جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121732289 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام حکم عدم تمکین همسر بنده در دادگاه اولیه و تجدید نظر صادر شده است و ایشان اکنون مهریه خود را به اجرا گذاشته است. سؤال بنده این است که آیا اگر قضیه مهریه را پیگیری نکنم و نسبت به حکم دادگاه و پرداخت آن اقدام نکنم, تاثیری در حکم دادگاه برای طلاق غیابی وجود دارد؟ یعنی آیا عدم توجه من به حکم مهریه راه را برای همسرم که بتواند طلاق غیابی بگیرد هموار می کند؟ آیا می تواند میتواند دلیلی بر سورفتار شما و طلاق باشد؟ با تشکر از وقت و کمک شما

2پاسخ

با سلام، دعوی الزام به تمکین هنگامی مطرح می شود که زوجه جهت جمع اوری دلیل برای درخواست طلاق یکطرفه اقدام نماید و از 2 جهت علیه شما طرح دعوی حقوقی نفقه نسبت به معوقات ان در صورتی که تمکین میکرده مطرح و همچنین طرح دعوی کیفری به جهت عدم پرداخت شما بابت نفقه حتی 1 ماه جاری را علیه شما دردادسرا می تواند پیگیری نماید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

همسر بنده سه سال پیش در آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی شرکت کرد و بعنوان کارمند در وزارت جهاد کشاورزی – سازمان تعاونی و روستایی لرستان بصورت استخدام پیمانی پذیرفته شد.در انتهای مراحل استخدامی از وی در یکی از دفاتر اسناد رسمی تعهدی مبنی اینکه تا 10 سال مستخدم نمیتواند تقاضای هیچگونه انتقال، ماموریت آموزشی، مامور به خدمت و... راگرفتند هم اکنون بعد از سه سال خدمت همسرم ،من بعنوان کارمند پیمانی در سازمان امور مالیاتی جنوب استان تهران ( شهر ری ) استخدام شدم . اما سازمان تعاونی روستایی با هیچ یک از موارد انتقال، ماموریت بدون فوق العاده و یا مرخصی بدون حقوق وی موافقت نمینماید. آیا بنده می توانم با توجه به لزوم تبعیت زن از شوهر و مستنداً به بخشنامه شماره 168-75/م/16055-22/1/1375 معاون اول ریاست جمهوری وقت مبنی بر این که با توجه به اصل 21 قانون اساسی باید در قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط، تشکیل و حمایت از خانواده مورد توجه قرار گیرد و اینک ترتیبی اتخاذ شود که محل کار همسران به تبعیت از شوهر تغییر پیدا کندبه دیوان عدالت اداری شکایت نمایم. همسر بنده از نظر قوانین استخدامی چگونه باید رفتار کند که کمترین تضرر شامل حال وی گردد

2پاسخ

با سلام. بهترین کاری که می توانم پیشنهاد کنم، بدواً طرح دعوی حقوقی به خواسته الزام به تمکین در محاکم عمومی به طرفیت همسرتان و با صدور و قطعیت حکم صادره ، استفاده از حکم بعلاوه ی احکام عام و خاص حمایت از کانون خانواده جهت طرح شکایت در دیوان عدالت می باشد. موفق باشید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام وباعرض احترام به محضر وکیل مجبوب جناب خورشید وند. من کشاورزم وبکار زراعت مشغولم . درهمسایگی ملک زراعی ام یک باب دامپروری وجود دارد . درکنار این دامپروری درختان چنار غرس شده اند که پر شاخه وبرگ وارتفاع آنها به بیش از 20 متر مرسد. سایه این درختان نیمروزی بر مزرعه من سایه افکنده وموجب رشد ضعیف و کاهش عملکرد آن شده است از طرفی دیوار بلوکی وسست پایه این دامپروری درحال ریزش به داخل مزرعه من میباشد . در مقابل اعتراض اینجانب به خطرات ریزش دیوار مالک دامپروری اظهار میدارد این دیوار براثر آبیاری مزرعه در حال ریزش است . لطفا راهنمائی فرمائید درخصوص ضرر وزیان درختان وریزش دیوار چه کاری قانونی بایستی انجام دهم؟ باتشکر عابدین میرزائی 10/4/95

2پاسخ

در پاسخ به سوال باید گفت که به موجب قاعده تسلیط هر کسی می تواند در ملک خود هر نوع تصرفی را به عمل آورد وبه موجب قاعده لاضرر تصرف نباید موجبات ضرر دیگران را فراهم نماید و این امر در اصل ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

1- پسری 25 ساله دارم که هنوز بعد از 7 سال تحصیل نتوانسته است مدرک کارشناسی خود را بگیرد. در تابستان 94 وقتی من با پسرم راجع به درس نخواندن او و خود درمانی اش بحث میکردم ابتدا پسرم به تحریک همسرم با من دست به گریبان شد و سپس همسرم وارد دعوا شده و با پلیس تماس گرفت و مدعی شد که من او را زده ام و فردای آن روز ضمن خودزنی و ایجاد کبودی در انگشت کوچک دست خود به پزشکی قانونی مراجعه نمود و تاییدیه آنها را گرفت و در دادسرا طرح دعوا نمود و دادگاه نیز پس از طی مراحلی من را محکوم نمود. اینجانب به حکم دادگاه اعتراض نموده ام ولی تا کنون نتیجه نهایی اعلام نشده است. 2- چون همسرم از همان زمان از تمکین خاص خودداری میکند من به دادگاه خانواده شکایت کردم ولی چون دادگاه از من شاهد طلب نمود و اینجانب نیز نمیتوانستم شاهدی معرفی کنم شکایت من رد شد. 3- در چند ماه قبل همسرم با مراجعه های مکرر به دادگاه خانواده مطالبه مهریه و اجرت المثل را نموده و اینجانب نیز پس از تعیین آنها توسط دادگاه مبالغ مربوطه را به دادگاه پرداخت نمودم 4- اینک همسرم ضمن ارسال دادخواستی جدید به دادگاه خانواده با استناد به حکم صادره در بند 1 و بدون آنکه هیچ مدرکی ارائه بدهد مدعی شده است که اینجانب دارای " بیماری روانی و اختلال شخصیتی پارانوئید " میباشم و اظهار نموده که ماندن نامبرده در منزل اینجانب متضمن خوف ضرر جانی برای اوست و درخواست صدور حکم مبنی بر تهیه مسکن جدا برای خود نموده است. تقاضا دارم ضمن راهنمایی اینجانب بفرمایید 1-چه راه حلهایی برای اینجانب متصور است 2- من میتوانم متقابلا چه اقداماتی بر علیه همسرم انجام بدهم؟ 3- آیا این درخواست میتواند دلیلی بر این باشد که همسرم میخواهد از تمکین خاص خودداری نماید؟ اگر چه همین الان نیز همسرم از تمکین عام و خاص خودداری میکند

2پاسخ

در رابطه با ادعای خانم، قضات با تحقیقات معمول و استفاده از نظر کارشناس رسمی دادگستری و ارجاع امر به ایشان نسبت به ادعای خانم تحقیق کرده و دادخواست وی بر اساس مواد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مدت 30 سال است که کل املاک موروثی و باغات در یک روستا توسط محمد (یکی از وراث) کشت و نگهداری می شود چون بقیه وراث اصلا در روستا زندگی نمی کردند. در سال 94 یکی از ورثه به نام اصغر درخواست تقسیم ترکه کرد و پس از ارجاع امر به کارشناس رسمی، دادگاه گزارش اصلاحی صادر کرد و گفت زمینهایی اندازه گیری شده توسط کارشناس رسمی به صورت توافقی بین طرفین تقسیم شود و تکلیف یک زمین اختلافی 500 متری با ارائه یک دادخواست جداگانه مشخص شود. حکم صادره به اجرای احکام ارسال شد ولی اصغر حاضر به تقسیم نشد و درخواست دستور موقت در خصوص کلیه زمینها داد که دادگاه دستور موقت را در قبال 10 میلیون تومان صادر کرد و محمد به دستور صادره اعتراض کرد و با واریز 20 میلیون تومان دستور موقت به نفع محمد لغو شد. در خصوص این زمین 500 متری که محمد یک گاوداری در بخشی از آن احداث کرده بود یک سند عادی به نام پدر وراث وجود داشت و همه ورثه در سال 84 شکایت اثبات مالکیت کرده بودند و دادگاه با تنفیض این سند عادی، مالکیت را تایید کرد. ( آیا شکایت همه ورثه در سال 84 حکایت از اذن بقیه ورثه برای ساخت گاوداری به محمد نمی باشد) اصغر با استناد به این حکم درخواست خلع ید این قطعه زمین را داد و محمد در دادگاه اعلام کرد که حاضر است قسم بخورد که با اذن تمامی ورثه گاوداری را احداث کرده و نیز آماده تقسیم این زمین و سایر زمینها است ولی دادگاه بدوی حکم خلع ید مشاعی داد. چه لایحه ای باید به دادگاه تجدید نظر داد تا اولا حکم دادگاه بدوی رد شود و ثانیا در صورتیکه نتوان حکم بدوی را باطل کرد از خلع ید و تعطیلی گاوداری جلوگیری به عمل آورد. ثالثا در صورت عدم رخداد هیچ یک از دو حالت قبل، اگر محمد از اجرای حکم خلع ید سر باز زند چه عواقبی خواهد داشت؟ ممنون

2پاسخ

از ظاهر قضیه این بر می اآید که پس از گزارش إصلاحی محکوم له با قرار منع فروش و وا گذاری ملک را از خرید و فروش متوقف مرده بود و به دلیل پرداخت خسارت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

پاسخ سوال اول :خیر نفقه به ایشان تعلق نمی گیرد به شرط اثبات عدم تمکین ایشان پاسخ سوال دوم ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

مطابق قانون علیت عمومی این شرایط معلول حوادثی در گذشته است و ناگهانی ایجاد نشده است .تامل نمایید چه کرده اید که منتج به این رفتارها شده است .شیوه رفتاری خود را تغییر دهید و با آزمون و آزمایش سیاست های رفتاری گوناگون سررشته زندگی را بدست آورده و با پشتکار و صبر قانون خود را در خانواده تثبیت نمایید .در صورت امکان از ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

با سلام و خسته نباشید خدمت شما بنده یک فرد کارگر در سایپا میباشم که در تاریخ 92/1/4 عقد نمودم که پس از گذشت 4 روز از زمان عقد تصادف کردم که مقصر حادثه خودم بودم و خانوم بنده که سرنشین خودرو بود از ناحیه کمر دچار آسیب دیدگی شد که پس از اعزام او به بیمارستان و گرفتن عکس و معاینه توسط پزشک گفته شد که فقط یکی از مهره ها ترک جزیی خورده که برای اطمینان به بیمارستان الزهرای اصفهان برده شد و پس از انجام سی تی اسکن گفته شد که با بستن کمربند مخصوص به مدت 2 الی 3 ماه مهره جوش خواهد خورد لذا بعد از مدتی احساس بهبودی کرد و با توجه به جلسات فیزیوتراپی که توسط پزشک برای او نوشته شد متاسفانه بعد از مدتی رفتن به فیزیوتراپی دوباره احساس درد کرد که ایشان را به اصفهان بردم و ام آر آی از او گرفته شد و با بردن عکس پیش 2 متخصص گفته شد که نیاز به عمل ندارد و با خوردن دارو و یک سری جلسات درمانی مشکل برطرف میشود اما متاسفانه ایشان از خوردن داروها و رفتن به جلسات درمانی امتناع کرد و گفت باید به تهران پیش متخصص برود و با توجه به اینکه اصرار کردم همراهش باشم گفت نیازی نیست با پدرم میروم لذا بعد از تماس تلفنی با ایشان گفت که باید یک سری عکسهای دیجیتال از ستون مهره ها گرفته شود تا نظر قطعی گفته شود که با بردن عکسها پیش متخصص به او گفته شده بود که باید عمل کنی لذا بعد از برگشت از تهران مجددا یک نوبت پیش یکی از بهترین متخخص های اصفهان گرفتم که پس از بردن ایشان و نشان دادن عکسها گفته شد فعلا نیاز به عمل ندارد و پس از گذشت 7 سال عمل کند اما همسرم گفت که متخصص تهران گفته باید سریع عمل کنی که گفته شد آنها فکر منافع خودشان هستن نه به فکر بیمار که برای ایشان دارو تجویز نمودن ولی متاسفانه دوباره ایشان از خوردن داروها امتناع کردن و اصرار بر عمل کردن و با توجه به اینکه یک سری اختلافات جزیی در مدت 7 ماه عقدی که بودیم داشتیم و قبل از عمل کردن به مدت 12 روز در خانه بودن و در این مدت با توجه به 2 بار مراجعه بنده به خانه اشان در را به روی بنده باز نکردن و بدون بنده و بیخبر از تاریخ عمل و کدام بیمارستان عمل کردن که متاسفانه چه قبل عمل چه بعد عمل با توجه به تماسهای گرفته شده چه از طرف من چه از طرف خانواده جوابمان را ندادن که پس از مراجعه شروع به شکایت از بنده نمودن که هم شکایت برای مهریه هم دیه هم نفقه نمودن که مهریه بریده شده برای ایشان هر 4 ما یک سکه و بحث دیه ایشان با توجه به اینکه خودرو بنده بیمه بوده سال 94 بیمه با ایشان تسویه حساب خواهد کرد که رقمی بالاتر از آنچه خرج کردن میدهد در مورد نفقه بگویم که هم به صورت کیفری شکایت شده هم حقوقی که برای بحث حقوقی باید کارشناسی شود اما در مورد کیفری با توجه به اینکه در دوران عقد بودیم و همسرم دوشیزه میباشدو دادیاری برای بنده کیفرخواست صادر کرده که با توجه به لایحه ای که در این مورد نوشتم که با توجه به وحدت رویه شماره 633 مورخه 78/2/14 در هیات عمومی دیوان عالی کشور مصوب 75/3/2 با ادعا شاکیه منطبق نیست و همچنین جواب اظهارنامه ای مبنی بر عدم تمکین به لحاط استفاده از حق حبس که زمینه پرونده شده متاسفانه رییس دادگاه نیز کیفرخواست دادیار را تایید کردند و برای بنده 6 ماه حبس تعزیری در نظر گرفتن لذا آیا بحث کیفری شامل حال بنده میشود با تشکر

2پاسخ

پاسخ داده شد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام،من اردیبهشت 91 به عقد کسی در امده ام که همه ی شرایط تحصیلی،شغلی و...مراپذیرفته بود.ولی دو الی سه ماه پس عقد زیر همه ی شرایط و قرار داد ها زدوماهم چون خانواده ها همدیگر را میشناختند به صورت رسمی این شرایط راثبت نکردیم.وی پس از گذشت مدتی پس از عقد مرا تحت فشار گذاشت که ادامه نحصیل و شغلم(دبیری)را رها کنم و رابطه ام را باخانواده ی خود قطع نمایم...وقتی با او حرف زدم گفت من منطق نمی فهمم و تو باید به حرف من گوش کنی.بعد از این ماجرا دیگر بامن ارتباط تلفنی هم نداشت.بعد از حدود 3-4ماه اضاریه تمکین به دستم رسید،که درنهایت با دفاع ازخودم وی محکوم شد...باز هم کاری نکرد وپیگیر نشد...سپس من اقدام به اجرا گذاشتن مهریه کردم که در همه ی دادگاه های تشکیل شده فقط باحضور من ،وی دوباره محکوم گردید...سپس با مشاوره شکایت ترک انفاق تنطیم کردم که در دادگاه جزایی به حبس محکوم گردید و الان با سند آزاد است...لازم به ذکر است که در این دادگاه هم حضور نداشته وبه پرداخت جریمه ی نقدی به دادگاه محکوم است. الان پس گذشت 2سال و 7-8ماه برگشته وواسطه فرستاد که مرا به زندگی برگرداند درصورتی که قبلا گفته بود به من علاقه ای ندارد ومن حس میکنم که به خاطر فشار های وارده این حرف را زده است یا قصد آزار و اذیتم را دارد...به نظر شما من چگونه میتوانم طلاقم را از ایشان بگیرم باتوجه به اینکه وضع مالی خوبی ندارند و ممکن است به قانون تسقیط پناه ببرند؟

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام،من اردیبهشت 91 به عقد کسی در امده ام که همه ی شرایط تحصیلی،شغلی و...مراپذیرفته بود.ولی دو الی سه ماه پس عقد زیر همه ی شرایط و قرار داد ها زدوماهم چون خانواده ها همدیگر را میشناختند به صورت رسمی این شرایط راثبت نکردیم.وی پس از گذشت مدتی پس از عقد مرا تحت فشار گذاشت که ادامه نحصیل و شغلم(دبیری)را رها کنم و رابطه ام را باخانواده ی خود قطع نمایم...وقتی با او حرف زدم گفت من منطق نمی فهمم و تو باید به حرف من گوش کنی.بعد از این ماجرا دیگر بامن ارتباط تلفنی هم نداشت.بعد از حدود 3-4ماه اضاریه تمکین به دستم رسید،که درنهایت با دفاع ازخودم وی محکوم شد...باز هم کاری نکرد وپیگیر نشد...سپس من اقدام به اجرا گذاشتن مهریه کردم که در همه ی دادگاه های تشکیل شده فقط باحضور من ،وی دوباره محکوم گردید...سپس با مشاوره شکایت ترک انفاق تنطیم کردم که در دادگاه جزایی به حبس محکوم گردید و الان با سند آزاد است...لازم به ذکر است که در این دادگاه هم حضور نداشته وبه پرداخت جریمه ی نقدی به دادگاه محکوم است. الان پس گذشت 2سال و 7-8ماه برگشته وواسطه فرستاد که مرا به زندگی برگرداند درصورتی که قبلا گفته بود به من علاقه ای ندارد ومن حس میکنم که به خاطر فشار های وارده این حرف را زده است یا قصد آزار و اذیتم را دارد...به نظر شما من چگونه میتوانم طلاقم را از ایشان بگیرم باتوجه به اینکه وضع مالی خوبی ندارند و ممکن است به قانون تسقیط پناه ببرند؟

2پاسخ

در مورد تقسیط مهریه راه گریزی نیست و اگر شما نتونید اموالی از ایشون معرفی کنید و ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

سلام استاد بزرگوار به خاطر خدا پاسخ سوالمو کامل جواب بدین خیلی برام اهمیت داره.اینجانب خانمی39 ساله هستم سال 76 ازدواج کردم وثمره این ازدواج ناموفقم دوفرزند میباشد در طول این مدت با مشکلات زیادی دستو پنجه نرم کردم وبه هر طریقی بوده زندگیم رو سرپا نگه داشتم فقط به خاطر بچه هام همسرم اصلا مسولیت پذیر نیست ووهیچ گونه احساسی نسبت به من ندارد والان هم نزدیک 7یا8 ساله که به صورت خواهر وبرادر باهم زندگی میکنیم من خیلی دارم رنج میکشم توروخدا به من پاسخ بدین چیکار کنم اصلا راه زندگی کردنمو گم کردم خیلی خسته شدم دیگر هیچ میل ورغبتی برای این زندگی ندارم فقط به خاطر بچه هام دارم تحمل میکنم تو رو خدا یه راهی پیش پای من بزارین خدا خیرتان بده یا حداقل راهنماییم کنید نمی دونم پیش کی شکایت کنم هیچ کسی رو هم ندارم راهنماییم کنه تو روخدا شمارو به جان اهل بیت قسم میدم منو از این سردر گمی دربیارین بخدا خیلی برام سخته همیشه دعاگویتان میشوم فقط راهنماییم کنید .

2پاسخ

حدود 7یا 8 سال است که بدون هرگونه رابطه زناشوی با همسرتان زندگی می کنید ودر واقع شرایط زندگی جدید را پذیرفته اید یعنی اگر برای شما قابل تحمل نبود باید قبل از این تکلیف زندگی خود را روشن می نمودید. شما باید ببینید که ...

مشاهده پاسخ کامل