جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121192093 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید



1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

مطابق قانون علیت عمومی این شرایط معلول حوادثی در گذشته است و ناگهانی ایجاد نشده است .تامل نمایید چه کرده اید که منتج به این رفتارها شده است .شیوه رفتاری خود را تغییر دهید و با آزمون و آزمایش سیاست های رفتاری گوناگون سررشته زندگی را بدست آورده و با پشتکار و صبر قانون خود را در خانواده تثبیت نمایید .در صورت امکان از ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من درال 87 یک قراداد عادی با شخصی منعقد کردم و بر اساس آن یک ساختمان دو واحدی ساختیم توضیح اینکه در قراداد فی مابین قید گردیده که طبقه دوم در اختیار من و طبقه اول در اختیار شریک من قرا گیرد همجنین در توافق بعمل آمده قرارشد مقداری ازفضای زیر شیروانی برای احداث بنا در اختیار من و فضایی در حیاط برای احداث بنا در اختیار شریک من قرار گیرد .پس ازاتما عملیات ساختمانی و پرداخت جریمه های مترتب به بناهای اضافی شهرداری پایان کار ساختمانی صادر موده و پس از ان صورتمجلس تفکیکی نیز با همان وضعیت از ثبت دریافت گردیده و به امضاء طرفین نیز رسیده حالا برای اخذ سند به دفترخانه مراجعه تا تقسم نامه تهیه نماییم که طرف مقابل از یان امر سر باز زده و بنده هم ناچار به ارایه شکایت شدم قاضی در رای خود مصالحه نامه غیر رسمس را تایید نموده ولی دررای اشاره کرده که حیاط و بام مشاع است و پس از قطعی شدن رای جهت تنظیم سند به دفترخانه معرفی شدیم متاسفانه طرف دعوا با اعمال نفوذ قاضی را متقاعد کرده که رای اصلی اجرا نشود و در قبال تقاضای ازاله و تخریب بنای احداثی در زیر شیروانی را نموده که به نظر قاضی نیز به همین منوال در حال صدور رای م یباشد حالا سوال بنده این است ایا اصولا بنایی که با پرداخت هزینه خلافی در کمیسیون ماده 100 شهرداری بنا شده و در پایان کار ساختمان و صورتمجلس تفکیکی در سند اپارتمان ظبقه دوم قرار گرفته (راه بننای احداثی از داخل واحد دوم با راه پله داخلی است) می شود که تخریب گررد و اصولا پس از صدور رای اول که قطعی شده آیا قاضی همان شعبه می تواند رای خودر اتفسیر کند که منظروم من ازبام چیز دیگری غیر از آن چیزی که در قانون مدنی صراحت دارد می باشد

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام شخصی ملک کلنگی را از شخص دیگری با تنظیم مبایع نامه خرید ولی در روز محضر فروشنده حاضر نشد و خریدار با گرفتن عدم حضور شکایت حقوقی الزام به تنظیم سند فروشنده را مطرح نمود.در حین دادرسی واستعلام گرفته شده از ثبت مشخص شد مالک ملک رابه افراد دیگر بصورت قطعی فروخته وسند زده است وافراد اخیر نیز با گرفتن جواز ساخت چند اپارتمان ساخته واپارتمانها را به افراد دیگری قطعی فروخته اند این اتفاقا ت در طول زمان بوده و پرونده شاکی نیز در شعبات مختلف مشغول رسیدگی از طرف دیگر شاکی بدلیل مسافرت خارج از کشوردر همان سالهای اولیه ملک را با مبایع نامه به بنده فروخت و بنده یک وکالت بلا عزل هم از شاکی گرفتم که بتوانم هم کار های حقوقی را پی بگیرم وهم بعد از اتمام کار بتوانم ملک را به نام خود کنم.نتیجه پیگیریهای اینجانب منجر به صدور رای قطعی مبنی بر ابطال معامله فروشنده با خریداران دوم و الزام فروشنده به تنظیم سند به نام شاکی گردید.اما به دلیل تغییر ماهیت ملک از کلنگی به اپارتمان این حکم قابل اجرا نبود لذا اینجانب دادخواست دیگری مبنی بر ابطال اسناد اپارتمانها وبرگرداندن ملک به شاکی اولیه مطرح نمودم.در طول این دادرسی خواندگان مطرح نمودن که شاکی اولیه ملک را به بنده فروخته وزمان شکایت وصدور رای قطعی به نفع او سمتی نداشته است. دادگاه شاکی اولیه را برای بیان توضیح احضار نمود ولی شاکی حضور نیافت ودادگاه رد دادخواست صادرکرد. لذا اینجانب دادخواست دیگری بر علیه شاکی اول و مالک اول وکلیه خریداران بعدی ومالکین اپارتمانها با ارایه مبایع نامه خود ورای قطعی صادره به نفع شاکی اولیه مبنی بر ابطال اسناد اپارتمانها والزام به تنظیم سند ملک به نام خود مطرح نمودم. در این مرحله نیز مالک اولیه وخریداران بعدی ومالکین اپارتمانها مجددا مطرح نمودن که چون شاکی اولیه در زمان طرح شکایت وگرفتن رای قطعی ملک را با مبایع نامه به بنده فروخته سمتی نداشته وبدین ترتیب شکایت بنده را مجددا زیر سوال برده اند .ایا این موضوع دوباره به ضرر من خواهد بود و ایا راهی و دفاعیه ای به منظور خنثی نمودن این موضوع وجود دارد که بعد از سالها دوندگی و..... اینجانب به حق خود برسم.تسریع در پاسخ موجب امتنان خواهد بود. با تشکر

2پاسخ

چنانچه رای برابطال معامله اخذ شده باشد بنابراین به تبع ابطال معامله هرگونه تغییر وتحول در ملک متنازع فیه بلااثربوده اگرچه آپارتمانهای ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

2پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام خدمت شما بنده مدت 14 سال سابقه بیمه داشته و مدت 5 سال در آخرین شرکتی که حضور داشتم به صورت قرارداد یکساله و سپس ششماه و در نهایت به صورت یکماه قرارداد با بنده بستند و متاسفانه ده روز مانده به اتمام قرارداد خرداد93 بنده را بدون عذر موجه رسما از شرکت اخراج نمودند.بنده چون به شرکت بابت وام بدهکار بودم و نزد آنها چک و سفته و سند ماشین رهن بود نتوانستم شکایت بازگشت به کار را در مهلت سی روزه ارائه نمایم ولی پس از فراهم نمودم مبلغ بدهی و پرداخت آن به حساب شرکت توانستم اسناد تضمینی خود را پس بگیرم و پس از آن در اولین فرصت به اداره کار ذیربط مراجعه و دادخواست بازگشت به کار دادم . متاسفاه پس از صدور رای ناعادلانه هئیت تشخیص که در آن قید شده بود خواهان با شرکت تسویه حساب نموده و امضاء و اثر انگشت نیز در اسناد ارائه شده توسط خوانده روئیت شده رای به رد درخواست صادر نمود.در صورتیکه بنده فقط رسید تحویل چک ضمانتم را دادم و در آن قید کردم اصل چک تحویل اینجانب شد و امضائ و اثر انگشت زدم. سپس به رای صادره اعتراض نمودم و با درخواستی که ارائه دادم از تمام محتویات پرونده ام یک نسخه کامل رونوشت تهیه کردم تا متوجه شوم آیا در پرونده رسیدی مبنی بر تسویه حساب وجود دارد یا خیر؟ که البته سندی موجود نبود!!! حال سئوال بنده از جنابعالی این است که آیا راه کاری هست که بتوان نسبت به این کار ظالمانه و ناعادلانه آنها و اداره کار اقامه دعوی نمود؟ باتشکر - محمد پاشاه

2پاسخ

مطابق قانون شما می توانید به رای هیات تشخیص اعتراض کنید و تبعا پرونده به هیات حل اختلاف ارجاع خواهد شد که این کار را انجام داده اید لذا باید دفاعیات خود را به هیات حل اختلاف ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام و خداقوت بنده سال 89 در آموزش و پرورش استخدام شدم. طبق متن مندرج در آگهی استخدام، در بدو استخدام از بنده تعهد 5 ساله مبنی بر عدم درخواست انتقال و جابجایی تحت هر شرایطی از منطقه خدمتی که آموزش و پرورش برایم تعیین می نماید اخذ شد(تعهد محضری می باشد). پس از سپردن تعهد 5 ساله در اوایل مهرماه سال 89 در بهمن ماه سال 89 بخشنامه ای از طرف وزارت آموزش و پرورش صادر شد که باستناد نامه شماره 200/1709 مورخ 89/01/25 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (که بیان نموده است از مستخدمین فلان استانها در صورت تمایل به استفاده از امتیاز بومی بودن، تعهد 10 ساله خدمت در محل جغرافیایی خدمت مورد تقاضا اخذ شود) بنده را ملزم به سپردن تعهد 10 ساله محضری نمودند. اینجانب با توجه به اینکه در متن آگهی استخدام، اخذ تعهد، 5 ساله عنوان شده است و همچنین بخشنامه وزارتخانه مبنی بر اخذ تعهد 10 ساله پس از گذشت حدود 4 ماه از اخذ تعهد 5 ساله صادر شده است و نه قبل یا همزمان با اخذ تعهد 5 ساله شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارسال نمودم. کاملا مشخص است که آموزش و پرورش می بایستی از همان ابتدای استخدام در آگهی استخدام اخذ تعهد را 10 ساله اعلام می نمود زیرا بنده همزمان فرصت استخدام در اداره دیگری نیز داشتم و می توانستم از استخدام در آوپ انصراف دهم. ولی پس از سپردن تعهد 5 ساله و اجبار و الزام به سپردن تعهد 10 ساله حدود 4 ماه بعد، فرصت استخدام بنده در اداره دیگر از بین رفته و همچنین در صورت عدم سپردن تعهد 10 ساله بنده اخراج و طبق تعهد 5 ساله ای که سپرده بودم ملزم به پرداخت 5 میلیون تومان در سال 89 می شدم. حالا جواب نامه بنده به دیوان عدالت اداری پس از یک سال آمده است(که جای تشکر دارد!!!) و شکایت بنده را رد نموده و وارد ندانسته است. در صورتی که هر آدمی که از حقوق و دعاوی چیزی هم بلد نباشد باز هم این کار وزارت آوپ را صحیح نمی داند و آنرا اعمال زور و قدرت می داند!!! درضمن هنوز رای دیوان به دست بنده نرسیده است و فکر کنم هر شکایت به دیوان دوسال برای صدور رای طول بکشد و بعدش هم شکایت را رد می کنند. ذکر این مورد را لازم میدانم که بنده هیچ فرمی را مبنی بر درخواست استفاده از امتیاز بومی بودن تکمیل ننموده ام و هرچند در متن تعهد نوشته شده بنده با میل و اختیار تعهد میدهم ولی میل و اختیاری درکار نبوده است و بنده مدت یکسال الی دو سال اقدام به سپردن تعهد 10 ساله ننمودم ولی اداره کل نامه ای مبنی بر تسویه حساب با بنده به اداره محل خدمت ارسال نمود و اداره نیز بنده را به امور حقوقی معرفی نمود. البته نامه اداره دلیل اخراج بنده و تسویه حساب را شرط رضایت دستگاه از مستخدمین پیمانی اعلام نموده است و گفته شده چنانچه از نامبرده ناراضی هستید با ایشان تسویه نمائید. البته بنده به وکیلی مراجعه نمودم و ایشان گفتند نباید تعهد میدادی چون یا تسویه نمیکردند و یا اگر تسویه و اخراج میشدی و آنوقت به دیوان شکایت میکردی به نفع تو رای صادر میشد. ولی خود شما نیز میدانید که ریسک این کار برای بنده با این وضعیت بیکاری و پارتی بازی و تبعیض و ... بسیار زیاد بود و ناچار بودم. لطفا بفرمائید آیا درخواست تجدیدنظر به رای صادره شعبه 27 دیوان که بازهم توسط دیوان عدالت اداری بررسی خواهد شد برای بنده نتیجه ای خواهد داشت یا جز وقت و هزینه تلف کردن سودی نخواهد داشت؟

2پاسخ

در خصوص نوع استخدام معمولا در استخدام پیمانی تعهد خدمتی پنج ساله وجود دارد. شما باید ببینید این بخشنامه جدید در مورد چه کسانی قابل اعمال است آیا ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام در سال 90 بدون هیچ مدرکی فقط صرفا براساس اطلاعات یک مخبر مبنی بر حضور من در یک همنشینی به اتهام خرید و فروش اشیا عتیقه بازداشت شدم و البته پس ازبازرسی از منزل دو تن از افرادی که در جلسه ان شب حضور داشتند ازمنزل آنها مقادیری شی تاریخی کشف شد اما ازبازرسی منزل من مدرکی بدست نیامد پس از 48 ساعت بازداشت موقت و پس ازهمکاری با قوه قضاییه بنا به درخواست قاضی در دستگیری یک فرد سابقه دار در فروش عتیقه همکاری نمودم و بدون هیچ گونه وثیقه پس از 48 ساعت آزاد شدم وطی این دوسال با توجه به قولی که به قاضی پرونده دادم سالم زندگی کردم اما اکنون احضاریه ای ازدادگاه ارسال شده و درتاریخ 6 بهمن باید حاضر شوم به نظر شما قاضی جدید چه حکمی می دهد و نظرتان را بفرمایید سپاس

2پاسخ

دوست عزیز ... سلام با توضیحاتی که شما ارسال کردید عملی منتسب به شما به نظر نمی رسد اما باید گفت که این احضاریه هرچند که شما اعلام فرمودید از دادگاه هست اما ممکنه مربوط به ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام. در اردیبهشت ماه سال 90 با پسر خاله ام توافقی شفاهی جهت خرید تجهیزات و نصب آسانسور ساختمان ایشان داشتم . تا مرداد ماه سال 91 بخش عمده ای از کار شامل آهنکشی ، نصب ریل ، نصب دربهای طبقات ، اجرای سقف ، خرید کابین و خرید موتور را به مبلغ 121/940/000 ریال انجام دادم . ایشان مبلغ 110/000/00 ریال به بنده پول داده است . به علت بد پول دادن ایشان ، به علت افزایش قیمت دلار و دگرگون شدن بازار اقتصادی کشور و بالاخره به خاطر خراب نشدن روابط فامیلی کار ایشان به حالت تعلیق در آمد . اما ایشان بدون اطلاع بنده به صورت یکجانبه ، با تشکیل کمیته ای متشکل از دوستان خود به اصطلاح اقدام به فسخ قرارداد ، تهیه فصل مشترک کار انجام شده و سپردن ادامه کار به شخص ثالث ( بدون تأمین دلیل و حکم دادگاه ) کرد . بعد بامراجعه به دادگاه و شکایت ، با ارائه فاکتوری به مبلغ 74/035/000 ریال ارزش کار باقیمانده و انجام شده توسط شخص ثالث ، مدعی خسارت ناشی از عدم انجام تعهد از بنده گردید . کارشناسی جهت کار مشخص شد . کارشناس در بند 1 گزارش خود اینگونه نظر داده : " توافق بین خوانده و خواهان شفاهی بوده و قراردادی مکتوب ارائه نشد ، بنا بر این امکان اثبات عمل به توافق فی ما بین میسر نیست " . اما در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد در صورت عدم انجام تعهد توسط خوانده ، مابقی تعهد توسط چه شخصی انجام شده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " بدلیل عدم تکمیل کار تو سط خوانده ، ما بقی کار را شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، انجام گردیده است و پس از بررسی فاکتور ارائه شده توسط شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، ارزش کار انجام شده را مبلغ 64/000/000 ریال اعلام می دارد و علاوه بر این تمام نشدن کار روی آسانسور در زمان لازم باعث نارضایتی ساکنین مجتمع گردیده است " . و مجدداً در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد آیا خواهان نیز به تعهد خود نسبت به خوانده اقدام نموده و ثمن قرارداد را پرداخت نموده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " خواهان نسبت به تعیین مواد اولیه لازم و زیر ساختها از قبیل برق کشی و نصب کنتور برق و غیره اقدام نموده است و مبلغ 110/000/00 ریال به خواهان پرداخت نموده است و پس از بررسی فاکتور خوانده ارزش کار را مبلغ 102/000/000 ریال اعلام می دارد " ، و سرانجام در دادنامه صادره آمده است : " ... نظر به این که برابر نظریه کارشناسی ... مستند به مواد 226،225،224،223،222،221،220،219،10 قانون مدنی ، حکم به محکومیت خوانده به پرداخت ... به عنوان ضرر و زیان ناشی از عدم انجام تعهد و ... در حق خواهان صادر می شود " . اکنون این سئوالات برای من پیش آمده :1- با استعلام از کانون کارشناسان ، مطلع شدم که اظهارنظر کارشناس بدون داشتن صلاحیت های لازم در خصوص موضوع پرونده ، بوده است . این چطور ممکن است؟ 2- صرفنظر از سدوال 1 ، با توجه به نظر صریح کارشناس به نبود قرارداد مکتوب و روشن نبودن موضوع و مفاد توافق و به تبع آن الزام و مرز تعهدات طرفین ، چگونه هم کارشناس و هم قاضی اثبات کردند که " بنده از تعهد ناشی از عقد تخطی کردم؟" 3- فاکتورهای ارائه شده از سوی خواهان ، دارای لاک گرفتگی ، با اعداد و ارقامی متغیر و نامفهوم و کاملاً مشخص از اینکه خواهان در اصل فاکتور دست برده و جهت معتبر جلوه دادن فاکتور با مهر شرکت ..... ( شرکت انجام دهنده باقیمانده کار که البته با استعلام از اداره ثبت ، مطلع شدم که یک شرکت مجعول با عناوین غیر واقعی است ) ، چگونه مورد بررسی و ملاک عمل کارشناس بوده اند؟ 4- تاریخ توافق اردیبهشت ماه سال 90 بوده و تاریخ اولین چک داده شده توسط خواهان ، اسفند سال 90 ، دومین چک خرداد سال 91 و سومین چک شهریور ماه سال 91 بوده است . با استعلام از بانک مرکزی روند سیر صعودی قیمت دلار و نا به سامانی در بازار در دو مرحله ، بهمن سال 90 و تیر سال 91 ، براحتی قابل اثبات است . آیا این گونه پول دادن و بی مبالاتی خواهان در پرداخت و بوجود آمدن شرایط بدون پیش بینی و بی سابقه اقتصادی در کشور ، خود نشان دهنده تخطی خواهان از عذم انجام تعهد نیست؟ 5- آیا نارضایتی ساکنین مجتمع از تعهدات خواهان نسبت به آنان نیست؟ 6- کارشناس و قاضی چگونه ضرر را اثبات کرده اند؟ 7- آیا سکوت کارشناس و قاضی در حمایت از عمل خواهان در عدم اعلام نبود مستندات قانونی ، الزام به انجام تعهد ( البته به شرط اثبات تعهد ) با مراجعه به مقامات قانونی ( موضوع ماده 237 قانون مدنی ) ، سپردن زودتر از موعد ادامه کار به شرکتی دیگر بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 238 قانون مدنی ) و یا حتی فسخ یکطرفه قرارداد مورد دعوا ( قراردادی که هرگز وجود آن اثبات نشده ) بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 239 قانون مدنی ) ، مثال زدنی نیست؟ و سئوالاتی دیگر ... علی ایحال خواهشمند است بنده را با این همه پرسش بیشمار و بی پاسخ کاملاً و مبسوط راهنمایی بفرمایید . ملتمس دعای شما ، منتظر دقت نظر عالمانه و هوشمندانه شما و امیدوار به روسفیدی و سربلندی هردویمان در محکمه عدل الهی می باشم . با احترام

2پاسخ

کاربر محترم سایت با سلام با توجه به توضیحات تقریبا کاملی که در قالب سوال خود داده اید، بدوا موارد ذیل را مشخص نمائید تا بتوانم راه کاری قانونی و منتج به نتیجه برای مشکل ایجاد شده ارائه نمایم : 1- دلیل اثبات قرارداد شفاهی مورد ادعای خواهان در پرونده چیست؟ 2- دلیل تعیین کل مبلغ قرارداد ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

سلام من و همسرم هنگام عقد توافق کردیم که مهریه نداشته باشیم(فقط قرآن و آینه و شمعدان داریم)، در مقابل من بعد از عقد، به صورت محضری، وکالت دادم بهشون برای حق طلاق. متن وکالت به این صورته: مورد وکالت: مطلقه نمودن خانم وکیل از زوجیت موکل بهرقسم از انواع طلاق اعم از بائن، رجعی، خلع یا مبارات با هر شرط و قرار و بهرطریق اعم از قبول بذل نفقه و بذل عین مهریه با معادل و با کمتر و یا بیشتر از مهریه و متعهد و ملتزم نمودن موکل نسبت بپرداخت آن و عنداللزوم مراجعه به دادگاه‌ها و انتخاب داور یا داوران و قبول یا رد رای داور... مابقی متن، در خصوص صدور رای و وکالت به وکیل و اینهاست. حالا سوال من اینه: در بخشی از از شروط نوشته شده بهرطریق اعم از قبول بذل نفقه و بذل عین مهریه با معادل و با کمتر و یا بیشتر از مهریه و متعهد و ملتزم نمودن موکل... آیا اگر زمانی، طلاق اتفاق بیفته، همسر من می‌تونه طقاضای مبلغی مازاد بر مهریه بکنه از من؟

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من در تاریخ 6/2/91 ماشینی فروختم به دوستم وچک آن را برای 10 روز بعد داد و در قولنامه قید شد در هر صورتی چک فوق پاس نگردد معامله فسخ و ماشین عودت می گردد و چک برگشت شد وبعد ار آن من خیانت امانت شکایت کردم چون دوستم نه قولنامه داشت هم اینکه متواری بود ولی آگاهی فهمید که من ماشینو فروختم و پرونده بسته شد از طرفی ماشین را من از نمایشگاه خریداری کرده بودم وحالا برای سند زدن نمایشگاه به من فشار آورده از اون طرف دوستم ماشینو همون روزی که از من گرفته فروخته است و اونهایی که ماشین دستشونه بامن تماس گرفتن وباهم توافق کردیم که در ازای مبلغی سند را بنامشان بزنم چون از طرف صاحب سند در فشار بودم حالا من میتوانم به عنوان کلاه برداری از دوستم شکایت کنم به دلیل اینکه در چکی که به من داد برای 10 روزه بعد از معامله بود ودر قولنامه هم قید شده بود به هر دلیلی چک پاس نگردد معامله فسخ و اتومبیل عودت می گردد .ولی دوستم ماشین را همون روزی که معامله کردیم فروختش و به پول تبدیل کرد وبعد متواری شده حالا من فقط میخوام حکم جلب سیار بگیرم آیا می توانم و اینکه کیفری یا حقوقی و مراحل آن را بگویید ممنون

2پاسخ

سلام شکایت کلاهبرداری رد می شود شما دو راه دارید یا اینکه در مورد وصول وجه چک علیه صادر کننده ان دادخواست حقوقی دهید و مراتب وصول وجه خود را پیگیری و پس از ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با‎ ‎سلام و احترام و تشکر از پاسخ به سئوال قبلی :اینجانب در سال 86 در مجتمعی با 144 واحد مسکونی و 44 واحد ‏‏تجاری،‎ ‎یک واحد آپارتمان از شرکت سازنده مجتمع‎ ‎خریداری نموده ام ‏ ‏‏2- شرکت سازنده در سال 76 از بانک مسکن ‏وام‎ ‎مشارکت‎ ‎مدنی بابت 74 واحد مسکونی ‏گرفته ‏‎است در این رابطه تاکنون مالکین 60 واحد قرارداد فروش تقسیطی ‏با بانک مسکن دارند ولی مالکین 14 واحد از مراجعه به بانک خودداری می نمایند) مطالبات بانک مسکن در حال ‏حاضر بالغ بر 250 میلیون تومان می باشد.‏ 3-به دلیل مطالبات‎ ‎سنگین شهرداری اخذ پایانکار و تفکیک واحد ها ‏متوقف شده و ‏سازنده از پیگیری و تنظیم‎ ‎سند خودداری می نماید. ‏ ‏4-طبق مکاتباتی با بانک (که کپی آن نزد ‏اینجانب موجود است) سازنده اقرار نموده است که قرارداد مشارکت (در هنگام تعیین سهم الشرکه بانک ) بابت 74 ‏واحدمسکونی از 144 واحد توافق شده است. 5- مطالبات سازنده از تعدادی از مالکین 180میلیون تومان می باشد‏ ولی ‏‏اینجانب هیچ بدهی به سازنده ندارم.‏ ‏ ‏6- اخذ وام توسط سازنده در سال 76 و خریداری واحد اینجانب در سال 86 بوده است لذا تقدم خریداری اینجانب ‏منتفی است ‏7- یک نفر از مالکین که واحدش را در سال 75 (قبل از اخذ وام بانکی در سال 76 پیش خریداری نموده ‏است) در سال 85 موفق شده با طرح دعوا ، حکم (قطعی شده) الزام به اخذ پایانکار و سند تفکیکی و ‏تنظیم سند را از دادگاه بگیرد. در دادخواست مربوطه و همچنین حکم صادره صحبتی از قرارداد ‏مشارکت با بانک و در رهن بودن سند نشده است. ‏ ‏8- باتوجه به موضوع فضولی بودن بیع اینجانب و همچنین با توجه به ماده 84 آیین دادرسی مدنی خطر رد دعوی و ‏یا عدم استماع دعوی اینجانب وجود دارد سئوال با توجه به مراتب فوق خواهشمند است بفرمایید آیا بیان خواسته های مندرج در بندهای 9 و10 ذیل در ‏دادخواست می تواند موجب بررسی مراتب توسط دادگاه و پیشگیری از عدم استماع دعوی الزام به تنظیم سند ‏گردد؟؟؟ ‏ ‏9- خواسته اینجانب بررسی اسناد فیمابین بانک و سازنده توسط قاضی پرونده و اثبات صحت ادعای سهیم بودن بانک ‏در 74 واحد از 144 واحد {{و بعبارت دیگر عدم سهیم بودن بانک در الباقی 70 واحد (منجمله واحد اینجانب) }} ‏می باشد (شاهد این مدعا رای صادره به شرح مندرج در بند 7 فوق می باشد) ‏ ‏10- در صورت عدم صحت ادعای فوق (مبنی بر محدود بودن سهم بانک در 74 واحداز 144 واحد) ، مشخص می ‏گردد که سازنده واحدی را به اینجانب فروخته که بانک مسکن در آن ذینفع بوده است در چنین صورتی خواسته ‏اینجانب تعیین سهم بانک از واحد اینجانب و الزام سازنده به پرداخت مبلغ خسارت ( ناشی از تبعض صفقه مطابق مواد ‏‏441و 442 و 443 قانون مدنی ) و صدور حکم محکومیت سازنده به پرداخت خسارت مزبور به اینجانب می باشد.‏ باتشکر و احترام مجدد

2پاسخ

سلام، البته من از ریز مفاد و شرایط قرارداد بانک و سازنده مجتمع اطلاعی ندارم، لذا طبق قواعد عمومی، با عنایت به اینکه کل ملکی که در رهن بانک است فقط یک سند دارد و تقسیم و تفکیک و افراز صورت نگرفته بانک در قبال وثیقه کل ملک وام داده است، لذا ...

مشاهده پاسخ کامل