جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121932428 در تماس باشید.


تاریخ رسیدگی : 15/1/68 شماره دادنامه : 7/22
مرجع رسیدگی : شعبه 22 دیوان عالی کشور
خلاصه جریان پرونده :
درتاریخ14/5/59آقای بهرام… به طرفیت آقایان 1 ـ عظیم …2ـ قربان … به خواسته مطالبه و وصول مبلغ دویست و چهل و پنج هزار و یکصد و هفتاد و یک ریال تقدیم دادگاه عمومی شیروان نموده و خلاصه توضیح داده که خواندگان که شغلشان چوبداری است با مراجعه به دامداری کشت و صنعت تعدادی گوسفند خریداری نموده چون طبق سوابق قبلی که در این اساس داشتند مبلغ 171/245 ریال از وجه گوسفندان باقیمانده در خاتمه تقاضای صدور حکم بر محکومیت خواندگان به پرداخت وجه مذکور کرده اند.
مستندات فتوکپی صورت در حسابداری می باشد که پیوست دادخواست گردیده. با تعیین وقت و ابلاغ به طرفین چون سمت آقای مدیر عامل مشخص نبود. دادگاه پرونده را جهت رفع نقض به اعاده نموده پس از اخطار رفع نقض و تکمیل آن و تجدیدنظر چند جلسه به علل منعکس در پرونده طبق صورت جلسه مورخه 7/4/60 نماینده خواهان خلاصه اظهار داشته عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است وو خواندگان مبلغ مورد خواسته را برابر دفاتر شرکت بدهکارند و دفتر عملکرد سال 57 در صلحه 189 ارائه می شود.
دادگاه دفتر مذکور را ملاحظه و قید نموده که در ستون مبلغ 1922550 ریال بوده که پس از چند قلم پرداختی تا تاریخ 29/11/57 جمع آن 1250464 ریال بوده که در دفتر ترازنامه سال 58 مبلغ 426915 ریال دیگر پرداخت شده بقیه مبلغ 245171 ریال باقیمانده حساب آقای عظیم … می باشد.
خواندگان اظهار داشته اند ما پول 500 رأس گوسفند را به آقای سهامی داده ایم و رسیدی نگرفته ایم اگر ایشان کلاهبرداری کرده اند ما بدهکاری نداریم. و ایشان حسابدار و همه کاره بوده اند و رد دعوی خواهان را تقاضا کرده اند.
دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و خلاصه طبق دادنامه شماره 355 ـ 7/4/60 چنین رأی داده است (… با توجه به مستندات خواهان و ملاحظه دفاتر عملکرد تجاری سال 57 و انعکاس خلاصه وضعیت آن در صفحه 189 و قرارنامه مربوطه باقیمانده بدهی خواندگان مبلغ خواسته می باشد و خواندگان ایراد و دفاع مؤثری به عمل نیاورده اند و ادعایشان به پرداخت وجه حسابدار سابق نیر مقرون به دلیل و مدرکی نیست لذا دعوی خواهان به نظر دادگاه ثابت بوده خواندگان را به پرداخت مبلغ 245171 ریال بابت اصل خواسته و مبلغ 2160 ریال بابت هزینه دادرسی محکوم می نماید…)
آقایان عظیم … و قربان … از دادنامه مذکور فرجامخواهی کرده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 22 ارجاع گردیده که به شعبه مذکور پس از رسیدگی طبق دادنامه شماره 157/22ـ 10/2/63 خلاصه به استدلال اینکه فرجامخواهان در مرحله بدوی مدعی پرداخت وجه خواسته بدوی به آقای سهامی حسابدارشرکت فرجامخوانده شده و نتیجتاً منکر بدهی مورد خواسته شده اند.
دادگاه بدوی که می توانسته بر اساس موازین حکم به دعوی را منوط به قسم مدعی (مدیر عامل وقت شرکت فرجامخوانده آقای … ) نماید بدون اینکه اقدام در این زمینه مبادرت به صدور رأی فرجام خواسته کرده دادنامه فرجام خواسته را نقض و رسیدگی مجدد را به دادگاه عمومی قوچان ارجاع کرده .
دادگاه با تعیین وقت و ابلاغ به طرفین خواندگان طبق صورت جلسه مورخه 16/7/63 اظهار داشته اند که بدهکاری ندارند اگر مدیر عامل شرکت قسم بخورد که بدهکاری داریم حاضریم پرداخت کنیم پس از چند جلسه تجدید به علت حضور مدیر عامل شرکت طبق صورت جلسه مورخه 20/12/63 آقای عظیم … پس از تکرار مطالب قبلی درخواست رد دعوی خواهان را کرده که خوانده دیگر نیز اظهارات وی را تائید کرده و دادگاه به استدلال اینکه بنا به اظهارات وی مدیرعامل شرکت کشت و صنعت کارخانه قند شیروان در جلسه مورخه 7/4/60 در دادگاه عمومی شیروان خواندگان مطابق دفتر عملکرد سال 57 به شرکت خواهان چندین قلم پرداختی داشته اند و محاسبه مجموع پرداختی خواندگان قسمت کلی گوسفندان خریداری شده و تفریق پرداختی از کل قیمت مطابق دفتر سال 57 شرکت مستلزم جلب نظر کارشناس است قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و چون محل وقوع شرکت و دفتر عملکرد سال 57 به شرکت مزبور در حوزة قضائی شیروان قرارداد نیابت قضائی به دادگاه مذکور داده تا وفق مقررات قانونی در انتخاب کارشناس در امور حسابداری اقدام و نظریه وی را در مورد پرداختی و باقیمانده بدهی خواندگان اخذ و پرونده را اعاده نماید.
پرونده به دادگاه مذکور ارسال و مورد نیابت انجام و پرونده اعاده گردیده و کارشناس اظهار نظر کرده که بدهکاری خواندگان مبلغ 2451171 ریال می باشد.
دادگاه پس از اعاده پرونده در وقت فوق العاده طبق دادنامه شماره 377 ـ 6/8/64 خلاصه پس از ذکر مقدمه ای چنین رای صادر کرده است:
(متصرف از اینکه مدیران عامل سابق (آقای بهرام …) و فعلی شرکت کشت و صنعت کارخانه قند شیروان جهت ایتان سوگند در جلسات دادرسی حاضر نگردیه اند.
نظر به اینکه به صراحت ماده 1327 قانون مدنی تقاضای قسم از طرف خواندگان در صورتی است که عمل یا موضوع منتسب به شخص خواهان باشد و حال آنکه حساب اظهارات خواندگان وجه خواسته به آقای سهامی حسابدار شرکت پرداخته شده است که مدیر عامل وقت شرکت از نحوه پرداخت آن بی اطلاع بوده است و ظن قوی این است که در مانحن در دعوائی که مربوط به شرکت بوده و وجه بنا به ادعای خواندگان به حسابدار پرداخت شده است موثر در مقام نمی باشد و نظر به اینکه آقای غلامرضا… کارشناس منتخب عمومی شیروان به شرح لایحه ثبت شده به شماره 864 ـ 27/5/64 پس از بررسی دفاتر و اسناد مربوطه بدهکاری خواندگان را مبلغ 245171 ریال تعیین کرده است و خواندگان ایراد و اعتراض به نظریه کارشناس نکرده اند لذا دادگاه خواندگان را بالمناصفه بر پرداخت مبلغ دویست و چهل و پنج هزار و یک صد و هفتاد و یک ریال 245171 ریال در وجه شرکت خواهان محکوم می نماید… آقایان عظیم … و قربان… از دادنامه مذکور فرجامخواهی کرده اند و خلاصه توضیح داده اند که آقای… مرقوم داشته که در این سازمان سابقه قبلی را داشته اند اگر چنانچه ما بد حساب بودیم سابقه مان بایستی ارائه نماید چطور ممکن است در زمان طاغوت ما حساب خود را تصفیه می کردیم و در دولت جمهوری اسلامی کدام مسلمان است که نسبت به بیت المال خدا نخواسته خیانت نماید آقای سهامی که تام الاختیار یزدانی بوده برای وی امکان داشت برای هر کس هر چه در دفترش بنویسد و آقای سهامی پس از انقلاب کسی را بدبخت و عاجز برای نفع شخصی خود نتوانسته تعیین کند علی ایحال تقاضای احضار آقای سهامی و اتیان به قسم قرآن مجید را خواستاریم ویا اینکه ما به قرآن قسم یاد می نمائیم که بدهی نداریم که به لحاظ اینکه دادخواست فرجامی در خارج از مهلت مقرر واصل شده دفتر طبق قرار شماره 609 ـ 22 ـ 30/11/64 قرار رد دادخواست فرجامی آنان را صادر کرده که در اثر شکایت از قرار شعبه 22 دیوان عالی کشور طبق رای شماره … اولاً در مورد واخواهی آقای عظیم… اعتراض و شکایت وی را از قرار غیر وارد تشخیص و رد نموده ثانیا واخواهی آقای فریدون … را به لحاظ عدم ابلاغ صحیح اخطاریه به رفع نقض به وی وارد تشخیص و قرار معترض عنه فسخ کرده است پس از انجام تبادل لوایح و ارسال پرونده از طرف دفتر به این شعبه اینک در وقت هیات شعبه تشکیل و با بررسی محتویات پرونده و مشاوره به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید:
رای
درست است که سوگند مدیر عامل وقت که احتمالاً از نحوه وصول بدهی از خواندگان بی خبر است موثر در مقام نبوده و استدلال دادگاه در این حد موجه و بی اشکال است ولی با توجه به اینکه اظهارات حسابدار وقت شرکت به عنوان یک مطلع موثر در توجه یا عدم توجه دعوی مطروحه به خواندگان بوده و اگر حسابدار مزبور اقرار به وصول مبلغ خواسته به حساب شرکت نماید این امر به منزله اقرار وی به بدهکاری خود در قبال شرکت است و برائت خواندگان را نیز در پی خواهد داشت و اگر منکر وصول آن مبلغ به نام شرکت شود اشتغال ذمه خواندگان مبلغ مزبور به قوت خود باقی خواهد ماند به این جهت نمی توان مجرد عدم قید وصول مبلغ خواسته در دفاتر شرکت دلیلی قاطع و اماره ای یقینی بر عدم پرداخت آن در حق شرکت تلقی موده و به عبارت دیگر آنکه عدم وجود قیدی از وصول وجه مزبور در دفاتر شرکت دلیلی بر عدم اقدام خواندگان به پرداخت آن نخواهد بود و به علاوه برای روشن شدن حقیقت امر و کشف واقع طبق ماده 28 قانون تشکیل دادگاههای عمومی تحقیق از حسابدار شرکت در این زمینه ضرورت دانسته فلذا دادنامه فرجام خواسته که تنها به استناد استصحاب صدور یافته قابل تائید نبوده ضمن اعلام نقض آن رسیدگی مجدد به دادگاه حقوقی یک بجنورد ارجاع می شود.

مرجع : کتاب قانون مدنی در آئینه آراء دیوان عالی کشور - ادله اثبات دعوی – به اهتمام یداله بازگیر – چاپ اول – چاپ گیتی – 1380 – انتشارات فردوسی

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
7
تاریخ تصویب :
1368/01/15
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :