جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121201529 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با عرض سلام و ادب این شرکت در تاریخ 13/10/95 در مناقصه ای در شرکت آب و فاضلاب تهران برنده مناقصه شده و پس از ابلاغ برنده توسط کمیسیون مناقصات کارفرما نسبت به ارائه ضمانتنامه طی 7 روز اقدام شدو هزینه آگهی روزنامه هم پرداخت شد و کلیه نسخ قرارداد توسط اعضای کمیسیون مناقصات و این شرکت امضا گردید و جهت امضا نهایی به هیئت مدیره کارفرما ارجاع گردید که متاسفانه بدون هیچ گونه دلیل قانونی دستور به ابطال مناقصه انجام شده دادند.لذا با عنایت به تعیین اعضای کمیسیون مناقصات توسط همان هیئت مدیره و تایید کلیه مراحل مناقصه توسط همان کمیسیون،دو سوال برای این شرکت به وجود می آید.1-آیا هیئت مدیره از لحاظ قانونی پس از ابلاغ برنده مناقصه توسط کمیسیون و اخذ ضمانتنامه حسن انجام تعهدات می تواند مناقصه را لغو نماید؟؟ 2-از لحاظ حقوقی آیا این شرکت می تواند طلب خسارت نماید با توجه به اخذ دو ضمانتنامه و از دست دادن موقعیت کاری مناسب در همان برحه زمانی به دلیل برنده شدن این مناقصه و برنامه ریزی جهت شروع کار؟؟؟ با سپاس فراوان از وکلای گرانقدر

2پاسخ

با سلام و تبریک سال نو به استحضار شرکت محترم می رساند.قانونی تحت عنوان برگزاری مناقصات مصوب مجلس شورای اسلامی و اصلاحات مجمع تشخیص مصلحت نظام کلیات و قواعد برگزاری مناقصات را تدوین نموده است و در این قانون که کلیات است جزییات برخی مواد به آیین نامه ها موکول شده است . ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی باعرض سلام وآرزوی توفیق بیشتر: اینجانب به عنوان احدی از مالکین یک روستابرابرسوابق ثبتی وآماری دارای مقداری مستثنیات قانونی بودم که تاسال شصت درتصرفم بوده است سپس مشمول واگذاری قانون کشت موقت گردیده و درسال هفتاد دراجرای تبصره پنج قانون مزبورمقدار بیست هکتار زمین دیم از همان مستثنیات سابق به عنوان حدنصاب برایم منظوروطی صورت جلساتی با حدود ومشخصات محلی معین مسترد شده که در اجرای احکام صادره ازدادگاه محترم انقلاب ودادگاه های محترم دادگستری از متصرفین رفع تصرف وتحویلم شده وبه علت تصرف عدوانی مجدد متصرفین اراضی مذکور بارها به دستور دادگاه مورد کارشناسی کارشناسان رسمی دادگستری واقع ومجددا حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده وحتی در نظریه هیات محترم کارشناسان صراحتا اعلام گردیده که اراضی استردادی داخل در صورتجلسات رفع تصرف وخلع ید بوده وربطی به اراضی ملی ندارد، براساس مستندات مذکوراسناد مالکیت آنرا هم در اجرای ماده 147و148 از اداره ثبت درسال 85 دریافت نموده ام، مقررات ماده 56 قانون ملی شدن اراضی قبل از انقلاب در روستا اجرا وقطعاتی به عنوان اراضی ملی در سوابق ثبتی منظور شده ، با ین وصف در شهریورماه امسال مامور اداره منابع طبیعی بدون اطلاع وحضوراینجانب وبدون استعلام از امواراضی وتحقیق از مطلعین اقدام به تهیه گزارش خلاف واقع برعلیه اینجانب مبنی برتخریب 850 متراز همان اراضی مستثنیاتی مسترد شده مورد احکام صادره به عنوان اراضی ملی نموده وشکایت آن را به دادگاه تقدیم که در جریان رسیدگی مقداماتی است. آیا باتوجه به اقدامات امور اراضی و احکام کیفری رفع تصرف وکارشناسیهای انجام یافته و اسناد رسمی اراضی، دادگاه حکم به محکومیتم میدهدیا شکایت منابع طبیعی را رد مینماید واگر حکم به ردشکایت صادر کند چگونه ازمامور منابع طبیعی بخاطر گزاش خلاف واقع شکایت کنم لطفا راهنمایی کامل عنایت فرمائیدو باتشکرواحترام فراوان ودعای خیر.

2پاسخ

بارها به دستور دادگاه دادگستری حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده است.از طرفی وفق گفته ها سند رسمی دارید که ماده 147است.طرف خود را منابع طبیعی اعلام داشته اید .آنچه که از اظهارات شما استنباط میگردد گزارش مامور تخریب اراضی است .در صورت هراقدام برای تغییر کاربری اراضی حتی اگر مالک رسمی باشید مرتکب تخلف شده اید .مگر اینکه تغییر کاربری گرفته باشید .فلذا صرف داشتن رای و سند موجب اعمال هر گونه تغییر در اراضی نمی باشد .می گویید در گزارش عنوان شده اراضی ملی در حالی که این زمین از اراضی ملی نمی باشد .به فرض ایراد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام دختری 24 ساله هستم در منطقه کرد نشین ساکن هستم برادری بشدت متعصب دارم که ادامه زندگی را برایم سخت کرده همیشه محدود بودم پدرو مادرم پیر و کهولت سن باعث میشود نتوانند از من به خوبی دفاع کنند موقعیتها خوبی از لحاظ شغلی و ازدواج به من پیشنهاد شده اما هر بار بعلت تعصب شدید برادرم نتوانسته ام جواب دلخواهم را بدهم هر وقت نسبت به نظر برادرم نظر مخالفی داده ام از جانب ایشان مورد کتک قرار گرفته ام همچنین بعلت حفظ آبروی خانواده ام برای جلوگیری از هر گونه برخورد فیزیکی و لفظی سکوت کرده ام متاسفانه تمام موقعیتهایم را از دست داده ام هم از نظر شغلی و هم ازدواج چون برادرم شغل مناسبی ندارد ونصاب ماهواره است. از لحاظ شخصیتی بسیار انزوا دوست و اجتماع گریز با اعتماد بنفس پایین می باشم با آقایان اصلا نمی توانم بخوبی ارتباط بگیرم که همه ی این اختلالات ناشی از تعصب کورکورانه و نابجای برادرم در من ایجاد شده واقعا خسته شده ام بطوری که حتی به خودکشی فکر کرده ام اما اعتقاداتم مرا پایبند این دنیا نموده اند ازشما خواهشمندم از لحاظ قانونی ، راه هایی که به آن محق هستم را نشان دهید.

2پاسخ

با توجه به اینکه شما به سن قانونی رسیده اید می توانید در شغل مناسبی مشغول به کار شوید همچنین اگر فرد مناسبی برای ازدواج یافتید با گرفتن اجازه ی پدر ( و نه اجازه برادر ) می توانید ازدواج کنید و در صورتی که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

2 روز پیش هنگامی که به دلیل ترافیک خیابان، توقف کرده بودم خودرویی به دلیل سرعت بسیار بالا و عدم توانایی راننده در کنترل آن با شدت با خودروی من برخورد کرد و باعث شده خودروی من نیز به خودروی جلویی برخورد کند و تصادف زنجیره ای متشکل از 5 خودرو شکل بگیرد. افسر محترم راهنمایی و رانندگی راننده خودروی عقبی را مقصر شناسایی کرد و در شرکت بیمه مربوطه نیز خودروی عقبی به عنوان مقصر موظف به پرداخت خسارت 4 خودروی دیگر گردیده است. اکنون با توجه به موارد زیر پرسشی دارم: نکته اول: با اینکه هنگام وقوع تصادف، رانندگی خودرو را خودم بر عهده داشتم پس از تصادف متوجه شدم تمامی مدارک خودرو راه به همراه دارم به جز گواهینامه رانندگی خودم (البته دارای گواهینامه هستم) و به دلیل شتابزدگی و استرس ناشی از شوک تصادف و با توجه به اینکه در وقوع تصادف نقشی نداشتم گواهینامه همسرم را به مامور راهنمایی رانندگی تحویل دادم و نام ایشان به عنوان راننده ثبت گردید. نکته دوم: خودروی من سمند LX مدل سال 89 است که پیش از تصادف اخیر، در اثر برخوردی از که از جلو داشت بدون اینکه هیچ آسیب فیزیکی (آسیب بدنه) ببیند سینی فن و رادیاتور آن تعویض گردیده بود و خراشیدگی کوچکی که به اندازه حدود 1 سانت بر روی درپوش موتور آن به وجود آمده بود بدون رنگ آمیزی و صافکاری اصلاح گردیده بود به عبارت دیگر خودروی من تا زمان تصادف فاقد هرگونه رنگ خوردگی یا صافکاری جدی در بدنه بوده است و تنها رادیاتور و سینی فن آن در اثر ضربه ناشی از برخورد دیگری تعویض گردیده بود. نکته سوم: کارشناس بیمه خسارت خودروی من را 11 میلیون ریال برآورد کرده که تعمیرگاه هزینه واقعی آن را بیش از این مقدار برآورد می کند. ضمنا خودرو را هنوز به تعیرگاه نفرستادم و پس از تصادف تغییری در وضعیت آن ایجاد نشده است. اکنون پرسشم این است که آیا می توانم با تنظیم دادخواست تامین دلیل نسبت به تهیه شواهد اقدام کنم و پس از اقامه دعوی، نسبت به دریافت خسارت افت قیمت برای خودروی خودم اقدام کنم؟ آیا اشتباهی که هنگام معرفی راننده به مامور راهنمایی رانندگی مرتکب شده ام (با اینکه تنها مقصر حادثه به تایید مراجع رسمی راننده خودروی عقبی است) می تواند در روند دادرسی تاثیرگذار باشد و نتیجه را تحت تاثیر قرار دهد؟ و آیا خسارت افت قیمت تنها به خودروهایی که 2 سال از زمان ساخت آنها می گذرد تعلق می گیرد؟ و آیا وضعیت خودروی من هنگام تصادف (تعویض شدن سینی فن و رادیاتور) می تواند سبب شود خسارت افت قیمت شامل حال من نشود؟

2پاسخ

با سلام,دوست گرامی ,شما می توانید با درخواست تامین دلیل وجلب نطر کارشناس نسبت به تعیین میزان خسارت وافت قیمت ناشی ازتصادف اقدام, سپس با اقامه دعوا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام واحترام اینجانب در سال86 اقدام به راه اندازی یک باشگاه ورزشی نمودم که بنابه پیشنهاد پسردایی ام وی را برای مربی گری و مدیریت باشگاه انتخاب و کلید باشگاه را به وی دادم. در ابتدا ایشان گفت که میخواهم شریک شوم ولی پولی نداشت برای همین من یک وام گرفتم بنام خودم و با اسناد خودم و قرار شد ایشان اقساط را پرداخت کند تا 2 دانگ به ایشان تعلق بگیرد ولی متاسفانه در بازپرداخت اقساط تنبلی کرد ومجبور شدم با جریمه سنگین وام را تسویه کنم و نیز تا امروز بااینکه این باشگاه در حدود سالی 70 میلیون تومان درامد دارد بابت این چند سال کمتر از 50 میلیون تومان به بنده داده. اقساط وام های بنده در سال 91 تمام شد و من چند بار به ایشان مراجعه کردم تا مبلغی از درآمد باشگاه را بگیرم ولی ایشان هربار با یک بهانه پولی نمیداد تا اینکه ماه گذشته متوجه شدم که ایشان در غیبت بنده از دسته چک من یک برگ جدا کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و امضای منو جعل کرده و به بانک برده و برگشت زده و اقدام به شکایت حقوقی کرده است. ضمنا سال گذشته بخاطر اصرار ایشان یک دانگ بصورت محضری بنام ایشان زدم ولی هیچ پولی بابتش نگرفتم. ولی اکنون متوجه شدم که ایشان به بنده خیانت کرده و حال باتوجه به اینکه هیچ مبلغی از ایشان بابت یک دانگ نگرفتم میتوانم باتوسل به قانون رجوع از هبه اون یک دانگ رو پس بگیرم؟ لازم به ذکر--- است که در سند حرفی از هبه نشده ولی هیچ قولنامه و مدرکی هم درکار نیست. ضمنا میتوانم ماجرای خیانت در امانت را مطرح کنم برای پس گرفتن یک دانگ یا نه؟ برای تعطیل کردن باشگاه چه اقدامی باید انجام دهم؟ چگونه میتوانم کارشناس برای تعیین بهای این چندسالی که پولی به بنده نداده بگیرم و شکایت در چه عنوانی بهتر است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید که دررابطه با ایشان چه شکایاتی میتوانم داشته باشم؟ با توجه به اینکه چک را دزدیده و جعل کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و درحالیکه من هیج دادوستدی با ایشان نداشته ام چگونه بی گناهی ام را اثبات نمایم؟ باتشکر از زحماتتان

2پاسخ

با توجه به نحوه سوال مطروحه, انتقال دو دانگ در قبال پرداخت اقساط وام. تعهد وتوافق گردید,لذا طبق اصل لزوم قراردادها ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام :در رابطه با رأی شماره ۴۶۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، موضوع مرجع صالح برای تعیین مناطق جنگی (جبهه) که تو سایت گذاشتین، پدر بنده به مدت 7 سال از سال 60 تا 66 تو جهاد سازندگی دزفول شاغل بوده ولی هیچ وقت پیگیر مسائل ایثارگری نبودیم تا چند وقت پیش با جهاد کشاورزی تماس گرفتیم گفتند که از تاریخ خاصی دزفول جزء مناطق جنگی بوده و باید حداقل 12 ماه تو این مدت در جهاد سازندگی شاغل بوده باشه که بتونه از 6 ماه سابقه جبهه بهرمند بشه و کد ایثارگری بدن خواستم بدونم همچین قانونی وجود داره؟ چرا مدت حضور تقسیم بر 2 میشه؟ و بقیه حضور در جهاد سازندگی چی میشه؟ و اینکه مدارکی مثل نامه شماره ۶۲۹۶۱ ـ ۷/۱۲/۱۳۷۵ سپاه پاسداران و نامه شماره ۵۹۷۶/۱۸۰/۱/۲ـ ۲۶/۹/۱۳۶۹ جهاد کشاورزی بر خدمت از تاریخ ۱/۱/۱۳۵۸ تا تاریخ ۱/۷/۱۳۶۵ برای پرسنل بومی و از تاریخ مذکور تا سال ۱۳۶۷ برای پرسنل غیربومی رو از کجا باید پیدا کنم؟ با تشکر

2پاسخ

شما باید طی نامه ای به سپاه پاسداران منطقه دزفول از آنها بخواهید که اعلام نمایند بین سالهای 60 تا67شهر دزفول منطقه جنگی بوده است یا خیر . در صورتی که این امر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام من برای خانمم علاوه بر منزل مسکونی که بنامشان میباشد زمینی در شمال خریداری نمودم وبرای استفاده ایشان بصورت دو طبقه و نیم ساختم .ایشان با هماهنگی من طبقه همکف ان را برای استفاده مادرشان بصورت اجاره یکساله در اختیار قرار داد ولی هیچ اجاره ای دریافت نکرد و ضمنا اجازه داد جهت ترمیم و بعضی از کارهای ساختمانی اقدام نمایند . پس از گذشت سه سال همسرم بدلیل اختلافاتی که با مادرشان پیدا کرده اند قصد بلند کردن نامبردگان را دارد و بتوصیه من مبلغ 7 میلیون تومان هم وجه جهت اجاره کردن محل جدید به انان پرداخت نمود ولی علیرغم تعهد کتبی مبنی بر تخلیه پس از دریافت وجه حاضر به تخلیه نشده اند . تکلیف قانونی ما چه میباشد . با توجه به اینکه در صورت شکایت مطلب به شورای محل احاله میشود و اعضا از هم محلیها بوده و ابراز میدارند خانم من وضعش خوب است و ... هیچ اقدامی نکرده و نخواهند کرد .ممنون خواهم شد از راهنمایی شما .

2پاسخ

با سلام خدمت کاربر محترم در خصوص پاسخ به سوال جنابعالی بدوا می بایست اشاره می نمودید که آیا ساختمان ساخته شده دارای سند رسمی مالکیت به نام خانم شما دارد یا خیر همچنین در خصوص تنظیم اجاره نامه مابین همسر جنابعالی و مادرشان ، این اجاره نامه ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام جناب خورشیدی پدر بنده در سال 74 چهار دانگ سرقفلی فروشگاهی واقع در یک مجتمع تجاری را از 2 نفر از صاحب ملکان به صورت دودانگ دودانگ خرید ( لازم به ذکر است در این سرقفلی که خریداری نموده ایم قبل از انقلاب خود صاحبین ملک به کسب و کار مشغول بوده اند و بعد از انقلاب در حدود 18 سال فروشگاه کلا تعطیل بوده ) چون یکی دیگر از صاحبان ملک که در انقلاب از ایران متواری شده و دو دانگ ملک ایشان نیز به مصادره بنیاد گردیده . پدر بنده نیز به خاطر مسایلی راضی به معامله با بنیاد نگردید حدود سال 78 بنیاد از ما شکایت به خلق ید و اجرت المثل نمود ، حدود سال 79 بنیاد دو دانگ ملک خود را به شخصی فروخت و دادگاه در سال 80 فقط رای به پرداخت اجرت المثل داد که پرداخت نمودیم . در قول نامه و بنچاق بنیاد که دلالت بر فروش کل دو دانگ ملک به این شخص را دارد صراحتا قید شده فقط دو دانگ ملک این ساختمان فروخته شده است . ما نیز از طریق دارایی و شهرداری استعلام نموده و در جواب بنیاد گفته که دو دانگ ملک مربوط به این شخص بوده و سرقفلی مربوط به غیر میباشد ما حضورا سوال کردیم که غیر چه کسی است نام بیاورید در جواب گفتند هر کس که در این محل ساکن است صاحب سرقفلی میباشد و ما نمیتوانیم نام ببریم . هم اکنون مالک جدید ادعای رضایت مالکانه و هم ادعای دو دانگ سرقفلی را دارد و ادعایش این است که هر کس ملکی را خریداری مینماید صاحب تمام منافع آن است ، ما در پرداخت مالکانه مشکلی نداریم اما ادعای سرقفلی از طرف ایشان را ؟ در ضمن در زمان ساخت این مجتمع حدود 40 سال پیش به خاطر داشتن خلافی ساخت و نداشتن پایان کار هنوز سند مادر 3 سند دو دانگی خانه میباشد و داخل این سندها ملک تفکیک گردیده به چند بخش ! مثلا در سند قید شده دو دانگ مشاع از شش دانگ یک باب خانه به شماره .. و به انضمام دکاکین طبقه بالا به شماره .. تا شماره ... 1- حالا سوال من این است که آیا ادعای مالک جدید در مورد سرقفلی واقعیت دارد و محکمه پسند است 2- برخورد ما با ایشان چگونه باشد . 3- اگر در دادگاه محکوم به پرداخت پول سرقفلی شدیم در صورت برگشت مالک اصلی تکلیف چیست لطفا اگر ممکن باشد سریع جواب بدهید با تشکر فراوان

2پاسخ

با سلام در مورد سوالات باید گفت که 1- وی مالک منافع به میزان دو دانگ است پس در همین حد میتواند با شما صحبت کند. هیچ مستاجری را نمی توان محکوم به پرداخت سرقفلی نمود. ولی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام. برادر اینجانب از سال 83 جهت راهبری قطارهای برقی (راننده قطار) متروی تهران به استخدام شرکت مترو درآمد و تا سال 88 در تونلهای مترو مشغول به کار بود . از سال 88 به بعد دچار بیماری اعصاب وروان شد که طبق دستور پزشک معالج از راهبری قطار منع شد که ازهمان سال تا کنون ازاین بیماری بهبود نیافته است .در طول این مدت یک بار بمدت 14 روز در بیمارستان در بخش اعصاب وروان بستری بوده و 3 بار به کمیسیون پزشگی تامین اجتمایی معرفی گردیده است . در آخرین بار که برای تعیین درصد از کار افتادگی به کمیسیون معرفی شد 25% از 66% برای او تایید شد که بموجب آن بر اساس بندالف ماده 70 قانون تامین اجتمایی در صورتی که بعلت حادثه ناشی از کار به این بیماری مبتلا شده باشد بیمه باید غرامت نقص عضو به ایشان بپردازد که این امر مستلزم تهیه گزارش حادثه از محل کار می باشد .پس از مراجعه به واحد بیمه شرکت اظهار داشتند که بیماری ایشان ربطی به شغل وکار او نداشته ومنشا درونی دارد. سوال : 1- با توجه به اینکه برادر اینجانب قبل از ورود به شرکت مترو از نظر اعصاب وروان سالم بوده و پس از انجام معاینات پزشگی به استخدام این شرکت درآمده و مدت 5 سال در تونلهای مترو مشغول بکار بوده است آیا شرکت مترو می تواند هیچ تعهدی در خصوص بیماری ایشان نداشته باشد در صورتی که در این مدت 5 سال دائما در ارتباط با مسافران وازدهام بیش از حد جمعیت واضطراب واسترس ناشی از احتمال بروز نقص فنی ویا بروز حادثه برخورد مسافران با قطار و همچنین کنترل قطار در هنگام بروز نقص فنی که از عوامل ایجاد فشارهای روانی برای یک فرد به شمار می رود قرار داشته است 2- طبق نظر پزشک معتمد شرکت و کمیسیون پزشگی تامین اجتمایی برادر اینجانب بیمار روانی مبتلا به فراموشی شناخته شده است .بر اساس قانون کار ادامه اشتغال ایشان با توجه به نوع بیماری او در شرکت چگونه باید باشد 3- با توجه به گواهی پزشک معالج و بر اساس تشخیص واحد طب کار شرکت مترو ایشان باید در کارهای غیر عملیاتی و سبک که از حساسیت کمی برخوردار است بکار گیری شود . اما معاونت منابع انسانی شرکت در این خصوص همکاری لازم را نداشته و در حال حاضر در واحد عملیات پایانه ومانور ودر مجاورت سکسیونرهای برق فشار قوی 750 و.لت dc و در محدوده پارکینگ در مسیر تردد قطارها یی که دائما در حال جابجایی هستند مشغول بکار است . در این خصوص راهکار قانونی چیست باتشکر

2پاسخ

با سلام. آنچه مسلم است این.ه یک واحد از شرکتی به حقوق برادر شما که ظاهرا مورد تایید پزشکان قرار گرفته است احترام نمیگذارند، حقوق وی را خدشه دار نمیکند. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام اینجانب در تاریخ 30/1/90 اقدام به خرید خودرو از نمایشگاه معتبر و دارای پروانه کسب نموده ام.این اوتومبیل قبلا توسط نمایشگاه خریداری و قولنامه شده بود.و اینجانب پس از طی مراحل قانونی و تنظیم سند قطعی و تعویض پلاک مالکیت آنرا تماما به عهده گرفته ام ولی پس از گذشت 1 سال و نیم خودروی اینجانب توسط دادگاه کیفری توقیف شده است و با مراجعه به بازپرسی مشخص شد که این خودرو 3 سال پیش طی 1 قولنامه غیر رسمی به شاکی پرونده فروخته شده و طی اظهارات شاکی در پرونده خیانت در امانت صورت گرفته و فروشنده با داشتن وکالت نامه رسمی تعویض پلاک در دست اقدام به فروش خودرو به شخص دیگری نموده و او نیز به نمایشگاه مذکور فروخته و نمایشگاه با دعوت از مالک اولیه و صاحب سند قطعی اقدام به انتقال سند به این جانب کرده.حال سوال من این است؟که در این معامله نمایشگاه تا چه حد مسئول است وتکلیف خودروی توقیفی اینجانب پعد از گذشت 1 ماه چیست؟با توجه به این که کلیه اسناد و مدارک نقل انتقال از نیروی انتظامی و سازمان اسناد رسمی به نام اینجانب به صورت قانونی موجود میباشد.ضمنا 3 سال پیش شاکی اقدام به شکایت کرده و در آن زمان اوتومبیل مدت کوتاهی توقیف و با رای قاضی دادگاه به دلیل تکمیل نبودن مدارک خودرو آزاد شده و در سوابق خودرو ثبت نشده.لطفا مرا راهنمایی نمایید با تشکر باهری از تبریز

2پاسخ

صرفا بر اساس اطلاعاتی که دراختیار اینجانب قرار داده اید-اظهار میدارد: باید صبرکنید نتیجه شکایت کیفری خیانت درامانت معلوم شود.یعنی تا صدور حکم قطعی دادگاه باید صبر کنید.اگر حکم ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام , و ارزوی توفیق شما .من و یک همکارم ملکی را جهت محل کار(طبابت) از سال 84 اجاره کرده بودم و هر سال در 24 ابان قرارداد اجاره را تمدید می کردیم و تا سال 89 هیچ مشکلی هم نداشتیم. در ابتدای سال 89 همکارم از انجا رفت و من در حالیکه نصف ملک دست من بود ماندم.از ان موقع تا مدتی اجاره را علی الحساب به موجر دادم چراکه در میزان اجاره با هم اختلاف نظر داشتیم ( من طبق قرارداد نصف اجاره را قبول داشتم اما مالک بیشتر می خواست).به دلیل این شرایط، درهنگام انقضاء قرارداد ( 24/8/89) از موجر خواستم برای تصفیه حساب و تحویل ملک مراجعه کند اما ایشان مراجعه نکردند و چون مبلغی بابت رهن دست ایشان بود که بمن عودت نداد من هم نتوانستم جائی دیگری را( که مناسب شرایط کاریم پیدا کرده بودم) اجاره کنم و ملک بدون تمدید قرارداد دست من باقی ماند.البته در اخرین قرارداد اجاره که مربوط به 24/8/88 تا 24/8/89 می شود این مطب قید شده که :در صورت تمدید قرارداد در سال اینده قرارداد فوق با ده درصد افزایش توافق گردیده است . حدود 6 ماه بعد موجر دادخواست مطالبه اجاره به دادگاه داده و بررسی پرونده حدود یک سال طول کشید و در این مدت یکسال در تمام مواردی که دادگاه تشکیل شده موجر درخواست اجاره می کرده و هیچ وقت صحبتی از تخلیه ملک نکرده است . رای دادگاه بدوی در تاریخ 30/3/91 بمن ابلاغ شد که باید مبلغی را بابت اجاره به موجر بدهم .در این هنگام برای ملک مستاجر بهتری پیدا شد و موجر با گرفتن دستور تخلیه فوری ،اقدام به تخلیه ملک و تحویل اموال من به امین اموال می نماید.تخلیه ملک را هم بدون اطلاع قبلی و بدون دادن فرصت حتی چند ساعته تا خودم کارگر و ماشین بگیرم و وسائل را جمع کنم انجام دادند(از زمان ارائه دادخواست تخلیه به شورای حل اختلاف تا اجرای تخلیه فقط 2 روز طول کشیده است).سئوال من این است که ایا عدم ارائه دادخواست تخلیه از سوی موجر در طول این مدت یک سال مراجعه به دادگاه برای گرفتن اجاره ،به معنی تراضی شفاهی برای تمدید اجاره نامه از سوی موجر نمی باشد؟اگر جواب مثبت است بنابراین قرارداد من بطور ضمنی تا 24/8/91 تمدید شده است و در این شرایط ایا موجر می توانسته دستور تخلیه فوری بگیرد و ملک را تخلیه کند؟ و اگر دستور تخلیه غیر قانونی انجام شده و با در نظر گرفتن این که از زمان تخلیه تا کنون نتوانستم مکان مناسب برای ادامه کارم پیدا کنم من بر اساس کدام مواد قانون می توانم مطالبه ضرر و زیان ناشی از تخلیه ملک را مطالبه کنم ؟ در دستور تخلیه فوری مطابق ائین نامه اجرائی قانون سال 76 ایا نباید 3 روز وقت تخلیه به من می دادند؟ پیشاپیش از الطاف شما سپاسگزارم

2پاسخ

دوست عزیز و بزرگوار، مواردی که مطرح فرمودید در دو قسمت قابل بررسی است . اول در مورد عدم ارائه دادخواست تخلیه است که در این مورد باید عرض کنم با انقضای مدت مندرج در اجاره نامه ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام،در تاریخ 90/09/02 آپارتمانی را به صورت پیش فروش با مبایعه نامه رسمی در یک بنگاه معاملات ملکی خریدم که در زمان فوق فاقد پروانه ساخت بود و فروشنده اظهار نمود پروانه ساخت تا یک هفته تا ده روز آماده خواهد شد و کلیه چکهای آنرا از تاریخ 90/10/02 و هر سه ماه یک چک تحویل فروشنده دادم و در مبایعه نامه نیز درج گردید ضمناً در مبایعه نامه توضیح داده شده است که پرداخت چکها متناسب با پیشرفت فیزیکی و عملیات ساختمانی کار خواهد بود.در تاریخ اولین چک پک یعنی 90/10/02 پروانه ساخت حاضر نشد لذا این جانب به فروشنده اطلاع دادم چون هنوز پروانه آماده نشده چک اول را پاس نخواهم کرد و ایشان هم گفتند ایرادی ندارد.حال با گذشت 4 ماه که هنوز هم پروانه آماده نشده است و من هم کد رهگیری برای آپارتمان فوق نگرفته هم، فروشنده اخیراً اعلام کرده به علت بالا رفتن قیمت مصالح شما چون تا کنون مبلغی پرداخت نکرده اید باید مبلغ 10 میلیون تومان علاوه بر قیمت قبلی پرداخت نمایید. سوال این است با وجودی که در مبایعه نامه صراحتاً اعلام شده فروشنده نمیتواند به دلیل افزایش قیمت مصالح درخواست مبلغ اضافی بکند و نیز اینکه اینجانب عملاً مبلغ نقدی پرداخت نکرده ام و همچنین فروشنده چکها را به بانک نبرده و در موعد آن برگشت نزده است: 1- آیا فروشنده میتواند معامله را فسخ کند یا مبلغ اضافی طلب نماید؟ 2- در صورت فسخ معامله توسط فروشنذه این جانب میتوانم مبلغ ضرر و زیان مشخص شده در مبایعه نامه را که 20 میلیون تومان است ادعا نمایم؟ منتظر راهنماییهای شما هستم. باتشکر فراوان

2پاسخ

با سلام/تا آنجا که به یاد دارم این سوال قبلا طرح شده بودو پاسخ نیز داده شد! علیهذا جواب با شرح بیشتری بیان میگردد.با توجه به سوال شما و اطلاعاتی که داده اید گرچه نا کافی است و ابهاماتی دارد. جواب سوالات بشرح ذیل است .بنظر نه می تواند معامله را فسخ کند و نه مبلغ بیشتری بگیرد زیرا مطابق قانون تجارت و چک /اسناد تجاری داده شده است /که میتواند در حکم وجه نقد باشد.و وی با وجود مانع ایجاد شده در اخذ پروانه ساخت توافق کرده که تا اخذ پروانه ساخت از بردن چک به بانک خودداری نماید.شروط موجود در مبایعه نامه یا قرارداد پیش فروش ساختمان نقش کلیدی در فسخ یا اخذ خسارت یا الزام به ایفا تعهدات طرفینی دارد .در صورتی که بنا به هر دلیل مجهول معامله فسخ شود مطابق قاعده تسبیب و ماده 10 قانون مدنی مسبب با دعوی ذیحق باید مبلغ وجه التزام تعیین شده را پرداخت نماید. شما میتوانید دادخواست الزام به اخذ پروانه ساخت و ساخت بنا و پایان کار وتفکیک ودر صورت رهن بانکی فک رهن یا تنظیم سند با حفظ حقوق مرتهن واخذ خسارات تاخیر ودادرسی و حق الوکاله را در دادگستری مطرح نمایید و در صورت جمع شرایط صحت معاملات و نبودن فورس ماژور برای فروشنده به حکم محکمه وی الزام به ایفا تعهدات می شود .توجه نمایید معاملات پیش فروش در حال حاضر از استحکام و حمایت قانونی برخوردار هستند و قانون در این زمینه تهیه شده است فلذا در صورت عدم اقدام از سوی طرف و عدم سازش با یکدیگر هر چه سریع تر از طریق وکیل اقدام نمایید ضمنا اگر شرط وجه التزام دارید با تخلف شرط و مسجل شدن آن می توانید وجه التزام را بگیرید با تئجه به نبود اسناد شما بیش از این نمی توان راهنمایی نمود موفق و پیروز باشید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

به نام خداوباسلام افتخاردارم برای دفعه ی چهارم ازمحضرشمااستفاده می کنم درسال 88به دعوت یکی ازدوستان به کارکشاورزی دعوت شدم وایشان یک قطعه زمین داشت وشفاهی مقرر کردیم بنده به عنوان همکاری باوی کارکنم وماهانه حق الزحمه ی مرابدهدودراین مدت دوفقره وام به نام خودم گرفتم به ایشان دادم که طبق تعهدنامه وسازش نامه ی شورائ حل اختلاف پرداخت اقساط به عهده ی ایشان است وهیچ گونه قراردادی مبنی برشراکت بین ما نمی باشدوتمام امور کشاورزی مانند اجیرکارگروکشت محصولات وبه کارگیری تجهیزات به دستورایشان بوده وپس ازده ماه پیشنهادشراکت به من دادکه من به دلایلی نپذیرفتم وباتوافق وی ازایشان جداشدم وقرارشدحق الزحمه ی مراهم بدهدالآن پس ازیک سال برعلیه بنده دادخواستی به دادگاه ارائه داده باعنوان فسخ قراردادشراکت ودرآن مطرح نموده که با من {خوانده} اقدام به عقدقراردادشراکت نموده به طوریکه زمین ازخواهان {وی} واجیرکارگروتجهیزات وکودوبذروسم به عهده ی خوانده است وخوانده پس ازده ماه کارکشاورزی را رهانموده است وتقاضای دریافت ازخوانده راداردوضمنایک استشهادمحلی باامضائ چندکارگرکه باایشان همکاری دارندتنظیم نموده وقیدکرده که بنده شریک ایشان می باشم وبااخذ کارگراقدام به کشت محصولات نموده ام وقبل ازبرداشت زمین رارهاکرده ام . سوالات: 1- باتوجه به عدم وجودقراردادشراکت فی مابین ما،وانجام تمام امورکشاورزی به دستورایشان آیابنده بایدبرای رددعوی ،من هم استشهادنامه تنظیم کنم واگرجواب مثبت است چه مطالبی قیدنمایم؟ 2-من حاضرم برای ردتمام موارددعوی ایشان سوگندبخورم درچه موقع این کارلازم است؟آیااین کارلازم است؟ 3-آیاجهت توجیه شهودخواهان ،باشهودخواهان صحبت کنم وآنهارانسبت به شهادت غیرواقع آگاه سازم ؟ 4-اگر بنده شاهدی نیافتم تکلیف چیست؟وبنده محکوم می گردم؟ باتشکر

2پاسخ

با سلام دوست محترم درخصوص سوال شما شرایط متفاوت است بدین شرح که 1-آیا شما شراکت را قبول دارید؟2-آیا به عنوان مشارکت فعالیت نموده اید؟ ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده در سال 79یک قطعه زمین 9 جریبی به همراه2 ساعت و نبم آب از پدرم طبق مبایعه نامه با مبلغ معین و حدود معین خریدم و بیش از 10سال است که در تصرف من است و چند سال پیش اداره منابع طبیعی زمین آن را به من فروخته است. پدرم در سال 88فوت مینماید.پس از فوت پدر یکی از برادرانم برگه ای را که معلوم نیست چگونه بدست آورده و چه کارهایی کرده، علیه بنده دادخواستی میدهد. مفاد برگه ای که تهیه کرده است به قرار زیر میباشد: "اینجانب ع. سکوت مالک و متصرفی 3ساعت و 20 دقیقه آب از 1500 سهم مجاری چاه موتوری و قطعه زمین 4 جریبی با حدود...تمامی آن را واگذار و فروختم به پسرانم به نامهای الف ،ب وج . هریک نسبت به آب مجاری مذکور و4جریب زمین که منافع آن مدام العمر با پدر خریداران میباشد وهیچ کس دیگر حق و حسابی با خریداران چه در حیات و چه در بعد از فوت نخواهد داشت-برگه بتاریخ 1369" {در پای برگه امضای هیچ یک از به اصطلاح خریداران نمیباشد.} به فرض محال که برگه فو ق صحت داشته باشد : 1-پدرم 20 سال پیش کل زمین 4جریبی با نیم ساعت آب آن را به شخص ثالثی فروخته و خود خواهان هم تاکنون هیچ گونه اعتراضی ننمموده.( لطفا در این مورد بیان فرمایید) 2-در مورد انکار و تردید نسبت به برگه ی سال 69 بیان فرمایید و اثبات اثر انگشت متوفی با خواهان است یا خوانده. 3-بنده که به اصطلاح یکی از خریداران میباشم هیچ گونه اطلاعی از آن برگه نداشته و نمیدانم چگونه نام من بعنوان خریدار ذکر شده است. آیا برگه فوق با توجه به معنی و مفاد آن انجام عقدی را به اثبات میرساند (منظور برگه سال69)قانون در این باره چه میگوید. 4-خواهان حدود 6ماه پیش اقدام به تهیه استشهادیه دشتی نموده و در آن ذکر کرده که مرحوم پدرمان مالک 3 ساعت و 20 دقیقه آب چاه موتوری بوده که بموجب برگه واگذاری 69، بین ما سه نفر برادر بالسویه تقسیم کرده . این جمله "بالسویه تقسیم کرده"چه چیزی را میرساند ؟ وعنوان کرده اینک 2ساعت و 30دقیقه آن در تصرف بنده است و زمینی که در تصرفش میباشم با همین آب احیا شده است. (زمین جدید را منابع طبیعی به بنده فروخته است) (لطفا در این مورد بیان فرمایید) ضمنا خواهان در دادخواست خود قید کرده که پدرم نیم ساعت آب را به شخص ثالث فروخته و مابقی را با 4جریب زمین بین سه برادر بالسویه فروخته است (ذکری از مبلغ نشده)آیا تناقضی بین دادخواستش و برگه سال 69 و استشهادیه وجود ندارد؟ لطفا اینجانب را راهنمایی فرمایید. باتشکر

2پاسخ

باسلام 1- طبق ماده 339 قانون مدنی "پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن، عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می‌شود. ممکن است ...

مشاهده پاسخ کامل