جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09127003316 در تماس باشید.


تاریخ رسیدگی 7/1/1374
شماره دادنامه 74/1/18
شعبه 18 دیوان عالی کشور

خلاصه جریان پرونده : آقای (الف ) فرزند ... ساکن باختران بلوار00 دادخواستی بخواسته تقاضای ابطال عملیات شرکت.00در خصوص انتقال سهام خود بنام خوانده ردیف دوم و قید نام خواهان در دفتر سهام و سوابق مربوطه مقوم مبلغ 000/500/2 ریال بطرفیت شرکت.00 بمدیریت آقای (ب ) بنشانی باختران (کرمانشاه ) میدان 000 و آقای (ج ) بنشانی باختران (کرمانشاه میدان 000 تقدیم دادگاههای حقوقی یک کرمانشاه نمود که به شعبه دوم دادگاه حقوقی یک کرمانشاه ارجاع شد و بشرح مذکور در دادخواست توضیح داده است 25 سهم از یکصد سهم شرکت.00در مالکیت اینجانب واقع که در اساسنامه شرکت منعکس مقید است در زمان تشکیل شرکت سرمایه اولیه یک میلیون ریال بوده که درتاریخ 10/5/1364 به نود میلیون ریال افزایش یافته که مبلغ 000/500/26 ریال در تعهد اعضاء شرکت قرار گرفته اینجانب مبلغ 000/250/16 ریال از سهام را پرداخت نموده ام مطابق ماده 35 قانون تجارت در صورتکیه شرکت در مقام مطالبه قمستی از مبلغ پرداخت نشده سهام برآید میبایستی از طریق نشر آگهی در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط شرکت در آن منتشر می شود بصاحب سهم مراتب اطلاع داده شود مهلت معقول و متناسبی برای پرداخت مبلغ مورد مطالبه قرار داده شود مدیر عامل شرکت در تامین منافع خود و اهدافش در شماره 13245 روزنامه کیهان مورخ 12/11/1366 در مقام مطالبه مابقی سهام برآمده و مهلت ده روز را جهت پرداخت مابقی سهام تعیین که این مدت با توجه بعبارت معقول ومتناسب مقیده در این ماده نقض غرض قانونگذار است و عرفا" تعیین این مهلت در نقاط جنگی را نمی توان معقول و متناسب دانست قانونگذار در ماده 35 را به اخطار شرکت به عضو شرکت و انقضاء مدت یکماه که علیرغم این نص صریح مدیرعامل شرکت از این حیث نیز اقدام معمول نداشته است با وصف آنکه در کیهان شماره 13009 تاریخ 18/1/67 تاریخ فروش مزایده را 26/1/67 تعیین و اعلام داشته اند با اعلام تخلفات عدیده مدیریت بدادسرای عمومی اسلام آباد غرب قبل از موعد یاد شده از سوی آقای بازپرس و از طریق پاسگاه ممنوعیت انجام هر گونه مزایده را به مدیریت شرکت ابلاغ لکن متاسفانه بطور غیررسمی با تبانی احد از بستگان اینجانب به مبلغی فوق العاده ناچیزتر از مبلغ و ارزش واقعی به خوانده ردیف دوم منتقل شده است... مراتب تخلفات و حیف و میل مدیریت و خیانت در اموال شرکت نیز بدادسرا اعلام گردیده که پرونده ها تواما" تحت کلاسه 67/925 در شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی باختران مطرح رسیدگی است علیهذا بنا بمراتب فوق و نظر باینکه اقدامات شرکت مغایر اساسنامه و صراحت ماده 35 ازقانون تجارت است و خوانده ردیف دوم من غیرحق در مقام تحصیل سهام اینجانب برآمده که ضمان و موجب مواد301 و303 و304 قانون مدنی محقق است و استیلای وی بر سهام اثبات ید برمال غیر بدون مجوز قانونی در حکم غصب است و باستناد فتوکپی اساسنامه و فتوکپی ابلاغیه های بازرسی اسلام آباد غرب مطالبه ملاحظه پرونده کلاسه 67/956 مطروحه در شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی باختران و مطالبه و ملاحظه پرونده مربوطه در شرکت.00 رسیدگی و صدور حکم بر ابطال عملیات شرکت از حیث فروش و مزایده سهام اینجانب جهت اعمال مقررات قانونی و عرف بخوانده ردیف دوم و قید نام اینجانب در زمره سهامداران شرکت و حذف نام خوانده ردیف دوم در سوابق مربوطه بقائم مقامی اینجانب و اعلام مراتب از ناحیه شرکت باداره ثبت شرکتها را خواستار شد دادگاه مرجوع الیه وارد رسیدگی شد ودرجلسه 28/6/1368 پس از استماع مدافعات طرفین دعوی انعکاس آن در صورتجلسه دادگاه جهت احراز صحت و سقم ادعای خواهان و مدافعات خواندگان ملاحظه مستندات شرکت و خوانده در دفاتر ثبت شرکتها و همچنین ملاحظه پرونه بازپرسی و ثبت شرکتها را ضروری دانسته و دستور تعیین وقت و دعوت از طرفین دعوی و مطالبه پرونده کلاسه 67965 شعبه سوم بازپرسی باختران و پرونده شرکت در اداره ثبت شرکتها در خصوص تصمیم مجامع عمومی هییت مدیره برای فروش ومزایده و نقل و انتقال سهام وهمچنین ارائه صورتمجالس مجامع عمومی و هیئت مدیره شرکت را در این خصوص داده اند در جلسه 4/11/68 که با حضور طرفین دعوی تشکیل شد دفاتر توسط آقای (ب ) ارائه شد (مندرجات دفاتر ارائه شده منعکس شده و خواهان اظهار داشت جهت روشن شدن مطالبه استدعای می شود از مقامات ذیصلاح که عبارتست ازوزارت صنایع ومرکز بررسی و تهتیه و توزیع ماشین آلات و اداره کل صنایع استان باختران استعلام گردد که زمان گشایش ارزی این کارخانه چه تاریخی بوده است و چون پرونده های مورد مطالبه از شعبه سوم بازپرسی و اداره ثبت شرکتها واصل نگرددیه بود دادگاه دستور داد پرونده کیفری از شعبه سوم بازپرسی و پرونده مربوط شرکت.00 مضبوط در اداره ثبت شرکتهای باختران مطالبه و با تعیین وقت طرفین دعوت و در اخطاریه آقای (ب ) تذکر داده شود که دفاتر تجاری را نیزدرجلسه آینده هماره بیاورد و همچنین در اخطاریه آقای (الف ) تصریح نمود برای ارائه موارد استفاده خود از پرونده کیفری در موعد مقرر در دادگاه حاضر شود و اضافه نموده بدیهی است بعد از بررسی پرونده کیفری و پرونده ثبت شرکتها عنداللزوم با انتخاب کارشناس به حسابهای شرکت نیز و سایر دلائل ومدارک رسیدگی خواهد شد و درجلسه 7/6/1369 که پروند هثبت شرکتها توسط نماینده آن آورده شده توضیحات نمایندهثبت شرکتها و صورتجلسه منعکس گردیده و پس از اظهارات خواهان واحد از خواندگان دادگاه ملاحظه پرونده کیفری را ضروری دانسته دستور مطالبه آنرا داده است و در جلسه 30/10/69 که با حوضر طر فین دعوی تشکیل گردید پرونده کیفری واصل شده و در جواب دادگاه خطاب به آقای (الف ) که موارد استفاده خود را با ملاحظه پرونده کیفری العام نماید ایشان اظهار داشت منظور دستور پاسگاه است بر منع معامله در شرکت و ضمنا" در ظهرگزارش شماره 43/56/401 مورخ 27/1/67آقای ... بازپرس در تاریخ 31/1/67 ضمن دستوراتی خطاب بپاسگاه دستور داده شده که ابلاغیه توسط پاسگاه به درب شرکت نصب شود که معامله تا اطلاع ثانوی متوقف است و هر نوع نقل و انتقال غیر قانونی است بنابراین با توجه بصدور دستورات از ناحیه مقام قضائی قرار یا دسترو صادر شود و اقدام انجام مزایده و فروش سهام اینجانب (خواهان ) صحیح نبود اقدام لازم و قانونی را استدعا نمود و خواندگان اظهار داشتند مزایده در تاریخ 26/1/1367 انجام گردیده ابلاغیه پاسگاه طبق مدارک موجود که فتوکپی آن تقدیم شده در ساعت 11 همانروز بعد از انجام مزایده بوده است مضافا" پاسگاه ژاندارمری قانونا" صلاحیت صدور دستور مبنی بر عدم مزایده نداشته است مزایده براساس مقررات قانون تجارت انجام گردیده دستورپاسگاه تاثیری در این خصوص ندارد فتوکپی ابلاغیه پاسگاه را تهیه و تقدیم خواهم داشت و آقای (الف ) خواهان اظهارداشت ابلاغ نامه های صادره از طرف ژاندارمری و باپرس قبل از انجام هرگونه معامله ای رابخوانده ابلاغ شده حتی ابلاغنامه بدرب کارخانه و شرکت ملحق بوده اظهارات خواندگان کلا" خلاف واقع می باشد و اتخاذ تصمیم قانونی را خواستار شد و دادگاه پس از کسب نظری مشاور که اعلام داشته 1 صورتجلسه افزایش سرمایه شرکت و مشخص شدن میزان سهام هر یک ازطرفین مطالبه گردد پس از مشخص شدن میزان سهام خواهانمبلغ پرداخت شده تحقیق شود 2 با توجه بدرخواست خواهان از اداره کل صنایع 000 استعلام گردد که آیا بابت تاسیس و راه اندازی شرکت مذکور ارز تخصیص یافته یا خیر در صورت مثبت چه میزان بچه نرخی در چه زمان شرایط آن وجه قرارداد با تعهد از پرداخت دارند و ارز پرداختی تحت چه عنوانی تصویب و پرداخت شده دادگاه ضمن دستور انجام خواسته های آقای مشاور اضافه نموده اند تعیین گردد دارائی شرکت چه مبلغی بوده مبنا و اساس ارزش سهام از جمله خواهان چه بوده و بچه جهت میزان بدهی خواهان و سرمایه تعهد شده وی در آگهی مزایده ذکرنشده و چه مبالغی بوده است ضرورت دارد همچنین احراز تخصیص یا عدم تخصیص ارز بابت تهیه ماشین آلات و راه اندازی کارخانه از ناحیه اداره کل صنایع و میزان ارز اختصاصی و تحویل یا عدم تحویل آن در تاریخ مزایده و در صورت تحویل ارز نوع تضمینات ماخوذه برای باپرداخت آن لازم بنظر می رسد لذا دادگاه بدفتر دستور داده است پرونده کیفری اعاده و اب تعیین وقت با دعوت از طرفین دعوی در اخطاریه خواندگان قید شود که سوابق و صورت جلسات مربوط بافزایش سرمایه شرکت اعم از صورت جلسات هیئت مدیره و مجمع عمومی عادی و فوق