جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09126395699 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام بنده مالک یک ساختمان مسکونی و چهار مغازه که در پایین همین ساختمان قراردارد می باشم. ابتدا شروع به ساخت مغازه ها نمودم و به دلیل مشکلات مالی قسمت مسکونی را رها کردم در آن سالها دو باب از مغازه ها را (سال87) به دو نفر اجاره و رهن داده بودم که مبلغ رهن هر دو مغازه که در کنار یکدیگر بود 5 میلیون تومان در مجموع می شد داماد بنده قصد نمود مغازه ی فروش پوشاک تاسیس نماید فلذا به حقیر پیشنهاد نمود این دو مغازه را بعد از اتمام اجاره، به یک مغازه تبدیل شود (به علت کوچک بودن) و در اختیار ایشان بگذارم که به ایشان عنوان نمودم مبلغ رهن دو مغازه را به مستاجرین پرداخت نماید و از مغازه استفاده کند (شایان ذکر است به دلیل روابط خانوداگی،رفاقت و رودربایستی اجاره نامه ایی به صورت مکتوب تنظیم نگردید و در این سالها نیز مبلغ اجاره نیز از ایشان دریافت ننمودم) پس از یک سال ایشان پیشنهاد نمود که از طریق مغازه ای که در آن قرار داشت راهی به سمت زیرزمین ساختمان ایجاد گردید و عملا زیرزمین تبدیل به مغازه گردد که با موافقت شفاهی حقیر ایشان دست به کار شد و راهی را به زیرزمین ساختمان ایجاد و عملا مغازه بالا تبدیل به راهرویی برای ورود به مغازه پایین گردید(نکته قابل تامل اینکه بدلیل اینکه ساختمان و زیرزمین در حالت سفت کاری بود داماد بنده تمام هزینه های ساخت زیرزمین و تجهیز آنجا را خود متقبل گردید و حقیر نیز در ذهن خود در نظر گذراندم که هزینه های انجام شده از جانب ایشان را بعدا به ایشان پرداخت نمایم و ایشان نیز متعاقبا در ذهن خود اینگونه در نظر داشتند که هزینه های انجام شده برای ساخت زیرزمین به عنوان رهن مغازه به مدت چند سال محسوب گردد و حال آنکه هیچگونه صحبتی بین ما در مورد اجاره و رهن زیر زمین به دلیل رفاقت و روابط خانوادگی با یکدیگر رد و بدل نگردید و در مدت دو سال هیچگونه مبلغی دلایلی که قبلا ذکر شد از ایشان دریافت ننمودم تا اینکه پس از دو سال ایشان به دلایلی ورشکسته گردید و مجبوریم شدیم همان مغازه (زیرمین) را به شخص دیگری به مدت سه سال اجاره و رهن دهیم و مبالغ حاصل از آن را به طلبکاران تحویل نماییم پس از اتمام سه سال و خارج شدن مستاجر تصمیم به بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین مسکونی را نمودم که همین امر باعث ایجاد اختلاف بین حقیر و دامادمان گردید ایشان ادعا دارد به دلیل اینکه مخارج ساخت زیرزمین را پرداخت نموده مغازه (زیرزمین) کماکان در اجاره و رهن ایشان می باشد و بنده می بایست برای بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین از ایشان کسب اجازه می نمودم و اینکار بنده مصداق تصرف در مال ایشان می باشد، از طرفی بنده نیز با توجه به اینکه مالک آنجا می باشم و مغازه زیرزمین 5 سال در اختیار ایشان بود و در این مدت تمام درآمد آن برای ایشان بوده و از طرفی هیچگونه صحبتی با ایشان در خصوص اجاره و یا رهن آن نزدم نظر ایشان را قبول ندارم. سوالات: 1- آیا ادعای داماد بنده در خصوص رهن و یا اجاره مغازه زیرزمین صحیح می باشد و بنده باید از ایشان برای بستن مغازه اجازه می گرفتم یا نه؟و آیا با اینکار بنده دین شرعی و یا قانونی به ایشان دارم یا خیر؟ 2-از دیگر ادعاهای ایشان این است که با ابتکار ایشان کاربری زیرزمین(160متر) از مسکونی به تجاری تبدیل گشته و متعاقبا، قیمت آن چندین برابر گشته بنابراین می بایست مالک بخشی از زیرزمین باشند،حال سوال این است که به لحاظ قانونی این ادعا درست می باشد. 3-با توجه به اینکه هزینه ساخت زیرزمین را داماد بنده در حدود 8 سال پیش پرداخت نموده و از طرفی 5 سال به صورت مجانی از زیرزمین استفاده نموده، در صورت پرداخت هزینه ساخت به دامادم آیا می بایست مجموع هزینه 8 سال قبل را پرداخت نمایم و یا هزینه روز ساخت زیرزمین را به ایشان پرداخت نمایم.خواهشمندم اگر راه حل قانونی وجود دارد راهنمایی فرمایید.

2پاسخ

بسمه تعالی.در پاسخ به سوال فوق، معروض می‌دارد،نظر به اینکه هیچگونه قراردادی اعم از صلح ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام خدمت وکلای محترم اینجانب در قبال فروش کالا چکی را از شخصی دریافت نموده که در موعد مقرر یعنی در تیر ماه سال 1394 چک فاقد موجودی بوده لذا به روز برگشت زده و تمامی مراحل ثبت شکایت و قانونی را انجام دادم تا اینکه موفق به اخذ حکم جلب سیار فرد مورد نظر شدم و با توجه به اینکه شکایت در دادگستری زنجان انجام شده و متهم(بدهکار) به علت اینکه دارای چکهای برگشتی فراوانی بود به طور دائم در حال تغییر محل سکونت و اشتغال خود بود که با تحقیقات فراوان موفق به جلب و دستگیری متهم در شهر رشت طی نامه نیابتی از سوی دادگستری زنجان شدم. متهم بعد از جلب توسط نیروی انتظامی و 2 روز بازداشتی به دادگستری رشت منتقل شده ، از طرفی طبق متن نامه ارسالی از دادگستری زنجان متهم پس از دستگیری یا میبایستی وجه بدهکاری را پرداخت نموده و یا میبایستی به دادگستری زنجان منتقل میشد، باتوجه به اینکه 2 تن از دوستان و آشنایان همراه اینجانب در دادگستری بودند و یک نفر از دوستان متهم نیز به محض اطلاع از جلب وی در دادگستری حاضر شده بود .متهم به همراه دوستش با تهدید و زور و ارعاب اذعان نمودند که تنها در صورتی وجه را به صورت نصف نقد و نصف طی یک فقره چک پرداخت خواهد کرد که اینجانب به صورت کامل و با زور و اجبار از سوی متهم رضایت کامل دهم،لذا اینجانب رضایت دادم.متهم بعد از رضایت اینجانب ما را با فریب و با وعده پرداخت بدهکاری خود به همراه یک مامور کلانتری برای ایجاد اعتماد به خانه خود کشانده به محض ورودمان به درب منزل شخصی مامور را به محل کار و پستش برگرداند.به محض ورود ما به منزل، متهم به همراه دوستش ما را مورد بازجویی و ارعاب و تهدید قرار داده است و قصد داشت اصل چک برگشتی را از ما گرفته و پاره نماید اما موفق به انجام این کار نشد. و ما محل را ترک نمودیم. و بعد از یک ماه تماس تلفنی با دادگستری رشت اعلام کردند که شما وجه خود را دریافت نموده اید این در حالیست که اینجانب هیچ وجهی از متهم دریافت نکرده ام .با توجه با توضیحات فوق تکلیف چیست؟ آیا میتوان مجددا برای فرد مذکور حکم جلب صادر نمود؟ چگونه میتوانم حق خود را مطالبه نمایم؟ اگر توضیحات دیگری لازم است بفرمایید. (توضیح اینکه متهم نیم عشر دولتی به حساب دولت واریز کرده است)

2پاسخ

باسلام احتمالا همانطور که خود جنابعالی می فرمایید در پرونده ی مذکور رضایت خود را به طور کامل اعلام نموده اید که ممکن است ضمن آن در خصوص اخذ مبلغ طلب خود یا گذشت از آن نیز مطالبی را بیان نموده باشید. به نظر اینجانب شما ابتدا به همان دادگاه مراجعه نموده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی باعرض سلام وآرزوی توفیق بیشتر: اینجانب به عنوان احدی از مالکین یک روستابرابرسوابق ثبتی وآماری دارای مقداری مستثنیات قانونی بودم که تاسال شصت درتصرفم بوده است سپس مشمول واگذاری قانون کشت موقت گردیده و درسال هفتاد دراجرای تبصره پنج قانون مزبورمقدار بیست هکتار زمین دیم از همان مستثنیات سابق به عنوان حدنصاب برایم منظوروطی صورت جلساتی با حدود ومشخصات محلی معین مسترد شده که در اجرای احکام صادره ازدادگاه محترم انقلاب ودادگاه های محترم دادگستری از متصرفین رفع تصرف وتحویلم شده وبه علت تصرف عدوانی مجدد متصرفین اراضی مذکور بارها به دستور دادگاه مورد کارشناسی کارشناسان رسمی دادگستری واقع ومجددا حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده وحتی در نظریه هیات محترم کارشناسان صراحتا اعلام گردیده که اراضی استردادی داخل در صورتجلسات رفع تصرف وخلع ید بوده وربطی به اراضی ملی ندارد، براساس مستندات مذکوراسناد مالکیت آنرا هم در اجرای ماده 147و148 از اداره ثبت درسال 85 دریافت نموده ام، مقررات ماده 56 قانون ملی شدن اراضی قبل از انقلاب در روستا اجرا وقطعاتی به عنوان اراضی ملی در سوابق ثبتی منظور شده ، با ین وصف در شهریورماه امسال مامور اداره منابع طبیعی بدون اطلاع وحضوراینجانب وبدون استعلام از امواراضی وتحقیق از مطلعین اقدام به تهیه گزارش خلاف واقع برعلیه اینجانب مبنی برتخریب 850 متراز همان اراضی مستثنیاتی مسترد شده مورد احکام صادره به عنوان اراضی ملی نموده وشکایت آن را به دادگاه تقدیم که در جریان رسیدگی مقداماتی است. آیا باتوجه به اقدامات امور اراضی و احکام کیفری رفع تصرف وکارشناسیهای انجام یافته و اسناد رسمی اراضی، دادگاه حکم به محکومیتم میدهدیا شکایت منابع طبیعی را رد مینماید واگر حکم به ردشکایت صادر کند چگونه ازمامور منابع طبیعی بخاطر گزاش خلاف واقع شکایت کنم لطفا راهنمایی کامل عنایت فرمائیدو باتشکرواحترام فراوان ودعای خیر.

2پاسخ

بارها به دستور دادگاه دادگستری حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده است.از طرفی وفق گفته ها سند رسمی دارید که ماده 147است.طرف خود را منابع طبیعی اعلام داشته اید .آنچه که از اظهارات شما استنباط میگردد گزارش مامور تخریب اراضی است .در صورت هراقدام برای تغییر کاربری اراضی حتی اگر مالک رسمی باشید مرتکب تخلف شده اید .مگر اینکه تغییر کاربری گرفته باشید .فلذا صرف داشتن رای و سند موجب اعمال هر گونه تغییر در اراضی نمی باشد .می گویید در گزارش عنوان شده اراضی ملی در حالی که این زمین از اراضی ملی نمی باشد .به فرض ایراد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام متاهل و 27 ساله هستم 10 ماه است که ازدواج نموده ام مادر شوهر من در زندگی ما بسیار دخالت می کند. آیا می توان به علت دخالت در زندگی از او شکایت نمود؟ متاسفانه همسر من نیز دهن بین بوده و تحت تاثیر مادرش قرار دارد. مادر او دو بار فحاشی بسیار بد و بدترین فحش حیثیتی و ناموسی را که می توان به یک خانم گفت جلوی شوهرم و برادر شوهر 15 ساله ام به من داده است. و متاسفانه شوهرم نیز عکس العملی نشان نداده و می گوید او مادر من است و تو حقی نداری جواب او را بدهی و خودش نیز از من دفاع نکرده. من یکبار که تلفنی داشت با من صحبت می کرد مکالملت را ضبط کردم که در آن خودش و شوهرم به فحاشی او اعتراف کرده اند. آیا بر اساس این صدای ضبط شده و فحاشی های دیگری که او درباره خانواده ام نموده و صدایش را ضبط نموده ام می توانم از او شکایت نمایم و این می تواند مدرکی بر اثبات ادعایم باشد؟

2پاسخ

با سلام اولا دخالت در زندکی دیگریان جرم نیست.... دوماً فحاشی و یا حتی کمتر از آن که توهین است، جرم است . در خصوص ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام سوال: حدود یک ماه است که یکی از اقوام (در اصفهان) که راننده کامیون بوده( وبه تازگی (2 ماه ) این کامیون در مسیر عراق ،افغانستان و پاکستان و کشور های همسایه حمل بار های صادراتی مینموده است ) به دلیل حمل 15 کیلو کراک در زندان بیرجند بسر میبرد.و کامیو ن متعلق به شخص دیگری میباشد و فعلا کامیون نیز توقیف میباشد. لازم به توضیح است که این کامیون برای تخلیه بار حدود یک هفته تا ده روز در مرز میمانند( به دلیل صف های طولانی تخلیه بار) و به هنگام خواب بودن راننده احتمالا فرد یا افرادی یک محموله آکبند را که حاوی کراک بوده ، در زیر کامیون میبندند. فعلا از محل زندگی راننده و صاحب ماشین از طرف دادگاه اصفهان تحقیق به عمل آمده و هیچ گونه سوء پیشینه گزارش نگردیده است. حال با توجه به بیگناهی راننده ی از همه جا بیخبرو سهل انگار ، آیا حکم این مجازات اعدام است؟ آیا گرفتن وکیل برای راننده میتواند این حکم را تغییر دهد؟ آیا برای گرفتن وکیل ، بهتر است از اصفهان یا بیرجند اقدام کرد؟ (به جهت پرداخت حق الوکاله کمتر) و چگونه میتوان با یک وکیل در بیرجند تماس گرفت؟ در سایتها هیچ اسمی پیدا نکردیم اگر وکیل نگیرند آیا دادگاه برای وی وکیل تسخیری میگیرد ؟ و در این صورت وکیل تسخیری میتواند حکم اعدام را تغییر دهد؟ معمولا بعد از چه مدت حکم نهایی اعلام میشود ؟ و برای گرفتن وکیل چقد ر میتوان تاخیر کرد؟ آیا حق اعتراض به حکم وجود دارد؟ و اگر بعد از حکم دادگاه ، وکیل گرفته شود ، فایده دارد یا نه ؟ برای ترخیص کامیون چه باید کرد؟ خواهش میکنم به همه سوالات پاسخ دهید. متشکرم .

2پاسخ

با سلام.مطابق قانون باید مباشرت یا مشارکت فرد در ارتکاب جرم محرز باشد تا بتوان وی را محکوم کرد و در این خصوص هر چند به قطع و یقین نمی توان این امر را به راننده نسبت داد اما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام، مشکل من از این قرار است که پدر من که در قید حیات میباشد با سند سازیهایی خواسته فقط من را در بین 9 برادر و خواهر از ارث محروم کند. به این صورت که در تاریخ نهم اردیبهشت 1385 تمام املاک خود را که حدود 15 هکتار زمین و نصف سهم آب یک قنات میشود حسب ظاهر به صورت بیع شرط به نام شش برادر و 2 خواهر من به میزان مساوی هر کدام "یک هشتم سهم" منتقل نموده است. در صورتی که واقعا چنین چیزی نبوده و خرید و فروشی به هیچ عنوان در کار نبوده و تمام فامیل و مطلعین و شهود حتی از خود این افراد به این امر اقرار دارند. چنانچه که از نحوه سند سازیها هم مشخص است و در تمام اسناد قید نموده است که "خریداران مادام العمر فروشنده حق انتقال به غیر ندارند و منافع آن هم متعلق به فروشنده است" از طرفی از همانها" وکالت بلاعزل" گرفته است که خودش مادام العمر اختیار خرید و فروش املاک را داشته باشد. این اقدامات کلا جنبه صوری برای محرم کردن اینجانب از ارث داشته و بر خلاف دستور شرع و دین و فتوای مجتهدین میباشد و به هر حق ارث امری مطابق دستور الهی است. از طرفی در ماده 463 قانون مدنی هم داریم که:"اگر در بیع شرط معلوم شود که قصد بایع حقیقت بیع نبوده است احکام بیع در آن مجری نخواهد بود." و هیچ ثمنی هم رد و بدل نشده است. اگر " خریداران مادام العمر فروشنده حق انتقال به غیر ندارند" چگونه توانسته اند به او وکالت بلاعزل برای فروش و سایر موارد بدهند؟ چیزی که خودشان در آن حقی ندارند را چگونه میتوانند به دیگری ولو مالک اولیه وکالت آن را بدهند ؟! به هر حال بنا به اشکالات و موارد فوق خواستار راه حلی برای جلوگیری از تضییع حق خود هستم و چگونه میشود این اقدامات ساختگی را بلا اثر کنم و مانند سایر فرزندان به خق قانونی و شرعی خود برسم. با تشکر

2پاسخ

با سلام/دوست عزیز مطابق ماده 30 قانون مدنی هر مالکی نسبت به ما یملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد .به این قاعده تسلیط می گویند و ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام، شخصی بصورت بورسیه دکتری و به دلیل پرداخت شهریه دانشگاه ازاد در مقطع دکتری عضو هیات علمی رسمی ازمایشی دانشگاه ازاد اسلامی شهرستان میباشد.یعنی تعهد دارد تا 2 برابر مدت تحصیل در این دانشگاه خدمت نماید.این شخص بدلیل حقوق اندک دانشجویان بورسیه در حین تحصیل در یکی از نهاد های دولتی نیز استخدام رسمی و عضو هیات علمی در تهران میشود. دانشگاه ازاد اسلامی طی نامه ای از این نهاد دولتی درخواست کرده تا به دلیل استخدام در ان واحد دانشگاهی با نامبرده شاغل در نهاد دولتی تسویه حساب نماید. سوال بنده اینست که با توجه به اینکه بر اساس اصل 141 قانون اساسی دو شغله بودن مخصوص اشتغال در نهادهای دولتی است و نیز سمتهای اموزشی در دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی از این حکم مستثنی هستند و نیز اینکه دانشگاه آزاد اسلامی اساسا دولتی نیست تا موضوع اصل 141 قانون اساسی قرار گیرد ایا این درخواست دانشگاه از نهاد دولتی جنبه قانونی دارد و نهاد دولتی ملزم به تسویه حساب با فرد مذکور است؟خواهشمندم بفرمایید از نظر حقوقی چه تحلیلی بر این موضوع وجود دارد و این استاد دانشگاه چه عملی باید انجام دهد.با احترام ،دکتر نوریان

2پاسخ

استدلالتان در جایی کاربرد دارد که اصل آزادی و حاکمیت اراده ها نباشد . حسب ماده 10 قانون مدنی قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقدنموده‌اند، در صورتی که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مجدد ببخشید میدونم سرتون شلوغه قول میدم سوال آخرم باشه شرمنده فکر میکنم موضوع رو بد خدمتتون گفتم اگر اجازه بدید مختصرا توضیحی بدم بنده حدود یکسال پیش مشغول به فعالیتی در شرکتی شدم که مطمینم کار غیر قانونی ای انجام نمیدادند و نمیدهند تا اینکه حدود 8 ماه پیش از طریق همسایه هامون مطلع شدیم که برای تحقیقات از طرف پلیس قضایی آمده بودند (و حتی جالب بود که گفته بودند نه بنده و نه کسی از این جریان مطلع نشود و حتی شماره موبایل دو سه نفر رو هم گرفتند که بعدا تماس بگرند برای تحقیقات هیچ تماس دیگه ای نگرفتند)و کس دیگری هم برای تحقیقات نیامد با توجه به این موضوع و چون هیچ سابقه کار خلاف و یا بزهکاری ای نداشتم و مشغول به فعالیت دیگری هم نبودم به نظرم رسید مربوط به فعالیتهای شرکت باشد (تنها محل شبهه هم نامه های اداری شرکت به موسسات دولتی و اشخاص حقوقی بود) لذا تصمیم گرفتیم کلا زمینه کاری را عوض کنیم و از آن تاریخ به بعد هم کار را عوض کردیم و دیگه هیچ خبری هم نشده است ضمنا مجددا تاکید میکنم نتیجه تحقیقات محلی هم کاملا مثبت و به نفع بنده بوده است همچنین مجددا تاکید میکنم از طریق هیچ راه و منبعی کسی به بنده در این مورد چیزی نگفته و حتی خودم هم حدس زدم که ممکنه اتهام به کلاهبرداری باشه وگرنه در این حدود 8 ماه اخیر تنها خبری که شده همان تحقیقات محلی مثبتی بوده که انجام شده و اینکه حتی با توجه به اینکه شماره هایی را برای تماس برای تحقیقات گرفتند هیچ تماس دیگری هم با این افراد نگرفتند لذا به نظر شما این پرونده در چه شرایطی میباشد؟ آیا احتمال صدور قرار منع تعقیب هست؟و اینکه آیا منع قرار تعقیب به معنای بسته شدن پرونده میباشد؟ واقعا ممنونم

2پاسخ

صرف تحقیقات صورت پذیرفته نمی تواند دلیلی بر توجه اتهام به شما باشد و شبهه و نگرانی شما بی مورد بوده و اگر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یه سوال داشتم ازتون خواهش میکنم سریعتر جوابم رو بدید خیلی خیلی ممنونم ازتون بنده حدود سال گذشته در شرکتی کار میکردم که اتهام کلاهبرداری به آن شرکت زده شد برای همین موضوع هم پلیس قضایی به محل سکونت ما آمد و تحقیقاتی را بسیار مفصل انجام داد از آنجاییکه ما از اهالی قدیمی و با سابقه میباشیم و اینکه بنده سابقه بسیار بسیار خوبی دارم لذا تحقیقات به بهترین شکل ممکن به نفع بنده انجام شد و ضمنا این رو هم بگم که بنده فقط 22 سالمه و هیچ سابقه خلاف و سو پیشینه و یا حتی کوچکترین سابقه ای هم ندارم و اینکه هیچ مدرکی هم برای اثبات جرم پیدا نشد الان حدود 8 ماه از آن موضوع میگذره و هیچ اقدام یا پیگیری ای انجام نشده لذا میخواستم بدونم با توجه به اینکه حدود 8 ماه گذشته و اینکه بجز اون یکبار تحقیقات محلی اتفاق دیگه ای نیفتاد آیا این پرونده مختومه شده است؟ باور کنید بخدا زندگیمو درگیر خودش کرده خواهش میکنم کمکم کنید ضمنا آیا مرجع موثقی برای استعلام وضعیت وجود داره؟ ممنون

2پاسخ

با توجه به مدت 8ماهه مذکور در خصوص شما به نظر می رسد که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یه سوال داشتم ازتون خواهش میکنم سریعتر جوابم رو بدید خیلی خیلی ممنونم ازتون بنده حدود سال گذشته در شرکتی کار میکردم که اتهام کلاهبرداری به آن شرکت زده شد برای همین موضوع هم پلیس قضایی به محل سکونت ما آمد و تحقیقاتی را بسیار مفصل انجام داد از آنجاییکه ما از اهالی قدیمی و با سابقه میباشیم و اینکه بنده سابقه بسیار بسیار خوبی دارم لذا تحقیقات به بهترین شکل ممکن به نفع بنده انجام شد و ضمنا این رو هم بگم که بنده فقط 22 سالمه و هیچ سابقه خلاف و سو پیشینه و یا حتی کوچکترین سابقه ای هم ندارم و اینکه هیچ مدرکی هم برای اثبات جرم پیدا نشد الان حدود 8 ماه از آن موضوع میگذره و هیچ اقدام یا پیگیری ای انجام نشده لذا میخواستم بدونم با توجه به اینکه حدود 8 ماه گذشته و اینکه بجز اون یکبار تحقیقات محلی اتفاق دیگه ای نیفتاد آیا این پرونده مختومه شده است؟ باور کنید بخدا زندگیمو درگیر خودش کرده خواهش میکنم کمکم کنید ضمنا آیا مرجع موثقی برای استعلام وضعیت وجود داره؟ ممنون

2پاسخ

دوست عزیز، سوال شما ناقص مطرح شده و نفرمودید نقش شما در شرکت چی بوده. اما حسب همین مقدار فرمایش شما عرض میکنم که عدم اطلاع شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام خدمت شما وکیل محترم، خلاصه پرونده و سئوالاتم ازجنابعالی . سه سال پیش ما چند میلیون تومان بعنوان سرمایه گذاری به خلبانی با ظاهری موجه و فریبنده پرداختیم بعداز دو ماه هیچ سودی پرداخت نشد و اصل پولمان را طلب کردیم ایشان که همیشه به بهانه مختلف امتناع مینمودند. اینبار پیشنهاد ملاقات حضوری در دفتر یکی از دوستان را داد. مثل همیشه با لباس شیک آمدند اما در نهایت تعجب به ما گفتند هم سفته ها و حتی رسیدهایی که روزهای نخست دادم رابیاورید اینطوری به نفعتونه واینکه پای وزیر در بین است وتنها شصت ثانیه وقت دارید ... ناگهان چند مامور کلانتری سعادت آباد بدون حکم ریختند داخل دفترکه آدمربایان(ما)را دستگیر و ایشان را که با خونسردی عجیبی درحال خوردن چای و بیسکوئیت بودند نجات دهند. چند ساعت بعد درکلانتری بعد از صحبتهای طولانی با موبایلشان و ماموران کلانتری، صراحتا جلوی چشم همه اعم از پدر و دو برادرخانمشان عنوان کردند موضوع تنها اختلاف حساب بوده و به ما بدهکارند و به اصطلاح از ما کلی دلجویی کردند. اما چند روز بعد آگاهی شاپور احضار شدیم،بازجویی از همه ما انجام شد. نهایتا دادگاه همان ابتدا در حالیکه هنوز وارد اتاق قاضی نشده بودیم و با چند سئوال از آقای ر.ه قرار منع تعقیب ما را صادر کرد. برای گرفتن پولمان دو نفر از دوستان جهت شکایت به دادگاه جرائم اقتصادی در چهار راه کالج مراجعه کردند و تازه آنجا دانستیم ازچندین ماه پیش از آشنایی ما حکم جلب ایشان صادر و شدیدا تحت تعقیبند با همکاری ما دستگیر شد اسمش در جراید چاپ شد و پرونده یکی از قطورترین پرونده های دادگاه اقتصادی شد دو سال تمام طول کشید تا پرونده آماده صدور حکم گردید در جلسه آخر واقع دردادگاه شهید قدوسی آمدند و دفاع آخرارائه کردند(گفته بودند به جرم اخلال در نظام اقتصادی مجازات سنگینی برایشان در نظرگرفته شده) به ما هم گفتند بروید تا حکم به اجرای احکام میرسد و شما را خبر میکنند. قاضی محترم پرونده از شعبه منتقل شدند وبا دستور قاضی جدید ،بدلیل حجم پرونده و پراکندگی مبالغ تائید شده حسابرس رسمی قضائی، به دادسرای جدید (دادیار جدید در مرکز جرایم رایانه ای)ارسال گردیده بود. بعد از چهار ماه که فهمیدیم پرونده به دادسرا جهت ویرایش مبالغ تائیدی ارسال شده به آنجا مراجعه کردیم یکی از مسئولین شعبه مجاور که پرونده را مطالعه فرموده بودند وقتی نگرانی شاکیان را دیدند گفتند این درخواست معمول است و اجرای دستور حداکثر یکهفته زمان میبرد اما...مشکلات ما از اینجا شروع شد. یکسال و چند ماه میگذرد و هر چه فکر کنید در این شعبه دادیاری رخ داده است. تا مدتها وقت رسیدگی نمیدادند یا روز معین که ابلاغیه آنرا حضوری امضا کرده بودیم حدود چهل نفر شاکی آمدند اما جناب دادیار و دفتردارش مرخصی بودند و حتی برگه ابلاغیه که چندین نفرامضا کرده بودیم در پرونده نبود و... حتی یکبار برای پیگیری رفته بودیم بنده را با لحنی بدتر از متهم مواخذه کردند،که تو چکاره ای میگویی قاضی کاره ای نیست،مدرک آنهم سی دی بود که نزد ایشان بود. و هنگامی که بنده اصرار پخش آنرا کردم،گفتند هنوز خودم وقت نکرده ام بشنوم، و به ما با حالتی که گذشت کردند،گفتندزودتر بروید. چند وقت بعد شخصی را بعنوان کارشناس رایانه معرفی کردند که میبایست به پرونده ما رسیدگی نمایند، ما بعدها تصادفی ایشان را دیدیم، فهمیدیم از چهارماه پیش که پرونده را تحویل گرفته اند تا آنروز،طبق گفته خودشان سه چهار بار ملاقات حضوری با متهم داشتند.وتنها با موبایل بنده ویکی دونفر دیگرکه بعلت تهدیدها و مزاحمتهای دائم،تغییر کرده بود تماس گرفته بودند،اما شماره های دیگر اعم ازمحل کار و... در پرونده موجود بود ضمنا شماره تماس دیگر شاکیان هم اما ... البته بنده که دلیلش را تا کنون ندانسته ام چرا چندین بار حضوری با متهم به گفتگو پرداخته بودند.!! اصلا چرا دادیار گرامی دستور تحقیقات مجدد آنهم از ابتدای پرونده را صادر نمودند در حالیکه امر خواسته شده قاضی چیز دیگریست؟؟؟ کارشناس رایانه مذکور شروع کردند به بازجویی ما، و مدام میفرمودند که تمام مدارک موجود مشکوک است. حتی گفتند اتمام پرونده خیلی طول میکشه بهتر است که یک سوم مبلغ رو گرفته و ایشان با متهم صحبت کنند تا راضیشان کند و ما رضایت دهیم. چندین ماه گذشت اما هربار پیگیری کردیم ایرادهای عجیب گرفته میشد اما به یکباره گفتند تمام مدارک تائید شده وحداکثردو هفته دیگربه دادگاه اصلی ارسال میشود،البته دو ماه گذشت تا اینگونه شد. بعد از مراجعه متوجه شدیم به شعبه دیگری فرستاده شده که به دلیل اعتراض متهم به قرار منع تعقیب حدود سه سال پیش در خصوص آدمربایی رسیدگی شود. به دادسرا مراجعه کردیم و دادیار محترم فرمودند همان زمان در پشت قرار منع تعقیب ما به آن اعتراض شده اما از چشم چند قاضی که در این مدت پرونده را مطالعه نمودند به دلیل مشغله کاری پنهان مانده . اما دفتردار سهوا به ما گفت چون شخصی اقرار کرده باید رسیدگی شود تا آن مشخص نشود این پرونده به اتمام نمیرسد. تازه فهمیدیم کارشناس رایانه مذکور که از تمام تائیدیه های حسابرس رسمی قوه قضائیه ایراد میگرفت و کل پرونده را مجدد بررسی میکردند چرا به یکباره همه مدارک را تائید و گزارش داده بودند. ظاهرا یکی از شاکیان که مشکلات عدیده مالی دارند در برگه ای با اظهار ندامت،اقرار به آدمربایی!!!! با دیگر شاکیان پرونده نموده اند. قاضی محترم تجدیدنظر در حالیکه تنها پرونده اولیه شکایت از ما برایشان ارسال شده وهیچگونه اطلاعی از پرونده حجیم واتهامات مسجل آقای ر.ه نداشتند اعتراض را وارد دانسته اند.احتمالا بعلت اقرار همان شاکی، چون این اتهام سه بار به طرق مختلف رد شده است. اکنون برای تحقیقات بیشتر پرونده را به همان دادسرایی که اینگونه روند پرونده را با عدم رعایت عدالت منحرف نموده،ارسال کرده اند. ضمنا تمام ادعاهای فوق قابل اثبات هستند و شاهدانی میتوانند گواهی دهند. نکته مهم دیگر اینکه دراین مدت زمان دو وکیل فوق حرفه ای ایشان با مهارت باعث عدم تائید مدارک خیلی از شاکیان شدند به طرق مختلف زمان صدور حکم را به تعویق می انداختند و حتی در مواردی تهدید به اینکه بعنوان همدست در آدمربایی تحت تعقیب قرار میگیرند،رضایت همه شاکیان را جلب کرده اند.تا جایی که بنده اطلاع دارم و در دو مورد اطمینان پیدا کرده ام بدون پرداختن هیچ مبلغی و با استفاده از ضعف عدم اطلاع از حقوق هر فرد رضایت شکات حاصل گردیده. با توجه به اینکه اکثر دوستان مخالف گرفتن وکیل هستند،خواهشمندم قبل از اینکه دیر شود بفرمائید بهترین کارچیست؟؟ 1-دادخواستی برای قاضی که اعتراض را قبول کرده است بنویسیم و ماجرا شرح دهیم؟؟؟چه مواردی ذکر گردد موثرتر است؟ 2-دادخواستی به ریاست دادسرایی که پرونده میخواهد ارسال شود ارائه دهیم و اطاله دادرسی و عدم رعایت بی طرفی دادیار را بازگو کنیم تا به شعبه دیگر انتقال دهند؟؟؟کدام موارد دارای اهمیت بیشتری است؟؟ از شما بینهایت سپاسگزارم و منتظر یاریتان هستم.

2پاسخ

به نظر اینجانب گرفتن وکیل در خصوص پرونده ی جنابعالی نه تنها مفید بلکه الزامی است. و اما در خصوص سوالات شما حسب ماده ی 46 قانون آئن دادرسی کیفری دادرسان و قضات در موارد ذیل باید از رسیدگی امتناع نمایند و طرفین دعوی نیز می توانند ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در زمستان 87 از خانمی یک واحد اپارتمان بصورت وکالتی خریداری نمودم. نحوه آشنایی مراجعه با سازنده ساختمان به منزل ایشان جهت معرفی به عنوان مشتری بود. پس از اشنایی و تفاهمات اولیه بر سر قیمت اپارتمان، آن خانم به اصرار خودشان یک وکالت تام به بنده دادند تا امور آب و برق و شهرداری و... آپارتمان نوساز ایشان را پی گیری کنم تا بعد آنرا معامله کنیم ولی همیشه من از دریافت وکالت نامه پرهیز و همیشه نزد ایشان ماند و هیچگونه استفاده و یا سوء استفاده ای از آن صورت نگرفت. چند هفته بعد با توافقات قبلی و با اصرار ایشان بخاطر هزینه بالای بنگاه ، جهت تنظیم مبایع نامه در منزل ایشان با حضور شهود + سازنده ساختمان یک مبایعه نامه عادی تنظیم نمودیم که عینا تمام مطالب مبایعه نامه بنگاهی در آن قید شده است. مدارک اینجانب عبارت است از : مبایعه نامه عادی + رسید دریافت وجوه پرداختی + اقرار نامه عادی فروشنده (آن خانم) مبنی بر انجام معامله و دریافت وجوه و تحویل آپارتمان با خط و امضاء خودشان و امضاء سازنده ساختمان و 2 شاهد + وکالت بلاعزل ضمن عقد لازم خارج + تصرف + قرارداد انجام کارهای نیمه تمام اپارتمان مذکور با امضاء فروشنده ، اینجانب، سازنده ساختمان و دو تن از همسایگان فروشنده که سازنده ساختمان چکی در وجه اینجانب بابت کارهای نیمه تمام اپارتمان با ذکر پلاک ثبتی ان صادر نموده است. اکنون پس از یک سال و نیم اخیرا آن خانم فروشنده آپارتمان مذکور با طرح شکایتی با عنوان خیانت در امانت ، جعل عنوان ، امیدوار کردن به انجام برخی امور و کلاهبرداری علیه اینجانب با معرفی 4 شاهد ادعا کرده است که اینجانب طی 6 ماه رفت و آمد به منزل ایشان با جعل عنوان گفته ام که وکیل و اطلاعاتی هستم و پاسپورت و 700 هزار تومان از وی دریافت نموده تا او را درسفرحج ثبت نام نمایم ، شهود ادعای شاکی را تایید و بازپرس قرار 20 میلیونی برایم صادر نموده است. من دکتر و کارمند هستم . در تمام مراحل باز پرسی ادعاهای شاکی و شهود ساختگی او را تکذیب و تمامی اتهامات انتسابی را رد نموده ام. در ضمن هنوز ساختمان فک رهن نشده است.باز پرس از اداره ام استعلام نموده و مدیر کل در جواب نوشته اند: حسب سوابق علمی و تجارب تحقیقاتی نامبرده بعنوان مشاور اینجانب در امور مطالعاتی و تحقیقاتی می باشند و تاکنون در امور محوله هیچ گونه قصوری از ایشان دیده نشده است. استدعا دارم راجع به نحوه رسیدگی به پرونده هر آنچه لازم می دانید توضیح بفرمایید و راهکار خروج از این توطئه که گویی با تبانی سازنده ساختمان طراحی شده مرا نجات دهید . از لطف حضرتعالی بسیار سپاسگذارم.

2پاسخ

با عنایت به مطالب مطروحه از جانب شما و با عنایت به ظاهر مطالب ارائه شده از ناحیه حضرتعالی باید به عرض برسانم که اولاً بنابر آنچه که شما فرموده اید و مدارکی که مثبت مالکیت شما هستند، مالکیت شما بر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراماً به استحضار می‌رساند 1-احتراما اینجانب کارمند یک نهاد عمومی غیر دولتی می باشم که باتقدیم این گزارش و با عنایت به ادلة موجودکه عبارت است از تصویریک نامه (این نامه بصورت فایل اسکن شده می باشد که از طریق ایمیل برای چندین نفر ارسال شده است و یک نسخه از ان به دست من رسیده که دقیقا صادر کننده وگیرندگان این ایمیل قابل شناسایی هستند)و توسط رئیس اینجانب خطاب به یکی از معاونین ان سازمان نوشته ومنتشر شده است ،موارد اعلام شکایت خود را از چهار نفر از کارکنان ان سازمان (1-نویسنده ومنتشر کننده نامه 2- مخاطب نامه 3-و4- دونفر که در متن نامه قید شده است عینا گزارش مشابهی را اعلام و نوشته اند)را که هر یک به نحوی از انحاءبا اعمال و رفتار نادرست خود و عدم رعایت موازین قانونی و نقض عمدی قوانین و مقررات مربوط موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودندرا جهت تحقیق ورسیدگی به هیات تخلفات اداری،حراست و بازرسی سازمان مزبورارائه دادم .و درخواست تعقیب و مجازات نامبردگان به استناد قانون مورد استدعابوده است .که پیگیری های اینجانب تاکنون نتیجه ای را در بر نداشته است . قضیه نامه 2-رئیس من یک نامه وگزارش کذب و برخلاف واقع رابه قصد اضرار به من نوشته و به انگیزه هتک حیثیت اینجانب خطاب به معاون سازمان و برای سایر اشخاص نیز بوسیله اینترنت ارسال ،گزارش، اعلام ومنتشرکرده است که بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است وبه همین دلیل از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدگی به تخلفات اداری خود داری نمودند. زیرا ایشان با دروغ ‌پردازی‌ و نسبت‌ دادن‌ امری‌ برساخته‌ و دروغین‌ و صحنه سازی دراین گزارش کذب به منظور هتک حرمت و حیثیت من، نسبت‌ ناروا، خلاف واقع و دروغ‌ رابه‌ من داده ، موضوع و امری ارتجالی و از پیش خود ساخته را که اساسا و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است و کذب محض است رابه دروغ و برای زیان به من و با علم و اطلاع به کذب بودن آن، عالما و عامدا و با سوء نیت خاص ،‌ صراحتا‌ این عمل‌ مجرمانه‌را‌به من نسبت داده اند .لازم به توضیح است من این نامه را که نامبردگان از آنرا از چشم قانون پنهان کرده بودند پس از کشف جهت رسیدگی قانونی به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری و بازرسی سازمان تحویل دادم. 3-دراین نامه رئیس من به قصد اضرار به من اکاذیبی(ادعای جعل امضاءو اسناد –دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول وجعل امضاء و غیره به شرح متن نامه ) نوشته وآنرا منتشر نموده و من را بعنوان جاعل معرفی کرده است و این گزارش در سربرگ رسمی سازمان با استفاده از عنوان رسمی و با دستخط و امضاء ایشان خطاب به معاونت صورت گرفته است . 4-همچنانکه صراحتا در این نامه سراسر کذب بیان شده است دو نفر دیگر در گزارش سراسردروغ(ادعای جعل و دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری ...) یعنی (همان ادعاهای رئیس را تایید کرده وگزارش کرده اند)بر علیه من به و معاونت سازمان ارائه داده اند . 5-این اکاذیب که تماما کذب محض بوده و صرفا به قصد اضرار و تخریب شخصیت حقیقی وحقوقی من توسط رئیس وبا دست خط شخصی ایشان نوشته و منتشر شده است و ایشان از این طریق وبا استفاده ابزاری از این نامه سراسر کذب باعث صدمات جبران ناپذیری به بنده گردید که متن نامه بخوبی بیانگر آن است. 6-از آنجایی که آبروی مسلمان به منزله خون اوست واساسا تهمت از نظر شرعی و عرفی و اخلاقی عملی زشت وناپسند و نفرت آور است . معلوم است که مقصود و منظورایشان دراین گزارش خلاف واقع بیان مطلبی سراپا دروغ برای ضرر زدن و هتک حیثیت من بوده است. جهت روشن شدن حقیقت،نظر آن مقام محترم را به نکات زیر جلب می نماید: 7-این افراد به موجب کدام قانون ومقررات سازمان گزارشهای خلاف واقع و سراسر دروغ خود راکه درهیچ مرجع قانونی و ذیصلاح رسیدگی نشده است را به مقامات رسمی در خارج از سازمان داده اند.و در نهایت از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدکی به تخلفات اداری خود داری نمودند. بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است. 8-پست سازمانی و شرح وظایف و تکالیف کدامیک از این افراد اجازه انتشار چنین گزارشهای سراسر کذبی را به خارج از سازمان ازجمله یک مقام رسمی را فراهم نموده است.لذاایشان در انجام وظیفه محوله تعمداً قوانین و دستورات مربوطه را نادیده گرفته و نقض نموده اند . تخریب شخصیت حقیقی و حقوقی من توسط این افراد با چه نیتی وبرای حصول به چه مقصودی انجام گرفت .؟ - دلیل آنها برای این اقدامات غیر قانونی چه بوده است ؟! - کدامیک ازاین افراد صلاحیت رسیدگی و ارائه گزارش و انتشار چنین گزارشهای راداشته اند؟! -چه دلیل ومستنداتی برای این ادعاهای کذب ارائه کرده اند؟!(دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری وادعای جعل امضاءو...).(هیچکدام از این افراد کارشناس رسمی در خصوص جعل وخط نیستند) 9-این افرادبوسیله این گزارشهای کذب وبا این رفتار غیرقانونی حیثیت و حرمت اینجانب رانزد مقامات رسمی لکه دار ساختند. 10-از انجا که دست یافتن به گزارشهای اداری و مالی سازمان در صلاحیت مقامات و مسئولین ذیصلاح در سازمان است و دست یافتن به آن جز برای عده معدودی که صلاحیت آن را دارند جایز نیست .لذا منظور ایشان از افشای این گزارشهای کذب ،اعلام و افهام آن به مقامات رسمی خارج از سازمان چه بوده است. 11-نامبردگان خارج از حدود وظیفه و صلاحیت و اختیارات خود عمل نموده اند،با اعمال غیر قانونی و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خود و ارائه گزارشات کذب مستند این نامه موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودند. 12-نامبردگان بر طبق قانون و عرفاً مکلف به تهیه گزارش و انعکاس مطالب و وقایع فوق الاشاره به مسئولین و مراجع صالح قضایی بوده اند،اما آنها حقایق را پرده پوشی کرده و با تحریف حقیقت در گزارش و گواهی های مربوط اعمال و وقایع و مطالب کاملاً نادرست و خلاف را مورد تأیید و گزارش قرار دادند . 13-البته نامبردگان از پست سازمانی ،موقعیت ممتاز از لحاظ سطح اداری برخوردار می باشند . 14- علی هذا با عنایت به مراتب فوق وبه منظور جلوگیری از تضییح حقوق قانونی ام تلاش نمودم که موضوع از طریق قانونی و بدون توجه به موقعیت و پست سازمانی افراد فوق ونه براساس روابط بلکه براساس ضوابط پیگیری ورسیدگی شود که دراین را کاملا ناموفق بوده ام و حوزه های دریافت کننده شکایات یعنی 1-هیات تخلفات اداری،2-حراست و 3-بازرسی سازمان سکوت اختیار کرده اند . معهذا بدین وسیله از آن مقام محترم تقا ضا دارم ضمن بررسی موارد بیان شده فوق راهنماییها،رهنمودهاو ارشاد قضایی بفرمایند.

2پاسخ

با سلام واحترام دوست عزیز شما می توانستید سوال خود را کمتر از 3 سطر مطرح نمایید در اکثر مواقع زیاده گوئی باعث میگردد مطلب اصلی گفتار شما گم شود ومخاطب، اصل مطلب را نفهمد. و اما راه حل : شما با طرح دعوی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده در تاریخ اردیبهشت 84 یک شرکت سهامی خاص تاسیس نمودم . این شرکت دفتر کار مشخصی هم نداشته و از زمان ثبت به دنبال کار بودیم. در تاریخ اسفند 84 با یکی از دوستان دانشگاهی خودم شروع به فعالیت های علمی و تحقیقاتی نمودم بدون اینکه این فعالیت ها ربطی به شرکت من داشته باشد... برای همکاری مشترک هم هیچ قرارداد کاری یا بیمه یا نامه ای رد و بدل نشده است . الان ایشان به اداره کار شکایت کرده اند و گفته اند که کارمند من بوده اند ( از تاریخ اسفند 84 تا مهر 88 ) و تقاضای حقوق و مزایا عیدی و پاداش و ... کرده اند... در حالی که فقط و فقط همکاری ایشان در حد نوشتن 100 صفحه گزارش و بدون حضور در مکان خاصی بوده است یعنی در منزل انجام داده اند. شرکت هم محل خاصی نداشته ولی در سربرگ ها ادرس منزل من زده می شد... الان کارشناسان وزارت کار به من می گویند ایشان می تواند بدون قرارداد شکایت کند و این شما هستید که باید ثابت کنید ایشان کارمند شما نبوده است. لطفا راهنمایی بکنید من به چه صورتی باید از خودم دفاع کنم... در حال حاضر هم من و هم ایشان دانشجو هم هستیم.

2پاسخ

با عرض سلام و خسته نباشید در خصوص سوال شما باید عرض شودچون در قانون کار در خصوص اثبات قرارداد کار ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام میخواستم در مورد نحوه رسیدگی به مزاحمت تلفنی یک تو ضیح دهید سوال دوم اگر چنانچه شاکی و شخصی که مورد اتهام این جرم با هم تماسهای طولانی داشته باشند و هم را بشناسندحال اختلافی پیش بیاد و شاکی برای انتقام و بدست اوردن ادرس بیاد و با وسیله شماره موبایلی که از فرد مورد اتهام به دادسرا تقدیم کنه وچون می دانید ادرس مشترک مخابرات نمی ده مگر با دستور قضایی و ادرس شاکی بدست بیاره و فقط در شکایت بنویسه متهم فرار می کنه اگر ابلاغ ببینه و حکم جلب بگیره و دادسرا هیچ اقدامی برای اینکه ایا فرد مورد اتهام به تهدید و مزاحمت تلفنی تحقیقی صورت نگرفته که ایا حقیت داره موضو نسبت دادن شکایت یانه . حکم جلب صادر باورد به منزل البته شاکی یک شماره همراه اعتباری نسبت داده که اصلا به نام من نیست ودادسرا هیچ تحقیقی نکرده در مورد مالک شماره و به من نسبت دادند حال حکم منع تعقیقب قرار گرفته سوالی که ایجاد می شود سه سوال سوال اول در تاریخ 25 شکایت به وسیله معاون دادستان دستور تحقیق می دهد به پاسگاه که تحقیق بشه که پاسگاه ادرس موبایلی که در ارتباط بودیم که داوم هست ادرس می گیره و می نویسه به گفته شاکی احتمال فرار شاکی هست و در مورد تحقیق در مورد مزاحمت که با چه شماره ای و ایا بنده انجام می دهم یا نه یا شاکی ار شکایت سو نیت داره یا نه تحقیقی نمی شود و در تاریخ 28 به بازپرسی ارجاع می دهد بازپرس برای تحقیقات و اینکه ایا اتهام من انجام دادم یانه دستور تحت کنترل شماره مورد نظر می دهد تا اینکه در 29 یعنی فردای انروز شاکی به سرپرست دادسرا مراجعه می کنه با شکایتی که بنده اونا دارم تهدید می کنم و مزاحمت ایجاد می کنم و دستور جلب منا می کنه که سرپرست دادسرا با توجه به اینکه پروند ه در دست تحقیق بوده ابا اتهام مورد توجه بند هست یا نه تا بعد اگر مورد توجه من هست تصمیم اتخاذ کنه که سرپرست دادسرا که سمت معاون دادستان داره دستوره جلب منا می دهد سوال اول ایا بازپرس داشته تخقیق می کرده که اتهام مورد توجه من هست یا نه معاون دادستان سرپرست دادسرا می توانسته وارد عمل بشه بدون اینکه ایا شاکی از شکایت سو نیت داره یا نه دستور جلب بدهد؟ سوال دوم در مورد شماره همراهی که مورد ادعای انها هست مسج تهدید امیز و حک حثیت و مزاحمت تلفنی از مخابرات استلام گرفته نشده ماله چه شخصی ایا ماله بنده هست یا نه ایا تخلفه یا نه به استناد چه قانونی لطفا تو ضیح دهید سوال سوم ایا بنده می توان اعاده حثیت کنم که شاکی به بنده افترا زده و سو نیت داشته از شکایت و ذهنه دادسرا را می خواسته به انحراف بکشه با یک مسج تهدید دویست ملیونی که شماره ماله من نیست نسبت داده و هدفش این بوده که با ابروی بنده بازی کنه سوال سوم ایا کار دادسرا تخلف بوده در مورد مالک شماره تحقیقی صورت نداده

2پاسخ

با سلام دوست عزیز به نظر می رسد قبلا پاسخ شما را داده باشم به هر حال مزاحمت تلفنی ...

مشاهده پاسخ کامل