جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09391371545 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام و ممنون از امکانی که فراهم نمودید..اینجانب در یک مجموعه آپارتمانی 10واحدی زندگی میکنم که با توجه به اینکه دارای دو خودرو هستم ، یکی از خودرو ها رو دریک قسمت پارکینگ که یک فضای آزاد بدون مزاحمت است و مالکیت مشاعی دارد پارک میکنم ، که برای اینکار طبق جلسه مجمع عمومی ، با تشکیل و رسمیت این جلسه در قبال پرداخت 50 درصد از شارژ ،مجوز استفاده گرفته ام .ولی چون در جلسه مجمع یکی از مالکین علی رغم دعوت حاضر نشده و البته این مالک ،فعلا دارای 4 واحد خالی از سکنه است تا کنون چندین بار از طریق کیفری تحت عناوین مزاحمت ملکی، ممانعت از حق، و تصرف شکایت نموده که خوشبختانه با رائه مستدات و انجام تحقیقات محلی منتهی به قرار منع تعقیب شده ، حال جدیدا مجددا از طریق محاکم حقوقی تحت عنوان خلع ید مشاعی ،شکایت نموده ، میخواستم راهنمائی بفرمائید با توجه به وجود مجوز قانونی مجمع بر اساس قانون تملک آپارتمانها که مجمع مجاز به اداره امور ساختمان و تنظیم قرار دادهاست ، و با توجه به مدارک موجود و منع تعقیب های کیفری،سرانجام این شکایت اخیر چه خواهد شد؟! ممنونم از راهنمائی شما

2پاسخ

ضمن عرض سلام مستفاد از قانون تملک آپارتمان ها و آیین نامه اجرایی و اصلاحات بعدی ساختمان های تفکیک شده مشمول قانون هستند .مجمع عمومی نخستین ویا عادی که تشکیل میگردد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

من ۵۵سالمه.مهر ماه ۹۳بعداز۳۵سال زندگی مشترک به دلیل اختلافات خیلی شدید و تحمل ۳۵سال زندگی پر از تنش منزل خودمو ترک کردم.در حال حاضر یک دختر بالغ مجرد و یک پسر بالغ مجرد و در منزل خودم با همسرم زندگی میکنم.ناگفته نماند که من با ۳۵سال سابقه بانکداری با سمت رییس حوزه درجه یک بانک صادرات بازنشسته هستم.و علاوه بر داشتن خانه ویلایی که همسرم توش زندگی میکنم چهار واحد اپارتمان دیگه دارم.از بدو خروج از منزل ماهانه نفقه پرداخت کردم.حتی مبلغی بیشتر از مبلغی که دادگاه در شهریور ۹۴برای من تعیین کرد.تا الان هم نفقه پرداخت نشده ندارم.در جریان طلاق تقریبا به مراحل اخر رسیدیم و اجرت المثل هم تعیین شده.توی یک سال گذشته به هر نحوی که بگید اپارتمان گذاشتم برای فروش که حق و حقوق خانمو پرداخت کنم اما بفروش نرفت.از انجاییکه از خانه ویلایی که خانم زندگی میکنه خاطرات خوشی ندارم تصمیم به فروش خونه ویلایی گرفتم و اتفاقا مشتری برای خرید هم فراوان به دلیل ویلایی بودنش.مشگله من اینه که این خانم اجازه ورود مشتری به داخل خونه نمیده و شروع میکنم به فحاشی.با وکیل خودم مشورت کردم و ایشون گفتن که چون مالک خونه هستم بصورت ثبتی و سندی میتونم با فراهم کردن یه خونه دیگه که متناسب باشه این خانمو از ویلایی بلند کنم و چون هنوز همسر من هستش و خرجش به عهده منه نمیتونم تابع نباشه و موظفه که هرجا من بگم بره زندگی کنه.خونه در حال حاضر مشتری داره و مشتاق خرید خونه.خانم پیغام داده با حکم قانونی بیا.ایا من با توجه به اینکه برای این خانم و فرزندانم یک خونه مناسب تهیه کنک این حقو دارم که خانمو با اختیار خودم بلند کنک و نقل مکان بدم؟ایا من که مالک خونه هستم با جکم از دادگاه داشته باشم؟ایا میتونم وقتی این خانم موقع نقل مکان فحاشی کرد به۱۱۰زنگ بزنم و شاکی بشم؟لطفا راهنمایبم کنید و اینکه تا اخر پقت امشب جوابمو بدید چون فردا صبح میخوام براش خونه اجاره کنم.ممنونداره

2پاسخ

احتراما در پاسخ به سوالات شما مطالب زیر قابل ذکر می باشد: 1-در مورد اینکه شما مالک هستید شکی نیست لذا می توانید با تهیه منزل جدید و ارسال اظهار نامه برای خانم جهت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مدت 30 سال است که کل املاک موروثی و باغات در یک روستا توسط محمد (یکی از وراث) کشت و نگهداری می شود چون بقیه وراث اصلا در روستا زندگی نمی کردند. در سال 94 یکی از ورثه به نام اصغر درخواست تقسیم ترکه کرد و پس از ارجاع امر به کارشناس رسمی، دادگاه گزارش اصلاحی صادر کرد و گفت زمینهایی اندازه گیری شده توسط کارشناس رسمی به صورت توافقی بین طرفین تقسیم شود و تکلیف یک زمین اختلافی 500 متری با ارائه یک دادخواست جداگانه مشخص شود. حکم صادره به اجرای احکام ارسال شد ولی اصغر حاضر به تقسیم نشد و درخواست دستور موقت در خصوص کلیه زمینها داد که دادگاه دستور موقت را در قبال 10 میلیون تومان صادر کرد و محمد به دستور صادره اعتراض کرد و با واریز 20 میلیون تومان دستور موقت به نفع محمد لغو شد. در خصوص این زمین 500 متری که محمد یک گاوداری در بخشی از آن احداث کرده بود یک سند عادی به نام پدر وراث وجود داشت و همه ورثه در سال 84 شکایت اثبات مالکیت کرده بودند و دادگاه با تنفیض این سند عادی، مالکیت را تایید کرد. ( آیا شکایت همه ورثه در سال 84 حکایت از اذن بقیه ورثه برای ساخت گاوداری به محمد نمی باشد) اصغر با استناد به این حکم درخواست خلع ید این قطعه زمین را داد و محمد در دادگاه اعلام کرد که حاضر است قسم بخورد که با اذن تمامی ورثه گاوداری را احداث کرده و نیز آماده تقسیم این زمین و سایر زمینها است ولی دادگاه بدوی حکم خلع ید مشاعی داد. چه لایحه ای باید به دادگاه تجدید نظر داد تا اولا حکم دادگاه بدوی رد شود و ثانیا در صورتیکه نتوان حکم بدوی را باطل کرد از خلع ید و تعطیلی گاوداری جلوگیری به عمل آورد. ثالثا در صورت عدم رخداد هیچ یک از دو حالت قبل، اگر محمد از اجرای حکم خلع ید سر باز زند چه عواقبی خواهد داشت؟ ممنون

2پاسخ

از ظاهر قضیه این بر می اآید که پس از گزارش إصلاحی محکوم له با قرار منع فروش و وا گذاری ملک را از خرید و فروش متوقف مرده بود و به دلیل پرداخت خسارت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با اهدا سلام و احترام. بنده ملکی را حریداری کرده ام. ابتدا مبایعه نامه دستی نوشتیم و یک سوم پول را پرداخت کردم. سپس مبایعه نامه اینترنتی ثبت شده و کد رهگیری و پرینت آن داده شد. قرارمان در مبایعه نامه این شد که مابقی پول در زمان تنظیم سند داده شود و تاریخ تحویل را هم یک ماه پس از تنظیم سند در مبایعه نامه مشخص کردیم و برای دیرکرد به ازای هر روز دویست هزار تومان در نظر گرفتیم. چند روز پیش فروشنده سند را به نام من منتقل کرد و پول آن را نیز دریافت کرد و کد رهگیری نیز از طرف ثبت داده شد. وقتی بنچاق را از ثبت گرفتم نوشته شده است که ملک در زمان تنظیم سند تخلیه بوده است. حالا سوال من این است با توجه به اینکه سند رسمی به نام من شده و پول آن را نیز کامل پرداخت کرده ام، آیا فروشنده می تواند در تاریخی که در مبایعه نامه آمده تخلیه نکند؟ اگر تخلیه نکرد من چه کاری می توانم انجام دهم تا ملک خود را تحویل بگیرم؟ خیلی نگرانم. ممنون میشم کمکم کنید. با سپاس فراوان

2پاسخ

با توجه به اینکه ملک به طور رسمی به شما منتقل گردیده و حسب ماده 22 قانون ثبت در حال حاضر شما قانوناً مالک ملک شناخته می شوید در صورت عدم تخلیه ملک ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده در یک زمینی که قبلا سینما بوده به عنوان یک نگهبان کار میکردم که بعد زلزله بنای سینما تخریب شد و بنده هنوزم در انجا زندگی میکنم الان 27 سال هست که این زمین 2000 متری دست من هست و بنده در ان زمین 40 تا درخت کاشته ام و خونه در ان زمین بنا نموده ام و مالک زمین 20 سال پیش از من شکایت کرد که حکم تخلیه بگیره ولی بعد 1 سال دادگاهی نتونست مارو بلند کنه از طمین و پرونده مختومه شد الان وراث وی امده اند ازما باز شکایت کرده اند و 1/5 هست که دادگاهی داریم هم به اداره کار شکایت کردیم هم به دادگاه ولی چون هیچ مدرکی نداریم رای به اونا دادن چون سند دارن ولی ما هیچ مدرکی از اینکه اینجا نگهبان بودیم نداریم که بتونیم حقوق خودمون رو از اداره کار بگیریم چون تا الان هیچ حقوقی به ما از طرف مالک پرداخت نشده دادگاه هم رای رو به ایشون دادن که بعد شکایت تجدید نظر پرونده ما به دیوان عالی کشور رفت وبعد 6 ماه باز رای به نفع ایشون صادر شد الان حکم تخلیه از زمین به مارو دادن و فرصت 10 روز حالا میخام بدونم میتونیم به حکم دیوان عالی باز تجدید نظر داد ؟؟؟ و اینکه چون ما درخت زمین کاشتیم نمیشه از مبنای زراعی شکایت کرد به جای مسکونی؟یا تجاری؟ چون ما در زمین درخت کاشتیم و محصول برداشت میکنیم وکیل ما هم تا الان به عنوان نگهبانی شکایت میکرد و به این عنوان هیچ رای به ما ندادن میخام بدونم اگه عنوان شکایت رو عوض کنیم میتوان بهجای رسید ؟؟؟ پیشاپش از اساتید که جواب میدن کمال سپاس رو دارم

2پاسخ

با سلام خدمت حضرتعالی از توضیحات شما چنین بنظر میرسد که وراث متوفی با تقدیم دادخواست مبنی بر خلع ید از زمین با احراز مالکیت چنین حکمی را از دادگاه اخذ نموده اند که این حکم صحیح میباشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام.اینجانب احمدخالقی یک قطعه زمین کشاورزی راسال81 ازمرحوم فاطمه خالقی بایک سندعادی که اثرانگشت وی وامضای شهودزیرش میباشد خریده ام.اماپس ازفوتش درسال89خواهرش وتنهاوارثش بااین ادعاکه مالک زمین مذکوراست ازمن شکایت کرده وخوهان خلع ید من اززمین شد.امادادگاه بامشاهده سندوارجاع امر به کارشناس خطی وتاییراثرانگشت مرحوم مالکیت من راتاییدکرد.دادگاه تجدیدنظراستان هم رای راتاییدکرداماخواهرمرحوم پس ازمحکوم شدن دردادگاه دراقدامی غیرقانونی وبااگاهی از رای دادگاه زمین من را باوکالتنامه ای به اداره اوقاف ماهان واگذارو ان راوقف نمود.اینجانب هم باارائه سندوارائ دادگاه به اداره اوقاف خواستار ابطال وقفنامه شدم.امااداره اوقاف طفره میرودومیگوید باید ببینیم طرف چه میکند.حال من بایدچکار کنم.بایدازاوقاف شکایت کنم یااز خانم خالقی.ایاقانون مجازات انتقال مال غیر اینجاکاربرددارد یانه..ازطرفی چون وی تنها وارث مرحوم است حاضربه انتقال پلاک زمین بنام من نیست.باتشکر

2پاسخ

به نام خدا - با توجه به ماده 57 قانون مدنی واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند لذا نظر به رای قطعی صادره بر احراز مالکیت شما و استحضار خواهر متوفی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام وخسته نباشید خدمت آقای دکتر خسروی پور در پاسخ به سوال با کد 6222439 که فرموده بودید چنانچه پدری برای اداره محل کار از فرزندش، به عنوان کارگر، یا منشی و یا هر عنوان دیگری کمک بگیرد ودر برابر دستمزد بدهد در این صورت انتقال ب غیر تلقی نخواهد شد لطف بفرمایید مستندات قانونی این موضوع چگونه است (کدام ماده کدام بند ) وبا توجه به اینکه برادرم شاگرد مغازه پدر و کمک کارش بوده و از او حقوق دریافت میکرده و تحت پوشش بیمه پدرم بوده اند ( سوابق آن در بیمه موجود است) چه مدارکی لازم است که برای ارائه به دادگاه برده شود؟ در ضمن وکیل مالک در دادگاه حقوقی شهرستان برعلیه ما اقامه دعوی کرده وخواستار" خلع ید " به لحاظ انتقال به غیر شده است ، دکه مورد نظر چوبی و دفتر کارگاه بوده است و سقفی جدا ندارد ودر گوشه راست مغازه واقع شده است درب آن داخل مغازه باز می شود بعد از فوت پدر در دیگری رو به خیابان به آن اضافه کرده ایم تعداد وراث هفت نفر و ابعاد مغازه 6متر در 18 متر است با تشکر ابراهیم زاده

2پاسخ

از فهوای مندرجات و سیاق عبارات بند 2 قانون موجر و مستاجر مصوب 1356 قانون گذار صراحتا مصادیق انتقال به غیر را تعیین نموده است .........مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت-نمایندگی-و غیرو عملا به غیر واگذار کند.در تفسیر این ماده ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام ، در طبقه همکف ساختمان ما تعداد 2 باب مغازه دارای اسناد 6 دانگ میباشند . مالکین یکی از این مغازه ها سازنده های ساختمان (2 نفر بصورت 3 دانگ 3دانگ) می باشند در صورتمجلس تفکیکی بین این مغازه و راه پله ساختمان دیوار بوده ضمنا در زیر زمین ساختمان سرویس بهداشتی مشاع وجود دارد که در صورتمجلس تفکیکی قید نشده ، ملک یاد شده با 10 واحد آپارتمان ساختمان فقط در انشعاب آب اشتراک دارد. و در داخل ساختمان فاقد پارکینگ و انباری و کنتور گاز و برق و ... می باشد. اما ایشان پس از پایان کار و صورتمجلس تفکیکی و قبل از فروش واحد ها اقدام به تخریب قسمتی از دیوار بین مغازه و راه پله نموده اند و برای استفاده از سرویس بهداشتی از این درب تردد می کردند . حدود یکسال قبل ایشان مغازه را اجاره داده و کلید درب فوق الذکر را به مستاجرین مغازه دادند تا از سرویس بهداشتی مشاع استفاده نمایند . همسایه ها چند روز قبل اقدام به احداث دیوار طبق صورتمجلس تفکیکی نمودند ایشان درگیر شدند کار به کلانتری کشید ، کلانتری بادیدن صورتمجلس تفکیکی اجازه داد ، دیوار احداث شد ولی ایشان سند مغازه را نشان دادند که در آن پس از مشخص کردن حدود جغرافیایی قید شده بود " با قدرالسهم از عرصه و سایرمشاعات و مشترکات طبق قانون تملک آپارتمانهاوآیین نامه اجرایی آن " . ایشان در کلانتری به استناد همین جمله در سند گفتند من طبق این سند حق استفاده از مشاعات را دارم وباید به من کلید درب اصلی ساختمان را بدهید و کلانتری قبول کرد و دستور داد ما هم کلید مربوطه را دادیم . اولا آیا ایشان حق استفاده از مشاعات و سرویس بهداشتی مشاع را دارند ؟ ثانیا با توجه به اینکه ایشان در داخل ساختمان فاقد آپارتمان وپارکینگ وانباری می باشند ( البته یک انباری بمساحت 10 متری مشاع در ساختمان وجود دارد که در صورتمجلس تفکیکی مختص تاسیسات قید شده ولی وسایل مشترک ساختمان داخل آن است ) ، آیا ایشان حق داشتن کلید ساختمان را دارند یا خیر ؟ ثالثا آیا طبق مواد 581(تصرفات هریک از شرکا در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد، فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود) و576 و 582(شریکی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن، تصرف در اموال شرکت کند، ضامن است) و475 (اجاره مال مشاع جایز است اما تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک) ، ایشان خلاف کرده یا خیر؟ رابعا آیا می توان طبق ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی (در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد، از تمام ملک خلع ید می شود) ایشان را خلع ید کرد وکلید را از ایشان گرفت

2پاسخ

با سلام خدمت حضرتعالی و با تشکر از اینکه سوالات بصورت شفاف و حقوقی مطرح گردیده جواب سوال اول : بلی ایشان نیز حق استفاده از مشاعات ساختمان را دارند زیرا صورتمجلس تفکیکی به معنی خروج سهم احدی از مالکین ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام : سئوال اینجانب در خصوص ملک مسکونی است که بین ورثه است که پدر اینجانب مقدار دو دانگ مشاع از این ملک که متراژ ان طبق سند دریافتی از اداره ثبت 383 متر مربع میباشد است و بنده از پدرم وکالت دارم تا در مورد تفکیک این ملک اقدام قانونی انجام دهم. ما طبق گفته شهرداری با کلیه ورثه که شامل دو تا از عموهایم میباشد و یکی از عموهایم که 3 دانگ از این ملک را دارد فوت نموده و طرف حساب ما ورثه ان میباشدو عموی دیگرم که یکدانگ از این ملک را دارد مشکل ما با ورثه عمویم میباشد که 3 دانگ از این ملک را دارد که به هیچ طریقی حاضر نمیشوند تقسیم نامه انجام شود و همکاری نمیکنند در ضمن الان نزدیک 4 سال است که قسمتی از ساختمان و حیاط ملک مذکور را کرایه داده اند و کسب درامد میکنند . ما یک بار به دادگاه شکایت کردیم در مورد خلع ید از ملک که ما رو به شورای حل اختلاف ارجاع دادند که بعد از سه بار احظاریه که برای انها فرستادند اعلام کردند پرونده مختومه است چون طرف های ما در جلسه حاضر نشدند . در هر صورت میخواستم که من را راهنمای کنید که چگونه طرح دعوا نمایم که هم خسارت این چند سال که اینها بدون اجازه این ملک را کرایه داده اند و هم قسمت خودمان که 2 دانگ این ملک است تفکیک نمائیم با تشکر فراوان

2پاسخ

با درود آن چه بنده از پرسش شما استنباط کردم این است که منزل مسکونی غیر قابل افرازی بین پدر و دو تن از عمو هایتان به صورت مشاع وجود دارد که یکی از عموهایتان که ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام خسته نباشید پدر بزرگم زمینی داشتن که در زمان حیاتشان با رضایت کاملا فرزندان با حضور همه ی آنها طبق یه وصیتنامه وتقسیم نامه حدود زمین هر کس را مشخص و در محضر ثبت نموداما پس از فوتشان پسرش باعث اختلاف شد وبا تنظیم یه نامه ترک دعوا در حضور شورای حل اختلاف مبنی بر اینکه خواهران سهم خود را از قبیل منقول و غیر منقول گرفته اند و در آینده ادعایی نخواهند داشت به زور با نارضایتی وراث از آنها امضا گرفت :بدون اینکه زمینشان را تحویل دهد همکنون که آنها حقشان را مطالبه کردن میگوید شما ترک دعوا داده اید هیچ حقی ندارید در دادگاه من با ارائه ی این ترک دعوا شما را محکوم خواهم کرد.اکنون سئوال من از جنابعالی این است آیا ادعای ایشان صححت دارد یا خیر ؟ما چگونه وبا طرح چه شکایتی در دادگاه اقدام کنیم؟آیا به حقمان میرسیم یا نه؟طی این چند سال مادرم فوت نمود دایی من ادعا دادشت طبق یه مبلغ چکی زمین را از مادرم خریداری نموده در صورتی که صححت ندارد و مادرم قبلا گفته بود که چیزی نفروخته ام وپولی دریافت نکردم و او دروغ میگوید و این موضوع را ما و خاله هایم میدانیم چگونه این قضیه را در دادگاه اثبات کنیم؟سئوال دیگر اینکه ما میتوانیم از حق اینکه متوفا میتواند در مورد ثلث مالش وصیت کند سهم خود را از این طریق مطالبه کنیم سهم ما 1500متر زمین از 14000 متر میباشد ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

2پاسخ

با سلام.در پاسخ به سوال شما اولا بنده متوجه نشدم منظور شما از ترک دعوا دقیقا چه هست در ثانی با توجه به سوال شما وداشتن سند مالکیت به نام مادرتان شما می توانید به استناد ماده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باعرض سلام وادب.جناب اقای خسروی وتشکرازراهنمایی جنابعالی پیرو سوال قبلی درمورد رای دادگاه تجدیدنظر که به استناد یک معاوضه نامه صوری رای دادگاه بدوی رانقض ومبایعه نامه بنده را ابطال نموده بنده درفرصت یکماه ازصدوررای تجدیدنظر استفاده ومدارک خودرابدلیل خلاف بین وشرع بودن رای به مدیر کل دادگستری اصفهان ومعاونت قوه قضاییه شخصا ارجاع داده ام ولی باگذشت 7 ماه هنوزاقدامی نشده لذابنده علیه شهود معاوضه نامه صوری که تجدیدنظر به استناد همین نوشته رای صادرنموده شکایت کیفری بعنوان شهادت کذب داده ام وچون درمعاوضه نامه فی مابین فروشنده بنده وماقبل یک چک بعنوان پرداخت بخشی ازمعوض رد وبدل شده وشماره چک نیز درنوشته درج گردیده بازپرسی تاریخ تحویل چک مذکور راازبانک مربوطه استعلام وطبق استعلام بانک 3 ماه بعداز تاریخ تنظیم معاوضه نامه مشتری چک درج شده درمعاوضه نامه رادریافت نموده ( تارخ تنظیم نوشته 10/8/87 ) ( تاریخ تحویل دسته چک 13/11/87 انهم اخرین برگ دسته چک) وبازپرسی کیفری کل پرونده راجهت رویت ازدادگاه حقوقی تقاضانموده ایابنده میتوانم به استناد همین استعلام بانک که حکایت ازغیرواقعی بودن معاوضه نامه میباشد ورای تجدیدنظرمستند به همین نوشته میباشد دادخواست اعاده دادرسی نمایم سوال دیگر ایافروشنده ماقبل میتواند به استناد رای قطعی تجدیدنظر که مبایعه نامه بنده رافسخ اعلام داشته علیه بنده دادخواست خلع یدمنزل راازبنده بخواهد ( ایشان هیچگونه مالکیت رسمی نسبت به منزل که درتصرف بنده میباشد ندارد ) واحدی ازوراث صاحب سند ملک مزبور تعهد محضری دررابطه باانتقال سند فقط به بنده داده وایشان هیچ مدرکی غیر ازرای فوق ندارد حتی اصل قولنامه خریدایشان که ظهرانرا به فروشنده بنده واگذار نموده وپایه خرید بنده میباشد نزداینجانب است باکمال تشکر

2پاسخ

همانگونه که توضیح داده شد اگر دلیلی که ارائه می دهید قبلا ارائه نداده اید و یا قبلا ارائه داده اید اما از نظر قضات رسیدگی کننده دور مانده باشد ادعای شما مطابق دکترین حقوقی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام بنده در آپارتمانی ساکن هستم که همسایه طبقه پایین در ساعات پایانی شب با زدن ضربات متعدد به دیوار موجبات سلب آسایش و آرامش ما را فراهم آورده است و اعلام می کند که این اعمالش بخاطر سر و صدای ایجاد شده توسط ماست. از آنجا که بنده حدود 6 ماه است در این واحد ساکن شده ام و طبق اظهارات همسایگان این خانم که به تنهایی در واحدش سکونت دارد و چند وقت پیش همسرش را از دست داده است، با مستاجران قبلی واحدی که بنده در آن ساکن هستم نیز همین برخورد را داشته و جالب است که تهدید به آوردن پلیس و شکایت نموده است و این در حالی است که هیچ سر و صدایی که ایجاد مزاحمت برای ایشان نماید ایجاد نشده است. لطفا بنده را راهنمایی فرنایید که به چه صورت از مراجع قانونی اقدام نمایم با تشکر

2پاسخ

ماده 690 قانون مجازات اسلامی می گوید: "ماده 690 - هرکس به وسیله صحنه سازی از قبیل پی کنی ، دیوارکشی ، تغییر حدفاصل ، امحای مرز ، کرت بندی ، نهرکشی ، حفرچاه ، غرس اشجار و زراعت وامثال آن به تهیه آثار تصرف در اراضی مزروعی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام واحترام مشکل قانونی دارم که هفت سال پیش پدرم فوت شده وتنها ارثیه ایشان یک منزل مسکونی دو طبقه همراه با زیر زمین می باشد ومنزل به اسم پدرم بوده و وراث او سه پسر ویک همسر بود که به تازگی فوت شده است . اینجانب پسر سومی هستم وبرادر بزرگترم که در همان منزل سکونت دارد وسهم برادر دیگرم را قولنامه ای خریداری کرده وسهمش چهاردانگ شده ویکی از طبقات را به دو واحد تقسیم کرده وبه فرزندانش داده وآنها نیز در همان منزل سکونت دارند ومتاسفانه حق پدری مرا نمی دهد ومی گوید ندارم .مجبور شدم به قانون مراجعه نمایم واقدام کردم اول از طریق ثبتی عدم افراز ملک را گرفتم ولی متاسفانه سالها قبل در یکی از حدود ملک یک در ورودی بدون مجوز بازکرده اند که در سند قید نشده است وهمین اصلاحیه جلوی فروش ملک را گرفته ودر یکی از دادخواست فروش داده بودم بخاطر اصلاحیه متوقف شده است ووراث هیچگونه همکاری نمی کنند تا این اصلاحیه رفع شود .ودر نهایت تصمیم گرفته ام دادخواست خلع ید طبق ماده 43 قانون اجرای احکام آئین دادرسی بدهم فقط نگران این هستم که آیا اصلاح حدود مانع خلع ید می شود یا نه؟ آیا شما روش دیگری بنظرتان می رسد که من بعد از هفت سال به حق وحقوقم برسم.

2پاسخ

با احترام:اقداماتی که شما می توانید انجام دهید: 1-دادخواستی بطرفیت متصّرفین تنظیم کنید و مطالبه اجرت المثل دو دانگ از ششدانگ را باجلب نظر کارشناس رسمی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام سالها قبل پدربنده زمین کشاورزی متعلق به خود را نزدیک شهر مان ، با شخصی در قبل تحویل قطعه زمین متعلق به نامبرده در حضور تنی چند از معتمدان و شهود برابر نوشته و قولنامه ای معمولی معاوضه نموده بود ند لاکن بنا به اعتماد به کلام و اقرار جاری شده ، هیچ یک از طرفین نسبت به حضور در دفتر خانه رسمی جهت پیگیری مراحل قانونی اقدام نکرده بودند که متاسفانه در حال حاضر مشکلات عدیده ای را برای خانواده ی ما ایجاد کرده است بدین صورت که جهت پیگیری حقوقی بعضی از ادعاها و خواستهای سایر مالکان مجاور در مورد زمین کشاورزی تحت تصرف خویش ناشی از آن معاوضه صورت گرفته شده ، عملا به دلیل نداشتن سند مالکیت متقن حتی اصل و کپی قولنامه تهیه شده در آن زمان ، نمی توانیم در مقام یک مالک واقعی از حق تملک شرعی و واقعی خویش در مراجع رسمی مانند دادگاه استفاده کنیم چرا طبق اسناد موجود در اداره ثبت اسناد شهر محل زندگیمان مالک قانونی زمین تحت تصرف و کشت ما شخص طرف معامله پدرم است که متاسفانه در قید حیات نیستند و وراث وی نیز به دلیل اختلافات مالی بین خود، حاضر به انتقال سند به نام پدر اینجانب نیستند .لذا خواهشمند است راهنمایی بفرمایند با توجه به این که سند مالکیت زمین به ارث مانده از آن مرحوم به نام پدرم ثبت شده است آیا ما می توانیم جهت حل مشکل بدون داشتن قصد مالکیت واقعی بر زمین آنان، باارائه دادخواستی مبنی بر مالکیت آن زمین و تقاضای خلع ید آنها را مجبور به اجرای تعهد صورت گرفته بین پدرانمان کنیم که لازمه آن انتقال رسمی اسناد به نام طرفین است. و اصولا به صورت ریز و دقیق ،قانون چه راهی را در این باره پیش ما می گذارد .با ضروری دانستن ذکر این نکته که علیرغم ارزش 600میلون تومانی آن زمین که در اثر معاوضه و تعهد از مالکیت پدرم به خواست و رضایت نامبرده در سالهل قبل خارج شده ما تنها خواهان اجرای آن تعهد هستیم هر چند به ظاهر از دید دنیوی به ضرر ما باشد ممنون از لطف و محبت یاسر همرا

2پاسخ

با عرض سلام و خسته نباشید در خصوص سوال شما باید عرض شود شما می توانید با تنظیم دادخواستی مبنی ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام و ارادت به سرور گرامی اینجانب با یک نفر قرارداد مشارکت عادی با پیمانکار بستم بدلیل عدم اخذ پروانه و گذشت مهالت 13 ماهه پس از دادخواست فسخ قرارداد،رای فسخ صادر و در شعبه 12 تجدید نظر تایید گردید.برای بدست آوردن زمین خود از دست پیمانکار دادخواست خلع ید دادم که پس از مطرح در شورای حل اختلاف رای خلع ید صادر و با اعتراض خوانده در شعبه 13 حقوقی بدلیل عدم احراض مالکیت اینجانب قرار عدم استماع دعوی را صادر نمود و را قطعی گردیدلازم به توضیح است که اززمین از زمین های واگذاری استانداری بوده و از اعضای آن با قولنامه و وکالت بلاعذل خریداری نمودم حال سوالی از محضر شما دارم 1. ایا برای رای عدم استماع دعوی تجدید نظر می توان اعتراض نمود یا نه؟ برای رهایی از این بن بست و خارج نمودن زمین خود از تسلط پیمانکار چه راهکاری را ارائه می نمایید .در نظر گرفته شود که زمین دارای قولنامه و وکالت بلاعذل دارد وو زمین های واگذاری می باشد. بعض ها پیشنهاد انتزاع ید و یا تسلیط ید و یا رفع تصرف حقوقی و ..... را ارائه دادند بهتربن راه را کدام می دانید لطفا مرا راهنمایی نمایید. با احترام هاشمی

2پاسخ

برای خلع ید این بار دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل