهم بازپرسی استناد نموده و دادگاه بشرح تصمیم مورخ 15/7/71 ملاحظه آنرا ضروری دانسته و آنرا مطلابه کرده است و آقای (الف ) طی مشروحه ایکه بشماره 233012/9/71 ثبت شده با ضمیمه کردن فتوکپی اظهارنظرهای بازپرس و رای شماره 27768/7/71 شعبه 180دادگاه کیفری 2 تقاضای صدور حکم نموده است دادگاه در تاریخ 23/9/71 شعبه 180دادگاه کیفری 2 تقاضای صدور حکم نموده است دادگاه در تاریخ 23/9/71 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و باملاحظه لایحه آقای (الف ) و ضمائم آن از ملاحظه پرونده کیفری اعلام بی نیازی نموده و پس از کسب عقیده آقای مشاور (ولی بدون امضای آقای مشاور) نظریه خود را مبنی بر ابراءذمه مرحوم (ه) مورث خواهانها در قبال سند رسمی شماره 4121848/4/57دفتر خانه 64 تهران و کان لم یکن بودن مفاد اجرائیه کلاسه 5606/س /3/1306 مربوط بهمان سند را صادر نموده است و پس از ابلاغ نظریه وکیل بانک تجارت بشرح وارده بشماره 193712/11/71 نسبت به آن اعتراض نموده و باارسال پرونده بدیوانعالی کشور شعبه 25 دیوانعالی کشور با التفات بقانون اصلاح و حذف موادی از قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو و شکلی بودن اقدمات قبل از صدور حکم عطف بماسبق شدن آن پرونده را برای صدور رای بدادگاه برگشت داده است و در تاریخ 7/2/72 دادگاه در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و بااعلام ختم رسیدگی رای تجدیدنظرخواسته را بشرح زیر صادر کرده است :
(خواسته دعوی خواهانها بشرح صورتملجس مورخ 30/5/70 حصرا" عبارت از الزام خوانده به تعیین میزان مطالبات خویش از مورث خواهانها (مرحوم (ه) موضوع سند رسمی شماره 4121848/4/57 دفترخانه 64 تهران (مرحوم (ه) موضوع سند رسمی شماره 4121848/4/57 دفترخانه 64 تهران و محکومیت خوانده به بی اعتباری اجرائیه کلاسه 5606س 63/1306 اجرای ثبت قلهک مربوط بهمان سند می باشد خواهانها مدعی هستند که مورث ایشان از اعتبار اعطائی و تسهیلات پیش بینی شده درسنداستفاده ننموده و فاقد بدهی است و وکیل خوانده نیز در لوایح مشروح خود تقاضای رد دعوی فوق را نموده است جهت احراز حقیقت موضوع وتشخیص چگونگی استفاده از تسهیلات بانکی توسط مورث خواهانها و تعیین میزان دیون وی قضیه به هیئت سه نفره کارشناسان رسمی دادگستری ارجاع شده است وکارشناسان منتخب دادگاه در نظریه وارده بشماره 82/1/71 اعلام نظر نموده اند که آقای (ه) از تاریخ 11/4/57 تا 11/4/58 از هیچگونه اعبتاری استفاده ننموده و هیچگونه وجوهی نیز بحساب وی طی مدت مذکور واریز نشده است و درحین کارشناسی هیچگونه مستنداتی از ناحیه بانک خوانده در رابطه با بدهی مرحوم (ه) در ارتباط وثیقه سند شماره 121848 ارائه نگردیه است و هرگونه اقدامی نسبت به وثیقه مزبور فاقد وجاهت قانونی است بویژه آنکه مطالبات معوق بانک تماما" براساس بهره مرکب محاسبه گردیده است بنابمراتب چون اعتراض موثری بر نظریه کارشناسان نشده و با اوضاع و احوال قضیه و مجموع سوابق منعکس در پرونده نیز مباینتی ندارد لهذا دادگاه با رد مدافعات خوانده و مستندا" بمواد 1 و 2 و3 قانون اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت و قانون دفاتر رسمی حکم بر ابراء ذمه مرحوم (ه) مورث خواهانها در قبال سند رسمی بشماره 4121848/4/57 دفترخانه 64 درآن و کان لم یکن بودن مفاد اجرائیه کلاسه 5606/3/1306 مربوط بهمان سند راصادر واعلام می دارد ( این رای حضوری است ) و پس از ابلاغ رای آقای و نسبت به رای تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده و نقض دادنامه صادره را خواستار شده است و با وصول بدیوانعالی کشور بدوا" پرونده باثبت بکلاسه بالا جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع شده است آقای مدیر دفتر گزارشی تهیه کرده است که حسب درخواست تجدیدنظرخواندگان مبیایستی پرونده با توجه سابقه به شعبه 25 دیوانعالی کشور ارجاع می شد و ریاست محترم شعبه مقرر داشته است پرونده بنظر معاونت محترم اول قضائی دیوانعالی کشور رسانیده شود و در تاریخ 30/6/72 معاونت محترم قضائی دیوانعالی کشرو مقرر داشته اند پرونده در شعبه 18 رسیدگی شود و پس از تکمیل پرونده تحت نظر قرار دارد دادخواست تجدیدنظرخواهی و لایحه جوابین هنگام شور قرائت خواهدشد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس ازقرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 778/2/1372 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.

بسمه تعالی
با توجه بمندرجات پرونده چون خواسته خواهانها بشرح دادخواست تقدیمی الزام خوانده به تعیین میزان مطالبات از مورث خواهانها ناشی از اسناد مشروحه در متن دادخواست 90423/90421 23/12/52 و 4121848/4/57 دفترخانه شماره 64 تهران و 10107577/10/54 همان دفترخانه ) بوده است که در جلسه مورخ 20/5/1370 (اولین جلسه دادرسی ) وکیل خواهانها خواسته موکلین خود را به (صدور حکم بر الزام خوانده به تعیین میزان مطالبات از مورث موکلین خودناشی از اسناد مشروحه در متن دادخواست ضمن امر ارجاع به هیئت کارشناسان حسابرسی و محکومیت خوانده به بی اعتباری اجرائیه صادره موضوع پرونده کلاسه 3س 5606/1306) تغییر داده است و باتوجه به رسیدگی های دادگاه و باعنایت باینکه بموجب فتوکپی نامه شماره 1218642/7/1372 صادره از بانک تجارت ( مدیر امور حقوقی اداره خدمات ) بانک خواهان بدفترخانه شماره 64 تهران دائر بر فک رهن اسناد شماره 9042190423 مورخ 10/2/58 و10/2/52 و شماره 4121848/4/57 و 10107577/4/54 بلحاظ پرداخت کلیه بدهی از طرف آقای (ه) وگواهی دفترخانه شماره 64 تهران در ذیل درخواست مورخ 27/2/72 آقای ب احد از خواهان گواهی نموده است که ( ازموردرهن اسنادشماره های 90423/90421و121848و107577 این دفتر در تاریخ 13/7/72 فک رهن بعمل آمده و اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز مفادا" در این خصوص (برالذمه بودن ورثه وکان لم یکن بودن مفاد اجرائیه کلاسه 5606/1306 مربوط به همان اسناد ) اصدار یافته است بناء علیهذا با فک رهن اسناد اعلام وصول طلب بانک دیگر موجبی برای تجدیدنظرخواهی باقی نمی ماند و نتیجه دادنامه تجدیدنظرخواسته ابرام می شود.

مرجع :
کتاب موازین حقوق تجارت درآراء دیوان عالی کشور
به اهتمام یداله بازگیرکارشناس قضائی وزارت دادگستری
انتشارات گنج دانش ، چاپ اول ، 1378 ، چاپ احمدی
200

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
82
تاریخ تصویب :
1373/02/28
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :