جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09128394852 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید





1سوال

سلام - پدرم بیست سال پیش یک قطعه زمین 250 متری بعنوان هدیه عروسی از شخص در بنگاه معاملاتی با قولنامه برایم خرید و پول آن را در بنگاه به فروشنده نقدا پرداخت نمود . من فقط قولنامه را امضا کرد م،زمین را حصار کشی کرده و تا حالابه همان صورت مانده بود، اوایل سال 95 زمین را با قولنامه به شخص دیگری فروختم بعداز دو ما شخص خریدار اقدام به اخذ سند رسمی میکند و متوجه می شود که مالک اولیه اقدام به اخذ سند نموده کارهای اداری را انجام داده ولی سند را اخذ ننموده سند آماده تحویل می باشد (قبل از فروش زمین با قولنامه به من )، با مراجعه به من نزد وراث مالک اصلی رفتم که بعضی از وراث حاضر به دادن نشده اند که مجبور به طرح دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی از طرف خریدار به خواندگی من و وراث نمود.که در جلسه اول وکیل وراث ادعای جعل امضاء پدرشان نموداند که علیرغم آوردن نسخه ثانی صاحب بنگاه معاملاتی وتائیدآن ،کارشناسان خط و امضاء ، امضاء مورث را تائید ننموداند حالا تکلیف من چیست ؟ چه حکمی برای من صادر می شود ؟باتوجه به اینکه من ملک را با قولنامه به خریدار فروخته ام و هیچ اطلاعی از داشتن سند نداشته ام و نزدیک به بیست سال است که زمین در تصرف اینجانب می بود و همسایگان مجاور ملک نیز استشاهد تنظیمی را نیز امضاء نموده و در دادگاه شهادت داده اند. ممنون میشم اینجانب را راهنمایی فرماید در صورت امکان جواب را به ایمیلم ارسا ل فرماید با تشکر

2پاسخ

با سلام اولا باید در دادگاه صحبت از فروش نکنید چون در این صورت دعوی فعلی شما رد می شود. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و عرض خسته نباشید. قطعه زمینی به مساحت 2000 متر وجود دارد ک بین وارثین تقسیم شده است اما بنیاد علوی (پهلوی سابق) هم در این زمین سهمی دارد. در سال های بسیار قبل وقتی ک صاحب اصلی زمین در قید حیات بوده، فردی به نمایندگی از بنیاد مذکور سالانه دو بار مبلغی را بابت حق زمین از صاحب زمین دریافت میکرده اما گویا مسیول مذکور مبالغ را به بنیادمذکور تحویل نمیداده و قبوضی بابت پرداخت هم وجود ندارد تا مدرکی دال بر پرداخت این مبالغ سالیانه باشد و مسیول مذکور هم سالیان درازیست که در قید حیات نیست. بعد از فوت صاحب اصلی، در حال حاضر 5 وارث و بنیاد علوی در این زمین سهیم هستند و به همین دلیل فروش زمین با مشکل مواجه شده است. سوال این است که اولا چه میزان از زمین حق بنیاد است؟ دوما آیا میتوان تمام زمین را به اسم یکی از وارثین زد و به او وکالت داد تا کار های مربوط به زمین را انجام دهد یا به دلیل مشکلاتی که این نوع وکالت ها در سال های اخیر به وجود آورده، قانون از انجام چنین کاری جلوگیری میکند؟

2پاسخ

در خصوص سوال اول : اینکه سهم وارثین و بنیاد چقدر است را شما متناسب با زمی ، اسناد آن و تصرفات می توانید حساب کنید به طور مثال اگر همگی سهم مساوی دارید باید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مدت 30 سال است که کل املاک موروثی و باغات در یک روستا توسط محمد (یکی از وراث) کشت و نگهداری می شود چون بقیه وراث اصلا در روستا زندگی نمی کردند. در سال 94 یکی از ورثه به نام اصغر درخواست تقسیم ترکه کرد و پس از ارجاع امر به کارشناس رسمی، دادگاه گزارش اصلاحی صادر کرد و گفت زمینهایی اندازه گیری شده توسط کارشناس رسمی به صورت توافقی بین طرفین تقسیم شود و تکلیف یک زمین اختلافی 500 متری با ارائه یک دادخواست جداگانه مشخص شود. حکم صادره به اجرای احکام ارسال شد ولی اصغر حاضر به تقسیم نشد و درخواست دستور موقت در خصوص کلیه زمینها داد که دادگاه دستور موقت را در قبال 10 میلیون تومان صادر کرد و محمد به دستور صادره اعتراض کرد و با واریز 20 میلیون تومان دستور موقت به نفع محمد لغو شد. در خصوص این زمین 500 متری که محمد یک گاوداری در بخشی از آن احداث کرده بود یک سند عادی به نام پدر وراث وجود داشت و همه ورثه در سال 84 شکایت اثبات مالکیت کرده بودند و دادگاه با تنفیض این سند عادی، مالکیت را تایید کرد. ( آیا شکایت همه ورثه در سال 84 حکایت از اذن بقیه ورثه برای ساخت گاوداری به محمد نمی باشد) اصغر با استناد به این حکم درخواست خلع ید این قطعه زمین را داد و محمد در دادگاه اعلام کرد که حاضر است قسم بخورد که با اذن تمامی ورثه گاوداری را احداث کرده و نیز آماده تقسیم این زمین و سایر زمینها است ولی دادگاه بدوی حکم خلع ید مشاعی داد. چه لایحه ای باید به دادگاه تجدید نظر داد تا اولا حکم دادگاه بدوی رد شود و ثانیا در صورتیکه نتوان حکم بدوی را باطل کرد از خلع ید و تعطیلی گاوداری جلوگیری به عمل آورد. ثالثا در صورت عدم رخداد هیچ یک از دو حالت قبل، اگر محمد از اجرای حکم خلع ید سر باز زند چه عواقبی خواهد داشت؟ ممنون

2پاسخ

از ظاهر قضیه این بر می اآید که پس از گزارش إصلاحی محکوم له با قرار منع فروش و وا گذاری ملک را از خرید و فروش متوقف مرده بود و به دلیل پرداخت خسارت ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام. چند فقره چک به دوستم دادم که درموعد مقرر اقدام به پاس کردن انها ننمود.ذوتا سفته 5میلیونی ازش ذاشتم که اجرا گذاشتم اما روز دادگاه ذوستم نیومد.باتوجه به مرگ والدینش به تازگی ایشان ازخونه پدری بیرون رفته ومستقلا خانه ای اجاره کرده و باخانمی زندگی میکند (صیغه کرده)علاوه بر خانه پدری مقداری هم زمین بهش ارث رسیده که هنوز انحصار وراثت نکرده اند.درضمن مغازه ای هم اجاره کرذه.حالا که قصد ندارد به هیچوجه چکها را پاس کند من میتونم توقیف اموال بگیرم؟؟در رابطه با خانه ومغازه اجاره ای چه؟؟؟انها هم جزو اموال ایشان میشود یا نه؟؟درضمن یک چک هم به تاریخ 30 اردیبهشت دست ایشان دارم باتوجه به اینکه چون مدرکی ندارم منکر گرفتن چک شده ودقیقا در همان روز من چکی دیگر دارم وهیچ دسترسی به طرفم ندارم که وجه چک رانقدا بپردازم و چک را بگیرم و به لحاظ مالی هم توانایی ریختن وجه چک دوستم ونهایتا بستن ان چک را ندارم؟؟ ایا میتوانم اعلام مفقودی چک بکنم؟؟؟؟باتشکر

2پاسخ

چون کلیه ورثه درسهم الارث پدری شریک هستند شمامی توانید به میزان طلب خود ,حصه ارثیه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

زمینی کشاورزی دارای اسناد اصلاحات ارضی در ادارۀ ثبت از ماترک یک متوفی میباشد آیا احدی از وراث با هرمقدار سهم، به تنهایی میتواند درخواست سند کند؟ در غیر اینصورت حداقل سهم وراث برای درخواست سند چقدر است؟ مراحل اقدام تا قبل از ارائۀ احتمالی دادخواست قضایی چگونه است ؟ باتشکر

2پاسخ

نحوه انتقال سند به نام وراث مطابق قانون به شرح ذیل می باشد ـ ثبت ملک به نام وراث در دفتر املاک ماده 105 آیین‌نامه قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1317 با اصلاحات بعدی مقرر می‌دارد: «در مورد انتقال ملک به ورثه باید بعد از احراز انحصار وراثت و سمت ورثه نسبت به مورث ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

پدرم سه قطعه زمین داشت ودرسندی مکتوب در خرداد ماه سال 83 اعلام می دارد که زمین اولش را دوسهم برای پسر و یک سهم برای دختر(همگی عاقل وبالغ) تقسیم می نماید. همچنین اعلام می دارد قسمتی از زمین دوم را مانند زمین اول دوسهم برای پسر و یک سهم برای دختر تقسیم می نماید و برای قسمت باقی مانده از زمین دوم می گوید با نظارت وصی وناظر نمازوروزه وثلث پرداخت شود و بین ورثه تقسیم شود(در سه جای سند از فرزندان به عنوان وارثان یاد می کند).برای قطعه سوم می گوید تازمان حیات در اختیار شخص دیگری باشد و پس از فوتش بین وارثان فوق تقسیم شود.در انتهای سند می گوید تا زمانی که زنده است کلیه زمینها در تصرف خودش می باشد و خود و وارثان حق فروش و واگذاری به غیر را ندارند.درانتها سند نام فرزندان ذکر شده و به عنوان وارثان این سند را امضاء می کنند.(در لحظه تنظیم سند فرزندان وی تنها وارثانش می باشند) قطعه اول تنها بصورت کروکی برروی کاغذ به قطعاتی تقسیم می شود که بر روی قطعات تقسیم شده هیچ اشاره ای به نام فرزندان منتفع از قطعات نمی شود و صرفا ترسیمی از پلاک ها به ابعاد مشخص می باشد.کروکی به امضای فرزندان از جمله اینجانب رسیده است.(زمین عملا تقسیم نمی شود) سه ماه پس از تنظیم سند فوق (شهریور83)، پدرم زمین اولش را به اینجانب مبایعه می کندواینجانب در سال های 85 و86سابقه تصرف نیز دارم. 9سال بعد(تابستان 92) خواهران اینجانب مجددا زمین اول را به ابعادی متفاوت از مندرجات تقسیم نامه فوق تقسیم می کنند و همزمان از اینجانب به دلیل قطع درختان باعنوان تصرف عدوانی شکایت می کنند.پدرم در دادسرا یکبار منکر فروش و یکبار اقرار به فروش به اینجانب نمود. همچنین پدرم در آذر امسال اقرار محضری به خواهرانم داد که زمین را در سال 83 بین فرزندانش به پیوست کروکی فوق الذکر تقسیم وبه فرزندانش تحویل نمود ولی به این شرط که تا پایان عمر در اختیارش بماند(که توضیحات لازم در خصوص آنچه عملا در موردنحوه تقسیم و تملیک فرزندان اتفاق افتاد به استحضار رسید) ضمن قدردانی از زحمات شماسوال اینجانب: 1- آیا فروش زمین اول از طرف پدر وخرید اینجانب قانونی است ؟ 2- برداشت شما از کلمه و نوع تقسیم ذکر شده دراین سند و نوع مالکیت احتمالی شاکیان چیست؟

2پاسخ

البته ابهاماتی در توضیحات فوق وجود دارد مثلا اگر تقسیم صورت گرفته به قوت خود باقی بوده پس چگونه سه ماه بعد قطعه ای از آن را به شما فروخته است؟ لکن ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام یک قطعه زمین کشاورزی با مساحت 14 هکتار وجود دارد که پدر بزرگ من و دوستشان به صورت مشترک و مساوی در آن سهیم بوده اند . بعد از پیروزی انقلاب و فوت پدر بزرگ من، اهالی روستا اقدام به تصاحب زمین کردند که پس از طرح شکایت ،دادگاه حکم به نفع ورثه ی پدر بزرگ من و شریکش داد ولی روستاییان زمین را تخلیه نکردند و با وجود اینکه بارها دادگاه مأمور برای تخلیه زمین به محل اعزام کرد ولی همچنان روستاییان به کشت و کار در آنجا مشغول بودند و حتی ذره ای از محصولات زراعی را در اختیار صاحبان اصلی قرار نمی دادند بارها و بارها شکایت صورت گرفت و هر بار دادگاه رأی به نفع ما داد. پس از گذشت نزدیک به 10 سال تصمیم به فروش زمین به روستاییان گرفته شد و در دادگاه ذکر شد که چنانچه تا 1 ماه پس از تاریخ دادگاه روستاییان اقدام به واریز کل مبلغ توافق شده بنمایند این زمین به آنان انتقال داده خواهد شد و در صورت تأخیر در واریز کل مبلغ زمین حتی به اندازه ی 1 روز این قرار کلا منتفی خواهد شد و هیچگونه حق اعتراضی برای آن جایز نیست.روستاییان مجددا خلف وعده نمودند و حدود 6 ماه در پرداخت پول از تاریخ تعیین شده تخطی نمودند. در جلسه دادگاه بعدی که به همین دلیل برگزار شده بود پدرم به نمایندگی از ورثه ی پدر بزرگم اعلام کرد که بعلت تخطی از قرار فی مابین ملک را انتقال نمی دهد و مبلغ واریز شده را به عنوان اجرت المثل این همه سال برمی دارد ولی شریک پدر بزرگم سهم خود را انتقال داد. مجدد شکایت صورت گرفت و اینبار دادگاه رأی به نفع روستاییان دادپدرم در حضور قاضی کتبأ اعلام کرد که رأی دادگاه را قبول ندارد و این رأی را به منزله ی اجحاف و نادیده گرفته شدن حق خود می داند و از بسته شدن پرونده جلوگیری کرد . پس از آن پدرم از دنیا رفت و حدود چند سالی است که پرونده بلا تکلیف است اکنون می خواهم بدانم آیا من بعنوان وارث پدرم می توانم شکایت را به دیوان عدالت اداری بفرستم؟ و اینکه اصلا امکان برد در این پرونده وجود دارد؟در ضمن اگر دادگاه آن پول را بابت ارزش پولی زمین به حساب آورد تکلیف اجرت المثل آن 15 سال چه می شود؟

2پاسخ

با سلام به شما برای پاسخ به سوال شما ذکر چند نکته لازم و ضروری است : اول اینکه محاسبه ارزش ریالی زمین ، برابر توافق طرفین یا نظریه کارشناسی تعیین میشود و در صورت سوال شما بصورت ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام ، عرض ارادت و سپاس فراوان از راهنمایی پرقدرتان پس از کش و قوس های فراوان سرانجام در سال 1370(تقریباً 20 سال پیش)، طبق تقسیم نامۀ تنظیمی با حضور کلیه وراث ، تنی چند از معمرین و معتمدین روستا و بعلاوه اعضای محترم شورای روستا، تمامی ماترک «موصی»، وفق وصیت متوفی، به تفکیک نوع و میزان سهم هر یک از «موصی لهم»، با تراضی و تأیید کلیۀ اعضا همراه با تنفیذ یکا یک «موصی لهم» و دیگر شاهدین، به هر یک از ایشان واگذار و تسلیم شده و تماماً در صورت جلسۀ تنظیمی مستند گردیده است. بعلاوه از آن تاریخ تاکنون هر یک از ورّاث اقداماتی از جمله: فروش ، تعویض و ... را نسبت به اموال خود اعم از منقول یا غیرمنقول اعمال داشته اند. مضافاً می بایست متذکر شد که از تاریخ تنظیم سند ، به تجاهل و تسامح ، تابحال هیچ اقدامی در خصوص «حصر وراثت» از سوی هیچ کدام از ورثه بعمل نیامده است. معهذا طی این سالها، به سبب بروز اختلافاتی بین موصی لهم - لازم به اشاره است که موضوع دعوای پیشآمده میان ورّاث، مطلقاً در رابطه با اموال تقسیم شده ، میزان سهم تخصیصی به کلیۀ موصی لهم یا نحوۀ واگذاری ماترک نبوده و نیست _ و بعلاوه به دلیل وجوب اخذ سند مالکیت و یا ارائۀ گواهی «حصر وراثت» بمنظور «تغییر کاربری» املاک تحت اختیار اینجانب و متعاقباً دریافت تسهیلات بانکی؛ عملاً هر گونه اقدامی از ناحیۀ اینجانب جهت صدور گواهی «حصر وراثت» موقوف بر اخذ امضاء کلیه ورثه است - و از میان 9 نفر از کلیۀ اعضای موصی لهم، سه تن آنان به دلیل بروز اختلافات فی مابین ، بکلی از انجام این عمل سرباز زده و امتناع می ورزند- فلذا کسب گواهی حصر وراثت برای اینجانب ناممکن بنظر می رسد. در پایان خواهشمند است در مورد مسئلۀ پیش گفته، بنده را راهنمایی فرموده و راه حل مقتضی جهت اخذ گواهی «حصر وراثت» و یا هر طریقی که امکان اخذ سند تملیکی را برای اینجانب میسر می سازد ، پیش رویم بگذارید. با سپاس فراوان از زحمات بی شائبه تان

2پاسخ

بسمه تعالی با سلام البته از نوع نگارش و انشاء سوال مشخص است که از مضامین و مفاهیم حقوقی بی اطلاع نمی باشید . لاجرم در پاسخ عرض می گردد : بموجب ماده 360 قانون امور حسبی ...

مشاهده پاسخ کامل