حمید رضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی با 18 سال سابقه وکالت و ده سال انجام امور تخصصی وکالت بانک صادرات و متخصص در دعاوی مربوط به امور بانکی و موسسات مالی و اعتباری

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09124447724 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام خسته نباشین سه سال پیش وامی از بانک صادرات از محل منابع صندوق توسعه ملی به مبلغ سه میلیارد ریال جهت کار تولیدی گرفتیم که ملک شخصی ام در رهن بانک قرار گرفت ولی پس از یک سال کارخانه بنده آتش گرفت و نتوانستم وام را پرداخت کنم و لیکن بانک ملک بنده را بنام خود کرد و توسط بنده بفروش رفت (شخصی از طرف بنده در مزایده شرکت کرد و برنده شد نه از طریق روزنامه) بانک برای این سیصد میلیون 63 میلیون سود ، 121 میلیون تاخیر تادیه، 48 میلیون هزینه قانونی، 36 میلیون هم برای تصرف ملک به ثبت اسناد پرداخت کرده و سند ملکی بنده را بنام خودش کرده بود در واقع 260 میلیون بابت سود و غیره برام حساب درآوردن آیا با این اوصاف 121 میلیون تاخیر تادیه تخلف نمی باشد؟ آیا از لحاظ شرعی یا قانونی جایز است با تولید کننده اینطوری رفتار کنند؟آیا میتوانم من تولید کننده شکست خورده چیزی از بانک بگیرم؟ آیا تاخیر تادیه دو برابر سود بانکی اصلا وجود دارد یا خیر؟ آیا بانک تخلف کرده است؟ ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایین با تشکر

2پاسخ

سلام ،با توجه به قوانین پولی و بانکی می توانید تامین دلیل کرد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

2 روز پیش هنگامی که به دلیل ترافیک خیابان، توقف کرده بودم خودرویی به دلیل سرعت بسیار بالا و عدم توانایی راننده در کنترل آن با شدت با خودروی من برخورد کرد و باعث شده خودروی من نیز به خودروی جلویی برخورد کند و تصادف زنجیره ای متشکل از 5 خودرو شکل بگیرد. افسر محترم راهنمایی و رانندگی راننده خودروی عقبی را مقصر شناسایی کرد و در شرکت بیمه مربوطه نیز خودروی عقبی به عنوان مقصر موظف به پرداخت خسارت 4 خودروی دیگر گردیده است. اکنون با توجه به موارد زیر پرسشی دارم: نکته اول: با اینکه هنگام وقوع تصادف، رانندگی خودرو را خودم بر عهده داشتم پس از تصادف متوجه شدم تمامی مدارک خودرو راه به همراه دارم به جز گواهینامه رانندگی خودم (البته دارای گواهینامه هستم) و به دلیل شتابزدگی و استرس ناشی از شوک تصادف و با توجه به اینکه در وقوع تصادف نقشی نداشتم گواهینامه همسرم را به مامور راهنمایی رانندگی تحویل دادم و نام ایشان به عنوان راننده ثبت گردید. نکته دوم: خودروی من سمند LX مدل سال 89 است که پیش از تصادف اخیر، در اثر برخوردی از که از جلو داشت بدون اینکه هیچ آسیب فیزیکی (آسیب بدنه) ببیند سینی فن و رادیاتور آن تعویض گردیده بود و خراشیدگی کوچکی که به اندازه حدود 1 سانت بر روی درپوش موتور آن به وجود آمده بود بدون رنگ آمیزی و صافکاری اصلاح گردیده بود به عبارت دیگر خودروی من تا زمان تصادف فاقد هرگونه رنگ خوردگی یا صافکاری جدی در بدنه بوده است و تنها رادیاتور و سینی فن آن در اثر ضربه ناشی از برخورد دیگری تعویض گردیده بود. نکته سوم: کارشناس بیمه خسارت خودروی من را 11 میلیون ریال برآورد کرده که تعمیرگاه هزینه واقعی آن را بیش از این مقدار برآورد می کند. ضمنا خودرو را هنوز به تعیرگاه نفرستادم و پس از تصادف تغییری در وضعیت آن ایجاد نشده است. اکنون پرسشم این است که آیا می توانم با تنظیم دادخواست تامین دلیل نسبت به تهیه شواهد اقدام کنم و پس از اقامه دعوی، نسبت به دریافت خسارت افت قیمت برای خودروی خودم اقدام کنم؟ آیا اشتباهی که هنگام معرفی راننده به مامور راهنمایی رانندگی مرتکب شده ام (با اینکه تنها مقصر حادثه به تایید مراجع رسمی راننده خودروی عقبی است) می تواند در روند دادرسی تاثیرگذار باشد و نتیجه را تحت تاثیر قرار دهد؟ و آیا خسارت افت قیمت تنها به خودروهایی که 2 سال از زمان ساخت آنها می گذرد تعلق می گیرد؟ و آیا وضعیت خودروی من هنگام تصادف (تعویض شدن سینی فن و رادیاتور) می تواند سبب شود خسارت افت قیمت شامل حال من نشود؟

2پاسخ

با سلام,دوست گرامی ,شما می توانید با درخواست تامین دلیل وجلب نطر کارشناس نسبت به تعیین میزان خسارت وافت قیمت ناشی ازتصادف اقدام, سپس با اقامه دعوا ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با عرض سلام، حدود بیست سال پیش (سال 1372) در یک پرونده الزام به تنظیم سند رسمی که بنده و سایر وراث مرحوم پدرم (متوفی به سال 1367) خواندگان پرونده بودیم، موضوع تطبیق حدود اربعه و مساحت یک قطعه زمین زراعی مورد دعوی، توسط دادگاه به هیئت کارشناسی سه نفره ارجاع شد، هیئت کارشناسی به نفع خواهان اعلام نمود که حدود اربعه و مساحت سند ثبتی اینجانبان با حدود و مساحت مندرج در قولنامه مورد استناد خواهان (منسوب به پدرم) "مطابقت کامل" دارد. نهایتا" و بر مبنای این نظریه حکم دادگاه بر علیه اینجانبان صادر و توسط دادگاه اجرا گردید. اکنون بنده با مطالعهء اوراق واسناد پرونده که در بایگانی راکد دادگستری موجود است متوجه شده ام که نظریه کارشناسان بشدت مغرضانه و خلاف واقع بوده است. بدینصورت که نه تنها با مقایسهء حدود اربعهء سند و قولنامه، هیچگونه مطابقتی وجود ندارد، بلکه مساحت سند ثبتی نیز خیلی بیشتر از مساحت مندرج در قولنامه است. موضوع را به کانون کارشناسان رسمی استان اعلام کردم ودر جواب کتبا" اعلام نمودند که "به علت گذشت زمان زیاد واینکه دو نفر از کارشناسان فوت نموده اند"، این شکایت قابل طرح نمی باشد. می خواستم بنده را راهنمایی بفرمائید که برای احقاق حق خود چه اقدامات دیگری می توانم انجام دهم. با تشکر

2پاسخ

با سلام ، بنظر میرسد یک راه حل این است که شما یک دادخواست تامین دلیل در شورای حل اختلاف طرح نمایید و اگر کارشناس تعیین شده نظر شما را تایید کرد بر مبنای آن یک دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام من حدود دو ماه پیش تصادف کردم و برای افت قیمت اقدام کردم ک قاضی اینطوری رای داد <رای قاضی شورا> در خصوص دادخواست اقای هادی به طرفیت اقای نادر به خواسته مطالبه مبلغ یک ملیون و هفتصد و سی و پنچ هزار تومان خسارت دادرسی با التاف به نظریه کارشناسی در پرونده تامین دلیل کلاسه 91/569شعبه 3 شورای حل اختلاف ک خوانده را مقصر در حادثه تصادف و مسبب ورودخسارت به خودرو خواهان پژو 206 شناخته است مسزان خسارت ناشی از افت قیمت خودرو را به میزان 17000000 ریال براورد نموده است و خوانده نیز در مقابل دعوی خواهان و مستندات ابرازی او دفاع و ایرادی به مل نیاورده است لذا دعوی خواهان وارد و صابت تشخیص و براساس حدیث شریف نبوی (لاضررولاضرار فی السلام) و مواد 2و1قانون مسئولیت مدنی و موتد 519.515.198 قانون ائین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت او به پرداخت مبلغ 17000000ریال و بابت اصل خواستهو 40000زیال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان صادر میگردد لذا به اسناد مفهوم ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی او صادر میگردد ارای صادره حضوری و ظزف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم عمومی دادگشتری است بعد از این رای این اقای نادر ک دکتر هم هست وکیل گرفته و وکیلش این چیزها رو نوشته برای تجدید نظر احتراما موکل اینجانب با تجدید نظر خوانده دعوی تصدف نموده است و تجدید نظر خوانده دعوی اکنون در صدد افت قیمت اتومبیل خود برامده ست ک به شرح ذیل توضیحاتی را جهت نقض ان به استحضار میرساند: 1-حکم صادره غیابی محسوب و نه حضوری موکل اینجانب در این پرونده نه در هیچ یک از جلسات حاضر گردیده و نه لایحه داده و نه وکیل معرفی کرده و نه اخطار ابلاغ واقی شده بنابراین حکم صادره غیابی و محسوب نه حضوری 2-اعتراض به نظریه کارشناسی در این پرونده ارجاع به کارشناسی نشده بلکه در پرونده تامین دلیل کارشناسی گردیده است لذا به این نظریه کارشناسی اعتراض میگردد چ.م اولا:اجرت و قیمت لوازم را خیلی بالا تعیین کرده است ثالثا: از طرفی افت قیمت اتومبیل را 300تا 500هزار تومان میزنند نه 1/700/000ملیون تومان ثالثا: لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده ست نه تعمیر بنابراین افت قیمت تعلق نمیگیرد 3-افت قیمت به اتومبل تجدید نظر خوانده تعلق نمیگیرد چونکه: اولا: اتومبیل مذکور قبل از تصادف با موکل تصادف کرده است بنابراین در این خصوص تقاضای ارجاع به اهل فن(کارشناس خبره) را دارم ثانیا:لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده است نه تعمیر علیهذا از شما قاضی محترم دادگاه با توجه به اینکه :حکم صادره غیابی است نه حضوری چون موکل نه در جلسه حضور یافته و نه لایحه داده است -به نظریه کارشناسی در تامین دلیل نیز اعتراض دارم به لحاظ اینکه اجرت و لوازم اتومبیل را بالا تعیین کرده است و همچنین افت قیمت اتومبیل خود را خیلی بالا تعیین کرده است -افت قیمت بهتجدید نظر خوانده تعلق نمیگیرد زیرا سابقا نیز تجدید نظر خوانده با این اتومبیل تصادف کرده است و در این مورد تقاضای ارجاع به کارشناسی اهل خبره دارم و از طرفی لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده نه تعمیر بنابراین با عنایت به محتویات پرونده و با بذل و توجه به مطالب فوق الذکر ضمن تقاضای نقض دادنامه تقاضای صدور حکم شایسته مورد استدعا می باشد. من ک تصادفی نکردم با ماشینم این اینطوری نوشته؟ ایا با نوشتن دروغ میشه رای دادگاه رو عوض کرد یا ساخت و پاختی کنن چون طرفم دکتره؟ افت قیمت رو هم ک من نزدم خود کارشناس اداره راهنمائی رانندگی زده نه اشنا من بوده نه منو میشناخته اگه میشه یه راهنمائی کنین مرسی ممنون میشم راهنمائی تون رو برام ایمیل کنین شده در یک خط

2پاسخ

شما دو سوال پرسیده اید که در ارتباط با هم هستند و جواب انها به شرح زیر است 1-در خصوص حکم حضوری و غیابی وکیل ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مسحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالک ورشکست نموده و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او مالک را به پدرم واگذار نموده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس برداری مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواهد حق ما از بین برود در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت کار عکاسی با مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی امامالک بدلیل اینکه پایان کار ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد(دادخواست تقابل ) و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیا اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مساحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالکی که خود مستاجر بوده ورشکست شد و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او ملک را به پدرم واگذار نموده و اعتراضی نکرده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس گرفتن به عکاسی مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بدون اطلاع مالک بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواست حق ما از بین برود که این ملک را یکبار خریده بودیم در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت شغل عکاسی باحدود 200متر و مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن که طی آن پدرم سه فقره چک یک میلیون تومانی داد و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی در دفتر خانه تنظیم شود و مالک سه میلیون توامن خود را بگیرد امامالک بدلیل اینکه پایان کار تجاری برای ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . و مبلغ اجاره افزایش پیدا کرد طوری که از مبلغ اولیه 12500 تومان هرماه به 350 هزار تومان حاضر رسیده است در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیل اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر خانه و پرداخت بدهی مالک به شهرداری و اخذ پایان کار شهرداری ملزم شود به دادگاه داده و دادگاه به آن رای داد. حکم صادره ابلاغ و درخواست اجرای حکم شد که از طریق اجرای احکام مدت 10 روز به مالکین زمان داده شد که حکم را اجرا نمایند . اما مالکین در مدت زمان مشص شده نتوانسته اند این کار راانجام دهند و الان بیش از سه ماه است که از زمان اجرای احکام آنها می گذرد. تعدیل اجاره را در زمان قانونی خودشان و با دریافت هزینه های دادزسی از سال 1387 دریافت کرده اند حتی کارشناسان رسمی دادگستری در گزارش بازدید خود ضمن عکسبرداری از محل مغازه و موقعیت آن و نیز درج اینکه بعلت بدهی شهرداری ملک مورد نظز جوش و پلمپ شده نتوانسته اند از داخل ملک بازدید کنند حتی یکی از کارشناسان هم بعلت اینکه مستاجر نمی تواند از این ملک بهر برداری نماید تعدیل اجاره را قبول نکرد و کار به کارشناسان سه نفره رسید آنها هم با تاکید بر بسته بودن مورد اجاره یک رقم ناچیزی به اجاره بها اضافه نمودن و دقیقا ذکر کردن که ملک مورد اجاره بعلت بدهی بسته شده است.سوال من اینست: 1- از زمان بسته شدن مغازه توسط حکم شهرداری هر ماه مالکین اجاره خود را دریافت نمودن حدو د سه سال است و این مغازه با داشتن چند کارمند بیمه شده ماهیانه بیش از دومیلیون تومان ضرر و زیان دیده است و امرا معاش در آن مقدر نبوده و در ضمن اگر اجاره را نپردازیم مالکین حکم تخلیه رامی گیرند برای همین دارند اصرار می کنند که بدهیشان را به شهرداری نداده و مستاجر چاره ای نداشته باشد تا اینکه بدون اینکه حق کسب و پیشه خود را در این مدت حدود سی سال نگیرد و ملک را بدون دریافت حق کسب و پیشه تخلیه نماید این مبلغ ضرر و زیان چگونه می توان در خواست نمود و درصورتی که دادخواست داد شود آیا واقعا طبق قانون امیدی هست که قاضی در این موارد رای مثبت دهد و ضرر و زیان ما را در نظر بگیرد (طبق چه ماده و تبصره ای) امکان دارد.؟ و بهتر این زمان درخواست به دادگاه چه زمانی می باشد؟آیا در زمان تعدیل اجراه دادخواست بدهیم و یا زمان مهم نیست/؟ 2-بدهی مالکین به شهرداری برای حدود 200 متر تجاری حدو 800 میلیون تومان است که بعید است مالکین این مبلغ را پرداخت نمایند و توان اقتصادی دارن و چندین ملک دارن حتی دو طبقه بالای این ساختمان را هم دارن اجاره میگیرن که جهت کار داروخانه و مطب پزشکان حال پس از ابلاغ اجرای حکم چه باید بکنیم؟ خودمان هم توان پرداخت بدهی به شهرداری را نداریم؟ 3- این بسته شدن مغازه آیا سبب این میشود در صورتی که بخواهیم حق کسب و پیشه را واگذارنماییم مقدار زمان بسته شده مغازه بعلت بدهی مالک از مبلغ حق کسب و پیشه کم شود؟یا مالکین بعلت بسته بودن مغازه درخواست تخلیه نمایند؟ چندین بار هم ما اعلام کردیم حاضریم طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری و مبلغ اون ملک را به مالکین پس بدهیم و حتی درخواست خرید ملک را هم داده ایم که هیچ کدام را قبول نمی کنند. در ضمن طبق رای دادگاه هم ما می توانیم حق کسب و پیشه خود را واگذار نمایم اما کسی نیست که مغازه بسته شده با نداشتن پایان کار و اجاره نامه رسمی را بخرد. شما راهنمایی کنید تا ما این مشکل خودر ار رفع نمایم؟ با تشکر از صبر و حوصله اتان

2پاسخ

با توجه به توضیحات حضرتعالی اولا شما میتوانید دادخواست مطالبه خسارات 3 ساله از زمان پلمپ ناشی از عدم پرداخت جریمه موضوع را بطرفیت موجر با جلب نظر کارشناس مطالبه نمائید یا اینکه خسارات موضوع ناشی از ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در مورخه 10/10/88 یک فقره آپارتمان از فامیل خود (پسر داییم ) به قیمت 290.000.00 میلیون تومان خریدم. ایشان را 30 سال بود ندیده بودم . از آنجاییکه در تهران دنبال آپارتمان می گشتم توسط فامیل دیگر به این پسر دایی که آپارتمانی برای فروش داشت معرفی شدم . ایشان (پسردایی یا فروشنده آپارتمان) مورد معامله را به رویت اینجانب رساند. اظهار داشت به به لحاظ فامیلی و قوم خویشی آپارتمان مورد معامله را با تخفیف زیاد و زیر قیمت روز به شما می‌فروشیم . در معامله فی‌مابین نیز اصلا ‌نوشته‌های چاپی مبایعه‌نامه ملاک عمل نبوده، بلکه فقط سخن شفاهی و دوستانه ملاک تنظیم آن مبایعه نامه بوده است. بر همین اساس اینجانب قولنامه را سفید و چند روز قبل از تنظیم آن به همراه شاهد عینی امضاء نمودم و از مفاهیم حقوقی چاپ شده در مبایعه‌نامه مذکور اطلاعی نداشتم. (همچنین مبایعه‌نامه چاپ شده توسط فروشنده و در منزل شخصی‌اش و در جمع خانوادگی ایشان نوشته شده بود - مشاور املاک هیچ دخالتی نداشت) در قولنامه بصورت چاپی « اسقاط خیارات خصوصا خیار غبن فاحش » ذکر شده بود و بنده کاملا از مفاهیم آن بی اطلاع بودم. برای پرداخت کل ثمن معامله، یک قطعه زمین ویلای واقع در اندیشه 3 را با حداقل پانزده میلیون زیر قیمت فروختم و 60.000.000 میلیون تومان حاصل از فروش زمین بعنوان بیانه و ثمن اولیه معامله به ایشان دادم. برای بقیه ثمن معامله که 230.000.000میلیون تومان بود ، از طرف فروشنده پنج ماه به من مهلت داده شد تا پس از فروش منزل ویلایی خود در اندیشه فاز3، آن را پرداخت نمایم. (‌لازم به ذکر است هیچ ضرر و زیانی به لحاظ فامیلی در مبایعه نامه ذکر نشده بود.) . بعداز گذشت مدت فوق ملک اینجانب فروخته نشد و مبایعه نامه فسخ گردید. از ایشان خواستم ثمن اولیه معامله‌ را بازگرداند. ایشان اظهار داشتند که آن مبلغ را خرج کرده‌اند. باز هم با چرب زبانی فروشنده مجددا توافق شد که برای دو ماه دیگر مبایعه تمدید شود تا شاید منزل ویلایی‌ام فروخته گردد. اما پس از گذشت آن دو ماه نیز منزلم فروخته نشد. دو باره مبایعه نامه با اتمام مهلتش فسخ گردید . باز از ایشان مطالبه بیانه خود را نمودم و ایشان باز هم به دروغ گفتند که خرج نموه است. بعد از چند روز پس از اتمام آخرین مهلت مبایعه نامه، منزلم ویلایی‌ام با قیمت کمتر از انتظار فروخته شد ( حداقل 80.000.000 م ت زیر قیمت روز ). پس از آن ایشان متوجه فروش شد و دوباره با ابراز صمیمیت فامیلی و چرب زانی توافق بنده را جلب نمود و اظهار داشت به همان قیمت اولیه مبایعه نامه حاضر است مجددا تمدید نماید. چون ایشان ودیعه را معلوم نبود کی پس خواهد داد بناچار و با دلگرمی به گفته های ایشان مبایعه نامه را تمدید نمودیم. (شایان ذکر است از ابتدای تنظیم مبایعه نامه و طی مراحل چند ماهه آن و تا تمدید نهایی و پس از آن به لحاظ فامیلی و اعتماد سازی کاذب ایشان ،‌بنده هیچ تحقیق و بررسی نسبت به مورد معامله انجام ندادم.) بعد از آن بقیه ثمن پرداخت شد و ثبت سند و تحویل آپارتمان خریداری شده انجام شد. بلحاظ اینکه منزل ویلایی خود را 80.000.000 زیر قیمت داده بودم با این ادله که فروشنده (پسر دایی) نیز مورد معامله را بدلیل فامیلی و بنا بر اظهاراتشان تقریبا 80.000.000 م ت به من ارزان تر از قیمت بازار داده است تا به پول نقد برسد. در ازای آن 80.000.000 م ت کسرس از بقیه ثمن معامله ، ایشان یک فقره چک از بنده دریافت نمود. اینجانب تصمیم به اجاره دادن آپارتمان خریده شده گرفتم . اقدام به چاب آگهی نمودم . در میان، در ارتباط با املاکان و مشتریان متوجه غبن فاحش و تدلیس و عیب آپارتمان خریده شده شدم. فروشنده آپارتمان مذکور را به قیمت نزدیک به متری 1.200.000 هزار تومان به بنده فروخته بود،‌در حالی که در زمان چاپ آگهی تحقیق بعمل آمد و مشخص شد که قیمت مورد معامله مذکور از قرار متری 800.000 هزار تومان است. (از هیچ یک از موارد مورد اشاره آگاهی نداشتم). بی درنگ پس از متوجه شدن مسایل مذکور را با فروشنده مطرح نمودم و خواستار فسخ معامله شدم. اما ایشان مخالفت نمود. ناچار با وکیل مشورت نمودم . بدستور وکیل درخواست تامین دلیل با جلب نظر کاشناس نمودم . کارشناس پس از بررسی عنوان تصرفات مشاعی توسط فروشنده و همچنین قیمت حدکثری مورد معامله را از قرار متری 900.000.000 هزار تومان اعلام نمود. همچنین طبق نظر کارشناس قضایی، ایشان در مشاعات تصرف نموده بود که از نظر شهردای و دیگر همسایگان مشکل ساز گردید. بعداز آن یک اظهاریه جهت فسخ مبایعه نامه برای فروشنده ارسال نمودم. با توجه به توضیحان فوق خواهشمنم مرا راهنمایی نمایید. سوال: 1- چگونه میوانم مطلب اسقاط کافه خیارات چاپی در مبایعه نامه را باطل کنم؟ 2- آیا فروشنده میتواند چک را برگشت زده و توقیف اموال یا زندانی نماید؟ 3- چطور میشود جلوی توقیف اموال و وصول چک را گرفت ؟ 4- از چه راهایی میتوان فروشنده را محکوم و مبایعه نامه را فسخ نمایم و یا اختلاف قیمت غبن فاحش را کسر نمایم؟ 5- آیا میتوان مورد معامله را سریع به نام دیگری انتقال دهم تا فروشنده نتواند توقیف نماید؟ 6- و .... لطفا هر سوال یا راه دیگری که امکان دارد برایم بنویسید؟

2پاسخ

با سلام /اگر ضمن عقد خارج لازم مثل بیع اسقاط کافه خیارات شود این شرط مطلق و نامحدود تفسیر نمی شود و استثنائاتی دارد یعنی ماده ...

مشاهده پاسخ کامل