جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09391371545 در تماس باشید.


رای شماره : 9 - 26/4/1375

هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور(اصراری )
نظر به اینکه طبق ماده 212 قانون مجازات اسلامی کیفر شرکت در قتل عمدی قصاص با پرداخت دیه مقرره تجویز شده و بموجب ماده 215 این قانون شرکت در قتل عمدی زمانی تحقق پیدا می کند که کسی دراثر ضر و جرح عده ای کشته شود بنحوی که مرگ مستند به عمل همه آنها باشد0 در مورد مقتول (محمد) بطوری که در گزارش معاینه جسد و گواهی پزشکی قانونی آمده علت مرگ حال خفقان و فشار بر سرو صورت و گردن و دستگاه تناسیلی و فشار بر مقعد تعیین گردیده و حسب محتویات پرونده اقدامات منتهی به مرگ به کلیه متهمین منتسب است و همه آ;ها به اتهام تفخیذ بحکم قطعی به ((حد)) محکوم شده اند بنا به مراتب اعتراض موثری که نقض حکم تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید به عمل نیامده و حکم مزبور به استناد بند((ج )) ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به اکثریت آراء ابرام می شود0
هیات عمومی دیوانعالی کشور(شعب کیفری )

128
* سابقه *

رای اصراری کیفری 9 1375

شماره رای : 269/4/1375
شماره پرونده : 13757
شماره جلسه : 137512

علت طرح : اختلاف نظر بین شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشوربا دادگاههای عمومی شهرکرد

شرکت در قتل عمدی
موضوع : تفخیذ
قانون مجازات : مواد206،12،215

در سات 9 روز سه شنبه مورخ 26/4/1375 جلسه هیات عمومی شعب کیفری دیوانعای کشور بریاست حضرت آیت الله محمد محمدی گیلانی رئیس دیوانعالی کشور و با حضور جنابان آقایان قضات دیوانعالی کگشور و نماینده جناب آقای دادستان کل کشور تشکیل و با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید رسمیت یافت 0

رئیس : دادنامه شماره 262/2/75 شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشور بتصدی جناب آقای رازی زاده رئیس و جناب آقای معنوی عضو معاون مطرح است 0 جناب آقای معنوی دادنامه شعبه راقرائت فرمایند

خلاصه جریان پرونده : 1 حسین 17 ساله آجرتراش 2 سیدمهدی 18 ساله کارگر، 3 قاسم علی 18 ساله کارگر، همگی بی سواد بدون عیال مسلمان تبعه ایران ، بدون سابقه محکومیت کیفری ، متهم هستندبشرکت در قتل عمدی مرحوم محمد و عمل تفخیذ با آن مرحوم و ایراد جرح عمدی به وی 0 بدین شرح که : متهمین بعنوان کارگر درساختمان بانک تجارت مشغول بکار بوده اند و شبها با هم در یک اطاق می خوابیدند شب حادثه با هم بازی کرده و کشتی گرفته اند بعد هر یک داخل درختخواب خود شده اند سپس متهم ردیف 3 وارد رختخواب مقتول می شود نامبدره به او پرخاش می کند متهم یاد شده دونفر دیگر را به کمک می طلبد ومتهم ردیف 3 پتو روی سر مقتول می اندازد و روی آن می نشیند و متهم ردیف 2 دستهایش را می گیرد و متهم ردیف 1 به زور شلوارش را پائین و کشیده و روی باسن و شکم او رففته و عمل شنیع تفخیذ انجام می دهد و به همین ترتیب دو نفر دیگر جایشان را عوض کرده و با متقول مرتکب تفخیذ می شودند بعدا" متوجه می شوند که مقتول خرخر می کند سپس از نفس می افتد بصورت او می زنند می بینند حرکتی ندارد می فهمند مرده است فرار می کنند0
صبح فردا دیگر کارگران متوجه واقعه شده و مامورین را مطلع کرده و باکمکشان متهمین را دسگیر می کنند0 متهمین درصفحات 7و23و 28 و غیر آن به بره انتسابی اعتراف کرده اند و گفته اند: قصد کشتن نداشتیم و پشیمانیم 0 و درگواهی پزشکی صفحه 38آثار جراحتهای وارده را توضیح داده و در صفح556 علت مرگ را بیان کرده ونوشته : علت مرگ کاهش اکسیژن محیط و حالت خفقان و فشار بر نواحی سر و صورت و گردن و نواحی شرمگاه و ایجاد رفلکس واگوداگال که حالتی است که عموما" در اثر تحریک ناحی تناسلی و در موارد تجاوز به عنف و فشار بر مقعد سبب ایجاد مرگ ناگهانی و ناشی از تحریک عصب عصب زوج دهم و مرگ نامبدره شده است 0 و دکتر فانونی آقای پورمحمد در محضر دادگاه صفحه 7 گفته : عوامل منحر به فوت صرفا" از فشار بر مقعد یا ناحیه تناسلی نمی باشد بلکه فشار بر نواحی سرو صورت و گردن وایجاد حال خفقان یا کمی اکسیژن محیط چه در ناحیه سر و صورت و چه از ناحیه اطاق و بهرحال مجموعه این عوامل موثر بوده اند و رفلکس ناشی از عمل هر سه نفر ایجاد شده است 0
بر اساس شکایت اولیاءدم دادسرای عمومی شهر کرد بموجب کیفر خواست شماره 14652/11/72 تقاضای تعیین کیفر کرده ودادگاه کیفری یک شهرکرد طی دادنامه شمار21467/8/73 : با توجه به محتویات پرونده و گزارش مامورین و شکایت الویاءدم و گواهی پزشکی و اعترافات اولیه متهمین و گواهی مطلعین و احراز بره انتسابی متهمین را به قصاص نفس پس از تودیع دو ثلث دیه هریک ازمتهمین و به تحمل 100 ضربه شلاق بابت تفخیذ محکوم نموده و در مورد ایراد جرح عمدی به برائت آنان ارای صادر نمود0
که مورداعتراض وکلاء محکوم علیهم قرار کرفت و شعبه بیست وششم دیوانعالی کشور طی دادنامه شماره 15215/4/74 نوشته :
احراز بزه از طرق متعارف است واشتراک در قتل نیز صدق می کند ولی عمدی بودن قتل با توجه به اینکه قصد قتل نداشته اند و فعل نیز ممایقتل به غالبا" نیست محرز نمی باشد و باید متهمین برای تفخیذ حد زده شوند و دیه مقتول را مشترکا" به اولیاءدم بپردازند بنابارین رای بقصاص نقض و پرونده به شعبه همعرض ارجاع می گردد0
پرونده در دادگاه عممی شهرکرد شعبه چهارم مورد رسیدگی ماهوی قرار گرفته و این دادگاه طی دادنامه شماره 261232/9/74 :
با توجه به محتویات پرونده و احراز بزه انتسابی ، متهمین را بقصاص نفس پس از پرداخت دو ثلث دیه هریک از متهمین از ناحیه اولیاءدم و هریک را به تحمل 100 ضربه شلاق محکوم نموده
که مورد اعتراض وکلاء محکوم علیهم واقع شده و پرونده جهت تجدیدنظر به شعبه بیست و ششششم دیوانعالی کشور ارسال گردید
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردی پس از قرائت گزارش آقای معنوی عضو ممیز واوراق پورندهمشاوره نموده چنین رای می دهند:
با توجه به اینکه شعبه چهارم دادگاه عمومی شهرکردماننددادگاه کیفری یک آن شهرستان رای به قصاص متهمان داده و نظریه شعبه بیست وششم دیوانعالی کشور را نپذیرفته و شعبه همچنان با تردید در عمدی بودن معتقد به قصاص نیست و لذا رای اصراری است و طبق بند ج از ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب برای طرح در هیات عمومی دیوانعالی کشور به دفتر معاونت محترم دیوانعالی کشور ارسال می گردد0
]شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشور[

رئیس : جناب آقا یمعنوی توضیحی دارید بفرمائید0
در اینکه عمل ، عمل شنیع و زشتی است و استحقاق حد دارند معلوماست و حرفی نیست و در اینکه قتلی را مرتکب شده اند، باز این جهتش هم از نظر ما درست است ، اینها قاتل هستند و صدق می کند و قتل هم هست 0 اما آنچه که بنظر شعبه مشکل بوده اینکه آیااین قتل صدق می کند که قتل عمدی است واینهاهر سه باید قصاص بشوند؟
این را واقعا" ما نتوانستیم تصدیق کنیم که اینها قاتل عمدی هستد و امستوجب قصاص می باشند0 این جهتش واقعا" برای ما تصدیقش مشکل بوده و آقایان دادگاهها اصرار دارند به اینکه قتل عمدی است و هر سه نفر اینها باید قصاص بشوند0 حالا درهیات عمومی مطرح می شود اگر نظر مبارک آقایان این باشد که قصاص ابرام بشودحرفی نیست 0

رئیس : جناب آقا یپشنمازی
در مساله ، دلیل الحاق قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول به قتل شبه عمد پاسخ این سئوال در رابطه با یک پرونده ای مفصلا" بیان شد و در اینجا بطور خلاصه عرض می شود0
1 این حکم مربوط به شبه موضوعیه است نه شبه حکمیه و مثال حضرت امام قدس سره الشریف در تحریر الوسیله در این مساله در مورد شبهه موضوعیه است که موید عرض بنده است و دلیل آن این است در شبهه حکمیه چنین اعتقادی ناشی از جهل به مساله است و در عصر حاضر با وجود دسترسی به علماء عضام و گسترش تبلیغات اسلامی جهل ناشی از تقصیر و یاد نگرفتن مساله است وقاتل در مورد پرونده جاهل مقصر است نه جاهل قاصر و جاهر مقصر ملحق به عامد است نه شبه عمد و قاتل عامد مستحق قصاص است 0
2 به قتوای حضرت آیت اله العظمی خوئی رضوان الله تعالی علیه جواز قتل منحصر به زمان ارتکاب عمل شنیع زنا است با همسرقاتل و پس از گذشت زمان ارتکاب عمل کشتن زانی جایز نیست و قاتل در اثر جهل به مساله ، جهلی که ناشی از تقصیر است ، مرتکب قتل شده و ملحق به عامد است 0
در مساله دوم درباره دلیل اشتراک در قتل پرواضح است که :
1 از نظر شرع و قانون یکی از ادله اثبات مدعی ، بینه است 0 بینه عبارت است از شهادت دو نفر عادل کارشناس وگواهی یک پزشک کافی بر اثبات مدعی نیست 0
2 در مورد مساله با ادعای متهمین به اینکه قصد قتل نداشتند و ادعای اولیای دم به اینکه متهمین قصد قتل داشتند وعمدا" مرتکب قتل شده اند دلیل معتبرشرعی وقانونی برارتکاب قتل اقامه نکرده اند به دلیل قاعده البینه علی المدعی والیمین علی من انکر که معروف و مشهور بین فقها و قانون مصوب است تفهیم حق تحلیف به شاکی و تحلیف مدعی علیه ضروری است و بر حس ادعای همکار عزیزجناب آقای عروجی که قاضی قصد قتل را رد کرده این ادعا اگر بر اساس فقدان دلیل باشد نیاز به تحلیف دارد، حتما" رد قاضی قصد قتل را به جهت فقدان دلیل بوده که عرض کردم نیاز به تحلیف دارد0 پرونده از این جهت نقص دارد و قابل نقض است 0

رئیس : جناب آقای عروجی
بنده پیشنهاد می کنم قبل از ورود به بحث ماهوی پیرامون قضیه اجازه بفرمائید رای دو محکمه وهمچنین گواهی پزشکی قانونی قرائت بشود0 چه بسا نقاط ابهامی را برای ما روشن کند که در وقت بحث برای ما گره گشا خواهد بود0 البته یکی از آراء پیوست بوده ، در آن رای هم که حاج آقای پیشنمازی می فرمایند که مساله ، مساله قصد قتل است 0 خود قاضی محترم قصد قتل را رد کرده 0 یعنی معتقدبه این نبوده است که ا ینها قصد قتل داشته اند بلکه از رهگذر غالبی بودن با نوعی بودن عملی که اینها مرتکب شده اند نوعا" کشنده است ، یا غالبا" رای قاضی محترم اگر موافق باشید قرائت شودبعدا بحث کنیم 0

رئیس : آقایان نظر آقای عروجی را می پذیرند که چند دقیقه ای وقت صرف بشود که رای خوانده شود0 جناب آقای معنوی زحمت بکشید قرائت کنید0

رای دادگاه اولی :
آقای حسین 18 ساله ، آجرتراش ، اهل و ساکن 000، بدون سابقه محکومیت ، مسلمان ، مجرد000 بدین شرح که متهمین به اتفاق مقتول و دو نفر دیگر در ساختمان نیمه کار بانک تجارت سامان به کاراشتغال دشته اند0 در شب مورخه 21/8/72 که مصادف با جمعه بوده ، پس از صرف شام به شوخی با یکدیگر پرداخته اند0 پس از اینکه دو نفر دیگر از کارگران به اتاق محل استراحت خود می روند شوخی آنان بالاگرفته و نهایتا" متهم ردیف اول به دیگران پیشنهاد می دهد که باید با محمد عمل لواط انجام دهیم و با موافقت و همراهی آنان مرحوم محمد را که مقاومت می کرده به زمین زده و شلوارش را از پایش پائین کشیده و پتو روی سر وی می اندازند و یک نفر روی پتو و درواقع روی سر مقتول می نشیند و نفر دیگر دست و پای وی را گرفته و نفرسوم به عزم ارتکاب لواط روی وی می افتد و به ترتیب جای خود را عوض کرده و بدین نحو هر یک از متهمین ردیفهای 1و3 دوبار و متهم ردیف دوم یک بار خود را ارضاءمی نمایند0
درخاتمه متوجه می شوند که مقتول نفس نمی کشد و مرده است ، لذا محل را ترک و به قهدریجان رفته و تا صبح در آنجا می ماندو تصمیم که به اهواز فرار کنند0 نهایتا" موضوع را به پیمانکار خود که ساکن قهدریجان بوده اطلاع می دهند و به اتفاق وی که باور نمی کرده محمد مرده باشد به سامان عزیمت می نمایند که توسط مامورین دستگیر می شوند0
متهمین ردیفهای 1و3 در اوراق بازجوئی نزد بازپرس ومامورین انتظامی صراحتا" به ارتکاب لواط منجر به قتل اقرار می نمایند و هر سه متهم حسب صورتجلسات مورخه 22/8/73 نزد دادیار دادسرا و بازپرس و پنج نفر از افسران نیروی انتظامی ضمن بازسازی اقراربه ارتکاب جرائم خود می نمایند0
علیهذا با توجه به گزارش مامورین ، صورتجلسه معاینه جسد، عکسهای تهیه شده از جسد و نظرات پزشکی قانونی بشرح صفخات 38و56 و64پرونده که نهایتا" علت مرگ را خفگی و کاهش اکسیژن محیط وفشار بر نواحی سر وصورت و گردن و رفلکس ناشی از فشار شدید به مقعد اعلام نموده ، صورتجلسات مورخه 22/8/73 بشرح صفحات 36و37 پرونده که حین بازسازی صحنه تنظیم گردیده است و اظهارات آقای دادستان و بازسازی صحنه تنظیم گردیده است و اظهارات آقای دادستان و باز پرسان در جلسه مورخه 15/8/73 دادگاه و شهادت آنان بر اقرار کلیه متهمین در مراحل تحقیق و اظهارات مطلعین و اقاریر اولیه متهمین ، اقرار متهم ردیف سوم در بیان آخرین دفاع در جلسه مورخه 15/8/73 و نحوه مدافعات دیگر متهمین و شکایت اولیاءدم مقتول و تقاضای آنان مبنی بر قصاص هر سه متهم و اعلام آمادگی جهت تودیع دو ثلث دیه هریک از متهمین و دیگر قراین وامارات مستنبط از پرونده امر ارتکاب بزه های معنونه از ناحیه متهمین محرز ومسلم است و مدافعات وکلای مدافع متهمین اجمالا" مبنی بر اینکه اولا" قصد ارتکاب قتل نداشته اند ودرثانی نقش هر یک از متهمین اخفا از نقش دیگران است وارد به نظر می رسد و به نظر دادگاه اولا" با توجه به اعمال ارتکابی توسط متهمین وکیفیت آن ، اعمال ارتکابی نوعا" کشنده بوده و ثانیا" نقش هر یک از متهمین در وقوع قتل مرحوم محمدمساوی است و نمی توان قاتل به ترجیح بلامرجح شد و نوع قتل نیز عمدی است 0
علیهذا مستندا" به مواد212و213و215و231و232 قانون مجازات اسلامی هر سه نفر متهم از لحاظ شرکت در ارتکاب قتل عمدی به قصاص نفس محکوم می شوند که اجرای حکم منوط و مشروط به تودیع ثلث دیه هر یک از متهمین توسط اولیاءدم مقتول که بایستی قبل از اجرای حکم تودیع گردد0
اتهام دیگر متهمین مبنی بر تفخیذ نیز با توجه به گواهیهای پزشکی و اقاریر اولیه متهمین ، عملا" ثابت و مسلم است و مستندا" به ماده 121 قانون مجازات اسلامی هریک از متهمین را به 100 ضربه شلاق به عنوان حد شرعی محکوم می نماید0
در خصوص اتهام دیگر متهمین مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به مقتول قبل از فوت ، با توجه به مجموع محتویات پرونده و مستفاد از اظهارات متهمین و شهود و نظر به اینکه تا قبل ازتصمیم به ارتکاب لواط در حال شوخی بوده اند و نظریه پزشکی قانونی نیز دلالت بر ضرب وجرح مهمی ندارد به لحاظ فقدان دلایل اثباتی کافی ، رای بر برائت متهمین صادر می گردد0
رای صادره ظرف (20) روز پس از ابلاغ به متهمین و وکلای مدافع قابل تجدیدنظرخواهی در دیوانعالی کشور است 0
رای دادگاه دوم هم موجود است اگر اجازه می فرمائید آن را نیز بخوانم 0

رئیس : ما آن را قبلا" مطالعه کرده بودیم ولی در عین حال جهت استحضار بخوانید0
جریان واقعه اجمالا" چنین بوده که نامبردگان به عنوان کارگر در ساختمان بانک تجارت سامان مشغول به کار بوده اند و شبها با هم در یک اتاق به سر برده و می خوابیدند0 شب حادثه با هم بازی کرده و کشتی گرفتند، بعد هر یک داخل دختخوابی که مهیا کرده بودند شدند0 قاسمعلی از جایش حرکت کرده وارد رختخواب متوفی می شود، نامبرده به انو پرخاش کرده معترضش می شود، متهم یاد شده دو نفر دیگر را به کمک می طلبد0 قاسمعلی با پتو گردن 000 مرتکب عمل تفخیذ می شود و به همین ترتیب دو نفر دیگر جایشان را با هم عوض کرده و با متوفی تفخیذ می کنند0 بعد از چندین بار متوجه بی حسی و بی حرکتی متوفی شده پتو را به کناری زده مشاهده می کنند که نامبرده از نفس افتاده است 0 آبی به صورت او می زنند وقتی می بینند حرکتی ندارد متوجه مردن او شده ، فرار می کنند0
کارگران دیگری که در اتاقهای دیگری خوابیده بودند صبح روز بعد به خوابگاه آنها آمده متوجه واقعه شده و مامورین را مطلع کرده با کمکشان متهمین شناسایی و دستگیر می شوند0
در تحقیقی که آقای بازپرس با حضور آقای جانشین دادستان وقت و مامورین انتظامی از آنها به عمل می آورند نامبردگان اقرار به ارتکاب عمل شنیع تفخیذ و موارد یاد شده در فوق کرده ، اما مدعی شده اند که شهوت بر آنها غلبه کرده که مرتکب چنین عمل زشتی شده اند و از عمل و کرده خود پشیمان بوده ، قصد کشتن او را نداشته اند0
در معاینه جسد دقیقا" اثار دفاع از ناحیه متوفی در قبال تجاوز متهمین دیده شده ، بطوری که آقای پزشک قانونی نوشته است تورم و قرمزی پوست سر در ناحیه فوقانی خلفی ، آهیانه راست دیده می شودکه درباز کردن جمجمه در ضخامت عضلات پوست سر، حدود سه سانتی مترمربع خونمردگی دیده شده که این امر حکایت از شدت فشار مهاجمین به سر او دارد0
گزارش آقای پزشک قانونی بشرح صفحه 38 پرونده از قسمتهای دیگر بدن از جمله چانه و آرنج و ساعد هم حکایت از صحت اظهارات متهمین به اینکه دستهای او را نگه داشته اند می کند0
بشرح صفحه 56 پرونده ، نامبرده علت مرگ را خفگی و کاهش اکسیژن محیط و فشار بر نواحی سر و صورت و گردن و ایجاد رفلکس تعیین کرده است 0
حسین در دادگا علت تفخیذ با متوفی را تهدید قاسمعلی با کارد دانسته و گفته است بر اثر آن ناچارا" شلوارش را پائین کشیده وبا او تفخیذ کرده است و بعد به ترتیب قاسمعلی و سیدمهدی بااوففخیذ کرده اند و هر دفعه یک نفر از آنها روی سر متوفی که باپتوپوشانده شده بود می نشسته تا دیگری بتواند کارش را به انجام رساندو وقتی سیدمهدی تصمیم به تفخیذ می گیرد به قاسمعلی می گوید متوفی نفس نمی کشد0 پتو را بر می دارد، می بینند مرده است و بعدهم فرارمی کنند آقای دکتر پورمحمدی در جلسه دادگاه علت مرگ را صرفا" فشار بر مقعد یا ناحیه تناسلی ندانسته بلکه معتقدند که بر اثر فشار بر نواحی سر و صورت و گردن ایجاد حالت خفقان یا کمی اکسیژن محیط چه در ناحیه صر و صروت و چه در اتقا، مرگ اتفاق افتاده و تمام این عوامل موثر در مرگ بوده اند0
قاسمعلی در جلسه دادگاه گفته است حسین بنای شوخی با متوفی را گذاشت و نامبرده با شمشه ملات او را زد، حسین او را بلند کرد زد زمین و پتو روی سرش انداخت ، به من گفت روی سرش بنشین 0 من هم نشستم چون حالم را نفهمیدم 0 حسین اشاره کرد بیائید این کار را بکنیم و خودش دستهایش را گرفت و سیدمهدی پاهایش را و اولین بار حسین عمل را انجام داد و با میل خودش این کار را کرد، بعد من بودم و کنار رفتم واز من منی خارج شده و با حوله پاک کردم 0 در این موقع متوفی زنده بود0 بعد حسین او را گرفته بوده ، سیدمهدی افتاد رویش که کارش کرا بکند در همین حال من دیدم که کان نمی خورد او را بلند کردم دیدم خرخرمی کند0
بنا به مراتب نظر به اینکه حسب گواهی و اظهارنظرپزشک قانونی مرگ متوفی در اثر خفتگی ناشی از کاهش اکسیژن محیط و فشار بر نواحی سر و صورت و گردن و ایجاد رفلکس بوده است و نظر به اینکه این امر دقیقا" با اظهارات متهمین و نوع وسیله و کاری که روی متوفی انجام شده تایید می شود، مضافا" به اینکه معاینه جسدوآثار موجود بر آن هم صحت آن را به اثبات می رساند و نظر به اینکه با وجود آن و اقدام متهمین که به ترتیب یکی پس از دیگری سوارش شده و پتو رویش انداخته و به سرو صورت او فشار آورده وهرگونه حرکتی را از او سلب کرده اند، حکایت از این واقعیت دارد که مرگ در اثر جمیع اقدامات هر سه نفر متهم پرونده به انجام رسیده وهر سه نفر در وقوع آنمشارکت داشته اند و نظر به اینکه به حسب بند (ب ) از ماده 206 قانون مجازات اسلامی در موردی که قاتل عمدا" کاری را انجام دهد که نوعا" کشنده باشد،هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشند قتل عمدی است و نظر به اینکه کشنده بودن نوعی عمل ارتکابی متهمین واضح و روشن است و نیازی به استدلال ندارد و استادان پزشکی قانونی و از جمله استاددکترهوشنگ رشیدی یاسمی که ازاساتید مسلم این علم است در کتاب پزشکی قانونی و طب کار خود، به ترتیب در صفخات 109و114و127 نیز کشنده بودن عمل ارتکابی متهمین راتایید کرده است و نظر به اینکه متهمین چه در دادگاه و چه درنزدآقایان بازپرس و جانشین دادستان و مامورین حاضر در محل صراحتا" اقرار به ارتکاب اعمال یادشده کرده اند و ادعای بعضی از آنهاکه اقراشان با زور و تهدید بوده ، فاقد دلیل بوده القائی است 0 چرا که اساسا" متهمین برای فرار از مجازات به چنین معاذیری دست می زنند و قضات محترم مبرا از آن هستند و نظر به اینکه اظهارات آنهانزد آقایان یاد شده اگر اقرار به معنی مندرج در قانون مجازات اسلامی نباشد (که هست ) لااقل از مصادیق شهادت بر اقرار بوده و این امر باتوجه به عدالت نامبردگان در اثبات قتل می تواند به منزله دلیل تلقی شود
لذا به جمیع موارد فوق ، بزهکاری متهمین یاد شده محرز بوده ، عمل آنها در قتل مرحوم محمد از مصادیق بند(ب ) از ماده 206 قانون مجازات اسلامی و در مورد تفخیذ منطبق با ماده 121 قانون یاد شده است 0
مستندا" به مواد مرقوم ، نامبردگان را پس از پرداخت دوثلث دیه هر یک از ناحیه اولیاءدم متوفی به قصاص نفس و100 ضربه شلاق به عنوان حد محکوم می نماید0
رای صادره طبق مقررات و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشوراست 0

رئیس : جناب آقای عروجی بفمرائید0
جناب آقای معنوی لطفا" گواهی پزشکی قانونی را هم قرائت فرمایند0

رئیس : متن خوانده شد، بیش از این که نبوده !
بسیار خوب چیزی را که بنده از مجموع آراء محاکم استفاده می کنم چند تا نکته را بیان می کنم ، شاید عزیران هم این نکات را از این آراء برداشت کرده باشند0
اولا" هر دو محکمه قتل را قتل عمدی ناشی از کشنده بودن عمل ارتکابی متهمین دانسته اند0 یعنی هرگز وارد بحث مساله قصد قتل داشتن یا نداشتن نشده ان و بعضیهایشان هم نفی کرده اتند که قصد قتل نداشته اند ولی عمل ارتکابی متهمان را آقایان قضات محترم نوعا" یا غالبا" کشنده دیده اند، در نتیجه قتل را قتل عمدی تشخیص داده اند و مشول بند 2 ماده 206 قانون مجازات اسلامی دانسته اند0در نتیجه موردی نمی بینم که در این خصوص بحث کنیم ، آیا اینها قصد قتل داشته اند یا نداشته اند؟این را ما از بحثمان حذف می کنیم که مورد ندارد0
نکته دومی که بنده استفاده کردم علت اصلی مرگ مقتول آثار ناشی از خفگی و کمی اکسیژن و فشار بر سرو صورت و امثال اینها است 0 یعنی قضات محترم علت عمده مرگ مقتول را خفتگی و فشار بر سر و صورت و کمی اکسیژن محیط دانسته اند0
البته این استنباط اینها هم با عنایت به اینکه تعبیر بسیار عامیانه کرده اند که سوار شده اند، حکایت از این داردکه این بیچاره بدبخت را به آن صورت خوابانده اند، طبعا" وقتی سر وکله و صورت زیر پتو رفته و رویش هم نشسته اند طبیعی است یک چنین استنباط قضات محترم از علت مرگ بجا و بمورد باشد که علت مرگ خفگی وفشار بر سر وصورت و کمی اکسیژن باشد0
اگر پزشک محترمی آمده است مساله دیگری را مطرح کرده است که فشار برشرمگاه و مسائل دیگر را مطرح کرده است ، بنظر می رسد که قضات محترم ما این قضیه را موثر یا موثر قابل توجه در علت مرگ بودن ندیده اند0 تنها علت مرگ را فشار بر سر و صورت و آثارخفگی دانسته اند0
مساله سومی که بنده از حرفهای متهمین استافده کرده ام ودرآراء محاکم مطرح شده است این است که قاسمعلی اولین کسی است که بعداز انداختن پتو بر سر وکله مقتول روی او نشسته و اولین کسی که عمل شنیع تفخیذ را مرتکب شده حسین است 0 بار دوم حسین که کنار آمده قاسمعلی این عمل شنیع را مرتکب شده است 0 حالا برای بار دوم آیا حسین روی کله طرف نشسته است یا سیدمهدی نشسته است ؟ استنباطی که بنده می توانم الان عرض کنم این است که عمل هر سه موجب مرگ نشده 0 عمل دو نفر آ;ها موجب مرگ شده است 0 برای اینکه وقتی سیدمهدی خواسته عمل شنیع تفخیذ را مرتکب شود متوجه شده اند که صدای طرف در نمی آید0 یعنی قبل از انجام عمل ارتکابی سیدمهدی ، طرف از نفس افتاده بوده 0 در نتیجه عمل ارتکابی دو نفر، حالا قاسمعلی که قطعی است لاریب فیه ودومی آقای حسین بوده در مرحله دومی که می خواسته اند مرتکب تفخیذ شوند عمل ارتکابی این دو نفر یعنی نشستن روی کله پتو انداخته مقتول و فشار بر سر و صورت و گرفتن مجاری تنفسی و امثال اینها موجب مرگ شده است نه هر سه نفر0
در نتیجه از نظر بنده بنابرآنچه که از آراء استفاده کرده ام دو نفر از آنها را ما می توانیم متهم به قتل عمدی طرف (یعنی عمل ارتکابی دو نفر آنها کشنده بوده ) بدانیم 0 سومی تا بخواهدعملی انجام بدهد طرف از نفس افتاده بوده و نقشی نداشته است 0این هم استفاده سومی بنده هست 0

رئیس : جناب آقای شبیری
عمده آنچه که اینجا مطرح است نوعا" کشنده بودن عمل است 0
جای بحث فقط همین امر است 0 اینکه مانع شوند که کسی هوا استنشاق کند قطعا" و نوعا" کشنده است و جای تردید نیست لیکن دو مورد احتمال داده می شود:
یکی اینکه نرسیدن اکسیژن به او عامل قتل بوده ، خود نرسیدن اکسیژن عامل قتل است ولی لازم است شخص عامل هم متوجه باشد0 آن عملی که اینها انجام داده اند، پتو روی سرش انداخته و دست و پای او را گرفته اند و مانع این جهت شده اند که این شخص نتواند حرکت کند آیا توجه داشته اند به اینکه باعث شده اند اکسیژن به این شخص نرسد، معلوم نیست اگر کسی را در یک اتاق قرار دادند و آن اتاق فاقد روزن ومنفذی بود و توجه نداشتند که اتاق فاقد منفذ است و تدریجا" اکسیژن اتاق تمام شد و آن شخص مرد اینجا نمی شود گفت که این شخص قتل عمد انجام داده 0 در عین حالی که اصل کار عمدی بودو او را در اتاق زندانی کرده ولی توجه او هم لازم است 0
در مورد قسمتهای دیگری که جنبه تخصصی داشته و گفته شده اینها هم موجب قتل می شده ، این مسائل را متهمان نمی دانسته ونخوانده اید، نوشته های دکتر رشید یاسمی را که آنها نخوانده اند تا به آنها هم توجه داشته باشند! و این است که باید توجه به اینه آن عمل نوعا" کشنده بوده داشته باشند0 این عمل را وقتی توجه نواشته باشند مشکل است که بشود گفت که اینها قتل عمد انجام داده اند0از این حیث بنظر می رسد که نظر شعبه دیوانعالی کشور صحیح باشد0

رئیس : جناب آقای آموزگار
ما مکلف به رسیدگی ماهوی در اینجا نیستیم 0 دو دادگاه محترم با استدلال مفصلی (مخصوصا" دادگاه مرجوع الیه ) که خیلی استدلال مفصل و متین و خوبی کرده و حکم صادر کرده و هر سه را محکوم به قصاص نفس کرده 0 مساله ای که بعضی از دوستان مطرح می کنند که اگر این متوجه بود یا نبود، در این مساله هر طرف این مناقشات را بگیرید قابل مناقشه است 0 عمده اینکه عمل قتل عرفا" منتسب به این سه نفر است 0 ابنکه بعضی از دوستان هم می فرمایند که دو نفر هست نه بیشتر، ما در شرع اسلام ود ر قانون داریم ،کافی است که عمل تقل به نحو عرفی انتسابش صدق پیدا کند، عرفا" صادق باشد این شخص که کشته شد به وسیله عمل این سه نفر کشته شده اما کدام یک از آنها چه سهمی داشته اند که منجر به تقل می شد یا نمی شد، شرع مقدس این راها را برای حفظ دماء مسلمین بسته است اگر نباشد که درهرجا مناقشه کند و بگویند آقا! من یک انگشت او را فشار دادم ، آن یکی می گوید من فقط گردنش را فشا ردادم ، آن یکی می گوید من گوشش را کشیدم 000 به وسیله مجموع این اعمال قتل محقق شده و عرفا" صادق است که این سه نفر قاتل هستند، شرکت در قتل دارند
بنابراین رای دادگاه در این جهت قابل خدشه نیست 0
اما نظریه پزشکی قانونی را هم لازم است اینجا بخوانم :
پزشکی قانونی گفته علت مرگ کاهش اکشیژن محیط و حالت خفقان و فشار بر نواحی سو صورت و گردن و نواحی شرمگاه وایجاد رفلکس و اگوداگال که حالتی است که عمما" (توجه کنید!) بر اثرتحریک نواحی تناسلی ودر موارد تجاوز به عنف به این نکته توجه کنید اگرمفعول رغبت داشته باشد این حالت ایجاد نمی شود0 کسی که مجبورش می کنند، اکراهش می کنند به یک کاری کاین حالت در نفس او شوک ایجاد می کند و حالت امتناع او این اثر را ایجاد می کند که در بدنش این اثر حاصل بشود
پزشک این طور گفته است تحریک نواحی تناسلی و در موارد تجاوز به عنف و فشار بر مقعد سبب ایجاد مرگ ناگهانی و ناشی ازتحریک عصب 000 و مرگ نامبرده شده است 0
پزشکی قانونی مجموع دو امر را عامل قتل این آقا دانسته :
یکی فشار و زور و انیکه به او به عنف تجاوزشده یامی خواسته اند تجاوز کنند که دادگاه ممکن است اصل دخول را احراز نکرده 0
دوم فشاری است که بر این بنده خدا وارد کرده اند معلوم است وقتی که انسان در تنگنا قرار بگیرد و تکاپو کند حتی اگر اکسیژن هوا هم باشد مجموع چند عامل با هم سبب می شود که انسان خفه شود، اشخاصی که مکه رفته باشند در رمی جمرات خصوصا" جمره عقبه حتما" شاهد این مساله بوده اند که با انیکه فضا آزاد است ، هوا هست ، انسان در اثر تکاپو و فعالیت و سیل جمعیت حالتی به او دست می دهد که منجر به حال بیهوشی و کم کم به مرگ هم می رسد0 لازم نیست که صد در صد اکسیژه به او نرسد! این آقایان طبق اوراق پرونده رویش نشسته اند، یک نفر مشغول عمل بوده و یک نفر دیگر روی سرش نشسته
اولا" با آن وسیله بنایی (شمشه ) به سرش زده اند و روی سرش نشسته اند، این آقا هم حالت امتناع و رفلکس داشته و فشاربه خودش می داده و هم در اثر تکاپو000 اکسیژن هوا حتی اگر کامل هم باشد بالاخره موجب خفگی و مرگ خواهد شد و عرفا" چون صحت انتساب مرگ به این سه نفر موجود است بنابراین رای دادگاه صحیح و مستند و مستدل است و ما وجهی نداریم که بتوانیم رای را نقض کنیم 0

رئیس : جناب آقای ایمانی خوشخو
البته آقایان فرمودند، برای توضیح عرض می کنم چرا پتو را روی سر مقتول انداختند؟ برای اینکه انسان با دهان که نمی تواند دفاع کند، با سدت و پا دفاع می کند، برای اینکه او سر وصدا راه نیندازد، خیلی واضح است وقتی که پتو را روی سرش انداختند، پس روی دهانش نشستند، روی دهان و بینی او نشستند که سر صدا از او بلند نشود! خوب وقتی که روی دهان و بینی اش می نشینن موجب خفگی است دیگر این حتی احتیاجی به پزشک قانونی ندارد0 عرفا" همه می فهمند اگر کسی جلو بینی ودهان کسی را بگیرد به طوری که قابل تنفس نباشد موجب خفگی و مرگ است ! و هر سه نفر هم این کار را کرده اند، به نوبت هرکدام آمده اند پتو را که پیچیدند روی دهان و بینی اش نشستند که سر وصدا راه نیندازد0 این دیگر عرفی است ، خیلی هم عادی است موجب خفه شدن و موجب مرگ است 0
بنابراین بنظرم خیلی روشن است که این قتل ، قتل عمد است و رای دادگاهها درست است 0

رئیس : جناب آقای سپهوند
مسلاه مهم این است که مستد ما بر مبنای قانون اساسی دردرجه اول قانون و با نبودن قانون منابع اسلامی و فتاوی است و به هر حال مستند دادگاهها و شعب دیوانعالی کشور ازاین دومنبع نمی تواند خارج باشد0
شعبه مخترم دیوانعالی کشور به مسائلی اشاره وسپس حکم دادگاهها را مبنی بر قتل عمدی و قصاص نفس نقض فرموده اند0
اولین مساله این است که می فرمایند احراز بزه از طریق متعارف است 0 برداشت من از این جمله این است که از لحاظ ادله اثبات ،شعبه محترم دیوانعالی کشور با دادگاهها اختلافی ندارد و موضوع را متعارف تشخیص داده 0 به دنبال احراز بزه متعارف است اضافه می نمایند که قتل هم مصدق دارد0 یعنی هم قتلی واقع شده و هم طرق اثبات را به صورت متعارف قبول دارند0 بنابراین تا اینجا هیچ اختلافی بین شعبه و دادگاهها وجود ندارد0
اما با استثنائی که می آورند و قیدی که اضافه می کنند این است که قتل عمدی نیست و بعد می فرمایند که هر سه نفر متهمین مشترکا" باید دیه را بپردازند0
سئوال بنده این است که مستند فقهی یا قانونی شعبه محترم در این مورد چیست ؟ متهمین به چه مجوزی و مستند به کدام منابع و مقررات بایستی مشترکا" دیه را بپردازند؟ در موردشرکت که دراینجا مطرح است ما مقررات متعددی داریم 0
اولا" در قانون مجازات اسلامی شکرت در تعزیرات مطرح می شود( در امور تعزیری ) اگر عده ای با علم و اطلاع در عملیات اجرایی جرمی مشارکت داشته باشند، شرکت در امور تعزیری وعمدی مصداق پیدامی کند به دنبال آن در همین ماده 42 از قانون مجازات اسلامی اضافه می شود به اینکه در جرائم غیرعمدی هم مشارکت مصداق دارد اما مشروط به تقصیر است 0 بعنی در غیرعمدی و آن هم در تعزیرات مشارکت قانونا" قابل تصور ولی مبنایش تقصیر است 0
در مور قانون مجازات اسلامی در باب قتل ، شکرت را مطرح می کند0 شرکت در قتل سوای مقررات قانون مجازات اسلامی در مورد تعزیرات و جرایم غیرعمدی که مبنایش تقصیر است مقررات جداگانه ای دارد0
در ماده 212 اشاره دارد به اینکه اگر دو نفر یابیشتر مسلمانی را عمدا" به قتل برسانند اولیاءدم می توانند با اجازه ولی امر مسلمین همه را با قید پرداخت دیه قصاص کنند0 پس شرکت در قتل را ماده 212 قانون مجازات اسلامی تجویز کرده و پذیرفته ، اما شرکت در قتل چیست را ماده 215 تعیین می کند0
طبق ماده 215 قانون مجازات اسلامی شرکت در قتل موقعی مصداق پیدا می کند و قابل تصور است که یک نفر در اثر ضرب و جرح عده ای کشته شود بدون توجه به میزان تاثیر اقدام هر کدام در مرگ 0 یعنی وقتی سه نفر، چهارنفر، پنج نفر یا بیشتر عمدا" ضرب و جرحی به یک نفر وارد می کنند و منتهی به مرگ می شود لازم نیست تاثیرمساوی داشته باشند0 ممکن است کسی ضربه ای وارد کرده که مهلک است ، می توانست به تنهایی منتهی به مرگ بشود، اما در حال حاضر آنچه که واقعیت است این است که توام با سایر صدمات منتهی به مرگ شده این حالت شرکت در قتل است !
بنابراین اگر محرز باشد که چند نفر عمدا" ضرب و جرحی وارد کرده اند و در نتیجه ضرب و جرح کسی به قتل رسیده ، شرکت در قتل قانونا" مصداق پیدا می کند0
ماده 215 در قانون مجازات اسلامی همان طوری که عرض کردم اشاره به ضرب و جرح دارد، سماله را به صورت خاص مطرح می کند0 امادرماده 206 از قانون مجازات اسلامی که بندهای متعدد دارد و فروض مختلف قتل عمدی را ترسیم و تشریح می کند به کار اشاره دارد، کسی کاری انجام بدهد که یا به قصد قتل است 0 بنابراین خواه کشنده باشد، خواه نباشد آنچه ملاک عمدی بودن است قصد قتل ومنتهی شدن اقداماتی است که در اجرای مقصود عملی می شود0 خواه این اقدامات ذاتا" ونوعا" کشنده باشد خواه نباشد0
حالت دوم موقعی است که قصد قتل وجود ندارد، عمال نوعا"کشنده است ، عملی که انجام شده نوعا" کشنده است 0 در این حال هم قتل عمدی است 0
و در حالت سوم نه قصد قتل وجود دارد و نه عملی که انجام شده نوعا" کشنده است 0 وضعیت مقتول سبب می شود که مرگ حادث بشود و قتل عمدی است 0
آنچه که به نظر بنده می رسد این است که درست است که درماده 206 قانون مجازات اسلامی که مقررات عام است یعنی مقررات عام حاکم بر قتل عمدی است به کار اشاره می شود و در قانون مجازات اسلامی در باب شرکت در قتل به ضرب و جرح نباید اینطور استنباط کنیم که شرکت که در قتل منحصرا" با ضرب و جرح عملی می شود0 نه ، هر کاری که انجام شود و منتهی به مرگ شود با توجه به ضوابط شرکت درقتل ، می تواند شرکت در قتل به حساب بیاید0
با این توضیحاتی که عرض کردم حالا به اصل مساله می رسیم ،مساله این است ک سه نفر در این مورد به قصد تجاوز جنسی (آنچه مسلم است ) نه به قصد قتل اقداماتی انجام داده اند0 دادگاه مورد عمل جنسی نه به عنوان لواط، به عنوان تفخیذ متهمین را مجرم تشخیص داده و محکوم به حد تفخیذ کرده 0 بنابراین یک اقدامی ، یک کاری ازناحیه متهمین نسبت به شخص مورد نظر انجام شده 0 نحوه کار مشخص است ، پتو000 قرار گرفت به این ترتیب که مقصودشان ظاهرا" ماده 260 قانون آئین دادرسی کیفری است که به این ترتیب است که در امور کیفری گزارش مراجع انتظامی و نظر اهل خبره حجیت دارد مشروط بر اینکه حداقل دو نفر عادل باشند0
ایشان ظاهرا" منظورشان این است که معلوم نیست که در پرونده دو نفر کارشناس اظهارنظر کردن یا یک نفر، در هر حال آنچه که اینجا مطرح است از موضوع بحث ما خارج است ، بحث اختلاف شعبه با دادگاهها است 0 پزشک قانونی علت مرگ را مشخص می کند0 علت مرگ اگر واحده باشد شرکت در قتل منتفی است ، اگر متعدد باشد بحث شرکت در قتل قابل طرح است 0 حالا که عوامل متعدد است آیا عوامل متعدد با مرگ مرتبط است خواه به صورت یکسال خواه با اختلاف ، آنچه مسسلم است این سه نفر مرتکب تفخیذ شده اند، پزشک قانونی هم می گوید یکی از عوامل متعدد که باعث مرگ شده است نه یک عامل 0
از جمله عوامل ، فشاری است که به ناحیه تناسلی وارد می شود که طبق تشخیص پزشکان قانونی همان طوری ک دادگاه هم تحقیق کرده ازجمله موارد حساسس در بدن یکی زیر گلو است که ممکن است با یک فشار مختصر منتهی به مرگ شود0 مثلا" پدر از بیرون می آید بچه اش را بغل می کند به قصدنوازش زیر گلویش را می گیرد و بالاخره می کشد غافل از اینکه این محل حساس است موجب تلف بچه می شود0 ناحیه بالای شکم است به اصطلاح این هم از نقاط حساس است که اگر یک ضربه مختصری وارد بشود که نوعا" کشنده نیست در عمل منتهی به مرگ می شودوناحیه دیگر ناحیه تناسلی است 0 پزشک قانونی می گوید یکی ازعوامل واکنش و رفلکس است که در شخص در اثر فشار بر این ناحیه ایجادکرده است
دومین عامل فشاری است که به سر و صورت وارد شده و سومین عامل کمبود اکسیژن است 0 حالا در مورد کمبوداکسیژن یک مقدار مبهم است که چون می گوید چه اطاق چه اقداماتی که نسبت به مقتول انجام شده یعنی یک مورد نظرش در مورد کاهش اکسیژن این است که اطاق حالا به چه جهت اکسیژن کافی نداشتت خوب اگر این ترتیب صحیح باشد ما این عامل را باید نفی کنیم چون به متهمین ارتباطی ندارد در یک محلی عمدا" در این محل این کار را قبلا" تدارک ندیده اند اما اینکه فشار آوردند پتو انداختند و به نحوی فشار آورند حداقل این است که هر سه نفر در دو عامل مشترک هستند یکی در فشار بر سرو صورت و ایجاد خفگی و دوم ایجاد رفلکس ، بنابراین به نظر من قتل عمدی است ، از مصادیق شکرت در قتل است نه غیر عمد وهمانطوری که عرض کردم برای من در حال حاضر مستند شعبه محترم دیوانعالی کشور در اینکه سه نفر باید دیه بپردازند روشن نیست حالا اگر بعد فرمودند ما در خدمتتان هستیم 0

رئیس : جناب آقای سلیمی
موضوع پرونده این است که سه نفر مرد جوان ، پتوئی را بر سر مردی پیچیده و به نوبت روی سر او نشسته اند تا دیگری با او عمل شنیع لواط انجام داده و پس از اینکه سر او رابازکرده انددیده اند خرخر می کند و این عمل متهمین منجر به مرگ مجنی علیه گردیده است 0
ظاهر امر این است که قضات محترم شعبه دیوانعالی کشور و قضات دادگاهها در این جهت اتفاق نظر دارند که جانیان قصد قتل مجنی علهی را نداشته اند0 بنابراین مورد مشمول بند الف ماده 206 قانون مجارات اسلامی نبوده است 0
همچنین ظاهرا" محاکم و شعبه دیوان عای کشور اتفاق نظر دارند که نسبت قتل به هر سه نفر علی السویه است 0 یعنی هر سه نفر پتو را به سر مقتول پیچیده و روی سر او نشسته اند الا اینکه دادگاه عمل متهمین را کشنده نوی دانسته و آنان را به قصاص نفس محکوم نموده اند ولی شعبه دیوان عالی کشور عمل آنان را مایقتل به نوعا" ندانسته و قصاص را تایید نکرده اند0 در عبارات بعضی از همکاران محترم بود که باید متهمین توجه به شکنده بودن عمل خودداشته باشند تا قتل عمد مصداق پیدا کند0
اما برداشت بنده از فتاوای فقها و قوانین موجود این است که لزومی ندارد که متهمین توجه به کشنده بودن کاری که انجام می دهند داشته باشند و فقط آنچه که در تحقق قتل عمد لازم است این است که قاتل کاری را که نوعا" کشنده است با قصد واراده انجام داده باشد0 توضیح مطلب این که گاهی چنین عملی از کسی که توجه به عملش ندارد انجام می گیرد در اینجا چون عملی که نوعا" کشنده است با قصد جانی همراه نیست قتل عمد نمی باشد ولی در مانحن فیه سه نفر عامدا" و قاصدا" پتو را بر سر او پیچیده و روی سرش نشسته اند و این عمل آ;ان منتهی به مرگ مجنی علیه گردیده است 0 بنابراین نسبت به فعل انجام شده قاصر بوده اند و همین مقدار نیز جهت تحقق قتل عمد کفایت می کند0
فتوای حضرت امام حمینی (قدص سره ) را در این زمینه یادآور می شوم که می فرماید: یتحقق العمدبلااشکال بقصد القتل بفعل یقتل بمثله نوعا" و کذا بقصد فعل یقتل به نوعا" و ان لم یقصدالقتل 0
عبارت امام (ره ) صریح است در اینکه اگر کاری که نوعا" کشنده است با قصد انجام بگیرد قتل ع مد محسوب خواهدشد0
تدوین کنندگان قانون محازات اسلامی نیز از فتوای امام (ره ) همین استفاده را نموده و در بند ب ماده 206 فعلی را که نوعا" کشنده است چنانچه جائی قاصدا" انجام دهد، قتل عمد دانسته اند که متن قانون را ذیلا" عرض می کنم 0
ب مواردی که قاتل عمدا" کاری را انجام دهد که نوعا" کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد0
چون کرا انجام شده پتو به سر کسی پیچیدن و روی سراو نشستن که مانع تنفس و موجب مرگ مجنی علیه خواهد بو و این عمل را هر سه نفر مشترکا" انجام داده اند بنابراین قتل به هر سه نفر منتسب است و رای دادگاهها صحیح بوده و مورد تایید است 0
البته اگر کار انجام شده و نوعا" کشنده نبوده و نسبت به مجنی علیه که بیمار یا پیر یا ناتوان و کودک است موجب مرگ گردد، لازم است جائی به ناتوانی یا دیگر جهات مذکوره توجه داشته باشد که ربطی به موضوع مطروحه در این پرونده ندارد0

رئیس : کفایت مذاکرات را اعلام می کنم 0 جناب آقای ادیب رضوی نظریه جناب آقای دادستان محترم کل کشور را قرائت فرمایند0
نظر به اینکه هر سه متهم صریحا" اقرار نموده اند که به نوبت با مقتول عمل تفخیذ انجام داده اند و برای جلوگیری از مقاومت او یک نفر از آنها پتویی بر سر مقتول انداخته و روی آن نشسته ،متهم دیگر دستهای مقتول را گرفته و سومین نفر روی باسناو رفته و با او عمل تفخیذ انجام داده و به همین ترتیب هر سه جاهای خود را عوض کرده اند و بعد از خاتمه کار مشاهده نموده اند مقتول دیگر حرکتی ندارد و مرده است که از ترس اقدام به فرار نمودند و در نظریه های پزشکی علت مرگ فشار بر نواحی سر و صورت و گردن مقتول و کاهش اکسیژن و ایجاد حال خفقان اعلام گردیده است 0
بنابراین هرچند متهمین ادعا نموده اند قصد قتل نداشته لکن چون با انداختن پتو بر سر مقتول و فشار بر نواحی سر و گردن او از رسیدن هوای کافی و ایجاد حالت خفقان برای او شده اند عمل آنها نوعا" کشنده بوده و چون هر سه نفر در این کار مشارکت داشته اند مورد از مصادیق شکرت در قتل عمدی است 0
آراء دادگاها بر قصاص نفس متهمین پس از تودیع دو ثلث دیه رای هر یک موجه بوده معتقد به تایید آن می باشد0

رئیس : آقایان آراء خود را لطفا" دراوراق رای مرقوم فرمایند0

تعداد حاضرین در جلسه 31 نفر بودند که اکثریت به تعداد18 نفر رای دادگاهها را صحیح تشخیص دادند و اقلیت 13 نفر رای شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشور را پذیرفته اند0

مرجع :
کتاب مذاکرات وآراء هیات عمومی دیوان عالی کشور سال 1375
دفترمطالعات وتحقیقات دیوان عالی کشور، چاپ اول 1377
128

نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
9
تاریخ تصویب :
1375/04/26
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :