جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09132429546 در تماس باشید.


کلاسه پرونده : 2/18/6900
شماره دادنامه : 71/596/18
تاریخ رسیدگی : 28/11/1371
تجدیدنظرخواه : اداره ثبت احوال 000
تجدیدنظرخوانده : آقای ((الف ))
تجدیدنظرخواسته : دادنامه شماره 25/2964/4/71 دادگاه حقوقی 000
مرجع رسیدگی : شعبه هیجدهم دیوان عالی کشور
هیئت شعبه : آقایان 000

خلاصه جریان پرونده : در تاریخ 10/12/67 آقای ((الف )) به طرفیت اداره ثبت احوال 000 به خواسته درخواست ابطال سند فوت شماره 000 مورخه 1336 و صدور شناسنامه المثنی برابر مشخصات سندفوتی واصلاح شناسنامه های فرزندانش به اسامی 000 برابر شناسنامه که برای وی صادر خواهد شد و ثبت مشخصات فرزندانش در آن و بالعکس به استناد برگ استهشادیه و خلاصه فوت و فتوکپی شناسنامه های فرزندان وهمسرش دادخنواستی به دادگاه حقوقی یک 000تسلیم داشته و توضیح داده که در قید حیات است و در روستای 000 زندگی می کند0 دارای زن و شش فرزند است که معلوم نیست چه کسی و روی چه اصولی درتاریخ 8/7/1330 وی را در شمار متوفیات قلمداد کرده در سال 1336 به طور معنونه ثبت دفتر متوفیات نموده و فرزندانش نیز از روی شناسنامه همسرش برایش شناسنامه یک طرفه صادر شده است 0 اینک با تقدیم دادخواست درخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح خواتسه فوق دارد0 پس از ثبت پرونده به کلاسه 441/67ح دادگاه حقوقی یک 000 و تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و تشکیل جلسه رسیدگی مورخ 21/4/68 و استماع گواهی گواهان خواهان و ملاحظه لایحه دفاعیه خوانده که ضمن آن اشعارداشته سند فوت مذکور بنا به اظهار پدر خواهان و در معیت دو نفر گواه تنظیم شده چنین به نظر می رسد که اشتباهی در موقع ثبت فوت از طریق ثبت احوال به عمل نیامده است و از طرفی خواهان مدارکی در دست نداردتا تعلق سند فوت مذکور را برایش محرز نماید تقاضا دارد اظهار کننده و شهود درمحضر دادگاه حاضر شوند و علت ثبت فوت را بیان نمایند0 بنابراین درخواست رد دعوی خواهان را دارد و صدور قرار تحقیق در خصوص هویت و ملیت خواهان و اینکه درچه محلی و در چه سالی تولد یافته و والدین وی چه کسانی هستند وآیاخدمت وظیفه را به انجام رسانده یا خیر و سال دقیق مشمولیت وی چه سالی است توسط پاسگاه ژاندارمری محل و وصول نتیجه تحقیق پاسگاه مربوطه و استماع توضیحات خواهان در جلسه رسیدگی مورخ 23/12/68 به این شرح ((از پاسخ پاسگاه مطلع هستم آن را قبول دارم نام ((الف )) پدرم حسین مادرم قمری متولد 1326 در000 متولد شده ام و الان حدود بیست سال است که به جلگه نصرآباد و جعفرآباد و000 آمده ام وقبلا" هم در همان 000 که به دنیا آمده ام می زیسته ام وخدمت سربازی انجام نداده ام و عقد ازدواج با ((ب ))عادی است و از وی دارای هفت اولاد هستم که برا هفتمی هنوز شناسنامه نگرفته ام 0 شهودانی که شهادت به فوت غیرواقعی من داده اند در حال حاضر مدتی است که خودشان فوت کرده اند و شاید علت فوتی قلمداد کردن من این بوده باشد که چون مادرم را در دو سالگی از دست داده ام مادر ناتنی ام برای مخالفتی که با من داشته است باعث این کار شده باشد)) وکسب نظر آقای مشاور مبادرت به صدور نظریه به خلاصه زیر کرده است :
((000 با توجه به دادخواست خواهان و سایرمحتویات پرونده چون شهود تعرفیه شده از ناحیه خواهان جملگی به صحت ادعایش اداء گواهی نموده اند و خواهان با حضورش در دادگاه عملا" حیات خویش را به اثبات رسانیده است و نظر به نامه شماره 000 پاسگاه محل سکونت خواهان موید استشهادیه پیوست دخول در اثبات صحت ادعای خواهان دارد و خوانده دفاع موثری از دعوی به نحوی که بی حقی خواهان را ایجاب نماید معمول نداشته و نیز دلیلی بر اثبات اینکه سند فوت مورد اتدعا به خواهان تعلق نداشته باشد ارائه نگردید لذابا وصف مذکور دعوی خواهان ثابت بنظر می رسد0 مستندا" به ماده 4 قانون ثبت احوال مصوب 1355 ماده 14 قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک نظریه له خواهان به شرح خواسته اش صادر و اعلام می گردد000)) پس از ابلاغ نظریه مزبور به طرفین و اعتراض خوانده در مهلت قانونی پنج روزه موضوع و ماده 14 فوق الاشعار نسبت به آن و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه 000 وارجاع به شعبه هیجدهم این شعبه به شرح دادنامه شماره 000 چنین رای داده است :
((کیفیت دعوی خواهان که متضمن دعوی نسب و زوجیت نیز می باشد چنین اقتضا داشته که دادگاه پس ازاستماع اطلاعات بانو ((ب )) که خواهان مدعی شده به طور عادی با وی ازدواج کرده و فرزندان نام برده شده در دادخواست حاصل این ازدواج است 0 در خصوص صحت و سقم ادعای خواهان آنگاه به صدور نظریه مبادرت می نمود بنا به مراتب فوق نظریه صادره درشرایط فعلی واجدایراد قضایی تشخیص و مقرر می گردد پرونده جهت رسیدگی به مورد فوق و صدوررای مقتضی به دادگاه رسیدگی کننده اعاده شود0))
پس از رسیدن پرونده به دادگاه حقوقی یک 000 آن دادگاه درجلسه رسیدگی مورخ 20/5/71 قرار استماع شهادت شهود خواهان برای اثبات زوجیت وی با خانم ((ب )) و ارائه شناسنامه والدین خواهان و نیز همراه آوردن برادرانو خواهرانش با در دست داشتن شناسنامه آنها را صادر کرده و در جلسه رسیدگی مورخ 23/9/70 مبادرت به استماع گواهی گواهان خواهان و نیز استماع اظهارات خواهان مبنی براینکه والدینش فوت شده اند و شناسنامه مادرش رادردست نداردولی شناسنامه پدرش را همراه آورده نموده است و سپس در جلسه 4/3/71 مبادرت به استماع اطلاعات آقایان ((د)) و ((ج )) برادران خواهان وخانم ((ب )) همسر وی که ادعای خواهان راموردتایید قرارداده اندکرده و سرانجام در جلسه رسیدگی فوق العاده مورخ 10/4/71 پس از کسب نظرآقای مشاور مبادرت به صدور حکم بر ابطال سند فوت شماره 000مورخه 1336 والزام اداره خوانده به صدور شناسنامه برابر مشخصات سند فوتی برای خواهان و همچنین اصلاح شناسنامه های فرزندانش برابرشناسنامه اصیل مورد تقاضا به استناد دلایل و استدلالات مندرج در نظریه و نیز اظهارات برادران و خواهر و همسرخواهان کرده است 0 دادنامه شماره 000 موضوع حکم فوق مورد تجدیدنظرخواهی اداره ثبت احوال 000قرارگرفته و تجدیدنظرخواه بشرح دادخواست تجدیدنظری همان مدافعات عنوان شده در مرحله بدوی را تکرار کرده است 0 پس از تکمیل تبادل لوایح تجدیدنظری پرونده توسط دفتر دادگاه مربوطه که تجدیدنظرخوانده بشرح لایحه جوابیه ابرام دادنامه صادره را درخواست کرده پرونده بدون اجرای مقررات ماده 9 قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب 14/7/67 از طریق دفتردادگاه مربوطه به دیوان عالی کشور ارسال شده و پس از وصول و ثبت به کلاسه 2/6900 به این شعبه ارجاع شده است 0
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای 000 عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 296425/4/71 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
((بسمه تعالی 0 از ناحیه تجدیدنظرخواه ایراد واعتراض موجه و موثری که به یکی از شوقق ماده 6 قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاههاو نحوه رسیدگی آنها مصوب 14/7/67 منطبق بوده و نقض دادنامه مورد تجدید نظررا ایجاب نماید به عمل نیامده است 0 نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته موجها" و مستدلا" اصداریافته و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی هم فاقد اشکال موثر است لهذا دادنامه مزبور مستندا" به ماده 3 قانون فوق الذکر ابرام می شود0))

مرجع :
کتاب آرای دیوان عالی کشوردرامورحقوقی 3
قانون تجارت ،احوال شخصیه ،شناسنامه ،ادله اثبات دعوی ،احکام
حکومتی ،توقیف عملیات اجرائی وابطال اجرائیه
تالیف یداله بازگیر،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ،سال 1377
107
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
596
تاریخ تصویب :
1371/11/28
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :