جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09132198072 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام و وقت شما وکیل محترم بخیر احتراما" باستحضار میرسانم بعد از صدور رای در شعبه حقوقی اصفهان به نفع اینجانب مبنی بر استرداد یک دستگاه لودر، خوانده با ارائه یک مبایعه نامه عادی، اقدام شکایت های متعدد حقوقی و کیفری بر علیه اینجانب از جمله ابطال سند و جعل و کلاهبرداری ، نزدیک به 2 سال اینجانب را صرف هزینه های سنگین دادرسی و کارشناسی و مشاوره مواجهه نموده خصوصا" اینکه در پرونده کیفری به دلیل محل تنظیم سنددر شهر تبریز بارها به تبریز رفت و آمد داشتم تا اینکه در مراحل دادسرا پرونده با قرار موقوفی تعقیب و منع تعقیب ، صادر و قطعیت یافته و همچنین دادگاه حقوقی نیز دعوی ابطال سند ایشان را رد کرده و دادگاه تجدید نظر نیز به نفع اینجانب رای استرداد را تائید نموده و با اقدامات انجام شده اکنون نظر کارشناس به جهت مبایعه نامه ارائه شده و مستمسک قرار گرفته بر جعلی بودن آن است ،،،،،؟!!!!!!!!!!!! خلاصه کلام اینکه اینجانب با ارائه یک مبایعه جعلی بیش از دوسال رفت و امد ونگرانی و عدم نتیجه شاکی در هیچ یک از پرونده ها چگونه و از چه طریقی میتوان خسارات وارده را از ایشان و وکیل ایشان مطالبه کنم؟

2پاسخ

با سلام مطالبه خسارت بموجب مواد 1-2-3قانون مسئولیت مدنی و ماده 331قانون مدنی از باب تسبیب امکان دارد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

به نام خدا شرح مختصر پرونده: 1. اینجانب یکدستگاه آپارتمان مورخ 10/11/13911 به یک خانمی فروخته ام و مقرر گردید در تاریخ 17/12/1391 مورد معامله در قبال پرداخت ثمن معامله تحویل خریدار گردد و تاریخ دفترخانه برای انتقال سند مورخ 20/3/1392 تعیین شد0 2. در مورخ 17/12/1391 خریدار پرداخت وجه چک زمان تحویل را نداشته و نهایتا با هفت روز تاخیر مورد معامله تحویل مستاجر خریدار ایشان شد و همچنین صورتجلسه ای به شرح زیر تنظیم شد "در تاریخ 24/12/1391 طرفین معامله حضور بهم رساندند و مورد معامله با 7 روز تاخیر از طرف خریدار، آپارتمان از طرف فروشنده به خریدار تحویل کامل شد و رضایت در تحویل ملک از طرف خریدار انجام پذیرفت. خریدار به فروشنده تعهد داد چنانچه در زمان تنظیم سند روز 20/3/1392 از طرف فروشنده تا 15 روز تاخیر نسبت به موضوع با هماهنگی و مکتوب نمودن آن تاخیر انجام پذیرد" 3. در تاریخ 20/3/1392طرفین در دفترخانه حاضر نشدند. خریدار در تاریخ 4/4/1392 بدون هماهنگی با اینجانب ومکتوب نمودن تاریخ جدید محضر، به دفتر خانه مراجعه و با تماس تلفنی سردفتر، همکار اینجانب که وکالت کاری رسمی از طرف بنده دارد جهت پیگیری به دفترخانه مراجعه و اعلام می داردحضور خریدار در این تاریخ (4/4/1392 ) بدون هماهنگی با فروشنده بوده و مراتب پیگیری جدی و مستمر اینجانب ، جهت آماده سازی مدارک برای انتقال سند، که تا آن تاریخ منجر به صدور پایان کار و صورتمجلس تفکیکی شده است و تحویل مورد معامله گوشزد می نماید. وسردفتر ، اعلام می دارد فقط پاسخ استعلام از ثبت هنوز نرسیده است که البته به دلیل همزمانی تغییرات ساختاری در ثبت و ارسال اینترنتی استعلام ها تاخیری در آن ایجاد شده بود که طبیعتا خارج از اراده و حیطه کاری اینجانب بوده است. نهایتا سردفتر محترم با درخواست و اصرار خانم شاه کرمی مراتب حضور طرفین را گواهی می نماید. 4. در تاریخ 14/6/92 طرفین در دفترخانه حضور و پس از اعلام سردفتر مبنی بر کامل بودن مدارک خریدار بجای پرداخت الباقی ثمن معامله یعنی هفتادونه میلیون تومان ، متاسفانه فقط قطعه چکی به مبلغ چهل و سه میلیون تومان جهت تسویه حساب تحویل دفترخانه دادند (خریدار گفته خودم جریمه را اعمال کردم ) که انتقال سند صورت نگرفت 5. در مورخ 23/6/1392 اینجانب با ارسال اظهارنامه به خریدار، برای انتقال سند ارسال کردم که خریدار حاضر نشد 6. خریدار متاسفانه از آنجا که ظاهرا منفعت مادی خود را در به تاخیر انداختن هرچه بیشتر تسویه حساب و منتفع شدن از بهره مادی "الباقی ثمن معامله" می دانست. اقدام به تقدیم دادخواست به محکومیت بنده به پرداخت خسارت تاخیر در انتقال سند ملک از 4/4/1392 از قرار روزانه پنج میلیون ریال نموده است و اینجانب نیز از سر ناچاری و متقابلا دادخواست تقابل مبنی بر محکومیت خریدار به پرداخت مابقی ثمن و پرداخت خسارت تاخیر مشابه از مورخ 14/6/1392(حضور طرفین در دفتر اسناد) را بابت قصور خریدار درتسویه حساب الباقی ثمن و مانع شدن برای انتقال سند داده ام. 7. دادگاه بدوی در تاریخ 29/2/1394 ، با صدور دادنامه اینجانب را علاوه بر محکومیت به تنظیم سند رسمی انتقال، متاسفانه محکوم به پرداخت مبلغ نجومی 3،375،000،000 ریال (سه میلیاردوسیصدو هفتادوپنج میلیون ریال) بابت خسارت تاخیر در انجام تعهد از "4/4/92 لغایت زمان صدور حکم 23/4/92"!! نموده(و با ذکر اینکه الباقی ثمن قراردادهفتادونه میلیون تومان بوده خریدار را محکوم به پرداخت 100،000،000 ریال (مانده ثمن؟!)درحق اینجانب نموده است. لطفا راهنمایی بفرمائید

2پاسخ

باسلام شما میبایست نسبت به بررسی قرارداد اولیه و توافقنامه های آتی اقدام نمایید. در صورتیکه در آنها مواردی در زمینه خسارت عدم انتقال پیش بینی شده است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام من دو سال پیش طبق دادنامه ای که قسمتی از آن را در پایان مینویسم، از همسرم جدا شدم و یک ماه پیش مجددا ازدواج کردم. همسر سابقم با استناد به این ماده حقوقی که "شوهر کردن مادر باعث سقوط حضانت از مادر می شود" دادخواست سرپرستی دختر 5 ساله ام را داده در صورتیکه ما زمان طلاق طبق دادنامه توافق کردیم که سرپرستی دایم دخترمان با من باشد. حتی در وکالتنامه ی طلاق که من داشتم، قبول یا رد سرپرستی فرزند به اختیار من گذاشته شده بود. در سایت "امور حقوقی مجلس" هم خواندم که وقتی در زمان طلاق طبق توافق و موافقت زوج، سرپرستی به مادر داده شود، با ازدواج مادر ، سرپرستی فرزند تغییر نمیکند. سوال من اینه که با تفاسیر بالا آیا همسر سابقم میتونه دخترم رو بگیره؟ و اگه با توجه به توافق انجام شده در زمان طلاق ، پدر نمیتونه فقط به دلیل شوهر کردن مادر ، بچه رو بگیره، با استناد به چه بند قانونی هستش؟ متاسفانه وکلای شهر ما برداشتشون از ماده قانونی سقوط حضانت اینه که در هر صورت با ازدواج مادر ،پدر میتونه سرپرستی رو از مادر بگیره. واسه همین به دنبال بند قانونی میگردم. قسمتی از دادنامه: راجع به مهریه مقرر گردید از تعداد 474 سکه تمام بهار آزادی، تعداد نود سکه با پیش پرداخت ده سکه سکه تمام بهار و ماهیانه نیم سکه در ابتدای هر ماه از طرف زوج به زوجه پرداخت شود. در خصوص سرپرستی دایمی فرزند دختر با توجه به وکالتنامه مزبور و موافقت زوج به زوجه داده شد. نفقه آینده فرزند به میزان 2900000 ریال به صورت ماهیانه تعیین گردید و .....

2پاسخ

باتوجه به سوال مطروحه ,خاطرنشان می سازد ,طبق ماده 1170قانون مدنی اگر مادر در مدتی که حضانت با اوست شوهر کند ,حق حضانت با پدر است لیکن با توجه به حکومت ماده 45قانون جدید حمایت خانواده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام ( متن طلاق بنده بشرح ذیل است ) درخصوص دعوی خانم بطرفیت زوج دایر به صدور حکم گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق بدلیل مصرف مواد مخدر و سوء رفتار و نپرداختن نفقه و خسارات دادرسی که در مورد علت اخیر با توجه به دادخواست تقدیمی و ملاحظه سند ازدواج با احراز رابطه زوجیت دایم و اینکه خوانده علیرغم ابلاغ قانونی وقت رسیدگی ضمن عدم حضور لایحه ای ارسال ننموده و با ملاحضه مصدق دادنامه مبنی بر پرداخت نفقه معوقه یکسال و صدور اجرائئیه و پاسخ شورا مبنی بر پرداخت نشدن نفقه و اینکه مساعی دادگاه جهت اصلاح ذات البین موثر نبوده و داوران توفیقی بدست نیاوردند ضمن پذیرش خواسته مستندا به مواد 26و29و32و34 قانون ح خانواده و مواد 1119و1129و1130و1143 و بند 3ماده 1145 و مواد 198و519و520 ق آ د م و ملاحظه بند یک از شروط ضمن عقد و بند ب از آن شروط ازدواج حکم گواهی عدم سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر و اعلام میگردد با توجه به اینکه زوجه از مهریه ما فی القباله بمیزان 404 سکه را بخشیده و حضانت فرزند 4 ساله را داراست و طبق اقرار زوجه حامله نبوده و به پزشک معتمد معرفی خواهد شد و نسبت به الباقی مهریه اقدام نموده ضمن صدور حکم محکومیت خوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله جهت طلاق به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه نسبت به ثبت طلاق خلع اقدام نماید اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رای قطعی سه ماه و در صورت امتناع زوج از اجرای آن زوجه بر اساس وکالت از زوج یا اعمال آن ضمن قبول بذل از سوی زوج میتواند نسبت به ثبت آن اقدام نماید این رای غیابی است ...) نظرتان در مورد رای بنده چیست ؟ بنده خواهان پرونده طلاق هستم (زوجه)

2پاسخ

حکم خوب و محکمی است ولی سوالتون خیلی کلی است لطفا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام ( متن طلاق بنده بشرح ذیل است ) درخصوص دعوی خانم بطرفیت زوج دایر به صدور حکم گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق بدلیل مصرف مواد مخدر و سوء رفتار و نپرداختن نفقه و خسارات دادرسی که در مورد علت اخیر با توجه به دادخواست تقدیمی و ملاحظه سند ازدواج با احراز رابطه زوجیت دایم و اینکه خوانده علیرغم ابلاغ قانونی وقت رسیدگی ضمن عدم حضور لایحه ای ارسال ننموده و با ملاحضه مصدق دادنامه مبنی بر پرداخت نفقه معوقه یکسال و صدور اجرائئیه و پاسخ شورا مبنی بر پرداخت نشدن نفقه و اینکه مساعی دادگاه جهت اصلاح ذات البین موثر نبوده و داوران توفیقی بدست نیاوردند ضمن پذیرش خواسته مستندا به مواد 26و29و32و34 قانون ح خانواده و مواد 1119و1129و1130و1143 و بند 3ماده 1145 و مواد 198و519و520 ق آ د م و ملاحظه بند یک از شروط ضمن عقد و بند ب از آن شروط ازدواج حکم گواهی عدم سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر و اعلام میگردد با توجه به اینکه زوجه از مهریه ما فی القباله بمیزان 404 سکه را بخشیده و حضانت فرزند 4 ساله را داراست و طبق اقرار زوجه حامله نبوده و به پزشک معتمد معرفی خواهد شد و نسبت به الباقی مهریه اقدام نموده ضمن صدور حکم محکومیت خوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله جهت طلاق به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه نسبت به ثبت طلاق خلع اقدام نماید اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رای قطعی سه ماه و در صورت امتناع زوج از اجرای آن زوجه بر اساس وکالت از زوج یا اعمال آن ضمن قبول بذل از سوی زوج میتواند نسبت به ثبت آن اقدام نماید این رای غیابی است ...) نظرتان در مورد رای بنده چیست ؟

2پاسخ

متاسفانه در سوال خود ذکر ننمودید که شما خواهان هستید یا خوانده و منظورتان از نظرتان در مورد رای بنده چیست چه میباشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراما بنده یک سوال در مورد ماده ١٠5(مرور زمان) دارا میباشم. بنده در سال ١٣٨٣در زمان درخواست گذرنامه ام در ایران از یک کارت پایان خدمت جعلى استفاده کردم که منجر به صدور گذرنامه نیز گردید و بنده نیز از راحت از کشور به سوئد مهاجرت نمودم و پس از 5 سال بعد ،در تاریخ ٨٨/١٢/٠6 براى تمدید گذرامه ام در سفارت ایران در سوئد تقاضاى تمدید گذرنامه دادم که به همان شکل اول از کارت پایان خدمت جعلى استفاده نمودم و پس از آن گذرنامه صادر و من مرتبا هر سال به ایران سفر مینمودم. ولی در سفر آخرم در ایران در تاریخ تیرماه سال ١٣٩٢، اداره گذرنامه متوجه جعلی بودم کارت پایان خدمت بنده شد و من را جلب و پس از آن به یگان دوم اداره آگاهى و پس از آن به دادسرای ناحیه دوم و بنده با قید کفالت و قرار به مبلغ ١٠ ملیون تومان آزاد شدم از آنجا که بنده دیگر گذرنامه نداشتم و زندگى بنده در سوئد میباشد بصورت غیر قانونى از کشور خارج شدم. و پس از آن براى من یک احضار نامه از دادگاه جهت پرونده فوق الذکر فرستاده شد و چون من ایران نبودم نتوانستم در دادگاه شرکت نمایم. (متهم به استفاده از سند جعلى جهت صدور گذرنامه)که تاریخ دادرسی در تاریخ ١٣٩٢/٠٧/٠٧ میبود ولى بعد از آن تاریخ نه دیگر براى بنده و نیز نه براى کسی که کفالت بنده را قبول کرده هیچ احضارنامه اى و یا حکم دادگاهى نیامده است. حال سوال من این است که آیا ماده ١٠5 یا ماده قانونى(توبه) دیگر که خود جنابعالی میدانید شامل تخفیف یا بخشش از جرم بنده را میشود یا نه؟ لازم به ذکر است بنده پس از خروج غیر قانونى از ایران به سفارت ایران در سوئد مراجعه کردم و جریمه هاى مربوطه جهت خروج غیر قانونى از ایران را انجام دادم و طبق قانون جدید نظام وظیفه که از مرداد ماه ١٣٩٢ ابلاغ شده بود مشمولینى که ٣ سال در خارج از کشور باشند نیازى به کارت پایان خدمت نداشته و میتوانند به کشور وارد شوند. و پس از آن براى من در سفارت سوئد گذرنامه صادر شد. ولى حال ترس من از این است که اگر به ایران وارد شوم آن پرونده جعل به کجا میرسد و قاضى نکند به بنده حکم زندان تا ٢سال رابدهد. (حداکثر زندان تعریزى درجه ٧) و ایا زندان قابل خرید است در چنین شرایطى؟

2پاسخ

پیشنهاد اینجانب به جنابعالی این است که با مراجعه به سفارت به یک وکیل دادگستری و یا یکی از اعضای خانواده خود جهت اعطای وکالت به یک وکیل دادگستری وکالت دهید تا ایشان ضمن مراجعه به پرونده ی مطروحه در دادگاه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید خریدار ملک کلنگی ۲۹۰ متری با ۷۰ متر اصلاحی توافق شده در مبایعه نامه بعد پاس شدن ۳ فقره چک بانکی جمعا به مبلغ ۹۵۰ ملیون تومان پرداخت شد در حین معامله متوجه شدم با مدرک سازمان آب ۳۵ متر دیگر عقب نشینی دارد مانده زمین ۱۸۵ متر اعتراض نموده وفروشنده به دروغ گفت من رویتی فروخته ام شکایت کردم دادگاه رای اول بدوی را به نفع بنده خریدار صادر شد وفروشنده محکوم به پرداخت ۲۰۰ ملیون تومان شد طبق ماده ۳۸۴ و۵۱۵ و۵۱۹و۳۰۵ فروشنده اعتراض کرده و پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شد بعد از ۲ سال رای نقص و رد شد به ضرر بنده طبق ماده ۳۵۵ در حال حاضر ۳ طبقه ۱۵۰ متری ۳ خواب با یک پارکینگ در تصرف فروشنده میباشد در مبایعه نامه طبق توافق قسمتی از ثمن معامله رهن ۳ واحد ۱۵۰ متری بوده و انتقال سند در محضر سوال۱-کسری متراز طبق ماده ۳۵۵ وکسری متراز ۳۵ متر و خیار عیب قابلیت پیگیری مجدد در دادگاه را دارد؟ قیمت روز ۳۵ متر ۴۰۰ ملیون تومان میباشد سوال ۲- از زمان شروع شکایت دادگاه بدوی تا رای قطعی تجدید نظر ۲ سال طول کشیده برای طرفین خریدار و فروشنده ضرر زیان توافق شده در مبایعه نامه ماهی ‍۱۵ ملیون تومان به مدت ۲ سال قابل گرفتن میباشد ؟ یا نه؟برای خریدار یا فروشنده؟ فروشنده در تاریخ قید شده در مبایعه نامه با کلیه مدارک در محضر جهت انتقال سند حاضر شد خریدار با الباقی ثمن معامله طی یک فقره چک بانکی با پلاک ثبتی قید شده در مبایعه نامه حاضر شد ولی به علت خیار عیب کسری متراز حاضر به سند زدن نشدم راهنمایی بفرمایید که اینجانب خریدار چه راه حلی دارد راه دادگاه الزام به تنظیم سند رسمی ۲-تحویل مبیع یا ملک۳-اجرت المثل یا کرایه ۳ واحد ۱۵۰ متری یا ضرر زیان توافق شده ماهی ۱۵ ملیون به مدت ۲ سال جمعا ۳۶۰ ملیون تومان

2پاسخ

با توجه به متن سوال جنابعالی کخه مواردمهمی را به شرح ذیل در خصوص معامله انجام شده ذکر نکرده اید که ذکر این موارد در خصوص نحوه پاسخ به سوال شما می توانست کارگشا باشد و پاسخی کامل تر داده شود ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من خلبان یکی از ارگانهای دولتی هستم و کارمند رسمی می باشم بنده در شهریور سال91 ازدواج نموده و همسرم کارمند صدا و سیما است یک ماه مانده به مراسم عروسی به دلیل دخالتهای پدر و مادرش که به وی میگفتند باید در احمدآباد مشهد خانه بگیرید جایی که باید حداقل 2ملیون اجاره داده شود و با توجه به اینکه به بنده منزل مسکونی از طرف سازمان واگذار می گردید طوری شد که شهریور امسال بدون هیچ مشکلی متوجه شدم که به همراه پدرش به دادگاه مراجعه نموده و تقاضای سکه و نفقه کرده است یک ماه مانده به تالار جهت عروسی سپس متوجه شدم آنها وکیل گرفته اند بنده نیز اقدام به گرفتن وکیل نموده و چون عروسی نکرده بودیم تعداد300سکه او به 150 سکه تقلیل یافت و دادگاه پس از بررسی ها به دلیل اینکه هیچ اموالی از قبیل خانه و ماشین و پول در حسابهایم نداشتم و تازه فارغ التحصیل شده ام بنده را به پرداخت هر 6ماه یک سکه و نفقه ماهی250 هزار محکوم نمودند لازم به ذکر است که قبل از شروع رسیدگی به پرونده و یک ماه قبل از تاریخ دادگاه سکه و نفقه به محل کار بنده نامه ای آمد که معادل یک چهارم از حقوقم را مسدود نمایند قبل از شروع دادگاه وکیل من به مجتمع قضایی مشهد مراجعه نموده بود که نامه رفع توقیف حقوقم را بگیرند اما به وی اعلام کرده بودند اول باید حقوقش مسدود گردد و پول به حساب دادگستری واریز گردد تا ما نامه رفع توقیف حقوق وی را بدهیم حال سوال بنده این است 1ماه بعد پس از رسیدگی به پرونده و صادر شدن حکم هر 6ماه یک سکه بنده با رای موقت به مجتمع قضایی مشهد رفتم و با یک قاضی و مسول اجرای احکام صحبت کردم وآنها اعلام کردند وقتی که اعتراضات زده شد و حکم دادگاه و رای مربوطه قطعی شد ما نامه رفع توقیف برای شما صادر میکنیم چون شما فقط یه حقوق کارمندی دارید و باید از حقوقتان سکه و نفقه را پرداخت نمایید و لازم نیست حتما اول حقوقتان مسدود شود بعد نامه رفع توقیف حقوق شما صادر شود با توجه به این مساله من باز با وکیلم این قضیه را در میان گذاشتم و وی اعلام کرد نه من همون بار که رفتم گفتن حتما اول باید حقوقت مسدود شود بعد نامه رفع توقیف دهند من در سر دوراهی مانده ام و نمی دانم کدام پاسخ صحیح است اما متوجه شدم که وکیلم اولین موکل کارمندی که داشته من بوده ام وهمچنین می خواهم بدانم با توجه به عقد دایم ما و ثبت در دفتر اسناد رسمی و ثبت درشناسنامه آیا چون ایشان باکره است و عروسی نکرده ایم پس از جدا شدن ایشان و من می توانیم شناسنامه خود را از اسم یکدیگر پاک کنیم یا خیرممنون که دقیقا راهنمایی ام کنید روز خوبی داشته باشید فقط خواهشمندم سوال من در بین سوالات عمومی و در دید معرض عموم نمایش داده نشود با تشکر؟

2پاسخ

با سلام 1- همسر شما در حین تقدیم دادخواست درخواست صدور قرار تامین خواسته نموده است و پس از صدور آن و پس از اعلام خواهان حسب ماده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام. در اردیبهشت ماه سال 90 با پسر خاله ام توافقی شفاهی جهت خرید تجهیزات و نصب آسانسور ساختمان ایشان داشتم . تا مرداد ماه سال 91 بخش عمده ای از کار شامل آهنکشی ، نصب ریل ، نصب دربهای طبقات ، اجرای سقف ، خرید کابین و خرید موتور را به مبلغ 121/940/000 ریال انجام دادم . ایشان مبلغ 110/000/00 ریال به بنده پول داده است . به علت بد پول دادن ایشان ، به علت افزایش قیمت دلار و دگرگون شدن بازار اقتصادی کشور و بالاخره به خاطر خراب نشدن روابط فامیلی کار ایشان به حالت تعلیق در آمد . اما ایشان بدون اطلاع بنده به صورت یکجانبه ، با تشکیل کمیته ای متشکل از دوستان خود به اصطلاح اقدام به فسخ قرارداد ، تهیه فصل مشترک کار انجام شده و سپردن ادامه کار به شخص ثالث ( بدون تأمین دلیل و حکم دادگاه ) کرد . بعد بامراجعه به دادگاه و شکایت ، با ارائه فاکتوری به مبلغ 74/035/000 ریال ارزش کار باقیمانده و انجام شده توسط شخص ثالث ، مدعی خسارت ناشی از عدم انجام تعهد از بنده گردید . کارشناسی جهت کار مشخص شد . کارشناس در بند 1 گزارش خود اینگونه نظر داده : " توافق بین خوانده و خواهان شفاهی بوده و قراردادی مکتوب ارائه نشد ، بنا بر این امکان اثبات عمل به توافق فی ما بین میسر نیست " . اما در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد در صورت عدم انجام تعهد توسط خوانده ، مابقی تعهد توسط چه شخصی انجام شده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " بدلیل عدم تکمیل کار تو سط خوانده ، ما بقی کار را شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، انجام گردیده است و پس از بررسی فاکتور ارائه شده توسط شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، ارزش کار انجام شده را مبلغ 64/000/000 ریال اعلام می دارد و علاوه بر این تمام نشدن کار روی آسانسور در زمان لازم باعث نارضایتی ساکنین مجتمع گردیده است " . و مجدداً در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد آیا خواهان نیز به تعهد خود نسبت به خوانده اقدام نموده و ثمن قرارداد را پرداخت نموده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " خواهان نسبت به تعیین مواد اولیه لازم و زیر ساختها از قبیل برق کشی و نصب کنتور برق و غیره اقدام نموده است و مبلغ 110/000/00 ریال به خواهان پرداخت نموده است و پس از بررسی فاکتور خوانده ارزش کار را مبلغ 102/000/000 ریال اعلام می دارد " ، و سرانجام در دادنامه صادره آمده است : " ... نظر به این که برابر نظریه کارشناسی ... مستند به مواد 226،225،224،223،222،221،220،219،10 قانون مدنی ، حکم به محکومیت خوانده به پرداخت ... به عنوان ضرر و زیان ناشی از عدم انجام تعهد و ... در حق خواهان صادر می شود " . اکنون این سئوالات برای من پیش آمده :1- با استعلام از کانون کارشناسان ، مطلع شدم که اظهارنظر کارشناس بدون داشتن صلاحیت های لازم در خصوص موضوع پرونده ، بوده است . این چطور ممکن است؟ 2- صرفنظر از سدوال 1 ، با توجه به نظر صریح کارشناس به نبود قرارداد مکتوب و روشن نبودن موضوع و مفاد توافق و به تبع آن الزام و مرز تعهدات طرفین ، چگونه هم کارشناس و هم قاضی اثبات کردند که " بنده از تعهد ناشی از عقد تخطی کردم؟" 3- فاکتورهای ارائه شده از سوی خواهان ، دارای لاک گرفتگی ، با اعداد و ارقامی متغیر و نامفهوم و کاملاً مشخص از اینکه خواهان در اصل فاکتور دست برده و جهت معتبر جلوه دادن فاکتور با مهر شرکت ..... ( شرکت انجام دهنده باقیمانده کار که البته با استعلام از اداره ثبت ، مطلع شدم که یک شرکت مجعول با عناوین غیر واقعی است ) ، چگونه مورد بررسی و ملاک عمل کارشناس بوده اند؟ 4- تاریخ توافق اردیبهشت ماه سال 90 بوده و تاریخ اولین چک داده شده توسط خواهان ، اسفند سال 90 ، دومین چک خرداد سال 91 و سومین چک شهریور ماه سال 91 بوده است . با استعلام از بانک مرکزی روند سیر صعودی قیمت دلار و نا به سامانی در بازار در دو مرحله ، بهمن سال 90 و تیر سال 91 ، براحتی قابل اثبات است . آیا این گونه پول دادن و بی مبالاتی خواهان در پرداخت و بوجود آمدن شرایط بدون پیش بینی و بی سابقه اقتصادی در کشور ، خود نشان دهنده تخطی خواهان از عذم انجام تعهد نیست؟ 5- آیا نارضایتی ساکنین مجتمع از تعهدات خواهان نسبت به آنان نیست؟ 6- کارشناس و قاضی چگونه ضرر را اثبات کرده اند؟ 7- آیا سکوت کارشناس و قاضی در حمایت از عمل خواهان در عدم اعلام نبود مستندات قانونی ، الزام به انجام تعهد ( البته به شرط اثبات تعهد ) با مراجعه به مقامات قانونی ( موضوع ماده 237 قانون مدنی ) ، سپردن زودتر از موعد ادامه کار به شرکتی دیگر بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 238 قانون مدنی ) و یا حتی فسخ یکطرفه قرارداد مورد دعوا ( قراردادی که هرگز وجود آن اثبات نشده ) بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 239 قانون مدنی ) ، مثال زدنی نیست؟ و سئوالاتی دیگر ... علی ایحال خواهشمند است بنده را با این همه پرسش بیشمار و بی پاسخ کاملاً و مبسوط راهنمایی بفرمایید . ملتمس دعای شما ، منتظر دقت نظر عالمانه و هوشمندانه شما و امیدوار به روسفیدی و سربلندی هردویمان در محکمه عدل الهی می باشم . با احترام

2پاسخ

کاربر محترم سایت با سلام با توجه به توضیحات تقریبا کاملی که در قالب سوال خود داده اید، بدوا موارد ذیل را مشخص نمائید تا بتوانم راه کاری قانونی و منتج به نتیجه برای مشکل ایجاد شده ارائه نمایم : 1- دلیل اثبات قرارداد شفاهی مورد ادعای خواهان در پرونده چیست؟ 2- دلیل تعیین کل مبلغ قرارداد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

در جلسات دادگاه و بالخص جلسه واپسین برای تعیین تکلیف امور مالی ( موضوع خواسته طلاق به درخواست زوجه ) صراحتا توسط زوجه اعلام شد که خواهان دریافت مهریه خود می باشد و حتی پرونده اجرائی قطعی مهریه در جریان اجرا نیز بوده است رای دادگاه مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش نیز صادر و در آن فقط به این امر اشاره شد که زوجه در این پرونده هیچ ادعای مالی مطرح نکرده است ( صریحاً به موضوع بذل اشاره نشد ) آن هم بدیهی است بدلیل در جریان اجرا بودن پرونده مهریه بوده ، پس از ارائه گواهی قطعیت به دفتر رسمی طلاق ، دفتر مذکور در صورتجلسه اجرای صیغه طلاق قید کرد که زوجه مهریه را بذل نموده ولی در سند طلاق این امر منعکس نشد و همان مفاد رای دادگاه قید شد . حال به استناد همان صورتجلسه زوج درخواست اثبات بذل و اصلاح سند را نموده است ، چگونه می توان در مقابل این ادعا با توجه به مراتب فوق دفاع کرد ، ضمناً دفتر رسمی طلاق اعلام داشته چون طلاق رجعی بوده زوجه مهریه را بذل ولی منشی اشتباهاً!! بجای مفاد صورتجلسه مفاد رای را در سند طلاق درج کرده است ، ضمناً همان گونه که مستحضرید رای اصرای دیوان عالی مبنی بر عدم الزام زوجه به بذل مهریه در طلاق حرجی وجود دارد که به نظر می رسد استنباط اشتباه دفتر رسمی طلاق در این امر ( خلاف رای اصراری ) موجب آن شده است . چگونه می توان در مقابل این ادعا دفاع و آن را رد و از تضیییع حق زوجه جلوگیری کرد؟ با تشکر

2پاسخ

با سلام/دوست عزیز در طلاق عسرو حرجی زوجه میتواند با اخذ حقوق مالی طلاق بگیرد در خصوص هر گونه ابهام در خصوص اجرای حکم ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

جناب آقای مرادی ‎ ‎با‎ ‎سلام و احترام:اینجانب در سال 86 در مجتمعی با 144 واحد مسکونی و 44 واحد ‏تجاری،‎ ‎یک واحد آپارتمان از شرکت ‏سازنده مجتمع‎ ‎خریداری نموده ام ‏ ‏‏2- شرکت سازنده در سال 76 از بانک مسکن وام‏‎ ‎مشارکت‎ ‎مدنی دریافت نموده است ‏بخشی از وام باز پرداخت شده است. و مطالبات بانک در حال حاضر بالغ بر 250 میلیون تومان (حدود 3درصد ارزش ملک) ‏می باشد 3-به دلیل مطالبات‎ ‎سنگین شهرداری اخذ پایانکار و تفکیک واحد ها متوقف شده و ‏سازنده از پیگیری و تنظیم‎ ‎سند خودداری می نماید. ‏ ‏4-طبق اطلاعات حاصله ، سازنده (در هنگام تعیین سهم الشرکه بانک ) با بانک توافقنامه ای ‏مبادله نموده که طی آن قرارداد مشارکت بابت 74 (از 144) واحد مسکونی می باشد بظوری که در حال حاضر مالکین ‏‏60 واحد قرارداد فروش تقسیطی با بانک مسکن دارند ولی مالکین 14 واحد از تسویه حساب با سازنده (و بانک) خودداری ‏می نمایند.‏ 5- بدین ترتیب 74 واحد مسکونی ‏مشمول وام بانکی می باشند ولی 70 واحد مسکونی فاقد بدهی به سازنده ‏می باشند ‏6- یک نفر از مالکین که واحدش را در سال 75 (قبل از اخذ وام بانکی) پیش خریداری نموده است، در سال ‏‏83 موفق شده است که با طرح دعوا ، حکم (قطعی شده) الزام به اخذ پایانکار و سند تفکیکی و تنظیم سند ‏را بر علیه سازنده از دادگاه بگیرد. در دادنامه و دادخواست مالک فوق موضوع قرارداد مشارکت با بانک و ‏بدهی سازنده به بانک مطرح نشده است.‏ ‏7-بانک به مالکین (متصرفین به زعم بانک) اعلام نموده نسبت به پرداخت بدهی بانک اقدام نمایند در غیر ‏اینصورت (در صورت عدم تسویه حساب توسط سازنده) ، کل مجتمع را به حراج خواهد گذاشت‏ ‏8- اینجانب هیچ بدهی ای به سازنده ندارم و میخواهم بر علیه سازنده دادخواست الزام به تسویه بدهی بانکی اخذ پایانکار ‏افراز ، تفکیک و نهایتا تنظیم سند و سایر موارد بدهم خواهشمند است با توجه به سئوالات زیر راهنمایی بفرمایید:‏ ‏9- با فرض صحت موارد 1تا 7 آیا می توان با استناد به صدور دادنامه (بند6 فوق) یکنفر از مالکین ادعا نمود که بیع برای ‏یک واحد انجام شده و بنابر این عقد رهن منحل می باشد لذا سند وثیقه بانک تبدیل به سند ذمه ای شده است. ‏ ‏10- با توجه به موارد ذکر شده در بندهای 1تا 6 فوق، وضعیت بانک چگونه است آیا می توان گفت بانک در 74 واحد ‏مسکونی مالکیت مشاعی دارد ولی حق تعرض به سایر واحد ها را ندارد. ‏ ‏11- چگونه می توان بانک را مجاب نمود حال که از مالکین طلب پرداخت پول می کند حداقل کپی اسناد مربوط به ‏قرارداد مشارکت را در اختیار نمایندگان مالکین قراردهد تا صورت مسئله برای آنان روشن شده و بتوانند برای نجات ‏مایملک شرعی خود تصمیم گیری نمایند ‏ باتشکر و احترام ‏

2پاسخ

پاسخ داده شده ساعت 16 ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام.تعداد 600 سکه تمام بهار و یک سفر حج مهریه منه.12 ساله ازدواج کردم.2 فرزند دارم.همسرم پزشک عمومی است.تقاضای مهریه کردم.محکوم به پرداخت شد.دادخواست اعسار داد.4 نفر شاهد که در روز دادگاه(شورای حل اختلاف شهید باهنر) یکی از آنها حاضر نشد.اعسار رد شد.تحت این عنوان که صرفنظر از رابطه خادم و مخدومی شهود اطلاع کافی از درآمد و دارایی همسرم ندارند . 20 روز فرصت اعتراض داشت.به جای اعتراض از اول دوباره دادخواست اعسار داد.یعنی به فاصله کمتر از 2 ماه.اینبار هم 4 شاهد معرفی کرد.که یکی حاضر نشد.2 تا هم همان شهود قبلی بودند.یعنی کلا 3 شاهد که هر سه از یکی از محلهای کار همسرم هستند چون ایشان چندین جا کار می کنند.ضمنا در شهادت شهود میزان درآمد همسرم ماهی 5/3 تا 4 میلیون اعلام شده که البته بیشتر هم هست.اینبار همان قاضی در همان شعبه حکم دادند که شهود اعترافی مبنی بر دارایی و اموال این آقا ننموده اند و ایشان محکوم شده که 15 عدد سکه قسط اول و بقیه هر دو ماه یک سکه پرداخت نماید!!لطفا مرا راهنمایی کنید چه کنم؟آیا امیدی به اینکه این حکم تغییر کند هست؟توصیه شما چیست؟ممنونم.

2پاسخ

تنها راهی که دراینخصوص برای شما وجود دارد این است که در صورتی که هنوز مهلت برای تجدید نظر خواهی دارید از دادنامه ی مذکور به استناد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من حدود دو ماه پیش تصادف کردم و برای افت قیمت اقدام کردم ک قاضی اینطوری رای داد <رای قاضی شورا> در خصوص دادخواست اقای هادی به طرفیت اقای نادر به خواسته مطالبه مبلغ یک ملیون و هفتصد و سی و پنچ هزار تومان خسارت دادرسی با التاف به نظریه کارشناسی در پرونده تامین دلیل کلاسه 91/569شعبه 3 شورای حل اختلاف ک خوانده را مقصر در حادثه تصادف و مسبب ورودخسارت به خودرو خواهان پژو 206 شناخته است مسزان خسارت ناشی از افت قیمت خودرو را به میزان 17000000 ریال براورد نموده است و خوانده نیز در مقابل دعوی خواهان و مستندات ابرازی او دفاع و ایرادی به مل نیاورده است لذا دعوی خواهان وارد و صابت تشخیص و براساس حدیث شریف نبوی (لاضررولاضرار فی السلام) و مواد 2و1قانون مسئولیت مدنی و موتد 519.515.198 قانون ائین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت او به پرداخت مبلغ 17000000ریال و بابت اصل خواستهو 40000زیال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان صادر میگردد لذا به اسناد مفهوم ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی او صادر میگردد ارای صادره حضوری و ظزف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم عمومی دادگشتری است بعد از این رای این اقای نادر ک دکتر هم هست وکیل گرفته و وکیلش این چیزها رو نوشته برای تجدید نظر احتراما موکل اینجانب با تجدید نظر خوانده دعوی تصدف نموده است و تجدید نظر خوانده دعوی اکنون در صدد افت قیمت اتومبیل خود برامده ست ک به شرح ذیل توضیحاتی را جهت نقض ان به استحضار میرساند: 1-حکم صادره غیابی محسوب و نه حضوری موکل اینجانب در این پرونده نه در هیچ یک از جلسات حاضر گردیده و نه لایحه داده و نه وکیل معرفی کرده و نه اخطار ابلاغ واقی شده بنابراین حکم صادره غیابی و محسوب نه حضوری 2-اعتراض به نظریه کارشناسی در این پرونده ارجاع به کارشناسی نشده بلکه در پرونده تامین دلیل کارشناسی گردیده است لذا به این نظریه کارشناسی اعتراض میگردد چ.م اولا:اجرت و قیمت لوازم را خیلی بالا تعیین کرده است ثالثا: از طرفی افت قیمت اتومبیل را 300تا 500هزار تومان میزنند نه 1/700/000ملیون تومان ثالثا: لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده ست نه تعمیر بنابراین افت قیمت تعلق نمیگیرد 3-افت قیمت به اتومبل تجدید نظر خوانده تعلق نمیگیرد چونکه: اولا: اتومبیل مذکور قبل از تصادف با موکل تصادف کرده است بنابراین در این خصوص تقاضای ارجاع به اهل فن(کارشناس خبره) را دارم ثانیا:لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده است نه تعمیر علیهذا از شما قاضی محترم دادگاه با توجه به اینکه :حکم صادره غیابی است نه حضوری چون موکل نه در جلسه حضور یافته و نه لایحه داده است -به نظریه کارشناسی در تامین دلیل نیز اعتراض دارم به لحاظ اینکه اجرت و لوازم اتومبیل را بالا تعیین کرده است و همچنین افت قیمت اتومبیل خود را خیلی بالا تعیین کرده است -افت قیمت بهتجدید نظر خوانده تعلق نمیگیرد زیرا سابقا نیز تجدید نظر خوانده با این اتومبیل تصادف کرده است و در این مورد تقاضای ارجاع به کارشناسی اهل خبره دارم و از طرفی لوازم اتومبیل تجدید نظر خوانده تعویض گردیده نه تعمیر بنابراین با عنایت به محتویات پرونده و با بذل و توجه به مطالب فوق الذکر ضمن تقاضای نقض دادنامه تقاضای صدور حکم شایسته مورد استدعا می باشد. من ک تصادفی نکردم با ماشینم این اینطوری نوشته؟ ایا با نوشتن دروغ میشه رای دادگاه رو عوض کرد یا ساخت و پاختی کنن چون طرفم دکتره؟ افت قیمت رو هم ک من نزدم خود کارشناس اداره راهنمائی رانندگی زده نه اشنا من بوده نه منو میشناخته اگه میشه یه راهنمائی کنین مرسی ممنون میشم راهنمائی تون رو برام ایمیل کنین شده در یک خط

2پاسخ

شما دو سوال پرسیده اید که در ارتباط با هم هستند و جواب انها به شرح زیر است 1-در خصوص حکم حضوری و غیابی وکیل ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

خانم بنده دو ماه است که خانه را ترک کرده و به منزل پدرش رفته است بیش از ده بار برای برگشت او تنهایی و یا با تمام خانواده ام رفته ایم ولی او از ترس پدرش می گویید بر نمی گردم و طلاق توافقی می خواهم وحتی پدرش نمی گذارد تا با او صحبت کنم از سر اجبار چون نمی خواهم که او را طلاق دهم تقاضای عدم تمکین کرده ام که قرار است از دوشنبه در مسیر رسیدگی قرار گیرد چگونه می توانم او را به خانه برگردانم وطلاقش ندهم ما ده سال است که با هم زندگی می کنیم و یک دختر 4 ساله داریم. آیا می تواند تقاضای طلاق کند .آیا میتواند در صورتی که او را طلاق ندهم تقاضای مهریه کند و مرا به زندان بیاندازد خواهشا راهنماییم کنید که دیوانه شده ام می ترسم که کار نسنجیده ای انجام دهم که خودم گرفتار شوم

2پاسخ

اگر همسر شما به میل خود منزل مشترک را ترک کرده و با وجود فراهم آوردن منزلی در شان ایشان از شما تمکین نمی کند و تا به حال مورد ضرب و شتمی که منجر به صدور دادنامه قطعی شده باشد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام بنده ایمیل شما را دریافت کردم و بابت کمک کردن به من خیلی ممنون می باشم. حال اعتراض نامه ای نوشته ام که گفتم قبل از اینکه تحویل دادگاه بدهم برای شما ایمیل بزنم و اگر غلطی یا کمی و کاستی داشت برای این بنده حقیر درست کنید چون من عین ایمیلی که شما بعد از خواندن متن به من میدهید را به دادگاه می دهم. با تشکر از زحمات شما : بسم تعالی ریاست مترم و اعضای شعبه دادگاه های تجدید نظر استان آ-غ به استحضار ریاست محترم شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی مهاباد محترماً در نهایت عرض ادب و سلام در خصوص پرونده کلاسه 9109984433600090 مبنی بر تقاضای تجدید نظر اینجانب بهروز عبدل فرزند رحمان موضوع دادنامه شماره 9109974432700108 مورخه 1391/2/3 صادره از شعبه 102 جزایی دادگستری مهاباد مطالبی را جهت تبیین موضوع در آتی به کمال شرف عالی میرساند. بنده فاقد سوابق کیفری، مجرد و دانشجو می باشم و آشنایی با قوانین اساسی حقوقی ندارم، بنده در روز زمان وقوع حادثه برای پرسیدن سوال به درب منزل متهمه رفته و جرایانات رخ دادن،بنده هیچ نوع رابطه ای با متهمه نداشته و حتی درد دادگاه ثابت شد که حتی متهمه را لمس ننموده ام و رابطه در حد مصاحبت بوده و اینک به استناد ماده 637 از قانون مجازات اسلامی به تحمل پنجاه ظربه شلاق تعریزی در محل وقوع بزه (مهاباد فلکه دوم مکریان) محکوم گردیده ام . بر فرض احراز بزه رابطه نامشروع، به هیچ وجه متعارف نیست و در رویه قضایی هم سابقه ندارد که برای چنین جرمی، اجرای حکم شلاق در منظر عام باشد و این موضوع نه تنها با اصول حقوقی سازگاری ندارد که با رافت اسلامی نیز مغایر است و پر واضح است که در نظر گرقتن اجرای حکم شلاق در ملا عام، و آن هم در جرمی رابطه نامشروع، و باز خود آن هم در حد صحبت!!!!، ناشی از خروج قاضی محترم بدوی از عدالت و شخصی انگاشتن موضوع است. چه اینکه حتی در قوانین موضوعه، در جرایم منافی عفت، تحقیق هم شکل و شیوه خاص دارد .بر فرض پذیرش اتهام، دادگاه محنرم مراعات ماده 22 قانون مجازات اسلامی را ننموده و برای بنده که فاقد سابقه کیفری بوده، جوان، مسلمان،دانشجو هستم و واجد بسیاری از بندهای تخفیف در مجازات می باشم، بنابراین تعیین چنین مجازات سنگینی ضربه بزرگی به شخصیت و باعث تزلزل اعضای خانواده واقوام من میشود و چنانچه قضات شریف و شایسته دادگاه تجدید نظر به فریاد مظلومیت من گوش فرا ندهند در واقع در آتشی خواهم سوخت که بنده به عنوان طعمه ای قرار گرفته ام لذا محض رضای خدا و با توکل به عدل الهی و توسل به شرافت قضایی قضات از این رو تقاضای اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و تبدیل مجازات شلاق به جزای نقدی و یا لا اقل اجرای مجازات در غیر ملا عام را دارم. یاری کردن بنده حقیر که قضاوت علی گونه شما باعث خواهد شد که برگ زرین دیگری به کتاب عدل علی بیفزایید. با احترام تجدید نظر خواه بهروز عبدل من منتظر متن اصلاحی شما هستم و عیناً متن شما را پرینت میگیرم و به دادگاه می برم. متن حکم من و جواب قبلی شما در این لینک است : http://www.vekalatonline.ir/index.php?ToDo=ShowQuestions&CodeID=18024152

2پاسخ

بسیار خوب است فقط سعی به متن من و نحوه نگارش آن بسیار نزدمیک تر شوید..... زیرا بر مبنای سلسله مراتبی منطقی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام. سال 89 یک خودرو با خودروی من تصادف نمود. از آنجا که خودروی من نو بود پس از دریافت خسارات مشمول بیمه مقصر از شورای حل اختلاف جهت دریافت افت قیمت خودرو اقدام نمودم. پس از انجام تامین دلیل در رابطه با افت قمیت خودرو توسط کارشناس دادگستری دادگاه به نفع من (زیاندیده) رای داد. مقصر حادثه درخواست تجدید نظر نمود و عنوان نمود که زیان دیده پس از دریافت خسارات مشمول بیمه زیر برگه تسویه حساب بیمه امضا نموده است که هر گونه ادعایی اععم از حقوقی و کیفری در مراجع قضایی و انتظامی نسبت به شرکت بیمه آسیا و مقصر حادثه را از خود سلب نموده است با توجه به ماده 1275 قانون مدنی حق شکایت جهت دریافت افت قیمت خودرو را ندارد. اینجانب دفاع نمودم که از آنجا که افت قیمت خودرو شامل تعهدات شرکت بیمه نیست امضاء اینجانب زیر برگه تسویه حساب شرکت بیمه تنها شامل تعهدات مربوط به شرکت بیمه شده و به شکایت اینجانب جهت دریافت افت قیمت مرتبط نمی شود. در نهایت دادگاه درخواست تجدید نظر مقصر را رد نمود و رای قطعی به نفع من صادر گردید و من مبلغ افت قیمت را دریافت نمودم. اما بعد از چند ماه مقصر دقیقا با همان استدلالی که جهت تجدید نظر رای قبلی ارائه داده بود و بدون ارائه هیچ گونه مدرک جدیدی درخواست اعاده دادرسی نمود. از آنجا که من ابلاغیه را دریافت نکرده بودم در جلسه حاضر نشدم و اینبار دادگاه به صورت غیر حضوری به ضرر من رای داد و گفت که بر خلاف رای قبلی محق دریافت افت قیمت نبوده ام. سپس من درخواست واخواهی دادم و استدلال زیر را در جلسه حضوری به قاضی ارائه دادم. ---------- 1-مقصر حادثه در درخواست اعاده دادرسی دقیقا مواردی را عنوان نموده اند که در در خواست تجدید نظر رای اصلی بیان کرده بودند و در خواست تجدید نظر ایشان با استناد به ماده 31 قانون شورای حل اختلاف از سوی دادگاه حقوقی مردود شده و رای قطعی صادر شده بود اما ایشان مجددا با عنوان نمودن همان موارد ذکر شده در درخواست تجدید نظرشان درخواست اعاده دادرسی داده اند و از آنجا که اینجانب ابلاغیه مربوطه را دریافت ننموده بوده و از جلسه دادگاه بی اطلاع بودم اینبار در نبود اینجانب رای غیابی به ضرر اینجانب صادر گردیده است . 2-براساس تبصره 4 ماده 1 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری شخص ثالث ، منظور از خسارت های مالی ، زیان هایی می باشد که به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون بر اموال شخص ثالث وارد شود که در تبصره 5 همین ماده منظور از حوادث مذکور در این قانون ، هر گونه سانحه ای از قبیل تصادم ، تصادف ، سقوط ، واژگونی ،آتش سوزی و یا انفجار وسایل نقلیه موضوع این ماده و نیز خسارتی است که از محمولات وسائل مزبور به اشخاص ثالث وارد می شود . بنابراین ملاحظه می گردد خسارت ناشی از افت قیمت با توجه به مستندات قانونی فوق ، در تعهد شرکت های بیمه نیست و صرفا شرکت های بیمه خسارت ناشی از موارد فوق الذکر را متعهد می باشند لذا اخذ خسارت از بیمه نافی طرح دعوی از سوی زیان دیده (اینجانب) برای خسارت وارده ناشی از افت قیمت در محاکم صالحه نبوده و در این مورد سلب حق شکایت و واگذاری پرداخت به بیمه در خصوص سقف تعهدات بیمه ای بوده و مانع طرح دعوی برای اخذ خسارت ناشی از افت قیمت که در تعهد بیمه نیست نمی باشد. رئیس و معاون شعبه بیمه آسیا نیز به صراحت اعلام داشتند که پرداخت افت قیمت خودرو جزء خسارات جانبی (نه مستقیم) به حساب آمده و به همین دلیل به عهده بیمه آسیا نبوده و در قرارداد بیمه فرد بیمه شونده (افراد مقصر) نیز ذکر نگردیده و باید از طریق قوه قضاییه پیگیری گردد. بنا بر این بدیهی است که امضاء اینجانب زیر برگه گزارش تسویه حساب بیمه آسیا مبنی بر سلب اختیار هر گونه ادعا به بیمه و افراد مقصر در حیطه وظایف و مسولیتهای شرکت بیمه بوده و ارتباطی با موارد خارج از تعهدات شرکت بیمه (از جمله افت قیمت خودرو که مربوط به مراجع قضایی می گردد) نمی باشد. ---------------- اما دادگاه پس از درخواست واخواهی از طرف من باز هم به ضرر من رای داد و در رای دادگاه چنین آمده است: دادگاه با دعوت از طرفین و استماع اظهارات نامبردگان، و عدم ارائه دلیل و مدرک موثر و مفید از ناحیه واخواه (یعنی من) با این استدلال صرف نظر از اینکه موضوع افت قیمت خودرو در صحنه تصادف از موارد عدم النفع بوده که قابل مطالبه نمی باشد چرا که طبق تبصره 2 ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی غیر قابل پیش بینی بوده از طرف دیگر با توجه به میزان افزایش تعیین خسارت توسط کارشناس در شرایط فعلی مطالبه خسارت تعیین گردیده مراتب قیمت غیر قابل مطالبه است لذا ضمن رد واخواهی واخواه بلحاظ عدم اتکا بدلایل قانونی عینا دادنامه تایید و استوار می گردد. این رای به استناد ماده 303 قانون دادرسی مدنی حضوری و قابل تجدید نظر می باشد. --------- حال من برای تهیه یک درخواست تجدید نظر حقوقی و مستدل به موارد قانونی به کمک نیاز دارم. رای دادگاه در تاریخ 21/10/90 به من ابلاغ شده و 20 روز مهلت برای درخواست تجدید نظر دارم. ممنون تمامی مدارک پرونده موجود و در صورت نیاز قابل ارسال به متخصص شما می باشد. در ضمن یک سوال دیگر هم دارم اگر من برای ادامه کار پرونده وکیل داشته باشم و رای به نفع اینجانب صادر گردد آیا مقصر محکوم به پرداخت هزینه های وکیل خواهد گردید؟ منتظر پاسخ شما هستم چون فرصت زیادی برای ارائه درخواست تجدید نظر برایم باقی نمانده است.

2پاسخ

با سلام مواردی را که در دفاع از خود بیان داشته اید به نظر من هم خوب است منتهی دادگاه صادر کننده رای اصل موضوع را قبول ندارد و اعتقادی به خسارت ناشی از افت قیمت ندارد در حالیکه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام خسته نباشید.پرونده مربوطبه جعل چک و کلاهبرداری است که حکم دادگاه یک سال حبس و پرداخت 25000000 ریال است.ایا میشود این مدت این یک سال حبس را پا پرداخت جزایی خرید؟

2پاسخ

با توجه به اینکه حکم صادره در چه مرحله ای است جواب آن متفاوت است خواهشمند است نسبت به ارسال دادنامه صادره واینکه در چه مرحله ای است ...

مشاهده پاسخ کامل