جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09112408624 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید



1سوال

دو فقره چک، هریک به مبلغ 94 میلیون ریال در وجه خود من و هریک بابت 4 ماه اجارۀ (در سومین سال از ادامۀ اجاره) یک واحد آپارتمان مسکونی در شهر تهران، دریافت کرده‌ام که هردو به‌دلیل عدم کفایت موجودی حساب، برگشت خورده است. قرارداد اجارۀ فی‌مابین غیر رسمی و بدون امضای شهود می‌باشد، اما شمارۀ چک‌ها در قرار داد درج شده و در شرح هر دو چک نیز ذکر شده "بابت اجاره"، امضاها نیز با هم مطابقت دارد. یک چک دیگر هم به مبلغ 230 میلیون ریال بابت "ضمانت تخلیۀ آپارتمان" با ذکر نشانی آپارتمان در شرح چک، به من داده‌اند که از حساب بانکی و با امضای متعلق به‌برادر مستأجر صادر شده و خود مستأجر ظهر آن‌را دو بار امضا نموده است. این چک ضمانت، بدون درج تاریخ به‌من داده شده و یک قلم خوردگی کوچک هم دارد که با وجود دارا بودن موجودی در حساب، من آن‌را به‌همان شکل به بانک ارائه کرده و گواهی عدم پرداخت آن‌را با عنوان نقص تاریخ دریافت نموده‌ام. واحد مسکونی مذکور دارای سند رسمی و تنها ملک ثبت شده به‌نام اینجانب می‌باشد. خواهشمند است راهنمایی فرمایید که با توجه به عدم وجود قرار رسمی، دعوی با چه عنوانی قابل طرح می‌باشد و برای استرداد وجوه و درخواست تخلیۀ آپارتمان در پایان مدت قرارداد (کمتر از یک‌ماه آینده) باید به کدام‌یک از شعب قوۀ‌قضائیه مراجعه نمایم؟ 2 – کمتر از دوسال پیش، مبلغ 50 میلیون ریال به عنوان قرض‌الحسنه به حساب بانکی یک دوست قدیمی پرداخت کرده‌ام و بدون دریافت رسید از او، فقط رسید بانکی پرداخت آن‌را بدون ذکر این‌که بابت چه است، در اختیار دارم. دوستان مشترک دیگری نیز در همان ایام مبالغ مختلفی به مشار‌الیه پرداخت نموده و یا مورد درخواست او برای پرداخت وجه به‌عنوان قرض قرار گرفته‌اند که به‌دلیل سابقۀ دوستی قدیمی، علاقه‌مند به‌طرح شکایت نیستند، اما احتمالاً در صورت طرح دعوی توسط این‌جانب، آن‎ها حاضر به ادای شهادت در مورد وضعیت خودشان خواهند شد. (حدث من این‌است که در این صورت و پیش از تشکیل جلسۀ دادگاه، مشارالیه احتمالاً نسبت به بازپرداخت بدهی خود اقدام خواهد کرد.) از نشانی متشاکی، فقط شمارۀ تلفن همراه و شمارۀ کارت شتاب بانکی ایشان در تاریخ پرداخت وجه، و رسید بانکی شعبۀ دریافت کنندۀ وجه را در اختیار دارم. خواهشمند است راهنمایی فرمایند که طرح شکایت به‌چه‌صورت قابل انجام و پی‌گیری‌ست؟ و در این صورت، دست‌کم چند نفر شاهد مورد نیاز خواهد بود؟ ؟ - مشابه این اتفاقی که هم‌اکنون برای من افتاده و سؤال حقوقی من از وکالت آن‌لاین، در سیستم شما ضبط نشده، آیا درصورتی‌که در موارد مشابه، ضرر و زیانی از این بابت متوجه شخص شود، آیا قابل پی‌گیری خواهد بود ؟!

2پاسخ

مستندا به بند 2 ماده 11 قانون شوراهای حل اختلاف کلیه دعاوی مربوط به تخلیه به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه در صلاحیت شورای حل اختلاف است .بدیهی است بایستی ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام متن سوال به شرح زیر است : اینجانب در سال 1387 زمینی را طبق سند رسمی به صورت چهارو نیم دانگ مشاعی اینجانب و 1/5 دانگ سهم شریک خریداری نمودم. بدون قرارداد کتبی و فقط با توافق شفاهی پروانه ساخت ساختمان چهار طبقه دریافت شد و سه طبقه سهم اینجانب و یک طبقه سهم ایشان در نظر گرفته شد، مخارج پروانه و ساخت تا پایان اسکلت و سقف ها نیز طبق اسناد پرداختی به صورت سه به یک بود ، در این مرحله با هبه نامه عادی ایشان قدر السهم خویش را به برادرشان هبه کردند توسط برادرشان اقدا م به تصرف طبقات سه و چهار نمودند ( یک طبقه اضافه بر توافق ) و عملیات ساختمانی با عدم تمدید قرار داد نظام مهندسی متوقف شد . اینجانب ابتدا برای اثبات مالکیت در طبقات یک و دو وسه شکایت حقوقی مطرح کردم که به علت ایراد شکلی رد شد. در دادگاه تجدید نظر درخواست الزام به رسیدگی مجدد همزمان با درخواست فروش ملک مشاع غیر قابل افراز توسط اینجانب مطرح شد و در شعبه دیگر به علت اثبات نشدن حصه طرفین در اعیان عدم قابلیت استماع اعلام شد. در شعبه تجدید نظر دستور فروش به شکل پنجاه پنجاه صادر شد (نه حکم و نه قرار، صرفا یک دستور غیر قابل تجدید نظر خواهی) . در جریان رسیدگی ، شریک اینجانب یک برگ کپی از نقشه همراه با پانویس ذیل آن (که اینجانب نوشته بودم) به این مضمون که « طبق توافق بعمل آمده طبقه یک و دو اختصاص به اینجانب و طبقه سه و چهار متعلق به شریک نمی باشد» ارائه نمود و اظهار اینجانب به قاضی فروش این بود که این مدرک کپی است و هر چند به خط اینجانب است ولی تحریف شده و از توضیح پشت برگه هم کپی ارائه نشده و باید اصل ارائه شود. اصل این بود که طبقات یک، دو وسه متعلق به اینجانب می باشد و طبقه چهار به شریک اختصاص یابد و مابه التفاوت آن نیز محاسبه شود. اصل مدرک بعلت اینکه کلمه می باشد به نمی باشد تغییر یافته وتوضیح آن در ظهر برگه بصورت طبقات یک و دو سه به من و چهار به ایشان داده شده ارائه نشده است. دادگاهی که برای رسیدگی به اثبات سه چهارم سهم اعیان اینجانب در هر طبقه تشکیل شد با تشخیص قاضی مبنی بر اینکه هر گاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی الحق بودن طرف او باشد دلیل دیگری برای اثبات لازم نیست حکم به رد دادخواست داده ، با این توضیح که بدیهی است که این رای مانع احقاق حقوق خواهان از حیث مالکیت بر اعیانی طبقات بشرحی که بین آنان مقرر بوده نخواهد بود . در ضمن وکیل خواهان با دعوی جرح علیه شاهدین ادعای خصومت نمود. دادگاه علی رغم آن شهادت گواهان را استماع کرد دو روز بعد از جلسه وکیل خواهان ، در لایحه مجددا ادعای جرح ، خویشاوندی ، مشارکت مالی شاهدان و اقرار به مفاد دست خط و ارزش استنادی آن نمود . دادگاه سه روز بعد رای صادر نمود و لایحه و کیل اینجانب چند روز بعد وصول نشد، در خواست تجدید نظر تقدیم شد. حال سوال من این است که آیا جرح شاهدان که پس از تقدیم استشهاد نامه و معرفی گواهان به داد گاه صورت گرفته ارزش دارد ؟ با توجه به اینکه اصل مدرکیه ارایه نشده ، آیا اظهار مشابهت خط اینجانب لزوم ارایه اصل را منتفی می کند و توضیح طبقات یک و دو سه به اینجانب و چهار به شریک ، اقرار تلقی می شود ؟ و نحوه محاسبه درصد مالکیت (نه مشارکت ادعائی) به چه صورت خواهد بود ؟

2پاسخ

اصولا جرح شاهد باید پیش از ادای شهادت صورت گرد مگر موجبات جرح بعدا معلوم شود از موارد جرح هم عدم انتفاع شخصی و رفع ضرر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

cبا عرض سلام و تبریک سال نو،موضوع این است که برادرم از یک نفر پول نزول میکنه و به ایشون در قبال مبلغی که گرفته بود چک میده که جمع مبلغ چکها با احتساب بهره ها حساب میشه و قرار میشه در طول یک سال چک ها وصول بشه از اونجایی که برادرم دسته چک نداشت طرف از من و خانم من چکهارو میگیره و در این بین برای پولی که داده یک کلاه شرعی نیز درست میکنه به این صورت که قراردادی فی مابین خودشون تنظیم میکنه که همه کاره تو مغازه ایشون هستند یعنی مشارکت کردند در سود مغازه،تمام چکها بدون تاریخ بوده و حتی دو عدد چک تضمین هم برای کل مبلغ میگیرن سه ماهی را که مغازه کار میکرده پول سه عدد از چکهارو برداشت میکنه و چکهارو عودت میده ولی زمانی که کار مغازه به مشکل میخوره و امکان کار در اونجا ممکن نمیشه ایشون شروع به برگشت چکها میکنه و حتی چند فقره از چکهارو به فامیل های خودش میده که اقدام کنن،در این فاصله که کار به شکایت کشیده شده هر کدام از چکها به شعبه های مختلف افتاده و تا به حال هیچ شعبه ای چکهارو به کارشناس خط ارجاع نداده که وعده دار بودن چکها مشخص بشه، ما طبق چه ماده قانونی میتونیم چکهارو تجمیع کنیم تا در یک شعبه رسیدگی بشه تا دست ایشون در دادگاه باز بشه و مشخص بشه اون قرارداد سوری بوده و نزول بوده و همه چکها بدون تاریخ بوده، لطفا راهنمایی کنید چه طور میشه تمامی چکهارو به یک شعبه انتقال داد.با تشکر از زحمات شما

2پاسخ

با سلام و تبریک سال نو بدوا مشخص نننموده اید که مبلغ پول دریافتی و تعداد و مبلغ چک های صادره چه قدر می باشد ،همچنین مشخص نکرده اید که آیا شکایت چک بلامحل علیه شما طرح گردیده و یا طرح دعوی حقوقی مطالبه وجه در خصوص چک ها ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام حق با سلام شما جای من باشید چه میکنید من معلم هستم و از بد روزگار در 2/1/90 با یک دستگاه موتور تصادف که راکب فاقد گواهینامه و ترک نشین وی از ناحیه پای چپ دچار شکستگی شدند کلیه هزینه های ایشان حتی گوسفند قربانی و جریمه عدم گواهینامه و ...بیش از 5/5میلون تومان پرداخت و بهبودی کامل گردید ایشان نیز مبادرت به رضایت بلاقید و شرط در دادگاه نمودند و همگی امضاء و اثر انگشت زدند در این خصوص صورتجلسه ای تنظیم که [ از یک ریال تا هر مبلغی تا بهبودی کامل از سوی اینجانب تعهد گردیده ] و یک فقره چک سفید امضاء که شماره آن و سفید امضاء بودن در صورتجلسه تصریح شده تحویل امین طرفین گردید بعد از مدتی مبادرت به طرح دعوی دیه و ارش مینمایند که با وجود رضایت بلاقید و شرط رد گردید و در تجدید نظر نیز استوار گردیده حال با درج مبلغ 62 میلیون تحت عنوان مطالبه طلب طرح دعوی نموده اند که درخواست اعسار از هزینه دادرسی با یک صورتجلسه با 2 امضاء تحویل و در جلسه نیز حاضر نشدند در نهایت حیرت اعسارشان پذیرفته و در جلسه رسیدگی با وجود اطلاع قاضی از سفید امضاء بودن و اینکه چک مستند به صورتجلسه است چک را یکسره دانسته و در استدلالی عجیب تر وجود چک در ید خواهان را به منزله طلب کار بودن وی قرار داده و محکومیت به پرداخت آن صادر میگردد حتی مختومه بودن دعوی کیفری در حقوقی نیز نادیده گرفته میشود (دعوی کیفری دیه و ارش که قرار رد صادر و در تجدید نظر خواهی استوار میگردد) حال اینجانب به منظور تجدیدنظرخواهی تقاضای اعسار نمودم و صورتجلسه ای با 4 امضاء تهیه و همگی 4 نفر را با خود در جلسه دادرسی حاضر که با وجود فیش حقوقی و نامه اداری صرفاً به این ادعای خواهان که [ خانه پدرش را بفروشد و پرداخت نماید] و عدم پذیرش شهود از سوی قاضی اعسار اینجانب درنهایت حیرت رّد میشود تقاضای تجدید نظر از اعسار مینمایم که در آخرین روز مهلت ساعت 11 به شعبه مراجعه که با تعطیلی شعبه مواجه و به دفتر رئیس دادگستری شهرستان مراجعه و ایشان با تایید مراجعه اینجانب گواهی و امضاء مینمایند روز یکشنیه بعد از تعطیلات رسمی عید فطر به شعبه مراجعه که ایشان به بهانه خارج از مهلت قانونی بودن مجدد دعوی را رد مینمایند و توضیحات اینجانب مبنی بر تعطیلی شعبه زودتر از وقت اداری و حتی تماس تلفنی رئیس دادگستری با شعبه مبنی بر [ من شاهد هستم ایشان آمده اند و شعبه زودتر تعطیل نموده و تایید گواهی شان ] کارساز نمیگردد و با رد دعوی به بهانه خارج از مهلت قانونی موضوع مجدد به تجدید نظر ارجاء میگردد اینجانب نیز با تهیه شهادت نامه محضری که شهود همگی در جلسه اعسار پشت درب شعبه حضور و قاضی از پذیرش ایشان امتناء و گواهی رئیس دادگستری و فیش حقوقی و تأییدیه اداره و سایر مدارک جهت تجدید نظر خواهی ارسال و بر اساس توصیه ریاست دادگستری شهرستان پیگیر تا پس از تعیین شعبه تجدید نظر خواهی ضمن مراجعه حضوری شرح ماوقع و در صورت نیاز تلفنی از ریاست دادگستری استعلام که بعنوان یک شهروند من وظیفه ام را انجام ولی شعبه زودتر از موعد تعجیل در خروج داشته و احدی از شعبه در محل کارشان نبوده اند و ریاست دادگستری شهرستان نیز شاهد میباشند که با این هفته و 10 روز دیگر مراجعه ناگهان رأی تجدید نظر مبنی بر عدم پذیرش دلائل اینجانب و تأیید رأی بدوی وصول و 10 روز مهلت تا یک میلیون و هشتصدو شصت هزارتومان واریز و الی قرار مجرمیت 62میلیون صادر میگردد آخر مسلمان یک موضوع (یعنی اعسار) در یک پرونده توسط یک قاضی (خواهان و خوانده) طرح یک طرف فقط با یک صورتجلسه 2 امضاء بدون حضور شهود و یا تشکیل جلسه اعسار پذیرفته میشود ولی همان اعسار از سوی اینجانب علی رغم صورتجلسه 4 امضاء و حضور همگی شهود و فیش حقوقی درآمد 820هزارتومان در ماه ونامه اداره و شهادت نامه محضری شهود اعسار اینجانب رد میگردد این در حالی است که در همان شعبه دعاوی با مبالغ بسیار کمتر سابقه پذیرش اعسار دارد(400هزارتومان) چرا نظارتی بر این قبیل بی نظمی ها نیست حال مانده ام با ماهیانه 820 هزارتومان دریافتی چکار بکنم ؟ ! دوستان توصیه کردند طلای قسطی بخرم و با کسر 7% کامزد به خود طلافروشی بفروشم و پول را تهیه کنم ولی بعضی میگویند ربا است ! شما جای من باشید چه میکنید تمام لایحه ها دادرسی توسط وکیل مجربی نوشته شده و ایشان نیز متحیر و مبهوت شده اندو فقط میگویند من به همین دلیل اصلاً پرونده نمیگیرم که شرمنده موکلینم نباشم لازم به ذکر است که ایشان سلامت خود را باز یافته اند و هیچ فاکتور مبنی بر هزینه درمان ارائه ننموده اند آیا راهی برای عدم واریز مبلغ 1/860/000 تومان وجود دارد

2پاسخ

این که شما بجای مراجعه به دادگاه با ایشان مصالحه نمودید هم خوب است هم بد خوب است چون در گیر دادرسی نشده اید وجریمه ومجازات منتفی است .اما بدی آن این جاست که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وخسته نباشیدبرای باردوم است که مزاحم جناب عالی می شوم واماسوال: سال قبل به دعوت یکی ازدوستان جهت کارکشاورزی خودم وماشینم به مدت 10ماه درخدمت اوبودیم وباایشان همکاری می کردم ودراین مدت دوستم یک فقره وام گرفت وبنده ضامنش شدم ویک چک ضمانتی ازایشان دریافت کردم وبه من قول داد که اقساط رابه موقع بپردازدوحق الزحمه ی بنده رابدهدامامتاسفانه پس ازمدتی اقساط رادیرپرداخت کردکه باعث شدبانک به منزلمان مرتب زنگ بزندوانکارحق الزحمه من هم شد ومن چک ایشان رابرگشت زدم وبه شوراء حل اختلاف مراجعه نمودم ودوسازش نامه تنظیم نمودیم که موضوع دادخواست اولی مطالبه اقساطی که به جای ایشان دادم ودومی مطالبه حق الزحمه(5میلیون تومان)بود.نسبت به سازش نامه اول مشکلی نیست وامادرموردسازش نامه دوم به شخصی که سازش نامه راتنظیم نمودگفتیم طوری بنویسدکه اگرایشان اقساط رادرموعد مقرربپردازدبنده هم ازمطالبه ی حق الزحمه ی خود انصراف می دهم واوهم سازش نامه راتنظیم نمود.وماه قبل که ایشان به تعهدخودعمل ننمودبنده به رئیس شعبه مراجعه نمودم وایشان نیزطبق قانون اجراییه 10روزه صادرنمودواکنون که به رئیس شعبه مراجعه نمودم جهت انتقال پرونده به اجرای احکام ،ایشان بیان داشتندمتن سازش نامه مبهم است(درحالی که شخصی که سازش نامه راتنظیم نموده وشهودبیان دارندکه ابهامی نیست وبنده حق مطالبه حق الزحمه رادارم ) واماعین متن سازش نامه {خوانده متعهدگردیدکه منبعددرموعدمقرربانک اقساط مربوطه راتاپایان پرداخت ورسیددریافت داردوخواهان نیزمتعهدگردیدکه ازمبلغ 5میلیون تومان ادعایی خوددردادخواست صرف نظرکندوپیرامون این موضوع ادعایی نداشته باشند}بنده هم به رئیس شعبه گفتم اولا شمابایدطبق قانون پس ازاجراییه ،پرونده به اجرای احکام برودوثانیامگرسازش نامه بدون شرط می شودثالثابه چه علت بایدازحق الزحمه خودگذشت کنم واگرسطح سوادتنظیم کننده کم باشدبنده چه گناهی دارم رابعاخودشخص تنظیم کننده وشهودحرف مراتاییدمی کنندخامساشخص تنظیم کننده می توانداستنادبه قانون مدنی وشوراء رای خودراتصیح کندگرچه نیازی نیست به نظرجنابعالی متن سازشنامه داردیاخیر؟راحل قانونی برای رسیدن به حق وحقوق خودچیست؟آیاپرونده رابه دادگاه ازجاع دهم یابه شوراء حل اختلاف استان مراجعه کنم؟امیدوارم بنده راراهنمایی کنید.متشکرم

2پاسخ

سوال مطروحه دارای ابهاماتی است اما با توجه به کلیات سوال به نکات ذیل توجه فرمایید :هر گاه سازش محقق نشود تعهدات گذشت هایی که طرفین هنگام تراضی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام پرونده حقوقی در استان داشتم که در مرحله اول شعبه دوم دادسرای عمومی حکم بر محکومیت شخص داده بود ولی بعد از آن در شعبه های 110 , و تجدید نظر و حوزه نظارت رای بر براعت شخص دادند و حل در نضر دارم که کلیه مدارک و احکام را به تهران قوه قضائیه ارسال نمایم لطفا" راهنمایی فرمایید به کدام قسمت قوه قضائیه باید اراء را ارسال نمایم ؟ با تقدیم احترام خاکزاد

2پاسخ

با سلام دوست عزیز سرگردانی در خصوص آرا قطعی قابل اعاده دادرسی مطابق ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در میان کارگزاران و حتی تنظیم کنندگان آیین نامه اصلاحی فعلی به چشم می خورد و انتقادات از هر سو بلند است /معهذا می توانید مراتب را در موعد تعیین شده به قاضی اجرای احکام اعلان ایشان می تواند چنانچه اشکالی در حکم باشد تقاضای اعمال ماده 18 را نماید ضمنا دادستان کل کشور نیز مکلف است در صورت متوجه شدن صدور آرا خلاف بین شرع رسیدگی با نظر خود /جهت رسیدگی مجدد به دیوانعالی کشور و یا شعب هم عرض تجدید نظر پرونده را ارسال نماید /با توجه به عدم شفافیت در خصوص ماده 18 غالبا افراد با تکمیل مدارک و مستندات نامه سفارشی به دفتر رییس قوه قضاییه یا دادستان کل کشور ارسال می نمایند که معمولا چنانچه در موعد قانونی باشد ثبت و با پیگیری مشکل حل می َشود زیرا کارگزاران مورد اشاره در ماده 18 مستقیما اعتراضی را (تا آخرین اطلاع از دوستان )نمی پذیرندو فقط ارسال پستی و سپس پیگیری فوری مورد/ اثر گذار بوده است .موفق باشید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من در یک شرکت خوصوصی 6 ماه مشغول به کار بودم و بابت هر ماه کارفرما از من و کلیه پرسنل شرکت قرارداد و تسویه حساب سفید امضا و انگشت میگرفت.ضمنا در این مدت فقط مبلغ 950 هزار به من داده و حال ادعا میکند که من تمامی مبالغ مذکور در قرار داد را گرفتم.لذا من از طریق اداره کار اقدام نمودم ولی طبق اظهارات اداره کار من نمی توانم ادعایی داشته باشم مگر اینکه بتوانم از طریق دادگستری ثابت کنم که تسویه حسابها سفید امضا بوده . لذا من از طریق دادگستری اقدام نمودم.ولی تا بحال در دادگاه حاضر نمیشود . از شما خواهشمندم راهنمایی نمایید من از چه راههایی میتوانم در دادگاه ثابت کنم تا من به دادگاه ارایه کنم موضوع شکایت بدین شرح است موضوع: ممانعت از حق-سوء استفاده از حسن نیت و اعتماد-طلب حق و حقوق قانونی متن شکایت: احتراما به موجب قرار دادهای پیوستی اینجانب مجتبی سراجی در شرکت ..... مشغول به کار بودم.متشکی عنه یار شده بالا که مدیر عامل شرکت فوق بوده از موقعیت و سادگی و حسن نیت من سوء استفاده نموده و برای هر ماه کارکرد برگه ای بعنوان تسویه حساب ماهیانه به صورت سفید امضا و اثر انگشت میگرفت و در پایان هر ماه اقلام درج شده در برگه تسویه حساب پیوستی ذکر میکرد که یعنی من ابن سنوات را اخذ نمودم در صورتی که چنین نبوده است و اگر چه من این برگه هارا امضا نمی کردم بنده را از کار اخراج می نمود.البته این شیوه کار برای تمام پرسنل شرکت اجرا شده و میشود.لذا نظر به مراتب فوق اینکه یکی از دلایل اینکه این برگه ها سفید امضا شده عدم تطبیق امضا و اثر انگشت با نوشته های مندرج در آن میباشد که در این خوصوص تقاضای کارشناسی را دارم.حال با تقدیم این شکوایه با توجه به موضوع آن تقاضای تعقیب کیفری نامبرده را مورد استدعا دارم (کل متن شکایت اینجانب این بود که از طریق دایی بنده که سروان بازنشسته نیروی انتظامی میباشد تهیه کردم) در حال حاضر پرونده در شعبه 15 بازپرسی دادگاه قضایی شماره 2 (کهندژ) میباشد/// من جلسه اول دادگاه را رفته ام ولی متشکی حاضر نشد و دادگاه از من دو نفر شاهد خواسته که در روز 1/10/88 شهود را به دادگاه می برم. تقاضای راهنمایی بیشتر را دارم

2پاسخ

با سلام شهود شما باید درخصوص این مطلب به صورت یکسان و قاطع شهادت دهند. از طرفی ...

مشاهده پاسخ کامل