العاده و صورت مربوط به پرداخت سهام از ناحیه آقای (الف ) و صورتمجلس مزایده را همراه خود به دادگاه بیاورند مضافا" شرحی باداره کل صنایع 000 عطف بنامه شماره 1449/2 مورخ 18/12/67نوشته شده که صورت امکانات و خدماتی که بخصوص ارز بابت خرید ماشین آلات تا کنون دراختیار شرکت.00 واقع در اسلام غرب قرار داده شده با نوع تصمیمات و تعهدات قانونی ماخوذه را باین دادگاه اعلام دارند پس از استعلام از اداره کل صنایع استان باختران ووصول پاسخ که بشماره 1587 مورخ 4/4/70 به ثبت رسیده و ارز مورد نیاز شرکت.00را 057/503/1 مارک و مبلغ سی و سه هزار دلار جهت اجرای طرح موافقت اصولی شماره 11637 مورخ 24/9/62 ثبت دولتی اعلام داشته و کپی لیست مصالح تحویل شرکت را به پیوست ارسال داشته است ودرجلسه 12/4/1370 که با حضور طرفین دعوی تشکیل شد و پس از مدافعات طرفین دعوی و انعکاس آن در صورتجلسه و کسب نظر آقای مشاور که اعلام داشته اولا" نرخ ارز پرداختی تاریخ پرداخت آن اعلام شده ثانیا" خواهان در لایحه ای که بشماره 413 مورخ 2/11/1368 به ثبت دفتر دادگاه رسیده اظهار داشتند رد بانک تجارت شعبه ولیعصر تهران در قبال ارز پرداخت شده وی متعهد شده و استعلام این مورد ضروری است و دادگاه نیز در جلسه فوق العاده 5/5/1370 نیز استعلامات مذکور در فوق را ضروری دانسته و مقرر داشته دفتر با تعیین وقت احتیاطی عطف به نامه محرمانه شماره 2147/4 مورخ 25/2/70 باداره کل صنایع استان 000 مرقوم نماید که اولا" قیمت دولتی مارک آلمان غربی و دلار درتاریخ تسلیم ارز مورد بحث بشرکت.00چه مبلغ بوده ثانیا" در قبال تخصیص ارز شرکت مذکور چه نوع تضمین و تعهدی اخذ شده است و ضامن ومتعهد باپرداخت ارز مذکور چه شخصی اعم از حقیقی یا حقوقی می باشد و پس از وصول پاسخ پرونده امر بدادگاه ارسال دارند و پس از پرسش از اداره کل صنایع استان 000 و اداره کل مذکور پاسخ داده است که قیمت دولتی مارک آلمان غربی و دلار مستیما" از بانک مرکزی پیگیری شود ضمنا" وزارت صنایع از سهمیه ارزی خود جهت خرید ماشین آلات خارجی شرکت.00 ( شخصیت حقوقی ) ارز به نرخ دولتی تخصیصی داده و شرکت مذکور همزمان با صدور چک ارزی هزینه های ریالی بابت خرید ارز به نرخ دولتی پرداخت نموده است و شرکت مورد اشاره درمقابل ارز تخصیصی موظف به نصب و راه اندازی و تولید آرد بوده و همچنین ملزم به رعایت کلهی ضوابط شهر مافقت اصولی شرایط عمومی می باشد که بشماره 2906 مورخ 18/6/70 به ثبت رسیده و پس از بنظر رساندن جواب اداره کل صنایع استان 000 آقای رئیس دادگاه بدفتر دستور داده است وقت احتیاطی به وقت رسیدگی تبدیل و به متداعیین ابلاغ و در اختیاریه خوانده تصریح شود برای رسیدگی و توضیح در زمینه تخصیص ارز و موضوع ضمانت در آن حضور بهرساند ممضافا" شرحی نیز ببانک مرکزی مرقوم شود که در سالهای 62و1363 شرح برابر دلارومارک آلمان غربی چه مبلغ بوده است و با تعیین وقت رسیدگی برای روز 18/7/1370 ساعت 5/8 صبح و پرسش از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و ووصل پاسخ از اداره امور بین المللی بانک مرکزی دائر بر اینکه سال 1362 یک دلار457/87 ریال و یک مارک آلمان 554/34 ریال ودرسال 1363یک دلار20/920ریال و یک مارک 250/31 ریال بوده است که بشماره 3250 مورخ 3/7/1370 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده است و در جلسه 18/7/1370 که با حضور طرفین دعوی تشکیل گردید و با قرائت تصمیم مورخ 5/5/1370 و دستور مورخه 20/6/1370 به آقای (الف ) خواهان خطاب شد و با توجه به پاسخهای واصله از اداره کل صنایع پاسخ لازم را اعلام دارد و مشارالیه از تاریخ اظهار داشت ( کلیه وجوهی که بابت احداث کارخانه بعنوان وام اخذ شده اعم از ریال و ارز خارجی از بانک تجارت تهران شعبه طالقانی اخذ گردیده مضافا" اینکه شرکت وام گیرنده بوده بانک تجارت از کلیه سهامداران منجمله اینجانب نیز تعهد رسمی و محضری گرفته که سوابق آن در خود شرکت موجود است بنابراین 14 بدهی های شرکت بر عهده انیجانب است و منظور از ذکر این مطالب این است که بر دادگاه روشن شود که ارزش کارخانه و وجوهی که برای احداث آن بمصرف رسیده چه اندازه بوده است و آنگاه مقایسه شود که 14 سهم اینجانب به چه مبلغ قلیلی به آقای (ج ) واگذار شده و در ان تاریخ که تاسیسات در گروبانک قرارگرفته و عرصه و اعیان کارخانه بمبلغ 000/600/131 ریال در رهن بانک تجارت شعبه طالقانی قرار گرفته و این مبلغ قبل از نصب ماشین آلات ساخته شده توسط شرکت آرد ماشین و ماشین آلات خارجی بوده است این مطالب استخراج از اعلام موسسه حسابرسی پیش آگاه بوده است و آقای (ب ) احد از خواندگان اظهار داشت اولا این شرکت طبق اسنادو مدارک ارائه شده توسط اینجانب و طبق اعلام وزارت صنایع و بانک مرکزی جمهوری اسلامی در سال 68ارز دریفات شده وقبلا" هیچگونه ارزی دریافت نداشته ایم در مورد دریفات وام این شرکت در سال 63پس از تکمیل درخواست پرونده وام از بانک تجارت این شرکت مجازت به دریافت مبلغ مندرج در سند ارخانه بمبلغ بیست و یک میلیون ریال گردید که در زمان عقد قرارداد هیچگونه وامی دریافت نشده وتنها از سهامداران دعوت به امضاء در دفترخانه گردید و چون در شرایط بانک سهام کلیه سهامداران باید در اختیار بانک گذاشته می شد سهامداران اوراق سهام را نزد بانک تجارت تودیع نمودند وهیچگونه تعهدی برای سهامداران ایجاد نشد چون وام مشروط و با نظارت کامل و طبق بانک وام پرداخت می شود واین ادعا41 بدعی در تعهد آقای (الف ) می باشد کذب و عدم اطلاع از امورات می باشد چون اولا" شرکت سهامی خاص می باشد و ثانیا" طبق قانون تجارت و تصریح در ماده 35 بعد از انجام مزایده کلیه تعهدات به عهده برنده مزایده یعنی آقای (ج ) می باشد و تمامی تعهدات آقای (الف ) باطل می باشد و سهم آقای (الف ) و طبق مدارک و شواهد واظهارات خودشان مبلغ 000/000/5 ریال ارزش داشت چون فقط مبلغ 000/600/121 ریال سقف وام تصویبی بوده نه قیمت عرصه و اعیان کارخانه چون در آن زمان وام نظارت شده پرداخت می شد تصمیم فقط سند زمین یغنی عرصه به رهن گذاشته می شدو موسسه حسابرسی پیش آگاه نیز اعلام داشتند وام تصویبی مبلغ فوق بوده نه وام دریفات شده آقای (الف ) غیر از صداقت و راستی دارند و ارز دریافتی در سال حدود و اسفند ماه 67 یعنی بعد از مزایده ارز دریافت شده که فعلا" کپی چکهای ارزی به دادگاه تقدیم شده و پس از جلسه هم مجددا" تقدیم خواهد شد و در مورد دریافت ارز هیچگونه تعهدی دریافت نداشته است و هیچگونه تعهدی درموردپرداخت آن صورت حسابرسی سرمایه و دارائی شرکت را در هیجده برگ تقدیم می دارد آقای ب اظهار داشت اینجانب نیز صورت کلیه وجوه دریافتی را با تاریخ دریافت آنها قبل از مزایده سهم آقای (الف ) تهیه و ظرف ده روز تقدیم می نمایم زیرا برای تهیه و اخذ آن باید بتهران مسافرت نمایم تا بر دادگاه معلوم شودکه وام در چه تاریخی تصویب وتسلیم شده آقای (ج ) خوانده دیده اظهارداشت بیانات آقای (ب ) مورد تایید اینحانب است دادگاه نیز با توجه به تقاضای خواندگان دستور تعینی وقت احتیاطی نزدیک داده که پس از وصول اوراق مورد اسناد از ناحیه خوانده بامضای مهلت ده روز پرونده بدادگاه تقدیم شود و آقای (الف ) طی لایحه ای منضم به 18 برگ گزارش بازرسی قانونی شرکت (شرکت پیش آگاه در سال 64 و شرکت پاک سرشت در سال 65) مراتبی اعلام داشته که بشماره 241 مورخ 18/7/70 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده است و آقای (ب ) نیز لایحه منضم به 6برگ تقدیم داشته که بشماره 3766 مورخ 30/7/1370 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده و آقای (ب ) نیز لایحه منضم به 6برگ تقدیم داشته که بشماره 3766 مورخ 30/7/1370به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده است و پس از وصول آنها دادگاه در تاریخ 6/8/70 دستور داده است نظر آقا یمشاور اخذ گردد و آقای مشاور نیز اظهارنظر نمود با توجه باظهارات طرفین دعوی در مورد اخذ وام و غیره جهت تکمیل رسیدگیهای بعمل آمده مراتب زمین کارخانه موصوف و تعهد هر یک از شرکاء از بدو دریافت وام تا حال میزان وام دریافتی و تاریخ دریافت هر دو از بانک تجارت تهران شعبه طالقانی پرسش و استعلام سپس ماهیتا" اظهارنظر می شود اظهارنظر مشورتی بعمل خواهد آمد) و دادگاه نیز اتخاذ تصمیم بدینشرح (ملاحظه اسناد راجع باخذ وام از بانک تجارت تهران شعبه طالقانی از جهت احراز 1 میزان وام مقرره 2 ارزی مورد رهنی 3 کیفیت امضاء اسناد 4 شرایط معامله از حیث تعهدات راهن و حقوق مرتهن ضرورت دارد لذا مقرر می شود دفتر با تعیین وقت احتیاطی شرحی به بانک فوق الذکر مرقوم نماید که فتوکپی ازاسنادمربوط بوام اعطائی به شرکت.00واقع در شهرستان اسلام آباد غرب را بهزینه آقای (الف ) از از شرکاء تهیه و ظرف مدت پانزده روز باین شعبه ارسال نمایند رونوشت نامه ارسالی بانک به آقای (الف ) تسلیم شود که ببانک تجارت تهران شعبه طالقانی مراجعه و هزینه تهیه و فتوکپی مصداق ازاسناد را پرداخت نمایدو با اصول اسناد مذکور پرونده جهت اقدام لازم بدادگاه تقدیم شود) نموده اند و پس از استعلام از بانک تجارت شعبه ولیعصر مطهری تهران و اینکه رونوشت نیز به آقای (الف ) تسلیم گردید و در این خلال آقای (د) بوکالت از ناحیه شرکت.00 (سهامی خاص ) بمدیریت آقای (ب ) در دعوی دخالت نمود و لایحه ای در 5صفحه تقدیم داشت بانضمام وکالتنامه و روزنامه درج مدیریت که بشماره 342 مورخ 14/9/1370 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده است و بانک تجارت شعبه ولیعصر کد301 اعلام داشته (دادگاه حقوقی یک باختران اختراما" عطف بنامه شماره 4752 مورخ 21/9/1370 به پیوست اسناد مدارک مربوط بوام اعطائی به شرکت.00جهت اقدام متقضی ارسال می گردد و آقای (الف ) نیز طی لایحه که بشماره 5328 مورخ 21/10/1370 به ثبت رسیده اعلام داشته که کپی اسناد و اوراق از وام اعطائی به شرکت.00از بانک تجارت ولیعصر تهران تهیه و خدمت دادگاه تقدیم گردیده است و دادگاه نیز با توجه به پاسخ و اوراق واصله از بانک تجارت شعبه ولیعصر تهران و اقدامات و رسیدگهیای قبلی آقای مشاوردستور داده است در اجرای مقررات ماده 14 قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو پرونده را بنظر ایاشن برساند جهت اظهارنظر و آقای مشاور نیز اعلام داشته (بنظر اینجانب اصلح است بویژه در خصوص کیفیت مزایده همچنانکه پیشنهاد وکیل خوانده می باشد لازم است که آقای (ه) که آدرسش از طرف خوانده تعیین خواهد شد جهت استعلام نظر در مورد حضور در جلسه مزایده و اینکه آیا معاشرت با نمایندگی های از آقای خواهان م داشته است بجلسه دادرسی دعوت شود همچنین برادر همسر خواهان آقای و واحد از پسر دائیهایش که او نیز از طرف خواهان معرفی خواهد گردید در ا ین رابطه جهت استعلام نظربادای شهادت دعوت بحضور شوند) دادگاه نیز در تاریخ 24/11/1370 جهت اکمال رسیدگی و توجه باظهارات طرفین و دلایل آنان اولا" تحقیق از شرکت کنندگان در مزایده و آقایان (ه) پسر دایی و برادر همسر خواهان و همچنین رسیدگی در خصوص انسادو اوراق مربوط بودم که از طرف خواهان مورد استناد قرار گرفته و رونوشت آن اسناد ازبانک تجارت بشرح اوراق پرونده اخذ گردیده 26/1/66و دو نفر منسوبین خواهان که ادا شده در مزایده شرکت کرده و حضور داشته اند صادر و بدفتر دستور داده است ضمن تعیین وقت مناسب و ابلاغ تصمیم آن طرفین دعوی را برای منظورهای فوق دعوت و در اخطاریه خواهان قیدنمایند که آقایان (ه) و (و) در اخطاریه وکیل شرکت خوانده و آقای (ج ) خوانده دیگر تصریح نماید که کلیه افرادی که در مزایده شرکت داشته اند همراه خود بدادگاه بیاورندوقت رسیدگی برای روز30/2/71 ساعت 5/11 صبح تعیین گردید و در جلسه مذکور خواهان مدافعاتی دال بر اینکه کلیه سرمایه شرکت نزد بانک در قبال دریافت وام رهن بوده و خوانده اول نمی توانست بخوانده دوم سهم او را منتقل نماید زیرا بموجب وکالتنامه رسمی ببانک تجارت وکالت و اختیارداده اند که فروش و هر نوع انتقال در عهده و اختیار بانک باشد که اینموضوع حدد یک سال و نیم قبل از آگهی مزایده داده شده و بهیچوجه آقای (ب ) و مدیرعامل شرکت نمی توانسته نسبت بفروش اموال شرکت و شرکاء اقدامی نماید اینموضوع نیز از طرف بانک به شرکت.00 ابلاغ گردید و آقای (ب ) متعهد شده که طی نامه 17231/1/1368 شرکت از هرگونه نقل و انتقال خودداری نماید و مطلب مهم که در اینجا لازم بیاد آوری است گزراش 1152/1806 مورخ 9/4/67 تاریخ بعدازمزایده کارشناس بانک تجارت است که بصورت محرمانه نوشته شده است که در گزارش دقیقا" در مورد عدم ایفای تعهد سایر سهامداران بعد از مزاید اشاره شده است و در صفحه دو همین گزارش آمده است که سهامداران قبلی و حتی آقای (ج ) که سهام بنده را خریداری کرده سی وپنج درصد باقیمانده تعهد خود را پرداخت نکرده اند در نتیجه شرکت ماده 35را فقط در مورد بنده به اجرا در آورده است در گزارش های سالها قبل در هیچیک اشاره ای با پانزده میلیون ریال بدهی بنده به شرکت نشده در صورتیکه در گزارش ترازنامه سال 69 شرکت طی اسناد اینجانب را پانزده میلیون بدهکار دانستند و فتوکپی این امر جهت اطلاع تقدیم می شود و آقای (ز) وکیل شرکت.00 نیز مدافعاتی نمود همچنین آقای (ب ) مدیرعامل نیز اظهارنمود. به متداعینی تذکر داده شد جلسه بروز پنجشنبه 31/2/1371 ساعت 9 صبح موکول می شود و در جلسه 31/2/1371از گواهان باسامی آقایان ح ت ی ل م ن ه درموردمزایده تحقیق شد و پس از مدافعات طرفین و انعکاس آن در صورتجلسه پرونده بنظر آقای مشاور رسید و ایشان اظهارنظرنمودند (اینجانب در نظریه قبلی خود اقداماتی را خواستم که تکمیل شده است ) دادگاه نیزاتخاذ تصمیم بدینشرح (چون آقای (الف ) در مقام اثبات تخلف مدیرعامل و هیئت مدیره شرکت مبنی بر اعمال ماده 35 قانون تجارت ادعا نموده است هیچیک از شرکاء و سهامداران مبلغ پرداخت شده سهم خودراتادیه نکرده اند لذا مطالبه مبلغ پرداخت نشده از او مجردا" بعلت وجود اعتراض بوده است و بگزارش 1152/91806/4/67 کارشناس بانک تجارت استناد نموده است و بررسی در خصوص اینموضوع نیز غیر موثر درامر است و چون کلیه امور دردفاتر شرکت منعکس می شود لذا قرار ابراز دفاتر تجارتی شرکت را صادر نموده اند که با ملاحظه دفاتر صحت و سقم موضوع روشن شود و در جلسه 27/5/1371 از آقای (ق ) نیز تحقیق شد و با ارائه دفاتر شرکت مربوط بسال 67 وسیله آقای مدیرعامل شرکت و چون دفاتر مورد لزوم آورده نشد دادگاه دستور داده است دفاتر خواسته شود و در اخطاریه خوانده نوشته شودکه کلیه دفاتر تجاری شرکت واسناد مدارک مربوط به بدهی صاحبان سهام و واریز بدهی قبل از انجام مزایده سهم خواهان را وسیله آقای مدیرعامل شرکت بدادگاه ارسال دارد و در اخطاریه وکیل شرکت این موضوع مفصلا" قید و تصریح نمود و دراخطاریه خواهان هم قید شود که برای ملاحظه دفاتر و اسناد شرکت وارائه موارد استفاده خود حضور بهمرساندودر جلسه 24/9/1371 پس از ارائه دفاتر وتوضیحات طرفین دعوی و انعکاس آن در صورتجلسه دادگاه جلب نظر کارشناس خبره در امور حسابرسی و حسابداری را برای احراز موضوعات آتی الذکر :
1 - سرمایه اصلی شرکت 2 - میزان سهام نقدی شرکاء که پرداخت شده بود 3 - افزایش سرمایه شرکت 4 - بدهی بعضی با کل سهام در صورت افزایش سرمایه 5 - مصوبات مجمع عادی و فوق العاده شرکت در خصوص افزایش سرمایه 6 - تعیین بدهی هر یک از سهامداران 7 - بررسی موضوع مزایده و قیمت پایه و تطبیق آن با بدهی خواهان منعکس در دفاتر شرکت 8 - تاریخ تادیه وجه از ناحیه بیمه شرکاء ) لازم دانسته و با صدور قرار جلب نظر کارشناس و تعیین موضوع کارشناسی و تعیین کارشناس (آقای (ک ) ) به قید قرعه و تعیین دستمزد کارشناس بمبلغ پنجاه هزار ریال که پرداخت آن بعهده خواهان محول گردیده و در اجرای ماده 36 قانون تشکیل دادگاههای عمومی کارشناس پس از تودیع حق الزحمه دستور احضار داده اند رسید با توجه بنامه آقای کارشناس که بشماره 1102 مورخ 18/3/72 به ثبت رسیده دستور تعیین وقت مناسب نزدیک داده اند که طرفین و کارشناس دعوت کرده و در اخطاریه خوانده قید و تصریح شودکه کلیه اوراق و اسناد و دفاتر تجارتی را در روز مقرر بدادگاه بیاورد تا آقای کارشناس در جلسه و با حضور در دادگاه دفاتر را ملاحظه و در صورت امکان اظهارنظر و چنانچه اظهارنظر محتاج مهلت باشد استمهال نماید و مراتب در اخطاریه های خواهان و خواندگان نیز قید شود ) و در جلسه 4/6/1372 که با حضور خواهان و آقای (ب ) و کارشناس تشکیل شد و آقای (ب ) اظهار داشت اسناد و دفاتر را جهت ملاحظه کارشناس بهمراه آورده است وکارشناس نیز مراسم سوگند را طبق ماده 50 قانون کارشناسی بعمل آورد و بدادگاه کارشناس اعلام داشت 20 روز بوی مهلت داده شود تا با بررسی دفاتر نظریه کتبی خود را اعلام نماید و دادگاه موافقت نموده وکارشناس نظریه خود را70 صفحه تقدیم داشت که بشماره 2557 مورخ 24/6/1372 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده است و چون اعتراض بنظریه کارشناس گردید دادگاه درتاریخ 15/8/72 دستور تعیین وقت مناسب و دعوت از طرفین دعوی وکارشناس جهت اخذ توضیح از کارشناس داده است و در جلسه 7/10/1372 که با حضور خواهان و وکیل شرکت.00 آقای (ب ) مدیر عامل شرکت وآقای (ک ) کارشناس تشکیل شد و با اخذ توضیح از کارشناس 000 کارشناس نظریه خود را صحیح اعلام نموده و اظاراتی نمود دال بر صحت نظریه اش و چون دادگاه بکارشناس اعلام نموده نظریه تکمیلی را تقدیم دارد و چون کارشناس تقاضا نمود که دستور داده شود دفاتر سالهای 63و64 توسط خوانده بدفتر دادگاه آورده شود و10 روز مهلت باو داده شود دادگاه نیز در تاریخ 11/10/1372 دستور داده است دفتر دفاتر مورد نظر آقا یکشارشناس را مطالبه نمایند تا ایشان ظرف مدت مهلت مقرر نظریه خود را تقدیم نماید و با تقاضای مهلت نیز موافقت شد و کراشناس نیز نظریه تکمیل خود را تقدیم داشته و ضمیمه پرونده است و بالاخره دادگاه در تاریخ 10/11/72 پس از ختم رسیدگی دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره 931 مورخ 1/12/73 را بدین شرح رای دادگاه بنحوی که در مقدمه اشعار شد دادگاه بدون توجه به نظریه کارشناس که مورد ایراد و اعتراض تجدیدنظرخواندگان قرار گرفته مجددا" باستناد اوراق و اسنادی که خواندگان در جریان دادرسی برای دفاع از دعوی اقامه شده ابراز و تقدیم کرده اند و اظهراات و اقاریر طرفین ونتایج حاصله از سیر مرافعه و رسیدگیهای معموله معطوفا" به نصوص صریحه قانون تجارت و بدون اینکه نیازبانتخاب کارشناسان دیگری باشد مغایرت اقدامات شرکت.00 را در فروش سهم متعلق به خواهان با مقرارات قانون تجارت استراک واستنباط می نماید بدین ترتیب که قانون تجارت چون سایر قوانین مصوب دارای ابواب و فصولی است که هر بابت و فصل در خصوص موضوعات معینی بحث و گفتگووارائه طریق می نماید فی المثل در این قانون باب اول در مورد بیان تجارو معاملات تجارتی در پنج ماده باب دوم راجع بدفاتری تجاری و دفتر ثبت تجارتی باب سوم در بیان انواع و اقسام مختلفه شرکتهاوقواعد راجعه به آنها که بماحث مخلتف و بخشهای جداگانه تقسیم گردیده است در بخش دوم از مبحث شرکت سهامی قانون مذکور راجع بسهام گفتگو می نماید و جزئیات امر را تعریف و تبیین نموده که حاجت به ذکر جزئیات نبوده و طرفین دعوی معانی مذکور کاملا" آشکار و مسلم است ماده 35 که بموجب و باستناد آن اقدام بفورش و مزایده سهم یک نفر از شرکاء شده در این بخش مرقوم گردیده و کلا" راجع بوصول و دریافت مبلغ پرداخت نشده سهام است و لاغیر در مور بحث شرکت.00 حسب مندرجات پرونده و سابقه موجود در اداره ثبت شرکتهاکه ملحوظ دادگاه واقع گردیده ابتدا بصورت شرکت با مسئولیت محدود درتاریخ 11/10/62 تشکیل گردیده بعدا" در تاریخ 15/12/62 از مسئولیت محدود در تاریخ 11/10/62 تشکیل گردیده بعدا" در تاریخ 15/12/62 از مسئولیت مخدود بسهامی خاص قید تبدیل شده و بشماره 1193 ثبت و سرمایه آن یک میلیونر یال تعینی وکلیه سهام آن طبق اساسنامه بین چهار نفر شریک موسسه هر یک به نسبت بیست و پنج سهم و جمعا" یکصد سهم تقسیم گردیه است سرمایه یک میلیون ریال بحسب اسناد ومدارک تقدیمی از طرف خواند اقرار و اظهارمدیرعامل شرکت عموما" پرداخت و تادیه شده و با خلق و ایجاد شرکت ایضا" حسب اوراق پرونده و اسناد و مدارکی که خوانده تقدیم نموده و استعلامات از اداره کل صنایع کرمانشاه و بانک تجارت تهران و نظریات حسابرسان بانک و گزارش محاسبین خود شرکت اقداماتی در زمینه ساختن کارخانه آرد در زمین ابتیاعی و اخذ مصالح ساختمانی از اداره بازرگانی و تسهیلات سهمیه بانکی و تخصیص از جهت خرید ماشین آلات از خارج از کشور در جهت تحقق اهداف شرکت یعنی احداث کارخانه آرداقداماتی معمول شده و هریک از چهار نفر شریک تعهدات و تصمیمات جداگانه در ارتباط با تسهیلات و وام بانکی در قبلا بانک بعهده گرفته اند و کل کارخانه مستحدثات و اموال شرکت در گرو رهن بانک قرار گرفته است و بدینترتیب سهام کلیه شرکاء ثبت گردیده و طبق قانون بخش دوم از بحث سهام یعنی ماده 24 لغایت چهل و دو قانون تجارت عمل و اجراء گردیده است لهذا سهام پرداخت نشده وجود نداشته ثانیا" بااجرای ماده 35 قانون تجارت باشد آنچه که هیئت مدیره شرکت و مجمع عمومی باکثریت آراء عمل کرده و سرمایه را در تاریخ 6/5/64 بمبلغ نود میلیون ریال افزایش داده اندموضوع بخش 8 قانون تجارت تحت عنوان تغییرات در سرمایه شرکت می باشد که بتفصیل و تفکیک شرح و توضیح شده که چگونه می توان سرمایه را افزایش یا کاهش داد و در صورت صدور سهام جدید و بالابردن مبلغ اسمی سهام فروش سهام و تادیه مبلغ اسمی سهام بچه نحو به چه طرقی امکان پذیر خواهد بود دراین بخش کهب یش از چهل ماده می باشد در هیچیک اشاره در مورد کیفیت وصول بهای سهام واگذار شده و مبلغ اسمی سهام و بالخص صدور آگهی مزایده واعمال مقررات ماده 35 قانون مارالذکز نشده است زیرا در ماده 35 قانون مارالذکر نشده است زیرا در افزایش و کاهش سهام ترتیباتی مقرر شده که حاجت با اعمال ماده مذکور نیست بناءعلیهذا و با توجه به اسناد و مدارک مضبوط در پرونده با تحقق تثبیت سهام شرکاء افزایش سرمایه بالمره بکیفیتی که ذکر شده منافی قانون تجارت می باشد و بدین ویژه عمل شرکت باعتقاد دادگاه در انجام مزایده باطل خواهد بود بفرض که اجرای مقررات ماده تذکاریه در باب افزایش سرمایه ممکن ومیسر باشد رعایت مقررات مربوطه به یمزان و مبلغ تعهد سهام و موعد پرداخت و مبلغ مورد تعهد خواهان و سایر شکراء بعمل نیامده در تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده هم که مکلف به تعیین تکلیف سهام و مقدار آنها ومبلغ مورد تعهد و تاریخ پرداخت و دیگر جزئیات و مقررات راجعه به سهام و تعهدات مبوط به آن می باشد تکلیف خاص برای سهامداران مقرر نداشه جز آنکه ماده 5اساسنامه را تغییر داده و به آقای (ب ) مدیرعامل اختیار و وکالت داده مبلغ پرداخت نشده سهام را مطالبه و ماده 35قانون تجارت رااجارء نماید اختیار و تعیین و زمان پرداخت سهام هم بمدیر عامل واگذار شده است در صورتی که طبق قانون سهام تعهد شده با ذکر مبلغ و مقدار باید در اساسنامه شرکت قید و تصریح و مدت باز پرداخت آنها معین شده باشد که چنین تعهداتی اصلا" در اساسنامه وجود نداشته و بشرحی که در وفق گفته شد افزایش سرمایه هم که منصرف از مقررات راجعه بسهام وبالاخص ماده 35 قانون تجارت می باشد بناعلی المراتب المسطوره قطع نظر از کیفیت تنظیم دفاتر و مندرجات آنها و آگهی های منتشره در روزنامه و جریان انجام مزایده و صدور دو با رآگهی با تاریخهای مختلف که برای پایه مزایده تعیین شده بود دادگاه ادعای خواهان را از حیث نتیجه وارد تشخیص می کندزیرا اولا" شرکت سهامی خاصص با سرمایه یک میلیون ریال در سال 1362 تشکیل و تاسیس شده ثانیا" سهام آن کلا" پرداخت شده و هیچیک از شرکاء تعهدی در مورد پرداخت بهای سهام تعهد شده نداشته اندثالثا" افزایش سرمایه در سالها بعد بفرض عدم پرداخت بعض یا کل سرمایه اضافه شده موجب اعمال ماده 35 نخواهد بود دادگاه بجهات تذکاریه بابطال عملیات شرکت.00 در خصوص انتقال سهام آقای (الف ) بنام آقای (ج ) و اعاده وضع بحالت قبل از مزایده و انتقال و قید نام خواهان در دفاتر سهام و سوابق مربوطه حکم می کند رای دادگاه ظرف 20 روز پس از ابلاغ در دیوانعالی کشور قابل تجدیدنظراست و براثر تجدیدنظرخواهی شرکت سهامی خاص 000 بمدیریت آقای (ب ) با وکالت آقای (ش ) از دادنامه پرونده بدیوانعالی کشوو ارسال و باین شعبه ارجاع گردید و وکیل تجدیدنظرخواه ضمن لایحه تجدیدنظرخواهی پس از شرح مطالبی نقض وفسخ حکم را خواستار شد و تجدیدنظرخوانده نیز لایجه تقدیم داشته که بشماره 655 مورخ 24/2/1373 به ثبت رسیده ودر آن پس از مدافعاتی ابرام حکم را تقاضا نموده است که لوایح هنگام شور قرائت خواهدشد.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس ازقرائت گزارش آقای ... عضو ممیز وبررسی اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 1931/12/1372 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهند:

بسمه تعالی
از ناحیه تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی ایرادواعتراض موثر و موجهی که با یکی از شوقق ماده 10 قانون تجدیدنظرآراء دادگاهها مصوب مرداد1372 منطبق بوده ونقض دادنامه تجدیدنظری را ایجاب نماید بعمل نیامده است و از طرفی دادنامه تجدیدنظرخواسته موجها" و مستدلا" اصدار یافته و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی هم فاقد اشکال موثر است لهذا دادنامه مزبور مستندا" به ماده سه و بند یک ماده نج قانون فوق الذکر ابرام می شود.

مرجع :
کتاب موازین حقوق تجارت درآراء دیوان عالی کشور
به اهتمام یداله بازگیرکارشناس قضائی وزارت دادگستری
انتشارات گنج دانش ، چاپ اول ، 1378 ، چاپ احمدی
200
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
1
تاریخ تصویب :
1374/01/07
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :