جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09125788017 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام. بنده پیمانکار هستم. در سال 90 به اتهام تبانی در مناقصات عمومی شهرداری و ارائه صورت وضعیت های جعلی و بر اساس اقرار خود که در اداره اطلاعات در شرایط نا مناسب روحی از من گرفتند به مدت حدود 2 ماه در زندان در بازداشت موقت به سر بردم. پس از آزادی هم دو اتهام بالا توسط دادیار پرونده نقض و بنده به اتهام معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی محاکمه و در دادگاه بدوی هم بنده و هم شهردار به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی تبرئه شدیم. متأسفانه به علت اصرار شهردار بر اعاده حیثیت پرونده به دادگاه تجدید نظر رفته و این بار ایشان به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی مجرم شناخته شد. بنده هم به عنوان معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی و تنها به استناد همان اقرار اولیه و نه حتی اشاره ای به تحقیقات مجدد و حتی گزارش کارشناسی سه نفره مجرم و به پرداخت جریمه محکوم شدم (البته این حکم هرگز به بنده ابلاغ نشد). خاطر نشان می کند سایر متهمین که کارمندان شهرداری بودند و اصولا با توجه به اینکه این جرم یک جرم دولتی است واعمال ایشان باعث تحقق جرم شده با استدلال هایی بسیار واهی تبرئه شدند و فقط شهردار و بنده که ابتدا و انتهای این زنجیر بودیم، به عنوان مجرم شناخته شدیم. سرانجام هم در پاییز سال 93 پرونده به اجرای احکام رفت و با توجه به اینکه حدود 2 ماه در زندان بودم معادل جریمه روزانه روزهایی که در زندان بودم، جریمه ام هم صاف شد! حال با گذشت نزدیک به 2 سال از این موضوع با توجه به اینکه فکر می کنم با توجه به کاسته شدن حساسیت موضوع و با توجه اینکه این محکومیت در شهر کوچکمان برای آینده شغلی خود و خانواده ام مشکلات عدیده به وجود آورده و مرا به ستوه آورده، قصد اعاده دادرسی دارم. نکته دیگری هم که حائز اهمیت است این است که بنده 2 روز بعد از آزادی از زندان توسط شهرداری دعوت به کار شدم و حتی تا این تاریخ هم با عقد قرارداد با شهرداری همکاری می کنم. خواهشمند است در صورت امکان بفرمایید امکان دادرسی وجود دارد و در صورت مثبت بودن پاسخ از کجا باید شروع کنم؟ سپاسگزارم

2پاسخ

در پاسخ خوب بود که در سوال به مواد استنادی دادگاه در حکم و مقدار جریمه اشاره می کردید. اما بموجب ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری موارد اعاده دادرسی بیان شده است که به نظر می رسد با توجه به ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام خانمی 45 ساله هستم دارای یک پسر 16 ساله همسرم از سال 86 با دختر خانمی در محل کار آشنا شده و روابط دوستانه برقرار کردند که طی این سالها با مطلع شدن بنده و همچنین حراست محل کارشان در دو نوبت ایشان تعهد با اثر انگشت به قطع ارتباط با این خانم دادند در سال 90 این خانم به عقد همکار دیگرشان در امد و هفته بعد مهریه 1314 سکه را به اجرا گذاشت و در سال 92 طلاق رسمی گرفت با بخش از مهریه در تمام این مدت همسر من با ایشان رابطه چت تصویری و تلفنی و دیدهر های مخفیانه داشتند و از هنگامی که طلاق گرفتند همسرم تردد به منزل ایشان را که به تنهایی زندگی میکنند علنی کرده و هزینه زندگیشان را تقبل نموده و مرتب از کارت بانکی خود به کارت بانکی خانم پول انتقال میدهند من شاغل و دارای موقعیت اجتماعی هستم و در شهر کوچک زاهدان زندگی میکنم پسرم از هوش سرشاری برخوردار است و در المپیادریاضی دارای مقام است لذا دوسال سرنوشت ساز زندگیش را به علت تنش در منزل نمیخواهم خراب کنم و تصمیم به صبر در این دوسال دارم ولی بعد میخواهم تثاضای طلاق دهم لذا خواهشمندم راهنمایی فرمایید چنانکه از ایشان اقرانامه ای مبنی براینکه این خانم درعقد موقت صیغه همسرم هستند با امضای دوشاهد داشته باشم برای ارائه دادخواست طلاق برمبنای شروط ضمن عقد کفایت میکند و اگر دوسال بعد به جریان بیفتد از اعتبار ساقط نمیشود. چنانکه راهنمایی دیگری دارید ممنون میشوم بفرمایید شایان ذکر است در سنوات قلا برای اثبات ارتباط نامشروع با وکلای مختلفی مذاکره کردم که به جایی نرسید

2پاسخ

اگر چنین اقرارنامه ای (اعتبار اقرار کتبی خارج از دادگاه مشروط به احراز اصالت سند و انتساب آن به مقر است و او می تواند ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام و تشکر از سایت خوب شما من به همراه دوستم یک شرکت ثبت کردیم و اقدام به دریافت وام تولیدی از بانک به نام شرکت نمودیم و با آن یک واحد تولیدی در شهر صنعتی احداث کردیم که به بهره برداری نرسید و من و شریکم از هم جدا شدیم و طی یک اقرار نامه محضری من عهده دار دیون شرکت شدم ولی هنوز در ثیت شرکتها ایشان به صورت رسمی سهام خود را به من انتقال نداده. از وام بانکی تا کنون قسطی داده نشده و هم اکنون مشکوک الوصول شده و ضمانت آن محل اجرای طرح و یک فقره سفته به امضا و مهر شرکت که ما دو نفر صاحب امضا بودیم. میخواستم بپرسم در صورتی که بانک نسبت به تملک محل و واخواست سفته اقدام کند 1- اگر میزان بدهی شرکت به بانک ناشی از اصل و وجه التزام بیشتر از مجموع ارزش ملک و سفته بشود آیا بانک که چیز دیگری در دست ندارد می تواند نسبت به اخذ مازاد اقدام کند ؟ 2- در صورت واخواست سفته آیا اقرار نامه من برای بانک ملاک عمل خواهد بود یا بانک میتواند نسبت به شریک قبلی من نیز اقدام قانونی کند ؟ با تشکر و احترام مجدد.

2پاسخ

در مورد سوال اول با عنایت به اینکه معمولا در قراردادها گیرنده وام در مقابل کل بدهی و خسارات متعهد به پرداخت و تصفیه می باشد و در فرض سوال ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

عقد دایم اینجانب با صداق 610 سکه به صورت عندالمطالبه بهمن 88 انجام شد و من و همسرم کلیه شرایط ضمن عقد(بدون خط خوردگی عقد نکاح/خارج لازم را که نمی دانم چیست؟) امضا کردیم.(یعنی الف و ب و شماره های 1 تا12 و سایر شرایط هم ندارد).آبان 91 با مراجعه به دفتر اسناد رسمی 3 سند تنظیم شد:1.رضایت نامه جهت خروج از کشور به کرات و دفعات به هرکشوری برای من و فرزند(دختر) صغیرم 2.وکالت نامه برای سرپرستی،ولایت و قیومیت فرزند صغیر تا سن بلوغ و رشد قانونی شرعی و حق امضا کلیه مراجع قانونی ذیصلاح و با حق توکیل به غیر ولو کرارا و معالواسطه جزی و کلی به دفعات و کرات 3.وکالت نامه برای مراجعه به دادگاه و دادسرا و شعب بازرسی و ... برای مطلقه نمودن زوجه موکل و حق دادن گواهی امضا و نهعد رسمی جهت اخذ مجوز خروج از کشور برای زوجه و فرزند صغیر سوال: به زبان فارسی ساده 1.آیا در صورت لزوم می توانم بدون صرف زمان یا هزینه زیاد طلاق بگیرم و این سند کفایت لازم را دارد؟ 2.آیا حضانت فزندم در صورت طلاق بدون قید و شرط به من می رسد و پدر وی و پدربزرگ پدری وی یا هر فرد دیگر نمی توانند ادعا کنند؟ 3.می خواهم برای جبران و به منظور راحتی ذهن همسرم از گرفتن مهریه صرف نطر کنم.چه چیزهایی را باید در نظر بگیرم؟اقرار به دریافت بهتر است یا بخشش؟ آیا در صورت بخشش مهریه از او ارث می برم؟اگر بعدا فرزندان بیشتری داشته باشم آیا به صورت ابزاری برای گرفتن حضانت آنها مفید نیست؟ آیا تناقضی با ماده تقسیم دارایی ندارد؟(دارایی من قبل از ازدواج از همسرم بیشتر بوده است) آیا نیازی به ارسال اسکن مدارک یا پرداحت هزینه برای مشاوره کامل هست؟

2پاسخ

با سلام در خصوص اخذ وکالت نامه برای مطلقه نمودن زوجه چنانچه وکالت مطلق باشد و مشروط به تحقق شرطی نباشد زوجه می تواند با ارائه دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به دادگاه خانواده ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام دوجوانی که قصد ازدواج دارند روی مهریه سبک با هم تفاهم دارند ولی به لحاظ عرف فامیلی عروس که سال تولدش 1360 هست تعداد سکه ثبتی در قباله ازدواج راخواستار است البته خانواده عروس لفظا این تعداد را صوری و در جهت حفظ آبرو در فامیل می داندوچون داماد حق طلاق را از خود سلب کرده و عروس و خانواده آن هم حاضر به تعهد به عدم اجرای مهریه هستند حا ضر هستند طی متنی امضا شده دریافت کل مهریه را اقرار نمایند ایا این نوع سند غیر رسمی از نظر دادگاه پذیرفته شده می باشد؟ اگر نه چه راه محکمه پسندی با حفظ اسرار در سطح خانواده طرفین پیشنهاد می نمایید؟

2پاسخ

با سلام خدمت حضرتعالی و با تشکر از اینکه این سایت را برای طرح سوال حقوق خود اتخاب فرموده اید لازم میدانم ابتداعا توضیحات کلی را در باب سوال مطرحه معروض دارم و سپس در چکیده نتیجه گیری به جواب بپردازم ازدواج سنت حسنه و سیره ای مبارک است که در دین مبین اسلام بدان سفارش گردیده و اهمیت بسیاری دارد و هدف در آن، تشکیل زندگی مشترک و آرامش و خوشبختی زوجین در کنار یکدیگر و رسیدن به هدف متعالی است و مهریه مالی است که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام خدمت شما وکیل محترم، خلاصه پرونده و سئوالاتم ازجنابعالی . سه سال پیش ما چند میلیون تومان بعنوان سرمایه گذاری به خلبانی با ظاهری موجه و فریبنده پرداختیم بعداز دو ماه هیچ سودی پرداخت نشد و اصل پولمان را طلب کردیم ایشان که همیشه به بهانه مختلف امتناع مینمودند. اینبار پیشنهاد ملاقات حضوری در دفتر یکی از دوستان را داد. مثل همیشه با لباس شیک آمدند اما در نهایت تعجب به ما گفتند هم سفته ها و حتی رسیدهایی که روزهای نخست دادم رابیاورید اینطوری به نفعتونه واینکه پای وزیر در بین است وتنها شصت ثانیه وقت دارید ... ناگهان چند مامور کلانتری سعادت آباد بدون حکم ریختند داخل دفترکه آدمربایان(ما)را دستگیر و ایشان را که با خونسردی عجیبی درحال خوردن چای و بیسکوئیت بودند نجات دهند. چند ساعت بعد درکلانتری بعد از صحبتهای طولانی با موبایلشان و ماموران کلانتری، صراحتا جلوی چشم همه اعم از پدر و دو برادرخانمشان عنوان کردند موضوع تنها اختلاف حساب بوده و به ما بدهکارند و به اصطلاح از ما کلی دلجویی کردند. اما چند روز بعد آگاهی شاپور احضار شدیم،بازجویی از همه ما انجام شد. نهایتا دادگاه همان ابتدا در حالیکه هنوز وارد اتاق قاضی نشده بودیم و با چند سئوال از آقای ر.ه قرار منع تعقیب ما را صادر کرد. برای گرفتن پولمان دو نفر از دوستان جهت شکایت به دادگاه جرائم اقتصادی در چهار راه کالج مراجعه کردند و تازه آنجا دانستیم ازچندین ماه پیش از آشنایی ما حکم جلب ایشان صادر و شدیدا تحت تعقیبند با همکاری ما دستگیر شد اسمش در جراید چاپ شد و پرونده یکی از قطورترین پرونده های دادگاه اقتصادی شد دو سال تمام طول کشید تا پرونده آماده صدور حکم گردید در جلسه آخر واقع دردادگاه شهید قدوسی آمدند و دفاع آخرارائه کردند(گفته بودند به جرم اخلال در نظام اقتصادی مجازات سنگینی برایشان در نظرگرفته شده) به ما هم گفتند بروید تا حکم به اجرای احکام میرسد و شما را خبر میکنند. قاضی محترم پرونده از شعبه منتقل شدند وبا دستور قاضی جدید ،بدلیل حجم پرونده و پراکندگی مبالغ تائید شده حسابرس رسمی قضائی، به دادسرای جدید (دادیار جدید در مرکز جرایم رایانه ای)ارسال گردیده بود. بعد از چهار ماه که فهمیدیم پرونده به دادسرا جهت ویرایش مبالغ تائیدی ارسال شده به آنجا مراجعه کردیم یکی از مسئولین شعبه مجاور که پرونده را مطالعه فرموده بودند وقتی نگرانی شاکیان را دیدند گفتند این درخواست معمول است و اجرای دستور حداکثر یکهفته زمان میبرد اما...مشکلات ما از اینجا شروع شد. یکسال و چند ماه میگذرد و هر چه فکر کنید در این شعبه دادیاری رخ داده است. تا مدتها وقت رسیدگی نمیدادند یا روز معین که ابلاغیه آنرا حضوری امضا کرده بودیم حدود چهل نفر شاکی آمدند اما جناب دادیار و دفتردارش مرخصی بودند و حتی برگه ابلاغیه که چندین نفرامضا کرده بودیم در پرونده نبود و... حتی یکبار برای پیگیری رفته بودیم بنده را با لحنی بدتر از متهم مواخذه کردند،که تو چکاره ای میگویی قاضی کاره ای نیست،مدرک آنهم سی دی بود که نزد ایشان بود. و هنگامی که بنده اصرار پخش آنرا کردم،گفتند هنوز خودم وقت نکرده ام بشنوم، و به ما با حالتی که گذشت کردند،گفتندزودتر بروید. چند وقت بعد شخصی را بعنوان کارشناس رایانه معرفی کردند که میبایست به پرونده ما رسیدگی نمایند، ما بعدها تصادفی ایشان را دیدیم، فهمیدیم از چهارماه پیش که پرونده را تحویل گرفته اند تا آنروز،طبق گفته خودشان سه چهار بار ملاقات حضوری با متهم داشتند.وتنها با موبایل بنده ویکی دونفر دیگرکه بعلت تهدیدها و مزاحمتهای دائم،تغییر کرده بود تماس گرفته بودند،اما شماره های دیگر اعم ازمحل کار و... در پرونده موجود بود ضمنا شماره تماس دیگر شاکیان هم اما ... البته بنده که دلیلش را تا کنون ندانسته ام چرا چندین بار حضوری با متهم به گفتگو پرداخته بودند.!! اصلا چرا دادیار گرامی دستور تحقیقات مجدد آنهم از ابتدای پرونده را صادر نمودند در حالیکه امر خواسته شده قاضی چیز دیگریست؟؟؟ کارشناس رایانه مذکور شروع کردند به بازجویی ما، و مدام میفرمودند که تمام مدارک موجود مشکوک است. حتی گفتند اتمام پرونده خیلی طول میکشه بهتر است که یک سوم مبلغ رو گرفته و ایشان با متهم صحبت کنند تا راضیشان کند و ما رضایت دهیم. چندین ماه گذشت اما هربار پیگیری کردیم ایرادهای عجیب گرفته میشد اما به یکباره گفتند تمام مدارک تائید شده وحداکثردو هفته دیگربه دادگاه اصلی ارسال میشود،البته دو ماه گذشت تا اینگونه شد. بعد از مراجعه متوجه شدیم به شعبه دیگری فرستاده شده که به دلیل اعتراض متهم به قرار منع تعقیب حدود سه سال پیش در خصوص آدمربایی رسیدگی شود. به دادسرا مراجعه کردیم و دادیار محترم فرمودند همان زمان در پشت قرار منع تعقیب ما به آن اعتراض شده اما از چشم چند قاضی که در این مدت پرونده را مطالعه نمودند به دلیل مشغله کاری پنهان مانده . اما دفتردار سهوا به ما گفت چون شخصی اقرار کرده باید رسیدگی شود تا آن مشخص نشود این پرونده به اتمام نمیرسد. تازه فهمیدیم کارشناس رایانه مذکور که از تمام تائیدیه های حسابرس رسمی قوه قضائیه ایراد میگرفت و کل پرونده را مجدد بررسی میکردند چرا به یکباره همه مدارک را تائید و گزارش داده بودند. ظاهرا یکی از شاکیان که مشکلات عدیده مالی دارند در برگه ای با اظهار ندامت،اقرار به آدمربایی!!!! با دیگر شاکیان پرونده نموده اند. قاضی محترم تجدیدنظر در حالیکه تنها پرونده اولیه شکایت از ما برایشان ارسال شده وهیچگونه اطلاعی از پرونده حجیم واتهامات مسجل آقای ر.ه نداشتند اعتراض را وارد دانسته اند.احتمالا بعلت اقرار همان شاکی، چون این اتهام سه بار به طرق مختلف رد شده است. اکنون برای تحقیقات بیشتر پرونده را به همان دادسرایی که اینگونه روند پرونده را با عدم رعایت عدالت منحرف نموده،ارسال کرده اند. ضمنا تمام ادعاهای فوق قابل اثبات هستند و شاهدانی میتوانند گواهی دهند. نکته مهم دیگر اینکه دراین مدت زمان دو وکیل فوق حرفه ای ایشان با مهارت باعث عدم تائید مدارک خیلی از شاکیان شدند به طرق مختلف زمان صدور حکم را به تعویق می انداختند و حتی در مواردی تهدید به اینکه بعنوان همدست در آدمربایی تحت تعقیب قرار میگیرند،رضایت همه شاکیان را جلب کرده اند.تا جایی که بنده اطلاع دارم و در دو مورد اطمینان پیدا کرده ام بدون پرداختن هیچ مبلغی و با استفاده از ضعف عدم اطلاع از حقوق هر فرد رضایت شکات حاصل گردیده. با توجه به اینکه اکثر دوستان مخالف گرفتن وکیل هستند،خواهشمندم قبل از اینکه دیر شود بفرمائید بهترین کارچیست؟؟ 1-دادخواستی برای قاضی که اعتراض را قبول کرده است بنویسیم و ماجرا شرح دهیم؟؟؟چه مواردی ذکر گردد موثرتر است؟ 2-دادخواستی به ریاست دادسرایی که پرونده میخواهد ارسال شود ارائه دهیم و اطاله دادرسی و عدم رعایت بی طرفی دادیار را بازگو کنیم تا به شعبه دیگر انتقال دهند؟؟؟کدام موارد دارای اهمیت بیشتری است؟؟ از شما بینهایت سپاسگزارم و منتظر یاریتان هستم.

2پاسخ

به نظر اینجانب گرفتن وکیل در خصوص پرونده ی جنابعالی نه تنها مفید بلکه الزامی است. و اما در خصوص سوالات شما حسب ماده ی 46 قانون آئن دادرسی کیفری دادرسان و قضات در موارد ذیل باید از رسیدگی امتناع نمایند و طرفین دعوی نیز می توانند ...

مشاهده پاسخ کامل