جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121192093 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام در سال 1333 وکالتنامه ای از طرف موکل به وکیل با حدود اختیارات زیر داده شده است اجاره واگذاری املاک شخصی موکل که شماره پلاک حدود و مشخصات آنها را وکیل مزبور معرفی نماید بهر کس و هر مدت و هر میزان مالاجاره و هر شرطی در صلاح و مقتضی بداند و فسخ و نفاسیخ و تجدید اجاره و حق صدور اجرائیه برای وصول مالاجاره و تخلیه ملک مال الاجاره و شرکت در کمیسیون تعدیل مال الاجاره با داشتن اختیارات لازمه تامه در این خصوص و حدود و در کلیه اقدامات قانونی جهت انجام وکالت بالا وکیل مشارالیه اختیارات تامه دارد و امضای وی بجای امضای موکل می باشد و این وکالت فقط در نفس وکالت موثر می باشد . سوال من این است که آیا واگذاری سرقفلی نیز شامل آن می شود و چگونه و با استناد به چه قوانین و ماده هایی می توانیم اثبات کنیم که سرقفلی که بواسطه وکیل نامبرده به اینجانب واگذار شده است صحیح می باشد ؟ و آیا وکالت نامه فردی که موکل اش در سال 1355 فوت نموده است . ولی گواهی فوت و حصر وراثت او بدلیل نداشتن فرزند و همچنین نبودن وارثین در ایران تا سال 1391 و یعنی 36 سال بعد در ایران ثبت نشده است ، آیا وکالتنامه این وکیل تا تاریخ قبل از ثبت گواهی فوت ( سال 1390 ) اعتبار دارد و یا اینکه تا همان سال 1355 اعتبار دارد و بعد از آن باطل بوده و قضیه معاملات وکیل از سال 1355 تا سال 1390 چگونه می شود و اگر وکالتنامه تا سال 1390 اعتبار داشته . در دادگاه بر اساس چه ماده و قانونی می شود به آن استناد کرد ؟ و اینکه واژه سرقفلی از چه سالی بوجود آمده و در قانون و وکالت نامه های محضری از چه سالی وارد و شناخته شده و بیان می گردد ؟ با تشکر

2پاسخ

با سلام به موجب ماده 1 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 56 هر محلی که برای سکنی یا کسب یا پیشه یا تجارت یا به منظور دیگری اجاره داده شده یا بشود ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و احترام اگر دو نفر با سهمی برابر به صورت مشاع مالک ملکی با سند معمولی باشند و یکی از آنها نیمی از ملک را با حدود مشخص (مثلا قسمت بالای زمین) را بدون اعلام مشاع بودن و به صورت مفروز طی مبایعه نامه ای به شخصی ثالث بفروشد و پس از مدتی مشخص شود که مالکیت مشاع بوده اما خریدار اعلام رضایت کند که با مالکیت مشاع مشکلی ندارد اما آن مالکی که فروشنده نبوده و در معامله نقشی نداشته اعلام کند که از بیع مفروز خبر نداشته و معامله را رد کند؛ آیا این عقد کلا باطل است و باید عقد بیع جدیدی بین فروشنده و خریدار با ذکر مشاع بودن و با تاریخ جدید بسته شود یا اینکه معامله فضولی بوده و با استناد به ماده 256 قانون مدنی فروشنده و خریدار میتوانند ادعا کنند که معامله در مورد سهم فروشنده در آن نصفه معامله شده، یعنی ربع ملک به شکل مشاع از همان تاریخ نافذ و صحیح است. یعنی خریدار میتواند ادعا کند از تاریخ عقد اول به شکل مشاع مالک ربع زمین بوده و از آثار این مالکیت مشاع از همان تاریخ همچون درخواست اجرت المثل از مالکی که فروشنده نبوده و ... استفاده کند یا باید عقدی جدید بسته شود و خریدار تنها از تاریخ عقد جدید میتواند ادعا داشته باشد؟ به طور خلاصه ایا میتوان عقد بیع عین معین مفروز در مورد مال مشاع را بدون تغییر تاریخ آن بعنوان عقد بیع عین معین مشاع در نظر گرفت یا باید عقدی جدید بسته شود که نفوذ آن از تاریخ جدید است؟ لطفا دقت شود که پرسش بنده بیشتر در مورد تاریخ اعمال آثار مالکیت توسط خریدار است. اگر استدلالهای حقوقی و مواد قانونی مستند را هم بیان بفرمایید بسیار سپاسگزار خواهم بود. در همین راستا نظر شما را جلب میکنم به نظریه اداره کل حقوقی قوه قضاییه مورخ 5/2/1381 به شماره 7/563 و آدرس اینترنتی http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=19390 . در آن نظر جایی بیان میکند که معامله نسبت به سهم سایر مالکین در آن قسمت مشخص و معین نادرست است اما بعدتر اعلام میکند که نمی توان چنین معامله ای را صحیح تلقی نمود و لذا تبدیل آن به سهم مشاعی مقدور نیست؛ بنابر این به نظر بنده پاسخ شفافی از این نظر نمیتوان استخراج کرد. با سپاس فراوان از توجه شما.

2پاسخ

با سلام و پوز ش از تاخیر در پاسخ آنچه می فرمایید بیع مال مشاع: براساس ماده 808 قانون مدنی در صورتی که مال غیر منقولی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام. بنده پیمانکار هستم. در سال 90 به اتهام تبانی در مناقصات عمومی شهرداری و ارائه صورت وضعیت های جعلی و بر اساس اقرار خود که در اداره اطلاعات در شرایط نا مناسب روحی از من گرفتند به مدت حدود 2 ماه در زندان در بازداشت موقت به سر بردم. پس از آزادی هم دو اتهام بالا توسط دادیار پرونده نقض و بنده به اتهام معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی محاکمه و در دادگاه بدوی هم بنده و هم شهردار به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی تبرئه شدیم. متأسفانه به علت اصرار شهردار بر اعاده حیثیت پرونده به دادگاه تجدید نظر رفته و این بار ایشان به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی مجرم شناخته شد. بنده هم به عنوان معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی و تنها به استناد همان اقرار اولیه و نه حتی اشاره ای به تحقیقات مجدد و حتی گزارش کارشناسی سه نفره مجرم و به پرداخت جریمه محکوم شدم (البته این حکم هرگز به بنده ابلاغ نشد). خاطر نشان می کند سایر متهمین که کارمندان شهرداری بودند و اصولا با توجه به اینکه این جرم یک جرم دولتی است واعمال ایشان باعث تحقق جرم شده با استدلال هایی بسیار واهی تبرئه شدند و فقط شهردار و بنده که ابتدا و انتهای این زنجیر بودیم، به عنوان مجرم شناخته شدیم. سرانجام هم در پاییز سال 93 پرونده به اجرای احکام رفت و با توجه به اینکه حدود 2 ماه در زندان بودم معادل جریمه روزانه روزهایی که در زندان بودم، جریمه ام هم صاف شد! حال با گذشت نزدیک به 2 سال از این موضوع با توجه به اینکه فکر می کنم با توجه به کاسته شدن حساسیت موضوع و با توجه اینکه این محکومیت در شهر کوچکمان برای آینده شغلی خود و خانواده ام مشکلات عدیده به وجود آورده و مرا به ستوه آورده، قصد اعاده دادرسی دارم. نکته دیگری هم که حائز اهمیت است این است که بنده 2 روز بعد از آزادی از زندان توسط شهرداری دعوت به کار شدم و حتی تا این تاریخ هم با عقد قرارداد با شهرداری همکاری می کنم. خواهشمند است در صورت امکان بفرمایید امکان دادرسی وجود دارد و در صورت مثبت بودن پاسخ از کجا باید شروع کنم؟ سپاسگزارم

2پاسخ

در پاسخ خوب بود که در سوال به مواد استنادی دادگاه در حکم و مقدار جریمه اشاره می کردید. اما بموجب ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری موارد اعاده دادرسی بیان شده است که به نظر می رسد با توجه به ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و خسته نباشید شرحی از اتفاقاتی که افتاده خدمت حضرتعالی عرض میکنم اینجانب در سال 1393 طی یه مبایعنامه ملکی را درقیقا با این متن " ملک به متراژ 174 متر برابر متراژ موجود درسند و بدون عقب نشینی در چهار طبقه به صورت کاملا تجاری " معاوضه کردم با ساختمان سه طبقه ای و هرکدتم ( خریدار و فروشنده ) ملک دیگری را به صورت وکالت منتقل نمود. پس از گذشت دوماه که اینجانب برای تنظیم سند اقدام نمودم متوجه دو ایراد اساسی در ملک شدم : اول اینکه زیر زمین کاربری انباری داشت و تجاری نگردیده بود به عبارتی هزینه های تجاری پرداخت نشده بود . دوم اینکه ملک عقب نشینی شده بود و متراژموجود با متراژسند مطابقت نداشت به عباری متراژ موجود 154 متر بود که اینجانب شکایت خسارت کسری متراژ با ارجاع به کارشناس را نمودم : کارشناس هر دوملک را قیمت گذاری و ارزش کسری متراژ وزیرزمین انباری را حدود 180 میلیون تومان ارزشگذاری و اینجانب هزینه تمبر دادگستری را نیز واریز نمودم . اما بر خلاف نظر کارشناس دادگاه به استناد ماده 355 قرار منع استماع صادر ودادگاه تجدید نظر نیز رای را تائید کرد . حال سوال اینجاست : با توجه به اینکه ملک مذکور را اینجانب به شخص دیگری فروخته ام و امکان فسخ معامله را ندارم آیا از طریق دادخواست دیگری و به نحوه دیگری میتوانم به حقوق ضایع شده خود برسم ؟ ایا میتوان به استناد ماده 384 یا مواد دیگر بخشی از معامله (154 متر موجود ) را پذیرفت و بابت بخش کسری تقاضای بطلان بخشی از معامله نمود ؟ با تشکر فراوان از پاسخگویی حضرتعالی مشکل اساسی اینجاست که فروشنده حاضر به پرداخت خسارت کسری نیست ؟چگونه و براسا س کدام ماده قانونی میتوان وی را به پرداخت محکوم نمود ؟؟؟؟؟

2پاسخ

شما اگر دقت کرده بودید نبایستی ان دعوی را طرح می کردید چون ملک قابل تقسیم نبود و شما یا باید فسخ کنید و یا به همین نحو ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی با سلام : این جانب کریم آقازاده به تاریخ 3/1/92 یک واحد مسکونی 75 متر مربعی طبقه ی دوم واقع به آدرس رشت را عنایت بر نیاز مفرط بدلیل پاره ای مشکلات به صورت تقسیط به شرح ذیل به آقایان امین پاکدل و داود ارفعی فروختم: قیمت کل معامله بیست و شش میلیون تومان مورد توافق قرار گرفت از این مبلغ 1: هشت میلیون تومان فی المجلس نقدا دریافت شد ولی در فوشنامه قید نشد مقرر شد وقتی همه ی پول با تبادل رسید اخذ شد در فروشنامه قید شود که کل ثمن معامله پرداخت شد و مبایعه نامه به خریداران تقدیم شود 2: چهار میلیون تومان خدمت خریداران محترم به عنوان ودیعه نزد موجر محفوظ ماند و ماهانه پنجاه هزار تومان کرایه لحاظ شد بدین ترتیب این حقیر برای مدت پنج ماه مستاجر خریداران شدم 3: برای پرداخت چهارده میلیون الباقی به شرح زیر به صورت لسانی توافق شد که هیچ وقت عملی نشد. 3/5/92 چهار میلیون تومان و 3/9/92 چهار میلیون تومان و 3/1/93 چهار میلیون تومان و 3/5/93 دو میلیون تومان پرداخت کنند و رسید دریافت نمایند بعد از استهلاک اقساط در فروشنامه ذکر شود مشکلی در زمان استرداد ودیع ی نزد موجر بین ما پیش آمد که با مکر و حیله موجرین توانستند چهار میلیون پول ودیعه ی مرا مستهلک نمایند در آن زمان بوده که هر سه نسخه فروشنامه را از بنگاه (بنا بر اعتراف مدیر بنگاه مهدی آقای جودی) به امانت گرفتند ودیگر پس ندادند در این اثنا به فرموده ی مدیر بنگاه بارها از ایشان خواستند که در فروشنامه قید بکند که همه ی ثمن معامله پرداخت شده است و ایشان قبول نکردند. ب – هیچ یک از اقساط را هم پرداخت نکردند تا اینکه بعد از ماهها انتظار و بعد از خلف وعده های مکرر و متعدد و بعد از اینکه متوجه شدم قصد فروش خانه را دارند دست به دامن قانون شدم. ولی شکایت من با استناد به یکی از مواد قانونی مبنی بر اینکه شرط یا موعد در مبایعه نامه قید نشده پس معامله صحیح و کل پول پرداخت شده تلقی می گردد رد گردید من اعتراض کردم به تجدید نظر ارجاع شد . در این ماده ی قانونی به شرط و موعد اشاره شده در صورتی که به پرداخت پول و جای خالی این موضوع در فروشنامه اشاره نشده. نمیدانم چکار کنم از کی استمداد بجویم . لطفا راهبردهای قانونی این کار را به ما ارائه بفرمائید. ثانیا آیا من میتوانم مانع فروش خانه بشوم؟ و چگونه؟ با توجه به اینکه معلم و کم درآمد هستم واقعا زندگیم نابود شده است. با تشکر: کریم آقازاده

2پاسخ

من از کم وکیف قراردادشما مطلع نیستم و نمی دانم متن قرار دادشما چه می باشد. ولی در مجموع شما در تنظیم قرارداد دچار اشتباه شده ایدو بایستی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراما سوالی در مورد نظریه شورای محترم نگهبان در سال 1364 درموضوع غیر شرعی اعلام نمودن تملکات وفق ماده34 سابق قانون ثبت درصورتی که قیمت ملک بیش از طلب طلبکار باشد و ملک تماما اعم ازاینکه کمتر یا بیشتراز طلب باشد به تملک طلبکار دراید غیر شرعی اعلام گردید که متعاقبا در سال 1386ماده 34 سابق قانون ثبت اصلاح و ایین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا نیز اصلاح گردید سوال حقیر این میباشد که: 1-ایا نظریه شورای محترم مطلق چنین تملکاتی را غیر شرعی اعلام نموده یا اینکه فقط تملکاتی که در انها قیمت ملک تملک شده به طلبکار, بیش از مبلغ طلب باشد؟به عبارتی چنانچه هم اکنون دعوی ابطال عملیات اجرایی که بر اساس ماده34 سابق قانون ثبت ملک کلا به تملک طلبکار درامده مطرح گردد دادگاه در مقام رسیدگی بایستی با استناد به نظریه ان شورای محترم اینگونه تملکات را غیر شرعی و عملیات اجرایی را باطل اعلام نماید یا اینکه بایستی با ارجاع امر به کارشناسی و براورد قیمت واقعی ملک و طلب طلبکار در زمان تملک،  در صورت بیشتر بودن قیمت ملک نسبت به طلب عملیات را باطل اعلام نماید؟. 2-نظریه موصوف شورای نگهبان در سال 1364 برای اولین بار اعلام گردید ولی نهایتا سال1386 ماده34 سابق قانون ثبت اصلاح و تغییر کرد حال سوال این هست که تکلیف عملیاتهای اجرایی که طبق ماده34 سابق قانون ثبت و ایین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب1355 انجام میگرفته تا قبل از اصلاح سال1386 ,چه میباشد نظر به اینکه قانون لازم الاجرای کشور که مراجع ثبتی را با تکلیف قانونی روبرو میکرده قانون قدیم بوده لذا تکلیف اینگونه عملیاتهای اجرایی چه میباشد؟ با نهایت تشکر

2پاسخ

دوست محترم به طور کلی قانون عطف به ما سبق نمی گردد مگر اینکه قانون گزار در متن قانونی صراحتا آن را عطف به ما سبق نماید که این استثنا بر اصل است در خصوص نظریات شورای محترم نگهبان در سمینارهای قوه قضاییه و نظرسنجی ها اختلاف نظرات زیادی مشاهده میشود در عمل نظر به اینکه عطف به ما سبق شدن یا نشدن صرفا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام و عرض ادب درپاسخ سوال قبلی(14165644) فرموده بودید که مواد استنادی جرایم را بنویسم تا مشخص شود سه سال و ده روز حبس تعزیری برای چیست. اتهام ها به شرح ذیل است: قتل غیرعمدی در اثر بی مبالاتی در امر رانندگی منجر به فوت دو تن(که هر دو خواهرانم هستند) و در رای دادگاه نوشته شده:«متهم را بلحاظ بی مبالاتی در رانندگی منتهی به قتل غیر عمدی مرحومه ز.ن و ش.ن به دو فقره سه سال و ده روز حبس تعزیری محکوم مینماید.بدیهی است با توجه به ماده134قانون مجازات اسلامی در مورد حبس های تعیین شده فقط مجازات اشد(یکی از مجازاتها) قابل اجرا میباشد و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانون تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجرا شود مجازات اشد بعدی اجرا میشود.» رای صادره حضوری بوده و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در دادگاه تجدید نظر میباشد و بنده قبل از پایان مهلت بیست روز نسبت به رای اعتراض زدم. از بذل توجه جنابعالی و زحمات بیدریغتان کمال تشکر و قدر دانی را دارم،پیشاپیش سالی پر از تندرستی و کامروایی را برایتان ارزومندم.

2پاسخ

با سلام ماده ای که دادگاه باید استناد می کرد 714ق. م. ا.ت باید باشد و ماده 134 در مورد اجرای ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

2پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

اینجانب مدت 7 سال پیش ازدواج کردم و لی تا کنون بجه دار نشده ایم . لازم به ذکر است که در این مدت 3 بار عمل بارداری خارج از رحم و یک عمل لاپروسکپی بر روی همسرم انجام گرفته و لیکن در نهایت به ما اطلاع دادند که امکان بارداری طبیعی همسرم وجود ندارد. سپس ما دو بار در مراکز بسیار مشهور و نامی تهران عمل لقاح مصنوعی انجام دادیم که متاسفانه هر دوی آنها ناموفق بود، و در نهایت مرکز ناباوری سینا به صورت شفاهی به ما اطلاع داد که امکان حامله شدن همسرم حتی با عمل های لقاح مصنوعی (IVF) بسیار کم و فقط با لطف الهی میسر است. هم اکنوم بنده تقاضای رضایت همسرم با ازدواج مجدد را نموده ام که با مخالفت ایشان مواجه شده است، و ایشان تاکید نموده است که بر اساس بند 12 سند ازدواج این اجازه را به من نخواهد داد. در عوض ایشان متذکر شدند که در صورت اصرار بنده به ازدواج مجدد ایشان تقاضای دریافت مهریه و طلاق را مطرح خواهند کرد، هر چند که در هنگام ازدواج خود ایشان و خانواده او تاکید داشتند که درج مهریه فقط به خاطر شان اجتماعی و نشانه احترام من به دختر و خانواده او است. لازم به توضیح است که اینجانب به علت اعتقادات شخصی از همان اول با درخواست مهریه ای که توان پرداخت آنر نخواهم داشت (1000 سکه طلای رایج بانک مرکزی) مخالف بودم و خانواده همسرم در حضور شاهدان اقرار کردند که این مهریه نه عندالمطالبه و نه عندالاستطاعه است و فقط برای حفظ احترام و شان خانوادگی دختر است. حال سوال من این است که: 1- با توجه به نازا بودن همسر من با استناد به اسناد پزشکی، اجازه ایشان برای ازدواج مجدد من الزامی است؟ 2- آیا بنده ملزم به پرداخت مهریه ایشان در صورت ازدواج مجدد هستم؟ از صبر و حوصله شما نهایت تشکر و قدردانی به عمل می آید، و مزید امتنان خواهد بود که به سوالات بنده جواب دهید.

2پاسخ

با سلام 1-با توجه به مشگل همسرتان شما می توانید از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرید و اجازه ایشان لازم نیست. باید به طرفیت همسرتان ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام-درسال1384 یکی ازدوستان باوثیقه گذاردن سندرسمی مرغداری ازبانک کشاورزی مبلغ 200000000 ریال وام فروش اقساطی دریافت نمود ومبلغ اخذ شده فی مابین 3 نفر ازدوستان تقسیم شد . وثیقه گذاراصلی بانک جهت انجام بازپرداخت وضمانت ازسهم بنده مطالبه تنظیم قولنامه عادی منزلم رابه نام خودش نمود ودراین رابطه منزل را که دارای پلاک ثبتی میباشد باحضور 3نفرشهود با تعهد به اینکه قولنامه تنظیمی بصورت ظاهری وصوری تاپان بازپرداخت وام پشتوانه نزدایشان باشد سال گذشته کلیه مبلغ وام پرداخته شد ه - اکنون ایشان به استناد قولنامه صوری که به رسم امانت نزدش بوده اقدام به دادخواست الزام به سند داده وازشورای حل اختلاف رای اخذنموده حالیه به غیراز دادگاه تجدیدنظر که اقدام نموده ام ودرخواست استماع شهودنیز شده لطفا بنده را راهنمایی فرمایید چه اقدام دیگری میتوانم علیه ایشان که قصد اکل مالبباطل ومالدارشدن ازطریق نامشروع رادارد انجام دهم ./

2پاسخ

باسلام اگر سه نفر شاهد که ذیل مبایعه نامه را امضانموده اند شاهد هستند که معامله شرطی بوده پس چرا درشورای حل اختلاف محکوم شده اید؟ اگر شورای حل اختلاف برغم درخواست شما شهودی که ذیل مبایعه نانه را امضا کرده اند را ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام اینجانب در سال 1389اقدام به خریداری نمودن ملک با کاربری صنعتی از یک شخص حقیقی نمودم که پس از اخذاستعلام های لازم ازجمله استعلام ازثبت،دارائی،بیمه و...سند ملک بنام ابنجانب انتقال یافت.حال پس از گذشت یک سال اقدم به فروش ملک نمودم.پس از تنظیم مبایعه نامه با خریدار و دریافت نیمی از ثمن معامله خریدار باکپی سند مالکیت به اداره ثبت مراجعه و پس از اخذکپی از پرونده ثبتی ملک مشخص گردیده ملک مزبور در سال 1359با حکم دادگاه انقلاب به نخست وزیری آن زمان منتقل و پس از پس از آن نخست وزیری اقدام به انتقال ملک به کمیته امداد و و دانشگاه آزاد اسلامی نموده اند ودر نهایت در سال 1383 ملک مذکور به شخصی که اینجانب را از او خریداری نموده ام منتقل گشته است . در ضمن در ستون نقل و انتقالات،انتقالات از دانشگاه آزادبه بعد ثبت گردیده است و سوابق نقل و انتقالات قبلی درج نگردیده است و در متن سند انتقال سند با استناد به ماده 22 صورت گرفته است. حال با توجه به مشخص شدن وضیعت ملک خریدار اینجانب قصد فسخ مبایعه نامه را دارد. سوالات: 1-با توجه به اینکه سند با استناد ماده 22 قانون تنظیم و ثبت گردیده است آیا ملک مذکور مستحق للغیر می باشد یا خیر؟ 2-در صورتیکه ملک مستحق للغیر باشد و با توجه به اینکه اینجانب از سابقه ملک اطلاعی نداشته ام امکان مراجعه قبلی را دارم؟ 3-در صورت مراجعه به مالک قبلی و در خواست فسخ معامله و با توجه به افزایش قیمت ملک نسبت به زمان خریداری شده توسط اینجانب ،آیا امکان مطالبه ارزش روز ملک از سمت اینجانب وجود دارد؟

2پاسخ

1-در آغاز همانطور که حضرت عالی استحضار دارید ،مطابق ماده 22 قانون ثبت :«همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام . پیروسوال قبلی فروشنده یکباب منزل مسکونی به اینجانب درقبال دریافت کل ثمن پس ازاینکه منزل را تسلیم وبه تصرف بنده درامد .بادریافت اظهارنامه رسمی ازطرف بنده مبنی برانتقال سندرسمی منزل فروخته شده به بنده . ایشان با فروشنده قبلی منزل که باهم قرابت سببی نزدیک دارند . به راهنمایی ( یک وکیل که فعلا درحالت تعلیق ازکار میباشد ) و نام نمیبرم . یک قرارداد معاوضه صوری باقید خیار شرط ( شرطی که علی الااطلاق نامبردگان را درفعل حرام رخصت دهد ) وخلافا تاریخ صدر قرارداد را مقدم برمبایعه نامه بنده جهت تاثیر درعمل حقوقی قید میکنند . و باهدف حیله وتقلب به قانون در جهت ابطال مبایعه نامه بنده اقامه دعوی که دادگاه بدوی حکم به صوری بودن قراردادمذکور میدهد . ولی دادگاه تجدیدنظر به خاطر وابستگی فامیلی با وکیل مذکور پرونده را 20 روزه بدون رسیدگی قضایی به استناد شرط بی مدت درقرارداد و بانادیده گرفتن قواعد فقهی لاضرر وغیرو رای بدوی را نقض وحکم به ابطال قراردادمعاوضه ونهایتا مبایعه نامه بنده که هیچ نقش واطلاعی ازمعاوضه نداشته ام صاد مینماید . حال فروشندگان جهت اکل مال بالباطل وبه استناد رای تجدیدنظر مبیع را که درتصرف بنده میباشد وهیچگونه بدهکاری ندارم مطالبه نموده اند . واکنون (1 ) بنده علیه شهود قرارداد که دردادگاه بدوی شهادت کذب دادند رای شهادت کذب انهارا گرفته ام . ( 2 ) یکفقره چک در متن قرارداد مذکور باشماره ومبلغ قید وبین معاوضین رد و بدل شده که با استعلام از بانک چک مندرج درمتن قرارداد درتایخ تنظیم وجود نداشته وطبق استعلام یکماه بعداز تاریخ مبایعه نامه بنده بانک تحویل صاحب حساب نموده وبامبلغ بسیار فاحش نسبت به مبلغ مقید در قراردا د دوسال بعد ازبانک وصول شده که موضوع حکایت از جعلی بودن تاریخ صدر معاوضه نامه دارد ( مستند رای تجدیدنظر ) که مدارک فوق به دادگاهی که مبیع را خواسته اند ارایه شده .اکنون میتوانم علیه متعاقدین قراردادصوری دادخواست حیله وتقلب به قانون وسوء استفاده ازحق قراردادی با تامین خواسته ( ملک خریداری شده ) به همین دادگاه ارایه دهم ؟ لطفا راهنمایی نظر ودستور سرکارخانم دراین موضوع سرمشق خواهد بود . باتشکرفراوان

2پاسخ

‌با سلام شما می توانید به استناد مواد قانونی که عینا ذیل مطالب خود ذکر می نمایم و مدارکی که ذکر نمودید شکایت کلاهبرداری و تبانی برای بردن مال غیر مطرح ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام اینجانب منزلی راطبق مبایعه نامه با دادن کل ثمن خریداری وفروشنده قبلی منزل نیز حضورداشت وذیل مبایعه نامه بنده را امضاء نمود پس ازتحویل منزل بدلیل تعلل درانتقال سند رسمی بنده اظهار نامه ای ارسال واز فروشنده مطالبه انتقال سند نمودم . فروشندگان که باهم قرابت سببی نزدیک دارند. فروشندگان بانیت سوء وتضییع حقوق بنده برای تملک عین فروخته شده وفرار ازادای دین ضمن تبانی ومانورمتقلبانه وبا حیله وتقلب به قانون اقدام به تنظیم قراردادمعاوضه باشرط بی مدت وجعلی قراردادن تاریخ صدر ( مقدم برمبایعه نامه بنده ) نموده اند .شرطی که علی اطلاق درامر حرام به انها رخصت دهد .لذا به استناد معاوضه نامه اقامه دعوی نمودند که دادگاه بدوی ضمن رد دعوی فروشندگان حکم به صوری بودن قرارداد صادرنمود . ولی دادگاه تجدیدنظر رای بدوی رانقض وضمن ابطال قرارداد معاوضه معامله قانونی بنده رانیز ابطال نمود( 10 روزه ) سپس فروشندگان به استناد رای تجدیدنظر خواهان استرداد مبیع شده اند وبنده را بعنوان ثالث جلب دادرسی نموده ودادگاه اخیر بامدارک مکشوفه جدید که با لایحه ارایه نموده ام ( دادنامه شهادت کذب شهود قراردادمعاوضه و استعلام بانک ) که شماره چکی که درقرارداد بین متعاقدین رد وبدل شده دران تاریخ بانک تحویل صاحب حساب نداده بوده وبه موجب استعلام بانک چک مقید درقراردادرا بعداز تاریخ معامله اینجانب ازبانک تحویل گرفته اند . چند نوبت وقت احتیاطی داده حال بنده میتوانم دراین دادگاه دادخواست حیله وتقلب به قانون باقراردادصوری وتامین دلیل ( موضوع منزل خریداری شده ) وجعل درتاریخ تنظیم معاوضه نامه را ارایه دهم . لطفا راهنمایی بفرمایید .درغیر اینصورت چه اقدامی میتوانم انجام دهم ؟ تازمان اعاده دادرسی . باکمال تشکر

2پاسخ

لطفا در یک متن تکمیلی توضیح دهید که دادگاه تجدیدنظر به چه استنادی حکم به ابطال قرارداد شما و قرارداد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام بنده منزلی راطبق مبایعه نامه خریداری وپس از تحویل منزل فروشنده اینجانب بافروشنده قبلی که باهم قرابت سببی نزدیک دارند به خاطر فراراز انتقال سندمنزل به بنده که برایشان اظهارنامه فرستادم باتوسل به اعمال متقلبانه اقدام به نوشتن قرارداد معاوضه صوری باشرط فسخ وتاریخ انرا قبل ازمبایعه نامه بنده قیدکرده اند وضمن اقامه دعوی باهدف فسخ معامله بنده دادگاه بدوی قرارداد نامبردگان را صوری ورد دعوی نمود ولی تجدیدنظر رای بدوی رانقض وحکم به ابطال قراردا معاوضه به لحاظ شرط بی مدت ونهایتا حکم به ابطال معامله بنده ( عقد صحیح وقانونی ) نمود حال نامبردگان به استناد رای تجدیدنظر استرداد مبیع را مطالبه نموده اند ودراین زمان نیز بنده موفق به گرفتن رای شهادت کذب شاهدین که دردادگاه بدوی بطورکذب شهادت به نفع طرفین طرفین قرارداد معاوضه داده اند شدم واستعلامی نیز ازبانک اخیرا گفته شده که گواهی به غیرواقعی بودن تاریخ صدر قراردا معاوضه را دارد واین مدارک اخیرا تحویل دادگاهی که طرفین قراردادصوری خواهان مبیع شده اند گردیده ودادگاه متوجه غیرواقعی بودن قراردادمعاوضه وحکم وضعی تجدیدنظر شده لذا اینجانب دراینموقع ایا میتوانم دادخواست خسارت ازنامبردگان را درهمین دادگاه اراء دهم لطفا غیر ازدادخواست اعاده دادرسی ( چون رای شهادت کذب تجدیدنظر رفته ) چه اقدامی میتوانم انجام دهم بدلیل اینکه مالکین قبلی بایکعمل و قرارداد صوری موفق به گرفتن رای نامشروع شده اند وضرر زیانباری به بنده وارد کرده اند باکمال سپاس وتشکر

2پاسخ

چنانچه شما بتوانید از دادگاه حکم قطعی مبنی بر اثبات جعل یا حیله وتقلب اخذ نمائید از تاریخ ابلاغ حکم قطعی می توانید به استناد ماده 429 قانون آئین دادرسی مدنی تقاضای اعاده دادرسی نمائید ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باعرض سلام وادب پیروراهنمایی های قبلی جنابعالی -وهمانطورکه مستحضرمیباشید طرف دعوی بنده باقراردادن یک قرارداد معاوضه غیرواقعی که تاریخ صدرانرا مقدم برمبایعه نامه بنده گذاشته و درجریان دادرسی موفق شده دردادگاه تجدیدنظررای بدوی رانقض ورای قطعی به نفع خودتحصیل ومبایعه نامه بنده راابطال نموده ودرمتن قراردادمعاوضه که مستند دادگاه تجدیدنظربوده یک شماره چکی قید وبین طرفین معاوضه رد وبدل گردیده واکنون که ازبانک پرسش نموده ام چک فوق را حدود چهارماه بعدازتاریخ تنظیم معاوضه نامه بانک تحویل صاحب حساب نموده که این خودحکایت از غیرواقعی بودن قراردا دمعاوضه دارد که دادگاه تجدیدنظربه ان استناد ورای قطعی صادرنموده لذا بنده باتوجه به این مدرک مکتوم دادخواست اعاده دادرسی به دادگاه تجدیدنظر ارائه ودادگاه اظهار داشت شما باید دادخواست ابطال قرارداد معاوضه راازدادگاه بخواهید وپس ازابطال واخذرای اعاده دادرسی راارائه دهید لطفا بنده راراهنمایی واگر اقدام به دادخواست ابطال نوشته غیرواقعی را دادم دادگاه قبول میکند وممکن است بگویند چون روی این قراداد معاوضه درتجدیدنظر تصمیمگیری شده مورد قبول قرارنگیرد باکمال تشکر

2پاسخ

سلام /دوست و کاربر گرامی در پاسخ های قبلی که بر اساس مجموع و ماحصل آنان پاسخ داده شد از منظر حقیر راهکار بیان شد و خدمتتان عرض شد از یک وکیل با تجربه در نحوه طرح دعوی کمک بگیرید زیرا مبحث حقوق مدنی و قراردادها و عقود مبحثی بسیار تخصصی و حساس است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وعرض ادب پیرو سوال قبلی که فرموده ایدمبهم میباشد موضوع بقرارذیل بیان میگردد : بنده درتاریخ 25/10/87 یکباب منزل مسکونی رادرمشاوراملاک طبق مبایعه نامه ازاقای ( ب ) خریداری که هنگام خرید فروشنده ماقبل منزل اقای (د ) نیزحاضروذیل مبایعه نامه بنده راامضاء نموده درتاریخ 15/2/88 منزل راتخلیه وتحویل بنده دادند جهت انتقال سندچون سندملک بصورت مشاع بود ومالک نیزفوت کرده بود درتاریخ 1/4/88 احدی ازوراث صاحب سند رابه دفترخانه اوردنند وتعهدمحضری به بنده دادکه درگرفتن سند ازطریق ماده 147 نهایت همکاری رابنماید چندروزبعدفروشنده ماقبل اقای ( د) بدلیل مسال خانوادگی ازفروش منزل پشیمان وبافروشنده بنده تبانی وباراهنمایی یک وکیل باهم یک معاوضه نامه ای به تاریخ 10/8/87 ( مقدم برمبایعه نامه بنده ) وبادرج شرط بی مدت و2 نفر هم بعنوان شهودذیل انراامضا میکنند تابتوانند یک رابطه حقوقی ایجاد ومبایعه نامه بنده رافسخ کنند سپس وکیل فروشنده ماقبل به استناد این نوشته غیرواقعی علیه بنده دادخواست فسخ مینماید دادگاه بدوی طی 2 جلسه رسیدگی واظهارات متناقض شهود معاوضه نامه معاوضه نامه تنظیمی بین فروشندگان راصوری ورای به رددعوی خواهان مینماید دادگاه تجدیدنظر که باوکیل فروشندگان رابطه فامیلی داشت درحداقل زمان ( 20 روز ) نسبت به پرونده اظهار نظر و به استناد نوشته صوری رای بدوی رانقض ومبایعه نامه بنده رافسخ اعلام میدارد درهمین زمان بنده علیه وکیل فوق به کانون وکلاشکایت وچون ایشان شاکی زیادداشت ازشغل وکالت تعلیق گردید به هرحال باتوجه به مشکلات اعاده دادرسی بنده راراهنمایی بفرمایید چه اقدامی میتوانم انجام دهم ضمنا منزل درتصرف بنده وبدهی ندارم باکمال تشکروامتنان

2پاسخ

سلام بر شما /آرا قطعیت یافته دادگاه ها اگر شرایط اعاده دادرسی را داشته باشند مورد بازنگری قرار می گیرندمهلت تقدیم دادخواست اعاده دارسی در امور مدنی بیست روز از تاریخ 1-اگر با سند صوری و جعلی رای صادر شده باشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام خدا با سلام احتراما می خواستم در صورت امکان بنده را راهنمایی بفرمائید. پیشاپیش از وقتی که می گذارید تشکر و قدردانی می کنم. فردی از اینجانب به اتهام توهین شکایت نمود. شکایت ایشان مستند به شهادت شهودی بود که کارمند و حقوق بگیر شاکی بودند. با اینحال دادستان مرا مجرم دانسته کیفر خواست صادر فرمود. دادگاه بدوی شهادت شهود را متعارض تشخیص داده رای به برائت من صادر کرد. شاکی به رای بدوی اعتراض نموده دادگاه تجدید نظر دوباره به استناد شهادتب- شهود مرا محکوم کرد. بعدا من مدارکی بدست آوردم که ثابت می کرد شهادت شهود کذب بوده است بنابراین از شهود به اتهام شهادت کذب شکایت کردم اما بازپرس با این استدلال که دادگاه تجدید نظر شهادت شهود را قبول کرده از رسیدگی به مدارک من خودداری نموده قرار منع تعقیب برای متشاکی عنهم صادر نمود. بنده به قرار مذکور اعتراض نمودم اما دادگاه نظر بازپرس را تائید نموده و فرموده که برای تعقیب شهود اول باید رای دادگاه تجدید نظر باطل شود. این در حالی است که رای دادگاه تجدید نظر وقتی باطل می شود که شهادت کذب شهود ثابت گردد بنابر این من با یک دور باطل روبرو شده ام. از آنجایی که انسان جایز الخطا است ممکن است در رسیدگی به شکایت اینجانب از طرف بازپرس یا قاضی محترم اشتباهی رخ داده باشد. لطفا مرا راهنمایی بفرمائید که برای رسیدگی به مدارکی که دارم و تحت تعقیب قرار دادن شهود چه باید بکنم؟ به عبارت دیگر من اساسا به محکومیت قطعی خود کاری ندارم و جریمه نقدی آنرا نیز پرداخته ام و قصد ندارم آنرا باطل کنم اما می خواهم دروغگویی شهود را ثابت نمایم . چه مرجعی باید به شکایت و مدارک من رسیدگی نماید؟ جسارتا من پاسخ دقیق و درست می خواهم زیرا قصد دارم پاسخ شما را به قاضی محترمی که قرار منع تعقیب را تائید نموده اراه نمایم. با تشکر.

2پاسخ

سلام به شما /در خصوص سوال شما دوست عزیز :در امور کیفری پس از قطعیت احکام محکومیت قانونگذار فرجام خواهی را به روش خاص و مقید به شروط معین پذیرفته است .علی ایحال در سه سال اخیر آشفتگی در خصوص اعتراض فوق العاده بوجود آمده است و تا حدودی سردرگمی ایجاد کرده است و در قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفریمصوب 1378 و قانون ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراماً به استحضار می‌رساند 1-احتراما اینجانب کارمند یک نهاد عمومی غیر دولتی می باشم که باتقدیم این گزارش و با عنایت به ادلة موجودکه عبارت است از تصویریک نامه (این نامه بصورت فایل اسکن شده می باشد که از طریق ایمیل برای چندین نفر ارسال شده است و یک نسخه از ان به دست من رسیده که دقیقا صادر کننده وگیرندگان این ایمیل قابل شناسایی هستند)و توسط رئیس اینجانب خطاب به یکی از معاونین ان سازمان نوشته ومنتشر شده است ،موارد اعلام شکایت خود را از چهار نفر از کارکنان ان سازمان (1-نویسنده ومنتشر کننده نامه 2- مخاطب نامه 3-و4- دونفر که در متن نامه قید شده است عینا گزارش مشابهی را اعلام و نوشته اند)را که هر یک به نحوی از انحاءبا اعمال و رفتار نادرست خود و عدم رعایت موازین قانونی و نقض عمدی قوانین و مقررات مربوط موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودندرا جهت تحقیق ورسیدگی به هیات تخلفات اداری،حراست و بازرسی سازمان مزبورارائه دادم .و درخواست تعقیب و مجازات نامبردگان به استناد قانون مورد استدعابوده است .که پیگیری های اینجانب تاکنون نتیجه ای را در بر نداشته است . قضیه نامه 2-رئیس من یک نامه وگزارش کذب و برخلاف واقع رابه قصد اضرار به من نوشته و به انگیزه هتک حیثیت اینجانب خطاب به معاون سازمان و برای سایر اشخاص نیز بوسیله اینترنت ارسال ،گزارش، اعلام ومنتشرکرده است که بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است وبه همین دلیل از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدگی به تخلفات اداری خود داری نمودند. زیرا ایشان با دروغ ‌پردازی‌ و نسبت‌ دادن‌ امری‌ برساخته‌ و دروغین‌ و صحنه سازی دراین گزارش کذب به منظور هتک حرمت و حیثیت من، نسبت‌ ناروا، خلاف واقع و دروغ‌ رابه‌ من داده ، موضوع و امری ارتجالی و از پیش خود ساخته را که اساسا و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است و کذب محض است رابه دروغ و برای زیان به من و با علم و اطلاع به کذب بودن آن، عالما و عامدا و با سوء نیت خاص ،‌ صراحتا‌ این عمل‌ مجرمانه‌را‌به من نسبت داده اند .لازم به توضیح است من این نامه را که نامبردگان از آنرا از چشم قانون پنهان کرده بودند پس از کشف جهت رسیدگی قانونی به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری و بازرسی سازمان تحویل دادم. 3-دراین نامه رئیس من به قصد اضرار به من اکاذیبی(ادعای جعل امضاءو اسناد –دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول وجعل امضاء و غیره به شرح متن نامه ) نوشته وآنرا منتشر نموده و من را بعنوان جاعل معرفی کرده است و این گزارش در سربرگ رسمی سازمان با استفاده از عنوان رسمی و با دستخط و امضاء ایشان خطاب به معاونت صورت گرفته است . 4-همچنانکه صراحتا در این نامه سراسر کذب بیان شده است دو نفر دیگر در گزارش سراسردروغ(ادعای جعل و دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری ...) یعنی (همان ادعاهای رئیس را تایید کرده وگزارش کرده اند)بر علیه من به و معاونت سازمان ارائه داده اند . 5-این اکاذیب که تماما کذب محض بوده و صرفا به قصد اضرار و تخریب شخصیت حقیقی وحقوقی من توسط رئیس وبا دست خط شخصی ایشان نوشته و منتشر شده است و ایشان از این طریق وبا استفاده ابزاری از این نامه سراسر کذب باعث صدمات جبران ناپذیری به بنده گردید که متن نامه بخوبی بیانگر آن است. 6-از آنجایی که آبروی مسلمان به منزله خون اوست واساسا تهمت از نظر شرعی و عرفی و اخلاقی عملی زشت وناپسند و نفرت آور است . معلوم است که مقصود و منظورایشان دراین گزارش خلاف واقع بیان مطلبی سراپا دروغ برای ضرر زدن و هتک حیثیت من بوده است. جهت روشن شدن حقیقت،نظر آن مقام محترم را به نکات زیر جلب می نماید: 7-این افراد به موجب کدام قانون ومقررات سازمان گزارشهای خلاف واقع و سراسر دروغ خود راکه درهیچ مرجع قانونی و ذیصلاح رسیدگی نشده است را به مقامات رسمی در خارج از سازمان داده اند.و در نهایت از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدکی به تخلفات اداری خود داری نمودند. بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است. 8-پست سازمانی و شرح وظایف و تکالیف کدامیک از این افراد اجازه انتشار چنین گزارشهای سراسر کذبی را به خارج از سازمان ازجمله یک مقام رسمی را فراهم نموده است.لذاایشان در انجام وظیفه محوله تعمداً قوانین و دستورات مربوطه را نادیده گرفته و نقض نموده اند . تخریب شخصیت حقیقی و حقوقی من توسط این افراد با چه نیتی وبرای حصول به چه مقصودی انجام گرفت .؟ - دلیل آنها برای این اقدامات غیر قانونی چه بوده است ؟! - کدامیک ازاین افراد صلاحیت رسیدگی و ارائه گزارش و انتشار چنین گزارشهای راداشته اند؟! -چه دلیل ومستنداتی برای این ادعاهای کذب ارائه کرده اند؟!(دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری وادعای جعل امضاءو...).(هیچکدام از این افراد کارشناس رسمی در خصوص جعل وخط نیستند) 9-این افرادبوسیله این گزارشهای کذب وبا این رفتار غیرقانونی حیثیت و حرمت اینجانب رانزد مقامات رسمی لکه دار ساختند. 10-از انجا که دست یافتن به گزارشهای اداری و مالی سازمان در صلاحیت مقامات و مسئولین ذیصلاح در سازمان است و دست یافتن به آن جز برای عده معدودی که صلاحیت آن را دارند جایز نیست .لذا منظور ایشان از افشای این گزارشهای کذب ،اعلام و افهام آن به مقامات رسمی خارج از سازمان چه بوده است. 11-نامبردگان خارج از حدود وظیفه و صلاحیت و اختیارات خود عمل نموده اند،با اعمال غیر قانونی و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خود و ارائه گزارشات کذب مستند این نامه موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودند. 12-نامبردگان بر طبق قانون و عرفاً مکلف به تهیه گزارش و انعکاس مطالب و وقایع فوق الاشاره به مسئولین و مراجع صالح قضایی بوده اند،اما آنها حقایق را پرده پوشی کرده و با تحریف حقیقت در گزارش و گواهی های مربوط اعمال و وقایع و مطالب کاملاً نادرست و خلاف را مورد تأیید و گزارش قرار دادند . 13-البته نامبردگان از پست سازمانی ،موقعیت ممتاز از لحاظ سطح اداری برخوردار می باشند . 14- علی هذا با عنایت به مراتب فوق وبه منظور جلوگیری از تضییح حقوق قانونی ام تلاش نمودم که موضوع از طریق قانونی و بدون توجه به موقعیت و پست سازمانی افراد فوق ونه براساس روابط بلکه براساس ضوابط پیگیری ورسیدگی شود که دراین را کاملا ناموفق بوده ام و حوزه های دریافت کننده شکایات یعنی 1-هیات تخلفات اداری،2-حراست و 3-بازرسی سازمان سکوت اختیار کرده اند . معهذا بدین وسیله از آن مقام محترم تقا ضا دارم ضمن بررسی موارد بیان شده فوق راهنماییها،رهنمودهاو ارشاد قضایی بفرمایند.

2پاسخ

با سلام واحترام دوست عزیز شما می توانستید سوال خود را کمتر از 3 سطر مطرح نمایید در اکثر مواقع زیاده گوئی باعث میگردد مطلب اصلی گفتار شما گم شود ومخاطب، اصل مطلب را نفهمد. و اما راه حل : شما با طرح دعوی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

یک دختر خانمی شکایت کرده در مورد اخاذی و پخش عکسهای خانوادگی و مزاحمت تلفنی وگخش در سایتهای صیغه در بازپرسی به دلیله اینکه دلایل کافی نبوده حاضر نشد بنده را احضار کنه توسط معاون دادستان حکم جلب بدونه سابقه احضار با اذن ورد به منزل وتوقیف کامپیوتر برای برسی با توجه به اخاذی که شاهد ومدرکی براخاذی نبوده و در مورد عکس به وسیله اینترنت سایتها در هارد ذخیره میشه و اگر پاک بکنی با نرم افزاری قابله بازگشته به وسیله اداره اگاهی چیزی یافت نشد در گزارش اعلام کرده و بازپرس هم منع تعقیب صادر کرده ایا من در مورد تهمت اون خانم و دستور جلب و بازادشت معاون دادستان میتونم اعاده حثیت کنم و بنده از اوراق گزارش مامور و دستور جلب و شکایت شکی میتونم کپی برداری کنم اگر میتونم به استناد چه قانونی چون تقاضا کردم ندادند اگر بخوام وکیل بگیرم چقدر هزینه داره لطفا بنده را راهنماوی کنید

2پاسخ

با عرض معذزت در خصوص تاخیر در پاسخ: 1-چنانچه اتهام انتسابی به شما اثبات نگردد شما می توانید به استناد ماده ...

مشاهده پاسخ کامل