جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09169944414 در تماس باشید.


کلاسه پرونده : 2/383316
شماره دادنامه : 511
تاریخ رسیدگی : 29/9/1371
مرجع رسیدگی : شعبه 16دیوان عالی کشور
هیات شعبه : آقایان ...

خلاصه جریان پرونده : حسب مندرجات پرونده 1آقای (الف ) فرزند ... 27 ساله شغل لوله کش 2 آقای (ب ) فرزند ... 28 ساله به اتهام شرکت در قتل عمدی آقایان (ج )و(د)تحت تعقیب دادسرای عمومی ... قرار گرفته اند ودادسرای مزبوربه موجب کیفرخواست شماره 1156/4/70 و به استناد بند ب ماده 2 قانون حدود و قصاص و رعایت ماده 15 قانون مجازات اسلامی درخواست تعیین کیفر نموده است.دادگاه کیفری یک ... پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره 19553/5/70 بشرح زیر انشاء رای می نماید:
(نظر به اینکه در این پرونده به موجب کیفرخواست شماره 156 1/4/71دادسرای عمومی ... آقای 1(الف ) فرزند ... 2(ب ) فرزند. 0 متهم اند به شرکت در قتل عمدی آقایان (ج ) و (د) که با توجه به انکار شدید متهمین در کلیه مراحل (تحقیق ) و دادگاه و اینکه راههای ثبوت قتل در دادگاه مشخص (است ) و هیچ کدام در مانحن فیه وجود ندارد و آمادگی متهمین جهت ایراد قسم برای بیگناهی خود و عدم کدورتهای قبلی بین طرفین و رفاقت و دوستی و قومیت آنان و به لحاظ فقد دلیل کافی مجرمیت آنان محرز نیست و به استناد اصل برائت تبرئه می گردند. اولیای دم می توانند دیه آنهارااز بیت المال مطالبه نمایند. حکم صادره قطعی است.)
اولیای دم به حکم صادره اعتراض نموده اند وپرونده به نظر آقای رئیس دادگاه صادرکننده رای رسیده و ا یشان به شرح نظریه مورخ 22/5/70 به شرح زیر اظهارنظر نموده اند.
(نظر به اینکه در این پرونده دادنامه شماره 9553/5/70دادگاه از نظر رعایت موازین شرعی و قانونی و رعایت تشریفات آئین دادرسی کیفری خای از هرگونه ایراد و اشکال است و اعتراض معترضین در حدی نیست که موجب فسخ دادنامه مذکور گردد و لذا اینجانب به نظر خود باقیمانده و معتقد به صحت دادنامه مذکور می باشد. مقرراست دفترو بدل پرونده تشکیل (شود) و اصل آندر اجرای بند ب از ماده 9 قانون تعیین موارد تجدیدنظر جهت اظهار نظر نهائی به دیوان عالی کشور ارسال گردد. )
پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده و به موجب دادنامه شماره 14629/11/70 به شرح زیر اظهارنظرشده است
(بسمه تعالی. نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن چنین پرداخت دیه از بیت المال برابر رای شماره 1227/9/64 وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور قابل طرح در دیوان عالی کشور نمی باشد، لذا موردی برای اظهارنظر دیوان عالی کشور وجود ندارد و پرونده نزدمرجع مربوطه جهت اقدام قانونی اعاده می گردد. )
چون آقای ... رئیس دادگاه صادر کننده رای تغییر سمت داده است و آقای ... به جای ایشان به جهت رئیس دادگاه کیفری یک ... تعیین گردیده و ایشان به شرح سه برگ صورتجلسه مورخ 23/12/70 به رای صادره از شعبه 16 دیوان عالی کشور اعتراض نموده و پرونده را جهت ملاحظه و اقدام لازم به نظر ریاست دادگستری استان ... رسانیده است و آقای ریاست کل دادگستری استان ... به شرح نامه شماره 24/51/1/71 عین پرونده را به انضمام گزارش آقای ... رئس فعلی دادگاه کیفری یک ... به عنوان ریاست محترم دیوان عالی کشور ارسال (داشته ) و چون در این شعبه سابق داشته است ، به این شعبه ارجاع گردیده وبه موجب دادنامه شماره 16126/3/1371 به شرح زیراظهارنظرشده است :
(بسمه تعالی. نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در ان ، نظر دیوان عالی کشور همان است که در دادنامه شماره 14629/11/70 بیان عقیده شده است وجهت ارشاد و هدایت قانونی اعلام می دارد در صورتی که مراجع صلاحیتدار موضوع را قابل تجدیدنظر مجدد بدانندبایداز طریق اعمال ماده 35 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو و شعب دیوان عالی کشور مصوب 31/3/68مجلس شورای اسلامی اقدام نمایند. )
این بار آقای رئیس کل دادگستری استان ... طی نامه شماره 26/3/13281371/1 خطاب به حضرت آیت الله مقتدائی ریاست محترم دیوان عالی کشور به شرح زیر مرقوم داشته است : (با اهدای سلام و تحیت به استحضار عالی می رساند پرونده 70/635 دادگاه کیفری یک ... اتهامی (الف ) و غیره منتهی به صدور دادنامه شماره چ9553/5/70 دایر به برائت متهمین گردیده که بر اثر اعتراض اولیای دم پرونده به دیوان عالی کشور ارسال (شده ) و شعبه 16 دیوان عالی کشور به استناد رای وحدت رویه شماره 1227/9/64 بدون وروددرماهیت موضوع آن را قابل طرح در دیوان عالی کشور ندانسته و پرونده بدون اظهار نظر اعاده شده است. ولی با ملاحظه محتویات پرونده به نظر می رسد دلایلی علیه متهمین وجود دارد و دیوان عالی کشور با توجه به ماده 34 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو و شعب دیوان عالی کشور و اینکه رای وحدت رویه مذکور ناظر به موضوع نیست می بایست ماهیتا" رسیدگی (می نمود) لذا عین به انضام گزارش رئیس محترم فعلی دادگاه کیفری یک ... که مورد تایید اینجانب می باشد جهت بررسی و امعان نظر به حضور عالی ارسال گردیده که پرونده ارسالی به همان شعبه 16 دیوان عالی کشور(مرجع تجدیدنظرقبلی ) ارجاع گردیده که شعبه مذکور بشرح تصمیم متخذه مع الاسف به نظر قبلی باقی بوده وضمن اعاده پرونده ارشال و هدایت قانونی نموده اند که چنانچه مراجع صلاحیتدار (ریاست محترم دیوان عالی کشور و دادستان محترم کل کشور) موضوع را قابل تجدیدنظر مجددبدانند باید از طریق اعمال ماده 35 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو و شعب دیوان عالی کشور مصوب 31/3/68 مجلس شورای اسلامی اقدام نمایند. .. که علی الخصوص با توجه به گزارش رئیس محترم فعلی دادگاه کیفری یک ... و اینکه حکم ادله برائت بوده که مورد اعتراض واقع شده و نه پرداخت دیه از بیت المال لذاپرونده فوق الذکر جهت موافقت با اعمال و اجرای ماده 25 از قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو و شعب دیوان عالی کشور مجددا" به حضور اعاده و ارسال می گردد و تقاضای موافقت لازم (رادارم. )
ریاست محترم دیوان عالی کشور ذیل نامه آقای رئیس کل دادگستری استان ... در تاریخ 21/5/71 به شرح اظهار نظر نموده اند:
(بسمه تعالی.ریاست محترم شعبه 16 دیوان عالی کشور، پرونده قبلا" در شعبه دیوان از نظر پرداخت دیه از بیت المال قابل طرح شناخته نشده ولی از نظرحکم برائت مورد رسیدگی قرار نگرفته است. مقتضی است ازاین حیث پرونده راموردبررسی (قراردهید) واعلام نظربفرمائید. )
پرونده به این شعبه ارجاع می گردد( چون در این شعبه سابقه داشته ) و پس از تهیه گزارش و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به اتخاذ تصمیم می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ... دادیار دیوان عالی کشور اجمالا" مبنی بر اخذ تصمیم شایسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
(بسمه تعالی.نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن هرچند در مورد اعتراضات معترضین قبلا"در دادنامه شماره 12629/11/70 صادره از این شعبه بیان عقیده شده است و رسیدگی مجدد به اعتراض متقاضیان تجدیدنظر حسب نظریه مورخ 31/5/71 ریاست محترم دیوان عالی کشور دائر بر اینکه موضوع از نظر پرداخت دیه از بیت المال قابل طرح شناخته نشده لیکن از لحاظ حکم برائت صادره باید مورد رسیدگی قرار می گرفت و پرونده را از این حیث قابل رسیدگی و اظهارنظردانسته اندولذا بنا به جهات یاد شده چون حسب محتویات پرونده مقتولین حادثه در طرق و شارع عام کشته شدند و حاکم محکمه به لحاظ فقد دلیل کافی و عدم وجود قرائن ظنیه کافی دائر بر انتساب اتهام به متهمین حکم برائت متهمین را صادر و برای حفظ دماء مسلمین به پرداخت دیه از بیت المال اظهارنظر نموده است و لذا اعتراضات تجدیدنظر خواهان تکرار مطالب گذشته است که نوعا" ماهوی و خدشه برنظر و استنباط دادگاه می باشد و موثر در مقام نیست و در این مرحله مورد توجه و دقت قرار نمی گیرد وبامراجعه به پرونده امر و امعان نظر در نحوه رسیدگی از حیث اصول و قواعد دادرسی اشکالی بر رای برائت صادره وارد نیست ، ضمن رد درخواست متقاضیان تجدیدنظر پرونده نزد مرجع مربوطه اعاده می گردد.

مرجع :
قانون مجازات اسلامی درآیینه آرا دیوان عالی کشور(قتل عمد)جلد2 تالیف یداله بازگیر ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
49
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
511
تاریخ تصویب :
1371/09/29
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :