جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09129634649 در تماس باشید.


کلاسه پرونده : 174 3305
شماره دادنامه : 62/4
تجدیدنظرخواه : ...
تجدیدنظرخواندگان : اولیای دم مرحوم
تجدیدنظرخواسته : دادنامه شماره 1369859 صادره از شعبه 7 دادگاه کیفری یک ...
مرجع رسیدگی : شعبه 4 دیوان عالی کشور
هیئت شعبه : آقایان ...

خلاصه جریان پرونده : طبق کیفرخواست شماره 12376/1368 دادسرای عمومی ... آقای (ع ) فرزند22... ساله مشهور به ...متهم شده است به قتل عمدی مرحوم (ح ) بر اثر تیراندازی 0 دادسرابه استنادماده اول قانون حدود و قصاص از دادگاه کیفری یک ... درخواست تعیین کیفر برای او کرده است.
طبق گواهی پزشک علت فوت آقای (ح ) فرزند... اصابت گلوله به قلب و ریه سمت چپ بوده است. محل ورود گلوله مشخص بود و گلوله با شکافتن جسد از بدن خارج شد و ضبط گردید .
وراث مقتول عبارتند از پدر و مادر و همسر و فرزندان وی که به اصالت و ولایت از متهم شکایت کرده اند .
آقای (الف ) فرزند... 75 ساله ، پدر مقتول جریان قتل را چنین توضیح داده است : آقایان (ل و(ع ) فاضل آبی دارند ک ه به داخل کوچه می آید جلو حیاط پسر من و چند نفر دیگر0 پسر من به نام (ح ) (عضو شورای اسلامی آبادی است ) می گوید شما بایستی فاضل آب خودرا درستکنید که (ع ) بهاو گفت من درست نمی کنم و او به وی گفت که من مسئول هستم ، فردا شکایت شما را می کنم که یکدفعه (ع )به بالای پشت بام رفت و من خودم داشتم نگاه می کردم که تعداد دو تیر، تیراندازی کرد و پسرم به نام (ح ) صدا زد که ( پدرتیرخوردم 0) به وی گفتم تیر به کجایت خورده گفت ( به شکمم ) که دیدم خون از بدنش می رود... (ع ) تیراندازی می کرد و حتی اسلحه اش کوچک بود 0 جانشین بازپرس هم از وی تحقیق کرده ، وی ضمن تایید مفاد توضیحات فوق اضافه کرده است : (تیر اول به (پسرم ) نگرفت و تیر دوم که شلیک شد (ح ) گفت (آی گفتم چه شد گفت (تیر به من خورد .) وقتی نگاهکردم زیر قلبش بود... از دست آقای (ع )فرزند... معروف به ... شکایت دارم ،چون به صورت عمدی با اسلحه فرزند مرا کشته است ووراث مرحوم ... من و مادرش ... و عیالش ... و پنج پسر به اسامی ... هستیم 0 ضمنا" عیالش هم حامله است ، به عنوان ولی قهری از طرف صغار هم از (ع ) معروف به ... شکایت دارم 0)
بانو... 65 ساله ، مادر مقتول هم از (متهم ) شکایت کرده وگفته (او (متهم ) گفت من درست نمی کنم رفت داخل حیاط و (بعد) بالای پشت بام رفت. یکدفعه متوجه شدم که صدای دو تیر آمد و پسرم به زمین افتاد .(ع ) فرزند...(تیراندازی کرد) فقط از او ( شکایت دارم )0 وی در نزد جانشین بازپرس هم مراتب فوق را مفادا" تکرارو تایید کرده است.
بانو... فرزند... (همسرمقتول ) هم مشابه مادرشوهرش جریان را تعریف کرده و گفته است : (یکدفعه رفت داخل حیاط و از آن جا به بالای پشت بام رفت و شروع به تیراندازی کرد . دو تیر انداخت که در تیر اول خبری نبود، ولی در تیردوم شوهرم به زمین افتاد... بلی ، من خودم دیدم حتی یک تیر از دست او به زمین افتادوآن را برداشت و داخل تفنگ گذاشت. فقط از (ع ) شکایت دارم ، چون خودم دیدم شوهرم را زده است و گلوله دوم که شلیک شد به شوهرم اصابت نمودو (متهم ) سر اسلحه را به طرف پایین گرفته بود .)
