جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09123758544 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام اینجانب حدود یک و نیم سال پیش طی قرارداد دست نویس شراکت بین خودم و آقایی که با هم دوست بودیم و قصد ازدواج داشتیم، مبلغ 30 میلیون بابت شراکت در کار پوشاک دادم و 30 تومن هم ازش سفته بدون ذکر مبلغ و تاریخ و صرفا حاوی امضا و شماره ملی و آدرس محل سکونت دارم و فیش پرداختی هام. فقط چند ماه اول کمی سود بهم داد که در مجموع کمتر از 4 میلیون تمونه. از اردیبشهت 94 درخواست کردم پولم رو بده و لی تاکنون به بهانه های مختلف از جمله ورشکستگی و به سود نرسیدن سرمایه گذاریهاش و ... از ادان پول خودداری کرده. 3 ماه پیش رفتم آدرسی که تی سفته اش نوشته بود ولی اونجا نبودن و ادعا کرد که خانوادش از اونجا پاشدن. هیچ آدرسی از محل کار یا سکونتش ندارم. صرفا شماره موبایل، شماره چندتا حسابهای بانکی، شماره ملی و سفته و اون قرارداد رو ازش دارم. میخواستم بدونم می تونم بهش اتهما کلاهبرداری بزنم و بگم از اعتماد من و رابطه ای که داشتیم سوء استفاده کرده و کلاهبرداری کرده؟ و همچنین اتهام تهدید. چون گفته اگه برم شکایت کنم اون هم خانواده ام رو در جریان رابطه امون می زاره. ممنون

2پاسخ

اصل بر حقوقی بودن دعاوی است و خلاف اصل عمل نمودن مجتاج نص قانون و اثبات عنوان مجرمانه با عناصر مادی معنوی و قانونی می باشد.ظاهر اقدامات شما ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

94/10/27با سلام پسر بنده در ساعت 11شب در برگشت ازباشگاه در خیابان با ماشینی به صورت آینه به آینه تصادف کرده و از آنجایی که نوجوان است و کم سال در فاصله چندین متری سرعت خودرا کاهش داده و طرف مقابل در مسیر برعکس جلوی ماشین را گرفته و شروع به تحریک چرا فرارمیکنی و شروع به فحاشی و مبادرت به شکستن شیشه سمت راننده نموده و وبا ایجاد رعب و وحشت مدارک ماشین را گرفته و پسرم بعد دادن مدارک ماشین، خودرا از صحنه تصادف و دعوا خارج نموده و اهالی محل به فحاشی و ناسزاگویی ایشان درگیر شده اند ودر حین درگیری جراحتی به آنها وارد شده وما شکایتی را تنظیم کرده ایم که ودر آن بعداز شرح واقعه درخواست رسیدگی به زوربگیری در تصادف اشاره نمودیم که اگر تصادف بوده باید شماره ماشین به پلیس اعلام میشد نه اینکه خود اقدام به وارد کردن خسارت به طرف می کرد و سوء استفاده از سن کم راننده و گرفتن مدارک بدون حضور پلیس و تحریک نوجوان و خرد کردن شخصیت ویو اینکه دعوای اهالی محل و خسارت وارده به ما ربطی دارد یاخیر

2پاسخ

در چنین مواردی افراد باید خود را کنترل نمایند که که متاسفانه پسر شما قادر نبوده است و طرف مقابل بیشترین استفاده را برده است.شما هم باید تحت عنوان تخریب علیه راننده شکایت کنید و از طرفی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بدینوسیله سوالات مورد نظر به تفصیل زیر به حضور ایفاد میگردد. 1- در یک مجتمع مسکونی که تعداد محدودی پارکینگ جهت بعضی از واحدها تامین شده است وطبقه منفی یک به عنوان فضای پارکینگ بوده و سا کنین مجتمع حتی جهت ورود و خروج از طبقه همکف استفاده مینمایند و هیچگونه ارتباطی با فضای پارکینگ ندارند آیا قسمت مشاء فضای پارکینگ مر بوط به تمام ساکنین میباشد یا تنها (به عنوان فضای مشاء خاص) مربوط به مالکین پارکینگ قلمداد میگردد؟ 2- آیا مالکین پارکینگ طبق تصمیمات اکثریت (مالکین پارکینگ)حق دخل و تصرف در آنقسمت از مشاءفضای پارکینگ را به صورت اجاره (موقعیت پارک خودرو به اشخاص دیگر) به منظور درآمد زایی جهت هزینه های پارکینگ را دارند یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ آیا هیات مدیره ساختمان حق دخالت در این تصمیمات را دارد و یا خیر 3- آیا هیات مدیره ساختمان بدونه اجازه نامه کتبی از سایر ساکنین (اعم از مالکین و مستاجرین) میتوانند اقدام به اجاره فضای مشاء محوطه (حیاط)مجتمع جهت پارک خودرو نمایند یا خیر و در صورتیکه حق اینکار را نداشته باشند هر نحوه طرح شکوائیه در کدام محاکم (حل اختلاف یا دادسرا )و به چه صورتی (انفرادی با تهیه استشهادیه یا به صورت گروهی)میباشد؟ لازم به ذکر است تحت تاثیر این تصمیم نادرست آسیب هایی به کف محوطه که بام پارکینگ محسوب میشود وارد شده که در فصول بارندگی موجب نشت آب در شکستگیهای سقف پارکینگ شده است. 4- در صورتیکه مدیر ساختمان با سوء استفاده از موقعیت خود و با تهیه اظهار نامه غیر قانونی (تهیه شده در سربرگ اظهار نامه بدون مهر و تایید دادسرای منطقه و ارسال به صورت دستی) و تهیه صورتجلسات سوری با سایر ساکنین سعی بر ارعاب مدیر پارکینگ داشته و با اظهارات کذب در اظهارنامه فوق با اشاره به اتهاماتی که مجازاتهای حبس و جریمه دارد سعی در اخذ مدارک و صورتجلسات و درآمدهای پارکینگ را داشته باشد حکمش چیست و طرح شکواییه در کدام محاکم و به چه صورت میباشد . (لطفا جهت پاسخ به موارد فوق با ذکر ماده واحد قانون یا تبصره های موجود اظهار نظر فرمایید متشکرم)

2پاسخ

با توجه به اینکه پارکینگها محدود بوده و فقط به برخی تعلق داشته لذا این فضای اشتراکی صرفا مشا بین همان تعداد می باشد ماده 2 و 4 قانون تملک اپارتمانها و تبصرههای ماده 4. لذا دیگر مالکین ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

2پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام و احترام بنده دارای شرکتی تحت عنوان مدرن درب با نام ثبت شده مدرن درب سازه کسری به شماره ثبت 308834 از سال 1386 در زمینه تهیه و تولید انواع درب های کرکره برقی اتوماتیک مشغول به کار می باشم. از اواخر سال 1388 یکی از کارمندان فروش اینجانب به نام آقای سید علی اصغر شیرسوار با خروج ناگهانی خود از این شرکت و در اختیار داشتن اطلاعاتی از جمله لیست فروشندگان و وارد کنندگان قطعات ، نصاب و عاملین تهیه و نصب راه اندازی سیستم ها همچنین اطلاعات فنی و دیتایل انواع زیرسازی ها و مدل های این شرکت حتی مشتریان را به همراه خود برده و ایشان در همان ساختمان ما شرکتی تحت عنوان (مدرن درب سازه اطمینان ثبت با ایجاد سایت اینترنتی مشابه و استفاده از کلیه کلمات کلیدی و مشابه این شرکت و ک÷ی کردن از روند به روز رسانی سایت این شرکت اقداماتی کرده که امروز با گذشت 4 سال از این شرکت در فضای مجازی و بازار جلوتر زده و در سایت گوگل کلملا مشهود می باشد که چه تقلب و سوء استفاده از این شرکت شده . اینجانب ضمن درخواست ارایه شکایت تغییر نام این شرکت و حذف عملکرد وی تحت عنوان مدرن درب به طور کلی تقاضا ضرر و زیان از جمله کار دوزدی های پروژه های جنب کار های قدیمی انی شرکت که خود را با معرفی مدرن درب با تقلب سایر مشتریان این شرکت را به نفع خود با عقد قرارداد های بسیار به سرقت برده رسیدگی و اقدامات قانونی لازم صورت گیرد. لطفا راهنمایی فرمایید چه راهکارهای حقوقی در پیش بگیرم. با کمال تشکر از راهنمایی شما

2پاسخ

با سلام /- رقابت مکارانه یا نامشروع تجاری، یکی از مباحث مهم حقوق تجارت و حقوق مالکیت صنعتی است. متاسفانه؛ علیرغم اثرات مخربی که رقابت مکارانه تجاری بر سرمایه گذاری، ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام؛ در حدود ۵ سال قبل، یعنی در ۱۷ سالگی بنده، وب سایت غیرانتفاعی کتابناک را به نشانی www.Ketabnak.com، با ایده و انگیزه ترویج فرهنگ کتابخوانی که توسط بزرگان ملی و آیینی ما توصیه شده است ایجاد، و همواره برای بهبود و افزایش امکانات آن تلاش نمودم. این سایت محیطی کاملا کاربرمحور بود که امکان به اشتراک گذاری مقالات، نوشتارها و کتاب‌های الکترونیکی را با توجه به قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌نمود؛ به این صورت که هر کاربر پس از امضای مجازی قوانین سایت و عضویت، دارای یک حساب کاربری میگردید که از طریق آن می‌توانست محتوی موردنظر خود را منتشر نماید. هرچند مدیران سایت دایما بر محتوی انتشار یافته توسط کاربر نظارت می‌کردند اما با توجه به حجم زیاد محتوی ایجاد شده توسط کاربران، طبیعی بود که گاه محتوی یا نوشتاری بر خلاف قوانین سایت، قابل دسترسی باقی بماند. در چنین مواردی با گزارش اعضای وب سایت و نیز در بیش از بیست مورد به واسطه تذکر ستاد تعیین مصادیق محتوی مجرمانه، محتوی انتشار یافته حذف و با کاربر خاطی بسته به نوع و بسامد خطا برخورد می‌شد. اما متاسفانه در دو مورد، بخاطر آنچه کاربران وب سایت در محیط کاربری خود منتشر نموده‌اند از بنده بعنوان مدیر سایت شکایت شده است. شکایت اول از سوی آقای مسعود مهرابی، تحت عنوان «نشر اثر غیر بدون اجازه» بخاطر یکی از فایل‌های منتشر شده توسط کاربران از مدیر سایت انجام شده است که موجب صدور رای قطعی دادگاه به محکومیت من به پرداخت پنج میلیون تومان جزای نقدی و دویست هزار تومان بدل از حبس شده است. و نیز شکایت حقوقی ایشان (دادخواست ضرر و زیان) برای حدود 8 میلیون تومان همچنان درجریان است. شکایت دوم را خانم ساناز سماواتی تحت عنوان «نشر اکاذیب» از اینجانب بخاطر متنی که توسط فردی نوشته شده، توسط کاربر متخلفی در تاریخ 1 مهر 89 با سوء استفاده از خدمات سایت من در وب سایت قرار گرفته، درحالی که قابل دانلود و مشاهده نبوده و به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در تاریخ 16 اسفند 89، نام آن نیز حذف شده است انجام داده‌اند. گفتنی است احضاریه این شکایت در تاریخ 28 آذر 90، ماه‌ها پس از اجرای دستور کارگروه به دست بنده رسیده است. در این خصوص از یکی از مسئولین ارشد حوزه اینترنت نیز درخواست راهنمایی کردم که ایشان فرمودند: آنچه اشاره فرمودید مربوط به حوزه قضایی است اگر بنده و همکارانمان در وزارت ارشاد بتوانیم کمکی داشته باشیم خوشحال میشویم. در کارگروه تعیین مصادیق این مساله حل شده است شما میتوانید از قاضی درخواست کنید که از جناب آقای [..] در خصوص پایگاه های اینترنتی کاربر محور و وبلاگها و نحوه مسئولیت مدیران وبلاگ و مدیران وبلاگ سرویسها استعلام نماید. پاسخ مرکز مشاوره قوه قضاییه: باسلام مطابق مقررات و موازین قانونی، انطباق نظر کارشناس و اظهارنظر کارشناسی با اوضاع و احوال مسلم و ترتیب اثر دادن به آن از اختیارات مرجع قضائی است. اگر پرونده شما در مرحله تحقیق و در شرف اظهار نظر توسط دادیار است می توانید مطالب خود را به سرپرست دادسرا منعکس نمایید و در نهایت با فرض اینکه پرونده در دادگاه مطرح و منجر به صدور رأی علیه شما شود(شکایت اخیر) حق تجدیدنظرخواهی به آن را دارید. گفتنی است مشکلی مشابه برای آقای علیرضا شیرازی، مدیر سایت بلاگفا نیز در سال 89 روی داده بود که شرح آنرا میتوانید در لینک زیر بخوانید: http://shirazi.blogfa.com/post-287.aspx http://www.tabnak.ir/fa/news/98481 http://www.tabnak.ir/fa/news/98612 جوابیه دادگستری کرمان و توضیحات تابناک http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=102466 بازتاب مشکل روی داده برای اینجانب: http://www.irwebnews.com/ketabnak-com-closed.html http://www.webna.ir/news/single/2146222219 با احترام و سپاس قبلی

2پاسخ

دوست عزیز و بزرگوار با سلام و باتشکر از توضیحاتی که فرمودید ، در پاسخ به موارد مطروحه عرض میکنم که برای اینکه بتوانم پاسخ یا راه حل مناسبی خدمت شما عرضه کنم ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام پدر بنده در حدود یک سال پیش اقدام به خرید یک واحد اپارتمان نمودند که پس از خریداری بنده طی یک قولنامه آنرا از پدر خریداری نمودم.سپس بدلیل مشغله تحصیلی و عدم حضور در محل زندگی خانواده قرار شد که ایشان سند را به اسم خود تنظیم کنند و در یک فرصت مناسب بعدا بنام بنده منتقل کنند.سازنده آپارتمان از رابطه فامیلی و عدم حضور بنده سوء استفاده کرده و با گرفتن رضایت نامه ای از پدر بنده(بجای بنده) و 2 ساکن دیگر از مجموع 8ساکن اقدام به ساخت 2 طبقه دیگر کرده است و بعلاوه با فریب ساکنین که وام مسکن که سند آپارتمان بنده در رهن آن است اقدام به برداشتن حدود 7میلیون از 22.5میلیون وام نموده است.حال اینجانب میتوانم از مجرای قانونی پیگیر بحث ساخت و برداشت از وام باشم.لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. با تشکر

2پاسخ

در پاسخ عرض می شود در فرضی که میک به شما به عقد بیع منتقل شده باشد فروشنده سمتی در تصمیم گیری های بعدی ملک ندارد مگر آنکه شما به تصمیم ایشان را تنفیذ نمایید . در این فرض اگر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام پدر بنده در حدود یک سال پیش اقدام به خرید یک واحد اپارتمان نمودند که پس از خریداری بنده طی یک قولنامه آنرا از پدر خریداری نمودم.سپس بدلیل مشغله تحصیلی و عدم حضور در محل زندگی خانواده قرار شد که ایشان سند را به اسم خود تنظیم کنند و در یک فرصت مناسب بعدا بنام بنده منتقل کنند.سازنده آپارتمان از رابطه فامیلی و عدم حضور بنده سوء استفاده کرده و با گرفتن رضایت نامه ای از پدر بنده(بجای بنده) و 2 ساکن دیگر از مجموع 8ساکن اقدام به ساخت 2 طبقه دیگر کرده است و بعلاوه با فریب ساکنین که وام مسکن که سند آپارتمان بنده در رهن آن است اقدام به برداشتن حدود 7میلیون از 22.5میلیون وام نموده است.حال اینجانب میتوانم از مجرای قانونی پیگیر بحث ساخت و برداشت از وام باشم.لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. با تشکر

2پاسخ

با سلام/قید نموده اید (ایشان) اگر منظورتان پدر شما است در اینصورت پدر شما سند رسمی گرفته و ایشان چگونه قولنامه با شما را ندید گرفته که بسته به شرایط مقصر میتواند باشد و در صورت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام خواهشمندم مرا درمورد روش احقاق حق از سازمان تامین اجنماعی و یافتن وکیل باسابقه در این موضوع خاص در دیوان عدالت راهنمایی فرمایید. ریاست شعبه 6 تامین اجنماعی اخیرا مدعی دریافت مبلغی از شرکت تحت مدیریت من شده که باعث تعطیلی کارخانه وبیکاری39 نفروزیان شرکت خواهد شد. این شرکت اخیراً با نظر ریاست محترم شعبه 6 جناب آقای گورابی از شمول ماده 103 خارج گردیده است. بعلاوه آن شعبه طی 2 فقره اعلام بدهی ما به التفاوت حق البیمه دو سال گذشته این شرکت از بابت ماده 103 را مطالبه نموده است حال آنکه اگر آن ریاست این موضوع را 2 سال پیشتر ابلاغ می نمود من هرگز این کارخانه را راه اندازی نمی کردم. تاریخجه و مذاکرات من تامین اجنماعی به شرح زیر است. تاریخچه شرکت تکال گستر این شرکت در تاریخ 9 تیرماه 1380 تاسیس گردیده است. جهت فعالیت در تهران همان سال ابزار آلات تولید یک کارگاه ریخته گری با مجوز فعالیت صنعتی شماره 2912 به تاریخ 18/11/1373 به نام آقای هراند یوسفیان را خریداری می نماید که ایشان نیز در قبال آورده خود سهامدار این شرکت شده و همچنین جزو اعضای هیت مدیره انتخاب می گردند. متاسفانه در سال 1382 به علت ورود رقبای چینی به بازار بناچار این شرکت جهت کاهش هزینه تمامی پرسنل خود را تعدیل می نماید و فعالیت آن به عملیات آرایش و مونتاژ و بسته بندی تقلیل می یابد، بطوریکه در گزارش بازرسی بیمه در سال 1383 ولیست بیمه تحویل شده به شعبه6 مشخصاً درج گردید که بجز مالکین کارگاه فقط یک نفرکارگر در آن محل مشغول به کار بوده است. در اواخر سال 1383 اینجانب مدیریت شرکت را عهده دار گردیدم و بلافاصله اقدا م به تحقیق جهت طراحی وساخت محصول جایگزینی نمودم . بعلت نامعلوم بودن نتیجه کارهای تحقیقاتی و عدم امکان استخدام پرسنل اداری ، حسابداری، کارگزینی، صندوقدار وغیره...... به یکی از شرکتهای تامین نیروی انسانی نزدیک محل کارگاه مراجعه نمودم و طی قراردادی چند نفر کارگر خود را از آن طریق بیمه نمودم. توضیح اینکه شرکت تامین نیروی انسانی آزاد مهر یک کد مستقل به نام پروژه شرکت تکال گستر بصورت ردیف پیمان ایجاد کرده و پرسنل شرکت را در آن قرارداد. البته به همین بهانه شعبه 6 اجازه استفاده از ماده 103 را در آن زمان به این کارگاه نداد. پس از گذشت 11 ماه ، تحقیقات این شرکت به نتیجه رسید و منجر به ثبت اختراع محصول کف کاذب جدید در تاریخ 4/10/84 گردید. سپس این شرکت شروع به طراحی و ساخت خط تولید لازم نمود که مرحله به مرحله تا سال 87 طراحی ، ساخت، و نصب وراه اندازی و رفع اشکال گردید. در همین حین به علت ورشکستگی و تعطیلی کارگاه همسایه واقع در همان ملک استیجاری محل کارگاه این شرکت ، در تاریخ 06/05/86 مالیکن تصمیم به فروش آن ملک را گرفتند و این شرکت ناچار به جابجایی گردید. اینجانب در همین دوران یکی از ماشینهای مستهلک از کار افتاده آن کارگاه را خریداری نموده و طی 9 ماه بازسازی کامل نمودم . لازم به توضیح است جهت تامین هزینه های تحقیق و ایجاد خط تولید فوق و همچنین حضور در نمایشگاههای مختلف و تبلیغات محصول جدید و یافتن مشتری ، اینجانب منزل شخصی خود را فروختم و در حال حاضر مستاجر هستم. متاسفانه یک ماه پس از راه اندازی آزمایش دستگاه ریخته گری فوق مالک جدید در خواست تخلیه قطعی کارگاه را ابلاغ نمود. علی رغم مشکلات دوران تحقیق، طراحی و ساخت و راه اندازی ، با اجاره مکان جدید و تقبل هزینه های سنگین جابجایی و راه اندازی مجدد ماشین آلات در اسفند 87 این شرکت فعالیت خود را در محل جدید ادامه داد. سپس حفظ فعالیت سابق خود، بادریافت اولین سفارش فروش تولید انبوه این محصول جدید نیزقطعی گردید و از فاز آزمایش خارج شد. این شرکت فوراً نیروی انسانی لازم را در کد بیمه شرک تکال گستر از طریق دفاتر کاریابی استخدام نموده و از 20 فروردین 88 رسماً فروش این کالا را آغاز نموده و تاکنون بطور موفق ادامه کار داده است. خوشبختانه طی سال 88 فروش شرکت از مرز چهارصد میلیون تومان گذشت و برای سال 89 پیش بین می گردد که از مرز هفتصد میلیون تومان نیز بگذرد. این درحالی است که به علت وجود رقبای خارجی شرکت با حاشیه سود کمی فعالیت می نماید. در همین حین پس از خروج شرکت از شرایط ناپایدار و تثبیت بازار محصول جدید و با استخدام پرسنل اداری این شرکت قرارداد خود را با شرکت آزاد مهر تهران در زمینه خدمات نیروی انسانی قطع نمود و در حال حاضر کد پیمان شرکت تکال گستر در شرکت آزاد مهر فاقد فعالیت است . قسمت دوم شرح سوالات و ایرادات مطرح شده توسط ریاست شعبه 6 آقای گورابی و پاسخهای پذیرفته نشده این شرکت به ایشان: 1- آیا شرکت تکال گستر دارای مجوز صنایع است؟ پاسخ : بلی و مجوز این شرکت مربوط به کارگاه آن بوده که به نام آقای هراند یوسفیان عضو هیت مدیره این شرکت است.البته رونوشت آن را شخصاَ به مسئول پرونده خانم چالیان تحویل نمودم که در حال حاضر مفقود گردیده است. 2- آیا در مجوز فعالیت تعداد مجاز کارگر درج گردید؟ پاسخ:خیر و همانگونه که در پاسخ نامه آن شعبه وزیر محترم صنایع جناب آقای مس فروش کتباً اعلام نمودند و با توجه به نوآوری انجام شده در حال حاضر وزارت صنایع قادر به تشخیص و اعلام تعداد نفرات نمی باشد. لازم به توضیح است این جانب که مخترع این محصول هستم نیز نمی دانستم دقیقاً چه تعداد نیروی انسانی برای تولید آن لازم است ولی مطمئناً پس از 18 مورد بازرسی انجام شده توسط نمایندگان بیمه در 19 ماه گذشته و تایید رویت پرسنل در حال کار این شرکت و همچنین لیست بیمه اسفند 1383 آن ریاست محترم می توانست به حقیقت مطلب واقف گردد. بعلاوه ارائه جواز تاسیس با درج تعداد پرسنل برای کارگاه هایی امکان پذیر است که از سال 1384 به بعد فعالیت خود را آغاز نموده اند ولی جواز این کارگاه صادره در تاریخ 18/11/1373 است 3- چرا 23 نفر نیرو از گروهی معرفی شده است ؟ برای شمول ماده 103 بایستی ابتدا یک نفر در لیست قرار می گرفت و سپس افزایش می یافت. پاسخ :همانگونه که توضیح داده شد آن یک نفر خود اینجانب بودم که کارفرما هستم و نیازی به خدمات بیمه نداشتم . ولی در هر صورت افزایش فعالیت این شرکت در سال 1388 مبتنی بر تجهیزات بازمانده از یک کارگاه تعطیل شده در سال 1386 و نیروی انسانیی بوده است که از سال 84 تا 88 در تحقیقات ودستیابی به موفقیت ، اینجانب را یاری نمودند. بنابر این بنده قسمتی از افرادی را که استخدام نمودم در شادآباد ساکن بودند واز قبل می شناختم. یا در زمانی که در شرکت خدماتی آزاد مهر بودند برای من کار کرده اند. ولی در هر صورت هنگام استخدام در شرکت تکال گستر بیکار بوده از طریق اداره کار دوباره به من معرفی شده بودند. علاوه بر این ماده 103 قانون محدودیتی در زمینه نحوه استخدام گروهی درج نگردیده است و این ادعا به نظر من بی پایه است. 4- آیا قبل از سال 1388 شرکت تکال گستر فعال بوده است؟ پاسخ : بله . همانگونه که توضیح داده شد فعالیت آن در سطح آرایش ، مونتاژ و بسته بندی کاهش یافته بود. ولی از ابتدای تاسیس تا کنون همواره فعال بوده است. صحت این موضوع را می توان از مالیات پرداخت شده به دارائی جنوب تهران و قبضهای گاز و برق مصرفی بررسی کرد. 5- چرا پرسنل استخدام شده همه در شرکت تامین نیروی انسانی آزاد مهر تهران سابقه دارند ؟ این احتمالاً یک تبانی بین شما و ایشان است. پاسخ: همانگونه که مطلع هستید این شرکت نیروی انسانی تاکنون بیش از هزار نفر استخدام نموده که ساکنین شاد آباد می باشند. یعنی اغلب نیروی کار منطقه شاد آباد ممکن است در شرکت آزاد مهر تهران سابقه داشته باشند. شرکت تکال گستر نیز از همین نیروهای محلی بکار گرفته ولی زمانی که آنها را بکار گرفته بیکار بوده و به اداره کار مراجعه کرده بودند. 6- چرا بین استخدام شما و محل کار قبل پرسنل شما فاصله وجود ندارد؟ پاسخ : اولاً این مطلب برای کلیه پرسنل صحت ندارد. ثانیاً همانگونه که توضیح داده شد هنگام راه اندازی کارگاه می توانستم از پرسنل بدون سابقه بیمه استخدام نمایم ولی به علت تعهد اخلاقی بوجود آمده در اثر حمایت آنها در راه اندازی ماشین آلات در کارگاه جدید سعی نمودم برای آنها هنگام استخدام ارجحیت در نظر بگیرم. 7- بنابراین هنگام استخدام این اشخاص برای شما کار میکردند و شما برای استفاده از ماده 103 اقدام به" لیست به لیست کردن " پرسنل نموده اید. پاسخ: البته ممکن است این طور نیز برداشت نمود ولی این دلیلی بر واقعیت برداشت آن ریاست محترم نمی باشد. همانگونه که توضیح داده شد این پرسنل در ابتدای ابلاغ ماده 103 بیکار بوده اند وصرفاٌ کار آفرینی اینجانب موجبات اشتغال آنها را ایجاد نموده است. حال در این مرحله مسئله را به دو صورت می توان تعبیر کرد : حالت اول: شعبه 6 معتقد است که این پرسنل در دورانی که در ردیف پیمان شرکت آزاد مهر قرارداشته اند نیز در واقع در استخدام شرکت تکال گستر بودند و این موضوع "لیست به لیست کردن" است. بنابراین شعبه 6 اعتراف می نماید که استخدام این پرسنل در شرکت تکال گستر از سال 1384را قبول نموده است ولی در آن زمان به دلایل فنی مانع از استفاده این کارگاه از معافیت ماده 103گردیده و حق مسلم این شرکت را از آن زمان پایمال نموده است. حالت دوم: شعبه 6 معتقد است که این پرسنل در شرکت آزاد مهر تهران مشغول بوده اند و با هماهنگی به شرکت تکال گستر انتقال داده شده اند. در این صورت نیز علاوه بر اینکه بایستی 18 بار بازرسی انجام شده توسط بیمه را نامعتبر اعلام نماید. این سوال پیش می آید که کارگرهای ریخته گری و تولید و غیره در یک دفتر شرکت تامین نیروی انسانی مشغول به چه کاری بوده اند که حقوق گرفتند؟ بنابراین فرضیه " لیست به لیست کردن "در هیچ حالتی واقعیت نداشته و در صورتی که شعبه 6 به پذیرش این فرضیه پا قشاری نماید .بایستی تاریخ شمول ماده 103 برای این شرکت از سال 84 را نیز بپذیرد. 8- حرف آخر این است که بررسی واقعیت از حوصله این شعبه خارج است وآن شرکت مابه التفاوت 394.887.402 ریال مربوط به تخفیف ماده 103 سال 88 و 89 را بایستی به این شعبه عودت دهد. پاسخ آخر: اگر تامین اجتماعی و اداره کار حوصله تحلیل مسائل و پروسه تحقیق و تولید یک محصول صنعتی را ندارند. بنابراین با بیانی دیگر وساده تر اعلام می نماید این شرکت محصولات خود را با توجه به تخفیف درج شده در ماده 103 تولید نموده وفروخته است و این مبلغ دروافع نزدمشتریان این شرکت است. این بدین معنا است که منفعت ناشی از ماده 103 در قیمت تمام شده کالا در نظر گرفته شده و محصولات با قیمت نازلتر به ارگانهای دولتی برای تجهیز سایتهای ایمن کشور فروخته شده است. لذا این شرکت امکان وصول چنین مابه التفاوتی را از مشتریان 2 سال گذشته ندارد . بعلاوه به علت وجود رقبای خارجی امکان افزایش قیمت محصول و تامین این مابه التفاوت در آینده را نیز ندارد. و همچنین این شرکت با مسئولیت محدود بوده و فاقد هر گونه دارائی منقول قابل فروش است، حال اگر عده ای سود جو از این قانون سوء استفاده نموده اند ویادولت در پرداخت سهم تامین اجتماعی تاخیر نموده است ، این شرکت توان تحمل تبعات آن را نداشته و بناچار بایستی فعالیت خود را کاهش داده ویا کلا کارگاه خود را تعطیل و نیروی انسانی را تعدیل نماید. در صورتی که اینجانب از ابتدا می دانستم که مشمول ماده 103 نمی باشیم و تعیین این موضوع توسط ریاست شعبه6 دوسال به طول نمی انجامید، با توجه به وجود رقبای خارجی هرگز اقدام به راه اندازی این خط تولید نمی نمودم. بنا بر این در صورت بروز زیان این شرکت جهت احقاق حق خود از طریق دیوان عدالت اداری اقدام خواهد نمود در هر صورت این اطمینان خاطر وجود دارد با حمایت سازمان تامین اجتماعی و دولت از نیروی انسانی بیکار، در صورت تعطیلی کاخانه، کلیه کارگران با دو سال سابقه بدست آورده ، بدون درآمد نمانده و خواهند توانست از حقوق بیکاری خود استفاده نمایند. این پایان مداکرت من با مسئولین تامین اجتماعی است .

2پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم .برای اظهارنظرانجام مذاکره ودریافت اطلاعات تکمیلی ضروری بنظرمیرسددرصورت تمایل باشماره09121013111 تماس حاصل فرمائیدموفق باشید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در زمستان 87 از خانمی یک واحد اپارتمان بصورت وکالتی خریداری نمودم. نحوه آشنایی مراجعه با سازنده ساختمان به منزل ایشان جهت معرفی به عنوان مشتری بود. پس از اشنایی و تفاهمات اولیه بر سر قیمت اپارتمان، آن خانم به اصرار خودشان یک وکالت تام به بنده دادند تا امور آب و برق و شهرداری و... آپارتمان نوساز ایشان را پی گیری کنم تا بعد آنرا معامله کنیم ولی همیشه من از دریافت وکالت نامه پرهیز و همیشه نزد ایشان ماند و هیچگونه استفاده و یا سوء استفاده ای از آن صورت نگرفت. چند هفته بعد با توافقات قبلی و با اصرار ایشان بخاطر هزینه بالای بنگاه ، جهت تنظیم مبایع نامه در منزل ایشان با حضور شهود + سازنده ساختمان یک مبایعه نامه عادی تنظیم نمودیم که عینا تمام مطالب مبایعه نامه بنگاهی در آن قید شده است. مدارک اینجانب عبارت است از : مبایعه نامه عادی + رسید دریافت وجوه پرداختی + اقرار نامه عادی فروشنده (آن خانم) مبنی بر انجام معامله و دریافت وجوه و تحویل آپارتمان با خط و امضاء خودشان و امضاء سازنده ساختمان و 2 شاهد + وکالت بلاعزل ضمن عقد لازم خارج + تصرف + قرارداد انجام کارهای نیمه تمام اپارتمان مذکور با امضاء فروشنده ، اینجانب، سازنده ساختمان و دو تن از همسایگان فروشنده که سازنده ساختمان چکی در وجه اینجانب بابت کارهای نیمه تمام اپارتمان با ذکر پلاک ثبتی ان صادر نموده است. اکنون پس از یک سال و نیم اخیرا آن خانم فروشنده آپارتمان مذکور با طرح شکایتی با عنوان خیانت در امانت ، جعل عنوان ، امیدوار کردن به انجام برخی امور و کلاهبرداری علیه اینجانب با معرفی 4 شاهد ادعا کرده است که اینجانب طی 6 ماه رفت و آمد به منزل ایشان با جعل عنوان گفته ام که وکیل و اطلاعاتی هستم و پاسپورت و 700 هزار تومان از وی دریافت نموده تا او را درسفرحج ثبت نام نمایم ، شهود ادعای شاکی را تایید و بازپرس قرار 20 میلیونی برایم صادر نموده است. من دکتر و کارمند هستم . در تمام مراحل باز پرسی ادعاهای شاکی و شهود ساختگی او را تکذیب و تمامی اتهامات انتسابی را رد نموده ام. در ضمن هنوز ساختمان فک رهن نشده است.باز پرس از اداره ام استعلام نموده و مدیر کل در جواب نوشته اند: حسب سوابق علمی و تجارب تحقیقاتی نامبرده بعنوان مشاور اینجانب در امور مطالعاتی و تحقیقاتی می باشند و تاکنون در امور محوله هیچ گونه قصوری از ایشان دیده نشده است. استدعا دارم راجع به نحوه رسیدگی به پرونده هر آنچه لازم می دانید توضیح بفرمایید و راهکار خروج از این توطئه که گویی با تبانی سازنده ساختمان طراحی شده مرا نجات دهید . از لطف حضرتعالی بسیار سپاسگذارم.

2پاسخ

با عنایت به مطالب مطروحه از جانب شما و با عنایت به ظاهر مطالب ارائه شده از ناحیه حضرتعالی باید به عرض برسانم که اولاً بنابر آنچه که شما فرموده اید و مدارکی که مثبت مالکیت شما هستند، مالکیت شما بر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراماً به استحضار می‌رساند 1-احتراما اینجانب کارمند یک نهاد عمومی غیر دولتی می باشم که باتقدیم این گزارش و با عنایت به ادلة موجودکه عبارت است از تصویریک نامه (این نامه بصورت فایل اسکن شده می باشد که از طریق ایمیل برای چندین نفر ارسال شده است و یک نسخه از ان به دست من رسیده که دقیقا صادر کننده وگیرندگان این ایمیل قابل شناسایی هستند)و توسط رئیس اینجانب خطاب به یکی از معاونین ان سازمان نوشته ومنتشر شده است ،موارد اعلام شکایت خود را از چهار نفر از کارکنان ان سازمان (1-نویسنده ومنتشر کننده نامه 2- مخاطب نامه 3-و4- دونفر که در متن نامه قید شده است عینا گزارش مشابهی را اعلام و نوشته اند)را که هر یک به نحوی از انحاءبا اعمال و رفتار نادرست خود و عدم رعایت موازین قانونی و نقض عمدی قوانین و مقررات مربوط موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودندرا جهت تحقیق ورسیدگی به هیات تخلفات اداری،حراست و بازرسی سازمان مزبورارائه دادم .و درخواست تعقیب و مجازات نامبردگان به استناد قانون مورد استدعابوده است .که پیگیری های اینجانب تاکنون نتیجه ای را در بر نداشته است . قضیه نامه 2-رئیس من یک نامه وگزارش کذب و برخلاف واقع رابه قصد اضرار به من نوشته و به انگیزه هتک حیثیت اینجانب خطاب به معاون سازمان و برای سایر اشخاص نیز بوسیله اینترنت ارسال ،گزارش، اعلام ومنتشرکرده است که بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است وبه همین دلیل از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدگی به تخلفات اداری خود داری نمودند. زیرا ایشان با دروغ ‌پردازی‌ و نسبت‌ دادن‌ امری‌ برساخته‌ و دروغین‌ و صحنه سازی دراین گزارش کذب به منظور هتک حرمت و حیثیت من، نسبت‌ ناروا، خلاف واقع و دروغ‌ رابه‌ من داده ، موضوع و امری ارتجالی و از پیش خود ساخته را که اساسا و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است و کذب محض است رابه دروغ و برای زیان به من و با علم و اطلاع به کذب بودن آن، عالما و عامدا و با سوء نیت خاص ،‌ صراحتا‌ این عمل‌ مجرمانه‌را‌به من نسبت داده اند .لازم به توضیح است من این نامه را که نامبردگان از آنرا از چشم قانون پنهان کرده بودند پس از کشف جهت رسیدگی قانونی به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری و بازرسی سازمان تحویل دادم. 3-دراین نامه رئیس من به قصد اضرار به من اکاذیبی(ادعای جعل امضاءو اسناد –دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول وجعل امضاء و غیره به شرح متن نامه ) نوشته وآنرا منتشر نموده و من را بعنوان جاعل معرفی کرده است و این گزارش در سربرگ رسمی سازمان با استفاده از عنوان رسمی و با دستخط و امضاء ایشان خطاب به معاونت صورت گرفته است . 4-همچنانکه صراحتا در این نامه سراسر کذب بیان شده است دو نفر دیگر در گزارش سراسردروغ(ادعای جعل و دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری ...) یعنی (همان ادعاهای رئیس را تایید کرده وگزارش کرده اند)بر علیه من به و معاونت سازمان ارائه داده اند . 5-این اکاذیب که تماما کذب محض بوده و صرفا به قصد اضرار و تخریب شخصیت حقیقی وحقوقی من توسط رئیس وبا دست خط شخصی ایشان نوشته و منتشر شده است و ایشان از این طریق وبا استفاده ابزاری از این نامه سراسر کذب باعث صدمات جبران ناپذیری به بنده گردید که متن نامه بخوبی بیانگر آن است. 6-از آنجایی که آبروی مسلمان به منزله خون اوست واساسا تهمت از نظر شرعی و عرفی و اخلاقی عملی زشت وناپسند و نفرت آور است . معلوم است که مقصود و منظورایشان دراین گزارش خلاف واقع بیان مطلبی سراپا دروغ برای ضرر زدن و هتک حیثیت من بوده است. جهت روشن شدن حقیقت،نظر آن مقام محترم را به نکات زیر جلب می نماید: 7-این افراد به موجب کدام قانون ومقررات سازمان گزارشهای خلاف واقع و سراسر دروغ خود راکه درهیچ مرجع قانونی و ذیصلاح رسیدگی نشده است را به مقامات رسمی در خارج از سازمان داده اند.و در نهایت از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدکی به تخلفات اداری خود داری نمودند. بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است. 8-پست سازمانی و شرح وظایف و تکالیف کدامیک از این افراد اجازه انتشار چنین گزارشهای سراسر کذبی را به خارج از سازمان ازجمله یک مقام رسمی را فراهم نموده است.لذاایشان در انجام وظیفه محوله تعمداً قوانین و دستورات مربوطه را نادیده گرفته و نقض نموده اند . تخریب شخصیت حقیقی و حقوقی من توسط این افراد با چه نیتی وبرای حصول به چه مقصودی انجام گرفت .؟ - دلیل آنها برای این اقدامات غیر قانونی چه بوده است ؟! - کدامیک ازاین افراد صلاحیت رسیدگی و ارائه گزارش و انتشار چنین گزارشهای راداشته اند؟! -چه دلیل ومستنداتی برای این ادعاهای کذب ارائه کرده اند؟!(دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری وادعای جعل امضاءو...).(هیچکدام از این افراد کارشناس رسمی در خصوص جعل وخط نیستند) 9-این افرادبوسیله این گزارشهای کذب وبا این رفتار غیرقانونی حیثیت و حرمت اینجانب رانزد مقامات رسمی لکه دار ساختند. 10-از انجا که دست یافتن به گزارشهای اداری و مالی سازمان در صلاحیت مقامات و مسئولین ذیصلاح در سازمان است و دست یافتن به آن جز برای عده معدودی که صلاحیت آن را دارند جایز نیست .لذا منظور ایشان از افشای این گزارشهای کذب ،اعلام و افهام آن به مقامات رسمی خارج از سازمان چه بوده است. 11-نامبردگان خارج از حدود وظیفه و صلاحیت و اختیارات خود عمل نموده اند،با اعمال غیر قانونی و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خود و ارائه گزارشات کذب مستند این نامه موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودند. 12-نامبردگان بر طبق قانون و عرفاً مکلف به تهیه گزارش و انعکاس مطالب و وقایع فوق الاشاره به مسئولین و مراجع صالح قضایی بوده اند،اما آنها حقایق را پرده پوشی کرده و با تحریف حقیقت در گزارش و گواهی های مربوط اعمال و وقایع و مطالب کاملاً نادرست و خلاف را مورد تأیید و گزارش قرار دادند . 13-البته نامبردگان از پست سازمانی ،موقعیت ممتاز از لحاظ سطح اداری برخوردار می باشند . 14- علی هذا با عنایت به مراتب فوق وبه منظور جلوگیری از تضییح حقوق قانونی ام تلاش نمودم که موضوع از طریق قانونی و بدون توجه به موقعیت و پست سازمانی افراد فوق ونه براساس روابط بلکه براساس ضوابط پیگیری ورسیدگی شود که دراین را کاملا ناموفق بوده ام و حوزه های دریافت کننده شکایات یعنی 1-هیات تخلفات اداری،2-حراست و 3-بازرسی سازمان سکوت اختیار کرده اند . معهذا بدین وسیله از آن مقام محترم تقا ضا دارم ضمن بررسی موارد بیان شده فوق راهنماییها،رهنمودهاو ارشاد قضایی بفرمایند.

2پاسخ

با سلام واحترام دوست عزیز شما می توانستید سوال خود را کمتر از 3 سطر مطرح نمایید در اکثر مواقع زیاده گوئی باعث میگردد مطلب اصلی گفتار شما گم شود ومخاطب، اصل مطلب را نفهمد. و اما راه حل : شما با طرح دعوی ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام من در یک شرکت خوصوصی 6 ماه مشغول به کار بودم و بابت هر ماه کارفرما از من و کلیه پرسنل شرکت قرارداد و تسویه حساب سفید امضا و انگشت میگرفت.ضمنا در این مدت فقط مبلغ 950 هزار به من داده و حال ادعا میکند که من تمامی مبالغ مذکور در قرار داد را گرفتم.لذا من از طریق اداره کار اقدام نمودم ولی طبق اظهارات اداره کار من نمی توانم ادعایی داشته باشم مگر اینکه بتوانم از طریق دادگستری ثابت کنم که تسویه حسابها سفید امضا بوده . لذا من از طریق دادگستری اقدام نمودم.ولی تا بحال در دادگاه حاضر نمیشود . از شما خواهشمندم راهنمایی نمایید من از چه راههایی میتوانم در دادگاه ثابت کنم تا من به دادگاه ارایه کنم موضوع شکایت بدین شرح است موضوع: ممانعت از حق-سوء استفاده از حسن نیت و اعتماد-طلب حق و حقوق قانونی متن شکایت: احتراما به موجب قرار دادهای پیوستی اینجانب مجتبی سراجی در شرکت ..... مشغول به کار بودم.متشکی عنه یار شده بالا که مدیر عامل شرکت فوق بوده از موقعیت و سادگی و حسن نیت من سوء استفاده نموده و برای هر ماه کارکرد برگه ای بعنوان تسویه حساب ماهیانه به صورت سفید امضا و اثر انگشت میگرفت و در پایان هر ماه اقلام درج شده در برگه تسویه حساب پیوستی ذکر میکرد که یعنی من ابن سنوات را اخذ نمودم در صورتی که چنین نبوده است و اگر چه من این برگه هارا امضا نمی کردم بنده را از کار اخراج می نمود.البته این شیوه کار برای تمام پرسنل شرکت اجرا شده و میشود.لذا نظر به مراتب فوق اینکه یکی از دلایل اینکه این برگه ها سفید امضا شده عدم تطبیق امضا و اثر انگشت با نوشته های مندرج در آن میباشد که در این خوصوص تقاضای کارشناسی را دارم.حال با تقدیم این شکوایه با توجه به موضوع آن تقاضای تعقیب کیفری نامبرده را مورد استدعا دارم (کل متن شکایت اینجانب این بود که از طریق دایی بنده که سروان بازنشسته نیروی انتظامی میباشد تهیه کردم) در حال حاضر پرونده در شعبه 15 بازپرسی دادگاه قضایی شماره 2 (کهندژ) میباشد/// من جلسه اول دادگاه را رفته ام ولی متشکی حاضر نشد و دادگاه از من دو نفر شاهد خواسته که در روز 1/10/88 شهود را به دادگاه می برم. تقاضای راهنمایی بیشتر را دارم

2پاسخ

با سلام شهود شما باید درخصوص این مطلب به صورت یکسان و قاطع شهادت دهند. از طرفی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام.ادامه اورژانسی........... من اطلاعات زیادی در مورد اینکه کیفری هست یا حقوقی ندارم اما متن موضوع شکایت بدین شرح است موضوع: ممانعت از حق-سوء استفاده از حسن نیت و اعتماد-طلب حق و حقوق قانونی متن شکایت: احتراما به موجب قرار دادهای پیوستی اینجانب مجتبی سراجی در شرکت ..... مشغول به کار بودم.متشکی عنه یار شده بالا که مدیر عامل شرکت فوق بوده از موقعیت و سادگی و حسن نیت من سوء استفاده نموده و برای هر ماه کارکرد برگه ای بعنوان تسویه حساب ماهیانه به صورت سفید امضا و اثر انگشت میگرفت و در پایان هر ماه اقلام درج شده در برگه تسویه حساب پیوستی ذکر میکرد که یعنی من ابن سنوات را اخذ نمودم در صورتی که چنین نبوده است و اگر چه من این برگه هارا امضا نمی کردم بنده را از کار اخراج می نمود.البته این شیوه کار برای تمام پرسنل شرکت اجرا شده و میشود.لذا نظر به مراتب فوق اینکه یکی از دلایل اینکه این برگه ها سفید امضا شده عدم تطبیق امضا و اثر انگشت با نوشته های مندرج در آن میباشد که در این خوصوص تقاضای کارشناسی را دارم.حال با تقدیم این شکوایه با توجه به موضوع آن تقاضای تعقیب کیفری نامبرده را مورد استدعا دارم (کل متن شکایت اینجانب این بود که از طریق دایی بنده که سروان بازنشسته نیروی انتظامی میباشد تهیه کردم) در حال حاضر پرونده در شعبه 15 بازپرسی دادگاه قضایی شماره 2 (کهندژ) میباشد/// من جلسه اول دادگاه را رفته ام ولی متشکی حاضر نشد و دادگاه از من دو نفر شاهد خواسته که در روز 1/10/88 شهود را به دادگاه می برم. تقاضای راهنمایی بیشتر را دارم

2پاسخ

با سلام در این مرحله راهنمایی بیشتر برای شما کاربرد ندارد زیرا در سوالات قبلی شما موارد مهم ذکر گردید. موفق باشید. ...

مشاهده پاسخ کامل