جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09126604090 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام. من و همسرم در ایران ازدواج کردیم ۸ سال زندگی کردیم که ۵ سال آن خارج از ایران بودیم و اکنون هر دو شهروند کانادایی هستیم. اکنون بیش از یک سال است که جدا از هم زندگی میکنیم و در مسیر طلاق - ایشان مهریه خود را در ایران به اجرای ثبت گذاشته اند. و از طرفی در کانادا دارایی اندکمان را نصف کردیم و اکنون ایشان از طریق وکیل پیگیر طلاق کانادایی و دریافت کمک هزینه زندگی (spousal support) هستند. آیا من حق قانونی دارم که ایشان را از طریق یک وکیل در ایران ممنوع الخروج کنم و آیا ایشان می توانند با پاسپورت کانادایی بدون توجه به اینکه ممنوع الخروج باشند با کشور رفت و آمد کنند؟ و نکته اساسی تر اینکه در صورت جاری شدن طلاق قانونی کانادایی آیا دادگاه ایران می تواند طلاق کانادایی را مبنا قرار دهد بدون در نظر گرفتن توافق شوهر تقاضای طلاق کند؟( آیا قوانین ایران این اجازه را می دهد؟) با تشکر

2پاسخ

سلام با توجه به اینکه ازدواجششان در ایران هست قابلیت ممنوع الخروجی خانم وجود دارد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام حکم عدم تمکین همسر بنده در دادگاه اولیه و تجدید نظر صادر شده است و ایشان اکنون مهریه خود را به اجرا گذاشته است. سؤال بنده این است که آیا اگر قضیه مهریه را پیگیری نکنم و نسبت به حکم دادگاه و پرداخت آن اقدام نکنم, تاثیری در حکم دادگاه برای طلاق غیابی وجود دارد؟ یعنی آیا عدم توجه من به حکم مهریه راه را برای همسرم که بتواند طلاق غیابی بگیرد هموار می کند؟ آیا می تواند میتواند دلیلی بر سورفتار شما و طلاق باشد؟ با تشکر از وقت و کمک شما

2پاسخ

با سلام، دعوی الزام به تمکین هنگامی مطرح می شود که زوجه جهت جمع اوری دلیل برای درخواست طلاق یکطرفه اقدام نماید و از 2 جهت علیه شما طرح دعوی حقوقی نفقه نسبت به معوقات ان در صورتی که تمکین میکرده مطرح و همچنین طرح دعوی کیفری به جهت عدم پرداخت شما بابت نفقه حتی 1 ماه جاری را علیه شما دردادسرا می تواند پیگیری نماید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام.خانم من بعد از گذشت5 سال قراردادی بیمارستان قرار بود ماه قبل حکم رسمی آزمایشی بگیرد.ولی گزینش حکم اخراج ایشان را ابلاغ کرد.سوال کردیم علت چیه گفتند 1_آرایش خانم بنده2-عدم رعایت مرز با نامحرم در محیط بیمارستان. البته اعتراض کردیم و جلسه تجدید نظر در هسته گزینش تشکیل شد با حضور خانمم و دفاع ایشان و رد کردن تمامی اتهامات. خانم من شک نداشت که با هدنرس بخش که مشکل داشت اون ایناطلاعات غلط رو به گزینش داده و به تازگی از منبعی موثق اطمینان پیدا کرده که چون خانمم از طرف یک پزشک که با هد نرس مشکل داشت حمایت شده والان اون پزشک به استانی دیگر رفته ، هدنرس داره تسویه حساب شخصی میکند . وآنچه در چنته داشته جهت خراب کردن و اتهامهایی که مگه چی بینشونه که اینقدر حمایت میشده است. حال میخواهم بدانم در این کشور اسلامی که اشخاصی اینچنین با آبرو و حیثیت و آینده شغلی افراد بازی میکنند و از طرف گزینش حاشیه امن پیدا کرده اند چگونه میشود برخورد کرد و اعاده حیثیت کرد .به من بگویید چه کنم ممنون میشم.

2پاسخ

با سلام در مورد شخصی که به خانم شما نسبت ناروا داده می توانید تحت عنوان نشر اکاذیب و افترا در دادسرا شکایت کنید البته اگر حراست تایید کند که هدنرس اطلاعات مغرضانه داده است و یا خانم شما شاهد دیگه داشته باشد. درصورتی که رسمی هم نشد می توانید از طریق دیوان عدالت اداری الزام بیمارستان یا دانشگاه علوم پزشکی را به رسمی کردن استخدام ایشان بخواهید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

من ۵۵سالمه.مهر ماه ۹۳بعداز۳۵سال زندگی مشترک به دلیل اختلافات خیلی شدید و تحمل ۳۵سال زندگی پر از تنش منزل خودمو ترک کردم.در حال حاضر یک دختر بالغ مجرد و یک پسر بالغ مجرد و در منزل خودم با همسرم زندگی میکنم.ناگفته نماند که من با ۳۵سال سابقه بانکداری با سمت رییس حوزه درجه یک بانک صادرات بازنشسته هستم.و علاوه بر داشتن خانه ویلایی که همسرم توش زندگی میکنم چهار واحد اپارتمان دیگه دارم.از بدو خروج از منزل ماهانه نفقه پرداخت کردم.حتی مبلغی بیشتر از مبلغی که دادگاه در شهریور ۹۴برای من تعیین کرد.تا الان هم نفقه پرداخت نشده ندارم.در جریان طلاق تقریبا به مراحل اخر رسیدیم و اجرت المثل هم تعیین شده.توی یک سال گذشته به هر نحوی که بگید اپارتمان گذاشتم برای فروش که حق و حقوق خانمو پرداخت کنم اما بفروش نرفت.از انجاییکه از خانه ویلایی که خانم زندگی میکنه خاطرات خوشی ندارم تصمیم به فروش خونه ویلایی گرفتم و اتفاقا مشتری برای خرید هم فراوان به دلیل ویلایی بودنش.مشگله من اینه که این خانم اجازه ورود مشتری به داخل خونه نمیده و شروع میکنم به فحاشی.با وکیل خودم مشورت کردم و ایشون گفتن که چون مالک خونه هستم بصورت ثبتی و سندی میتونم با فراهم کردن یه خونه دیگه که متناسب باشه این خانمو از ویلایی بلند کنم و چون هنوز همسر من هستش و خرجش به عهده منه نمیتونم تابع نباشه و موظفه که هرجا من بگم بره زندگی کنه.خونه در حال حاضر مشتری داره و مشتاق خرید خونه.خانم پیغام داده با حکم قانونی بیا.ایا من با توجه به اینکه برای این خانم و فرزندانم یک خونه مناسب تهیه کنک این حقو دارم که خانمو با اختیار خودم بلند کنک و نقل مکان بدم؟ایا من که مالک خونه هستم با جکم از دادگاه داشته باشم؟ایا میتونم وقتی این خانم موقع نقل مکان فحاشی کرد به۱۱۰زنگ بزنم و شاکی بشم؟لطفا راهنمایبم کنید و اینکه تا اخر پقت امشب جوابمو بدید چون فردا صبح میخوام براش خونه اجاره کنم.ممنونداره

2پاسخ

احتراما در پاسخ به سوالات شما مطالب زیر قابل ذکر می باشد: 1-در مورد اینکه شما مالک هستید شکی نیست لذا می توانید با تهیه منزل جدید و ارسال اظهار نامه برای خانم جهت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید بنده در سن 24 سالگی ار خانواده درخواست کردم که به خواستگاری دختر مورد علاقه ام که 3 سال به صورت تلفنی و گاها دیدار در معابر بود بروند . اما روز قبل از رفتن نمیدانم کدام از خدا بی خبری چه چیزهایی به پدرم گفت و در روز قبل از خواستگاری با مخالف شدید پدرم مواجه شدیم . به خاطر مشکلات عصبی که مادرم داشت و بخاطر اینکه بیشتر از این ناراحت نشود از تصمیم خود سرباز زدم . دقیقا یک ماه طول نکشید که پدرم با پدر دختری که الان همسرم شده صحبت میکنند و قرار را بر این میگذارند که به هر نحوی شده ترتیب ازدواج ما را بدهند . الان که فهمیدم در آن زمان خمسر فعلی م هم خواستگارهایی داشته که با با مخالفت پدرش روبه رو شده بود. به هرترتیبی بود این ازدواج صورت گرفت. اما من که از اول بخاطر ناراحت نشدن و جلوگیری از ایجاد دلخوری در خانواده بر روی جوانی خود پا گذاشتم الان هم با تحمل رفتار بد همسرم پا بر روی آرماش در زندگی گذاشته ام. در سال دو زندگی همسر بنده چون به کلاس ویولون میرود در آنجا با پسری آشنا شده و با یکدیگر رابطه نزدیکی داشتند . من متوجه این ماجرا شدم و بهش گفتم و مثل یک آدم متمدن گفتم اگر مرا نمیخواهی برو دنبال سرنوشت خودت اما طبق سنت و ترس از آبرو ریزی گریه و زاری و التماس. کلاس ویولون رو کنار گذاشت یک هفته اخلاقش خوب بود و قربون صدقم میرفت . اما رفته رفته دوباره همان آدم سابق شده با اخلاق تند. بنده آدمی نیستم که علاقه به درگیری داشته باشم و میخواهم به بهترین شکل کار هارو انجام بدم و الان هم میخواه به بهترین شکل طلاق بگیرم تا دیگر به تنهایی خود قانع باشم اما در این راه چند سوال دارم از خودکشی میترسم. از اینکه عامل خودکشی کسی شوم میترسم. از این میترسم وقتی خواسته خودم رو که طلاق هست مطرح کنم همسرم به خاطر ترس از آبرو از این قبیل کارها کند. آیا اگر دست به چنین کاری بزند من مقصرم ؟ دوم در مورد مهریه هست. مهریه ما 400 سکه میباشد . نحوه دادن این مهریه چگونه است ؟ آیا میتوان قسطی اینکار کرد؟ برای شروع باید از کجا شروع کنم و به نظرتون اگه یه وکیل بگیرم و وکالت بدم و کل کارها رو بسپارم تا زودتر انجام بشه بهتره ؟ ببخشید طولانی شد

2پاسخ

هرروزبرای مرد عاقل آغاز زندگی تازه ای است ولزوما ازدواج دو نفر موفق نمی باشد بلکه فاکتورهای زیادی وجود دارد که یک ازدواج موفق میشود و کسانی که زندگی موفق دارند برای آن زحمت کشیده اند .و اصولا تطابق با فردی که وارد زندگی ما شده است هنر است و هر هنری قابل آموختن است اما متاسفانه در کشور ما ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام بنده دندانپزشک نیرو مسلح هستم و استخدام رسمی میباشم و سابقه ده سال خدمت دارم خواستم بدونم در صورت درخواست استعفاء إز خدمت تقدیم کنم به چه صورت و به کدوم بند إز قانون استفاده کنم وبراى اطلاع بنده بورسیه ارتش نبوده ام و سنوات خدمت اضافه به سوابق خدمت انجام نداده ام وهیچ پول إز سازمان نگرفتم واستخدام من به علت نیاز سازمان بوده است و تو پرونده من پرگه إز رئیس کل نیرو به علت نیاز سازمان استخدام رسمى شدم بند ٥٢ کارمندى وهیچ تعهدى تو سازمان نداشتم فقط برگه که امضاء کردم تعهد که هر جا نیرو من نیاز داراه بفرسته که نوشتم مشکل نیست که حتما تو تهران باشه الان میخواهم استعفا بدهم خواهشا در صورت امکان منو راهنمایی کنید ممنون میشم بالشکر إز زحمات شما

2پاسخ

استعفاء، یکی از راههای خروج از خدمت کارکنان ارتش بوده که در ماده 106 قانون ارتش بدان اشاره شده است و در ماده 123 قانون ارتش به بیان شرایط آن پرداخته شده اما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی باعرض سلام وآرزوی توفیق بیشتر: اینجانب به عنوان احدی از مالکین یک روستابرابرسوابق ثبتی وآماری دارای مقداری مستثنیات قانونی بودم که تاسال شصت درتصرفم بوده است سپس مشمول واگذاری قانون کشت موقت گردیده و درسال هفتاد دراجرای تبصره پنج قانون مزبورمقدار بیست هکتار زمین دیم از همان مستثنیات سابق به عنوان حدنصاب برایم منظوروطی صورت جلساتی با حدود ومشخصات محلی معین مسترد شده که در اجرای احکام صادره ازدادگاه محترم انقلاب ودادگاه های محترم دادگستری از متصرفین رفع تصرف وتحویلم شده وبه علت تصرف عدوانی مجدد متصرفین اراضی مذکور بارها به دستور دادگاه مورد کارشناسی کارشناسان رسمی دادگستری واقع ومجددا حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده وحتی در نظریه هیات محترم کارشناسان صراحتا اعلام گردیده که اراضی استردادی داخل در صورتجلسات رفع تصرف وخلع ید بوده وربطی به اراضی ملی ندارد، براساس مستندات مذکوراسناد مالکیت آنرا هم در اجرای ماده 147و148 از اداره ثبت درسال 85 دریافت نموده ام، مقررات ماده 56 قانون ملی شدن اراضی قبل از انقلاب در روستا اجرا وقطعاتی به عنوان اراضی ملی در سوابق ثبتی منظور شده ، با ین وصف در شهریورماه امسال مامور اداره منابع طبیعی بدون اطلاع وحضوراینجانب وبدون استعلام از امواراضی وتحقیق از مطلعین اقدام به تهیه گزارش خلاف واقع برعلیه اینجانب مبنی برتخریب 850 متراز همان اراضی مستثنیاتی مسترد شده مورد احکام صادره به عنوان اراضی ملی نموده وشکایت آن را به دادگاه تقدیم که در جریان رسیدگی مقداماتی است. آیا باتوجه به اقدامات امور اراضی و احکام کیفری رفع تصرف وکارشناسیهای انجام یافته و اسناد رسمی اراضی، دادگاه حکم به محکومیتم میدهدیا شکایت منابع طبیعی را رد مینماید واگر حکم به ردشکایت صادر کند چگونه ازمامور منابع طبیعی بخاطر گزاش خلاف واقع شکایت کنم لطفا راهنمایی کامل عنایت فرمائیدو باتشکرواحترام فراوان ودعای خیر.

2پاسخ

بارها به دستور دادگاه دادگستری حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده است.از طرفی وفق گفته ها سند رسمی دارید که ماده 147است.طرف خود را منابع طبیعی اعلام داشته اید .آنچه که از اظهارات شما استنباط میگردد گزارش مامور تخریب اراضی است .در صورت هراقدام برای تغییر کاربری اراضی حتی اگر مالک رسمی باشید مرتکب تخلف شده اید .مگر اینکه تغییر کاربری گرفته باشید .فلذا صرف داشتن رای و سند موجب اعمال هر گونه تغییر در اراضی نمی باشد .می گویید در گزارش عنوان شده اراضی ملی در حالی که این زمین از اراضی ملی نمی باشد .به فرض ایراد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام و تشکر از حضرتعالی احتراماً معروض می دارد دختر بنده در 3 سال پیش به عقد یکی از فامیل در آمد و در این مدت با ناسازگاریهای متعدد و بهانه گیری های مختلف از جانب همسرش علی رغم تمامی گذشت ها و فرصت هایی که به او داده شد و همچنین استفاده 10 جلسه مشاوره خانواده و چند نوبت کدخدا منشی و پا درمیانی ریش سفیدان اقوام که هر نوبت به آشتی منجر و مجدداً بهانه گیریها شروع شده نهایتاً دخترم دیگر حاضر به تشکیل زندگی با وی نیست و همچنان در عقد می باشد دخترم دانشجو و در مشهد با ما زندگی می کند و همسرش در شهری دیگر که هر چند گاهی به اینجا می آمده لازم به ذکر است که اختلاف فی مابین از نوع مالی و یا تقاضای مسایل اقتصادی نبوده و بر اثر دخالت های نابجای مادرشوهر و تحت نفوذ بودن شوهرش با توجه به نداشتن تعادل روحی روانی مناسب ناشی از یتیم شدن ایشان از پدر در سن 4 سالگی و بزرگ شدن با مادر بی سواد و شدیداً سنتی می باشد و علی رغم تمام مذاکرات اینجانب و شوهر م با ایشان و همچنین نصایح فامیل فایده ای نداشته و دخترم تصمیم به طلاق گرفته و دخترم باکره و در حال عقد است و مهریه ایشان 114 سکه و نصف منزل ( معادل 50 میلیون تومان ) که در سند ازدواج به پول محاسبه شده است می باشد و مهریه فوق توسط داماد و مادر ایشان تنظیم و با موافقت ما ثبت شده و عندالمطالبه و بر ذمه شخص زوج می باشد .حال با توجه به تمامی تلاش ها جهت تفاهم و نتیجه ندادن راهنمایی فرمایید چگونه طلاق بگیرد و یا به اجرا گذاشتن مهریه به چه صورت است و آیا نتیجه ای جهت گرفت قسمتی از مهریه دارد یا خیر ؟ و طلاق توافقی به چه صورت است و ایا بایستی حتماً از تمامی مهریه بگذرد؟ از لطف وعنایتی که میفرمایید سپاسگزارم

2پاسخ

در مورد مهریه نصف مهریه شامل حالش می شود در مورد طلاق در صورتی دخترتان حق طلاق دارد که شوهرش از یکی از بندهای عقد نامه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

پاسخ سوال اول :خیر نفقه به ایشان تعلق نمی گیرد به شرط اثبات عدم تمکین ایشان پاسخ سوال دوم ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

مطابق قانون علیت عمومی این شرایط معلول حوادثی در گذشته است و ناگهانی ایجاد نشده است .تامل نمایید چه کرده اید که منتج به این رفتارها شده است .شیوه رفتاری خود را تغییر دهید و با آزمون و آزمایش سیاست های رفتاری گوناگون سررشته زندگی را بدست آورده و با پشتکار و صبر قانون خود را در خانواده تثبیت نمایید .در صورت امکان از ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید سوال من در مورد اختیارات مرد در زمان درخواست زن برای طلاق هست. مادرم بعد از 28 سال زندگی با پدرم، به علت فوت پدرشون در چند ماه قبل، تعادل روانی رو از دست داده و به دکتر روانشناس و روانپزشک مراجعه کردن. و بعد با لجبازی و امتناع از رفتن به دکتر و خوردن قرص، درخواست طلاق دارن. با توجه به اینکه پدر من برای همه در بین فامیل و دوستان و حتی همسایه ها شناخته شده هستند که چقدر آدم خوبی هستند و چیزی در زندگی کم نذاشتن، میخوان بدونن در صورتیکه مادرم با این وضعیت روحی به وکیل مراجعه کنند و درخواست طلاق بدن، چقدر قدرت چنین کاری خواهند داشت؟ و اختیارات پدرم در این زمینه برای طلاق ندادن چقدر است؟ و شهادت من و همسرم به عنوان تنها فرزند و تنها داماد ایشان برای حقیقت داشتن این قضایا تاثیری در روند دادگاه خواهد داشت؟ نکات قابل ذکر: - مادرم سابقه ی بیماری افسردگی در گذشته دارند و دوباره این بیماری بصورت شدید در ایشون بروز کرده و از طریق دکترشون سوابق بیماری قابل پیگیری هست - مهریه شونو قبلا بخشیدن - مادرم طاهرا با کسانی از طریق اینترنت در ارتباط هستند که به گرفتن طلاق و نصف سهمشون از زندگی پدرم ترغیبش میکنن. پدرم چندین بار این رفتار اشتباه و ارتباطشون با مردان غریبه را دیده و در اطلاع هست ولی به خاطر علاقه به مادرم و درک اینکه ایشون بیمار هستند همیشه بخشیده البته هنوز مادرم درخواستی برای طلاق ارایه نداده ولی پیگیر این قضیه هست ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

2پاسخ

هیج جای نگرانی نیست ، در کشور ما زن به راحتی حق طلاق ندارد و مرد باید شرایطی ازجمله اعتیاد شدید ، ضرب و جرح ثابت شده در دادگاه ، حبس و ... داشته باشد تا زن بتواند ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

باسلام،من اردیبهشت 91 به عقد کسی در امده ام که همه ی شرایط تحصیلی،شغلی و...مراپذیرفته بود.ولی دو الی سه ماه پس عقد زیر همه ی شرایط و قرار داد ها زدوماهم چون خانواده ها همدیگر را میشناختند به صورت رسمی این شرایط راثبت نکردیم.وی پس از گذشت مدتی پس از عقد مرا تحت فشار گذاشت که ادامه نحصیل و شغلم(دبیری)را رها کنم و رابطه ام را باخانواده ی خود قطع نمایم...وقتی با او حرف زدم گفت من منطق نمی فهمم و تو باید به حرف من گوش کنی.بعد از این ماجرا دیگر بامن ارتباط تلفنی هم نداشت.بعد از حدود 3-4ماه اضاریه تمکین به دستم رسید،که درنهایت با دفاع ازخودم وی محکوم شد...باز هم کاری نکرد وپیگیر نشد...سپس من اقدام به اجرا گذاشتن مهریه کردم که در همه ی دادگاه های تشکیل شده فقط باحضور من ،وی دوباره محکوم گردید...سپس با مشاوره شکایت ترک انفاق تنطیم کردم که در دادگاه جزایی به حبس محکوم گردید و الان با سند آزاد است...لازم به ذکر است که در این دادگاه هم حضور نداشته وبه پرداخت جریمه ی نقدی به دادگاه محکوم است. الان پس گذشت 2سال و 7-8ماه برگشته وواسطه فرستاد که مرا به زندگی برگرداند درصورتی که قبلا گفته بود به من علاقه ای ندارد ومن حس میکنم که به خاطر فشار های وارده این حرف را زده است یا قصد آزار و اذیتم را دارد...به نظر شما من چگونه میتوانم طلاقم را از ایشان بگیرم باتوجه به اینکه وضع مالی خوبی ندارند و ممکن است به قانون تسقیط پناه ببرند؟

2پاسخ

در مورد تقسیط مهریه راه گریزی نیست و اگر شما نتونید اموالی از ایشون معرفی کنید و ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام زن وشوهری مدت یک سال است از شروع زندگی مشترک انها می گذرد و در این مدت دچار اختلافات شدیدی نیز شده اند. شوهر محترم سابقه ضرب وشتم همسر خویش را نیز در سوابق خود دارد . حال زن باردار می باشد و شرایط به وجود امده زن را در عسر حرج قرار داده است و زن را در وضعیتی قرار داده است که نه تنها طفل در راه را نمی خواهد و حاضر به جدایی از مرد است که مرد نیز نمی خواهد همسر خود را طلاق دهد و حال چند سوال وجود دارد ایا زن می تواند جنین دوماهه را عمدی سقط کند و اگر سقط کند چه مجازاتی شامل حالش می شود؟و ایا پدر می تواند تقاضای قصاص نفس برای مادر را بخواهد ؟ ایا زن در زمان حاملگی می تواند تقاضای طلاق کند یا تا زمان وضع حمل چنین امکانی برایش وجود ندارد ؟ ودر اخر نیز در صورت تولد طفل ایا حضانت طفل تا هفت سالگی به اجبار با مادر می باشد حتی اگر مادر توانایی نگهداری طفل را نداشته باشد ؟ خواهشا کمک کنید متشکرم

2پاسخ

سقط جنین توسط مادر مستوجب پرداخت دیه جنین است بسته به مرحله ای که جنین در آن قرار دارد. همواره سقط جنین در قوانین ایران ...

مشاهده پاسخ کامل