جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09120899917 در تماس باشید.


رای شماره : 3169-15/8/44

رای اصرای هیات عمومی دیوان عالی کشور
همانطورکه دادگاه جنائی ضمن رای خودمتذکرشده دلائل اقامه شده علیه زلفعلی فرزندسلام اله هیچ یک به تنهائی ومن حیث المجموع مثبت ارتکاب و مجرمیت فرجامخوانده نبوده وباملاحظه محتویات پرونده اعتراض دادستان موثربنظرنمی رسدوچون ازحیث رعایت اصول دادرسی وجهات دیگراشکال موجب نقض مشهودنیست حکم فرجامخواسته ابرام می شود.

* سابقه *
کافی نبودن دلائل

فرجامخوانده به اتهام ایرادضرب منتهی به فوت پدرخودتحت تعقیب قرارگرفته ودادستان شهرستان تبریزکیفرخواست به استنادماده 171قانون مجازات عمومی به دادگاه جنائی تقدیم وتقاضای تعیین مجازات نموده است .
دادگاه جنائی پس ازانجام اموردفتری وتشکیل جلسه مقدماتی ورسیدگی واعلام ختم دادرسی دلائل راکافی ندانسته وبه اکثریت متهم راتبرئه کرده است
دادسرای استان ازرای برائت فرجامخواهی واشعارداشته :"بااینکه متهم مدعی گردیده پدرش افتاده واشخاصی درآن موقع حاضربودنداشخاص معرفی شده اظهاات متهم راتاییدنکرده اندومتهم درمحضربازپرس اظهارداشته پدرم ازپهلوبه زمین افتادومردوحال آنکه طبق صورت مجلس معاینه جسدضربه به قسمت خلفی جمجمه سرواردآمده وعلاوه براینکه خلاف حقیقت بودن ادعای متهم مسلم است اصولابعیدبنظرمی رسدکه براثرزمین خوردن پشت سرمضروب و مصدوم وموجب فوت گرددوعلاوه متهم بشرحی که ذکرشداظهارداشته پدرم برای آوردن شیرازخانه بیرون رفته وموقع آوردن شیریکمرتبه صدای افتادن ظرفی راشنیدم بلندشدم ببینم چه خبرشده دیدم پدرم ازپهلوبه زمین افتادومرده است درصورتی که مادرش گفته است صدای افتادن کاسه به زمین بلندشدودنبال آن صدای پسرم که خوابیده بودبلندشدم ،دیدم که سرش به سنگ خورده وبیهوش افتاده است وبعدازکمی که پسرم برای آوردن دکتررفته بودفوت کردونیزخود متهم برخلاف اظهااتی که نزدبازپرس کرده درژاندارمری گفته یک دفعه بلند شدم دیدم پدرم افتاده وسرش شکسته فریادکردیم عده ای ازاهالی آمده برداشته وبجای خودگذاشته ومن دنبال دکتررفتم ودکترراآوردم دربین راه خبردادندکه پدرشمافوت کرده واین اختلافگوئی هامعلوم می داردمادروپسرتبانی کرده و برای کتمان کردن قضیه همدست شده اندولی نتوانسته اندیکنواخت و متفق القول صحبت نمایندودرمعاینه محلی برخلاف ادعای متهم ومادرش هیچ گونه آثاروعلائم خون مشاهده نگردیده است وباتوجه به اظهارات مطلعین و گزارش ژاندارمری ایرادضرب ازناحیه پسربه پدرکه منتهی به فوت اوگردیده محرزاست ."وتقاضای نقض دادنامه فرجامخواسته شده است وجناب آقای دادستان کل نیزباطرح قضیه دردیوان عالی کشورموافقت فرموده شعبه 8دیوان عالی کشوردرتاریخ 3/9/40به موضوع رسیدگی وبموجب دادنامه شماره 4651 چنین رای داده است :
اعتراضات دادسرای استان وتقاضای فرجام ماهوی نماینده دادسرای دیوان عالی کشوربشرح فرجامخواهی دادیاردادسرای استان سوم ازدادنامه دادگاه جنائی تبریزکه مبنی بربرائت ذوالفعلی نوری ازبزه ایرادضرب و جرح منتهی به فوت پدرخودکه جناب آقای دادستان کل باطرح آن موافقت نموده اندبشرح پرونده ودلائل زیر:
1-اظهارات شهودمن جمله بایرامعلی وماهی وحکمعلی وایرج وقربان و فتحعلی وعلی حسین ومعاینه محلی جانشین بازپرس ونظریه پزشکی که جنازه را معاینه نموده است .
2-اختلاف بیانات متهم وبرخلاف حقیقت بودن آن درقسمت حضورمحمد علی وطوبی وغیره درموقع افتادن پدرش که اشخاص مزبورتکذیب کرده اندو تناقض بیانات متهم بابیانات مادرش ودلائل مذکوره درتقاضای فرجام دادستان استان ونظریه اقلیت وسایردلائل موجوده درتقاضای رسیدگی ماهوی ونقض دادنامه موجه بنظرمی رسدلذادادنامه فرجامخواسته درقسمت برائت فرجامخوانده نقض ورسیدگی به شعبه دیگردادگاه جنائی استان آذربایجان شرقی ارجاع می گردد.
شعبه اولی دادگاه جنائی استان سوم درتاریخ 26/4/44پس ازانجام تشریفات قانونی ازتعیین وکیل واخطارده روزه وتشکیل جلسه مقدماتی وصدور قراروتعیین وقت رسیدگی درجلسه 5 نفری پس ازاستماع توضیحات وبیانات دادیارومدافعات وکیل وآخرین دفاع واعلام پایان دادرسی به اکثریت چنین رای داده است :
باتوجه به اینکه متهم ازبدوتحقیق منکربزه انتسابی بوده ومدعی گردیده است متوفی درحالیکه حامل بادیه شیربوده به زمین خورده وسرش به سنگ اصابت وفوت کرده است وکسان نزدیک متوفی بخصوص عیال وی ادعای متهم رادرموردعلت فوت تصدیق وتاییدنموده اندوباتوجه به اینکه چندنفر که بعنوان مطلع برعلیه متهم اظهاراتی نموده اندشهادت آنهاعینی نبوده و هیچیک ازآنان ناظرجریان حادثه نبوده اندوبلکه آنچه گفته اندبصورت نقل قول می باشدوازطرفی نظریه پزشکی فقط حاکی ازقوع حادثه بوده وهمچنین نظریه جانشین بازپرس مبنی برعدم امکان اصابت سرمتوفی به سنگ موجوددرداخل اطاق بهرکیفیت که باشدبنظراکثریت دادگاه کافی برتوجه اتهام به متهم نمی باشدونظربه اینکه اختلاف گوئی هائی که به متهم ومادرش نسبت داده شده درحدودعرف بوده وبه اندازه ای نیست که جنبه دلالت داشته وموجب توجه اتهام گرددوباتوجه به گزارش شماره 270-18/3/39پاسگاه ژاندارمری و اظهارات عده دیگری ازشهودکه درپرونده امرشهادت داده اندمبین علت فوت متوفی به نحوی که متهم توضیح داده می باشدبطورکلی ازمحتویات پرونده بنظر اکثریت دادگاه قناعت وجدانی برمجرمیت پرونده به نظراکثریت دادگاه قناعت وجدانی برمجرمیت متهم حاصل نمی شودومطالبی که بعنوان دلیل برعلیه متهم حاصل نمی شودومطالبی که بعنوان دلیل برعلیه متهم قلمدادشده درحدود ظن وامارات وقرائن است وبنابه قاطعیت اصل برائت حکم برائت متهم نامبرده صادرواعلام می گردد.
اقلیت بادورای باتوجه به گزارش ژاندارمری به شماره 370-18/3/39 گروهبان سوم رضازاده ونظربه اظهارات بایرامعلی فرخی ومادراووبانوماهی که گفته اندسلام اله باپسرش نزاع کرده وبراثرایرادجرح ازناحیه زلفعلی به وسیله چکش سلام اله فوت کرده واستنادبه شیاع محلی کرده اندونظربه اظهارات علی حسین که بامشاهده جراحات سرمقتول گفته است که چنین زخمی بر اثرخوردن به زمین حادث نمی شودواورازده اندواظهارات فتحعلی منظوری که گفته است ریش سفیدان محل می گفتندچندی قبل سلام اله قصدداشت پسررابکشدکه این موضوع حاکی اوجوداختلاف بین پدروپسربوده است واختلاف گوئیهای متهم وسایردلائل وقرائن موجوددرپرونده کاربزه انتسابی به متهم رامحرزدانسته وطبق ماده 171قانون کیفرعمویم نامبرده رامستحق مجازات دانسته است .
دادیاردادسرای استان حین اعلام رای ازآن فرجامخواهی ونظربه دلائل موجوددرپرونده ودلائل مذکوره دررای اقلیت درخواست رسیدگی ونقض دادنامه راکرده است .
رای ثانوی دادگاه اصراری تشخیص ورسیدگی درصلاحیت هیئت عمومی دیوان عالی کشوربنظررسیده که پس ازطرح وقرائت گزارش پرونده ومطالعه اوراق لازم باکسب عقیده جناب آقای معاون دادستان کل مبنی برابرام رای فرجامخواسته مشاوره نموده به اتفاق آراءبشرح زیرارای داده اند:

مرجع :مجموعه رویه قضائی کیهان سال 1344 چاپ 1345
صفحه 19. تا صفحه 23.

24
نوع :
آراء و نظریات
شماره انتشار :
3169
تاریخ تصویب :
1344/08/15
تاریخ ابلاغ :
دستگاه اجرایی :
موضوع :