جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09177612207 در تماس باشید.


رای شماره : 25 - 4/10/1375

هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور(اصراری )
با توجه به اینکه طفرالله 000 متعاقب درگیری با متهم و دراثر ضربات مشت وی به داخل جوی آب افتاده و به علت داشتن بیماری قلبی و منقلب شدن حالش قبل از رسیدن به بیمارستان فوت شده و با وجود اینکه علت مرگ وی انفارکتوس (سکته قلبی ) اعلام گردیده طبق تشخیص پزشکی قانونی گلاویزی و درگیری و هیجان و اضطراب ناشی از امور مزبور در بروز سکته قلبی موثر بوه واین تشخیص با اوضاع و احوال قضیه با واقعیات منعکس در پرونده نیز منطبق می باشدوبااین ترتیب هرچند عمدی بودن قتل بعلت فقد دلیل در مورد آگاهی متهم از وجود بیماری قلبی منتفی است شبه عمد بودن قتل قابل تردید نیست صدور حکم برائت کلی برخلاف مقررات و اعتراض تجدیدنظر خواه وارد است 0 بنابجهات مذکوره دادنامه شماره 75/50 صادره ازشعبه 16دادگاه عمومی شیراز باستناد بند((ج )) ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به اکثریت آراء نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه دیگری از دادگاههای عمومی شیراز ارجاع می شود0
هیات عمومی دیوانعالی کشور(شعب کیفری )

132
* سابقه *
رای اصراری کیفری 137525

چنانچه هیجان ناشی از درگیری سبب بروز سکته قبلی منتهی به مرگ گردد عمل مرتکب قتل شبه عمد تلقی می گردد0

شماره رای : 425/10/1375
شماره پرونده : 137530
شماره جلسه : 137535

علت طرح : اختلاف نظر بین شعبه سوم دادگاه عالی انتظامی قضات قائم مقام شعبه دیوانعالی کشور با دادگاههای عمومی شیراز

قتل شبه عمد
درگیر منتهی به سکته قلبی
موضوع : نقض حکم
قانون مجازات اسلامی : ماده 206

در ساعت 11 روز سه شنبه مورخ 4/10/1375 جلسه هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور بریاست حضرت آیت الله محمدمحمدی گیلانی رئیس دیوانعالی کشور و با حضور جنابان آقایان قضات دیوان عالی کشورو نماینده جناب آقای دادستان کل کشور تشکی لو با اعلام ریاست دیوان عالی کشور رسمیت یافت 0

رئیس : دادنامه شماره 31205/6/1375 شعبه سوم دادگاه عالی انتظامی قضات جانشین شعبه دیوان عالی کشور بتصدی جناب آقای علی شاهرخی رئیس و جناب آقای یوسف یزدانی مستشار مطرح است 0 جناب آقای یزدانی دادنامه شعبه را قرائت فرمایند0
خلاصه جریان پرونده : همانطور که در گزراش قبلی بیان گردیده بموجب کیفرخواست شماره 1435/6/73 صادره از دادسرای عمومی وقت مرودشت آقای عبدالعظیم 000 فرزند عنایت الله سرباز اهل و ساکن مرودشت به اتهام قتل عمدی مرحوم ظفرالله 000 38 ساله تحت تعقیب قرار گرفته باستناد شکایت اولیاءدم و اقرار متهم مبنی بردرگیری با مرحوم نامبرده و گواهی پزشکی قانونی طبق بندج ماده 206 قانون مجازات اسلامی تقاضای تعیین مجازات درباره متهم مذکورگردیده است
اجمال قضیه اینکه حسب مختویات پرونده : در تاریخ 7/2/73 حوالی عصر آقای ظفرالله کشاورز فرزند امراالله ساکن روستای فخر آباد باتفاق سه نفر دیگر باسامی غلام امیری ونیاز شیروانی و علی صادقی مشغول آب یاری وامور دیگر زراعی در زمینهای خود بوده اند 0 آقای حاجی عنایت 000 بهمراه دو فرزندش بنامان عبدالعظیم و محمد رضا000 و دامادش سیدهاشم 000 با اتومبیل پیکان نزد آنان پیاده و در خصوص اختلاف میزان سهمیه آب بین عبدالعظیم 000ظفرالله 000(مقتول ) درگیری ایجاد و حسب اظهارات گواهان عینی حاضر در محل آقایان غلام ، نیاز وعلی ، متهم دوی ا سه ضربه با شمت به مقتول واردنموده و در اثر همان ضربات ظفرالله داخل جوی آب افتاد و بلحاظ داشتن ناراحتی قلبی حالش بشدت منقلب و قبل از رسیدن به بیمارستان فوت می نماید0 با معاینه جسد و کالبد شکافی و آسیب شناسی وسیله مرکز پزشکی قانونی استان فارس علت مرگ نامبرده انفارکتوس قلبی (سکته قلبی ) تعیین ودر صدر گزارش معاینه جسد آمده است در شانه چپ خراش سطحی و قرمزی و کمی تورم در شانه راست چند نقطه قرمز رنگ مشهود است و اضافه شد در بروز سکته قلبی در افراد مستعد عوامل متعدد از قبیل درگیری ، گلاویزی ، هیجان ، اضطراب وکلا" حالات استرس زا دخالت دارند و در این فرد بخصوص با توجه به وضع عروق قلب هرنوع اعمال از قبیل درگیری ، گلاویزی ، فحاشی و دعوا ومرافعه که موجب هیجان و اضطراب گردد می تواند در بروز سکته قلبی بالنتیجه مرگ موثر باشد0
با وصول گزارش سپاه به دادسرا پروند امر با بازپرس شعبه دوم داسرای عمومی وقت مرودشت ارجاع و بازپرس از عبدالعظیم فرزند عنایت الله 23ساله سرباز بنام متهم تحقیق و به ارتکاب ایراد ضرب عمدی منتهی به قتل مرحوم ظفرالله کشاورز تفهیم اتهام نموده ،متهم دفاعا" اظهار داشت درگیری لفظی بوده وهیچگونه زد وخورد وکتک کاری در بین نبوده است 0 بازپرس در تاریخ 11/2/73 به لحاظ جنائی بودن موضوع اتهام قرار بازداشت موقت وی را صادرکرده است 0همچنین از اولیاءدم شامل پدر ومادر و همسر مقتول به اسامی امرالله کشاورز زرافشان و پوران تحقیق بعمل آورده ، حملگی اظهار داشتند: مقتول عارضه قلی داشته ، لکن سالم به سر زمین رفته ودر اثر دعوی ب ه قتل رسیده ، از عبدالعظیم 000بعنوان قاتل شکایت دارند0 آقای صدراللع پاپری ویکل دادگستری با ارائه وکالتنامه خود را وکیل اولیاءدم معرفی کرده است تحقیقاتی که وسیله پاسگاه انتظامی و بازپرسی از گواهان و شهود عینی قضیه بعمل آمده چند نفر اظهارداشتند درگیری لفظی و در حد فحاشی بوده و عده دیگر ایراد ضرب با مشت وسیله عبدالعظیم را گواهی کرده اند0 آقای علی اصغر توکلی وکیل دادگستری با ارائه وکالتامه خود را وکیل متهم (عبدالعظیم 000) معرفی کرده است 0 آقای بازپرس پس از تحقیقات از مطلعین قضیه در مورخه 9/4/73 متهم را از زندان احضار و باستناد نظریه پزشک قانونی و تحقیقات انجام شده بلحاظ اینکه قتل مزبور عمدی نمی باشد متهم رابه ارتکاب قتل غریعمدی تفهیم اتهام نموده و دفاع وی را منعکس وآخرین دفاع اخذ سپس در تاریخ 14/4/73 در خصوص اتهام متهم موصوف به قتل عمدی مرحوم ظفرالله با دلایل منعکسه در نظریه بازپرس قرار منع پیگرد صادر نموده لکن در مورد اتهام وی به تقل غیرعمدی مرحوم ظفرالله باستناد محتویات محتویات پرونده قرار مجرمیت صادر که به تایید دادستان رسیده 0
چون قرار منع پیگرد آقای بازپرس درخصوص قتل عمدی مورد اعتراض وکیل اولیاءدم قرار گرفته ، پرونده در دادگاه کیفری 2 مرودشت مطرح و پس از رفع نقایص مورد نظر دادگاه ، وسله بازپرسی ، درجلسه مورخ 27/5/73 اعتراض به قرار صادره را وارد تشخیص ، ضمن فسخ قرار منع پیگرد، قرار جلب متهم به دادرسی به اتهام قتل عمدی را صادر کرده است 0
بازپرس بر اساس رای دادگاه کیفری 2قرارمجرمیت متهم (عبدالعظیم ) را مبنی بر قتل عمدی ظفرالله اعلام و دادسرا هم کیفرخواست قتل عمدی بشرح فوق الاشعار صادر و پرونده را به دادگاه کیفری یک شیراز ارسال که به شعبه 13 کیفری یک شیراز ارجاع شده دادگاه مرجوع الیه در تاریخ 31/6/73 حسب درخواست وکیل متهم قرار بازداشت موقت متهم را به تودیع وثقه بمبلغ پنجاه میلیون ریال تبدیل با تودیع وثیقه در تاریخ 3/7/73 از زندان آزاد شده است 0 با اجراء قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب پرونده به شعبه 20 دادگاه عمومی شیراز ارجاع شد0
و دادگاه مرجوع الیه با تشکیل جلسه دادرسی وبااستماع اظهارات شکات واولیاءدم و مدافعات متهم و وکیل وی با ختم رسیدگی مبادرت به صدور حکم نموده خلاصه آن بشرح ذیل است 0
در خصوص اتهام عبدالعظیم 000 فرزند عنایت الله 22 ساله دایربه قتل عمدی مرحوم ظفرالله کشاورز باستناد اینکه اظهارات گواهان متناقض است و مفاد نامه مورخ 8/4/73 دفتر پرستاری بیمارستان مرودشت دلالت بر آثار جزئی خراش سطحی و قرمزی وتورم درشانه راست و شانه چپ متوفی دراد و نظریه مرکز پزشکی قانونی شیراز دلالت بر سکته قلبی نامبدره که مستعد سکته بوده است و سوباق قبلی و قدیمی بیماری داشته است و000 توجها" به مدافعات متهم وعدم احرازایراد ضرب بجهت فقد دلیل اثباتی حکم بر برائت متهم صادر می نماید0
این حکم مورد اعتراض وکیل اولیاءدم واقع و پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال ، جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شد و این پس از رسیدگی بموجب دادنامه شماره 27/8/74 حکم به نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته بشرح ذیل صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دیگر دادگاه عمومی شیراز ارجاع گردید:
با توجه به جامع اوراق پرونده رای صادره مخدوش به نظرمی رسد زیرا گواهی پزشکی قانون استان فارس علت مرگ ظفرالله 000 37 ساله را انفارکتوس قبلی (سکته قلبی ) تشخیص و اضافه شد در افرادمستعد عوامل متعددی از قبیل درگیری و فحاشی و هیجان و دعوی ومرافعه 00 می تواند در بروز سکته قلبی وبالنتیجه مرگ موثرباشد ودرمانحن فیه با اینکه ایجاد درگیری وفحاشی بین متهم و متقول که منتهی به سکته قلی و مرگ مقتول شده با توجه به دلایل پروند بخصوص اظهارات متهم و مدافعات وکیل وی محرز و ثابت می باشد و دادگاه بدوی بدون توجه به مراتب فوق مبادرت به صدور رای نموده است لذا طبق بند د ماده 23 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی به شعبه دیگر دادگاه عمومی شیراز ارجاع می گردد0
با وصول پروده به دادگستری شیراز بدستور معاون قضائی پرونده به شعبه 16 دادگاه عمومی شیراز ارجاع شد0 دادگاه مرجوع الیه جلسات دادرسی با حضور اولیاءدم و وکیل آنان ومتهم و وکیل انتخابی وی تشکیل و با تحقیق از طرفین و وکلای آنان و گواهان معرفی شده با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور حکم نموده خلاصه آن بشرح ذیل است
دادرس شعبه 16 دادگاه عمومی شیراز ضمن تشریح جریان پرونده و اظهارات طرفین و دلایل پرونده ونظریه پزشکی قانونی در مقدمه رای برا یصدور حکم برائت متهم چنین استدلال کرده است با توجه به اظهارات متهم که درگیری لفظی بین خود و مرحوم ظفرالله 000راتایید و بیش از آن منکر شده و مدافعات آقای وکیل متهم و گواهی های متعدد پزشکی و سایر محتویات پرونده احراز این مساله اهمیت دارد که آیا بین عمل انجام شده توسط متهم عبدالعظیم 000 و مرگ مرحوم ظفرالله رابطه ای وجوددارد یا خیر؟ در برسی دقیق در گواهیهای پزشکی بخصوص گواهی پاتولوژی یاآسیب شناسی علائم سکته وافنارکتوس های قبلی ترمیم شده در دیگر قسمتها که علل و عوامل گوناگون رامتحمل در بروز سکته مرحوم ظفرالله اعلام کرده است چگون می توان عبدالعظیم را موثر در مرگ کسی دانست که در آستانه مرگ قرار داشته و با قلبی زندگی می کرده که تقریبا" از کار افتاد بوده ، علیهذا بعلل یاد شده و اینکه هیچگونه رابطه و سبی بین فوت مرحوم ظفرالله و عمل متهم احراز نمی شود مجددا" برائت وی اعلام می شود0 این رای اصراری بوده و در صورت نقض توسط دیوان عالی کشور در هیات عمومی دیوان عالی کشور مطرح خواهد شد0
این حکم از ناحیه اولیاءدم و وکیل بعضی از آنان مورد اعتراض واقع وتقاضای رسیدگی در مرحله تجدیدنظر بعمل آمده پرونده به دیوانعالی کشر ارسال جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است
خلاصه لوایح اعتراضیه این است شهود عینین حاضر در صحنه درگیری با اتیان سوگند مجدد برای چندمین بار در دادگاه منجزا" ارتکاب ضرب وشتم از ناحیه متهم به مقتول را شهادت داده اند0ب خصوص که متهم در جلسه مورخ 19/12/74 در دادگاه اظهار داشت که شهود حاضر شهود طرفین می باشد و من هم هشادت آنان را قبول دارم 0 دادرس دادگاه شخصی را که مشغول فعالیت کار وکشاورزی بوده در آستانه مرگ و قلب او ار کار افتاده اعلام می کنند0 خلاف واقعیت است و در ذیل لایحه آمده است دلایل ومستندات کافی بر بزهکاری متهم ابراز و اقامه شده تقاضای نقض دانامه تجدیدنظر خواسته و صدور حکم بر محکومیت متهم را دارد0 عین لوایح اعتراضیه در جلسه شورقرائت می گردد0
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای یوسف یزدانی عضو ممیز وارواق پروند هونظریه کتبی آقای قاسمیان دادیار دیوان عالی کشور اجمالا" مبنی بر اینکه : اتهام متهم درحد قتل غیرعمدی ثابت دادنامه اخیرالذکرازاین حیث مخدوش است ،مشاوره نموده چنین اتخاذ تصمیم می نماید:
نظر به اینکه تعدادی از شهود عینی قضیه گواه داده انددرحالیکه مقتول در زمین خود مشغول آبیاری و کارزراعتی بوده متهم و پدر و برادرانش با ورود به محل کار مشارالیه با وی درگیر و در اثر ضربات وارده از ناحیه متهم بداخل جوی افتاده و قبل از رسیدن به بیمارستان فوت نموده است 0 پزشکی قانونی شیراز نیز بشرح صورتجلسه معاینه جسد مورخ 10/2/74 اعلام کرد است (( در شانه چپ خراش سطحی و قرمریی مشهود است 0)) و در نظریه شماره 73153 مورخ 9/3/74هم ضمن اینکه علت مرگ مقتول را سکته قلبی تعیین نموده اضافه کرده است ((000 در بروز سکته قلبی در افراد مستعد عوامل متعدد از قبیل درگیری ، گلاویزی ، هیجان ، اضطراب و حالت استرس دخالت دارند و در این فرد بخصوص با توجه به وضع عروق قلب هر نوع عامل از قبیل درگیری ، گلاویزی ، فحاشی و دعوی و مراعفه که موجب هیجان و اضطراب گردد می تواند در بروز سکته قلبی و بالنتیجه مرگ موثر باشد0)) بنا به مراتب حکم بر برائت متهم پرونده از اتهام قتل ظفرالله 00 بطور مطلق (اعم از عمدی و غیرعمدی ) آنهم با این استدلال که ((مقتول در آستانه مرگ قرار داشته و با قلبی زندگی می کرده که تقریبا"از کار افتاده بوده و هیچگونه رابطه سببی بین فوت مرحوم ظفرالله 00 و عمل متهم عبدالعظیم 000احراز نمی شود0)) بر خلاف مندرجات و مستندات پرونده اصدرا یافته و دادنامه تجدیدنظر خواسته ازاین حیث مخدوش تشخیص می گردد النهایه چون رای صادره اصراری است مقرر می دارد پرونده در اجرای بندج ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب جهت طرح در هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور به دبیرخانه آن دیوان ارسال شود0
]شعبه سوم دادگاه انتظامی قضات بجانشینی شعبه دیوان عالی کشور[

رئیس : جناب آقای عروجی
همانطور که عنایت دارید هر دو محکمه حکم به برائت متهم را از هرگونه قتلی داده اند طبق آئین دادرسی براساس شرع وقانون اگر هیچگونه دلیل اثباتی از طرف مدتی ارائه نشود نوبت به تحلیف می رسد یغنی باید از متهم می خواست که نسبت به برائت خودش به عنوان منکر قسم بخورد0 در هر دو محکمه این نقص به چشم می خورد اگر این مساله اثر ماهوی نداشته باشد در حدی که جلوی طرح پرونده را در دیوان بگیرد بنده عرضی ندارم تا برسد به مرحله ماهیتی که مطالبی را به عرض خواهم رساند0

رئیس : جناب آقای سپهوند
مطلبی که فرمودند مورد تائید است اگر در قتل عمدی به علت فقد دلیل حکم برائت صادر شود مدعی حق دارد مدعی علیه را قسم بدهد که برای برائت و بیگناهی خود قسم بخورد ممکن است قسم نکول بشود ای بسا با ترتیباتی که فعلا" هست موضوع منتهی به توقیف دادرسی شود0 پرونده از این بابت نقص دارد0 و در مورد دیگر اینکه دادگاه اول به علت فقد دلیل حکم برائت صادر کرده ولی دادگاه دوم بلحاظ احراز رابطه علیت و سببیت این دو تا باهم فرق دارد یعنی اولی می گوید اگر دلیل باشد من می توانم حکم بدهم که این قاتل است 0 دادگاه دوم می گوید بر فرض هم که دلیل باشد رابطه ای وجود ندارد0 بنابراین این دو پرونده اصراری نیستند با هم تفاوت دارند و نمی تواند قابل طرح باشد0

رئیس : جناب آقای نیری
در مواردی که نیاز به تحلیف هست یا نکول ، اینها در اینجا مطرح نیست آنجا موردی است که کسی را بعنوان متهم درقتل گرفته اند طرف دلیل ندارد این آقا منکر است آن موقع جای این مساله است 0 ولی اینجا که آن مورد نیست دو نفر با همدیگر مشاجره کرده اند در این حد که فحش داده اند مسلم است در اینکه آیا مشتی هم رد و بدل شده بعضی ها شهادت داده اند که مشت زده شده آیا مشتی هم ردو بدل شده بعضی ها شهادت داده اند که مشت زده شده بعضی ها گفته اند که فقط در حد مشاجره لفقظی بوده و این آقامدعی است که بعضی هاگفته اند که فقط در حد مشاجره لفظی بوده و این آقا مدعی است که این چون مریض بوده قلبش از کار افتاده بوده خودش سکته کرده مرده که این چون مریض بوده قلبش هم از کار افتاده بوده خودش سکته کرده مرده که اگر ما مشاجره هم نمی کردیم تانیم ساعت دیگر خودش می مرد0آنجا که باید قسم خورد یا قسم داد یا نکول و اینها در صورتی است که طرف یا نکار دارد یا مساله دیگری است طرف هم چون دلیل ندارد می گویند آقا شما قسم بخورید0

رئیس : جناب آقای شبیری
یک قسمت به نظرم همین بود که آقای نیری فرمودند0اینجاقضیه برمی گردد به اینکه علت قتل را مشت زدن به متهم می دانند0 یکی می گوید مشت زده ، آن یکی می گوید نه من نزدم 0 اینجا به قسم هست 0 اما دادگاه راجع به این اصلا" نمی گوید0 می گوید که مشت حالا زده باشد یا نزده باشد این با انفارکتوس از دنیا رفته ، این استناد قتل اگر هم ثابت شود می گوید قسم بخورد یا نخوردموثرنیست 0 قهرا" اینجا احتیاج به قسم نیست 0 این اشکال دومی هم که جناب آقای سپهوند فرمودند در حقیقت اولی و دومی هر دو یک جهت را می خواهند بگویند ولو تغییرات یک مقدار فرق می کند اولی و دومی هردومی گویند که این مربط به انفارکتوس بوده نه اینکه ثابت نیست یکی می گوید که ثابت است اینها هر دو جهت را می گویند، لذا بنظر من قابل طرح است هر دو دادگاه یک جور رای داده اند و در برابر نظردیوان عالی کشور رای اصراری داده اند0

رئیس : آقایان چنانچه قابل طرح می دانند دست مبارکشان رابلند کنند،خوب اکثریت قریب به انفاق قابل طرح دانستند، جناب آقای مفید بفرمائید0
همانطور که در گزارش آمده است و گزارش بسیار منظم و جمع و جوری هم بوده مساله تقریبا" بنظر من روشن است 0 اظهاراتی که شهود کردند گرچه دو دسته شاهد است یک عده شهود شهادت داده اند صریحا" ما دیدیم این آقا دست گذاشت او را توی جوی انداخت و کتکش زد که این شهادت هست آثاری در بدن این شخص از نظر پزشکی قانونی وجود دارد و شهود هم مورد قبول خود متهم است و شهود را رد نکرده که بگوید نخیر من شهود را قبول ندارم می گوید شهود، شهود طرفین است شهودی هم آمده اند گفته اند نخیر صرفا" درگیری لفطی بوه است 0
نظر پزشکی قانونی هم که هم آثاری در بدن او و هم مساله مرگ را که حالا در اثر استرس بوده ، اضطراب یا ناراحتی بوده که اینها هم می تواند سبب قتل بشود و آثاری هم که بدن اوبوده شهادت کجا زخم است ، کجا سیاه شده ؟ همه اینها دلیل بر این است که این شخصی که مشغول کار بوده و سالم از خانه بیرون آمده بدون جهت بدنش آثار و جراحت پیدا نمی کند و این انکاری که این آقا کرده است هیچ درست نیست 0
اما مساله اینکه آیا این ضربات یا ولو درگیری لفظی یک جوان 22 ساله در مقابل یک پیرمردی که فرض مریض بوده و ناراحتی داشته با او روبرو بشود و به او فحش بدهد ناراحتی ایجاد بکند0
حضار: متوفی 37 ساله بوده 0
در هر حال مریض بوده و این باعث هیجانش شده بنابراین لازم نیست که ما بگوئیم که چون این ضربات کشنده نبوده این شخص قاتل نیست 0
رئیس : جناب آقای آموزگار
اجازه می دهید من قبل از اینکه وارد صحبت بشوم نظریه پزشکی قانونی را هم بخوانم :
عطف به شماره 000 و پیرو صورتجلسه معاینه جسد نتیجه آزمایش آسیب شناسی قلب و ریه مرحوم ظفرالله که از بخش پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شیراز رسیده است بشرح زیر اعلام می گردد0 گرفتگی عروق کرونر قلب در شاخه های متعدد آن مشاهده شده است که علت نرسیدن خون به علت گرفتگی رگها می باشد0 مناطق وسیعی ازعضلات قسمت قدامی و طرف بطن چپ و نیز دیواره بین بطن فیبروزوعلائم مشخص میکروسکوپی دال بر اسکیمیهای قبلی و قدیمی و نیز انفارکتوس میوکارد سابق بین قوسین (توضیح داده میوکارد یعنی چه ؟ ترمیم شده ) توسط نسج فیبروز را نشان می دهد با ارسال فتوکپی گزارش بخش پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شیراز چنانچه ملاحظه می فرمائید علت مرگ نامبرده انفارکتوس قلبی سکته قلبی بیون قوسین می باشد0 توضیح اینکه در بروز سکته قلبی در افراد مستعد عوامل متعددی از قبیل درگیری ، گلاویزی ، هیجان ، اضطراب و کلا" حالات استرس زا دخالت دارند در این فرد بخوصص با توجه به وضع عروق و هر نوع عامل از درگیری و گلاویزی و فحاشی و دعوی و مرافعه وموجب هیجان اضطراب گرددمی تواند در بروز سکته قلبی و بالنتیجه مرگ موثر باشد0 این نظریه پزشکی قانونی 0
اما عرض بنده این است که در اینجا اصلا" هیچ انتسابی به این آقای مهم وارد نیست چرا؟ چون که طبق قانون مجازات اسلامی وماده 206 قتل را تعریف کرده همانطوری که ایشان بیان کردند من دیگر تکرار نمی کنم 0 بند اول ودومش که نیست می ماند بندج : اینجااینکه بگوئیم این آقای متهم کاملا" خبر داشته که این آقا مریض است با تفاصیلی که پزش نوشته مریض است که اگر یک هیجان قلبی به او وارد بشود و یا یک هیجان عصبی در او ایجاد بشود منجر به انفارکتوس احتمالا" می کشد به آ;جا این خودش تحمیل بر متهم است 0 اوراق پرونده و متن حکم دادگاه بدوی و مرجوع الیه اصلا" حکایت از این مساله ندارد0 بناراین این مساله منتفی است 0 پس کل مواردی که در قتل عمده آمده است کلا" منتفی است 0 ماهستمی و سببیت این آقا برای قتل 0 در باب سببیت آنچه از روایات از فلتاوای معتبر استفاده می شود اسباب بر دو گونه هستند0 یک اسباب اعدادیه هستند که مقدمات اولیه را می چینند دوم علت تامه ، توضیح می دهم که البته برای خودم توضیح می دهم شاید مفید باشد تکرارش 0 فرض کنید دو نفر دارند با هم مشاجره لفظی می کنند یک آقایی هم آ;جا نشتسه دارد قالب خشت می زند گل درست کرده دارد قالبهایش ار اتفاقا" خشک شده به صورت نیمه آجر در آمده این آقا که دارد مشاجره می کند یک مرتبه می رود یک دانه از خشتها رابلندمی کند محکم می زند به کله این آقا می کشدش 0 آیا کسی هست بگوید این آقایی که خشتگر هست و عرض کنم خشت درست می کند این عمل او سبب مرگ این آقا شده اگر این آقا نبود پس آجر پیدا نمی شد پس این آقا آجر را بلند نمی کرد و به اونمی زد مقدمات اعداد یعنی در گزارش نظریه پزشکی قانونی آمده است سابقه انفارکتوس داشته ، گرفتگی قلب داشته مسائلی از این قبیل ما اگر نتوانستیم بندج را ثابت کنیم بر علیه متهم که اگر ثابت بشود مساله دیگری است فعلا" مطرح نیست اگر بگوئیم این چون هم محلی بوده و خبر داشته پس این خبر داشته این تحمیل به متهم است 0 اصل عدمش است وقتی شک هم هست عدمش است 0 بنابراین درگیری و گلاویزی و حتی اگر مشت هم زده باشد که مشت منجر به قتل نخواهد شد، ]دلالت براتنساب قتل به متهم نخواهد کرد0[

رئیس : جناب آقای عامری
البته بند هم با یک مقدار از نظریات جناب آقای مفید موافق هستم البته نه با تقل عمدی من با قتل غیرعمدی و شبه عمدی دراین قضیه موافق هستم و آن هم روی این جهت که وقتی ما دردادگاههای کیفری کار می کردیم نظیر این موضوع زیاد اتفاق افتاد که کسانی در اثر درگیری ونزاع جان می سپردند و بعد هم آقایان اطباء و متخصصین علت تامه و اصلی مرگ را نه علت اصلی مرگ را همان مساله انفارکتوس اعلام می کردند اما می گفتند این نزاغ و درگیری مرگ را تسریع می کند که اگر این نزاع و درگیری نبود ممکن بود این شخص که انفارکتوس دارد ده سال دیگر زنده بماند ولی این نزاع سبب شد ک مرگ او را تسریع کرد0
این را در خیلی از موارد به این نحو بیان کرده اند روی این جهت موضوع مطروحه بهمین نحو است 0 اولا" متهم با همراهانش آمده داخل در ملک مقتول شده و نزاع در آنجا وقاع شده یعنی علت نزاع و سبب نزاع را هم مقتول فراهم نکرده بلکه این متهم بوده که آمده موجب نزاع شده و آنچه که مسم است قدر مسلم درگیری هست ، یا لفظی یا اگر آن مساله باشد که وی را زده توی جوی انداخته باشدخلاصه در اثر این نزاغ ودرگیری هیجانی به او دست داده که موجب قتل وی شده ولو انفارکتوس هم باشد ولی عرض کردم این هیجان تسریع در قتل کرده جمع بین حقین چنین است که متهم دیه باید پرداخت بکند0

رئیس : جناب آقای شبیری
شخصی که متهم به قتل است باید ببینیم چه عملی انجام داده و قتل چطور به او می تواند مستند باشد اینجا آنکه گفته شده تعدادی را خودش قبول دراد آمدند گفتگو کردند، گفتگوی لفظی و فحاشی بوده شهود هم بعضی ها آمدند گفتند که این مشت زد و این افتادتوی جوی 0 اینجا علت مرگ را پزشک نگفته مشت بوده در جوی افتادن را مطرح نکرده گفته انفارکتوس بوده در مورد انفارکتوس این شخص اولا" خودش سابقه کسالت داشته آ;چه مسلم است خودش سابقه داشته خبر داشته ، متهم معلوم نیست خبر داشته یا نداشته 0 ما فرض می کنیم که خود متهم هم خبر داشته می دانسته که این کسالت قلبی دارد اینجامقتول خودش آمده وارد زمین او شده کسی که کشالت قلبی دارد خودش باید خودش را از حوادث دور نگه دارد دعوابقول معروف 0000
حضار : متهم وارد شده
در این صورت پس اگر او وارد شده اینجا در عوایی که یاد می شود آن خشص خودش را باید کنار می کشید این استرس در دعوا چیزی که هست مربوط به خود شخص است اگر کسی در خیابان رد می شود کسالت دارد و ماشینی هم می آید عبور کند بوق می زند می پرد وسکته می کند می میرد این نمی شود به آن رانند هاستناد داد و بند ج در صورتی است که اولا" استنادش مسلم بشود و این هم اطلاع داشته باشد اگر مته از کسالت او خبر داشت و این کار را می کرد به او مستند می شد بند ج همان عمد هم شاملش می شد اما در ای صورت بنظر من هیچ استنادی به او نمی تواند داشته باشد رای دادگاهها بنظر من صحیح است 0
رئیس : جناب آقای نیری
اگر نظر مبارک آقایان باشد یک سال و دو ماه و دو روز کم قبل پرونده ای مشابه همین پرونده در جلسه هیات عمومی مطرح بوده که در یکی از روستاهای مشهد بین دو نفر بنام آقای میرزاعلی زارعی و میرزا حسن علوی در کوجه ای که منزلشان بوده دعوایی می شود و میرزا حسن علوی بعد از مقداری فحش و فحش کاری یک سیلی هم به میرزا علی زارعی می زند مردم می آیند سوایشان می کنند چند قدم که این آقا را می برندبه طرف منزلش سکته می کند و می افتد روی زمین تا می آیند خلاصه دکتر بیاورند این آقافوت می کند و میرزا حسن علوی در واقع باتهام قتل دستگیر می شود0 اگر نظر مبارک آقایان باشد در هیات عمومی مطرح شد و همین بحثها تکرار شد هیات عمومی در آن زمان بموجب رای شماره 223/8/1374 باین صورت رای داده :
نظر به اینکه استناد به قسامه و اجرای ترتیبات آن با وقوع قتل موجه می باشد و قتل شبه عمد که مستند محکومیت به پرداخت دیه اس بدون قصد قتل و با انجام کاری که نوعا" کشنده نیست محقق می شود و در مورد فوت مرحوم میرزا علی زراعی هر چند درگیری وی و متهم مسلم است اما شبکه بهداشت و درمان و پزشکی قانونی علت مرگ وی را بیماری قلبی اعلام دشاه است و این امر بادرگیری بطور کلی رابطه ای ندارد و ووقع قتل محقق نیست تا اتهامی متوجه متهم باشد لذا اعتراض وارد است و حکم تجدیدنظر خواسته بنظر اکثریت اعضاء هیات عمومی کیفری نقض و پرونده به شعبه ارجاع 000
معذرت می خواهم این را هم بایا اضافه کنم چون درآن زمان دادگاه مث همین شبهه ای که جناب آقای پیشنمازی داشتند آن دادگاه این شبهه را قوی گرفته بوده و لذا از باب لوث وارد شده بود، اولیاءدم هم از طریق قسامه وارد شده بودند ولی از نظر نتیجه رای گیری دراینجا با توجه به نظریه پزشکی قانونی اینطور رای داده شده است 0

رئیس : جناب آقای عروجی
ا;چه را که جناب نیری مطرح کردند نتیجه بحث و گفتگوها بوده ولی در واقع واقعیت امر به چه صورتی بوه خوب نه پرونده انیجا هست گزراش جلسه نه بحثهای مطروحه هیچ کدامش الان قابل استماع نیست چون موضوعا" منتفی است الان فقط نتیجه در دست است ولی آنچه ما در این پرونده براحت و بوضوح می بینیم این است که آقای 37 ساله با تمام قدرت در عین حال که سابقه بیماری داشته آمده مشغول کشاورزی بوده و این آقایان هم آمده اتند واردزمین او شده اند از مشاین پیاده شده اند درگیری و حتی به گفته شاهدان عینی ضربه هم براین آقا وارد کرده اند0 واقعیت امر این است که ما اگر لخت و عور قضیه را بخواهیم حاق مطلب را ببینیم اگر این درگیری و این ایراد ضرب به این آقا نبود انصافا" ما می توانستیم بگوئم این آقا می افتاد و می مرد و قضیه تمام می شد می رفت ؟ بندج ماده 206 صرفا" در رابطه با علم و آگاهی متهم موضوع را عمدمی کند یعنی عمد بودن قضیه مبتنی بر علم و آگاهی مسئول نیست به وضعیت روحی و جسمی مضروب و مصدوم هست یعنی اگر علم نباشد معنایش این نیست که چون عمد نیست پس اصل قضیه کلا" منتفی است خیر عمد بودن مبتنی بر علم است گرچه اینجا علم و آگاهی نداشته 0
آقایانی که می فرمایند هرگز اینجا هیچگون انتسابی به متهم از نظر قتل مطلقا" نیست عرض بنده این است که اگر این آقای متهم با علم و آگاهی به وضعیت روحی و جسمی مقتول و وضعیت قلبی مقتول درگیر می شد و این ضربه را وارد می کرد و پشت سر آن هم این آقا می مرد آیا این را چه حساب می کردید عمد حساب می کردید یا خیر؟ آیا عمد بوده یا نبوده آیا می گفتید این آقا مسئول است یا نه یقینا" همه شما عرض بنده را قبول دارید می فرمودید که بله چون آقا علم و آگاهی داشته و این ضربه و این درگیری را پیش آورده و این درگیری منتهی به قتل شده پس این آقا مسئزل است و قتل هم قتل عمدی است حالا علم و آگاهی نداشته عمد بودن قضیه موضوعا" منتفی می شود ولی آیا سببیت را می توانیم ما انیجا منکر باشیم بنظربنده تشخیص شعبه مخترم دیوان عالی کشور درست است لااقل باید این آقا محکوم به پرداخت دیه شود0

رئیس : جناب آقای پیشنمازی
در مسائل ساده تحقیقات زیاد مطلب را بیشتر پیچیده می کند، این مساله که پیش پا افتاده است و در اینه درگیری بین این دو نفر بوده حالا ما مشت هم نمی گوئیم همان لفظی ، و عرض کنم که پزشک هم گواهی کرده که در اثر انفارکتوس این مرده ، خیلی خوب تااینجا قبول ، ولی این انفارکتوس ناشی از چه شده خوبخود بود یا در اثر همین مشاجره لفظی این آقا بوده و بنابراینکه این مشاجره موجب انفارکتوس شده حالا اینجا بر فرض هم متهم می دانست که او ناراحتی قلبی دارد بسیارخوب این بایستی بداند که هیجان خطرناک است برای کسی که انفارکتوس دارد0 این را بداند، خود انفارکتوس را بداند فایده ندارد بایستی از سببیت بین هیجان وانفارکتوس هم اطلاع داشته باشد آگاهی داشته باشد تاش به عم یا عمد ثابت شود ولی قتل خطئی است و بحثی در آن نیست 0
حسب گواهی پزشکی هیجان عامل انفارکتوس می شود این آدم سالم بوده آمد سرزمینش دعوا کرده غالبا" این طور اتفاقات هم می افتدبا اطمینان به اینکه عمل او سبب انفارکتوس شده است 0 قتل خطئی مسلم است جای هیچ شبهه نیست 0

رئیس : جناب آقای رازی زاده
اصل قتل مشکوک است واقعا" سببیت اینکه سبب شده حالا این محرز است یا انیکه احتمال می دهدتمام صحبتهای آقای عروجی آقایانی که آن طرف قضیه هستند در حد یک احتمال است لذا من فکر کردم که ببرم در لوث مثل همان پرونده ای که خوانده شد مساله لوث هم که اولا" معارضه دراد یعنی اگر زدن مسلم بوده می شد که شبه عمد را پذیرفت 0
بااین مقدماتی که الان نسبت به این مقتول ما می بینیم اصلا" بردن اسم مقتول حالا مشکوک است باید بگوئیم متوفی ، این آقایان انفارکتوسی با یان مقدمات اصلا" در ذهن آدمهای عادی نمی آید که باید با این حجرف هم نزد، آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزند خودش هم این کار را نمی کند توی خانه هم گاهی اوقات تلخی می کند0 می خواهیم عرض کنم که همه این صحبتها درست درحدیک احتمال است نه اینکه سببیتی که قتل را ثابت کند که یا دیه را درخت خربره الله اکبر آقا یمفید می فرمایند عمد که دیگر هیچ اصلا" حرفش را نمی شو زد در نتیجه می خواهم بگویم واقعا" سببیت مشکوک است و حق با دادگاهها بوده و استدلالشان هم متین است 0

رئیس : جناب آقای ابراهیمی
آقای بازپرس دادسرای مرودشت در مورد ادعای اولیاءدم به قتل عمدی در قراری که صادر می کند قرار منع تعقیب کیفری صادر می کند و در خصوص قتل غیر عمد قرار مجرمیت صادر می کنداین قرار همانطوری که در گزارش هم آمده مورد موافقت آقای دادستان قرار می گیرد0 بعد وکیل اولیاءدم اعتراض می کنند و می گویند که ضارب عالما" عامدا" این هیجان را در او ایجاد کرده حالا به وسیله لفظ یا ضرب که این کشته بشود و این را می دانسته دادگاه کیفری 2 آن قرار منع تعقیب در مورد قتل عمد را فسخ کرده و دستور جلب به داردسی داده دستور جلب به دادرسی به خاطر قتل عمد و برائت هم ، برائت در مورد قتل عمد است 0
پس بنابراین قرا مجرمیت طرف راجع به قتل غیرعمدی بخودی خود باقی بوده منتها دیگر با وجود تقل عمد که دیگر ما نمی توانیم بگوئیم هم قتل عمد ه قتل غیر عمد، بنابراین قرار مجرمیت آن آقا به خاطر قتل غیر عمد فسخ شده و کیفرخواست برای قتل عمدصادرشده
شعبه محترم هم در اظهارنظرها که فرموده اند، نفرموده اند که مورد می تواند از موارد قتل خطئی یا شبه عمد باشد بهیچوجه معترض این موضوع نشده اند و در اینجا ما بخواهیم رای بدهیم نمی دانم حالا قتل عمد نیست پس قتل غیر عمد است و نظر شعبه محترم دست است 0 در هیچکدام از نظریات شعبه محترم ما نمی بینیم که منظور نظرشان این باشد که این از موارد قتل غیر عمد است و آنچه که در آن بندج مورد عنای آقایان قرار می گیرد و گرفته مساله علم طرف به کشنده بودن آن مقدار از علمش با توجه به وضعیت جسمی متوفی است که احراز این علم در رای اول دادگاه هم که در گزارش ما ندیدیم این دادگاه شعبه 20 شیراز
یکی از حضار: در بند ج علم نمی خواهد
به این مطلب باید آگاه باشد مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری که انجام می دهد نوعا" کشنده نیست ولی نسبت به طرف براثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آن نوعا" کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد بندج ماده مورد استناد، این علم و آگاهی آقای مشتکی عنه قضیه را به این مطلب از پرونده ما نمی توانیم احراز بکنیم دادگاه محترم رسیدگی کننده که آمده برائت صادر کرده شعبه 20 دادگاه عمومی در 10/4/74 بلحاظ سابقه بیماری شدید قلبی متوفی و مدافعات متهم و عدم احراز علم و اطلاع وی به بیماری متوفی و عدم احراز ایراد ضرب با توجه به معاینه جسدآمده حکم برائت صادر کرد این است که خواستم توضیحی داده باشم که مساله قتل غیر عمد نه در کیفرخواست مطرح است نه در دادگاه مورد نظر است و نه شعبه محترم دیوان به آن عنایت فرموده اند که بگویند موضوع از موارد قتل غیرعمدی است 0 ]لذا باید در مورد قتل عمدی اظهرانظر شود[

رئیس : مذاکرات به حد کافی بعمل آمد0 جناب آقای ادیب رضوی نظریه جناب آقای دادتسان کل کشور را قرائت فرمایند0

نظر به اینکه حسب اظهارچند نفر از شهود عینی متهم چندضربه مشت به مقتول زده که او داخل جوی آب افتاده و به علت ناراحتی قلبی حالش به شدت منقلب و قبل از رسیدن به بیمارستان فوت نموده است و مرکز پزشکی قانونی استان فارس در معاینه جسد آثار خراش سطحی و قرمزی و کمی تورم در شانه چپ و چند نقطه قرمزرنگ درشانه راست مقتول را گواهی کرده و با عنایت به اینکه در نظریه پزشکی قانونی عنوان شده با توجه به وضع عروق قلب مقتول هر نوع درگیری گلاویزی فحاشی و دعوا که موجب هیجان و اضطراب گردد می تواند در بروز سکته قلبی و بالنتیجه مرگ وی موثر باشدبنابراین چون درگیری متهم با مقتول موجب بروز سکته قلبی و مرگ وی شده است و احراز نشده متهم از بیماری قلبی مقتول از قبل آگاهی داشته باشد لذا متهم به عنوان قتل شبه عمد قابل تعقیب می باشد0 نتیجتا" رای شعبه سوم دادگاه عالی انتظامی قضات موجه بوده معتقدبه تاییدآن می باشم

رئیس : آقایان لطفا" خود را در اوراق رای مرقوم فرمایند0

رئیس : حاضرین محترم در جلسه 33 نفر بودند که تعداد23 نفر اکثریت رای شعبه سوم دادگاه عالی انتظامی قضات جانشین شعبه دیوان عالی کشور را صحیح تشخیص واقلیت 10نفررای دادگاههاراپذیرفته اند

مرجع :
کتاب مذاکرات وآراء هیات عمومی دیوان عالی کشور سال 1375
دفترمطالعات وتحقیقات دیوان عالی کشور ، چاپخانه روزنامه رسمی
132
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
25
تاریخ تصویب :
1375/10/04
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :