جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09128394852 در تماس باشید.


17/26/5994
بسمه تعالی
تاریخ رسیدگی : 13/2/77 شماره دادنامه : 852
فرجام خواه : محکوم علیها و وکلای آنها
فرجام خوانده : شاکی
فرجام خواسته دادنامه شماره 721-4/6/76 صادره از شعبه هشتم دادگاه عمومی تبریز
تاریخ ابلاغ دادنامه به وکلای فرجام خواه : 30/7/76-20/7/76
تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 4/8/76-10/8/76
مرجع رسیدگی شعبه 26 دیوانعالی کشور
هیئت شعبه آقایان : افشاری عضو معاون انصاری مستشار شعبه
خلاصه جریان پرونده:
1- آقای حبیب امیری فرزند جهانگیر 24 ساله شغل بیکار اهل وساکن تبریز2- بانو کبری نجار فرزند یداله 36 خانه دار اهل سنندج و ساکن تبریز متمند به : ردیف اول به قتل عمدی آقای منوچهر امینی شوهر بانو کبری نجار(متهمه ردیف دوم) و زنای غیر محصنه با متهمه ردیف دوم و شرب خمر وخرید مشروبات الکلی و مواد مخدر و ردیف دوم به معاونت در قتل شوهرش (مقتول) مذکور و ارتکاب زنای محصنه با حبیب امیری(ردیف اول) و با مردان اجنبی دیگر بدین شرح پس از اطلاع حاصله در تاریخ 14/2/76 مبنی بر وجود جسدی در ساختمان نیمه کاره در بخش زعفرانیه تبریز مامورین اتتظامی تبریز به محل عزیمت و مواجه با جسد مردی 45 ساله به نام منوچهر امینی (مقتول) می شوند. و طبق برگ معاینه پژشک قانونی در 15 قسمت از جاهای مختلف بدن (سر و گردن وسینه وشکم و دست راست ودست چپ انگشتان و کتف چپ وراست و زانو و غیره) بریدگی های عمقی که در بعضی از قسمتها دو فقره بریدگی یا بیشتر و بعضم توام با شکستگی استخوان بوده‏، وجود داشته است و علت فوت نیز پارگی وسیع کبد و خونریزی وسیع داخل شکم و خونریزی وسیع داخل قفسه سینه و شوک ناشی از آن ذکر شده است و در جریان تحقیقات راجع به موضوع مذکور نسبت به همسر مقتول (متهمه ردیف دوم) که حرکاتش مشکوک بوده است سوءظن حاصل شده و مورد بازجوئی قرار گرفته و پس از ارشاد و نصیحت بلاخره به بزه خود اعتراف نموده است و اجمالاَ با گریه اظهار داشته شوهرم ظلمی که بر سر من نیاورده باشد همیشه مرا می فروخت و در اختیار مردان اجنبی قرار می داد و اجباراَ با آنها رابطه نا مشروع انجام می دادم و شوهرم از عمل من با بیگانه لذت می برد و چون معتاد و بیکار بود ناچار بودم زندگی را از این طریق بچرخانم تا اینکه حدود سه سال پیش با جوانی به نام حبیب امیری (متهم ردیف اول) آشنا شدم و با جبیب نیز عمل نا مشروع انجام می دادم و چون شوهرم مدام می گفت خودت را بفروش و پول بیاور حبیب از این موضوع ناراحت بود لذا در تاریخ 13/2/75 باحبیب قرارگذاشتیم تاحبیب وی رابکشدومن سرقرارشوهرم رابه بهانه قدم زدن ساعت11شب بردم بیرون حبیب درکوچه منتظرمابودکه ازپشت شوهرم را باقمه زدوبمن اجازه نداددست بزنم ومن برگشتم به منزل بعد از چند دقیقه حبیب امد ولباسهایش خون الودبودهمه انهاراحتی قمهرابادقت شستم سپسساعت 5/6صبح از منزل رفت بیرون البته مشروح زندگی تاسف بار خودراباذکرجزئیات اّن در باز جوئیهای متعددبیان نموده است متعاقبامتهم ردیف اول دستگیرواظهارداشته با خانم کبری نجاردرتاریخ 11/2/74درمغازه گلفروشی که داشتم اشنا شدم وحدوددو.ماه بعدباوی رابطه داشتم ونمیدانستم شوهرداردتااینکه اطلاع پیداکردموپس ازاینکه مطلع شدم شوهرش گفته بود حبیب را بخانه بیاوروازروزی که بخانه اّنها اّمدورفتداشتهات به غیرازسه چهارباراّن هم بااصرارخودمنوچهرباخانم نزدیکی نکرده ا م وخانم گفت تواولین شخص نیستی بلکه مردان دیگری نیز بخانه اّورده است ودراین مدت هر چه کمک کرده یا پدل دادهام بخاطر این بوده که منوچهر کبری راوادار به خود فروشی نکندوراجع بقتل گفته قراربراین شدکه کبری ما بین ساعت11الی12منوچهررابیرون بیاورد ومن اورابزنم وضمنابه کبری گفتم درحیاط شما1عدددسته کلنگ هست اّنرا به پشت دیوارپرت کن وحدودساعت 11رفتم دیدم کبری چوب راانداخته است انرا برداشتم ومترصدبودم که دیدم کبری ومنوچهربیرون اّمدندمن نیزپشت سر اّنهاراه افتادم جلوی خانه جدید ساخت ازپشت چوب به سرمنوچهرزدم برگشت بدیوارتکیه داداسم مرافریادزدیقه اورا گرفتم وبسمت ساختمان کشیدم ودرخاطرم نیست که چندضربه چاقووازکجایش زده ام ودر حین نزاع به کبری گفتمتو برو خانه ومن نیز منوچهرراکه افتادازلباسهایش گرفتم کشیدم داخل ساختمان وبخانه رفتم ودوباره برگشتم به جسدسربزنم وبخانه برگشتم وکبری لباسهایم راشست وساعت 45/5دقیقه صبح ازخانه بیرون اّمدم وچاقو رابه بیرون انداختم وبااتومبیل بتهران رفتم وسرانجام دستگیرشدم وگفته من این کارراازروی غیرت وبرای خداکردم وبالاخره هردومتهم درهمه مراحل ونیزدرجلسه های متعدددادگاه بجرائم ارتکابی اعتراف نمودهاندودرجلسه اخیردادگاه متهم ردیف اول ضمن اعتراف بقتل واتهامات دیگر فقطارتکاب زنابامتهمه ردیف دوم راانکارنموده وهمینطورمتهمه ردیف دوم ضمن اعتراف به معاونت درقتل وبه ارتکاب زنای محصنه بامردان اجنبی ارتکاب زتاراباجلب حبیب (متهم ردیف اول) منکرشده ودرموردزنابامردان دیگرباجبارازسوب شوهرش(مقتول )ذکرنموده است واولیاءمقتول عبارتنداز 1-خانم طوبی فیض الله بیگی(مادرمقتول ) 2-اّقایسیروان امینی15ساله3-خانم هیروامینی16ساله4- اّقای سمکوامینی13ساله5-حانم مریم امینی9ساله(فرزندان مقتول)وطبق قیم نامه ضمیمه پردنده قیومیت صغاراّن مرحوم سمکوامینی ومریم امینی بخانم طوبی فیض اله بیگی واگذارشده است وفرزندان مقتول حتی صغار اّنهاضمن اینکه هر یک ازاّنها وضع رقت بار زندگی خانوادگی وفساد اخلاقی مقتول(پدرشان) ونحوه رفتارخشونت باروی رابااّنهاونیزاجباروکتک کاری وی بامادرشان(متهمه ردیف دوم)راذکرنموده اندکه شدیداتکان دهنده است وهرانسانی راتحت تاثیرقرارمیدهداظهارداشته اندماازقتل پدرمان خوشحالیم وهیچگونه شکایتی علیه حبیب (متهم ردیف اول)نداریم بلکه رضایت کامل خودرااز وی اعلام میداریم وحتی اّقای سیروان امینی
اظهارداشته اگرپای اعدامیازندان هست من راضی هستم ا!ّنرابجای حبیب بگردن بگیرم (البته این موضع گیری فرزندان بخاطراّن استکه طبق اظهارات انهاحبیب برخلاف پدرشان مدتی همه گونه کمبودهای اّنهاراجبران ودررفع احتیاجات اّنهادلسوزانه اقدام ونهایت محبت رادرباره اّنهامبذول داشته است وبهرتقدیرمادرمقتول ازطرف خودوقیومت ازطرف صغارمطالبه قصاص نموده است وشعبه هشتم دادگاه عمومی تبریزپس ازانجام تحقیقات لازمه واستماع اظهارات وشکایت اولیاءد م ووکیل اّنهامتذکرمیگرددخانم هیروامینی پس ازاعلام رضایت همانطورکه ذکرشدمجددادردادگاه ازرضایت خودرفع یدوشاکی شده است که البته همانطورکه دادگاه ذکرنموده پس ازاستماع مدافعات متهمین ومدافعات وکلای ا نهاّ دردادنامهشماره721-4/6/76باتوجهبهمطالبه قصاص ازسوی شاکی واقاریرمکررمتهمان درجلسات متعدددادگاهمدافعات وکلای اّنهاراازجمله ادعای اینکه ردیف اول قصدقتل نداشته ویااینکه زنای محصنه متهم ردیف دوم عن اکراه بودهاست غیرموجه وبزههای انتسابی اّنهارامحرزدانسته ومتهم ردیف اول اّقای حبیب امیری را به استنادمواد قانونی مذکوردردادنامه بابت قتل عمدی اّقای منوچهرامینی به قصاص نفس وی پس ازپرداخت شاکی(مادرمقتول) سهم دوتن ازعفوکنندگان(دوشیزه هیرووسیروان امینی)رابقاتل(حبیب امیری) وتودیع سهم بقیه صغارتوسط شاکی ولیه دم مقتول که خواهان قصاص است (مادرمقتول) وبابت زنای غیرمحصنه بتحمل یکصدضربه شلاق وبابت شرب خمربتحمل هشتادضربه شلاق قبل از اجرای قصاص وبابت خریدمشروبات الکلی بتحمل شش ماه حبس ونیزمتهمه ردیف دوم (بانو کبری نجاری)رابابت زنای محصنه بتحمل حد رجم وبابت معاونت درقتل شوهرش منوچهرامینیئ بتحمل هشت سال حبس محکوم نموده است وراجع باتهام خریدموادمخدرردیف اول قرار عدم صلاحیت بصلاحیت دادگاهانقلاب صادرنموده است وحکم صادره ازسوی حودمحکومین ونیزازسوی وکلای محکوم علیه ردیف اول اّقایان 1- محمد چهره نما2- حسن عظیم زاده وهمینطور ازازسوی وکیل متهمه ردیف دوم اّقای حمیدمقدم فر مورداعتراض واقع شده بشرح لایحه های اعتراضیه تقدیمی ضمیمه پرونده بدین جهت پروند ه بدیوانعالی کشورارسال وباین شعبه ا رجاع گردیده است .
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش اّقای انصاری عضو ممیز واوراق پروندهمشاوره نموده وچنین رای میدهند .
بسمه تعالی :
با توجه به محتویات پرونده ومدارک موجودواعترافات محکوم علیها به بزه های انتسابی در موارد متعدد ودرجلسات متعدد دادگاه ازجمله در جلسه دادگاه مورخ 21/2/76متهم ردیف اول(حبیب امیری)درصفحه 75ومتهمه ردیف دوم (کبری نجار) درصفحه78گفته اندبا همدیگرنقشه قتل منوچهرامینی راطراحی ودرموعدمفررتوسطردیف اول اجراگردیده است بنابراین خصوصا باتوجه به برگ معاینه جسدکه جراحات وارده راعمقی ودرقسمتهای مختلف بدن وعلت فوت راپارگی وسیع کبد وخونریزی وسیع داخل شکم وخونریزی داخل قفسه سینه ذکرنموده است .ادعای اینکه قصداّنهاتنبیه مقتول بوده وقصدقتل نداشته اندونیزادعای اینکه مباشردرقتل متعددبوده خلاف محتویات پرونده واقاریر متهمین میباشد ونیز متهم ردیف اول درجلسه دادگاهد مدرخ فوق در صفحه 74پس ازذکرنحده اشنائی حود با کبری نجار وارتکاب زناهای مکررباوی گفته تااینکه من بخانه وی رفتم درحین انجام زنا شوهرش وارد اطاق شدوگفت راحت باشیدواظهارداشته بعدازاّن مرتب بخانه اّنها میرفتم با اصرار امینی شهر خانم با کبری زنا انجام میدادم ودر حضور شوهرش داخل میکردم .وشوهرش از این عمل لذت خاص میبرد وخوشحال میشدومتهمه ردیف دوم نیز در صفحه 77گفته شوهرم از اینکه مردان دیگر با من زنا میکردندخیلی لذت میبرد تا اینکه اینکارادامه یافت ومن با حبیب اّشنا شدم وپس ازشرح ماوقع اظهار داشته بااطلاع منوچهر حبیب رابه خانه دعوت کردم درحضوروی حبیب بامن زنامیکردبنا براین ارتکاب متهمه ردیف دوم زنای محصنه را طبق اقاریرمکرروی محرز استوادعای اینکهازروی اجبارواکراه بوده مسموع نیست زیرا برفرض اگر بپذیریم که در بدوامربصورت اکراه واجباربوده(که البته دربدوامرنیزقابل قبول نیست ) بعدازطلاق وجداشدن ازشوهرش اکراهی برای اینکه دوباره به منزل شوهرش بروددرکارنبوده بلکه به ا ختیار خودرفته وادامه داده است وبرفرض که مجددا نیزوی را اکراه کرده اونیز میتوانست دوباره طلاق بگیردوادامه اّ ن به اختیار خودش بوده است وانگهی چگونه ممکن است شوهرش زنش را سلب اختیار نموده وبه اوتحمیل کندبدون رضایت از طریق زناتامین معاش شوهروتامین موادمخدرومشروبش رابنمایدوچگونه ادعای اکراه باورکردنی است در مورد خانمی که روزهااّزادانهدرخارج ازمنزل ساعاتی رادرراستای هوسرانی وشوهرش عدهای ازجوانهای مسلمان راکه متهم ردیف اول یکی ازاّنهاست به منجلاب فساد کشانده است در صورتیکه میتوانست بجای اّن به نیروهای انتظامی ومحاکم قضائی مراجعه نموده خودوفرزندان معصومش راازوضع موجود نجات داده وشوهرکذائی را به سزای اعمالش از طریق قانونی برساند وبرای تامین معاش از طریق مشروع وانجام کارهای مناسب مانندبسیاری از زنهای عفیفه وپاکدامن اقدام نماید .
وبهرتقدیردادنامه مستدل ومتین است واحکام صادره منطبق باموادقانونی مورد استناد است و درلایحه های اعتراضیه مدرک ودلیل موثری که مجوز نقض حکم باشد ارائه نشده ولایحه های اعتراضیه وکلای محترم کاشف ازعدم دقت درمحتویات پرونده ومدارک موجوده است لذا باتجدید نظردر مورد هردومحکوم علیه موافقت نمیشودوضمن ابرام حکم صادره در موردهریک ازمحکوم علیههاطبق بندیک ماده 23قانون تشکیل دادگاههای عمومی انقلاب پرونده جهت اقدام مقتضی به دادگاه عودت داده میشود ./
عضو معاون شعبه 32دیوانعالی کشور مستشارشعبه26دیوانعالی کشور
افشاری انصاری

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
852
تاریخ تصویب :
1377/02/13
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :