موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
اسد علی امرایی موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
دکتر فرود امیری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز و عضو هیات علمی دانشگاه، قبول وکالت در کلیه دعاوی حقوقی اعم از (خانواده،تجاری،ثبتی،ملکی،چک،...) و کیفری
سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی  حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
دکتر سهیل طاهری وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز  و استاد دانشگاه
مهدیه کتابی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری
حمیدرضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری ومشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز 12 سال سابقه وکالت و 10 سال وکالت تخصصی  بانک صادرات و متخصص در دعاوی بانکی و موسسات مالی و اعتباری انجام دعاوی حقوقی به صورت گروهی در کلیه زمینه های حقوقی، ثبتی ، کیفری و خانوادگی
علی جاوید وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و عضو هیئت علمی دانشگاه
محمد رضا مهرجو وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز و دانشجوی دکتری حقوق خصوصی
حسین احمدی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
طیبه برزگر وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز ،با بیش از 10 سال سابقه کار و وکیل بانکها و موسسات مالی و اعتباری و وکیل شرکتهای خصوصی
حمید رضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی با 12 سال سابقه وکالت و هفت سال انجام امور تخصصی وکالت بانک صادرات و متخصص در دعاوی مربوط به امور بانکی و موسسات مالی و اعتباری
مرتضی دستوری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری متخصص در امور بازار سرمایه و وکالت در هرگونه اختلافات سهام در بازار سرمایه ،وکالت در هیات داوری ماده 36 بازار سرمایه و وکالت در اختلاف خرید سهام شرکت های اجرای اصل 44 قانون اساسی

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09120879360 در تماس باشید.

سوالات مرتبط با نفقه در وکالت آنلاین

+سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

سوال

من ۵۵سالمه.مهر ماه ۹۳بعداز۳۵سال زندگی مشترک به دلیل اختلافات خیلی شدید و تحمل ۳۵سال زندگی پر از تنش منزل خودمو ترک کردم.در حال حاضر یک دختر بالغ مجرد و یک پسر بالغ مجرد و در منزل خودم با همسرم زندگی میکنم.ناگفته نماند که من با ۳۵سال سابقه بانکداری با سمت رییس حوزه درجه یک بانک صادرات بازنشسته هستم.و علاوه بر داشتن خانه ویلایی که همسرم توش زندگی میکنم چهار واحد اپارتمان دیگه دارم.از بدو خروج از منزل ماهانه نفقه پرداخت کردم.حتی مبلغی بیشتر از مبلغی که دادگاه در شهریور ۹۴برای من تعیین کرد.تا الان هم نفقه پرداخت نشده ندارم.در جریان طلاق تقریبا به مراحل اخر رسیدیم و اجرت المثل هم تعیین شده.توی یک سال گذشته به هر نحوی که بگید اپارتمان گذاشتم برای فروش که حق و حقوق خانمو پرداخت کنم اما بفروش نرفت.از انجاییکه از خانه ویلایی که خانم زندگی میکنه خاطرات خوشی ندارم تصمیم به فروش خونه ویلایی گرفتم و اتفاقا مشتری برای خرید هم فراوان به دلیل ویلایی بودنش.مشگله من اینه که این خانم اجازه ورود مشتری به داخل خونه نمیده و شروع میکنم به فحاشی.با وکیل خودم مشورت کردم و ایشون گفتن که چون مالک خونه هستم بصورت ثبتی و سندی میتونم با فراهم کردن یه خونه دیگه که متناسب باشه این خانمو از ویلایی بلند کنم و چون هنوز همسر من هستش و خرجش به عهده منه نمیتونم تابع نباشه و موظفه که هرجا من بگم بره زندگی کنه.خونه در حال حاضر مشتری داره و مشتاق خرید خونه.خانم پیغام داده با حکم قانونی بیا.ایا من با توجه به اینکه برای این خانم و فرزندانم یک خونه مناسب تهیه کنک این حقو دارم که خانمو با اختیار خودم بلند کنک و نقل مکان بدم؟ایا من که مالک خونه هستم با جکم از دادگاه داشته باشم؟ایا میتونم وقتی این خانم موقع نقل مکان فحاشی کرد به۱۱۰زنگ بزنم و شاکی بشم؟لطفا راهنمایبم کنید و اینکه تا اخر پقت امشب جوابمو بدید چون فردا صبح میخوام براش خونه اجاره کنم.ممنونداره

پاسخ

احتراما در پاسخ به سوالات شما مطالب زیر قابل ذکر می باشد: 1-در مورد اینکه شما مالک هستید شکی نیست لذا می توانید با تهیه منزل جدید و ارسال اظهار نامه برای خانم جهت ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

1- پسری 25 ساله دارم که هنوز بعد از 7 سال تحصیل نتوانسته است مدرک کارشناسی خود را بگیرد. در تابستان 94 وقتی من با پسرم راجع به درس نخواندن او و خود درمانی اش بحث میکردم ابتدا پسرم به تحریک همسرم با من دست به گریبان شد و سپس همسرم وارد دعوا شده و با پلیس تماس گرفت و مدعی شد که من او را زده ام و فردای آن روز ضمن خودزنی و ایجاد کبودی در انگشت کوچک دست خود به پزشکی قانونی مراجعه نمود و تاییدیه آنها را گرفت و در دادسرا طرح دعوا نمود و دادگاه نیز پس از طی مراحلی من را محکوم نمود. اینجانب به حکم دادگاه اعتراض نموده ام ولی تا کنون نتیجه نهایی اعلام نشده است. 2- چون همسرم از همان زمان از تمکین خاص خودداری میکند من به دادگاه خانواده شکایت کردم ولی چون دادگاه از من شاهد طلب نمود و اینجانب نیز نمیتوانستم شاهدی معرفی کنم شکایت من رد شد. 3- در چند ماه قبل همسرم با مراجعه های مکرر به دادگاه خانواده مطالبه مهریه و اجرت المثل را نموده و اینجانب نیز پس از تعیین آنها توسط دادگاه مبالغ مربوطه را به دادگاه پرداخت نمودم 4- اینک همسرم ضمن ارسال دادخواستی جدید به دادگاه خانواده با استناد به حکم صادره در بند 1 و بدون آنکه هیچ مدرکی ارائه بدهد مدعی شده است که اینجانب دارای " بیماری روانی و اختلال شخصیتی پارانوئید " میباشم و اظهار نموده که ماندن نامبرده در منزل اینجانب متضمن خوف ضرر جانی برای اوست و درخواست صدور حکم مبنی بر تهیه مسکن جدا برای خود نموده است. تقاضا دارم ضمن راهنمایی اینجانب بفرمایید 1-چه راه حلهایی برای اینجانب متصور است 2- من میتوانم متقابلا چه اقداماتی بر علیه همسرم انجام بدهم؟ 3- آیا این درخواست میتواند دلیلی بر این باشد که همسرم میخواهد از تمکین خاص خودداری نماید؟ اگر چه همین الان نیز همسرم از تمکین عام و خاص خودداری میکند

پاسخ

در رابطه با ادعای خانم، قضات با تحقیقات معمول و استفاده از نظر کارشناس رسمی دادگستری و ارجاع امر به ایشان نسبت به ادعای خانم تحقیق کرده و دادخواست وی بر اساس مواد ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

پاسخ

پاسخ سوال اول :خیر نفقه به ایشان تعلق نمی گیرد به شرط اثبات عدم تمکین ایشان پاسخ سوال دوم ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

پاسخ

مطابق قانون علیت عمومی این شرایط معلول حوادثی در گذشته است و ناگهانی ایجاد نشده است .تامل نمایید چه کرده اید که منتج به این رفتارها شده است .شیوه رفتاری خود را تغییر دهید و با آزمون و آزمایش سیاست های رفتاری گوناگون سررشته زندگی را بدست آورده و با پشتکار و صبر قانون خود را در خانواده تثبیت نمایید .در صورت امکان از ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و خسته نباشید خدمت شما بنده یک فرد کارگر در سایپا میباشم که در تاریخ 92/1/4 عقد نمودم که پس از گذشت 4 روز از زمان عقد تصادف کردم که مقصر حادثه خودم بودم و خانوم بنده که سرنشین خودرو بود از ناحیه کمر دچار آسیب دیدگی شد که پس از اعزام او به بیمارستان و گرفتن عکس و معاینه توسط پزشک گفته شد که فقط یکی از مهره ها ترک جزیی خورده که برای اطمینان به بیمارستان الزهرای اصفهان برده شد و پس از انجام سی تی اسکن گفته شد که با بستن کمربند مخصوص به مدت 2 الی 3 ماه مهره جوش خواهد خورد لذا بعد از مدتی احساس بهبودی کرد و با توجه به جلسات فیزیوتراپی که توسط پزشک برای او نوشته شد متاسفانه بعد از مدتی رفتن به فیزیوتراپی دوباره احساس درد کرد که ایشان را به اصفهان بردم و ام آر آی از او گرفته شد و با بردن عکس پیش 2 متخصص گفته شد که نیاز به عمل ندارد و با خوردن دارو و یک سری جلسات درمانی مشکل برطرف میشود اما متاسفانه ایشان از خوردن داروها و رفتن به جلسات درمانی امتناع کرد و گفت باید به تهران پیش متخصص برود و با توجه به اینکه اصرار کردم همراهش باشم گفت نیازی نیست با پدرم میروم لذا بعد از تماس تلفنی با ایشان گفت که باید یک سری عکسهای دیجیتال از ستون مهره ها گرفته شود تا نظر قطعی گفته شود که با بردن عکسها پیش متخصص به او گفته شده بود که باید عمل کنی لذا بعد از برگشت از تهران مجددا یک نوبت پیش یکی از بهترین متخخص های اصفهان گرفتم که پس از بردن ایشان و نشان دادن عکسها گفته شد فعلا نیاز به عمل ندارد و پس از گذشت 7 سال عمل کند اما همسرم گفت که متخصص تهران گفته باید سریع عمل کنی که گفته شد آنها فکر منافع خودشان هستن نه به فکر بیمار که برای ایشان دارو تجویز نمودن ولی متاسفانه دوباره ایشان از خوردن داروها امتناع کردن و اصرار بر عمل کردن و با توجه به اینکه یک سری اختلافات جزیی در مدت 7 ماه عقدی که بودیم داشتیم و قبل از عمل کردن به مدت 12 روز در خانه بودن و در این مدت با توجه به 2 بار مراجعه بنده به خانه اشان در را به روی بنده باز نکردن و بدون بنده و بیخبر از تاریخ عمل و کدام بیمارستان عمل کردن که متاسفانه چه قبل عمل چه بعد عمل با توجه به تماسهای گرفته شده چه از طرف من چه از طرف خانواده جوابمان را ندادن که پس از مراجعه شروع به شکایت از بنده نمودن که هم شکایت برای مهریه هم دیه هم نفقه نمودن که مهریه بریده شده برای ایشان هر 4 ما یک سکه و بحث دیه ایشان با توجه به اینکه خودرو بنده بیمه بوده سال 94 بیمه با ایشان تسویه حساب خواهد کرد که رقمی بالاتر از آنچه خرج کردن میدهد در مورد نفقه بگویم که هم به صورت کیفری شکایت شده هم حقوقی که برای بحث حقوقی باید کارشناسی شود اما در مورد کیفری با توجه به اینکه در دوران عقد بودیم و همسرم دوشیزه میباشدو دادیاری برای بنده کیفرخواست صادر کرده که با توجه به لایحه ای که در این مورد نوشتم که با توجه به وحدت رویه شماره 633 مورخه 78/2/14 در هیات عمومی دیوان عالی کشور مصوب 75/3/2 با ادعا شاکیه منطبق نیست و همچنین جواب اظهارنامه ای مبنی بر عدم تمکین به لحاط استفاده از حق حبس که زمینه پرونده شده متاسفانه رییس دادگاه نیز کیفرخواست دادیار را تایید کردند و برای بنده 6 ماه حبس تعزیری در نظر گرفتن لذا آیا بحث کیفری شامل حال بنده میشود با تشکر

پاسخ

پاسخ داده شد ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام ( متن طلاق بنده بشرح ذیل است ) درخصوص دعوی خانم بطرفیت زوج دایر به صدور حکم گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق بدلیل مصرف مواد مخدر و سوء رفتار و نپرداختن نفقه و خسارات دادرسی که در مورد علت اخیر با توجه به دادخواست تقدیمی و ملاحظه سند ازدواج با احراز رابطه زوجیت دایم و اینکه خوانده علیرغم ابلاغ قانونی وقت رسیدگی ضمن عدم حضور لایحه ای ارسال ننموده و با ملاحضه مصدق دادنامه مبنی بر پرداخت نفقه معوقه یکسال و صدور اجرائئیه و پاسخ شورا مبنی بر پرداخت نشدن نفقه و اینکه مساعی دادگاه جهت اصلاح ذات البین موثر نبوده و داوران توفیقی بدست نیاوردند ضمن پذیرش خواسته مستندا به مواد 26و29و32و34 قانون ح خانواده و مواد 1119و1129و1130و1143 و بند 3ماده 1145 و مواد 198و519و520 ق آ د م و ملاحظه بند یک از شروط ضمن عقد و بند ب از آن شروط ازدواج حکم گواهی عدم سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر و اعلام میگردد با توجه به اینکه زوجه از مهریه ما فی القباله بمیزان 404 سکه را بخشیده و حضانت فرزند 4 ساله را داراست و طبق اقرار زوجه حامله نبوده و به پزشک معتمد معرفی خواهد شد و نسبت به الباقی مهریه اقدام نموده ضمن صدور حکم محکومیت خوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله جهت طلاق به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه نسبت به ثبت طلاق خلع اقدام نماید اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رای قطعی سه ماه و در صورت امتناع زوج از اجرای آن زوجه بر اساس وکالت از زوج یا اعمال آن ضمن قبول بذل از سوی زوج میتواند نسبت به ثبت آن اقدام نماید این رای غیابی است ...) نظرتان در مورد رای بنده چیست ؟ بنده خواهان پرونده طلاق هستم (زوجه)

پاسخ

حکم خوب و محکمی است ولی سوالتون خیلی کلی است لطفا ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام من پس از 5 سال زندگی مشترک که نتیجه آن یک پسر 4 سال تمام شده به یقین رسیدم که شوهرم معتاد به شیشه است لذا خود درخواست طلاق و نفقه و مهریه و حضانت فرزند کردم در خصوص مهریه ام که 514 عدد است و من 110 آنرا دادخواست دادم متاسفانه پس از اجرایی شدن با توجه به مراجعه ننمودن خوانده هنوز موفق به گرفتن ماده 2 نشده ام چگونه رییس دادگاه را مجاب نمایم در حالی که شوهرم دارایی اش را بنام دیگران می کند و هر معامله ای را برای فرار از دین از طریق دیگران انجام میدهد حتی پول پیش خانه را بنام مادرش نموده با اتصال به چه قانون و ماده ای من بایستی رییس شعبه را مجاب به گرفتن جلب نمایم تا حداقل خوانده به دادگاه امده و درخواست اعسار کند لازم بذکر است خوانده پیش خود فکر می کند که با داشتن حق طلاق می تواند مرا تا 5 سال بلاتکلیف نگهدارد ولی من غیابی با بخشش قسمت عمده از مهریه ام در حال انجام مراحل طلاق میباشم لطفا مرا رهنمود فرمائید

پاسخ

از اظهارات شما بر می آید که در مورد مهریه رای صادر شده و اجراییه نیز صادر شده است که در این صورت شما میتوانید با ارایه ضامن به دادگاه نسبت به ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

سلام استاد بزرگوار به خاطر خدا پاسخ سوالمو کامل جواب بدین خیلی برام اهمیت داره.اینجانب خانمی39 ساله هستم سال 76 ازدواج کردم وثمره این ازدواج ناموفقم دوفرزند میباشد در طول این مدت با مشکلات زیادی دستو پنجه نرم کردم وبه هر طریقی بوده زندگیم رو سرپا نگه داشتم فقط به خاطر بچه هام همسرم اصلا مسولیت پذیر نیست ووهیچ گونه احساسی نسبت به من ندارد والان هم نزدیک 7یا8 ساله که به صورت خواهر وبرادر باهم زندگی میکنیم من خیلی دارم رنج میکشم توروخدا به من پاسخ بدین چیکار کنم اصلا راه زندگی کردنمو گم کردم خیلی خسته شدم دیگر هیچ میل ورغبتی برای این زندگی ندارم فقط به خاطر بچه هام دارم تحمل میکنم تو رو خدا یه راهی پیش پای من بزارین خدا خیرتان بده یا حداقل راهنماییم کنید نمی دونم پیش کی شکایت کنم هیچ کسی رو هم ندارم راهنماییم کنه تو روخدا شمارو به جان اهل بیت قسم میدم منو از این سردر گمی دربیارین بخدا خیلی برام سخته همیشه دعاگویتان میشوم فقط راهنماییم کنید .

پاسخ

حدود 7یا 8 سال است که بدون هرگونه رابطه زناشوی با همسرتان زندگی می کنید ودر واقع شرایط زندگی جدید را پذیرفته اید یعنی اگر برای شما قابل تحمل نبود باید قبل از این تکلیف زندگی خود را روشن می نمودید. شما باید ببینید که ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و احترام به چه شکل می توان پارانوئید (بد بین بودن)، ناسازگاری، اسکیزوفرنی، ناپایداری روانی زوجه را ثابت نمود؟ همسر بنده تا به حال چند بار بنده را کتک زده، نشکون های شدید گرفته، بدون هیچ دلیلی جیغ و داد در محله و همسایه ها را انداخته، به بیرون از خانه رفته و داد و بیداد کرده و تمام محله را جمع کرده و گفته من می زنمش در صورتی که بنده اصلا نمی زنمش و فقط تحملش می کنم، به سمت من کفش پرتاب می کنه و مرتبا بدبینه که من همیشه دارم با مامانم حرف می زنم و دارم با اون مشورت می کنم برای زندگی خودمان، در صورتی که این چنین نیست. چطوری می تونم عدم ثبات روانی را ثابت کنم، این در حالی که خود همسرم پزشک رزیدنت داخلی است. تحمل کردن ایشان برای بنده دیگر واقعا سخت و عذاب آور شده بعد از تنها 6 ماه عروسی !!! از شب عروسی شروع کرد و روی من دست بلند کرد ولی این اتفاقات زمانی می افتد که بنده هیچ شاهدی نداشته باشم، خود بنده هم دانشجوی دکتری یک رشته فنی و مهندسی در یکی از بهترین دانشگاه های دولتی و روزانه تهران هستم. آیا می توانم برای انجام پایان نامه ام به تهران بروم و دو یا سه ماه هر دفعه یه سری به خانه بزنم، در صورت انتخاب این راه حل، کارم را که در اصفهان است از دست می دهم، آیا می توانم در یکی از شهرهای اطراف اصفهان مثل فولاد شهر، بهارستان، سپاهان شهر ، ... یک منزل اجاره کنم و به تنهایی زندگی کنم و به همه حتی همسرم هم بگویم که تهران هستم و دارم پایان نامه ام را انجام می دهم، (می خواهم کارم را ازدست ندم) و هر یک ماه یکبار به منزل مشترکمان بروم، آیا این کار منع قانونی دارد؟ اگر زوجه این دروغ بنده را بفهمد آیا از لحاظ قانونی می تواند برای من مشکلی درست شود یا خیر، حاضرم خرجی و نفقه و .. را برایش کارت به کارت هم بریزم (که مدرکی باشد برای دادن خرجی و نفقه) ولی جدا در یکی از این شهرک های مذکور برای خودم زندگی کنم.

پاسخ

با سلام سئوالاتی که شما مطرح کردید نیاز به مشاوره ی حضوری داره ولی اجمالا خدمت شما عرض شود که در کل شما نیازی به اثبات بیماری همسرتون ندارید در صورتی که وی مشکل روحی روانی داره و ادامه این زندگی برای شما میسر نیست به راحتی میتونید با ...

مشاهده پاسخ کامل