جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121327108 در تماس باشید.


تاریخ رسیدگی : 26/8/69 شماره دادنامه : 880/20 مرجع رسیدگی شعبه 20 دیوان عالی کشور هیات شعبه آقایان ... رئیس ... مستشار

خلاصه جریان پرونده :
آقای (الف ) کارمند اداره تعاون روستای ... به اتهام اختلاس اموال دولتی و (ب ) کفش فروش به اتهام خرید مال مسروقه تحت تعقیب دادسرای عمومی واقع شده وبه موجب کیفرخواست 66/326 درخواست مجازات او به استناد ماده 76قانون تعزیرات و110 همان قانون صادر گردیده است. جریان امر خلاصتا" این است که ... آقایان (الف ) مقدار سه تن قند دولتی که اداره تعاون برای جایزه گندم کاران اختصاص داده و تحویل او داده که به شرکت تعاونی بفرستند تملک کرده وبا آقای (ب ) فروخته است. آقای (الف ) در تحقیقات اولیه و نیز دادگاه به ارتکاب بزه اعتراف نموده اظهار ندامت کرده و اظهار می دارد که چند روز از فروش متوجه عمل خلاف خود شده و سه تن قند از بازار آزاد خریداری کرده و به جای آن گذاشته است و اضافه کرده قندها را به (ب ) فروخته و با وانت باری که او فرستاده بود حمل ککرده و تحویلش داده است. (ب ) در بدو تحقیقات منکر ارتکاب بزه و خرید قند شده لکن بعدا" اعتراف کرده که قندهارااز قرار کیلوئی 420 ریال خریده و440 ریال فروخته است. اطلاعی از اینکه قندها اختلاس و یا سرقت شده نداشته و به وی گفته شده که مربوط به جایزه گندمکاران است و به این باور بوده که گندمکاران غالبا" جوائز خود را می فروشند. دادگاه کیفری ... 2 اتهام هر دو را محرز دانسته و فعل (الف ) را به ماده 75 قانون تعزیرات و منطبق دانسته وی را به دو سال حبس و (ب ) را به استنادماده 110 قانون مذکور و رعایت ماده 11 به یک سال حبس محکوم نموده . آقای جانشین دادستان به این رای از جهت صلاحیت اعتراض نموده که چون کارمند دولت است و عمل او مربوط به وظایف اداری وی می باشددادگاه مرکز استان صلاحیت دارد. دادگاه این اعتراض رانپذیرفته و سرانجام پرونده را به دادگاه کیفری دو ارسال شده و دادگاه به شرح رای شماره 68/2142 نفر اول را به یک سال حبس و نفر دوم را به هشت ماه حبس وهفتا و چهار ضربه شلاق محکوم نموده . از این رای درخواست تجدیدنظر شده و دادگاه کیفری یک (ب ) را از بزه انتسابی تبرئه نموده . به این رای اعتراض شده و مقام دادستان کل کشوربه استناد ماده 35 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک ودو شعب دیوان عالی کشور تجدیدنظر و رای را نسبت به (ب ) خواسته اند و او را شریک در اختلاس دانسته اند و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس ازقرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ... دادیار دیوان عالی کشور اجمالا" مبنی بر نقض حکم صادره مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای
اعتراضات مقام دادستان کل کشور برای دادگاه مبنی بر برائت (ب ) وارد به نظر نمی رسد زیرا در پرونده امردلیل مقتنی که دال بر علم و اطلاع او از اختلاس قندها وسیله (الف ) باشدموجود نیست و این اظهار وی بعید نیست که تصور کرده دریافت کنندگان جوایز گندم کاری قندهای خود را فروخته اند و معامله او غیرقانونی نیست لذا بر حکم معترض عنه اشکال وارد می باشد و پرونده اعاده می شود.

مرجع :
کتاب کلاهبرداری ، اختلاس وارتشاءدرآرای دیوان عالی کشور
تالیف یداله بازگیر ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائیز 1376

47
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
880
تاریخ تصویب :
1369/08/26
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :