جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09123758544 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

به نام خدا شرح مختصر پرونده: 1. اینجانب یکدستگاه آپارتمان مورخ 10/11/13911 به یک خانمی فروخته ام و مقرر گردید در تاریخ 17/12/1391 مورد معامله در قبال پرداخت ثمن معامله تحویل خریدار گردد و تاریخ دفترخانه برای انتقال سند مورخ 20/3/1392 تعیین شد0 2. در مورخ 17/12/1391 خریدار پرداخت وجه چک زمان تحویل را نداشته و نهایتا با هفت روز تاخیر مورد معامله تحویل مستاجر خریدار ایشان شد و همچنین صورتجلسه ای به شرح زیر تنظیم شد "در تاریخ 24/12/1391 طرفین معامله حضور بهم رساندند و مورد معامله با 7 روز تاخیر از طرف خریدار، آپارتمان از طرف فروشنده به خریدار تحویل کامل شد و رضایت در تحویل ملک از طرف خریدار انجام پذیرفت. خریدار به فروشنده تعهد داد چنانچه در زمان تنظیم سند روز 20/3/1392 از طرف فروشنده تا 15 روز تاخیر نسبت به موضوع با هماهنگی و مکتوب نمودن آن تاخیر انجام پذیرد" 3. در تاریخ 20/3/1392طرفین در دفترخانه حاضر نشدند. خریدار در تاریخ 4/4/1392 بدون هماهنگی با اینجانب ومکتوب نمودن تاریخ جدید محضر، به دفتر خانه مراجعه و با تماس تلفنی سردفتر، همکار اینجانب که وکالت کاری رسمی از طرف بنده دارد جهت پیگیری به دفترخانه مراجعه و اعلام می داردحضور خریدار در این تاریخ (4/4/1392 ) بدون هماهنگی با فروشنده بوده و مراتب پیگیری جدی و مستمر اینجانب ، جهت آماده سازی مدارک برای انتقال سند، که تا آن تاریخ منجر به صدور پایان کار و صورتمجلس تفکیکی شده است و تحویل مورد معامله گوشزد می نماید. وسردفتر ، اعلام می دارد فقط پاسخ استعلام از ثبت هنوز نرسیده است که البته به دلیل همزمانی تغییرات ساختاری در ثبت و ارسال اینترنتی استعلام ها تاخیری در آن ایجاد شده بود که طبیعتا خارج از اراده و حیطه کاری اینجانب بوده است. نهایتا سردفتر محترم با درخواست و اصرار خانم شاه کرمی مراتب حضور طرفین را گواهی می نماید. 4. در تاریخ 14/6/92 طرفین در دفترخانه حضور و پس از اعلام سردفتر مبنی بر کامل بودن مدارک خریدار بجای پرداخت الباقی ثمن معامله یعنی هفتادونه میلیون تومان ، متاسفانه فقط قطعه چکی به مبلغ چهل و سه میلیون تومان جهت تسویه حساب تحویل دفترخانه دادند (خریدار گفته خودم جریمه را اعمال کردم ) که انتقال سند صورت نگرفت 5. در مورخ 23/6/1392 اینجانب با ارسال اظهارنامه به خریدار، برای انتقال سند ارسال کردم که خریدار حاضر نشد 6. خریدار متاسفانه از آنجا که ظاهرا منفعت مادی خود را در به تاخیر انداختن هرچه بیشتر تسویه حساب و منتفع شدن از بهره مادی "الباقی ثمن معامله" می دانست. اقدام به تقدیم دادخواست به محکومیت بنده به پرداخت خسارت تاخیر در انتقال سند ملک از 4/4/1392 از قرار روزانه پنج میلیون ریال نموده است و اینجانب نیز از سر ناچاری و متقابلا دادخواست تقابل مبنی بر محکومیت خریدار به پرداخت مابقی ثمن و پرداخت خسارت تاخیر مشابه از مورخ 14/6/1392(حضور طرفین در دفتر اسناد) را بابت قصور خریدار درتسویه حساب الباقی ثمن و مانع شدن برای انتقال سند داده ام. 7. دادگاه بدوی در تاریخ 29/2/1394 ، با صدور دادنامه اینجانب را علاوه بر محکومیت به تنظیم سند رسمی انتقال، متاسفانه محکوم به پرداخت مبلغ نجومی 3،375،000،000 ریال (سه میلیاردوسیصدو هفتادوپنج میلیون ریال) بابت خسارت تاخیر در انجام تعهد از "4/4/92 لغایت زمان صدور حکم 23/4/92"!! نموده(و با ذکر اینکه الباقی ثمن قراردادهفتادونه میلیون تومان بوده خریدار را محکوم به پرداخت 100،000،000 ریال (مانده ثمن؟!)درحق اینجانب نموده است. لطفا راهنمایی بفرمائید

2پاسخ

باسلام شما میبایست نسبت به بررسی قرارداد اولیه و توافقنامه های آتی اقدام نمایید. در صورتیکه در آنها مواردی در زمینه خسارت عدم انتقال پیش بینی شده است ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام پدر بزرگ من در سال1380 فوت کردند و در سال 86وراث خانواده که پنج پسر و دو دختر و مادر هستند جلسه ای تشکیل شد و تصمیم بر آن شد که برادر بزرگ تر یعنی پدر من تمام اموال منقول و غیر منقول را خریداری کند و قیمت دارایی ها هم بر حسب عرف در همان جلسه تایین شد و طی یک سند دستی شرح جلسه نوشته شد و همچنین تمام ورثه امضاء و اثرانگشت دادند مبنی بر اینکه تمامی حق و حقوق خود را از سهم الارث دریافت کرده اند وهمچنین برادر بزرگتر که خریدار بود تاهد کرد که از مادر تا پایان عمر و پس از عمرش با هزینه شخصی نگهداری کند و پول سهم هرکدام از ورثه هم پرداخت شد و پس از یک سال پدرم برای زندگی به منزل پدری خریداری شده اش رفت و سکونت کرد و تا سه سال یعنی سال 1390آنجا بود و پس از آن به دلیل مشگلات خانوادگی با مادر از آن خانه بیرون آمد و یکی خواهر ها تعهدات نگهداری را گردن گرفت و در اضاء از کل زمین خانه مقداری را به همراه خود خانه از پدرم دریافت کرد و بعد از آن یکی از برادرهای کوچک برای پدرم شکایت کرده که چون پدرم طبق توافقنامه گفته بود از مادرش نگهداری میکند و حال این نگهداری را به کس دیگری سپرده است که مورد قبول او نیست توافقنامه سال 86 را باطل میداند و مدعی است که مجددا باید تقسیم ارث صورت بگیرد ناگفته نماند که در برگه توافقنامه تاهدی مبنی بر سکونتش در منزل پدری ذکر نشده و مورد صحبت هم نبوده و فقط ذکر شده نگهداری مادر همراه با کلیه هزینه های جانبی در زمان حیات و بعد از حیات بعهده شخص خریدار کل سهام ها میباشد و سهم ارث مادر بعد از فوت متعلق به شخص خریدار میباشد و در آخر اینکه توافقنامه ذکر شده به تایید مهر و امضای شورای اسلامی روستا هم رسیده است لطفا راهنمایی بفرمایید که : 1-آیا ادعای این برادر صحیح است؟ 2-اگر شکایت ایشان به جایی نرسید آیا ما اجازه اعاده حیثیت و شکایت داریم یا خیر؟ 3-چطور میتوان این برگه توافقنامه مان را تبدیل به سندی رسمی کنیم؟

2پاسخ

با سلام نظر به مورد مطروحه ابتدا این مسئله که فرمودید: کلیه هزینه های جانبی در زمان حیات و بعد از حیات بعهده شخص خریدار کل سهام ها میباشد و سهم ارث مادر بعد از فوت متعلق به شخص خریدار میباشد مربوط به شرطی است که پدر شما ضمن عقد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

جناب آقای مرادی ‎ ‎با‎ ‎سلام و احترام:اینجانب در سال 86 در مجتمعی با 144 واحد مسکونی و 44 واحد ‏تجاری،‎ ‎یک واحد آپارتمان از شرکت ‏سازنده مجتمع‎ ‎خریداری نموده ام ‏ ‏‏2- شرکت سازنده در سال 76 از بانک مسکن وام‏‎ ‎مشارکت‎ ‎مدنی دریافت نموده است ‏بخشی از وام باز پرداخت شده است. و مطالبات بانک در حال حاضر بالغ بر 250 میلیون تومان (حدود 3درصد ارزش ملک) ‏می باشد 3-به دلیل مطالبات‎ ‎سنگین شهرداری اخذ پایانکار و تفکیک واحد ها متوقف شده و ‏سازنده از پیگیری و تنظیم‎ ‎سند خودداری می نماید. ‏ ‏4-طبق اطلاعات حاصله ، سازنده (در هنگام تعیین سهم الشرکه بانک ) با بانک توافقنامه ای ‏مبادله نموده که طی آن قرارداد مشارکت بابت 74 (از 144) واحد مسکونی می باشد بظوری که در حال حاضر مالکین ‏‏60 واحد قرارداد فروش تقسیطی با بانک مسکن دارند ولی مالکین 14 واحد از تسویه حساب با سازنده (و بانک) خودداری ‏می نمایند.‏ 5- بدین ترتیب 74 واحد مسکونی ‏مشمول وام بانکی می باشند ولی 70 واحد مسکونی فاقد بدهی به سازنده ‏می باشند ‏6- یک نفر از مالکین که واحدش را در سال 75 (قبل از اخذ وام بانکی) پیش خریداری نموده است، در سال ‏‏83 موفق شده است که با طرح دعوا ، حکم (قطعی شده) الزام به اخذ پایانکار و سند تفکیکی و تنظیم سند ‏را بر علیه سازنده از دادگاه بگیرد. در دادنامه و دادخواست مالک فوق موضوع قرارداد مشارکت با بانک و ‏بدهی سازنده به بانک مطرح نشده است.‏ ‏7-بانک به مالکین (متصرفین به زعم بانک) اعلام نموده نسبت به پرداخت بدهی بانک اقدام نمایند در غیر ‏اینصورت (در صورت عدم تسویه حساب توسط سازنده) ، کل مجتمع را به حراج خواهد گذاشت‏ ‏8- اینجانب هیچ بدهی ای به سازنده ندارم و میخواهم بر علیه سازنده دادخواست الزام به تسویه بدهی بانکی اخذ پایانکار ‏افراز ، تفکیک و نهایتا تنظیم سند و سایر موارد بدهم خواهشمند است با توجه به سئوالات زیر راهنمایی بفرمایید:‏ ‏9- با فرض صحت موارد 1تا 7 آیا می توان با استناد به صدور دادنامه (بند6 فوق) یکنفر از مالکین ادعا نمود که بیع برای ‏یک واحد انجام شده و بنابر این عقد رهن منحل می باشد لذا سند وثیقه بانک تبدیل به سند ذمه ای شده است. ‏ ‏10- با توجه به موارد ذکر شده در بندهای 1تا 6 فوق، وضعیت بانک چگونه است آیا می توان گفت بانک در 74 واحد ‏مسکونی مالکیت مشاعی دارد ولی حق تعرض به سایر واحد ها را ندارد. ‏ ‏11- چگونه می توان بانک را مجاب نمود حال که از مالکین طلب پرداخت پول می کند حداقل کپی اسناد مربوط به ‏قرارداد مشارکت را در اختیار نمایندگان مالکین قراردهد تا صورت مسئله برای آنان روشن شده و بتوانند برای نجات ‏مایملک شرعی خود تصمیم گیری نمایند ‏ باتشکر و احترام ‏

2پاسخ

پاسخ داده شده ساعت 16 ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وخسته نباشیداینجانب نماینده حقوقی شرکتی هستم که درمورخ سال89قراردادی راباسازمان مسکن جهت طراحی وساخت پروژه ای1540واحدی دراستان تهران منعقدنمودیم وپیروهمین قراردادباچندین نفربعنوان پیمانکارجزء قرارداداجرای بخشی ازکاررامنعقدنمودیم که یکی ازهمین قراردادهارادرمورخ پانزدهم آبان هشتادونه با شخصی که رفیق صمیمی پیمانکاروقت آن زمان پروژه بودمنعقدنمودیم لازم به توضیح است قراردادباامضاء قائم مقام پروژه وقت ازطرف شرکت مابسته ومطابق قراردادمقررگردیده اجرای بخشی ازکارفوندانسیونهابه این پیمانکارواگذارگردددرقراردادفی مابین شرکت مامتعهدگردیده درصورت نیازپیمانکارجزء وسایل وابزارکاردراختیارپیمانکارجزء قرارداده ودرعوض آن پانزده درصدازمبلغ کلی قراردادرا به منزله هزینه بالاسری کسرنمایدبعدازچندماه مدیرپروژه کلاازشرکت تسویه وقائم مقام ایشان توسط مدیرعامل به سمت مدیرپروژه ای منصوب میگردندهمچنین درقراردادذکرشده که پیمانکارجزء میبایستی ازافرادمتبحروباتجربه درکارخوداستفاده نمایدزیرااگرکارایشان نقص داشته وتأییدنگرددعلاوه برجریمه تحویل نیزنمیگرددحال پیمانکارجزء تعدادی ابزارکاراداری و...همچنین یک نفرمهندس وانباردارو...نیزواردکارگاه نموده وبعدازاتمام کاربرای آنهامجوزخروج ازشرکت مانیزگرفته است صورت وضعیتهای ایشان مطابق قراردادبه وی پرداخت تاایشان یعلت اتمام کاردرخواست تسویه نمودندبعدازانجام مراحل تسویه داخلی منتظرتهیه وارائه صورت وضعیت کلی خودبودندکهدرچندمرحله به شرکت مانامه نوشته وپیوست آن صورتجلسه ای باامضاء مدیرپروژه سابق ارسال نموده اندکه درآن توافق دونفره آمده پیمانکارجزء ابزارووسایل کارومهندس و...رابه کارگاه آورده ودیگرشرکت ماهزینه بالاسری ازایشان کسرننمایدحال ایشان خواستارهزینه بالاسری کسرشده ازسوی مامیباشددرصورتیکه صورت وضعیت کلی راهم امضاء نموده وبه ایشان میگوییم این صورتجلسه ازکجاآمده مااین رادرشرکتمان نداریم ایشان درجواب اعلام مینماینداگرنداریدمقصرمدیرپروژ هاتان میباشندکه اینرابه شماارائه نداده اندلازم به توضیح است تاریخ تنظیم صورتجلسه دقیقایکروزبعدازتاریخ قراردادبوده واین درصورتیست که عرف وروال ماجهت تصمیم دوباره درخصوص قراردادهابصورت الحاقیه پیوست قراردادمیشودکه دررابطه بااین قراردادچنین چیزی نیزوجودنداردخواهشمندم جوابیه ای که من میبایستی به ایشان بدهم ومطمئنادردادگاه نیزازآن دفاع نمایم راارسال وراهنماییهایلازم دراین خصوص بعمل آوریدباتشکرمعصومی

2پاسخ

باسلام دوست عزیز در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که چنانچه استحضار دارید در شرکتها بسته به اساسنامه هر شرکت مدیر عامل به تنهایی یا به اتفاق احد از اعضاء هیات مدیره می تواند اسناد تعهد آور شرکت را امضاء نماید و این اسناد ...

مشاهده پاسخ کامل