جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09127614300 در تماس باشید.


رای شماره : 15 - 1/8/1375

رای هیات عمومی شعب حقوقی دیوانعالی کشور(اصراری )
اعتراض تجدیدنظرخواه نسبت به دادنامه شماره 15665/9/73صادره از دادگاه حقوقی یک اردبیل موجه و موثر در مقام نیست زیراتشخیص میزان ارزش و تاثیر گواهی حسب مدلول ماده 24 قانون آئین دادرسی مدنی بنظر دادگاه است و چون رای مذکور با توجه به دلائل دعوی و استدلال دادگاه مباینتی با موازین قانونی ندارد لذادادنامه تجدید نظر خواسته از حیث رعایت اصول دادرسی بدون اشکال است باستناد بند ((ج )) ماده 7 قانون تجدیدنظرآراء دادگاهها مصوب 1372 به اکثریت آراء ابرام می شود0
هیات عمومی دیوانعالی کشور(شعب حقوقی )

129
* سابقه *

رای اصرای حقوقی 137515
تشخیص ارزش گواهی با دادگاه است

شماره رای : 115/8/1375
شماره پرونده : 13752
شماره جلسه : 137522

علت طرح : اختلاف نظر شعبه سوم دیوانعالی کشوربادادگاه حقوقی یک اردبیل

ابطال شناسنامه
شهادت
موضوع : قانون آئین دادرسی مدنی : ماده 24
قانون مدنی : مواد1315و1316
قانون ثبت احوال : ماده 46 اصلاحی

در ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 1/8/1375 جلسه هیات عمومی شعب حقوقی دیوانعالی کشور (اصرای ) بریاست حضرت آیت الله محمدمحمدی گیلانی رئیس دویانعالی کشور و با حضور جنابان آقایان قضات دیوان عالی کشور و نماینده جناب آقای دادستان کل کشور تشکیل شد و با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید رسمیت یافت 0
ابتدا دادنامه شماره 10680/12/1374 شعبه سوم دیوانعالی کشور بتصدی جناب آقای محمدمهدی منشی زاده منوچهری رئیس و جناب آقای ضیاء نوروزی عضو معاون بشرح زیر قرائت گردید:
خلاصه جریان پرونده : در تاریخ 27/8/71 آقای صفار پدردوشیزه مهناز دادخواستی بطرفیت اداره ثبت احوال اردبیل به دادگاه حقوقی یک اردبیل تقدیم داشته و با استناد به فتوکپی مصدق شناسنامه شماره 1862 و گواهی پزشک و برگ استشهادیه در توضیح دعوی بخلاصه اعلام داشته دختری داشتم بنام مهناز با شناسنامه شماره 1682که در صفولیت فوت کرد و دختر دیگرم در تاریخ 19/10/56 متولد شد که نام او را هم مهناز گذاردم و شناسنامه شماره 1682 دختر متوفایم را مورد استفاده او قرار دادم صدور حکم بر ابطال شنانسامه شماره 1682 و محکومیت اداره خوانده به صدور شناسنامه دیگری بنام مهناز با تاریخ تولد19/10/1356 تقاضا می شود0 دادخواست مزبور بکلاسه 71/531 در شعبه اول دادگاه حقوقی یک اردبیل مورد رسیدگی قرار گرفته و طرفین جهت دادرسی دعوت شده اند0 اداره خوانده لایحه داده که شماره 111261/11/71 دفتر دادگاه ثبت شده و ضمن دفاع در قبال دعوی مطروحه رد دعوی را تقاضا کرده است 0
دادگاه در جلسه 12/11/71 از گواهان تحقیق و با کسب نظر مشاور در اجرای ماده 14 سابق قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دوبه قبول دعوی خواهان اظهارنظر کرده است 0 اداره خوانده نسبت به نظریه دادگاه اعتراض کرده لکن دادگاه با لحاظ قانون اصلاح و حذف موادی از قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو مصوب 12/12/71 مجلس شورای اسلامی ختم رسیدگی اعلام وبشرح دادنامه شماره 8163/4/72 خلاصتا" چنین رای داده است :
شهود همگی ادعای خواهان را تایید کرده اند و گواهی پزشکی نیز در جهت تایید ادعای خواهان است و خوانده ایراد و دفاع موثری نکرده و دادگاه با موجه دانستن دعوی خواهان حکم به ابطال شناسنامه 1682 و شناسنامه جدید" href="/tags/14987/صدور-شناسنامه-جدید/" class="link">صدور شناسنامه جدید با تاریخ تولد 19/10/1356 با همان مشخصات قبلی صادر می نماید0
با ابلاغ رونوشت دادنامه اداره ثبت احوال شهرستان اردبیل دادخواست تجدیدنظر به دفتر دادگاه صارد کننده حکم تسلیم و ضمن اعتراض به حکم صادره فسخ آن را درخواست نموده است عمده اعتراض این است که خواهان در سال 1354 شش ساله و با همان مشخصات وارد مدرسه شده در صورتیکه مدعی است متولد1356 می باشد که لازم می آید دو سال قبل از تولد اراده درس خواندن داشته باشد که این امر محال است و بطوریکه در مرحله بدوی به عرض رسیده برای خواهان در معیت برادر و خواهرش در یک تاریخ سندسجلی تنظیم گردیده وشناسنامه به خودش تعلق دارد0 پس از تکمیل دادخواست تجدیدنظر و وصول پاسخ تجدیدنظر خوانده پرونده جهت رسیدگی تجدیدنظر به دیوان عالی کشور که تحت کلاسه 20/8210 بشعبه سوم دیوانعالی کشور ارجاع شده است و این شده است و این شعبه بشرح دادنامه شماره 493/213/8/73خلاصتا" چنین رای داده است :
اعتراض تجدیدنظرخواه وارد است زیرا اولا" خواهان مدعی است در تاریخ 19/10/56 متولد گردیده لیکن هیچیک از گواهان که دردادگاه بیان شهادت نموده اند ولادت خواهان را در تاریخ 19/10/56 تصدیق نکرده اند و اجمالا" اظهار داشته اند سن خواهان حدود پانزده سال است و شهادت اجمالی و غیرمنجز گواهان با دعوی مطابقت ندارد و شرایط شهادت مذکور در مواد1315 و1316 قانون مدنی راجائزنمی باشد ثانیا" علیرغم ادعای خواهان مبنی بر تعلق شناسنامه 1682 بخواهر متوفیه اش خوهان اخیرا" در اجرای مواد43و46 اصلاحی قانون ثبت احوال ضمن تایید تعلق شناسنامه بخودش تعویض شناسنامه خود را از اداره ثبت احوال تقاضا کرده که شناسنامه جدید ملصق به عکس به خواهان از طرف اداره ثبت احوال بنام خواهان صادر و بوی تسلیم شده و طبق قسمت اخیر ماده 46 قانون مذکور منحصرا" همین شناسنامه سند رسمی هویت دوشیزه مهناز است که از عناصر هویت یکی هم میزان سن و تاریخ ولادت است بنابمراتب دادنامه تجدیدنظرخواسته خلاف موازین قانونی مصرح دو مواد1315 و1316 قانون مدنی و قسمت اخیر ماده 46 اصلاحی قانون ثبت احوال صدور یافته باستناد ماده 6 قانون تجدیدنظر آراء دادگاهها نقض می شود و رسیدگی مجدد بشعبه دیگر دادگاه حقوقی یک شهرستان اردبیل ارجاع می گردد0
رسیدگی پس ازنقض حسب الارجاع تحت کلاسه 73/522 در شعبه دوم دادگاه حقوقی یک شهرستان اردبیل صورت گرفته و این دادگاه در تاریخ 15/9/1373 در وقت فوق العاده ختم رسیدگی اعلام و بشرح دادنامه شماره 15665/9/73 خلاصتا" چنین رای داده ا ست :
با توجه به شهادت شهود و گواهی پزشک که حکایت از صحت ادعای خواهان می نماید و به نظر کافی می باشد و اینک مطالب عنوان شده از طرف اداره خوانده نمی تواند موثر در مقام باشد و استدلال دیوان محترم عالی کشور با توجه به شهادت شهود ه صراحتا" بر اختصاص دادن شناسنامه خوهر موفای خواهان به نامبرده شهادت داده اندموجه به نظر نمی رسد لذا دادگاه ادعای خواهان را وارد تشخیص و حکم بر ابطال شناسنامه شماره 1682 و شناسنامه جدید" href="/tags/14987/صدور-شناسنامه-جدید/" class="link">صدور شناسنامه جدید با همان مشخصات منتهی با تاریخ تولد19/10/1356 بنام خواهان دعوی صادر می گردد0
با ابلاغ رونوشت دادنامه اداره ثبت احوال اردبیل در تاریخ 6/10/73 دادخواست تجدیدنظر به دادگاه صادر کننده حکم تسلیم و فسخ دادنامه را تقاضا کرده است اعتراض تجدیدنظرخواه بخلاصه این است خواهان در سال 1354 که شش ساله بوده با همان مشخصات وارد مدرسه شده زیرا شعور و انگیزه درس خواندن وی مورد قبول مسئولین آموزشگاه دولتی قرار گرفته در صورتیکه مدعی است درسال 1356متولد شده است لازم می آید که که دو سال قبل از تولدش اراده درس خواندن یکجا سند تنظیم شده و تعلق سند به خودش محرز نمی باشد0 در ثانی دادخواست و اعتراضات به تجدیدنظر خوانده ابلاغ شده که پاسخ داده و تایید رای درخواست کرده است 0
پرونده جهت رسیدگی تجدیدنظر به اداره دفتر دیوانعالی کشور ارسال بکلاسه 8/8672 ثبت و به این شعبه ارجاع شده است دفتر شعبه بمنظور تکمیل دادخواست تجدیدنظر پرونده را به دفتر دادگاه اعاده نمودهو متعاقب تکمیل ارسال شده است که به شعبه تسلیم گردیده مشروح اعتراضات تجدیدنظرخواه و پاسخ تجدیدنظر خوانده هنگام شور قرائت می شود0
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمدمهدی منشی زاده منوچهری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده باکثریت چنین اظهارنظر می نمایند:
نظر به اینکه دادنامه شماره 8163/4/72 صادره ازشعبه اول دادگاه حقوقی یک شهرستان اردبیل بموجب رای شماره 493/213/8/73شعبه سوم دیوانعالی کشور و بجهات مذکور در رای نقض گردیده و شعبه دوم دادگاه حقوقی یک اردبیل در مقام رسیدگی مجدد بشرح حکم شماره 15522/9/73 مستند بهمان علل و اسباب (شهادت شهود و گواهی پزشک ) که حکم منقوض مبتنی بر آن بوده بصدور حکم مبادرت کرده است بنابر این حکم اخیر اصراری و از مصادیق ماده 576 قانون آئین دادرسی مدنی است و نظر باینکه با لحاظ بند ج قانون تجدیدنظرآراءدادگاهها شعبه سوم دیوانعالی کشور نمی تواند استدلال دادگاه را بپذیرد و حکم اخیر را ابرام نماید لاجرم موضوع بعنوان حکم اصراری قابل طرح در هیات عمومی شعب حقوقی دیوانعالی کشور است و مقرر می دارد دفتر پس از ثبت نتیجه پرونده را جهت طرح در هیات عمومی شعب در حقوقی به اداره دفتر دیوانعالی کشور ارسال نماید0
]شعبه سوم دیوانعالی کشور[
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده واستماع عقیده جناب آقای مهدی ادیب رضوی نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر:
برابر محتویات پورنده ، مهناز000 مدعی شده است شناسنامه اش که برای او در نظر گرفته شده متعلق به خواهر متوفایش بوده است در حالیکه نامبدره در اجرای قانون اصلاحی ثبت احوال برای تعویض این شناسنمه به اداره ثبت احوال مراجعه و شناسنامه جدید با همین مشخصات دریافت داشته است و از طرفی نامبدره مدعی شده در تاریخ 19/10/56 متولد شده در حالیکه در پرونده عنوان شده نامبرده در سال 1354 یعنی و سال قب از تاریخ تولد ادعائی در حالکیه شش ساله بوده به مردسه رفته است و استناد دادگاهها به اظهارات گواهان نیز با توجه به اینکه شهود در مورد تاریخ تولد دقیقا" مطلبی بیان نداشته اند و فقط گفته اندنامبرده 15 ساله می باشد که این نحوه شهادت موثر در اثبات دعوی نمی باشد، بنابراین با توجه به مراتب رای شعبه سوم دیوانعالی کشور موجه بوده معقد به تائیدآن می باشم 0
مشاوره نموده و اکثریت 49 نفر از53 نفر بدین شرح رای داده اند:

مرجع :
کتاب مذاکرات وآراء هیات عمومی دیوان عالی کشور سال 1375
دفترمطالعات وتحقیقات دیوان عالی کشور ، چاپخانه روزنامه رسمی
129
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
15
تاریخ تصویب :
1375/08/01
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :