جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09123758544 در تماس باشید.


رای شماره : 24 - 4/10/1375

رای هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور (اصراری )
باتوجه به اینکه شعبه سوم دادگاه کیفری یک ساری به موضوع داخل در صلاحیت کیفری دو رسیدگی و حکم صادر نموده و طبق تبصره ماده 3 قانون تحدیدنظر آراء دادگاهها مصوب 1372 مرجع تجدیدنظر حکم صادره دادگاه کیفری یک دیگری می باشد و به این لحاظ موردی برای طرح آن در هیات عمومی دیوان عالی کشور نمی باشد0 لذا طبق نظر اکثریت شرکت کنندگان در جلسه هیات عمومی دیوانعای کشور موضوع غیر قابل طرح تشخیص و اعلام می گردد0 بنا به مراتب پرونده جهت اقدام قانونی به شعبه مربوطه اعاده می شود0
هیات عمومی دیوانعالی کشور( شعب کیفری )

132
* سابقه *
رای اصراری کیفری 137524
غیر قابل طرح بودن

شماره رای : 424/10/1375
شماره پرونده : 137510
شماره جلسه : 137534

علت طرح : اختلاف نظر بین شعبه بیست وهفتم دیوانعالی کشور با دادگاههای کیفری یک ساری

ایراد صدمه غیر عمدی
عدم رعایت مقررات حفاظتی
ضمان
موضوع : دیات
غیرقابل طرح بودن
قانون مجازات اسلامی : مواد297،316،318،367،495 ، 496،486،418،482،484،480،386

در ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 4/10/1375 جلسه هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور بریاست حضرت آیت الله محمدمحمدی گیلانی رئیس دویانعالی کشور و با حضور چنابان آقایان قضات دیوانعالی کشور و نماینده جناب آقای دادستان کل کشور تشکیل وباتلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید رسمیت یافت 0

رئیس : دادنامه شماره 3696/10/1374 شعبه 27 دیوانعالی کشور بتصدی جناب آقای محمدرضا بروجردی رئیس و جناب آقای محمدحسن زمانی مستشار مطرح است 0 جناب آقای زمانی دادنامه شعبه را قرائت فرمایند0
خلاصه جریان پرونده : در تاریخ 12/1/69 ساعت 5/3 بعدازظهر در حالیکه عده ای در صف نانوائی بربری در قائمشهر کوچه مهمانسرا ایستاده بودند ناگهان انفجاری رخ می دهد و در اثر ترکیدن سر دیگ بخار نانوائی سقف نانوائی خراب و عده ای که در صف ایستاده بودند و شاهر نانوا زیر آوار مانده و بیهوش و یا مجروح م شوند که به بیمارستان منتقل می گردندکه پس از بهبودی نسبی عده ای علیه مالک و متصدی نانوائی شکایت کرده اند و تحقیقات در جهت علت بروز حادثه و اینکه مقصر اصلی چه کسی می باشد از سوی دادسرای عمومی قائمشهر آغاز می گردد0 در این رابطه کلانتری انتظامی قائمشهر در اجرای خواسته بازپرس محترم طی نامه ای از اداره کار می خواهد نظر خودرا در این مورد اعلام نمایند لذا آقای مهندس حسن زاده بعنوان بازرس اداره کار چنین اظهرا نظر نمود : ((آقای علی اصغر صفائی بجهت ساخت غیرمجاز دیگ بخار فاقد ضرایب فنی و ایمنی 50% وآقای قهرمان شمسی شاطر ومستاجر خبازی بعلت استفاده از مخزن تحت فشار فاقد سیستم حفاظتی ومستاجر خبازی بعلت استفاده از مخزن تحت فشارفاقد سیستم حفاظتی وعدم مراقبت دقیق از آن 35% و آقای محمد شعبانی فرزند و وکیل خانم لیلا شعبانی (مالک سه دانگ نانوائی ) بعلت واگذار کردن دیگ بخار نامناسب به مستاجر15% مرتکب قصورگردیده اند (برگ 95) و متعاقبا" از متهمین مشارالیهم تحقیق گردیده که هر کدام در مقام دفاع از خود اجمالا" چنین اظهار داشته اند: ردیف یکم آقای علی اصغر صفائی می گوید: شغل من جوشکاری است و پنجاه سال سابقه کار دارم اگرچه مجوز قانونی در زمینه ساخت اینچ و دیگ بخار ندارم ولی با سابقه طولانی که دارم در هر ماه حدود ده دستکاه دیگ بخار درست می کنم و تحیول مشتریان می دهم و به کلیه خریداران گوشزد می نمایم که عمر دیگ بخار دو سال است و بعداز آن باید تعنیض شود و انفجار نانوائی بربری به من ارتباطی ندارد و من بخاطر ندارم آنرا نصب کرده باشم و اگر هم از من خریده باشند مربوط به سال 61 است (حدود9 سال قبل ) و در آخر اضافه نموده که نظریه اداره کار را قبول ندارم چون نظردهنده تخصص لازم راندارد
(برگ 7و100)
و متهم ریدف دوم آقای قهرمان شمسی نیز می گویدمن مستاجر آقای ترابعلی حسن لو مالک سه دانگ نانوائی هستم و از ایشان اجاره کردم و در نصف درآمد نانوائی شریکم در روز حادثه انفجار پس از بازدید از دستگاه نانوائی مشغول پخت شدم 0 چهار فر نان پختم در فر پنجم ناگهان دیگ بخار از جای خود کنده و پرتاب شد و موجب تخریب گردید و خودم زیر آوار ماندم تا اینکه بیرون آوردند و به بیمارستان منتقل کردند من اصلا" فکر نمی کردم چنین حادثه ای پیش آید گرماو حرارت آن عادی بود ومن اطلاع نداشتم که دیگ بخار وصله زده است الخ (برگ 43و85) ضمنا" فتوکپی اجاره نامه خود را ارائه وتقدیم داشته که د رآن مرقوم گردیده مغازه صحیح و سلام تحویل مستاجر گردید چنانچه عیبی ازنظر خرابی یاشکستگی داشته ، موجر تعمیر یا خرید آنرا بعهده دارد و قبول می نماید0(برگ 33)
و متهم ردیف سوم آقای محمد شعبانی 50 ساله کارمند بیمارستان ولی عصر قائمشهر می گوید : من نه مالک هستم و نه دخالتی در امور نانوائی دارم مادرم با آقای ترابعلی حسنلو در نانوائی بالمناصفه شریکند و شریک مادرم سه دانگ سهم خود را بدون اطلاع مادرم به آقای قهرمان شمسی اجاره داده و من قبلا" وکالت از طرف مادرم را داشتم اما 6 ماه قبل از حادثه انفجار از وکالت استعفادادم (برگ 81و82) و مادرش خانم لیلا شعبانی 80 ساله گاهی می گوید شش سال قبل سه دانگ مغازه را به آقای ترابعلی حسنلو فروختم و هیچکار و دخالتی در نانوائی نداشتم و گاهی اظهار می دارد سه دانگ نانوائی مال من است و پسرم محمد شعبانی از طرف من وکالت آنرا داشته و دیگ بخار را از آقای علی اصغر کصفائی (متهم ردیف یکم ) خریداری کردم 0(برگهای 43و90و99) بهرحال پس از انجام تحقیقات بموجب کیفر خواست شماره 1466/8/69 تقاضای رسیدگی و تعیین مجازات متهمین گردیده است 0
دادگاه کیفری یک ساری شعبه دهم باحضور طرفین به موضوع رسیدگی نموده و با ایراد نقص مبنی بر اینکه درکارشناسی مقررات ماده 260 قانون اصلاح موادی از قانون آئین دادرسی کیفری رعایت نشده لذا پرونده را جهت رفع نقص ، به دادسرا بازگردانیده و پرونده بنظردو نفر از کارشناسان اداره کار رسیده که اجمالا" چنین نظر داده اند
دیگ بخار نانوائی حادثه آفرین مانند کلیه دیگهای بخار مورد استفاده در خبازیها فاقد مشخصات لازمه موضوع مواد 2و4 آئین نامه حفاظتی مولد بخار بود علت بروز حادثه عدم رعایت مقررات ایمنی اعلام می گردد و بموجب ماده 88 قانون کار سازنده وعرضه کننده ماشینها مکلف به رعایت موارد ایمنی و حفاظتی مناسب می باشندوبرابرماده 95 همین قانون مسئولیت اجرای مقررات و ضوابط فنی و بهداشت کار بر عهده کارفرما یا مسئولین واحدها قرار داده شده ، لذا دروهله اول مسئولیت بروز حادثه بترتیب اهمیت متوجه سازنده دستگاه مولدبخار و در درجات بعدی بعهده قهرمان شمسی مستاجر آقای ترابعلی حسنلو که هم کارفرما محسوب می شود و هم متصدی دیگ بخار و آقای محمد شعبانی فرزند و وکیل خانم لیلا شعبانی مالک سه دانگ دیگر خبازی بعنوان کارفرما می باشد، ( برگ 127)
آنگاه دادگاه با تکمیل دادرسی و اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 4813/4/70 چنین رای داده است :
بموجب کیفرخواست شماره 69/66صادره از دادسرای عمومی قائمشهر آقایان : 1 علی اصغر صفائی فرزند مهدی 66 ساله 2قهرمان شمسی فرزند رحمان 34 ساله 3 محمد شعبانی فرزند حسن 50 ساله متهمند به شرکت در سه فقره ایراد صدمه بدنی غیر عمدی منتهی به فلج دائمی طرف چپ بدن (دست و پا) نسبت به آقای سیدمحمد رضوی وشکستگی متاکارپ دوم دست راست و بینی و پارگی لاله گوش چپ و لب و زخم سینه و پا و سوختگی صورت و بینی آقای علی اصغری و خونمردگی زانوی پای چپ و پهلوی راست و سوختگی ساق پای چپ آقا یحسن میرزائی بترتیب به میزان پنجاه درصد و سی و پنج درصد و پانزده درصد(نقص عضو)دراثر بی احتیاطی و عدم رعایت سیستم های ایمنی ، که با توجه به محتویات پرونده و مداقه در اوراق آن و شکایت شکات و گواهیهای پزشکی و نظریات بازرسان اداره کال قائمشر و ساری و اقاریر صریح بعضی از متهمین ومدافعات بالوجه و تهی از صداقت بعض دیگر، و سایر قرائن و امارات موجوده ، بزهکاریشان را محرز و مسلم دانسته ،لهذامستندا" به مواد72و192و125و151و91و190و187و94و75و210 و بند 2 ازماده 186 قانون دیات (سابق ) متهم ردیف اول جمعا" بپرداخت سه هزار وسیصد و سی و سه و یک سوم درهم در حق آقا سیدمحمدرضوی وجمعا" بپرداخت یکهزار و پنجاه درهم قیدا" (ظاهرا" مراد بعتنوان دیه است )ودویست درهم ارشاء در حق آقای حسن میرزائی و متهم ردیف دوم نیز جمعا" به پرداخت دو هزار و سیصد و سی و دو درهم در حق آقای سیدمحمد رضوی و به پرداخت هفتصد و سی و پنج درهم قبدا" و یکصد و چهل درهم ارشا" در حق آقای حسن میرزائی و متهم ردیف سوم نیز جمعا" به پرداخت یکهزار و یک درهم در حق آقای سیدمحمد رضوی وبه پرداخت سیصد و پانزده درهم قیدا" و شصت درهم ارشا" درحق آقای علی اصغری و به پرداخت نه درهم قیدا" و پانرده درهم ارشا" در حق آقای حسن میرزائی محکوم می گردند( برگ 128و129)
که راث صادر مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی متهمین ردیف اول و دوم (علی اصغر صفائی و قهرمان شمسی ) قرار گرفته و از این جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (27) ارجاع وشعبه پس از بررسی و رسیدگی شکلی چنین رای داده است :
با توجه به محتویات پرونده و امعان نظر در آن و با توجه به انکار متهم اول در جلسه دادگاه بزه انتسابی را و بر فرض صحت چنانچه از اظهارات اولیه اش ظاهر است نظر به اینکه ماده 2و4 آئین نامه حفاظتی مولد بخار و دیگهای آبگرم مصوب 20/6/62 و ماده 88 قانون کار مصوب آبانماه 65 می باشد عطف به ماسبق نمی شود چون درسال 61 بوده ( که دیگ بخار نانوائی ساخته شده ) و نه سال مورداستفاده قرار گرفته و طبعا" فرسوده می گردد و مالک و کارفرما ضامن بوده نه متهم ردیف اول (سازنده دیگر بخار) لذا در اجرای ماده 5 قانون تجدیدنظر مصوب سال 67 حکم شماره 4813/4/70 صادره ازشعبه 10 دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده حکم اولی ارجاع می گردد0
پس از اعاده پروند ، شعبه 7 دادگاه کیفری یک ساری متصدی رسیدگی مجدد گردیده و در پایان بشرح دادنامه شماره 329771 رای صادر نموده که متن آن عینا" آورده می شود:
بموجب کیفرخواست شماره 69/66 صادره از دادسرای عمومی قائمشهر آقایان 1 علی اصغر صفائی فرزند مهدی 66ساله 2 قمرمان شمسی فرزند رحمان 24 ساله 3 محمد شعبانی فرزند حسن 50 ساله متهمند به شرکت در سه فقره ایرادصدمه بدنی غیرعمدی منتهی به فلج دائمی طرف چپ بدن (دست وپا) نسبت به آقای سیدمحمد رضوی و شکستگی متاکارپ دوم دست راست و بینی و پارگی لاله گوش چپ و لب و زخم سینه و پا و سوختگی صورت و بینی آقای علی اصغری و خونمردگی زانوی پای چپ و پهلوی راست و سوختگی ساق چای چپ آقای حسن میرزائی بترتیب به یمزان تقصیر پنجاه درصد و سی وپنج درصد و پانزده درصد در اثر بی احتیاطی و عدم رعایت سیستمهای ایمنی با توجه به محتویات پرونده و مداقه در اوراق آن و شکایت شکات و گواهی های پزشکی و عنایت به دادنامه شماره 81370 شعبه دهم دادگاه کیفری یک و توجه به دادنامه شماره 250/227/10/70 دیوانعالی کشور مبنی بر نقض دادنامه بدوی و اینکه متهم ردیف اول صرفنظر از انکار وی ضمانت متوجه وی نمی شود و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده و توجه به قاعده ضمان و تسبیب آقایان شعبانی و ترابعلی حسنلو و قهرمان شمسی (یاشمس ) به نسبت سهمشان ضامن بوده که باید خسارات وارده راپرداخت نمایند0 نتیجتا" مجرمیت نامبردگان محرز و مسلم است مستندا" به مواد 297 (بند6 و تبصره ذیل آن ) و316و318و367و495و464و418و432و481و382 و 484و بند 8 ماده 480 و386 قانون مجازات اسلامی آقای محمدشعبانی به پرداخت سه هزار و سیصد و سی و سه و یک سوم درهم و یادر صورت تراضی طرفین قمیت آن در حق آقای سیدمحمد رضوی وبه پرداخت یکهزار و پنجاه درهم و یا قیمت آن و مبلغ 12 هزار تومان ارشا" در حق آقای علی اصغری و پرداخت سی درهم و مبلغ سه هزار تومان ارشا" در حق آقای حسن میرزائی و آقایان ترابعلی حسنلو (مالک سه دانگ دیگر مغازه ) و قهرمان شمسی مشترکا" و متناصفا" به پرداخت مبلغ سه هزار وسیصد و سی و سه و یک سوم درهم و یا در صورت تراضی طرفین قیمت آن در حق آقای سیدمحمد رضوی و به پرداخت مبلغ یکهزار و پنجاه درهم و ارشا" به پرداخت 12 هزار تومان در حق آقای علی اصغری و به پرداخت سی درهم و ارشا" مبلغ سه هزارتومان درحق آقای حسن میرزائی محکوم می گردند0
که ولی قهری آقای سیدمحمد رضوی (احد از محروحین طی نامه ای خواستار اصلاح حکم صادره می شود از این حیث که فرزندش شکستگی جمجمه نیز داشته که منتهی به فلج سمت چپ بدنش شده ولی در حکم اشاره به آن نگردیده لذا دادگاه طی دادنامه شماره 72/258 اصلاحیه ای بدین شرح صادر می نماید:
با اجازه حاصله از مفاد ماده 33 قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک ودو متهمین باسامی مرقوم در دادنامه شماره 71/3297 بابت فلج شدن سمت چپ بدن (دست وپای چپ ) وفق ماده 486و418 و بند6وتبصره 297 قانون مجازات اسلامی به پرداخت دو ثلث دیه یک دست و یک پا مبلغ 6/6666 درهم و یا در صورت تراضی طرفین قیمت آن در حق سیدمحمد رضوی محکوم می گردند این متن در تتمیم دادنامه مزبو راست و توام و منضم با آن قابل اجراء می باشد0
شایان توجه است که دادگاه دوم طبق نظر شعبه دیوان کشور متهم ردیفل یکم را تبرئه نموده ولی آقای ترابعلی حسنلو را که مالک سه دانگ نانوائی است به محکوم علیهم اضافه نموده با اینکه نام او در کیفرخواست اصلا" نیامده است و پس از صدور حکم احد از محکوم علیهم بنام محمدشعبانی اعتراض نموده اجمالا" مبنی بر اینکه من نه مالک مغازه بوده ام و نه سمتی داشته ام مغازه مشترک بین مادرم بانو لیلا شعبانی و آقای ترابعلی حسنلو می باشد که آقای حسنلو بدون اجازه و موافقت مادرم تمام ششدانگ آنرا به آقای قهرمان شمسی به اجاره داده و آقای حسنلو در دادسرای قائمشهرطی صورتجلسه مورخه 5/1/65 از مادرم تعهد گرفته که در امور مغزه خبازی هیچگونه دخالتی یا مزاحمتی نداشته باشد الخ و این بار، پرونده بادرخواست تجدیدنظر آقای محمد شعبانی به این شعبه از دیوانعالی کشورارسال و ا رجاع گردیده و شعبه پس از رسیدگی بدین شرح رای داده است 0
با توجه به محتویات پرونده صرفنظر از اینکه اسم احدازمحکوم علیهم (ترابعلی حسنلو) اصلا" در کیفرخواست نیامده اولا" درخصوص محکوم علیه معترض (محمد شعبانی ) بلحاظ اینکه وی نه مالک است ونه مستاجر بلکه مادر او مالک سه دانگ نانوائی بوده است واگرضمانی متوجه مالکین باشد باید بانو لیلا شعبانی محکوم گردد نه فرزندش محمد شعبانی از این حیث اعتراض وارد است و ثانیا" با توجه به دادنامه شماره 79/115/2/69 که دادگاه حقوقی 2 قائمشهرصادرنموده آمده است که دیگ بخار نانوائی درب (سر) آن از جا کنده شده و معلوم نیست علت آن چه بوده اگر چه در نظر کارشناس آمده که دراثر افزایش شفشا رخباآب داخل دیگ بوده 000الخ و اما این افزایش دراثر چه چیز بوده آیا سیستم ساخت دیگ بنحوی بوده که با تلمبه دستی باد زده می ،شده یا نوع پیشرفته بوده معلوم نیست در این خصوص چیزی در پرونده بنظر نمی رسد و ثالثا" در اینجا مالکین اگرچه بالتسبیب مقصرند از این لحاظ که دیگ بخار که عمر خود را کرده و باید تعویض می شد تعویض نکرده اند و برای آن فشار سنج و سیستمهای ایمنی نصب نکرده اند، ولی مستاجر (قهرمان شمسی ) کالمباشر در استفاده (سبب قریب ) مقصر و ضامن است زیرا با توجه به جهات مذکور وخطرات احتمالی از آن دستگاه پیر وفرسوده و اسقاطی استفاده می کرده است (البته این معنی در صورتی تمام است که مستاجر یاد شده از قدیمی بودن دیگ بخار و از رده خارج بودن آن و نداشتن سیستمهای ایمنی اطلاع و آگاهی داشته باشد والا از باب قاعده تعزیر سبب اقوای از مباشر خواهد بود) با توجه به مراتب مذکور دادنامه فوق الذکر نقض و پرونده در اجرای ماده 5 قانون تجدیدنظر(سابق مصوب سال 67) اعاده می گردد0
که این بار پرونده به شعبه 3 دادگاه کیفری یک ساری احاله و ارجاع و پس ازرسیدگی سرانجام طی دادنامه شماره 9925/8/73 چنین رای داده است :
بشرح کیفرخواست پرونده کلاسه 37568ک 1 آقایان 1 علی اصغرصفائی فرزندمهدی 66 ساله 2 قهرمان شمسی فرزند رحمان 34 ساله 3 محمد شعبانی فرزند حسن 50 ساله متهمند بشرکت در سه فقره ایراد صدمات بدنی غیرعمدی منتهی به فلج دائمی دست و پای آقای سیدمحمدرضوی و شکستگی دست راست و بینی و پارگی لاله گوش چپ و لب و زخم سینه و پاو سوختگی صورت و بینی آقای اصغری و خونمردگی زانوی پای چپ و پهلوی راست و سوختگی پای چپ آقای حسن میرزائی بترتیب بمیزان تقصیر50% و35% و15% در اثر بی احتیاطی و عدم رعایت سیستم کار ایمنی در نانوائی و انفجار حوصله ، با ملاحظه محتوای پرونده و اظهارات و اعترافات بعضی از متهمین و اقرارضمنی بعضی دیگر و اظهارات و آ[رین نظریه کارشناسی درباره انفجار دیگ بخار وملاحظه رای های شعب (شعبه ) دیوانعالی کشور اتهام نامبدرگان محرز وثابت است با ملاحظه نظریه کارشناسان وبازرسان وموارد اقرار و دفاعیات متهمان و تطبیق آن با ماده 295 از قانون مجازات اسلامی صدمات فوق شبه عمد است که طبق مواد302و306و304 از قانون درهم را انتخاب نموده اند لذا متهم اول باستناد مواد72و192و125و151 و91و190و187 و94و75و210و بند 2 از ماده 3333 درهم در حق آقای رضوی و جمعا" به پرداخت 1050 درهم دیه و یکصد درهم ارش در حق آقای اصغری و جمعا" به پرداخت سی درهم دیه و پنجاه درهم ارش درحق آقای میرزائی و متهم ردیف دوم نیز جمعا" به پرداخت دو هزرا و سی و دو درهم در حق آقای رضوی و به پرداخت 730 درهم دیه وهشتاد درهم ارش در حق آقای اصغری و به پرداخت 21 درهم دیه 30 درهم ارش درحق آقای میرزائی و متهم سوم نیز جمعا" به پرداخت 10100 درهم (که ظاهرا"1100 درهم مراد است و اشتباه شده ) در حق آقای رضوی و پرداخت 315 درهم دیه و چهل درهم ارش در حق آقای اصغری و به پرداخت ده درهم دیه و 15 درهم ارش در حق آقای میرزائی محکوم می گردند و حسب رای دیوان عالی کشور آقای ترابعلی حسنلو تبرئه می گردد (شایان توجه است که رای شعبه دیوان کشور هیچگاه بر برائت آقای حسنلو نبودبلکه ایراد شعبه این بود که با اینکه در کیفرخواست اسم او نیامده دادگاه او را محکوم نموده ) و با توجه به قرار دادنامه اجاره و متن آن که قید نشده دستگاه صحیح و سالم تحویل شد و اگر نقص ایجاد شد می توانستند به مالکان مراجعه نمایند و نکردند و جرمی متوجه آنان نیست و عنون تسبیب درباره مالکان محقق نیست و هرچند مالک هستند لکن بفرض عنوان مباشر قطعا" اقوی و سایر جهات جرمی متوجه مالکان نیست (تذکر: ذیل دادنامه خای از ابهام و اجمال نیست و ظاهرا" با قبل آن متناقض بنظر می رسد) رای اخیرالصدور مورد اعتراض وکیل محکوم علیه ردیف یکم و محکوم علیه ردیف سوم قرار گرفته و هرکدام طی لایحه ای تقاضای تجدیدنظر می کنند و پرونده به لحاظ سابقه برای بار سوم به این شعبه ارسال و ارجاع می گردد0
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل و پس از قرائت گزارش آقای بروجردی عضو ممیز واوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهند: همانگونه که ملاحظه می شود دو دادگاه بدوی (شعب 10و3 کیفری یک ساری ) هر دو از طریق ادعای حصول علم مقصر بودن و ضامن دیه بودن سه نفر متهمین (1 علی اصغر صفائی سازنده دیگ بخار2 قهرمان شمسی شاطر ومستاجر مغازه نانوائی 3 محمد شعبانی فرزندواحیانا" وکیل احد از مالکین مغازه مزبور) را بهمان نسبتی که در نظریه بازرس اداره کار بقصور آنها نظر داده هرکدام را محکوم به دیه و یا ارش در حق مصدومین کرده اند (صرفنظر از اینکه ضمان از اینکه ضمان نسبی شرعا" ثابت نیست و بر حسب فتوای مراجع اگر دو یا چند نفر سبب در ایراد صدمه شوند تمام آنها مشترکا" و بالتساوی ضامن خواهند بود و ایرادات فنی دیگری که به نظر می رسد) نظرشعبه دیوان بر این بوده و هست که متهم ردیف یکم که ظاهرا" نه سال قبل دیگ بخار را ساخته و فروخته است با اینکه عمر مفید آن دو سال بیشتر نبوده مالکین نه سال از آن بهره برداری کرده اند و ظاهرا" بطور مکرر آنرا تعمیر و جوش داده اند0 علیهذا سازنده مقصر نیست و در ضمان استناد عرفی شرط است که عرفا" حادثه نانوائی را به چنین سازنده ای نسبت نمی دهند و لذا شعبه اعتقاد بربرائت اوراداشته اند ولی دو دادگاه مذکور (10و3) اصرار بر ضمانت وی را دارند هرچند شعبه هفتم دادگاه در وسط رای دیوا را در این خصوص قبول کرده و حکم بر برائت او نموده ولی بحاظ اینکه جرم و ضمان ، مشترک بین همه متهمین است (نظری اقل و اکثر ارتباطی ) وشعبه دیوان دادنامه ها را بطور کلی نقض نموده لذا رسیدگی و حکم شعبه سوم (دادگاه اخیر) ورود در قضیه مختومه نمی باشد و هکذا نظر شعبه دیوان در خصوص متهم ردیف سوم (محمد شعبانی ) بر اینست که وجهی برای ضمانت او شرعا" بنظر نمی رسد زیرا نه مباشر در حادثه نانوائی بوده و نه سببیت و دخالتی داشته و نه مالک بلکه زمانی وکیل ونماینده مادرش بوده که سه دانگ مغازه متعلق به اوست و متهم می گوید شش ماه قبل از وقوع حادثه از وکالت استعفاء داده بودم وکالت هم از عقود جایزه است و قابل فسخ بنابراین اگر مسئولیت متوجه مالکین باشد باید مادرش (لیلاشعبانی ) وترابعلی حسنلو محکوم گردندواگر مستاجر با علم و اطلاع از نقص و فرسودگی دیگ بخار آنرا ارجاه کرده ومورد استفاده قرار داده او ضامن است و استناد عرفی درباره او تمام است و اگر مستاجر (قهرمان شمسی ) اطلاعی از این جهت نداشته استقرار ضمان بعهده مالکین است 0 بهرحال پرونده اصراری به نظر می رسد و ایجاب می نماید در هیات عمومی اصراری مطرح گردد0
]شعبه بیست وهفتم دیوانعالی کشور[

رئیس : جناب آقای بروجردی چنانچه توضیحی دارید بفرمائید

هر دو دادگاه مثل هم نظر داده اند و گفته اند که متهم ردیف اول سازنده دیگ بخار است که نه سال قبل ساخته و به اینها تحویل داده است وبقول خودش می گید که من به همه اعلام می کنم که عمر این دیگ بخار دو سال بیشتر نیست هر دو دادگاه هم گفتند که سازنده دیگ بخار ضامن است و شعبه می گوید ضامن نیست 0 اصرار دو دادگاه در مقابل رای دیوانعالی کشور این است در یک جهت هم می شود گفت که هر سه دادگاه که محمد شعبانی را محکوم کرده اند با اینکه محمد شعبانی نه مالک است نه مباشر و نه مسبب فقط وکیل بوده و از وکالتش هم خودش می گوید استعفاء داده ام و وکالت هم که از عقود جایزه است به هر حال اگر نسبت به محمد شعبانی حساب بکنیم هر سه دادگاه اصرار دارد و اگر محمد شعبانی راحساب نکنیم آنرافی الجمله مالک بدانیم لااقل دو دادگاه اول و سوم در مقابل دیوانعالی کشور اصرار دارند و می گویند که متهم ردیف اول ضامن است و در اصراری شدن پرونده هم آقایان فرموده اند که در قاون هم هست که دودادگاه ، دیگر نگفته اند دو تا دادگاه پشت سر هم باشد اولی و سومی که دو دادگاه حساب می شوند در مقابل دیوانعالی کشور مصرند به اینکه متهم ردیف اول ضامن است از این جهت پرونده اصراری تلقی می شود0
اشکال دیگری هم که در گزارش اشاره کردیم بر فرض اینکه ضامن باشند از باب تسبیب اینها نه به آن نسبتی که بازرس اداره کار گرفته است وقتی که مقصر شدند همه آنا بالسویه باید به اصطلاح ]دیه را بپردازند[ استفتاء شده از محضر آیت الله العظمی آقای گلپایگانی اعلی الله مقامه فرموده اند که هردوشان فی الجمله مقصرند بایددیه تنصیف شود وبالسویه باید هر دو دیه را بپردازنداستفتاء در تصادفات است 0 آقایان ملاحظه فرمودید در تصادفات گاهی افسران راهنمائی می نویسند به اینکه فلانی مثلا" بمیزان 30% مقصر است آن یکی مثلا" بمیزان 70% آیا دیه هم باید به همین نسبت تقسیم شود؟ آیت الله العظمی آقای گلپایگانی فرمودند بالسویه باید دیه را بپردازند0

رئیس : جناب آقای عروجی
اگر یک اتهام حل بشود فکر می کنم مساله یک طرفه می شود اگر دو تا دو سوم با هم باشد قابل طرح در دیوان عالی کشور است اما اگر وجدانی بخواهد لحاظ بشود ممکن است این اشکال پیش بیاید که قابل طرح در دیوان نباشد0 کیفری یک در حقیقت به قائم مقامی کیفری دو ریدگی کرده و اعتراض به حکم کیفری یک هم در یک چنین مواردی باید در کیفری یک همعرض رسیدگی می شد0 قانون داردکه جرمی که کیفر آن نصف دیه کامل هر یک از موارد ششگانه و یا بالاترباشد آیا بصورت جمعی لحاظ می شود یا به صورت تک تک 0

رئیس : شما نظرتان چیست راجع به طرح آن ، بیان کنید0
عرض بنده این است که اگر به صورت فردی لحاظ کنیم می توانیم بگوئیم این پرونده قابل طرح در دیوان نیست رسیدگی با کیفری یک همعرض است که کیفری یک صادرکننده رای بعنوان مرجع تجدیدنظر رسیدگی می کرد، اما اگر فردی بودن ملاک نباشد جمعی باشد قابل طرح است 0
رئیس : جناب آقای مفید
این اختلافی که بین دیوان کشور ودادگاهها ایجاد شده همانطور که در گزارش و رای آمده بود چند مورد است که اینها نقصی بوده است که در رسیدگی وجود داشته و بنظر من باید شعبه اینها راتذکر می داد اگر آنها روی آن اصرار می کردند و توجه نمی کردند و بهمان صورت رای می دادند بعدا" می شد بگوئیم اصرای است 0 یکی این است که علیه آن آقا اصلا" کیفرخواستی صادر نشده و آقایان در آنجا ایراد نکردند کسی که بر علیه او کیفرخواست صادر نشده برای چه علیه او رای صادر کردید0 فقط موقعی که پرونده آمده دیوان عالی کشور رای خواستند بدهند استناد کردند به اینکه کیفرخواست نداردحالا آقایی که بعنوان پسر آن خانم بوده و وکالتی یک وقتی داشته بعد هم آن زمانی که حاده اتفاق افتاده می گوید اصلا" من چند ماه قبل معزول شده بودم یا مستعفی شده بودم وکالتی نداشتم ا ین هم نقصی بودکه باید از آنها می خواستند که برطرف بکنند0
مساله ایرادی که آقایان به بالسویه بودن دیه و فتوای مراجع تذکر دادند اینها هم به دادگاهها تذکر داده نشده با این حال اگر اینها اصرار می کردند می شد بگوئیم ، بله در یک موردش درست است در آن موردی که راجع به شخصی که بعنوان سازنده دیگ هست دادگاهها او را مقصر دانسته اند البته دو دادگاه یک یاز آنها نکرده ، از این نظر دست است که در مقابل شعبه اصرار کردند و رای شعبه از این جهت درست است برای اینکه این آقابرفرض خلاف استاندارد اسخته روی قانونی که هست باید در همان حد مجازات می شد و این مجازات وقتی بود ه که آن زمان این دیگ را فروخته تصادف می کرد روز اول ، دوم ، چهارم منفجر می شد خودش گفته این دیگ من دو سال فقط عمر مفید دارد ولی نه سال کار کرد معلوم می شوداین از دیگ استاندار هم بیشتر کار کرده و از این جهت نمی شود بگوئیم که بعد از نه سال بیایند بگویند نه سال پیش تو دیگ ساختی امروز ضامنی که اینجا منفجر شده ، این جهتش ولی آن جهات قبلی باید برطرف می شد تا اینکه دادگاهها با آن وصف اگر روی این اشخاص ، این که وکالت نداشته و آن که کیفرخواست بر علیه او صادر نشده وبالسویه بودن و جهات دیگر اصرار می کردند اینجا می شد که قابل طرح در این مجمع باشد و چون این کارها نشد بنظر من مقداری ایراد دارد0

رئیس : جناب آقای سپهوند
مطالبی که جناب آقای عروجی فرمودند و همینطور جناب آقای مفید از لحاظ قبل طرح بودن مودر تایید بنده هم هست ، قابل طرح نیست 0

رئیس : جناب آقای افشاری
فقط یک تذکر راجع به این مساله بنده از ماده 7قانون تشکیل دادگاههای کیفری یک و دو هست 0 عموما" اشکال برادران عزیر و سروران این است که این در صلاحیت دادگاه کیفری 2 بوده حداقل ظاهر ماده قانونی این است که عام و مطلق است و بنحو مطلق ماده بیان شده بنابراین در صلاحیت کیفری و دلیلی بر خلاف یا مقید یا مخصصی هم در ادله دیگر نیست که بیاید اینجا را مقید کرده باشدیا تخصیص داده باشد روی این جهت در صلاحیت کیفری یک بود و قابل طرح در دیوان هم هست 0

رئیس : در مورد قابلیت طرح ، مذاکرات کافی است 0 آقایانی که پروند هرا غیرقابل طرح می دانند دست مبارکشان را بلند کنند0

رئیس : به این ترتیب اکثریت قریب به اتفاق نظر به غیرقابل طرح بودن دادند0

مرجع :
کتاب مذاکرات وآراء هیات عمومی دیوان عالی کشور سال 1375
دفترمطالعات وتحقیقات دیوان عالی کشور ، چاپخانه روزنامه رسمی
132

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
24
تاریخ تصویب :
1375/10/04
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :