جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09132662657 در تماس باشید.


تاریخ رسیدگی : 19/3/69 شماره دادنامه : 123/22
مرجع رسیدگی : شعبه 22 دیوان عالی کشور
خلاصه جریان پرونده :
در تاریخ 9/5/68 آقای حاج عبدل … آقای باقی … به خواسته چهار میلیون هشتصد و پانزده هزار ریال به موجب پرونده کلاسه 787 ـ 68 کیفری دادسرای و صدور قرار تامین خواسته تقدیم دادگاه حقوقی یک تربت جام نموده و خلاصتاً توضیح داده که مبلغی وجه در ایران داده که دادگاه حواله کند در افغانستان دریافت نماید که پرداخت نشده است مبلغی را پرداخته و بقیه آن به میزان خواسته باقیمانده است مستندات وی فتوکپی سه فقره سند عادی و پرونده کیفری می باشد با تعیین وقت و ابلاغ به طرفین و مطالبه پرونده کیفری خواهان طبق صورت جلسه مورخه 3/8/68 خلاصتاً اظهار داشته که یک میلیون و یکصد هزار تومان از خودم و شش نفر دیگر تهیه و من این پول را به خوانده دادم تا در مقابل در افغانستان معادل آن به پول افغانستان از وی دریافت کنم مقداری از این پول را در همین ایران به تدریج به من پرداخته مبلغ مورد خواسته تاکنون نداده خوانده اظهار داشته در تاریخ 1/1/66 سه نفر به نامهای 1 ـ رنگین 2 ـ حاج عبدل 3 ـ صوفی … مبلغ یک میلیون و یکصد و هزار تومان به صورت مضاربه یا شراکت به اینجانب دادند و من آن را وصول نموده ام و بعد در منزل آقای رنگین جلسه ای داشتم با حضور چهار نفر به اسامی همان سه نفری که پول را به من داده اند و خودم در آن جلسه قرارداد بستیم سوگند یاد کردیم با این پول من کاسبی کنم و دارو بخرم و درآمد را به صورت مساوی بین چهار نفر تقسیم کنیم و ضرر را نیز تقسیم کنیم ( قراردادها شفاهی بود ) و سپس قرار شد حمل داروها تا آن طرف مرز افغانستان با آن سه نفر باشد و بردن به داخل شهر هرات و فروش آن در هرات به عهده من باشد ولی در داخل ایران کمیته تربت جام داروها منزل کشف وبا من آنها را به کمیته برد و ضبط کرده اند و آنها به من گفتند تو ما را لونده و در بازجوئی داروها مال سازمان مجاهدین افغانستان است و من هم همانطور بازجوئی در آنجا دادم و دو ماه بازداشت بودم و با ضمانت آزاد شدم و به من گفتند تو با دولت ایران همکاری کردی و ما پول داروها را از تو می خواهم و من گفتن همانطور که با شما قرارداد کرده ام سهم ضرر خودم را میدهم و از این بابت مبلغ پانصد و پنجاه هزار تومان دادم و بعد از چندی مرا بردند منزل و به زور مبلغ دیگری از من گرفتند که بقیه اش مبلغ مورد خواسته است و چند سند عادی موضوع این پرونده را از من به زور کتک گرفته اند لذا بدهکار نیستم خواهان اظهارات خوانده را مورد تکذیب قرار داده دادگاه استماع شهادت شهود صادر و طبق صورت جلسه مورخه 3/11/68 خواهان گواهان خود را معرفی کرده و خوانده در این جلسه اظهار داشته من دویست و بیست هزار تومان بدهکار مابقی را بدهکار نیستم دادگاه از گواهان معرفی شده خواهان تحقیق به عمل آورده و پس از کسب نظر آقای مشاور خلاصتاً چنین اظهار نظر کرده است « … با توجه به دادخواست خواهان و مستندات وی فتوکپی مصدق قبوض عادی می باشد و نظر به اینکه در پرونده کیفری مورد استثنا خواهان به کلاسه 787 ـ 68 ک 2 جام خوانده در شهر ثانی و در دادسرا صراحتاً به دین خویش به خواهان اقرار و اظهار داشته قادر به پرداخت آن به صورت بکجا و دفعه واحده نیست و حاضر است به اقساط ماهیانه ده هزار تومان تا استهلاک کامل دین بپردازد و لذا با وصف مذکور و با توجه به اظهارات ضد و نقیض خوانده و در جلسات و اینکه به قسمتی از دین خویش در جلسه مورخه 3/11/68 نیز اقرار و اعتراف کرده لذا با وصف مذکور و با توجه به شهادت شهود که صراحتاً بر صحت ادعای خواهان شهادت داده اند ذمه خوانده در قبال خواهان تا میزان خواسته مشغول تشخیص و چون دلیلی بر پرداخت دین یا برائت ذمه ارائه ننموده دعوی خواهان را ثابت دانسته و مستنداً به ماده 357 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1259 و 1260 و 1257 و 1277 قانون مدنی و ماده 14 قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو نظر حقوقی یک و دو نظر به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ چهار میلیون و هشتصد و پانزده هزار ریال در حق خواهان صادر و اعلام می دارد … ) به نظریه مذکور اعتراض کرده که مفاد اعتراضیه وی تکرار مطالبی است که در مرحله بدوی عنوان کرده است پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه اینک در وقت بالا هیات شعبه تشکیل تا بررسی محتویات پرونده و مشاوره به شرح زیر اظهار می نماید .
رای
از ناحیه معترض ایراد و اعتراض موثری به عمل نیامده است و نظریه مستدل و فاقد اشکال قانونی است فلذا تایید می شود .

مرجع : کتاب قانون مدنی در آئینه آراء دیوان عالی کشور - ادله اثبات دعوی – به اهتمام یداله بازگیر – چاپ اول – چاپ گیتی – 1380 – انتشارات فردوسی

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
123
تاریخ تصویب :
1369/03/19
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :