جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09143230071 در تماس باشید.


رای شماره : 30 - 30/8/1374
رای هیات عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور(اصراری )
خواسته دعوی عبارتست از اعتراض به رای کمیسیون تبصره ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب منعکس درنامه 24/2643 20/3/68 شرکت سهامی آب استان یزد و رفع انسداداز یک حلقه چاه با قدمت حدود بیست سال ، ولی آنچه مورد لحوق حکم تجدیدنظرخواسته قرار گرفته ، الزام خوانده به صدور پروانه بهره برداری به میزان 7 لیتر در ثانیه از یک حلقه چاه محفوره به جای قنات ، می باشد که چون مورد حکم با موضوع خواسته انطباق ندارد و کارشناس منتخب دادگاه نیز طی نظریه مورخ 13/8/71 بهره برداری بیش از 5 لیتر در ثانیه از چاه مزبور را بلحاظ افت سطح آب زیرزمینی مضر به مصالح عمومی تشخیص داده و صدور حکم به غیر مورد خواسته وجاهت قانونی ندارد لذا بنظر اکثریت قریب به اتفاق اعضای شعب حقوقی دیوان عالی کشور (47 نفر از51 نفرحاضر) رای تجدیدنظرخواسته طبق بند ج ماده 7 قانون تجدید نظرآراء دادگاهها مصوب 1372 نقص و پرونده برای رسیدگی مجدد به یکی از شعب دادگاه های عمومی یزد ارجاع می گردد.
هیات عمومی دیوان عالی کشور (شعب حقوقی )

* سابقه *
رای اصراری حقوقی 137430(جلسه اول ) عدم انطباق حکم با خواسته موجب نقض است

شماره رای : 3030/8/1374
شماره پرونده : 137417
شماره جلسه : 2336/8/1374

علت طرح : اختلاف نظر بین شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور با دادگاههای حقوقی یک یزد

موضوع : اعتراض به رای کمیسیون تبصره 2 ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب
حکم بر خارج از خواسته
تغییر خواسته

در ساعت 11 روز سه شنبه مورخ 23/8/1374 جلسه هیات عمومی شعب حقوقی (اصراری ) دیوان عالی کشور بریاست حضرت آیت الله محمدمحمدی گیلانی رئیس دیوان عالی کشور و با حضور آقایان قضات دیوان عالی کشور و نماینده جناب آقای دادستان کل تشکیل شد0

رئیس : جلسه رسمی است 0 دادنامه شماره 7193/4/74شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور بتصدی جناب آقای محمود شکیبی رئیس و جناب آقای رحمت الله سعیدی مستشار مطرح است جناب آقای سعیدی گزارش جریان پرونده را قرائت فرمائید0
بدوا" تجدیدنظر خواندگان دادخواستی بخواسته اعتراض به رای کمیسیون تبصره ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب منعکس درنامه شماره 24/202643/3/68 شرکت سهامی آب منطقه استان یزد بطرفیت تجدید نظر خواه به دادگاههای حقوقی یک یزد تسلمی کرده و توضیح داده اند یک حلقه چاه قدیمی با قدمت حدود بیست سال قبل در مزرعه خیرآباد (اکبرآباد) بوسیله پدرمان مرحوم اکبر برادران شرکاء حفر شده و مورد بهره برداری بوده و پس از فوت او به اینجانبان وراث قانونی وی تعلق گرفت متاسفانه شرکت خوانده بدون در نظر گرفتن قدمت چاه و کمیت و کیفیت زمین و تعداد و مقدار درخان انار و پسته ای که با آب چاه به عمل آپده باستناد نحوه اظهارنظر کارشناسان و اوضاع و احوال و قرائن و وضعیت آب منطقه که معلوم ننموده نظر کارشناس چه بوده و چه اوضاع و احوالی در کار بوده است با قید اینکه موجبی برای ادامه بهره برداری نبوده رای مذکور بر انسداد چاه یاد شده مستندا" به تبصره ذیل ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب صادر و اعلام کرده با وصف مراتب و اینکه آب چاه بجای قانات کفاف اشجار حاصل از آب چاه قدیم را نمی نماید لذا درخواست مطالبه پرونده استنادی و انضمام آن به این پرونده و نیز مطالبه پرونده مربوطه دراداره خوانده و ملاحظه نظریه کارشناسان در آن ضمن فسخ رای مذکور درخواست صدور حکم عادلانه و قانونی و شرعی مبنی برحق بهره برداری از چاه یاد شده کمافی السابق داریم 0
رسیدگی به پرونده به شعبه دوم دادگاه حقوقی یک یزد ارجاع شده و این دادگاه طرفین را با تعیین وقت برای رسیدگی دعوت کرده در وقت مقرر نماینده شرکت خوانده دفاعا" پاسخ داده تصمیم کمیسیون تبصره ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب مستند به نظریه کارشناسان این شرکت بوده و بر اساس آن کمیسیون مبادرت به اظهارنظر دایربر اینه حفر چاه بجای قنات بر مبنای جایگزینی چاه غیرمجاز موقعیتی نداشته و درخواست متقاضی را مردود اعلام داشته و با توجه به نحوه اظهارنظر کارشناسان و اوضاع و احوال و قرائن و وضعیت آبی منطقه و ووقع جاه در دشت بحرانی یزد اردکان کمیسیون مذکور موجبی جهت ادامه بهره برداری چاه خواهان ندانسته و رای بر انسداد چاه صادر نموده ضمنا" در رابطه با حفر چاه بجای قنات خیر آباد کمیسیون تشکیل و با حفر چاه بجای قنات مذکور موافقت و مبادرت به صدور پروانه بهره برداری گردیده است خواهان حاضر در جلسه دادرسی اظهار داشته چاه بجای قنات که حق قانونی بوده حفر گردیده است موضوع فعلی بابت اجاره قدیمی بوده درخواست بازنمودن پلمپ مذکور را نموده ام دادگاه پس از شنیدن اظهارات حاتضرین در جلسه قرار ارجاع امر به کارشناس از جهت اینکه بهره برداری از جاه محفور مضر به مصالح عمومی است و قدمت آن چه بوده صادر و اجرا کرده و نظریه کارشناس پس از وصول به طرفین ابلاغ گردیده است سپس وقت دیگری جهت اخذ توضیح از کارشناس تعیین شده و درتاریخ 6/11/71 توضیحات آقای کارشناس را استماع نموده به این شرح مزرعه دارای دو حلقه چاه می باشد که یکی از چاهها بجای قنات منظور شده و 3 لیتر در ثانیه مجوز صادر گردیده و دو لیتر هم بجای چاه مسدود جمعا" 5 لیتر در ثانیه ولی با بررسیهای لازم حدود 7 لیتر در ثانیه آب لازم دارد که یا بایستی چاه بجای قنات تامین نماید یا 2 لیتردرثانیه از چاه قدیمی که مسدود شده تامین گردد در نتیجه 7 لیتر درثانیه شود0
آنگاه دادگاه اخذ توضیح از خواهانها را پیرامون دادخواست تقدیمی ضروری تشخیص و طرفین را بمنظور فوق دعوت کرده است و خواهانها طی لایحه تقدیمی متذکر شده اند منظور و هدف اصلی ازتهیه و تنظیم دادخواستاین بوده که با توجه به وجود درختان چندین ساله در مزرعه مورد نظر که هم از آب چاه قدیمی به وجود آمده و هم از قنات پس از اتخاذ تصمیم شرکت آب منطقه ای استان بر موافقت با ایجاد چاه جدید بجای قنات که بر اثر پائی رفتن سفره آب زیرزمینی خشک شده بوده چون شرکت مذکور میزان بهره برداری چاه جدید راکمتر از احتیاج واقعی و مقدار سابق که رفع حاجت می نموده تعیین کرده و بر اثر کم آبی بتدریج باعث ایجاد خسارت به درختان مزرعه می گردیده تقاضا دارد ضمن صدور حکم مقتضی یا آنکه اجازه داده شودکمافی السابق از آب چاه قدیم با صدور حکم به رفع انسدادآن بهره برداری شود یا در صورتیکه استفاه از هر دو چاه اشکال قانونی داشته باشد اقلا" میزان بهره برداری از چاه جدید را باندازه ای افزایش دهندکه مانند سابق رفع احتیاج درختان مثمر مزرعه را بنماید0
سرانجام دادگاه رسیدگی را ختم و بشرح دادنامه 17653/1/72 چنین رای داده است :
با توجه به مجموع محتویات پرونده امر و با عنایت به نظریه کارشناس منتخب دادگاه و اینکه اعتراض موثری نسبت به آن صورت نگرفته است بنابه مراتب دعوی خواهانها بنظر دادگاه ثابت تشخیص می گردد و دادگاه حکم به الزام اداره خوانه به بهره برداری خواهان بمیزان 7 لیتر در ثانیه از چاه مورد بحث صادر و اعلام می دارد0
دادنامه مذکور که مورد اعتراض واقع شده بموجب دادنامه شماره 656/515/8/72 باین شعبه بشرح زیر نقض گردیده :
تجدیدنظرخواهی مالا" وارد و رای تجدیدنظرخواسته مواجه با اشکال قضائی است چه آنکه با استیضاحی که ازکار شناس منتخب دادگاه بعمل آمده ضرورت بهره برداری از چاه نیمه عمیق بجای قنات بمیزان هفت لیتر در ثانیه تشخیص گردیده است و حال آنکه حسب مندرجات دادخواست و رای معترض عنه چاه محفوره قدیمی مسدود و پروانه بهره برداری برای چاه جدید داده شده است و مالا" در رای تجدیدنظر خواسته مشخص نشده است هفت لیتر در ثانیه از کدام چاه باید بهره برداری گردد و آنچه مورد لحوق حکم تجدیدنظر خواسته قرار گرفته با خواسته خواهان مطابقت ندارد فلذا رای تجدیدنظر خواسته که بدون توجه به مراتب صارد گردیده مخدوش تشخیص و مستندا" به مواد 6و10 قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام ونحوه رسیدگی آنها نقض و رسیدگی به شعبه دیگر دادگاه حقوقی یک یزد ارجاع می گردد0
پس از اعاده پرونده شعبه اول دادگاه حقوقی یک یزد مامور رسیدگی به پرونده شده و این دادگاه طرفین را برای رسیدگی دعوت کرده و در وقت مقرر مورخ 23/3/73 خواهان حاضر در جلسه اظهار داشته بدوا" چاه قدیمی داشتیم که قبل از انقلاب حفر شده بود واز آن استفاده و بهره برداری می نمودیم با لوله 4 اینچ که با توجه به وجود قنات در آن زمان اداره آبیاری چاه محفوره قبلی را مسلوب المنفعه نمود پلمب و سپس پس از خشک شدن قنات ، چاه بجای قنات به اینجانب داده شد بمیزان 5 لیتر در ثانیه که همان میزان آب قنات بوده در صورتیکه چاه قبلی 8 لیتر در ثانیه بوده و قنات نیز 5 لیتر که مجموعا"13 لیتر در ثانیه می شده و کارشناس منتخب دادگاه در دو نوبت با اخذ توضیح نوشته میزان بهره برداری از چاه پلمپ شده بمیزان 7 لیتر در ثانیه اضافه شود لذا تقاضای رسیدگی وصدور حکم شا یسته را داریم و دادگاه رسیدگی را ختم وطی دادنامه تجدید نظر خواسته اینطور رای داده است :
در خصوص اعتراض خواهانها بطرفیت اداره خوانده بخواسته اعتراض به رای کمیسیون تبصره ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب منعکس در نامه شماره 24/202643/3/68 با توجه به مجموع محتویات پرونده و با عنایت به نظریه کارشناس منتخب دادگاه و ب عنایت بصورت مجلس مورخ 23/3/73 و توضیحات نماینده شرکت خوانده بنا بمراتب دعوی خواهانها بنظر دادگاه ثابت تشخیص می گردد و دادگاه حکم بالزام اداره خوانده بصدور پروانه بهره برداری بمیزان هفت لیتر در ثانیه از چاه بجای قنات واقع در مزرعه جعفرآباد(اکبرآباد) صادرواعلام می دارد با تجدیدنظرخواهی از دادنامه مذکور پرونده به دیوان عالی کشور واصل و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده و تحت نظراست 0
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از قرائت گزارش تنظیمی و بررسی اوراق پرونده و انجام مشاوره چنین رای می دهد:
نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته مستند به علل و اسبابی است که حکم منقوض شماره 17653/1/72 مبتنی بر آن بوده بنا به مراتب دادنامه تجدیدنظرخواسته اصراری تشخیص می شود و پرونده جهت طرح در هیات عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشوربه دفترهیات مذکورارسال می گردد0
شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور

رئیس : جناب آقای سعیدی توضیحی دارید بفرمائید0
با توجه به مستندات ابرازی بویژه گزارش کارشناسان آب منطقه ای مندرج در پرونده مذکور چاه قبل از ممنوعیت منطقه حفر و پس از حدود 3 سال بهره بردرای از آن قطع و مجددا" در سالهای اخیر مورد بهره برداری قرار می گیردکه نهایتا" از طرف شرکت آب منطقه ای غیر مجاز تشخیص و پلمب سرب می گردد0
نظریه ]کارشناس اداره خوانده چنین است [:
((با توجه به انیکه جهت تامین آب مزرعه خیرآباد شرکاء شرکت آب منطقه ای بهره برداری از چاه بجای قنات و چاه مورد دعوا در یک جا منظور و بمنظور جلوگیری از اتلاف آب جمعا" برابر 5 لیتر در ثانیه و تنها به وسیله حفر یک حلقه چاه اعلام داشته که از نقطه نظر فنی و جلوگیری از هدر رفتن آب و صرف انرژی موردتاییدمی باشد ولی با توجه به بافت خاک مزرعه و کیفیت آب مشروب وهمچنین وضعیت اقلیم منطقه میزان آب مورد نیاز این مزرعه بنظر اینجانب هفت لیتر در ثانیه می باشد0 شایان ذکر است حفظ و بقاء درختان قدیمی پسته که بهرترتیب لازم ، ولی توسعه جدید نیاز به آب بیشتری دارد که با توجه به بحرانی بودن دشت یزد اردکان به لحاظ افت سطح آب زیرزمینی مضر به مصالح عمومی خواهد بود0))
همانطوریکه ملاحظه فرمودید در محل یک چاه قدیمی و یک قنات وجود داشته است که دستور انسداد چاه قدیمی را شرکت آب منطقه ای یزد صادر می کند بعد از چندی قنات هم آبش کم می شود که در اثر کمبود آب خشک می شود به خواهانها که دو نفر هستند(خواهر،برادر) اجازه حفر چاه می دهنددر آ;جا هم قید می شود که این چاه به جای قنات خشک شده است و یک مقداری هم آب در نظر می گیرند و پروانه صادر می کنند منتها د رهمان پروانه هم قید می شود که این چاه ، که نیمه عمیق است و اجازه حفر داده اند به جای قنات خشک شده است در ضمن آبی هم که تعیین می شود در آن جا قید می کند که حالا یا برای کمک یا هر منظوری یا هر چجیز دیگری بود گفته اند 2 لیتر هم به جای آب چاه قدیمی که بسته شده بود مجموعا" به آن اجازه بهره برداری می دهند0
بعد از مدتی یکی از خواهانها (برادر) طی تقدیم دادخواستی به همین نظریه شرکت سهامی آب که دستور انسداد داده بود اعتراض می کند و با یک لایحه دادخواست را پس می گیرد0 دوباره یک دادخواست دیگری خواهر و برادر باهم می دهند و خواسته آنها این است :اعتراض به انسداد این چاه ، اعتراض فقط همین است موضوع دعوا این است که چرا چاهی را که شرکت سهامی آب منطقه ای پلمب کرده است فک پلمب شود0 این خواسته آنهاست 0 در اولین جلسه دادگاه لایحه ای می دهند باز همین مطلب را تصریح می کنند می گویند: خواسته ما دستور به فک این پلمپ و بهره برداری از همین چاهی است که بسته شده است در دادگاه هم توضیح می دهند که منظور ما این چاه جدید است که حق ما بوده است چاه جدید را به جای قنات داده اند منظور ماآن چاهی است که مسدود شده از آن فک پلمب بشود0 همان طوری که ملاحظه فرمودید کارشناس توضیح داده است که دوتا چاه بوده است یکی از آنها بسته شده و یکی هم قنات است چاه به جای قنات حفر شده منتها این درختانی که دارد احتیاج به آب زیادتری دراد یک مقدار از این درختان هم قدیمی بوده یک مقدار15 هکتار هم جدیدا" بعد از حفر چاه جدید توسعه داده اند کارشناس گفته است بله درست است که احتیاج به آب زیادتری دارد ولی در آخر نظریه اش گفته است این چاهی که درخواست پلمب آن شده است مضر به مصلاح عمومی است 0
همانطوریکه ملاحظه فرمودید دادگاه رای داده است به اینکه خواهانها اجازه داشته باشند که 7 لیتر در هر ثانیه از چاه بهره برداری بکنند ما گفتیم که اولا" منظور دادگاه کدام چاه است وبعد در اصل مطلب هم بحث داشتیم که این جا ]گفته شده [ مضر به مصالح عمومی است و رای دادگاه مطابق با خواسته نیست خواسته اش این بوده است که آن پلمب برداشته بشود و اجاره بهره برداری بدهند، دادگاه اجازه بهره برداری از 7 لیتر آب داده است این با خواسته خواهانها مطابقت ندارد0
پرونده رتفه دادگاه بعدی ، شعبه دوم هم توضیحاتی از خواهان خواسته در این توضیحاتی که خواهان داده در این جلسه ، گفته است بله یا اینکه به ما اجازه بدهند که این چاه قدیخی را که بسته بوده باز واستفاده کنیم یا اینکه اگر آن کار اشکال داردوقانونی نیست اجازه بدهند که ما از این چاه جدیدی که به جای قنات حفر شده مقدار بیشتری آب برداشت کنیم ، که یان هم متجاوز از خواسته است یغنی این تقاضا هم در موقعی گفته شده که نمی شود گفت تغییر خواسته است ، تغییر خواسته محلی دارد و موقعیتی دارد و دادگاه جدید هم ، دادگاه شعبه دوم هم همینطور رای داده است منتها این جا گفته است بهره برداری 7 لیتر در ثانیه این را از چاه جدید بدهد چاهی که به جای قنات حفرشده ، که بازهم ما گفتیم اینجا موضوعش اصراری است بجهت اینکه خواست دعوی با آنچه حکم داده اند یکی نیست 0 و این نیاز به آب داشتن اگر بخواهند پروانه بگیرند برای ازدیاد آب یا اجازه بدهند که آب بیشتر بدهند تشریفاتی دارد که بایستی به شرکت آب منطقه ای مراجعه کنند آن جا درخواست بکنند، افزایش میزان آب را بخواهند آن ارتباطی با این پرونده و این موضوع ندارد0 بنابراین م این را اصراری تشخیص دادیم و خدمت آقایان عرض کردیم 0

رئیس : جناب آقای آل اسحاق
شعبه محترم پانزدهم دیوان عالی کشور نظرش این است که با استیضاحی که از کارشناس منتخب دادگاه به عمل آمده ضرورت بهره بردرای از چاه نیمه عمیق به جای قنات بمیزان هفت لیتر در ثانیه تشخیص گردیده است وحال آنکه حسب مندرجات دادخواست ورای معترض عنه چاه محفوره قدیمی مسدود و پروانه بهره برداری برای چاه جدیدداده شده است مالا" در رای تجدیدنظر خواسته مشخص نشده است 7 لیتر در ثاینه از کدام چاه باید بهره برداری گردد و آنچه مورد لحوق حکم تجدیدنظرخواسته قرار گرفته با خواسته خواهان مطابقت ندارد خواهانها مشخص نکرده اند ه کدامیک از چاه ها باید مسدود بشود پس این اشکال اساسی است وقتی دادگاه مشخص نکرده که کدامیک ازچاهها مسدود بشود بنابراین حکم ابهام دارد0
بنابراین این اشکالی است آپده در رای دومی که دادگاه داده عنایت کنید در آخر صفخه نوشته است بنابه مراتب دعوی خواهانها بنظر دادگاه ثابت تشخیص می گردد و دادگاه حکم به الزام اداره خوانده به صدور پروانه بهره برداری به میزان 7 لیتر در ثانیه از چاه به جاتی قنات واقع در مزرعه جعفرآباد صادر و اعلام می نماید0 این جا جای آن مشخص کرده است که رای چاخهی را که بایدمسدودبشود مشخص نکرده بو ولی این جا را مشخص کرده است بنابراین چه چیزی اصرار شده است ؟ اصراری نشده است و قابل طرح نیست 0

رئیس : جناب آقای مفید
عرض من هم ، عرض حاج آقا است که ایرادی که دیوان عالی کشور کرده است گفته چرا مطابق خواسته رای نداده است آن خواسته رفع پلمپ بوده است راجع به این چاه بخصوص ، بعدا" دادگاه دوم آمده می گوید همان را که خواسته اید من رای می دهم 0 باز رفع ابهام می کند و خودش قابل اعتراض بوده واصراری نبوده است 0 لذا پرونده قابل طرح در جلسه هیات عمومی نیست 0

رئیس : جناب آقای احمد رضائی
بنظر من ضرورت دارد رای شماره 17653/1/72 شعبه دوم دادگاه حقوقی یزد کاملا" قرائت بشود چون در آخر رای نوشته حکم به الزام خوانده به بهره برداری خواهان به میزان 7 لتیر در ثانیه از چاه مورد بحث صادر و اعلام می گردد0 این رای قرائت بشود ببینیم که منظور از چاه مورد بحث در این رای چاهی است که پملب کرده اند یا چاهی است که هفت لیتر را به جای پنج لیتر افرایش داده اند بجای قنات است اگر چاهی باشد که منظور دادگاه از چاه مورد بحث چاهی است که پلمب و مسدود کرده اند که دیگر معلوم است که را ی دوم با این رای یکی نیست و اصراری نمی شود و قابل طرح نیست ولی اگرمنظور دادگاه از چاه مورد بحث همین چاه به جای قنات باشد که الزام به 7 لتیر در ثانیه حکم داده شده ، مسلما" قابل طرح است اجازه بفرمائید رای اول خوانده شود0

رئیس : آقای سعیدی آراء دو دادگاه را قرائت فرمائید0
]رای اول : دادنامه شماره 17653/1/1372 شعبه دوم حقوقی یک یزد[
(( با توجه به محتویات پرونده امر و با عنایت به نظریه کار شناس منتخب دادگاه و اینکه اعرتاض موثری نسبت به آن صورت نگرفته است بنا به مراتب دعوی خواهانها به نظر دادگاه ]ثابت است [ حکم به الزام اداره خوانده به بهره برداری خواهن به میزان 7 لیتردر چاه مورد بحث صادر و اعلام می دارد حکم قابل تجدیدنظر در دیوان عالی کشور می باشد0
]رای دوم : دادنامه شماره 23221/3/1371 شعبه اول حقوقی یک یزد[
((در خصوص اعتراض خواهانها بطرفیت اداره خوانده بخواسته اعتراض به رای کمیسیون تبصره ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب منعکس در نامه شماره 24/202643/3/68 با توجه بمحتویات پرونده و با عنایت به نظریه کارشناس منتخب دادگاه و با عنایت به صورت مجلس 23/3/73 و توضیخات نماینده شرکت خوانده بنا به مراتب دعوی خواهانها به نظر دادگاه ثابت تشخیص می گردد و دادگاه حکم به الزام اداره خوانده به صدور پروانه بهره برداری بمیزان 7 لیتردرثانیه از چاه بجای قنات واقع در مزرعه خیرآباد صادر و اعلام می دارد حکم صادره قابل تجدیدنظراست 0

رئیس : جناب آقای احمد رضائی ادامه نظریه خودرابفرمائید0
بنظر بنده رای اولی راجع به خواسته خواهان است که دعوی خواهانها بنظردادگاه ثابت تشخیص شده ، دعوی خواهانها چه بود؟ الزام به رفع انسداد از چاه پلمب شده بود، شعبه دوم دادگاه حقوقی یک یزد دعوی خواهانها را وارد تشخیص داده وقتی دعوی را وارد تشخیص داده و حکم به الزام خوانده به صدور پروانه بهره برداری نسبت به 7 لیتر داده مورد نظر دادگاه همان چاهی بوده که پلمب شده و چون رای شعبه اول دادگاه حقوقی یزدکه بعد از نقض آن رای اول صادر شده ، رای نسبت به افزایش آبدهی چاه بجای قنات از5لیتر به 7 لیتر صادر شدهبنابراین رای دادگاه دوم همان رای دادگاه اول نیست که این دو رای با هم اصراری باشند این دو رای باهم متفاوت هستند رای اول چیز دیگری بوده راجع به چاه دیگری بوده دوم راجع به چاه دیگری ، بنظر من اصراری نیست و موضوع قابل طرح در جلسه نمی باشد0

رئیس : جناب آقای حریرفروش
قابل طرح می دانم علتش هم این است که این قانون سال 61 این اختیارات را به وزارت نیرو داده قانون توزیع عادلانه آب اگرتمام مواردش ملاحظه بشود اساسا" تشخیص اینکه بیشتر این است که این چاهی که حفرشده به آن آبهای زیرزمینی صدمه ای وارد می کند که از لحاظ رعایت حقوق اجتماعی است البته چون بنده عقیده دارم که در مورد حریم که قانون مدنی موادی دارد و شرع هم همینطور است آن اصلا" بعد از صدور پروانه هم مانع دعوی اشخاص نیست با اینکه این جا گفته که به این مووضع که به حریم اشخاص هم توجه می شود ولی در این قانون بیشتر رعایت جنبه عمومی است که مثلا" آبها هدرنرود بدون اینکه از جهات دیگری مورد نظرباشد0
اینجا این شخص آمده می گوید قبلا" قنات بوده قنات خشک شد یک چاهی حفر شد بعد آن را پلمب کردند یا من از آن استفاده کنم یااز جدید و می خواهد 7 لیتر در ثانیه آب داشته باشد نتیجتا" این درختان پسته و انار در این چند هکتاز زمین خشک نشود در این جور موارد هم در شعب دیوان عالی کشور از این نوع پرونده هازیاد است و در هیات عمومی هم چند دفعه آمده است بیشتر رعایت حال اشخاص را می کنند که این درختان خشک نشود و چون خود قانون هم این نظرکار شناس ها را قطعی نمی داند می گوید رسیدگی با دادگاه است آن رای هم می آید دیوان عالی کشور0
بنده می گویم که این رای دوم و اول اختلاف دارد و اختلاف از مواردیست که قانون گفته دیوان عالی کشور رای را راصلاح و ابرام می کند نه اینکه نقض کند0 هیات عمومی می تواند این رای را اصلاح و ابرام کند بنابراین دیوان عالی کشور هم می تواند این را نتیجتا" ابرام بکند0 من قابل طرح می دانم چون اگر رای نقض بشود وبفرستند شعبه دوباره این اصلاح به جائی نمی رسد0

رئیس : جناب آقای حسین سلیمی
اختلاف شعبه دیوان عالی کشور با دادگاه در مورد این است که دیوان عالی کشور معتقد است به اینکه خواهان آمده درمرحله دادرسی خواسته خودش را تغییر داده و همین طور هم هست ایشان در قسمت اول منظورش این بوده که مرحله بهره برداری از همان چاه غیرقانونی بوده که بسته شده پلمبش کردند خواستهخواهان دردادخواست فقط همین بوده منتها موقعی که کارشناس گفته که اینجا 5 لیتر آب دارد دو لیتر آب هم اگر به این اضافه بشود رفع نیاز ایشان را انشاءالله می کند منتها این رفع نیاز ممکن است که 2 لیتر از همان چاه قدیمی باشد که غیرقانونی تشخیص داده شده یا ممکن است از همین چاه فعلی که در این جا هست باشد این چاه فعلی را 2 لیتر به آن اضافه بکند یعنی چاه مجاز چاهی که به جای قنات بوده این را 2 لیتر اضافه بکند 5 لیتر بشود 7لیتر، و این کاملا" درست می شود خواهان آمده گفته برای من فرقی نمی کند چه اگر می خواهند همان چاه قدیمی رادو لیتر اضافه بکنند یا نه بیایند همین چاهی که قانونی بوده دولیتر به این اضافه بکنند در هر و قسمت هر دو دادگاه حکم صادرکرده اند از همین چاهی که قانونی است یعنی چاهی که به جای قنات هست به این دو لیتر اضافه بشود و بشود 7لیتر این خلاصه موضوع 0
حالا شعبه چه می گوید : شعبه می گوید: خواهان حق نواشته ضمن رسیدگی تغییر خواسته بدهد چون در قسمت اول دادخواستی که اول داده در آن اولین دادخواست رفع انسداد آن چاه قدیمی بوده و بهره برداری از آن چاه قدیمی نه اینکه مثلا" در اینجا یک مرتبه خواسته خودرا در مرحله سوم و چهارم بیاید تغییر بدهد0 ببیندی ماده 117 قانون آئین دادرسی مدنی کاملا" انطباق دارد با نظر شعبه 0 چرا؟
ماده 117 قانون آ0د0م می گوید: ((مدعی می تواند خواسته خودراکه در دادخواست تصریح کرده است زیاد کند یا نحوه دعوی یا خواسته و یا دادخواست خود را تغییر دهد مشروط بر اینکه منشا آن همان منشا دعوی اولی و مربوط به آن باشد تغییر درخواست یا زیاد کردن خواسته و تغییر آن در دعوای عادی در لایحه پاسخ نامه مدعی و در دعاوی اختصاری در مرحله اول دادرسی باید به عمل بیاید0)) این خواسته خودش را تغییر داده یعنی در قسمت اول آن بوده که انسداد آن چاه غیرقانونی و قدیمی ولی بعدا" دوباره آمده ایشان و درخواست کرده برای من فرقی نمی کند یا این یا آن یعنی واقعا" خواسته خودش را تغییر داده 0
شعبه دیوان عالی کشورمی گوید که آقا شما حق نداشتید در ضمن دادرسی یا در آخرین جلسه دادرسی خواسته خود را تغییر بدهید بنابراین اختلاف فقط سر همین مووضع است که بجای انیکه خواهان در اولین جلسه بیاید خواسته خود را تغییر بدهد آمده در آخرین جلسه خواستهخود را تغییر داده است دیوان عالی کشور گفته که شماحق ندارید ولی دادگاهها به این نظریه قانونی دیوان عالی کشور توجهی نکردند و اختلاف بین اینها هست یغنی هر دو دادگاه یک نظر داده اندبنابر این قابل طرح است 0

رئیس : جناب آقای زهتابیان
نکته قابل توجه این است که دادگاه در مورد دو چاه حکم داده است و آنچه خواسته دعوی در دادنامه اولی است چاه مورد بحث است یعنی همان که مسدود شده است و در دادنامه دومی چاهی است که به جای قنات حفرشده است شعبه هم ایراد کرده است که از اینهابپرسند که این مساله چیست ؟ خواهان در جلسه ای که بعد از نقض دادنامه اولی تشکیل شده در دادگاه توضیح داده که من آب می خواهم از این می خواهی بده از آن می خواهی بده این خارج از قاده است 0 بایستی شعبه ایراد بکند که در مورد خواسته باید حرف بزند شما آن چاه را قبول داری یا نداری این حرف مدعی در جلسه چندم فایده ای ندارد و ماده 117 هم ناظر به جلسه اول است نمی تواند خواسته خودرابعدا" عوض بکند0 بعقیده من موضوع قابل طرح نیست 0

رئیس : جناب آقای اذانی
بنده قابل طرح می دانم به این جهت که قبل از اینکه رای اولیه صادر بشود دادگاه هم از خواهانها توضیح خواسته هم از کارشناس و وقتی که خواهانها آمده اند در صفحه 3 گزارش ، عنوان می کنند که ضمن صدور حکم مقتضی یا اجازه داده شود کمافی السابق از آب چاه ، چاه قدیم با صدور حکم به رفع انسداد آن بهره برداری شود یا در صورتی که استفاه ]همزمان [ از هر دو چاه اشکال قانونی داشته باشد اقلا" میزان بهره برداری از چاه جیدید را به اندازه ای افزایش دهند که مانند سابق رفع احتیاجات درختان مثمر مزرعه را بنماید0
بنابراین ملاحظه بفمرائید که کارشناس ابتدا می گوید: اگر به جای قنات از چاه جدید بخواهید استفاده شود و احتیاج خواهانها هم برطرف شود بهتر این است که 2 لیتر به 5 لیتراضافه بشود،بشود 7 لیتر در ثانیه 0
خواهانها بعد از این اظهارنظر کارشناس در توضیحی که می دهند همین حرف را می زنند و دادگاه می آید حکم می دهد0
بنظر من شعبه دیوان عالی کشور در مرحله اولیه یک کمی کم لطفی کرده والا روشن بوده که حکم دادگاه راجع به همان چاه جدید بوده نه چاه قدیم ، چون اگر راجع به چاه قدیم می خواست صحبت بکندمی گفت حکم به رد انسداد، تکلیف چاه جدید را هم روشن می کرد0 بنابراین حکم اولیه دادگاه هم راجع به چاه جدید بوده 5ل یتر در ثانیه را 7 لیتر کرده اند منتها به جای اینکه بگویند ((چاه به جای قنات )) گفته اند ((از چاه موردبحث )) اگر شما این گزارش را با دفت تا آن زمان که شروع می کند دادگاه اولیه رای بدهد بخوانید می بینید بحث مربوط به چاه جدید است والا اگر می خواست راجع به چاه قدیم صحبت کند م گفت حکم به رد انسداد، بعد باید تکلیف چاه جدید را هم روشن می کرد که 5 لیترش را اضافه بکند یعنی استفاده بکند مثلا" 2 لیتر هم از چاه جدید استفاده بکند0
بنابراین بنظر من هر دو رای واحد است و ایراد اساسی شعبه همانطور که آقای سلیمی اشاره فرمودند راجع به این است که اصلا" دادگاهها یعنی این دو دادگاه حق نداشته اند وارد مساله چاه بشوند و ازدیاد بکنند باید راجع به چاه قدیم صحبت می کردند که آیاباید مسدود بماند یا بایستی شرکت آب به بهره برداری الزام بشود0بنابر این بنده با قابل طرح بودن موافقم 0

رئیس : جناب آقای نیری
رعض بنده این است که پرونده قابل طرح است چون نظر شعبه دیوان در صفحه 3 (پایان صفحه ) آنجا که شعبه دیوان بر روی آن انگشت گذاشت این است که مالا" در رای تجدیدنظر خواسته مشخص نشده است 7 لتیر در ثانیه از کدام چاه باید بهره برداری گردد و بعدآن مسائل حقوقی را مطرح کردند درست است که این نوسان بوده ولی چون روی این انگشت گذاشته و هر دو حکم نشان می دهد که مقوصد این بوده که 7 لیتر آب در ثانیه از چاه دوم که به جای قنات حفر شده از آن استفاده بشود بنابراین این دو حکم یکی است و قابل طرح است 0

رئیس : جناب آقای اشراقی
در رابطه با موضوع قابل طرح بودن و نبودن در این پرونده ما ابتدائا" به رای کمیسیون باید توجه کنیم 0 کمیسیون رای به مسدود کردن چاه قدیم صادر کرده است در واقع خواهان به این رای اعتراض کرده است 0 در واقع اعتراض مفهوما" روشن است که تقاضای خواهان رفع انسداد چاه قدیم است تااین قسمت چون رای مقدمی که ما داریم رای کمیسیون است که مورد اعتراض در خواسته خواهان برمی گردد به رای کمیسیون 0 در قسمت دوم دادگاه بعدی با توجه به نظریه کارشناس یک راه حلی ارائه داده است و حال آنکه خواسته خواهان مطلب دیگری است عرض کنم که با توجه به اینکه در مورد آبهای زیرزمینی و حفر چاه ماده 3 صراحت دارد که منافع عموم مطرح است ودراینجا رسیدگی دو دادگاه در واقع رسیدگی به دو خواسته است به همین لحاظ من معتقد هستم که موضوع قابل طرح نیست چون یک حکم نیست 0

رئیس :
ظاهرا" بحث راجع به طرح و عدم طرح کافیست حالا آقایان اگر عنایت کنند آنهائی که این را قابل طرح می دانند انگشت مبارک را بلند کنند تا ما بحث کنیم 0

رئیس : از51 نفر حاضر در جلسه هیات عمومی 47 نفر برطرح موضوع در هیات عمومی رای داده اند و 4 نفر به غیر قابل طرح بودن آن ، بنابراین موضوع قابل طرح می باشد0 بعلت انقضای وقت ، بحث در اصل موضوع به جلسه آتی موکول می شود0 ختم جلسه را اعلام می کنم 0

رای اصراری حقوقی 137430 (جلسه دوم )

عدم انطباق حکم باخواسته موجب نقض است

شماره رای : 3030/8/1374

شماره پرونده : 137417

شماره جلسه : 137438

علت طرح : اختلاف نظر بین شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور با دادگاههای حقوقی یک یزد

موضوع : اعتراض به رای کمیسیون تبصره 2 ماده 3 قانون توزیع عادلانه آب
حکم بر خارج از خواسته
تغییر خواسته

در ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 30/8/1374 جلسه هیات عمومی شعب حقوقی (اصراری ) دیوان عالی کشور بریاست حضرت آیت الله محمدی گیلانی و با حضور جنابان آقایان قضات شعب حقوقی دیوان عالی کشورونماینده جناب آقای دادستان محترم کل کشور تشکیل گردید و با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید جلسه رسمیت یافت 0

رئیس : دادنامه شماره 7193/4/1374 شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مطرح است 0 در جلسه قبل (جلسه 36مورخ 28/3/1374) قابل طرح بودن موضوع در هیاتعمومی مورد بحث قرار گرفت و تصویب شد0 اکنون به بحث در ماهیت موضوع می پردازیم 0 جناب آقای احمدرضائی
دادخواست را جناب آقای سعیدی باندازه کافی توضیح دادند کاملا" روشن است خواسته خواهان فک پلمبی و رفع اثر از انسداد چاه برای بهره برداری بوده و چاه بطوریکه سوباق نشان می دهد قبل ازآن که حفر چاه در آن مناطق ممنوع باشد یعنی قبل از تصویب قانون توزیع عادلانه آب بوده و مطابق ماده 3 بعد از آگهی از طرف وزارت نیرو یا سازمان آب منطقه ای محل ، متقاضی می توانست تقاضا بکند که پروانه بهره برداری بگیرد حالا در اینجا مشخص نشده که تقاضا داده یا نداه در هر حال خواسته در دادخوواست مشخصا" فک پلمب و رفع انسداد چاه است برای بره برداری 0
در اینجا دادگاه جلب نظر کارشناس را ضروری دانسته در توضیحی که جناب سعیدی درباره نظر کارشناس دادند نکته ابهامی به نظر من رید حالا شاید من درست متوجه نشدم و آن اینکه در پروانه بهره برداری چاه دوم که بجای قنات حفر شده است قید شده است که سه لیتر در ثانیه از این آب یعنی چاه بجای قنات و د و لیتر بابت چاه مسدود در اینجا کارشناس آپده بررسی کرده میزان زمین و باغی که تهیه شده و آپاده بوده تا زمان بهره برداری از قنات و آن چاه قدیمی که همان 9 هکتار است میزان آبی را که برای حفظ این درختها با توجه به قدمتشان و با توجه به تاریخ احداث و غرس درختان 7 لیتر مورد نیاز تشخیص داده شده که اگر دادگاه می آمد پنج لیترکه پروانه دارد حکم به رفع انسداد چاه می داد و صدور پروانه دولیتر دیگر در ثانیه برای بهره برداری ظاهرا" با خواسته تطبیق می کرد ولی چون به این ترتیب حکم نداده بکله حکم داده که میزان هفت لیتر در ثانیه را از چاه دوم هم می توانند تامین بکنند این البته جزء خواسته نبوده و دقیقا" از مواردی بوده است که شعبه دیوان عالی کشور بر روی آن تکیه داشته که مطابق خواسته رای داده نشده است ، نقض کردند، که دادگاه دوم هم بهمین ترتیب اصرار کرده بنظر من رای شعبه پانزده درست است 0
اعتقادم این استکه در موقع تنظیم رای به این مساله توجه بشود که نظر کارشناس این بوده است که دولیتر آب دیگر از آن چاه قبلی داده بشود با این توضیح رای شعبه پانزدهم مورد تایید است 0

رئیس : جناب آقای فاتحی
بنده خواستم قبلا" توجه آقایان را به اصل 173 قانون اساسی جلب کنم که شکایت از اقدامات موامورین دولت طبق ماده 11 قانون دیوان عدالت اداری درصلاحیت دیوان عدالت اداری است 0مواد استثنائی در قانون برای این کار هست که یکی از آنها تبصره ماده 3 است یعنی در قانون توزیع عادلانه آب تبصره دیل ماده 3 و تبصره 2ماده 5 اجازه داده است که برای شکایت از مامورین دولت به دادگاه مراجعه کنیم بنابراین دادگاهها در همین مورد خاص حق رسیدگی دارند یعنی در همین موردی که در تبصره ذکر شده والا اگر خارج از این مطلب باشد خارج از موارد مذکور در تبصره 3 و یا تبصره 2 ماده 5 باشد که قانونگزار اجازه داده باید بررسی بشودکه آیا این شکایت از اقدامات مامورین دولت است که اصولا" دادگاه صلاحیت دارد یا نه ؟ این مقدمه ای بود که عرض کردم 0
تبصره 3 این است که اگر کسی قبل از سال 1361 چاهی داشته که بدون پروانه بوده است و این چاه حالا مسدود است یا مشغول کاراست و پروانه ندارد این فرد می تواند به سازمان آب یا به وزارت نیرو مراجعه بکند تقاضا کند که بعد به او اجازه بدهند از این چاه بدون پروانه بهره برداری بکند پروانه هم بگیرد0 وزارت نیزتکلیفش این است که به کارشناس مراجعه کند اگر کارشناسهاگفتند که ایرادی ندارد پروانه بگیرد اگر گفتند مضر به صملاح عمومی است پروانه داده نمی شود اما اگر گفتند مضر به مصلاح عمومی نیست پروانه می دهند0از آن تصمیمی که وزارت نیر می گیرد تقاضای متقاضی را رد می کند و می گوید مضر به مصلاح عمومی است می شود به دادگاه شکایت کرد0
تبصره 3 اینست و وظیفه دادگاهها در اینجافقط اینست که ببینند آیا این چاه مضر به مصلاح عمومی هست یا نیست حال آن آقا درخت کاشته یا نکاشته حرف دیگری است 0 تکلیف دادگاه این است در اینجا رای آقای کارشناسی که فرستادند گفته که این مضر به مصالح عمومی است درخواستش را رد کرده اند و آپده به دادگاه طبق تبصره 3مراجعه کرده دادگاه کارشناس تعیین کرده خواسته اش هم همین خواسته خواهان در این پرونده است (چاهی که من در اینجا داشتم بدون پروانه بوده قبلا" هم اینجا بوده الان احتیاج دارم و مضر هم نیست تقاضا می کنم اجازه بدهید از آن بهره برداری کنم ) دادگاه در اینجا یک کارشناس دیگری تعیین کرده که او بگوید آئا مضربه مصلاح عمومی هست یانیست 0
کارشناس بجای اینکه در حد وظیفه خود و آنچه که به او ارجاع کرده اند اظهارنظر کند نظرهای جنبی داده که مربوط به آن کارنبوده و موجب شد که این پرونده الان اینجا مطرح است 0 کارسناس باید بگوید که این گشایش چاه قدیمی مضر به مصالح عمومی هست یا نیست ایشان آمده گفته که اینجا درخت پسته کاشته است و 7 لیتر آب می خواهد و یک چاه دیگر دارد که 3 لیتر بدل از قنات و دو لیترش مال اینجاست و پنج لیتر کافی نیست نهایتا" گفته مضر به مصالح عمومی است 0
تکلیف دادگاه رسیدگی کننده این بوده که بگوید چاه مضر به مصالح عمومی است و دعوی را رد کند دادگاه بجای اینکه اینکار را بکند گفته دعوی خواهان وارد است هفت لیتر آب بدهید0 7لیترازکجا بدهیم ؟ این که پنج لیتر از آن چاهی که الان موجود دارد استفاده می کرده بجای قنات و بجای همین چاه است پنج لیتر آب دارد که حالا هفت لیتر آب ازکجا بدهیم ؟ دادگاه به ا ین مساله توجه نکرده وبعد گفته خواسته خواهان صحیح است یعنی باید هفت لیتر آب به اوبدهیم 0 از کجا؟ از چاه دوم بدهیم یا چاه اول ؟ چاه دوم اصولا" در صلاحیت دادگاه نبوده یعنی خواسته خواهان چاه اول است یعنی چاه قدیمی نه چاه دومی منتها دادگاه این اشتباه را کرده که گفته هفت لیتر آب به او بدهید0
شعبه دیوان عالی کشور به حرف توجه کرده و گفته این هفت لیتر کهشما می گوئید ما از چاه اولی بدهیم یعنی چاهی ک مسدود است یا چاهی که بعدا" بجای قنات هست ؟ چاه قنات را که دادگاه حق ندارد روی آن اظهارنظر بکند برای اینکه ازدیاد آب چاه شامل تبصره 3 صالا" نیست 0 خواهان حق دارد فقط به دادگستری مراجعه بکند وبگوید چاه قدیمی مضر به مصالح عمومی نیست ، نه چاه جدیدرا0 رسیدگی به چاه جدید اصلا" در صلاحیت دادگاه نبوده است 0 شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور به این مساله توجه کرده پرونده را برگردانده گفته شما عنایت کنید که گفتید هفت لیتر آب بدهید ما کدام هفت لیتر را بدهیم هفت لیتر را از دومی بدهیم یا از اولی ؟ در اینجا وقتی پرونده برگشته آقای خواهان از این حرف دیوان عالی کشور استفاده کرده و گفته ما اصلا" سیزده لیتر آب لازم داریم پنج لیترش را از آن چاه حالا می کشم هفت لیتر دیگر هم بدهید از این چاه بعد گفته که آقا حالا هفت لیتر را بدهید، دادگاه دوم هم رای داده که ازچاه دوم هفت لیتر آب بگیرند چاه دوم اصولا نه رسیدگی اش در صلاحیت دادگستری بوده و نه داخل در خواسته خواهان بوده است 0
بنابراین رای شعبه دادگاه اولی و رای دادگاه دومی هر دو غلط است رای شعبه دیوان عالی صحیح است 0 (منتها بنده معتقد هستم که اصلوا" در صلاحیت طرحش بحث است که ما هم آن رای را داده ایم ) حالا دیگر اکثریت هر چه گفتند قبول است 0

رئیس : جناب آقای اشراقی
نظر بنده مطابق نظر آقای فاتحی است برای اینکه تکرار نشود عرضی ندارم 0

رئیس : جناب آقای حسین سلیمی
بنده نظر خود را در همان موقع که صحبت از قابل طرح بودن یا غر قابل طرح بودن بود عرض کردم 0 خلاصه عرض می کنم که در اینجا اینطور که جناب آقای سعیدی فرمودند اصلا" بطور کلی منظور تغییر خواسته نیست بنده عکس نظرشان را دارم برای اینکه این پرونده و همانطور گزارشی که اینجا داده شده خواهان بر اساس نظرکارشناس قبول کرده که هفت لیتر در ثانیه به ایشان داده بشود که این کفاف درختان ا یشان را بکند این مساله را خود خواهان بر اساس نظر کارشناس خواسته النهایه خواهان موقعی این را خواسته که خارج از مقررات بوده یعنی نه در جلسه اول بوده و نه در اولین لایحه ای که باید بدهد در این دو مورد نبوده بنابراین خواسته ایشان اصلا" در غیر موقع بوده غیر آن مقررات قانونی بوده ولی ازنظراینکه ایشان خواسته خودش را تغییر داده بر این اساس درست است 0
ایشان که فرمودند که تغییر خواسته نیست ، نه خیر تغییرخواسته است یعنی خواهان بر اساس نظر کارشناس آمده اینها را تغییر داده و گفته که اولا" این هفت لیتر که در نظر گرفته شده خیلی کم است من بیش از اینها نیاز دارم ولی فعلا" در حال حاضر چون کارشناس گفته اشکال ندارد من همین هفت لیتر را می خواهم منتها برای من فرق نمی کند که این هفت لیتر را که شما می خواهید بدهید از آن چاه قدیمی که فعلا" مسدود شده بدهید یا از این چاه جدیدی که فعلا" قانونی هست یعنی بجای آن قنات حفر شده از آن چاه به من بدهید این خود خواهان آمده خواسته اش را به این ترتیب خواسته و بعد هم دادگاه بر همین اساس رسیدگی کرده و حکم صادر کرده که ازاین چاه قانونی یعنی چاهی که به جای قنات هست بجای پنج لیتر دو لیتر هم اضافه بشود و بشود هفت لیتر منتها این خواسته ایشان که با این کیفیت که الان خواسته و دادگاه حکم صادر کرده خلاف خواسته اولی است که در دادخواست آورده چون در خواسته اولی الزام به رفع انسداد چاه قدیمی بوده در صورتیکه در اینجا حکم صادر شده یعنی اضافه بر آن پنج لیتر از چاه جدید دادگاه حکم صادر کرده که می بایستی به او داده بشود0
بنابراین با این کیفیت اصلا" دادگاه حکمش درست نبوده اختلافی که بنده هم با نظر آقای سعیدی که الان فرمودند دارم فقط همین است که خواهان خواسته ، منتها در آخر این صورتجلسه در غیر مورد قانونی خواسته ، بنابراین نتیجتا" نظر شعبه دیوان عالی کشور را صحیح می دانم 0

رئیس : ظاهرا" مساله برای آقایان روشن گردیده کفایت مذاکرات را اعلام می کنم جناب آقای ادیب رضوی نظریه جناب آقای دادستان محترم کل کشور را قرائت فرمائید0

نظر به اینکه کارشناس منتخب دادگاه اظهارنظر کرده با بررسی هائی که در محل به عمل آورده محل به هفت لیتر آب در ثانیه احتیاج دارد و قبلا" این مقدار آب از قنات و از چاهی که مسدود شده تامین می شده است بنابراین با توجه به اینکه خواهانها قبلا" بااستفاده از آب قنات و چاهی که مسدود شده درختان چندین ساله خود را آبیاری می کرده اند آراء دادگاههای حقوقی یک یزد موجه بوده و معتقد به تایید آن می باشم 0

رئیس : آقااین آراء خود را مرقوم فرمایند0

رئیس : تعداد اعضای حاضر در جلسه 51 نفر اکثریت به تعداد 47 نفر رای شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور را تایید اقلیت 4 نفر رای دادگاه ها را پذیرفته اند0

مرجع :
کتاب مذاکرات وآراءهیات عمومی دیوان عالی کشور،سال 1374 دفترمطالعات وتحقیقات دیوان عالی کشور، چاپ روزنامه رسمی کشور

76
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
30
تاریخ تصویب :
1374/08/30
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :