جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121978853 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام خانم وکیل روز شما بخیر حدود دو سال پیش به دلیل مریضی مادر بزرگم تمام فرزندان ایشان دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند تا مراقبت از مادر به عهده یکی از فرزندان باشد. دخر بزرگ خانواده این مسئولیت را پذیرفت و باقی فرزندان بدون هیچ گونه رسید و صورت جلسه ایی تمامی دارایی نقد و طلاهای مادر را به ایشان سپردند که این مبلغ حدود 80 ملیون پول نقد و بالغ بر 60 ملیون طلا بوده است. همچنین مادر یک منزل مسکونی در منطقه جمهوری تهران داشته که با تنظیم قولنامه ایی به نام مادر خانه به مبلغ 65 ملیون تومان رهن کامل به مستاجر اجاره داده شد همچنین یک خانه در منطقه گیشا برای مادر اجاره گردید به مبلغ 85 ملیون تومان که قولنامه این منزل به نام دختر بزرگ (کسی که سرپرستی را قبول نموده است) تنظیم گردید. همچنین مادربزرگ بنده دارای دو حقوق بازنشستگی همسر مرحوم و پسر مورد کفالت خود بوده است که این حقوق نیز به صورت ماهانه نزدیک به دو ملیون پانصد هزار تومان میشود . همچنین برای ایشان یک پرستار 24 ساعته نیز استخدام نموده اند. حال بعد از دو سال دختر بزرگ با ادای این مطلب که کلیه پول های نقد مادر به اتمام رسیده است و همچنین به دلیل اینکه دیگر فرزندان در نگهداری هیچ کمکی نکرده اند بنابراین کلیه طلاهای مادر نیز مزد نگهداری من می باشد بیان نموده که دیگر توانایی نگهداری از مادر را ندارد. و باید مسئولیت به کس دیگری واگذار گردد. همچنین کلیه مدارک مادربزرگ بنده اعم از شناسنامه، قولنامه هر دو خانه شناسنامه عموی تحت کفالت مادربزرگم و ... در اختیار عمه بوده و ایشان از باز پس دادن مدارک نیز امتناع می ورزد. برای بازپس گرفتن مدارک یک نامه رسمی از جانب مادربزرگم به عمه با امضا و اثر انگشت ایشان نیز تنظیم گردیده است اما ایشان باز هم از پس دادن مدارک امتناع می ورزند. آیا راه قانونی برای بازپس گیری مدارک و تغییر قولنامه دوم منزل به نام مادربزرگم وجود دارد؟ آیا ایشان در امانت خیانت نموده اند؟ مسئله ایی که الان ذهن همگان رو درگیر کرده این است که چون قولنامه منزل مسکونی مادربزرگم به نام خود ایشان اما قولنامه منزل اجاره ای ایشان به نام عمه بنده هست امکان دارد ایشان پول رهن منزل دوم را گرفته و از پس دادن پول رهن منزل ملکی مادربزرگم به مستاجر امتناع نماید. همچنین ممکن است با داشتن آشنا و در دست داشتن کلیه مدارک برای به نام زدن منزل مسکونی مادربزرگم دست به عمل غیرقانونی بزند. برای جلوگیری از این موارد چه راه قانونی وجود دارد؟.

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام من دو سال پیش طبق دادنامه ای که قسمتی از آن را در پایان مینویسم، از همسرم جدا شدم و یک ماه پیش مجددا ازدواج کردم. همسر سابقم با استناد به این ماده حقوقی که "شوهر کردن مادر باعث سقوط حضانت از مادر می شود" دادخواست سرپرستی دختر 5 ساله ام را داده در صورتیکه ما زمان طلاق طبق دادنامه توافق کردیم که سرپرستی دایم دخترمان با من باشد. حتی در وکالتنامه ی طلاق که من داشتم، قبول یا رد سرپرستی فرزند به اختیار من گذاشته شده بود. در سایت "امور حقوقی مجلس" هم خواندم که وقتی در زمان طلاق طبق توافق و موافقت زوج، سرپرستی به مادر داده شود، با ازدواج مادر ، سرپرستی فرزند تغییر نمیکند. سوال من اینه که با تفاسیر بالا آیا همسر سابقم میتونه دخترم رو بگیره؟ و اگه با توجه به توافق انجام شده در زمان طلاق ، پدر نمیتونه فقط به دلیل شوهر کردن مادر ، بچه رو بگیره، با استناد به چه بند قانونی هستش؟ متاسفانه وکلای شهر ما برداشتشون از ماده قانونی سقوط حضانت اینه که در هر صورت با ازدواج مادر ،پدر میتونه سرپرستی رو از مادر بگیره. واسه همین به دنبال بند قانونی میگردم. قسمتی از دادنامه: راجع به مهریه مقرر گردید از تعداد 474 سکه تمام بهار آزادی، تعداد نود سکه با پیش پرداخت ده سکه سکه تمام بهار و ماهیانه نیم سکه در ابتدای هر ماه از طرف زوج به زوجه پرداخت شود. در خصوص سرپرستی دایمی فرزند دختر با توجه به وکالتنامه مزبور و موافقت زوج به زوجه داده شد. نفقه آینده فرزند به میزان 2900000 ریال به صورت ماهیانه تعیین گردید و .....

2پاسخ

باتوجه به سوال مطروحه ,خاطرنشان می سازد ,طبق ماده 1170قانون مدنی اگر مادر در مدتی که حضانت با اوست شوهر کند ,حق حضانت با پدر است لیکن با توجه به حکومت ماده 45قانون جدید حمایت خانواده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

2پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام اینجانب در سال 67 با موافقت پدرم قسمتی از خانه را به مغازه تبدیل وکلیه کارهای جواز و شهردای قانونی انجام شد ولی پدرم جواز را به نام خودش گرفت اینجانب در این مغازه شروع به فعالیت کردم بعد از چند سال پدرم بعد از فروش مغازه قبلی خودش همراه تنها برادرم که از من کوچکتراست به من ملحق شدند تا سال 85 که به دلیل بیماری پدرم فقط من و برادرم در مغازه کار میکنیم و در طی این سالها سه اپارتمان از عایدی مغازه به ترتیب سال 72 برایمن 79 برای برادرم 82 برای پدرم که انرا به مادرم منتقل کرده است حال مادرم و تنها خواهرم این ادعا را دارند که من باید مغازه را تحویل دهم در ضمن من در طی این سالها همیشه متعهد بودهام خرجی وان چیزی را که مادرم احتیاج داشته فراهم کنم وهفتگی مبالغی را به صورت منظم پرداختکردهام در ضمن دسته چک و تما می مسولیتهای مغازه به عهده من میباشد و من و برادرم حدود 7 سال به عنوان فروشنده بیمه تامین اجتماعی هستیم حال این سوال برایم پیش امده ایا خواهر و مادرم میتوانند این ادعا را در موقع در قید حیات بودن پدرم بکنند و در ضمن حق و حقوق این 27 سال کار من چه میشود و تکلیف اجناس داخل مغازه چه میشود با تشکر

2پاسخ

چنانچه پدرشمادرقیدحیات باشد ومغازه درمالکیت ایشان باشدفقط شخص ایشان به عنوان مالک می توانندمدعی باشند ودر اینصورت نیزمی بایست ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام پدر ، مادر من فوت کرده اند ، خواهر و برادر هم ندارم ، آیا من از خدمت سربازی معاف می شوم ؟ و یا راه حلی دارد؟

2پاسخ

با سلام مطابق قانون جدید نظام وظیفه شرایط معافیت از سربازی به شرح جدول زیر است چنانچه مشمول هر یک از شرایط ذیل الذکر باشید می توانید از معافیت استفاده کنید و الا خیر موفق باشید در جدول‌های زیر آخرین وضعیت معافیت‌های مشمولان خدمت سربازی را می‌خوانید. آخرین وضعیت معافیت‌های کفالت خدمت سربازی اگر ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

شرایط احرازومسیرارتقاسمت امورحسابداری محجورین چیست؟روش پاسخگویی همکاری وهماهنگی دررابطه باشغل موردتصدی راتوضیح دهید؟

2پاسخ

هرچند در این رابطه اطلاعات زیادی ندارم ولی امور حسابداری امور سرپرستی در شهرهای کوچک با حسابداری دادگستری می باشد ولی در شهرهای بزرگ ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

وظایف واختیارات امورحسابداری محجورین رابیان کنید؟

2پاسخ

با توجه به سوال قبلی وظیفه واحد سرپرستی حمایت از افراد بدون سرپرست یا بد سرپرست و حفظ ونگهداری از اموال انها می باشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام دختری هستم 34ساله که به مدت 6سال است که پدرم مرحوم شده اند.سرپرستی مادر وخواهر کوچکترم به عهده خودم میباشد.امسال کارشناسی ارشد در همدان قبول شده ام با توجه به اینکه مادرم قادر به انجام امور خود نمیباشد وبدن وی دچار رعشه است وبا قرص کنترل میشود وبا توجه به اینکه بر طبق مصوبه دانشگاه ازاد من با داشتنه قیم نامه میتوانم انتقالی داعم به تهران داشته باشم اقدا م به گرفتنه ان کردم ولی متاسفانه در پزشکی قانونی موافقت نشد ونوشتهاند که مادر فقط افسردگی دارند.با توجه به اینکه من در تهران شاغل هستم نه تنها نبودنم در تهران باعث از دست دادن شغلم که مربی ورزش هستم میشود بلکه مادر تنها میمانند...وکیلی که در این کار مرا کمک کرده اند برای من توضیح دادند که در دادگاه نباید از انتقالی دانشگاه سخنی گفته شود...این چه قانونی است که حتما مادرم باید محجور باشند؟؟همین که از نظر جسمی قادر نیستند کفایت نمیکند؟؟چرا باید در دادگاه دروغ گفت؟؟من تا به حال سرپرست خانواده بودم ولی به حکمش نیازی نداشتم حال داشتن این حکم سرنوشت مرا تغییر میدهد...خواهش میکنم مرا یاری کنید.سپاسگزارم.

2پاسخ

اصولا برای سرپرستی حتما لازم نیست که فرد محجور با شد در واقع یکی از راههای سرپرستی یا قیمومیت میباشد به هر حال اگر از این طریق موفق نشدید از خواهر و مادرتان بخواهید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من پدرم 3 سال پیش فوت کردند برادرم هم 5 سال پیش ازدواج کرده و از پیش ما رفته در شهر دیگری به زودی ها هم عازم خارج از کشور میباشد من صاحب یک خواهر و یک مادر میباشم که خواهر مجرد و سن بالای 24 سال میخواستم ببینم با این شرایط میتوانم از معافیت کفالت برای سربازی استفاده کنم یا خیر آیا راهی هست چون هم میتوانم کفالت خواهر را بگیرم هم مادر

2پاسخ

با سلام در ماده۴۴ـ قانون اخیر التصویب بیان شده مشمولین زیر حسب مورد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میباشند: ۱ـ یگانه فرزند ذکور مراقب یا نگهدارنده پدر نیازمند مراقبت که قادر به اداره امور خود نباشد.۲ـ یگانه مراقب یا نگهدارنده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید: من یک پسر 1 ساله دارم و با خانواده همسرم مشکلات فراوانی دارم. به این دلیل از همسر خواسته ام وصیت نامه ای تهیه کرده و سرپرستی فرزندمان را بعد از فوتش به من واگذار کند او نیز در وصیت نامه اش عیناً این جمله را نوشته است: (بعد از مرگم فرزند با همسرم زندگی کند و سرپرستی آن تا زمانی که خود مایل باشه با او باشد حتی در صورت ازدواج) البته این وصیت نامه دستی و بوده و شخصاً در منزل تنظیم شده است البته مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی؛ ‘در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با فردی است که در قید حیات است، هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد’. بنابراین مطابق قانون اگر پدر فوت کند حضانت فرزند با مادر است و هیچ کسی حتی پدر بزرگ از نظر قانونی حق ندارد حضانت فرزند را از مادر سلب کند حال می خواستم بدانم اگر من بخواهم حضانت، ولایت و کفالت فرزندم بعد از فوت همسرم با من باشد و اجازه هر گونه دخالت را از خانواده همسرم سلب کنم باید چکار کنم؟ آیا لازم است که همسرم به صورت محضری وکالتی را تنظیم کرده و در آن به من وکالت دهد که حضانت، ولایت و کفالت فرزندم بعد از مرگش به من واگذار شود و خانواده اش اجازه هیچ گونه دخالتی را ندارند؟

2پاسخ

با سلام /تا زمانی که ولی قهری وجود دارد یعنی جد پدری نوبت به وصی نمی رسد و روج نمی تواند برای ولایت فرزند ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام . اینجانب در سال 84 به علت درگیر یو بدخلقی شوهرم با حکم استرداد جهیزیه از منزل آنها بیرون آمده . با توجه ب این که شوهر بنده دارای بیماری روانی بود و ما از سال 81 برای درمان به چندین پزشک مراجعه کردیم و به علت دخالت های مادر شوهرم ایشان حاضر به درمان مستمر نشدند. در فروردین 85 با فرستادن اظهارنامه به منزلشان مطالبه مهریه کردم و چون خودشان در منزل نبودند خواهرشان تحویل گرفتند . از سال 85 من خودم منزل اجاره کردم و با دخترم زندگی می کردیم . شوهرم هر بار با التماس و گریه زاری سر زندگی می امد و حاضر به تهیه مسکن هم نبود . و از سال 88 ترک منزل کرده و پس از به جریان انداختن پرونده طلاق و مراجعه به پزشکی قانونی ثابت شد که ایشان دارای بیماری اسکیزوفرنیا همرا ه با سوءظن و بدبینی شدید می باشد و دادگاه نیز باتوجه به این نکته و وقوع عسر وحرج حکم طلاق و حضانت دختر 7 ساله به من را صادر کرد که پس از رفتن به دادگاههای تجدید نظر نیز حکم قطعیت یافت . شوهر من دارای ارث از پدر خود می باشد و وضع مالی خانوادگی خوبی دارد من پس از دریاففت نظر پزشک قانونی دادخواست مهریه به شورای حل اختلاف دادم و 250 سکه و 100 مثقال طلا را خواستم ( سال 85 اظهارنامه داده بودم ) و مبلغ 6 میلیون تومان پول نقد و 5/1 میلیون تومان نقره و سفر حج را هنوز مطالبه نکرده ام . شوهرم تقاضای اعسار داده است و در سال 86 به مادرش وکالت داده و ایشان هم سه دانگ از آپارتمان شوهرم را در تهران به نام خود کرده است و 1.5 دانگ هم از منزل محل سکونتش را در اصفهان توقیف نموده ام . حال سوالم این است آیا می توان با توجه به اینکه ما از سال 84 درگیر ی دادگاهی داشته ایم و اظهار نامه هم داده ام معامله آپارتمان فرار از دین تلقی و باطل شود و آیا می توان ما بقی مهریه را مطالبه و عطف به پرونده جاری مهریه در شورای حل اختلاف نمود .

2پاسخ

با سلام / به موجب ماده 218اصلاحی قانون مدنی معامله به قصد فرار از دین در صورتی که صوری باشد قابل ابطال است / این یعنی اگر معامله به قصد فرار از دین باشد ولی صوری نباشد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام علیکم : احتراما باستحضار می رسانم که اینجانب در سال هشتاد بعلت نیاز فوری به پول جهت مداوای دخترم و به پیشنهاد یکی از آشنایان که از مشتریان بانک ملت بودند جهت کمک به بنده توسط حساب جاری وی با در رهن بردن ملک خودم به عنوان وثیقه مبلغی وام از حساب ایشان دریافت نمودم بصورت مضاربه و طبق گفته های رئیس وقت بانک آقای اعتماد رستم پور تا پنج سال قابل تمدید می بود به همین منظور سند بنده را به مدت پنج سال در رهن بانک قرار دادند . پس از پایان دوره ( شش ماه ) اصل و سود وام فوق را بازپرداخت نمودم و طبق توافق و اعتمادی که به رئیس بانک به عنوان نماینده بانک و کارمند دولت داشتم قرار شد پس از گذشت چند روز مجددا وام فوق را دریافت نمایم با مراجعات بعدی که طی چند روز و با هماهنگی صاحب حساب به بانک داشتم آقای رستم پور با عنوان نمودن اینکه در انتظار دریافت اعتبار از سرپرستی هستند و دلایلی از این قبیل تمدید وام را به روزهای بعد موکول می کردند اینجانب هم به علت اعتماد کامل به بانک که یک نهاد دولتی است در انتظار بودم تا اینکه متوجه شدم مبلغی وام توسط برادر صاحب حساب از حساب وی می خواهند دریافت کنند با مراجعه به بانک دقیقا کلام رئیس بانک به بنده این بود که این وام به هیچ وجه به ضمانت شما ارتباطی ندارد و ایشان تعدادی سفته و یک قرارداد به بنده نشان دادند که دران قید شده بود سفته به عنوان ضمانت می باشد به همین منظور بنده ضمن مراجعه به سرپرستی خواهان آن شدم که اگر بتوانم وام را بگیرم و در غیر این صورت به فک ر هن نمودن ملکم اقدام نمایند و قرار بر این شد که از سرپرستی به پرونده رسیدگی کنند و بنده را در جریان بگذارند در مراجعات بعدی مطلع شدم که آقای رستم پور به علت تخلفات فراوان که پرونده بنده نیز از جمله تخلفات ایشان است از بانک اخراج شده اند . به علت پیری و از کارافتادگی بنده و اینکه بازنشسته سازمان تامین اجتماعی می باشم و با داشتن نود سال سن و باز هم اعتماد بنده به بانک و همچنین پادرمیانی ریش سفیدان و فامیل صاحب حساب که کتبا اقرار به موضوع کرده اند که پول را گرفته اند و شاهدین هم امضا کرده اند و قول و تعهد صاحب حساب و اطرافیانش برای حل این مشکل و اینکه به آنها فرصتی بدهم و عنوان کردن این موضوع که من کمی صبر کنم تا خودشان این موضوع را روشن کنند به ناچار در سال هشتادو شش از صاحب حساب و بانک به دادگاه شکایت نمودم و باز هم با مراجعه به سرپرستی و در جریان گذاشتن اجرای احکام سرپرستی به اتفاق مسوول اجرای احکام سرپرستی نزد رئیس سرپرستی رفته و ایشان موضوع را بیان داشتند و قرار بر این شد که بنده کپی از املاک صاحب حساب تهیه کنم و آنرا تحویل اجرای احکام دهم و فرمودند که در صورت بودن سفته در پرونده به سفته رجوع کنند در غیر این صورت به ملکی از آقای ترابی که بنده کپی آنرا تهیه کنم اقدام نمایند. باز هم با اعتماد به بانک کپی را تهیه نمودم و همچنان منتظر ماندم و از شکایت خود صرفنظر نمودم تا اینکه امسال از طرف اداره ثبت جهت قیمت گذاری به منزل بنده آمده و متوجه شدم ملک بنده را به اجرا گذاشته اند . خواهشمندم مرا راهنمایی کنید به کجا می توانم شکایت کنم و چه اقداماتی می توانم انجام دهم

2پاسخ

با سلام بانک ها اخیرا وام های دیگر را که وام گیرنده قبلا سندی در رهن داشته با استناد به مقررات ...

مشاهده پاسخ کامل