عبدالحسین 17 ساله (فرزند مقتول ) هم از (ع ) شکایت کرده و گفته است : (... صدای دو تیر شنیدم به محل نزاع رفتم دیدم پدرم افتاده ... در همین موقع (ع ) سر پشت بام بود و کلتی در دست ایشان بود 0 من از (ع ) شاکی هستم که قاتل پدرم می باشد و با کلت پدرم را کشته است.) وی در نزد جانشین بازپرس هم همان مطلب تکرار و اضافه کردهاست : ( ... سر اسلحه رو به پایین بود .)
آقای (م ) فرزند... 45 ساله (گواه ) در نزد مامورین پاسگاه ژاندارمری چنین شهادت داده است : (... می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم زیر آبادی شلوغ است. رفتیم آنجا دیدیم (ع )با(ح ) در بحث و گفتگو هستند که ما(ع ) و پدرش (ل ) را داخل حیاط هدایت کردیم که (ع ) یکدفعه به بالای پشت بام رفت. متوجه شدیم که اسلحه ای به شکل کلت در دست دارد به پدرش (ل ) گفتم که نگذار پسرت تیراندازی کند،اما (ل ) خودش چوبی در دست داشت و از پسرش جلوگیری نکرد که (ع ) تعداد دو تیر شلیک کرد . تیراول خبری نبود . درتیر دوم (ح ) به زمین افتاد...(سه نفربه اسامی ...3...2...1 آنجا بودند)0)
جانشین بازپرس از وی تحقیق کرده و وی گفته است :(آقای (ح ) گفت من دعوا ندارم و ناگهان دیدیم که (ع ) به پشت بام در معیت ظدرش رفت و یک فشنگ تیراندازی کرد . به پدرش گفتیم فلان فلان شده دستش را بگیر و پدرش به نام (ل ) سنگ به پای (ح ) پرتاب کردو سپس فشنگ در اسلحه گیر کرد و یک دقیقه طول کشید گلوله دوم که شلیک شد و (ح ) افتاد و من دویدم دنبال مینی بوس ... (متهم ) (موقع تیراندازی ) سر اسلحه را به طرف جمعیت گرفته بود... بنده اسلحه ای در دست هیچکس غیر از (متهم ) ندیده ام 0) در دادگاه هم از گواه نامبرده تحقیق شده وی مطالب فوق را تایید کرده است.
مامورین ژاندارمری از آقای (ج ) معروف به ... فرزند 52 ساله نیز به عنوان گواه تحقیق کرده اند . وی گفته است : (ع ) و پدرش (ل ) و (ت ) را به داخل حیاط (ل ) بردند . من برادر (ح ) را گرفته بودم یکدفعه متوجه شدم که صدای دو تیر به گوشم آمد، ولی من خود به چشم ندیدم که (متهم ) او را بزند، ولی می گفتندکه (ع ) او را زده است.وی در نزد جانشین بازپرس هم به نحو مزبور گواهی داده و اضافه کرده (ح ) افتاد و گفت پدر مرا کشتند .من اسلحه ای در دست کسی ندیدم 0فقط صدای تیراندازی شنیدم 0)
ژاندارمری از (خ ) فرزند... 42 ساله به عنوان گواه تحقیق کرده و وی گفته است : (ع ) گفت من این کار را نمی کنم که (ح ) به اومی گفت بایستی این کار را بکنی که باهم گلاویز شدند . مشهدی ... متهم را برد داخل حیاطش او از جلو (مشهدی )... به پشت بام رفت و صدای شلیک تیر به گوش رسید . تیربه گوش رسید . تیر اول و دوم که صدا آمد (ح ) به او می گفت بایستی این کاررابکنی که باهم گلاویز شدند .مشهدی ... متهم را برد داخل حیاطش او از جلو(مشهدی )... به پشت بام رفت و صدای شلیک تیر به گوش رسید . تیر اول و دوم که صدا آمد (ح ) به زمین افتاد و من داخل حیاط...(متهم ) بودم و بیرون آمدم (ح ) را سوار ماشین نمودیم تا به بیمارستان ببرند . جانشین بازپرس هم از گواه تحقیق کرده ووی گفته است : (... بلافاصه ... (متهم ) به بالای پشت بام رفت و تنها آنجا ایستاده بود، بلافاصله دیدیم صدای گلنگدن آمد و اولی صدای ترقه کرد وشلیک نشدوبلافاصله گلنگدن را کشید و در شلیک دوم دیدیم (ح ) افتاد و(ح )گفت ( ای بابا،مردم ) و اشهد خود را گفت و روی زمین افتاد... اسلحه رابه طرف مردم گرفته بود و 7 نفر در پایین بودیم و ندیدم تیر هوائی شلیک شود... من سریعا" در پشت بام اسلحه را از وی گرفتم وبه وی گفتم (مردم را می کشی ،چه شده است ؟) گفت (من می کشم و از کسی ترس ندارم ) و اسلحه را از من گرفتند و به داخل خانه بردند ... اسلحه ای در دست طایفه متقول ندیدم و کسی قصد حمله به منزل ... (متهم ) را نداشت ...)
از گواه آقای (د) فرزند... 75 ساله تحقیق شده (و وی گفته است :) (ح ) و(ع ) با هم دعوا نمودند که (ع ) رفت بالای پشت بام و من صدای تیراندازی شنیدم و متوجه شدم که ... (متهم ) تیر اندازی می کند و من صدای دو تیر شنیدم که یکدفعه (ح ) به زمین افتاد .جانشین بازپرس هم از گواه نامبرده تحقیق کرده و وی گفته است : (دیدم ...(متهم ) به پشت بام رفت و یک گلوله تیراندازی کرد و گلوله دوم به ...(مقتول ) اصابت نمود و به زمین افتاد وسراسلحه را...(متهم ) به طرف جمعیت گرفته بود و من ندیدم که غیر از ... (متهم ) کسی دیگری اسلحه داشته باشد .)
مامورین ژاندارمری از آقای (ت ) شهرت ... فرزند... 18 ساله تحقیق کرده اند . وی گفته است : (دیدم که (ع ) تیراندازی کرد .0 روی کلام الله مجید نمی دانم (ع ) زده یا (ش ) (ش ) هم کلت در دستش بود (آقای (ش ) برادر مقتول است ... مستشار)
طبق صورتمجلس مورخه 3/9/1368 مامورین ژاندارمری (پس ازجستجو شخص قاتل که در منزل شخص دیگری به نام ...داخل انباری جای هیزم ... مخفی شده بود دستگیر شد .) طبق صورتمجلس دیگری در همان روزوبعد از دستگیری متهم ... درطی اعترافات شخص قاتل به نام (ع ) فرزند .0 که اظهار داشت اسلحه بکار رفته را در منزل ... مخفی نموده ام به اتفاق قاتل به محل عزیمت کردیم و قاتل به خواهرش به نام ... گفت برو اسلحه را بیاور که خواهر وی با چند نفر از مامورین به منزل رفتند و اسلحه بکار رتفه کشف و همراه هفت تیر فشنگ با یک خشاب مربوطه ضمیمه گردید .نوع اسلحه کلت کالیبر 9 میلیمتر می باشد .)
جانشین بازپرس از هیئت کارشناس اسلحه شناسی درباره انطباق گلوله مکشوفه از جسد با گلوله های ضبط شده امکشوفه ازمتهم واسلحه مکشوفه نظریه خواسته است.افسران کارشناس اظهارکرده اند(...قطر گلوله مکشوفه توسط دستگاه اندازه گیری تراشکاری اندازه گیری (شدکه ) 6میلیمتر و با قطر گلوله مکشوفه از خشاب اسلحه ارائه شده توسط متهم به قتل نیر یک اندازه (6میلیمتر) بود و کلا" اظهارنظرشد که گلوله مکشوفه از بدن مقتول نیز از نوع گلوله هائی که در خشاب اسلحه است می باشد و توسط یک اسلحه شلیک شده است.)
بازپرس از محل حادثه بازدید وکروکی آن را ترسیم کرده و محل ورود گلوله ومورب بودن مسیر آن به علت شلیک از بالا به پایین را ترسیم و صورتمجلس کردهاست که اوضاع و احوال و شهادت گواهان انطباق دارد .
1 از متهم (ع ) فرزند... 22 ساله ،بدوا" به وسیله مامورین ژاندارمری تحقیق شده و وی آن حادثه را چنین بیان کرده است : (داخل کوچه فاضل آبی بود...من درستش کرده بودم ...توسط (مقتول ) پر شده بود و آمد فحاشی کرد و سروصدا نمود... خودش و برادرش آمدند مرا کتک کاری کنند مادرم مرا به داخل منزل برد . جلسه اول دعوا تمام شد . بعدا" پدرم از صحرا آمد، ایشان را صدا کرد... با برادرش و عمویش و مادر و خواهرش کلا" آمدند در منزل ماباشممشیر، کارد، چاقو واسلحه که خانه ما را تاراج کنند . بعدمن چون چاره ای نداشتم ، چون می خواستند به داخل منزل بیانید، من هم دوتیرهوائی شلیک کردم و خدائی نمی دانم مال من بوده که به ایشان خورده یا مال خودشان و آنان نیز شلیک کردند . آنان دارای کلت و اسلحه بلند می باشند... اسلحه را پس ازشلیک داخل خانه بالائی ،پشت درگذاشتم ... و پس از آن من از منزل خارج شدم و به منزل ... شوهر...(عمه ام ) رفتم ...)
جانشین بازپرس هم از وی تحقیق کرده وی ماجرا را چنین گفته است : (دیروز (مورخه 3/9/68) سر فاضلاب ساعت 3 بعدازظهربا مقتول حرفمان شد و نسبت به من فحاشی نمود ویقه مراگرفت وحرفی درابتدا به وی نزدم و (مقتول ) به من گفت با تو حرفی ندارم تا پدرت از صحرا بیاید وبعدا" که پدرم در ساعت 5/5 غروب از صحرا آمد ... (مقتول ) به اتفاق آقای (ش ) و (ض ) برادرزاده اش و برادرش ... و آقای ... با زن وبچه آمدند . عموی مقتول به نام (م ) نیز در دعوا دخالت داشت و آقای (ش ) اسلحه شورشی و(ض ) نیز کلت کمری همراه داشت و چند تیر شلیک کردند که ما را بکشند و مارابه داخل خانه بردند و آنها به در خانه ما آءدند و خواستند خانه ما را غارت کنند و منیز دفاع از خودمان کردم و ابتدا دو تیر هوائی شلیک کردم و(ض ) و (ش ) و (م ) می خواستند دوباره بیایند داخل حیاط ما با اسلحه و تیراندازی می کردند...موقع تیراندازی من بالای دیوار حیاط خودمان بودم که آنها بالانیایند .) در تاریخ 4/9/68 مجددا" از وی تحقیق شده ، وی گفته است : (آقایان (ح )و (ش )و (ض ) و (و) و(ی ) و حاجی ... با زن و بچه و با شمشیرواسلجه و چاقو به در حیاط ، آءدند و چنا تا تیر هم شلیک کردندوبااسلحه من هم از خودمان دفاع کردم و دو تیر هوائی شلیک کردم 0 طرفهای مقابل چهار تیر شلیک کردند و خواستند ما را بزنند مادفاع کردیم و نگذاششتیم که ما را بزنند . من روی دیوار حیاط ایستاده بودم و شلیک نمودم و گلوله دوم به پشت بام عمویم خورد... پس از اینکه دو تیر شلیک نمودم به داخل حیاط رفتم 0 پدرم و عمویم به نام ... اسلحه را ازمن گرفتند و آنجا بودم تا وقتی که تاریک شد وبه خانه خاله ام در بالای روستا رفتم ... از وقتی که یادم می آید اسلحه را داشته ایم و پدرم هم نمی دانم از چه کسی خریداری نموده است.ابتدا تیر هوائی شلیک کردم 0 بعدا" اسلحه مسلح نشد و گلنگدن راکشیدم و به طرف پشت بام عمویم شلیک کردم گرد و خاک آن را دیدم ... فاصله تقریبی محل من تا محل ورود گلوله حدودبیست متری بود .) (جانشین بازپرس در معیت متهم و مامورین از محل حادثه و محل ادعای اصابت گلوله دوم متهم به پشت بام معاینه کرده و آثاری آنجا نبوده و ثابت گردیده است مستشار0)
جانشین بازپرس از (م ) فرزند... و(ض )و(و)و(ی ) تحقیق کرده است. آنها گفته اند اصلا" در موقع حادثه در محل نبوده اند 0 پرونده پس از صدور قرار مجرمیت و تنظیم کیفر خواست درشعبه هفتم دادگاه کیفری یک ... با حضور وکیل تسخیری متهم و خودوی و اولیای دم رسیدگی شده است. پدر و مادر مقتول و همسر وفرزندکبیر مقتول قصاص نفس از متهم را خواستار شده اند( زن حق قصاص از قاتل شوهر را ندارد ماده 47 قانون حدود و قصاص )0 متهم (ع ) فرزند (ل ) مشهور به ... کیفرخواست و اتهام وارده را قبول نکرده وگفته (دعوا دسته جمعی بوده و هوا تاریک بوده 0 از طرف ما من بودم ،(ث )بود و (ج ) واز طرف آنها (ش ) و (ض ) و (الف ) با زن و بچه هایش همگی بودند...(متقول ) رئیس شورا بوده ، معلوم نیست چه کسی زده ، هزار تا دشمن دارد، معلوم نیست چه کسی زده است.) وی شهادت شهود را هم نپذیرفته است وقتی اظهاراتش را برای وی قرائت کرده اند قسمتی از آن را قبول و قسمتی را رد کرده و گفته (صورتمجلس کشف اسلحه را دروغکی درست کرده اند .) وی اظهارات پدر خانم خودرا هم نپذیرفته و حتی اظهارات مورخه 4/9/68خودش را قول نکرده است. وکیل وی از او دفاع کرده است. دادگاه با اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور حکم بدین شرح کرده است :
با توجه به محتویات پرونده و شکایت شکات و معاینه جسدوجواز دفن صادره و اظهارات حاضر در صحنه در مراجع انتظامی ودر دادسرای محترم عمومی ...و اظهارات خود متهم درمراحل مختلف تحقیق ...وموضوع صورتجلسه های کشف اسلحه و گزارش صورتجلسه فرمانده پاسگاه ... و همچنین مشاهده عینی دو نفر از گواهان عر محضر دادگاه که نسبتا" عدالت نامبردگان محرز شده (است ) از کلیه مراتب مذکوره علم حاصل و بزه انتسابی به متهم محرز و مسلم است و با بند الف و ب ماده 2 قانون حدودو قصاص انطباق دارد . نظر به شکایت اولیای دم کبیر و مطالبه قصاص از ناحیه نامبردگان و تعهد بر تودیع یا تضمین سهم صغار از دیه مورثشان مستندا" به ماده مذکور مواد 1و5و15 قانون حدود و قصاص و...حکم صادر و اعلام و بهاولیای دم کبیر اذن واجازه داده می شود که پس از تودیع یا تضمین سهم دیه صغار مقتول از دیه موثشان آقای (ع ) فزند (ل ) معروف به ... را در مقابل قتل عمد مرحوم (ح ) قصاص نموده و بکشند و یا با دعایت غبطه صغار قصاص را به دیه تبدیل نموده یا وی را مورد عفو قرار دهند...)
محکوم علیه به حکم صادره اعتارض کرده است و دادگاه در عقیده خود باقی مانده و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده که به این شعبه ارجاع شده است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید وپس ازقرائت گزارش آقای 00 عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ...دادیاردیوان عالی کشور اجمالا" مبنی بر رد اعتراض و تایید دادنامه شماره 1369859 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهند:
(حکم صادره از لحاظ قصاص ازمتهم (ع )معروف به ... به وسیله اولیای دم کبیر مقتول ... با تودیع سهم صغار از دیه به استناد مواد قانونی مستند دادگاه با حذف بند الف ماده 2 قانون حدود و قصاص از جزو مستندات با توجه به ماده 33 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو ودیوان عالی کشوروبند ب ماده 10 قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها موجه و مطابق با مقررات تشخیص و تاییدو پرونده برای اجرای حکم اعاده می گردد .)

مرجع :
قانون مجازات اسلامی درآیینه آرا دیوان عالی کشور(قتل عمد)جلد2
تالیف یداله بازگیر ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
44
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
62
تاریخ تصویب :
1369/00/00
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :