جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09122068310 در تماس باشید.


خلاصه جریان پرونده :
اینکه وکیل خانم الف دادخواستی به طرفیت آقای ب به خواسته طلاق و نفقه چند ساله موکله خود را به دادگاه تقدیم نمود و وکی زوج نیز متقابلا" دادخواستی به خواسته تمکین به دادگاه تقدیم نمود که تواما" مورد رسیدگی واقع گردید وکیل زوجه اظهار داشته موکله در مورخ 31/6/1362 با مهریه دو میلیون ریال به عقد خوانده در آمده است ولی متاسفانه خوانده از زمان عقد که بیش از دوازده سال می گذرد هیچ اقدامی در تشکیل خانواده انجام نداده است و از پرداخت نفقه موکله هم امتناع ورزیده است در حقیقت موکله را به اسارت خود در آورده و به موجب ضرر و زیان معنوی موکله شده و سبب سلب اعتماد موکله نسبت به زوج و آینده را به وجود آورده است لذا تقاضای صدور حکم طلاق ونفقه معوقه را نموده است وزوج اظهارداشته من راضی به طلاق نیستم و در سال شهریور62 با هم ازدواج نمودیم همسرم سوم راهنمایی را تمام کرده بود و قرار بر این بود تا اخذ دیپلم در خانه پدرش بماند بعد از آن عروسی کنیم بعد از اخذ دیپلم من مراجعه کردم معلوم شد خانم وارد دانشسرا شده است و از آمدن امتناع کردند و گفتند تا درسم تمام نشود حاضر به زندگی نیستم بعد از دو سال پس از خرید خانه باز مراجعه نمودم خانم امتناع کرد و بهانه آورد که به دانشگاه آزاد راه پیدا کرده ام برادرانم با دامادمان شرارت هائی ایجاد کرده بودند من بابرادرانم مخالفت کردم که چرا شرارت ایجاد کرده اند ظاهرا" دانشگاه خانم هم تماتم شده بو و برادران ایشان به من پیشنهاد کردند که طلاق خواهرمان را بده گفتم تا حالا صبر کردم چرا طلاق بدهم برادرکوچکش گفت اجازه نم دهم با خواهرم زندگی کنی به علت ایجاد مزاحمت من شکایت کردم بعد معلوم شد که همسرم دادخواست طلاق داده است من همه گونه امکانات زندگی مستقل تهیه کرده ام حاضرم بیاید با من زندگی کند حاضرم مهریه را تا مدت 2 یا 3 ماه تودیع نمایم تازنم تمکین کند من راضی به طلاق نیستم در مورد نفقه هم مراجعه کرده ام ایشان حاضر به تمکین نشده است و وکیل زوج اظهار داشته موکل با یازده سال صبر و فداکاری بر امیال طبیعی و حق قانونی خویش پا نهاده تا زوجه طبق میل خود تجحصیلاتش را ادامه داده است و دراثر از خود گذشتگی موکل به تحصیلات عالیه رسیده دیگر موکل که دیپلمه است نمی پسندد و در اثر دخالتهای خانواده و تحریکات آنان به خصومت موکل برخواستهاست چه بسا بر خلاف میل باطنی اوست چنانچه زوجه در جلسه دادگاه نیز اظهار داشته اگر می آمدند نیز به خانه مشترک نمی رفتم بنابراین عدم تمکین زوجه محرز است و نفقه به ایام گذشته به وی تعلق نمی گیرد و زوجه و وکیل وی کوچکترین دلیل مبنی برسوء رفتار موکل ارائه نداده اند لذا تقاضای رد درخواست طلاق و صدور حکم تمکین را نموده است و در جلسات بعدی زوج از پرداخت دویست هزار تومان مهریه یک جا اظهار عجز و تقاضای تقسیط آن را نموده است در نهایت دادگاه بدون ارجاع امر به داوران اظهار داشته چون زوجین زندگی مشترک را شروع نکرده اند و هیچگونه با هم اختلاف ندارند و صرف ا ختلاف دو خانواده نمی تواند موجب طلاق به خواسته آن باشد و زج هم راضی به طلاق نیست و شرائط مندرج در سند ازدواج را هم محقق ندانسته به لحاظ فقد دلیل اثباتی حکم برد طلاق داده و در مورد نفقه هم اظهار داشته گرچه طبق ماده 1085 قانون مدنی زوجه غیر مدخوله حق امتناع از تمکین ومطالبه نفقه را دارد و این امتناع در صورتی مقبول است که زوجه در صورت تودیع تمام مهریه آمادگی خود را به تمکین اعلام نماید چون زوجه صریحا" اعلام کرده است که به فرض تودیع مهریه حاضر به تمکین نخواهد شد حق استفاده از ماده مذکور را ندارد لذا حکم به عردم استخقاق نفقه را صادر نموده است ودر مورد خواسته تمکین هم به لحاظ اینکه غیرمدخوله است و زوج هم مهریه او را تودیع نکرده است صدور حک تمکین را بر خلاف قانون تشخیص و حکم برد آن را نیز صادر نموده که مورد اعتراض وکیل زوجه واقع و تقاضای تجدیدنظر نموده دادگاه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در شعبه 33 مطرح ونتیجه آن اعلام می گردد0 هیئت شعبه در ترایخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای 000عضو ممیز واوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 1001 و1000 7/8/73 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهند0

رای شعبه 33 دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده و تقاضای طلاق از طرف زوجه و نظر به اینکه اولا" ماده واحده مجمع تشخیص مصلحت نظام مربوط به مقرررتطلاق وارجاع امر به داوری رعایت نشده و ثانیا" در سند نکاحیه قیدشده که مشروط مندرج در قانون حمایت خانواده به زوجین تشریح و تفهیم شده وامضاء نموده اند0 و یکی از آن شروط اعطای وکالت بلا عزل از طرف زوج به زوجه می باشد که در صورت تخلف زوج از بندهای مذکور در ان قانون زوجه حق دارد با اخذ مجوز از دادگاه خودش را مطلقه نماید و نبد اول آن ترک انفاق است که حداقل چهار سال ترک انفاق شده زیرا زوج در جسله مورخ 4/3/73 دادگاه اعتراف کرده قرار بوده زوجه که سوم راهنمایی را تمام کرده بود تا اخذ دیپلم در خانه پدرش باشد نشوز وعدم تمکین در این مدت معنی ندارد و اگر فرض شود تمکین حاصل نشده است با توجه به غیر مدخوله بودن زوجه و عدم دریافت مهریه حق امتناع داشته و عدم تمکین در این صورت موجب سقوط نفقه نمی شود بنابراین بند الو تحقق یافته زوجه حق داشته با مراجعه به دادگاه و اخذ ج ءالز از حق وکالت خوداستفاده نموده وخدش را مطلقه نماید که رسیدیگ در این مورد هم ناقص است مورد توجه دادگاه محترم قرار نگرفته است باید کلیه صفحات سند نکاحیه و تفوکپی دفتر ثبت ازدواج اخذ و ضمیمه پرونده گردد و مضافا" بر اینکه نامه های محب آمیز زوجه حاکی است که تا تاریخ 8/2/1369 زوجه آماده و انتظار تشکیل زندگی مشترک داشته است اظهارات وی در دادگاه موجب سقوط نفقه گذشته وی نمی شود بنا به مراتب یاد شده فوق رسیدگی ناقص و حکم دادگاه غیر موجه بوده لذا دادنامه نقص و پرونده طبق بندب ماده 6 قانون تجدیدنظر مصوب سال 1372 به دادگاه صادر کننده حکم عودت داده می شود که پس از رفع نقض حک مقتضی را صادر نماید0

مرجع :
کتاب قانون مدنی درآئینه آراء دیوان عالی کشور حقوق خانواده
تالیف یداله بازگیر ، جلددوم ،انتشارات فردوسی ،چاپ گیتی / 78
چاپ اول
166
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
5714
تاریخ تصویب :
1374/03/29
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :